پنج شنبه ١٦ ارديبهشت ١٤٠٠
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


عبدالکریم پاک نیا

تربیت شایسته وسخاوت

پیروی از فرامین حیاتبخش امامان معصوم علیه السلام در صورتی محقق می شود كه پیوند عاطفی و درونی با آنان برقرار شود...

پیروی از فرامین حیاتبخش امامان معصوم علیه السلام در صورتی محقق می شود كه پیوند عاطفی و درونی با آنان برقرار شود و این پیوند معنوی، با شناخت كمالات وجودی آن گرامیان دوام می یابد. در این نوشتار در ادامه مباحث گذشته، با دو ویژگی امام حسین علیه السلام؛ یعنی، «سخاوت واحسان» و «تربیت شایسته» آشنا می شویم:


11. تربیت شایسته
امام حسین علیه السلام برای تربیت افراد، مخصوصا فرزندان خویش، از كارآمدترین شیوه ها بهره می گرفت كه هر یك از آنان می تواند برای پدران و مادران و مربیان عصر ما راهگشا باشد. ما در اینجا جهت اختصار فقط به مواردی از آن اشاره می كنیم:

الف. تكریم همسر
آن حضرت با چهره ای گشاده و روحی سرشار از عاطفه و محبت با همسران خود برخورد می كرد؛ چرا كه آرامش روحی و روانی مادر، در پرورش فرزندان نقش به سزائی دارد. امام حسین علیه السلام بارها تكریم همسر را به دوستانش متذكر شده و در پاسخ اعتراض آنان كه به وجود فرشها و پرده های نو در منزل حضرت ایراد می گرفتند، می فرمود: «اِنّا نَتَزَوَّجُ النِّساءَ فَنُعْطیهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَیشْتَرینَ بِها ماشِئْنَ، لَیسَ لَنا فیهِ شَی ء (1) ؛ ما با زنها ازدواج می كنیم و [پس از ازدواج] مهریه همسران را پرداخت می كنیم و آنان با مهرهایشان هر چه دوست داشته باشند می خرند و ما دخالتی نمی كنیم..»
امام حسین علیه السلام در مورد تكریم همسر و فرزند خود، اشعاری دارد كه از بالاترین علاقه قلبی و نهایت احترام به همسر و فرزندش حكایت می كند. در مورد همسرش حضرت رباب و دخترش سكینه می فرماید:
لَعَمْرُكَ اِنَّنی لاُحِبُّ دارا // تَكُونُ بِها سكینَةُ وَ الرُّبابُ
اُحِبُّهُما وَ اَبْذُلُ جُلَّ مالی // وَ لَیسَ لِعاتِبٍ عِندی عِتابٌ (2)
«به جانت سوگند! من خانه ای را دوست دارم كه در آن سكینه و رباب باشد، من آنها را دوست دارم و عمده اموالم را [به آنان] می بخشم و برای كسی شایسته نیست كه مرا سرزنش كند..»

ب. گزینش نام نیك
نام هر شخص، معرّف اعتقادات، فرهنگ، ملیت و اصالت خانوادگی اوست. صاحبان نام زیبا، در آینده به آن افتخار می كنند و صاحبان نامهای ناشایست، از نام خود احساس حقارت خواهند كرد. حضرت سیدالشهداء علیه السلام در این زمینه الگوی شایسته ای برای ماست. شیخ مفید اسامی فرزندان آن حضرت را این گونه می شمارد: علی، جعفر، عبدالله، سكینه، فاطمه. (3)

امام علیه السلام نامهای نیك را ترویج می كرد و در این رابطه به صاحبان آن نامها و والدینشان درود می فرستاد. هنگامی كه جنازه خونین حرّ را در آخرین لحظات زندگی به حضورش آوردند، حضرت با دستان مبارك خود، صورت او را نوازش كرد و در حالی كه خونِ چهره اش را پاك می كرد، فرمود: «بَخٍّ بَخٍّ لَكَ یاحُرُّ، اَنْتَ حُرٌّ كَما سُمّیتَ فی الدّنیا وَ الاْآخِرَةِ وَاللّهِ ما اَخْطَأَتْ اُمُّكَ اِذْ سَمَّتْكَ حُرّا فَاَنْتَ وَاللّهِ حُرٌّ فی الدُّنیا وَ سَعیدٌ فی الاْآخِرَةِ؛ (4) به به! احسنت به تو ای حرّ!تو آزادمردی؛ چنان كه در دنیا و آخرت آزاده خوانده می شوی، سوگند به خدا!مادرت در اینكه تو را حرّ نامیده اشتباه نكرده است. به خدا قسم! تو در دنیا آزادمرد و در آخرت سعادتمند خواهی بود..»

ج. تشویق
در تربیت، تشویق شیوه ای كارآمد و موفق است، و اگر با شرایط صحیح انجام شود، محركی بسیار قوی در ایجاد و تكرار رفتارهای پسندیده در مخاطبان خواهد بود. در سیره امام حسین علیه السلام تشویق جایگاه خاصی دارد. ابن شهرآشوب می گوید: جعفر،یكی از فرزندان امام حسین علیه السلام، در نزد معلمی به نام عبدالرحمن سلمی در مدینه آموزش می دید. روزی معلّم جمله «الحمدللهِ ربِّ الْعالمینْ» را به كودك خردسال حضرت سیدالشهداء یاد داد. هنگامی كه جعفر آن را برای پدر ارجمندش قرائت كرد، حضرت حسین علیه السلام معلم را فراخوانده و با اهدای هدایای ارزشمندی او را تشویق نمود، و هنگامی كه به خاطر اعطای پاداش زیاد به معلم، مورد اعتراض اطرافیان قرار گرفت، فرمود: هدیه من كجا با تعلیم «الحمدلله رب العالمین» برابر است؟! (5)

د. توجه به پرسشهای جوانان
هنگامی كه فرزندان به سن بلوغ و رشد عقلانی می رسند، سؤالاتی در ذهن آنان مطرح می شود كه پاسخ صحیح و منطقی به آن در پرورش اندیشه آنان خیلی مؤثر است. قاسم بن الحسن یادگار حضرت مجتبی علیه السلام، هنگامی كه در شب عاشورا از عمویش امام حسین علیه السلام شنید كه به اصحابش بشارت می دهد، فردا تمامی آنها شهید خواهند شد، در ذهن او نیز سؤالهایی نقش بست. از جای برخاسته و از امام علیه السلام پرسید: عموجان! آیا من هم در میان شهداء خواهم بود؟ امام حسین علیه السلام فرمود! «یا بُنَی كَیفَ الْمَوْتُ عِنْدَكَ؛ پسرم! مرگ را چگونه می بینی؟» نوجوان خوش سیما با تمام خلوص و صفا پاسخ داد: «اَحْلی مِنَ الْعَسَلِ؛ شیرین تر از عسل!»
قاسم دوباره سؤالش را تكرار نمود: آیا من هم در ردیف شهدای كربلا خواهم بود؟ امام پاسخ داد: عمویت فدای تو باد! بلی به خدا قسم تو را هم در ردیف یارانم خواهند كشت، حتی كودك شیرخواره ام عبدالله را نیز به شهادت می رسانند. (6)

12. سخاوت و بخشندگی
حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به عنوان اسوه كامل بشریت از تمام كمالات انسانی برخوردار بود. آن بزرگوار وارث تمام خوبیهای انبیاء، اولیاء و صلحا بود. و پیروان خود را نیز به فضائل اخلاقی ترغیب و تشویق می نمود و می فرمود: «اَیهَا النّاسُ نافِسُوا فِی الْمَكارِمِ وَ سارِعُوا فِی الْمَغانِمِ (7) ؛ ای مردم! در كسب فضائل والای اخلاقی تلاش و برای بدست آوردن این سرمایه های معنوی شتاب كنید!»
از برجسته ترین خصلتهای انسانی آن حضرت؛ سخاوت و بخشندگی اش می باشد. آن بزرگوار تلاش می كرد با حمایتهای مادی و معنوی خود، مرحمی بر زخمهای نیازمندان و انسانهای دردمند و خسته از فشارهای سنگین فقر و فلاكت بگذارد. امام حسین علیه السلام بر این باور اصرار می كرد كه: «مَنْ جادَ سادَ وَ مَنْ بَخِلَ رَذِلَ وَ اِنَّ اَجْوَدَ النّاسِ مَنْ اَعْطی مَنْ لا یرْجوُا (8) ؛ كسی كه بخشش نماید، بزرگی خواهد یافت و هر كس بخل ورزد، پست خواهد گشت و یقینا بخشنده ترین مردم كسی است كه به نیازمندی كه [از او] امید یاری ندارد، بخشش كند..»
و می فرمود: «مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤمِنٍ فَرَّج اللّهُ عَنْهُ كُرَبَ الدّنْیا وَ الاْآخِرَة؛ (9) هر كس كه غصّه ای را از دل مؤمنی برطرف كند، خداوند اندوه های او را در دنیا و آخرت برطرف می نماید..»
در اینجا به مواردی از بخششهای آن حضرت می پردازیم:
1. انس می گوید: نزد امام حسین علیه السلام بودم كه كنیزی آمد و دسته گلی به حضرت تقدیم كرد. امام فرمود: تو را در راه خدا آزاد كردم. گفتم: ای فرزند رسول خدا! یك دسته گل چقدر ارزش دارد كه شما او را آزاد كردید. امام فرمود: خدای سبحان ما را تربیت كرده است و فرموده است: «وَ اِذا حُییتُمْ بِتَحیةٍ فَحَیوُا بِاَحْسَنَ مِنْها اَوْرُدُّوها» (10) ؛ «هرگاه به شما تحیتی گفتند، پاسخ آنانرا نیكوتر از آن و یا به همان اندازه بدهید..» و پاسخ نیكوتر او همان آزادی اش بود. (11)
2. امام حسن علیه السلام به بیرون از مدینه رفت و شبی را بر چوپانی میهمان شد. او از حضرت كمال پذیرایی را نموده و هنگام صبح، امام را به سوی مدینه بدرقه كرد. حضرت مجتبی علیه السلام به او فرمود: اگر به مدینه آمدی، سراغ ما بگیر كه در خدمت تو باشیم. آن چوپان به مدینه آمد و به خدمت امام حسین علیه السلام رسید، به گمان اینكه امام حسن علیه السلام است، و عرضه داشت: من همان چوپانی هستم كه فلان شب میهمان ما شدید و فرمودید كه در مدینه به خدمتتان برسم.
امام حسین علیه السلام از گفته های چوپان فهمید كه برادرش امام مجتبی علیه السلام میهمان او بوده است. از او پرسید: تو چوپان چه كسی هستی؟ گفت: فلانی. امام پرسید: چند رأس گوسفند در اختیار داری؟ گفت: سیصد رأس.
امام حسین علیه السلام ارباب او را دعوت كرده و با رضایت وی، گوسفندان و چوپان را كه غلام او بود، خریداری كرد. آنگاه چوپان را بخاطر نیك رفتاریش با امام حسن علیه السلام آزاد كردو تمام گوسفندان را به او بخشید. سپس فرمود: «اِنَّ الَّذی باتَ عِنْدَكَ اَخی وَقَدْ كافَأْتُكَ بِفِعْلِكَ مَعَهُ؛ (12) آنكه در آن شب میهمان تو بود، برادرم امام حسن بود. اكنون اینها را در مقابل كاری كه با او كردی قرار دادم..»


3. مردی وارد مدینه شد و از بخشنده ترین فرد آن شهر پرسید: به او گفتند: حسین بن علی علیه السلام سخی ترین مرد این شهر است. او در پی حضرت به مسجد رفت و آن جناب را در حال نماز یافت، آنگاه با ابیاتی چند خطاب به امام حسین علیه السلام گفت:
لَم یخِبِ الاْآنَ مَنْ رَجاكَ وَ مَنْ // حَرّكَ مِنْ دُونِ بابِكَ الْحَلَقَة
اَنتَ جَوادٌ و اَنْتَ مَعْتَمَدٌ // اَبُوكَ قَدْ كانَ قاتِلُ الْفَسَقَة
لَولاَ الَّذی كانَ مِنْ اَوائِلِكُمْ // كانَتْ عَلینَا الْجَحیمُ مُنْطَبِقَة

«كسی كه به تو امید بسته و درب خانه ات را كوبیده، تا به حال ناامید و مأیوس نگردیده است. تو بخشنده ای و تو مورد اعتماد هستی و پدرت نابود كننده افراد فاسق بود. اگر هدایتها و زحمات شما خاندان رسالت نبود، عذاب جهنم همه ما را فرا می گرفت..»
امام حسین علیه السلام بعد از شنیدن سخنان وی، رو به قنبر كرده و فرمود: «آیا از مال حجاز چیزی به جای مانده است؟» قنبر گفت، بلی، چهار هزار دینار داریم. امام فرمود: «قنبر! آنها را حاضر كن كه این شخص برای مصرف آنها از ما سزاوارتر و نیازمندتر است..» سپس به منزل رفت و ردای خود را ـ كه بردی یمانی بود ـ از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید و به خاطر شرم و حیا، از لای در، به آن مرد نیازمند داد و اشعار او را نیز با ابیاتی زیبا و در همان قافیه پاسخ داد:
خُذْها فَاِنّی اِلَیكَ مُعْتَذِرٌ // وَ اعْلَمْ بِاَنّی عَلَیكَ ذوُ شَفَقة
لَوْكانَ فی سَیرِنا الْغَداةُ عَصا // اَمْسَتْ سَمانا عَلَیكَ مُنْدَفِقَة
لكِنَّ رَیبَ الزَّمان ذُو غِیرٍ // وَالْكَفُّ مِنّی قَلیلةُ النَّفَقة

«اینها را بگیر، من از تو معذرت می خواهم و مطمئن باش كه من نسبت به تو دلسوز و علاقه مندم. اگر امروز قدرت و حكومتی دست مابود، آسمان جود و رحمت ما بر تو ریزش می كرد. ولی حوادث روزگار در حال دگرگونی است،بدین جهت تنگدست شده و بخششمان اندك است..»
مرد عرب هدیه ها را گرفت و گریست. امام حسین علیه السلام فرمود: آیا عطای ما را اندك شمردی؟! گفت: نه هرگز! بلكه به این می اندیشم كه این دستان بخشنده چگونه به زیر خاك پنهان خواهد شد (13) ؟!
4. در زیارت جامعه كبیره خطاب به پیشوایان معصوم علیهم السلام عرضه می داریم: «فِعْلُكُمُ الْخَیرُ و عادَتُكُمُ الاْحْسانُ وَ سَجِیتُكُمُ الْكَرَمُ؛ كارهای شما نیك، عادت شما احسان، و رسم و روش شما كرامت و بزرگواری است..» علی بن طعان محاربی می گوید: هنگامی كه لشكر حرّ با امام حسین علیه السلام ملاقات كرد، من آخرین نفری بودم كه از سپاه حر به منزل «ذوحسم» رسیدم. امام حسین علیه السلام چون تشنگی من و اسبم را مشاهده كرد، به من فرمود: «اَنَخِ الرّاویةَ؛ این راویه را بخوابان!» چون ما به مشك راویه می گفتیم، منظور امام را نفهمیدم. حضرت دوباره فرمود: «یابْنَ اَخی! اَنخِ الْجَمَل؛ برادرزاده! [آن شتری كه مشك آب روی اوست [بخوابان!»
چون شتر را خواباندم: فرمود: از آب آن بنوش. من خواستم آب بنوشم، امّا بر اثر خستگی نتوانستم. امام حسین علیه السلام برخاست و از آن مشك، من و اسبم را سیراب كرد. (14)
آب خود با دشمنان تشنه قسمت می كند // عزت و آزادگی بین تا كجا دارد حسین

در اینجا به عنوان حسن ختام این بخش، ابیات دیگری از این شعر دلنشین شهریار تبریزی را می آوریم:
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین // روی دل با كاروان كربلا دارد حسین
از حریم كعبه جدش به اشكی شست دست // مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین
می برد در كربلا هفتادو دو ذبح عظیم // بیش از اینها حرمت كوی منا دارد حسین
پیش رو راه دیار نیستی كافیش نیست // اشك و آه عالمی را در قفا دارد حسین
رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند // تا بجایی كه كفن از بوریا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب // ورنه این بی حرمتیها كی روا دارد حسین
سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق // می نماید خود كه عهدی با خدا دارد حسین
او وفای عهد را با سركند سودا ولی // خون به دل از كوفیان بی وفا دارد حسین
دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا // با كدامین، سركند، مشكل دو تا دارد حسین
سیرت آل علی با سرنوشت كربلاست // هر زمان از ما یكی صورت نما دارد حسین
ساز عشق است و به دل هر زخم پیكان زخمه ای // گوش كن عالم پراز شور و نوا دارد حسین
دست آخر كز همه بیگانه شد دیدم هنوز // بادم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین
شمر گوید گوش كردم تا چه خواهد از خدا // جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
اشك خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار // كاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین


پی نوشت :

1) الكافی، ج 6، ص 476.
2) بحارالانوار، ج 45، ص 47.
3) الارشاد، ج 2، ص 137.
4) لواعج الاشجان، ص147؛ لهوف، سیدبن طاووس، ص192.
5) المناقب، ج3، ص 222.
6) مدینة المعاجز، ج4، ص214.
7) نزهة الناظر، حلوانی، ص81.
8) همان، ص82.
9) همان، ص82.
10) نساء، 86.
11) بحارالانوار، ج44، ص195.
12) كلمات الامام الحسین علیه السلام، ص 620.
13) بحارالانوار، ج 44، ص 190.
14) مقتل ابو مخنف، ص 82.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 63 .




تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٢٤ شهريور ١٣٩٠ / شماره خبر : ٩٢٥٤٨ / تعداد بازدید : 1834/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج