چهارشنبه ٢٧ شهريور ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


سیدجواد حسینی

شجاعت از صفات برجسته حضرت عباس (ع)

همین شجاعت و قدرت او بود كه پشتوانه محكمی برای امام حسین علیه السلام بود؛ هرچند تكیه امام حسین علیه السلام بر خداوند بود، اما وجود حضرت عباس كه یك بنده خالص شجاع و توانمند خداوند بود در واقع یاری خدا از طریق اسباب طبیعی بود...

از صفات بارز و برجسته حضرت عباس كه همگان حتی غیرمسلمانان با آن آشنایی دارند، شجاعت و دلیری ایشان است. از آغاز امیرالمؤمنین علیه السلام برای این موضوع سرمایه گذاری نموده بود، آنجا كه به برادرش عقیل - كه اطلاعات وسیعی از نسب قبایل عرب و تاریخ گذشته آن روز داشت - سفارش فرمود كه از اقوام اصیل و شجاع عرب، همسری برای من انتخاب كن كه زاده شجاعان و وارث دلاوری و شهامت باشد؛ زیرا می خواهم از این ازدواج، فرزند شجاع و دلیری به دنیا بیاید. عقیل پس از بررسی و جستجو «ام البنین كلابیه» را پیشنهاد كرد، كه حضرت با او ازدواج كند؛ چرا كه در جامعه [آن روز] شجاع تر و دلیرتر از اجداد و پدران او نبود. (1)
از «حضرت ام البنین» چهار پسر رشید و قهرمان به نام عباس، عبدالله، عثمان و جعفر به دنیا آمدند، كه بزرگ ترین و شجاع ترین آنها حضرت عباس بود.
استاد شهید مطهری می گوید:
«آرزوی علی علیه السلام در ازدواج با ام البنین در وجود مقدس حضرت ابوالفضل علیه السلام تحقق یافت.» (2)
به نمونه هایی كه شجاعت آن حضرت را می رساند اشاره می كنیم:
1. درباره ویژگیهای حضرت عباس در تاریخ می خوانیم:
«كالجبل العظیم وقلبه كالطود الجسیم لانه كان فارسا هماما وبطلا ضرغاما وكان جسورا علی الطعن والضرب فی میدان الكفار والحرب؛ [عباس] مانند كوهی بزرگ، و قلبش بسان كوهی خشن [و استوار] بود؛ چرا كه او جنگ آوری بلند همت و سلحشوری شیرگون بود و در [وارد كردن] نیزه و ضربات [بر دشمن] در میدان نبرد با كفار جسور [و بی باك] بود.»
2. در معالی السبطین چنین بیان شده است: «ولا یقاس بشجاعته الا شجاعة ابیه واخیه؛ شجاعت عباس با شجاعت پدرش [علی علیه السلام] و برادرش [امام حسین علیه السلام] مقایسه می شود.» (3)
و در ادامه می گوید: «در شجاعت عباس همین بس كه وقتی دشمنان صدای او را می شنیدند رگهای بدنشان می لرزید و از ترس صولت و قدرت او، قلبهایشان از وحشت می تپید و پوست بدنشان جمع می شد. با توجه به این شجاعت و شهامت بود كه ابن زیاد برای او امان نامه فرستاد و به خیال خام خود می خواست كه او را از حسین علیه السلام بگیرد.» (4)
همین شجاعت و قدرت او بود كه پشتوانه محكمی برای امام حسین علیه السلام بود؛ هرچند تكیه امام حسین علیه السلام بر خداوند بود، اما وجود حضرت عباس كه یك بنده خالص شجاع و توانمند خداوند بود در واقع یاری خدا از طریق اسباب طبیعی بود؛ لذا شهادت حضرت عباس سخت بر امام حسین علیه السلام اثر گذاشت و صریحا آنگاه كه كنار بدن برادر آمد فرمود:
«الآن انكسر ظهری وقلت حیلتی؛ اكنون كمرم شكست و راه چاره ام كم شد.» (5)
این سخنان از زبان معصومی صادر می شود كه تعارف و زیادگویی و خلاف واقع در كلام و مرامشان راه ندارد. و وقتی كه عباس اجازه میدان خواست امام حسین علیه السلام فرمود:
«اذا مضیت تفرق عسكری؛ هرگاه [از دستم] بروی سپاهم از هم می باشد.»
تاریخ نویسان نوشته اند:
«لم یبق الحسین بعد ابی الفضل الا هیكلا شاخصا معری عن لوازم الحیاة؛ از امام حسین بعد از [مرگ] ابی الفضل جز هیكلی [و مشتی استخوان] خالی از لوازم حیات و زندگی باقی نماند.» (6)
دشمنان هم سخت از مرگ عباس شاد شدند و جرات و جسارت پیدا كردند، و بر اصحاب و خیمه های امام حسین علیه السلام حمله ور شدند. در تاریخ می خوانیم:
«لما قتل العباس تدافعت الرجال علی اصحاب الحسین؛ (7) هنگامی كه عباس كشته شد، مردان [دشمن از هر سو] بر اصحاب امام حسین حمله ور شدند.»
تا تو بودی خیمه ها آرام بود // دشمنم در كربلا ناكام بود
تا تو بودی من پناهی داشتم // با وجود تو سپاهی داشتم
تا تو بودی خیمه ها غارت نشد // بعد تو كس حافظ یارت نشد
تا تو بودی چهره نیلی نبود // دستها آماده سیلی نبود
تا تو بودی دست زینب باز بود // بودنت بهر حرم اعجاز بود
تا كه مشكت پاره و بی آب شد // دشمن پر كینه ات شاداب شد


پی نوشت:

1) منتهی الامال، ص 136؛ ر. ك: تنقیح المقال، ج 2، ص 128.
2) حماسه حسینی، ج 1، ص 59.
3) معالی السبطین، ج 1، ص 267.
4) همان.
5) مقتل خوارزمی، ج 2، ص 30.
6) مقتل مقرم، ص 269.
7) ذریعه، ص 124.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره46.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ١٨ شهريور ١٣٩٨ / شماره خبر : ٣٣٣٠٨٥ / تعداد بازدید : 1584/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج