جمعه ١٤ آذر ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


بررسی رویدادهای قیام توّابین -1

گردهمايى توّابين

پس از شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)بین مردم کوفه و برخی بلاد مسلمین دو روحیه بروز کرد؛ یکی روحیهٔ پشیمانی و دیگری روحیهٔ انتقام که هر کدام از این دو روحیه، منجر به حوادث و جریاناتی در تاریخ اسلام شد، به‌طوری‌که در «قیام توابین» روحیه پشیمانی رخ نمود و حس انتقام در «قیام مختار».

 بررسی رویدادهای قیام توّابین
ابوالفضل هادی‌منش
اشاره
پس از شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)بین مردم کوفه و برخی بلاد مسلمین دو روحیه بروز کرد؛ یکی روحیهٔ پشیمانی و دیگری روحیهٔ انتقام که هر کدام از این دو روحیه، منجر به حوادث و جریاناتی در تاریخ اسلام شد، به‌طوری‌که در «قیام توابین» روحیه پشیمانی رخ نمود و حس انتقام در «قیام مختار».
بنا بر قولی، قیام توّابین در ربیع الثانی سال 61ق آغاز شد و قیام مختار نیز در همین ماه؛ اما در سال 66ق به وقوع پیوست. بنابراین، در این مقاله به مناسبت ماه ربیع‌الثانی «قیام توّابین» مورد بررسی قرار می‌گیرد.
حول محور «قیام توّابین» مباحث مختلفی را می‌توان مطرح کرد؛ مباحثی همچون «زمینه‌های قیام»، «عوامل قیام»، «رهبران قیام»، «نتایج و دستاوردهای قیام» و...؛ لکن تمام این مباحث در یک مقاله نمی‌گنجد و ناچار بایستی به بخشی از آن پرداخته شود و مابقی مباحث، در مناسبت‌های آتی بررسی و ارائه گردد.
گردهمایی توّابین
اولین گردهمایی توّابین در سال 61ق پس از شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)در خانه صحابی بزرگ امام علی(علیه السلام)«سلیمان بن صُرَد خزاعی» تشکیل شد که بیش از یکصد نفر از جنگجویان و بزرگان شیعه در آن شرکت کردند.[1] چندین نفر در آن جلسه سخنرانی کردند که سخنان آنان، زمینه‌های به وجود آمدن قیام را فراهم ساخت. در اینجا به برخی از این سخنرانی‌ها اشاره می‌شود:

1. مسيّب بن نجبه

مسيّب بن نجبه[2] با سخنانش جلسه را آغاز کرد و پس از حمد و ثنای خدا، گفت: ما به طول عمر مبتلا گشتیم و به انواع فتنه‌ها گرفتار شدیم. از خداوند می‌خواهیم که ما را جزء کسانی قرار ندهد که درباره آنان فرمود: ]اَوَلَمْ نُعَمِّرْکُمْ ما یَتَذَکَّرُ فِیهِ مَنْ تَذَکَّر[؛«مگر شما را آن‌قدر عمر ندادیم که هر کس باید در آن عبرت گیرد، عبرت می‌گرفت؟» امیر مؤمنان علی(علیه السلام)فرمود: «اَلعُمْرُ الَّذِی اَعْذَرَ اللَّهُ فِیهِ اِلی ابْنِ آدَمَ سِتُّونَ سَنَةً؛ عمری که خداوند انسان را در آن معذور می‌دارد، شصت سال است.» درحالی‌که همه ما از این سن گذشته‌ایم.

پیش از این، پیوسته ما خود را پاک و راست‌گو وانمود می‌کردیم؛ ولی خداوند ما را راست‌گو نیافت؛ زیرا فرزند دختر رسولش را یاری ندادیم، در حالی که پیش از آن برای او نامه نوشته و خواسته بودیم که نزد ما بیاید، و هنگامی که از ما کمک خواست، ما جان خویش را از او دریغ ساختیم و او در کنار ما کشته شد و ما او را یاری ندادیم و با زبان خویش از او دفاع ننمودیم و با اموال خویش او را تقویت نساختیم و از خاندان خود برای او کمک نخواستیم.
عذر ما نزد خدا و هنگام ملاقات با پیامبر(صلی الله علیه و آله)چیست، درحالی‌که فرزند حبیبش رسول خدا(صلی الله علیه و آله)در میان ما کشته شد؟ به خدا قسم! عذری نزد خدا نداریم، جز اینکه قاتلان او را بکشیم یا در این راه کشته شویم، شاید خداوند از ما راضی گردد. ای قوم! از میان شما مردی را بر خود والی قرار دهید؛ زیرا نیازمند امیری هستید که به او پناه ببرید و محتاج پرچمی هستید که زیر آن قرار بگیرید.[3]

این سخن، پشیمانی شدید و ترس آنان از عذاب خدا را نشان می‌دهد؛ زیرا آنان در یاری ندادن و تنها گذاشتن فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله)مرتکب گناه بزرگی شده بودند. آنان بدون دلیل خود را تبرئه می‌کردند؛ زیرا هنگامی که خداوند آنها را به جهاد در کنار حضرت سیدالشهدا(علیه السلام)مورد آزمایش قرارداد، او را اجابت نکردند و زندگی دنیا را ترجیح دادند و مستحقّ کیفر و ناخشنودی خداوند گشتند که هیچ کفّاره‌ای بر گناهشان وجود نداشت، جز اینکه به خون‌خواهی امام حسین(علیه السلام)به‌پاخیزند و قاتلانش را از بین ببرند.

2. رفاعةبن شدّاد[4]

پس از مسیّب بن نجبه، «رفاعه بن شدّاد» بعد از حمد خدا چنین گفت: خداوند سخن حق را بر زبانت جاری ساخت. تو ما را به بهترین کار؛ یعنی جهاد با فاسقان و توبه از این گناه دعوت نمودی. ما سخن تو را اجابت می‌کنیم.
همچنین به ما گفتی که باید مردی از میان خود انتخاب کنید تا به او پناه ببرید و زیر پرچمش قرار بگیرید؛ اگر تو همان مرد باشی، ما به تو راضی هستیم و نزد ما پسندیده هستی، و اگر صلاح بدانی و اصحاب نیز قبول کنند، این شیخ بزرگ و صحابی رسول خدا(صلی الله علیه و آله)(سلیمان بن صرد خزاعی) را که سابقه فراوانی در اسلام دارد و دیندار و مورد اعتماد است، به رهبری انتخاب نماییم.[5]

اين خطاب، سخنان مسيّب بن نجبه را در دعوت به جهاد و انتخاب كسى كه به او پناه ببرند، تأييد نمود.

3. سليمان بن صرد[6]

سلیمان بن صرد نیز خطبه‌ای حماسی خواند و به خیانت و یاری ندادن سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)اشاره کرد. او بعد از ستایش خدا گفت: روزگار ملعونی است! فاجعه در آن دردناک گشته و ترس و مصیبت فراگیر شده است. ما چشم به راه آمدن اهل‌بیت(علیهم السلام) بودیم و به آنان وعده نصرت می‌دادیم و آنان را برای آمدن نزد ما تشویق می‌کردیم؛ اما چون نزد ما آمدند، عاجز و سست شدیم و بی‌برهان ماندیم تا فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله)و سلاله پاک او و عصاره وجود و پاره تنش در میان ما کشته شد. او هرچه فریاد زد، کسی به فریاد او نرسید، و هرچه دعوت نمود، اجابت نشد، و هرچه کمک خواست، کسی به او کمک نکرد. او رعایت انصاف را طلب کرد؛ ولی کسی توجهی ننمود.
فاسقان او را هدف تیرها و نیزه‌هایشان قرار دادند و او را کشتند و غارت نمودند و پس از کشتن اولاد و اهل‌بیت و شیعیانش، حرمتش را هتک نمودند. به پا خیزید و تقوای الهی را پیشه سازید که خدا بر شما غضب نموده است! نزد همسران و فرزندانتان برنگردید تا زمانی که خدا از شما راضی گردد. گمان نمی‌کنم خدا از شما راضی گردد، مگر اینکه با کسانی که او را به قتل رساندند یا در قتلش شریک بودند، بجنگید. از مرگ نهراسید که به خدا قسم! هر که از مرگ بهراسد، ذلیل می‌گردد. به پا خیزید و مانند باقیمانده بنی‌اسرائیل باشید که به آنها گفته شد: «خود را بکشید یا از دیار خویش خارج شوید.»
شمشیرها را بکشید و نیزه‌ها را آماده سازید. با جدّیت به جنگ بپردازید و تجهیزات و اسبان جنگی را آماده سازید، و در جنگ با فاسقان، سستی نورزید.[7]

این کلمات سلیمان - که از قلبی سرشار از درد برمی‌آمد - احساسات حاضران را برانگیخت؛ زیرا آنان فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله)را یاری ندادند تا اینکه شمشیرها بدنش را تکه تکه کرد. هیچ کفّاره‌ای برای این گناه بزرگ جز خون‌خواهی امام حسین(علیه السلام)و کشته شدن وجود نداشت تا شاید خداوند از گناه بزرگشان بگذرد.

تصمیمات گردهمایی توّابین
در این گردهمایی تصمیمهای مهمی گرفته شد که نشان از همبستگی و رشد سیاسی آنها داشت. این تصمیمها عبارت بود از:
1. انتخاب سلیمان بن صرد خزاعی به رهبری قیام و فرماندهی کل نیروهای مسلح، و طرح نقشه سیاسی و نظامی، و ارسال نامه به شیعیان جهت پیوستن به قیام؛
2. پنهان نگه‌داشتن قیام و انجام امور به‌صورت مخفیانه برای جلوگیری از مطّلع شدن حکومت؛
3. جمع‌آوری اموال و کمک‌های شیعیان برای خریداری وسایل جنگی؛
4. تعیین تاریخ معینی برای اعلام قیام (که تاریخ اول ربیع الثانی 65ق بود تا در سال‌های پیش از آن تاریخ، خود را برای جنگ آماده کنند)؛
5. انتخاب «نخیله» به‌عنوان مرکز اصلی تجمع انقلابیون و نقطه شروع قیام.
همچنین آنان «عبداللَّه تمیمی» را به‌عنوان مسئول جمع‌آوری اموال و کمک‌های مردمی منصوب کردند.
کمک‌های مردم
بعضی از حاضران کمک‌های داوطلبانه خود را سخاوتمندانه پرداخت کردند. آنان عبارت بودند از:
1. خالد بن سعد: او به پا خاست و گفت: به خدا قسم! اگر بدانم خداوند گناهم را نبخشد و از من راضی نگردد، جز به اینکه خود را بکشم، خود را خواهم کشت. شما را شاهد می‌گیرم که تمام اموالم، جز سلاح خویش را صدقه قرار می‌دهم تا مسلمانان بر دشمن پیروز گردند.
2. ابوالمعتمر کنانی: او از سران توّابین بود که متعهد شد تمام اموالش را در راه قیام مصرف نماید.



پی‌نوشت :

[1].تاريخ الامم و الملوک، محمد بن جریر طبری، دار الکتب العلمیه، بیروت، 1988 م، ج 4، ص 426.

[2]. وی از پهلوانان عرب، رئیس قبیله و مردی پرهیزکار بود. در جنگ قادسیه (15ق) و تمام جنگهای حضرت علی(علیه السلام)علیه دشمنان آن حضرت برای اسلام شمشیر زد. مسیب بن نجبه از اصحاب امامان علی، حسن و حسین(علیهم السلام) بود. او را از بهترین و سرشناس‌‏ترین شیعیان شمرده‌‏اند. پدرش از حضرت علی(علیه السلام)و خودش از امام حسن(علیه السلام)حدیث نقل کرده است. وی در جریان تجاوز لشکر معاویه به قلمرو سرزمین‌های تحت حکومت امام علی(علیه السلام)(39ق) از سوی آن حضرت به فرماندهی سپاه انتخاب شد تا به «تیماء» رفته و سربازان اشغالگر معاویه را از آن منطقه اخراج کند.

[3].كامل، ابن اثير، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1408 ق، ج 3، ص 332.

[4]. از اصحاب امامان علی، حسن و حسین(علیهم السلام) بود و در بین راه سفر حج، همراه مالک اشتر و گروهی دیگر از شیعیان در ربذه بدن مطهر صحابی بزرگ رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، ابوذر غفاری را کفن و دفن کرد و بر آن نماز گزارد.وی در جنگ صفین، فرمانده قبیله «بجلیه» بود و مردم قبیله‌‏اش را در نبرد با دشمنان امام علی(علیه السلام)رهبری کرد. رفاعة در قیام حجر بن عدی از انقلابیان جوان شمرده می‏‌شد.

[5].كامل، ابن اثير، ج 4، ص 159.

[6]. سلیمان بن صرد از اصحاب حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)و امامان علی، حسن و حسین(علیهم السلام) بود و از آنها 25 حدیث نقل کرده است. وی در سال 17ق (شش سال پس از فوت پیامبر(صلی الله علیه و آله)) همراه نخستین گروه مسلمانان مکه را به سوی کوفه ترک کرد و تا آخر عمر در این شهر جدید التأسیس اقامت گزید. سلیمان بن صرد خزاعی را عابدترین، برترین و صالح‏ترین فرد قبیله خزاعه خوانده‏‌اند. وی در میان قبیله خزاعه دارای جایگاهی ویژه بود. تمام قبیله از او اطاعت می‏کردند و بین قبیله خود سروری و ریاست داشت. شیعیان کوفه در رخدادهای سیاسی به او مراجعه می‏‌کردند و هماره خانه‌‏اش محل تصمیم‏‌گیری رهبران شیعه کوفه در حوادث بزرگ سیاسی بود، تا آنجا که وی را از بزرگان عراق نامیده‌‏اند.

[7]. كامل، ابن اثير، ج 4، ص 160.

منبع: ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره 198.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢٧ آبان ١٣٩٩ / شماره خبر : ٣٨٧٦٧١ / تعداد بازدید : 1176/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج