جمعه ١٤ آذر ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


بررسی رویدادهای قیام توّابین -2

نامه سليمان به رهبران شيعه

سلیمان بن صرد نامه‌هایی به بزرگان شیعه نوشت و آنان را از گردهمایی توّابین و تصمیم‌هایی که برای انتقام از قاتلان امام حسین(علیه السلام)گرفته شد با خبر ساخت.

نامه سلیمان به رهبران شیعه
سلیمان بن صرد نامه‌هایی به بزرگان شیعه نوشت و آنان را از گردهمایی توّابین و تصمیم‌هایی که برای انتقام از قاتلان امام حسین(علیه السلام)گرفته شد با خبر ساخت. بعضی از این بزرگان عبارت بودند از:
1. مثنّی بن مخربه
مثنّی بن مخربه بیرون از کوفه زندگی می‌کرد. سلیمان به او نامه نوشت و او را به همراهی با توّابین دعوت کرد.[1] او این دعوت را اجابت کرد و نامه‌ای به این مضمون برای سلیمان نوشت: نامه شما را خواندم و آن را برای دیگر برادرانت قرائت کردم. آنان رأی شما را پسندیدند و دعوت شما را اجابت نمودند و ما ان‌شاء الله در زمانی که مشخص کردی، نزد تو می‌آییم. والسلام.[2]

مثنّی در آخر نامه‌اش این ابیات را نیز نوشت:

تَبَصَّرْ كَاَنِّي قَدْ اَتَيْتُكَ مُعْلِما
عَلى اَتْلَعِ الهادِي اَجَشَّ هَزِيمِ
طَوِيلِ القَرا نَهْدِ الشَّواءِ مُقَلِّصٍ
مُلِحٍّ عَلى قاري اللِّجامِ اَزُومِ
بِكُلِّ فَتىً لا يَمْلَأُ الرَّوْعُ قَلْبَهُ
مِحَشّ لِنارِ الحَرْبِ غَيْرِ سَؤُومِ
اَخِي ثِقَه يَنْوِي الاِلهَ بِسَعْيِهِ
ضَرُوبٍ بِنَصْلِ السَّيْفِ غَيْرِ اَثِيمِ
«آگاه باش! گویا من به‌عنوان خبر دهنده نزد تو می‌آیم. من کسی را که بلندقامت و دارای عصا و صدای بلند است، با صدایم می‌شکنم. کمرم مانند شیر پهن است و قامتم دراز و به ساکنان روستا اصرار می‌ورزم و آنها را با خود می‌آورم. من با جوانانی می‌آیم که در دلشان ترس نیست، و آتش جنگ را بدون خستگی شعله‌ور می‌سازند. مورد اعتمادی که سعی در رضایت خدا دارد، و با لبه شمشیر می‌زند، درحالی‌که او از گناه به دور است.»[3]

و طبق این نامه مثنّی به درخواست سلیمان جواب مثبت داد تا خود و قومش برای پیوستن به توّابین و یاری آنها اعلام آمادگی کنند.
2. سعد بن حذیفة
سلیمان نامه‌ای به سعد بن حذیفه بن یمان که در مدائن ساکن بود، نوشت و او را از تصمیم توّابین آگاه ساخت و او و قومش را برای یاری توّابین دعوت کرد. نامی او این گونه بود: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم.
از سلیمان بن صرد خزاعی به سعد بن حذیفه و دیگر مؤمنان؛ سلام علیکم!
بدانید که خوبی‌های دنیا پشت نموده و بدی‌های آن رو کرده است، و به مردان عاقل بغض و کینه می‌ورزد و بندگان خوب خدا با سرعت از آن سر کردند و متاع اندک دنیا را در مقابل ثواب فراوان خدا که فنا نمی‌گردد، عوض نمودند.
اولیای خدا از برادرانتان و شیعیان آل رسول(صلی الله علیه و آله)در آنچه به آن مورد امتحان قرار گرفتند، درباره فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله)که دعوت شد و اجابت کرد، پس دعوت نمود و اجابت نشد، خواست برگردد، مانع شدند. امان طلبید، داده نشد. مردم را رها ساخت؛ ولی آنها او را رها نساختند؛ بلکه به او تعدّی نمودند و او را کشتند، سپس او را غارت نمودند و به جور و ظلم برهنه‌اش ساختند و از روی جهل و غرور به خدا این کار را انجام دادند و هر آنچه کردند، در برابر خدا بود و به سوی او برمی‌گردند. آنان که ظلم نمودند، به زودی خواهند دانست که به کدام بازگشتگاه باز خواهند گشت.
هنگامی که برادرانتان به کارهای اشتباه خویش فکر کردند و دریافتند که در یاری ندادن فرزند پاک رسول خدا(صلی الله علیه و آله)مرتکب چه گناهی شده‌اند، دانستند که راهی برای توبه وجود ندارد، جز اینکه قاتلان امام(علیه السلام)را بکشند یا خودشان کشته شوند.
اکنون برادرانتان برای قیام آماده شده‌اند و برای دیگر برادرانشان زمان و مکانی معیّن نموده‌اند تا طبق آن، به آنان بپیوندند. و اما زمان، پس اول ماه ربیع الثانی سال 65ق و مکان، نخیله می‌باشد؛ چون شما همیشه موالیان و برادرانمان بودید، ما بر خویش واجب دیدیم شما را به کاری که خدا برای برادرانتان خواسته، دعوت کنیم. آنان اظهار می‌دارند که می‌خواهند توبه نمایند وشما به کسب فضل و به دست آوردن اجر و توبه از گناه سزاوارید، هرچند این کار به مرگ خویش یا مرگ فرزندان و از دست دادن اموال و از بین رفتن خویشان منجر گردد.
آنان که در عذراء به شهادت رسیدند (حجر بن عدی و یارانش) چه ضرری نمودند از اینکه در این دنیا نیستند؟ زیرا آنان نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند و آنان شهدایی هستند که صبر نمودند و خداوند اجر صابران را به آنان داد.
به برادرانتان که با تحمل شکنجه کشته و به ظلم بر دار آویخته شدند و مُثله گشتند و به آنها تعدّی شد، چه ضرری رسیده است، جز اینکه امروز زنده نیستند و به بلا و گناهی که شما گرفتار آن شدید، گرفتار نشدند؟ خداوند راه درست را برای آنان انتخاب نمود و به سوی پروردگارشان رفتند و خداوند اجرشان را عطا فرمود، پس در سختی و جنگ صبر کنید که خداوند شما را رحمت کند! به سرعت توبه کنید که به خدا سوگند! شما سزاوار هستید، همان‌گونه که برادرانتان به قصد دریافت ثواب خدا در تحمل بلا صبر نمودند، شما نیز برای کسب اجر صبر نمایید. کسی که به دنبال رضایت خداست، به دنبال چیز دیگری نیست. رضایت خدا را کسب کنید، حتی اگر کشته شوید.
تقوا در دنیا بهترین توشه است و جز آن، همه چیز فانی است. به آخرت - که دار عافیت است –و به جهاد با دشمنان خدا و دشمن خویش و دشمن اهل‌بیت(علیهم السلام) رغبت داشته باشید تا با توبه و شوق نزد خداوند بروید. خدا ما وشما را زندگی پاک و نیک دهد و از آتش جهنم دور سازد و مرگ ما را شهادت در راهش به وسیله بدترین بندگان و دشمن‌ترین آنان نزد او قرار دهد، که او بر همه چیز تواناست و هرچه می‌خواهد، برای اولیایش انجام می‌دهد. والسلام بر شما.[4]

این نامه، تصمیم راسخ سلیمان و یارانش بر فداکاری و کشته شدن را نشان می‌دهد، هرچند مجبور باشند بهای سنگینی را مانند از دست دادن جان فرزندان و خاندان خود بپردازند. آنان به دنبال چیزی جز اجر و از بین بردن گناهان خویش در تنها گذاشتن سبط رسول خدا(صلی الله علیه و آله)نبودند.
سعد نیز در پاسخ نامه به رغبت خویش در خون‌خواهی امام حسین(علیه السلام)تأکید نمود. متن نامه‌اش چنین بود: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم. به سلیمان بن صرد از سعید بن حذیفه و هر که نزد او از مؤمنان است: سلام علیکم! نامه شما را خواندم و مقصود از آن نامه را که ما را به سوی آن دعوت نمودی و نظر برادرانتان نیز هست، دریافتیم. تو به سوی نصیب و اجر هدایت شدی و در مسیر رشد قدم گذاشتی، ما نیز به صورت جدّی آماده هستیم؛ اسب‌ها را زین کرده‌ایم و لجام زده‌ایم و منتظر امر شما و گوش به فریاد منادی هستیم. هرگاه ندای منادی را شنیدیم، به نزد تو می‌آییم، والسلام.[5]

این نامه، نیّت صادقانه و سلامت عزم آنان را نمایان می‌سازد و نشان می‌دهد که آنان در آمادگی کامل برای مقابله با دشمن بودند و در مسیر قیام - که از آن منحرف نمی‌گردند - قدم گذاشتند.
شانزده هزار نفر برای خون‌خواهی امام حسین(علیه السلام)اعلام آمادگی کردند؛ اما در روز اول ربیع الثانی - که زمان اعلام قیام بود - این تعداد به چهار هزار نفر کاهش یافت. این امر باعث اضطراب و نگرانی رهبران توّابین گشت.[6]



پی‌نوشت :

[1]. جمهرة انساب العرب، سید عبد الرزّاق، دار الحیاة، بیروت، بی تا، ص 299.

[2]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ج 45، ص 233.

[3].تاريخ طبرى، ج 4، ص 431؛ كامل، ابن اثير، ج 4، صص 161 - 162.

[4]. تاريخ طبرى، ج 4، ص 429.

[5]. همان، ص 431.

[6]. كامل، ابن اثير، ج 3، ص 340.

منبع: ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره 198.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢٧ آبان ١٣٩٩ / شماره خبر : ٣٨٧٦٧٦ / تعداد بازدید : 1029/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج