يکشنبه ٢٨ مهر ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


عبدالکریم پاک نیا

گذری بر اندیشه های اقتصادی امام صادق علیه السلام

یكی از بارزترین امتیازهای جوامع ایده آل، داشتن اقتصادی سالم، پویا و وجود مجریان فعال، متعهد و كاردان در عرصه های اقتصادی استیكی از بارزترین امتیازهای جوامع ایده آل، داشتن اقتصادی سالم، پویا و وجود مجریان فعال، متعهد و كاردان در عرصه های اقتصادی است...

سرآغاز

یكی از بارزترین امتیازهای جوامع ایده آل، داشتن اقتصادی سالم، پویا و وجود مجریان فعال، متعهد و كاردان در عرصه های اقتصادی است. پیامبران الهی نیز برای ایجاد قسط و عدالت در سطح وسیع آن در میان اقشار مختلف جامعه و تامین نیازهای مادی مردم و آبادانی و آسایش آنان به وسیله توزیع عادلانه امكانات، سرمایه ها، ایجاد زمینه های مناسب، اطلاع رسانی همگانی و بالاخره ترویج احسان، نیكوكاری و خدمت رسانی كوشیده اند تا مردم را به سوی سعادت و نیك بختی سوق دهند. این تلاشها كه در جهت تحقق بخشیدن به مقاصد الهی و اهداف آسمانی ادیان توحیدی و پیامبران و فرستادگان از سوی خداوند متعال انجام می گیرد، به منظور فراهم نمودن زمینه های عبودیت و قرب الهی برای عموم انسانهای سعادت طلب و حقیقت خواه می باشد.
در این نوشتار به مناسبت میلاد حضرت جعفر صادق علیه السلام و ضرورت رفع مشكلات مادی شهروندان به بررسی برخی از اندیشه های اقتصادی امام صادق علیه السلام در عرصه جامعه اسلامی می پردازیم.

ارزش كارهای اقتصادی
آن حضرت كار و تلاش در راه تامین نیازهای ضروری زندگی را همسان با جهاد در راه خدا قلمداد می كرد و می فرمود: «الكاد علی عیاله كالمجاهد فی سبیل الله؛ (1) آن كه برای تامین معاش خانواده اش تلاش كند، همانند رزمنده در راه خدا است..»
از منظر پیشوای ششم علیه السلام افراد سست عنصر و بی كار و بی تفاوت، مورد خشم و غضب الهی هستند؛ چنان كه می فرماید: «ان الله عز وجل یبغض كثرة النوم و كثرة الفراغ؛ (2) خداوند متعال زیادی خواب و بی كار بودن را دشمن می دارد..»
علاء بن كامل یكی از یاران آن حضرت روزی به محضرش شتافت و التماس دعا گفت، و اضافه نمود كه: ای پسر پیامبر صلی الله علیه و آله! از خداوند متعال بخواه كه زندگی راحت و مرفهی داشته باشم! امام صادق علیه السلام پاسخ داد: «لا ادعولك، اطلب كما امرك الله عز وجل؛ (3) من برایت دعا نمی كنم، تو [زندگی مرفه و راحت را] از همان راهی بخواه كه خداوند متعال به تو فرمان داده است [یعنی از راه تلاش و كوشش] ..»
بهبود بخشیدن به وضع زندگی و تدارك برخی از برنامه های اقتصادی در جامعه نه تنها نقص و عیبی برای یك انسان مسلمان به حساب نمی آید، بلكه ناشی از قوت ایمان و اراده استوار او در راه رسیدن به اهداف والای معنوی است. رئیس مذهب جعفری علیه السلام بر این اندیشه پای می فشرد كه: «ینبغی للمسلم العاقل ان لا یری ظاعنا الا فی ثلاث: مرمة لمعاش او تزود لمعاد او لذة فی غیر ذات محرم؛ كوچیدن برای یك مسلمان عاقل شایسته نیست مگر در سه مورد: بهبود بخشیدن به وضع اقتصادی (سفرهای تجارتی و..) . ، كسب توشه آخرت (سفرهای زیارتی) ، رسیدن به لذتهای حلال (سفرهای تفریحی) ..» (4)
امام صادق علیه السلام افزون بر ترغیب بندگان صالح به سوی فعالیتهای اقتصادی، خود نیز به غلامش، مصادف، چنین دستور می داد: «اتخذ عقدة او ضیعة فان الرجل اذا نزلت به النازلة او المصیبة فذكر ان وراء ظهره ما یقیم عیاله كان اسخی لنفسه؛ (5) مكانی پر درخت و یا ملك ثابت و غیرمنقولی به دست آور! چرا كه هر گاه برای شخصی حادثه ای یا مصیبتی رخ نماید و احساس كند كه برای تامین خانواده خود پشتوانه ای دارد، روح [و جانش] راحت تر خواهد بود..»
پیشوای ششم از افرادی كه در ظاهر زهد فروشی كرده، مردم مسلمان را به بهانه تقوا و ترك دنیا از فعالیتهای اقتصادی منع می كردند انتقاد می نمود وشیوه غلط آنان را تخطئه می كرد. سفیان ثوری از عالمان زهد فروش و ظاهر سازی بود كه علاوه بر مردم عادی، امام صادق علیه السلام را نیز از مظاهر دنیوی منع كرد. او زمانی مشاهده كرد كه امام صادق علیه السلام لباس نو و مناسبی پوشیده است، به امام علیه السلام گفت: تو نباید خود را به زیورهای دنیا آلوده سازی! برای تو زهد و تقوا و دوری از دنیا و مظاهر آن شایسته است. امام صادق علیه السلام با پاسخهای منطقی خویش وی را به اشتباهات خود واقف ساخت و از تفكرات صوفی مآبانه و انحرافی وی به شدت انتقاد نمود و فرمود: «می خواهم به تو سخنی بگویم، خوب توجه كن، سخن من به دنیا و آخرتت مفید خواهد بود. ای سفیان! رسول گرامی اسلام در زمانی زندگی می كرد كه عموم مردم از نظر اقتصادی در مضیقه بودند و پیامبر صلی الله علیه و آله خود را با آنان در زندگی ساده و فقیرانه هماهنگ می كرد، اما اگر روزگاری وضع معیشتی مردم بهتر شد اهل ایمان و نیكان و خوبان روزگار به بهره گیری از آن سزاوارترند نه انسانهای فاجر و منافق و كافر. ای ثوری! به خدا سوگند! در عین حالی كه وضع معیشتی خوبی دارم و از نعمتها و موهبتهای خداوند متعال كمال بهره را می برم، اما از روزی كه خود را شناخته ام شب و روزی بر من نمی گذرد مگر آنكه حقوق مالی خود را بر طبق فرمان خداوند متعال كه بر من واجب كرده است، ادا می كنم و به مصرف مناسبش می رسانم..» (6)

رعایت اصول
یك فرد دور اندیش در طول زندگی خود تلاش می كند كه با بهره گیری از اصول كاربردی اقتصادی بر رفاه و آسایش خود و خانواده اش بیفزاید و زندگی آرام و راحتی را برای پیمودن راه سعادت داشته باشد. امام صادق علیه السلام برخی از این اصول را چنین مطرح می كند:
الف) بهره گیری از تجربه
بدون تردید تجربه كاری هر انسانی، او را در برنامه ریزیهای آینده اش مدد می كند و هر قدر تجربه های زندگی بیشتر باشد و انسان آنها را در زندگی اش به كار گیرد، مسلم است كه توفیقات بیشتری در این زمینه خواهد داشت. امیر مؤمنان فرمود: «العقل حفظ التجارب؛ (7) از نشانه های خرد، نگه داری تجربه هاست..» و در این زمینه مسعود سعد زیبا گفته:
ای مبتدی، تو تجربه، آموزگار گیر //زیرا كه به، ز تجربه، آموزگار نیست
امام صادق علیه السلام در این زمینه رهنمود راهگشایی را به رهروان حقیقت طلب ارائه می دهد و تاكید می كند كه «المؤمن حسن المعونة، خفیف المؤونة، جید التدبیر لمعیشتة، لا یلسع من حجر مرتین؛ (8) مؤمن در یاری كردن زیباست (به زیباترین صورت دیگران را یاری می كند) ، كم تكلف است (برای دیگران تكلف ساز نیست) و زندگی اش را خوب اداره می كند و از یك سوراخ دو بار گزیده نمی شود (تجربه بار اول برایش كافی است) ..»

ب) استفاده از فرصتها
در زندگی گاهی فرصتهایی به دست می آید كه شخص می تواند از آن فرصت به نحو شایسته ای برای بهبودی دین و دنیای خویش بهره گیرد. تیزبینی و آینده نگری افراد موجب می شود كه این فرصتهای طلایی عاملی برای ارتقای جایگاه معنوی و اجتماعی آنان گردد. بدون شك از دست دادن چنین فرصتهایی موجب غم و اندوه و پشیمانی خواهد بود.
سعدیا، دی رفت و فردا همچنان موجود نیست // در میان این و آن فرصت شمار امروز را
امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرمود: «الایام ثلاثة: فیوم مضی لا یدرك و یوم الناس فیه فینبغی ان یغتنموه و غدا انما فی ایدیهم امله؛ (9) روزها سه گونه اند: یا روزی است كه گذشته و دیگر به دست نمی آید و یا روزی است كه مردم در آن به سر می برند و شایسته است كه آن را غنیمت شمارند و یا آینده ای است كه آرزوی رسیدن به آن را دارند..»
پیشوای ششم علیه السلام در سخن دیگری ضرورت بهره گیری از فرصتها را یادآور شده، می فرماید: «هر كس فرصتی را به دست آورد و با این حال منتظر فرصت بهتری باشد، روزگار آن فرصت به دست آمده را از دستش خواهد گرفت؛ زیرا عادت روزگار سلب فرصتها و رسم زمانه از بین بردن موقعیتهاست..» (10)

ج) تلاش و كوشش
از مهم ترین رموز توفیق در زندگی، تلاش دائم و پایداری در راه هدف می باشد. تحر ك و پویایی كه از اعتقاد راسخ انسان به مقاصد خویش سرچشمه می گیرد، در راه رسیدن به مراد ضروری ترین عامل به شمار می آید. انسان مسلمان برای رسیدن به سعادت اخروی باید در امور دنیوی خویش نیز تلاش كند و آن را به عنوان وسیله و پلی برای وصال به مطلوب بنگرد.
علی بن عبدالعزیز می گوید: امام صادق علیه السلام روزی از من احوال عمر بن مسلم را پرسید. عرضه داشتم: فدایت شوم او از تجارت دست برداشته و به عبادت و نماز و دعا روی آورده است. امام فرمود: «وای بر او! آیا او نمی داند كه هر كس به دنبال دنیا و كسب روزی حلال نرود، دعایش مستجاب نخواهد شد..» سپس امام افزود: «هنگامی كه آیه «من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب.» ؛ (11) «هر كس تقوای الهی پیشه كند (خداوند) راه خروج از مشكلات را برایش قرار می دهد و از جایی كه گمان نمی برد روزی اش می دهد..» نازل شد، تنی چند از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله از كسب و كار دست كشیده و درها را به روی خود بسته، مشغول عبادت شدند تا خداوند متعال روزی آنان را از طریق عبادت برساند. هنگامی كه رسول اكرم صلی الله علیه و آله خبردار شد، آنان را احضار نمود و فرمود: شما به چه انگیزه ای از كسب و كار دست كشیده و از جامعه فاصله گرفته و به عبادت پرداخته اید؟! گفتند: یا رسول الله! خداوند روزی ما را تكفل كرده و ما هم به عبادت او روی آورده ایم! رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «انه من فعل ذلك لم یستجب له، علیكم بالطلب؛ هر كس چنین كند دعای او پذیرفته نخواهد شد، بر شما باد به كسب [روزی و درآمد] ..» (12)
حضرت امام صادق علیه السلام در سخن دیگری توضیح می دهد كه برخی از افراد دعایشان هیچ گاه به اجابت نخواهد رسید، و از جمله فرمود: «رجل جالس فی بیته یقول اللهم ارزقنی فیقال له الم آمرك بالطلب؛ (13) مردی در خانه اش نشسته و مدام می گوید: خدایا! به من روزی عطا كن! به او گفته می شود: آیا تو را فرمان ندادم به طلب [روزی] ..»
در هر صورت، برای رسیدن به مقصود باید تلاش نمود و در راه آن مشكلات و سختیها را تحمل كرد تا اینكه از دیگران بی نیاز شده، به استقلال اقتصادی برسیم. عطار نیشابوری می گوید:
به یكباری نیاید كارها راست // به باید كرد ره را بارها راست
به یك ضربت نخیزد گوهر از سنگ // به یك دفعت نریزد شكر از تنك
نگردد پخته هر دیگی به یك سوز // نیاید پختگی میوه به یك روز

د) اعتدال
خواهی اگر كه حفظ كنی آبروی خویش // بردار لقمه لیك به قدر گلوی خویش
رعایت اعتدال و میانه روی در مخارج و درآمدهای زندگی موجب آسایش و رفاه خواهد بود. اسراف و تبذیر، سخت گیری و تنگ نظری و بخل و طمع ورزی موجب اختلال در نظم زندگی می شود و چه بسا جایگاه اجتماعی فرد را متزلزل نموده و گاهی آبرو و شخصیت او را از بین می برد. معمولا افرادی كه ولخرجی می كنند، دچار تنگدستی و فقر می شوند و سپس از گردش ناملایم روزگار شكایت كرده، از شانس بد خود گلایه می كنند. امام صادق علیه السلام می فرماید: «ان السرف یورث الفقر و ان القصد یورث الغنی؛ (14) اسراف موجب فقر و میانه روی سبب توانایی می شود..» و سعدی گفته است:
چو دخلت نیست خرج آهسته تر كن // كه می گویند ملاحان سرودی
اگر باران به كوهستان نبارد // به سالی دجله گردد خشكرودی
عبدالله بن سنان می گوید: امام صادق علیه السلام هنگامی كه آیه «ولا تجعل یدك مغلولة الی عنقك.» (15) را تفسیر می كرد، انگشتان دست خود را كاملا بسته و دست خود را مشت نمود و به ما فرمود: «یعنی این چنین نكنید كه این نهایت خست و بخل است.» و در معنی آیه «ولا تبسطها كل البسط.» (16) دست خود را كاملا باز كرد و فرمود: «این چنین هم درست نیست؛ یعنی انسان هر چه دارد خرجش كند و چیزی در كف دستش نماند..» (17)
در نتیجه، این آیه شریفه افراط و تفریط در مصرف مال دنیا را نفی كرده، به اعتدال سفارش می كند.

تقسیم بندی مشاغل
فردی كه در جامعه اسلامی دنبال شغلی می رود و یكی از كارهای درآمدزای اقتصادی را انتخاب می كند، لازم است قبل از ورود به میدانهای كار، چگونگی آن را بررسی نماید و نظر اسلام و رهبران معصوم علیهم السلام را در مورد آن شغل مد نظر داشته باشد تا اینكه در آینده دچار تشویش خاطر و ناراحتی درونی نگردد؛ چرا كه از منظر اسلام قبل از آنكه درآمد و جایگاه اقتصادی هر شغلی مد نظر باشد، مسائل معنوی، فرهنگی و سیاسی آن مورد توجه است و فرهنگ مبین اسلام قبل از آنكه به بهره های فردی هر شغلی بنگرد، به مصلحت جامعه مسلمین و كشورهای اسلامی می اندیشد. بدین جهت، مشاغل رایج در هر اجتماعی را در قالب شغلهای حلال و حرام دسته بندی كرده، به مسلمانان ارائه می كند. امام صادق علیه السلام می فرماید: «در یك تقسیم بندی كلی تمام شغلهای موجود در جامعه به چهار نوع تقسیم می شود: 1. تجارت و معاملات؛ 2. صناعات و حرفه ها؛ 3. كارگزاران حكومتی و كارمندان؛ 4. اجارات (درآمد املاك و كارگران روز مزد) ..»

سپس امام علیه السلام این چهار نوع شغل را به دو دسته حلال و حرام تقسیم كرده و می فرماید:
«خداوند متعال واجب كرده است كه بندگانش در موارد حلال اقدام كنند و از مشاغل حرام دوری گزینند..» در اینجا به چكیده سخنان امام صادق علیه السلام در مورد ملاك تعیین مشاغل حلال و حرام بسنده می كنیم:
معیار حلیت و حرمت در تجارت این است كه هر كالایی كه برای عموم مردم نیاز است و مصلحت و نفع جامعه در خرید و فروش آن می باشد، تجارت آن حلال است و هر معامله ای كه موجب فساد در جامعه و به ضرر جامعه اسلامی است، حرام می باشد، همانند: معاملات ربوی، خرید و فروش و انبار كردن كالاهایی كه از منظر اسلام مشروع نیستند (گوشت غیر مذكی، گوشت خوك، گوشت و پوست حیوانات درنده، شراب، آلات قمار، آلات لهو و لعب و..) . ، فروختن سلاح به دشمنان اسلام، و هر معامله ای كه موجب تقویت جبهه باطل باشد (مانند: جاسوسی و فروش اطلاعات به دشمن) ، و معاملاتی كه همراه با فریب كاری و دروغ پردازی انجام شود.
در صناعات و حرفه ها نیز معیار مصلحت جامعه اسلامی است؛ یعنی هر صنعت و حرفه ای كه موجب تقویت جامعه اسلامی می باشد و صلاح، رشد و تعالی مسلمانان را به ارمغان می آورد، از منظر امام صادق علیه السلام مجاز است و هر حرفه ای كه موجب مفسده و تضعیف جامعه باشد، ممنوع است. شراب سازی، جادوگری، صنایعی كه موجب ترویج فساد و فحشاء باشند، وسایلی كه موجب تضعیف و یا تخریب اعتقادات مسلمانان شوند، همكاری با ستمگران، سرقت و... از قبیل صنایع و حرفه های حرام می باشند.
اگر كارگزاران و كارمندان حكومتی تحت نظر حاكم عادل و امامان معصوم علیهم السلام و وكلای آنان انجام وظیفه كنند، درآمد و حقوقشان حلال است وگرنه حرام می باشد؛ مگر اینكه كارمندان زمامدار غیر عادل، با اجازه از حاكم شرع و یا اینكه به خاطر مصالح مسلمانان وارد دستگاه حكومتی شده باشند.
در مورد اجاره ها و درآمد املاك و كارگران نیز قضیه همین است؛ یعنی اولا، صلاح و فساد جامعه مدنظر می باشد و ثانیا، كالاها و انگیزه های حلال و حرام سرنوشت ساز است. (18)

مشاغل برتر از نظر امام ششم علیه السلام
حضرت صادق علیه السلام پیروان خود را همواره به انتخاب كسبهای حلال و مورد نیاز جامعه توصیه می نمود؛ اما در میان آنها برخی از مشاغل را بیشتر می پسندید كه به چند نمونه اشاره می كنیم:
باغداری و كشاورزی
ششمین ستاره آسمان ولایت در تفسیر آیه «و علی الله فلیتوكل المتوكلون.» (19) فرمود: «بارزترین مصداق انسانهای متوكل دهقانان و كشاورزان هستند..» (20)
ابن هارون واسطی می گوید: روزی از امام صادق علیه السلام در مورد دهقانان و زارعین پرسیدم. امام فرمود: «برزگران گنجینه الهی در روی زمین هستند..» سپس اضافه كرد: «وما فی الاعمال شی ء احب الی الله من الزراعة و ما بعث نبیا الا زراعا الا ادریس فانه كان خیاطا؛ (21) از میان كارها چیزی در نزد خداوند محبوب تر از كشاورزی نیست و خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نكرد، مگر اینكه كشاورز بود، به جز ادریس كه خیاط بود..»
امام صادق علیه السلام نه تنها مسلمانان را به كشاورزی و درختكاری ترغیب می كرد، بلكه خود نیز عملا به این كار اقدام می نمود.
ابو عمرو شیبانی می گوید: روزی امام صادق علیه السلام را مشاهده كردم كه در یكی از باغهای خود لباس كار پوشیده و بیل به دست گرفته و مشغول فعالیت است. آن حضرت چنان با جان و دل كار می كرد كه بدن مباركش خیس عرق بود. پیش رفتم و عرضه داشتم: جانم به فدایت، اجازه بفرمایید من به جای شما بیل بزنم و این كار سخت را انجام دهم. امام از پذیرش پیشنهاد من امتناع كرده و فرمود: «انی احب ان یتاذی الرجل بحر الشمس فی طلب المعیشة؛ (22) دوست دارم انسان برای به دست آوردن درآمد حلال در مقابل آفتاب آزرده شود..»
آری، بهترین و پاكیزه ترین درآمدهای انسان، زمانی است كه با عرق جبین و كد یمین به دست آمده باشد و رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله اولین شخص عالم امكان، دست چنین فردی را می بوسید و می فرمود: «هذه ید لا تمسها النار؛ (23) این دستی است كه آتش جهنم به آن نخواهد رسید..»

بازرگانی و تجارت
از دیگر مشاغلی كه امام صادق علیه السلام به آن تاكید می كند، تجارت و معاملات حلال می باشد. آن جناب بر این باور بود كه تجارت علاوه بر بهره های سرشار اقتصادی كه دارد، موجب زیادی عقل و افزایش قدرت اندیشه و تفكر و تدبیر و تجربه نیز هست. بدین جهت می فرمود: «التجارة تزید فی العقل؛ (24) داد و ستد موجب افزایش نیروی عقلانی است..»
اسباط بن سالم گفته است: روزی به حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم، آن حضرت پرسید: عمربن مسلم چه می كند؟ گفتم: حالش خوب است، اما دیگر تجارت نمی كند. امام علیه السلام فرمود: ترك تجارت كار شیطانی است - این جمله را سه بار تكرار كرد - آنگاه حضرت ادامه داد: رسول خدا صلی الله علیه و آله با كاروانی كه از شام می آمد معامله می كرد و با بخشی از درآمد آن معامله قرضهای خود را ادا می كرد و بخشی دیگر را در میان نیازمندان فامیل تقسیم می نمود. امام در ادامه فرمود: خداوند در مورد تاجران خداجو و با تقوا می فرماید: «رجال لا تلهیهم تجارة ولا بیع عن ذكر الله.» ؛ (25) «مردانی كه داد و ستد و معامله، آنان را از یاد خدا غافل نمی كند..» (26)

منشور حیاتبخش امام صادق علیه السلام به پیشه وران
در سیره اقتصادی امام ششم علیه السلام، بازرگانان امین و راستگو جایگاه والایی دارند. عبدالرحمن بن سیابه می گوید: هنگامی كه پدرم از دنیا رفت، یكی از دوستان پدرم به منزل ما آمد و بعد از تسلیت گفت: آیا از پدرت ارثی باقی مانده است تا بتوانی به وسیله آن امرار معاش كنی؟ گفتم: نه. او كیسه ای كه محتوی هزار درهم بود، به من تحویل داد و گفت: این سرمایه را خوب حفظ كن و از سود آن زندگی خود را اداره كن! من با خوشحالی پیش مادرم دویدم و این خبر را به وی رساندم. هنگام شب پیش یكی دیگر از دوستان پدرم رفتم و او زمینه تجارت را برایم فراهم كرد. به این ترتیب كه با یاری او مقداری پارچه تهیه كرده، در مغازه ای به تجارت پرداختم. به فضل الهی كار معامله رونق گرفت و من در اندك زمانی مستطیع شدم و آماده اعزام به سفر حج گردیدم.
قبل از عزیمت پیش مادرم رفتم و قصد خود را با او در میان گذاشتم. مادر به من سفارش كرد كه پسرم! قرضهای فلانی را (دوست پدرم) اول بپرداز، بعد به سفر برو! من نیز چنین كردم. با پرداخت وجه، صاحب پول چنان خوشحال شد كه گویا من آن پولها را از جیب خودم به وی بخشیدم و به من گفت: چرا این وجوه را پس می دهی، شاید كم بوده؟ گفتم: نه، بلكه چون می خواهم به سفر حج بروم، دوست ندارم پول كسی نزدم باشد.
عازم مكه شدم و بعد از انجام اعمال حج در مدینه به حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم. آن روز خانه امام علیه السلام خیلی شلوغ بود. من كه در آن موقع جوان بودم، در انتهای جمعیت ایستادم. مردم نزدیك رفته و بعد از زیارت آن حضرت، پاسخ پرسشهایشان را نیز دریافت می كردند.
هنگامی كه مجلس خلوت شد، امام به من اشاره كرد و من نزدیك رفتم. فرمود: آیا با من كاری داری؟ عرض كردم: قربانت گردم من عبدالرحمن بن سیابه هستم. به من فرمود: پدرت چه كار می كند؟ گفتم: او از دنیا رفت. حضرت ناراحت شد و به من تسلیت گفت و به پدرم رحمت فرستاد. آن گاه از من پرسید: آیا از مال دنیا برای تو چیزی به ارث گذاشت؟ گفتم: نه. فرمود: پس چگونه به مكه مشرف شدی؟ من نیز داستان آن مرد نیكوكار و تجارت خود را برای آن بزرگوار شرح دادم.
هنوز سخن من تمام نشده بود كه امام پرسید: هزار درهم امانتی آن مرد را چه كردی؟ گفتم: یابن رسول الله! آن را قبل از سفر به صاحبش برگرداندم. امام با خوشحالی گفت: احسنت! سپس فرمود: آیا سفارشی به تو بكنم؟ گفتم: جانم به فدایت! البته كه راهنماییم كنید! امام فرمود: «علیك بصدق الحدیث و اداء الامانة تشرك الناس فی اموالهم هكذا و جمع بین اصابعه؛ بر تو باد راستگویی و امانت داری، كه در این صورت شریك مال مردم خواهی شد. سپس امام انگشتان دستانش را در هم فرو برد و فرمود: این چنین..» عبدالرحمن بن سیابه می گوید: در اثر عمل به سفارش امام، آن چنان وضع مالی من خوب شد كه در مدتی كوتاه سیصد هزار درهم زكات مالم را به اهلش پرداختم. (27)


پس انداز برای آینده
امام صادق علیه السلام همواره توصیه می كرد كه هر شخصی باید برای آینده خود پس انداز داشته باشد تا اگر خدای ناكرده مشكلی برایش پیش آمد یا نیازی به پول پیدا كرد محتاج دیگران نباشد. یكی از یاران امام به نام «مسمع.» می گوید: روزی با مولایم حضرت صادق علیه السلام مشورت كرده، عرض كردم: سرورم! من زمینی دارم كه مشتری خوبی برایش آمده و به قیمت مناسب از من می خواهد. امام فرمود: ای ابا سیار! آیا می دانی كه هر كس ملك خود را بفروشد مال او از بین خواهد رفت. عرض كردم: فدایت شوم، من آن را به قیمت خوبی می فروشم و زمین بزرگ تری را می خرم. امام علیه السلام فرمود: در این صورت اشكالی ندارد. (28)
آن حضرت می فرمود: از نزدیك ترین یاران پیامبر صلی الله علیه و آله كه شما آنها را به فضل و زهد و تقوا می شناسید، سلمان و ابوذر هستند. شیوه سلمان چنین بود كه هرگاه سهمیه سالانه اش را از بیت المال دریافت می كرد، مخارج یك سالش را ذخیره می نمود تا زمانی كه در سال آینده نوبت سهمیه اش برسد. به او اعتراض كردند كه تو با این همه زهد و تقوا در فكر ذخیره آینده ات هستی! شاید امروز و فردا مرگ تو برسد! سلمان در جواب می فرمود: شما چرا به مردن فكر می كنید و به باقی ماندن نمی اندیشید؟ ای انسانهای جاهل! شما از این نكته غفلت می كنید كه نفس انسان اگر به مقدار كافی وسیله زندگی نداشته باشد، در اطاعت حق كندی و كوتاهی می كند و نشاط و نیروی خود را در راه حق از دست می دهد؛ ولی همین قدر كه به اندازه نیازش وسیله و مال دنیا فراهم شد با اطمینان و آرامش بیشتری به اطاعت حق می پردازد. (29)
امام صادق علیه السلام فرمود: «لا خیر فیمن لا یحب جمع المال من حلال یكف به وجهه و یقضی به دینه و یصل به رحمه؛ (30) كسی كه از راه حلال و به انگیزه حفظ آبرو و ادای قرض و رسیدگی به خانواده و فامیل به دست آوردن مال را دوست نداشته باشد، در او هیچ گونه خیری نیست..»

مهم ترین شرط فعالیتهای اقتصادی
از منظر اسلام فعالیتهای اقتصادی زمینه ساز كمالات و فضائل انسانی است و اگر فردی با این انگیزه به عرصه اقتصاد وارد شود، افزون بر منافع مادی و ظاهری به بهره های معنوی نیز نایل خواهد شد. عبدالله بن ابی یعفور می گوید: در محضر امام صادق علیه السلام بودم كه مردی از وی پرسید: به خدا قسم! ما به دنبال دنیا می رویم و دوست داریم آن را به دست آوریم. امام علیه السلام فرمود: تو می خواهی با دنیاطلبی و كسب درآمد چه كنی؟ او گفت: می خواهم نیازهایم را برطرف كنم، به خانواده ام رسیدگی نمایم، صدقه و احسان بدهم و حج و عمره انجام دهم. امام صادق علیه السلام فرمود: اینكه دنیاطلبی نیست؛ این به دنبال آخرت و ثوابهای الهی رفتن است. (31)
كسب درآمد و به دنبال منافع مادی رفتن انسان، باید با انگیزه های الهی باشد و آن را وسیله ای برای رسیدن به مقاصد الهی قرار دهد وگرنه دنیاطلبی امری زشت و ناپسند خواهد بود؛ چنان كه برخی افراد به دنبال جمع ثروت و ذخایر دنیوی هستند، در حالی كه هیچ انگیزه خیر و معنوی را مدنظر ندارند. گاهی این گونه افراد چنان حریص به جمع آوری مال دنیا هستند كه حتی سلامتی خانواده و تمام هستی خود را در راه ثروت اندوزی از دست می دهند. امام صادق علیه السلام به چنین كسانی هشدار داده، می فرماید: «لیس فیما اصلح البدن اسراف، انما الاسراف فیما اتلف المال و اضر بالبدن؛ (32) در آنچه كه بدن را اصلاح می كند اسراف نیست؛ اسراف در جایی است كه مال انسان از بین برود و به جانش نیز لطمه بخورد..»
از منظر امام صادق علیه السلام بین كسی كه از دنیا به عنوان وسیله ای برای كسب آخرت بهره می گیرد و بین كسی كه دنیا پرستی و جمع مال را پیشه خود نموده است، تفاوت واضح وجود دارد. به این جهت از سویی دلبستگان به مال دنیا و دنیاپرستان ظاهربین را لعن می كند و می فرماید: «ملعون ملعون من عبد الدینار و الدرهم؛ (33) مورد لعن خداست كسی كه بنده دینار و درهم باشد..» و از سوی دیگر به دوستدارانش توصیه می كند: «لا تدع طلب الرزق من حله فانه عون لك علی دینك؛ (34) طلب روزی از [راههای] حلال را هرگز رها نكن؛ چرا كه مال حلال یاور تو در دینت خواهد بود..»
مولوی این مضامین را در قالب شعر بیان می كند:
چیست دنیا از خدا غافل بدن // نی قماش و نقره و فرزند و زن
مال را كز بهر دین باشی حمول // نعم مال صالح خواندش رسول
آب در كشتی هلاك كشتی است // آب اندر زیر كشتی پشتی است
چونكه مال و ملك را از دل براند // زآن سلیمان خویش جز مسكین نخواند
گر چه جمله این جهان ملك وی است // ملك در چشم دل او لاشی است

 


1)- وسائل الشیعه، ج 17، ص 66.
2)- الكافی، ج 5، ص 84.
3)- همان، ص 78.
4)- وسائل الشیعه، ج 17، ص 63.
5)- الكافی، ج 5، ص 92.
6)- همان، ج 5، كتاب المعیشه، ح 1.
7)- نهج البلاغه، نامه 31.
8)- وسائل الشیعه، ج 15، ص 193.
9)- تحف العقول، ص 322.
10)- همان، ص 381.
11)- طلاق/2و3.
12)- تهذیب الاحكام، ج 6، ص 323.
13)- اصول كافی، باب من لا تستجاب دعوته، حدیث 2.
14)- من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 174.
15)- اسراء/29.
16)- اسراء/29.
17)- وسائل الشیعه، ج 17، ص 66.
18)- تفصیل فرمایشات آن حضرت رامی توان در كتاب وسائل الشیعه، ج 17، ص 83 و تحف العقول ص 331، 338 مطالعه كرد.
19)- ابراهیم/12.
20)- وسائل الشیعه، ج 17، ص 42.
21)- همان.
22)- وسائل الشیعه، ج 17، ص 39.
23)- اسدالغابه، ج 2، ص 169.
24)- وسائل الشیعه، ج 17، ص 17.
25)- نور/37.
26)- وسائل الشیعه، ج 17، ص 14و15.
27)- الكافی، ج 5، ص 134؛ بحارالانوار، ج 47، ص 384.
28)- الكافی، ج 5، ص 92.
29)- وسائل الشیعه، ج 17، ص 435.
30)- الكافی، ج 5، ص 72.
31)- وسائل الشیعه، ج 17، ص 34.
32)- تهذیب الاحكام، ج 1، ص 377.
33)- اصول كافی، باب الذنوب، حدیث 9.
34)- وسائل الشیعه، ج 17، ص 34.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 53





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٧ بهمن ١٣٩١ / شماره خبر : ٩٠٥٤٥ / تعداد بازدید : 6598/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج