يکشنبه ٢٨ مهر ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


عبدالكريم پاك‌نيا

مهم‌ترين ويژگي هاي مسئولان از ديدگاه امام صادق‏ علیه‏ السلام

از اوصافي كه مي‌توان براي يك مدير مؤمن و شايسته مطرح كرد، اهتمام به عدالت اجتماعي و عدل‌محور بودن است. اين واژه مقدس كه در قرآن كريم و متون روايي اسلامي به طور گسترده، مطرح و بر فراگير بودن آن تأكيد شده است، مفهومي پربار، اميدآفرين و نشاط انگيز دارد.

طليعه

ششمين پيشواي شيعيان جهان امام صادق علیه السلام در 17 ربيع الاول سال 83 هجري قمري در شهر مدينه به دنيا آمد. پدر بزرگوارش حضرت امام محمد باقر علیه السلام و مادر ارجمندش ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر است.
نام مباركش جعفر، كنيه‌اش ابو عبدالله و ابو اسماعيل، و القاب شريف آن گرامي؛ صادق، صابر، فاضل و طاهر است. (1)
حضرت صادق علیه السلام امامت خود را همزمان با شهادت پدرش حضرت باقر علیه السلام از سال 114 هجري قمري آغاز كرد و در عصر حكومت خلفاي ستمگر اموي به ترتيب: هشام بن عبدالملك، ابراهيم بن وليد، مروان بن محمد و پس از انقراض سلسله امويان، در عصر عبدالله سفاح و منصور دوانيقي از خلفاي عباسي، رهبري اهل ايمان را به عهده گرفت.
آن پيشواي مذهب آزادگان، پس از انجام وظايف امامت، در سال 148 هجري قمري در سن 65 سالگي به دست منصور دوانيقي، دومين خليفه عباسي مسموم شد و در مدينه منوره به شهادت رسيد و پيكر مطهرش در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد.
آن رهبر فرزانه در طول 34 سال امامت با بركت خويش، نقش ارزنده‌اي در گسترش فرهنگ متعالي اسلام ايفا كرد. در اين فرصت به مناسبت شهادت آن گرامي، به برخي رهنمودهاي رهبر دورانديش مذهب جعفري در ارتباط با ويژگيهاي مديران دولت اسلامي مي‌پردازيم.

عدالت‌محوري
از اوصافي كه مي‌توان براي يك مدير مؤمن و شايسته مطرح كرد، اهتمام به عدالت اجتماعي و عدل‌محور بودن است. اين واژه مقدس كه در قرآن كريم و متون روايي اسلامي به طور گسترده، مطرح و بر فراگير بودن آن تأكيد شده است، مفهومي پربار، اميدآفرين و نشاط انگيز دارد.
خداوند با تأكيد فراوان به گسترش عدالت اجتماعي و سياسي در لايه‌هاي گوناگون جامعه اسلامي عنايت ورزيده است و به اهل ايمان فرمان مي‌دهد: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُون»؛(2) «اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! براي خدا قيام كنيد و از روي عدالت گواهي دهيد، مبادا دشمني با گروهي، شما را به ترك عدالت [و انصاف] متمايل كند. عدالت پيشه كنيد كه به تقوا نزديك است و تقواي الهي پيشه كنيد كه خداوند نسبت به آنچه انجام مي‌دهيد با خبر است.»
امام صادق علیه السلام درباره الگوي مديران حكومت اسلامي، يعني حضرت محمد(ص) مي‌فرمايد: «آن بزرگوار، چنان عدالت را در برنامه‌هاي مديريتي خود به مرحله عمل درآورده بود كه حتي لحظات خود را در جلسات عمومي در ميان حاضران تقسيم مي‌كرد و در نگاه خودش بين افراد، تبعيض قائل نبود.» (3)
رسول اكرم(ص) همواره مي‌فرمود: «وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُم؛(4) من مأمور شده‌ام كه عدالت را ميان شما برقرار سازم.»

قاطعيت در اجراي عدالت
اساسا يك مدير عادل، همزمان با اجراي عدالت در تمام ابعاد آن، ناچار است براي اجراي عدالت با مفسدان اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، مروجان فساد، فحشا و بي‌بندوباري، بر هم زنندگان عزت و استقلال كشور و ساير موانع عدالت مقابله كند.
امام ششم در اين باره فرمود: «لَا يُقِيمُ النَّاسَ إِلَّا السَّيْفُ؛(5) تنها شمشير، مردم را استوار مي‌گرداند.»
آري در سايه مديريت مديران عدالت محور، بايد اهل تقوا و انسانهاي پاكدامن، در آسايش زندگي كنند و خائنان و افراد آلوده‌دامن در هراس به سر برند. به همين سبب، صادق آل محمد علیه السلام مي‌فرمايد: «حَدٌّ يُقَامُ لِلَّهِ فِي الْأَرْضِ أَفْضَلُ مِنْ مَطَرِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً؛(6) اجراي يك مورد حد براي خدا در زمين بهتر از باريدن چهل روز باران خواهد بود.»
در اينجا شايسته است كه آن سخن تاريخي از مولاي عدالت‌پيشگان را به ياد آ‌وريم كه به عبيدالله بن عباس ـ يكي از مديران حكومت علوي، كه از جاده صداقت و عدالت خارج شده و به بيت‌المال خيانت كرده بود ـ عتاب كرد و در آخر فرمود: «وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَعَلَا مِثْلَ فِعْلِكَ الَّذِي فَعَلْتَ مَا كَانَتْ لَهُمَا عِنْدِي هَوَادَةٌ وَ لَا ظَفِرَا مِنِّي بِإِرَادَةٍ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُمَا؛(7) به خدا سوگند! اگر حسن و حسين چنان مي‌كردند كه تو انجام دادي از من روي خوش نمي‌ديدند و به آرزو نمي‌رسيدند تا آنكه حق را از آنان باز پس ستانم.»


اشتياق به خدمت
دولتمردان پيرو مذهب جعفري علیه السلام همواره خود را در مقابل مشكلات مردم، مسئول مي‌دانند و براي رفع نيازها و گرفتاريهاي اهل ايمان با تمام وجود اقدام مي‌كنند.
آنان رياست و منصب دولتي را هرگز به عنوان يك طعمه چرب و نرم حساب نمي‌كنند؛ بلكه فرصت و وسيله‌اي براي احقاق حقوق محرومان و مستضعفان جامعه مي‌شمارند و تلاش مي‌كنند تا زماني كه مشكل برادر ديني و ايماني خود را حل نكرده‌اند، به آسايش و راحتي خود نينديشند.
دولتمردان و مديراني كه كانون مهر و محبت و رحمت‌اند و با گشاده‌رويي و اشتياق تمام به خدمت مردم مي‌پردازند، در قلب جامعه و در دل انسانها جاي دارند.
يك كارگزار و مدير با ايمان در جامعه اسلامي، اين نواي ملكوتي ششمين پيشواي شيعيان جهان را با گوش جال مي‌شنود و نصب العين خود قرار مي‌دهد كه: «أَيُّمَا مُؤْمِنٍ نَفَّسَ عَنْ مُؤْمِنٍ كُرْبَةً وَ هُوَ مُعْسِرٌ يَسَّرَ اللَّهُ لَهُ حَوَائِجَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ مَنْ سَتَرَ عَلَى مُؤْمِنٍ عَوْرَةً يَخَافُهَا سَتَرَ اللَّهُ عَلَيْهِ سَبْعِينَ عَوْرَةً مِنْ عَوْرَاتِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ فِي عَوْنِ الْمُؤْمِنِ مَا كَانَ الْمُؤْمِنُ فِي عَوْنِ أَخِيهِ فَانْتَفِعُوا بِالْعِظَةِ وَ ارْغَبُوا فِي الْخَيْرِ؛(8) هر مؤمني گرفتاري مؤمني در سختي افتاده را برطرف كند، خداوند حوايج دنيا و آخرتش را آسان مي‌گرداند و هر مؤمني عيب مؤمني را بپوشاند كه [آن مؤمن] از آن مي‌ترسد، خداوند 70 عيب دنيوي و اخروي او را مي‌پوشاند و تا زماني كه مؤمن در جهت ياري به برادرش باشد، خداوند او را ياري مي‌كند. پس بوسيله موعظه و پند سود ببريد و در كار خير رغبت داشته باشيد.»
دولتمردان و مديراني كه كانون مهر و محبت و رحمت‌اند و با گشاده‌رويي و اشتياق تمام به خدمت مردم مي‌پردازند، در قلب جامعه و در دل انسانها جاي دارند. آنان با عمل پسنديده خود در روح و جان مردم نفوذ مي‌كنند و پيوسته بر اثر لطف الهي از پشتيباني مردم برخوردارند و عزت و احترام خواهند داشت.
امام صادق علیه السلام در پيام ارزشمندي به مديران و آحاد جامعه اسلامي چنين توصيه فرمود: «يَحِقُّ عَلَى الْمُسْلِمِينَ الِاجْتِهَادُ فِي التَّوَاصُلِ وَ التَّعَاوُنُ عَلَى التَّعَاطُفِ وَ الْمُوَاسَاةُ لِأَهْلِ الْحَاجَةِ وَ تَعَاطُفُ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ حَتَّى تَكُونُوا كَمَا أَمَرَكُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رُحَماءُ بَيْنَهُم؛(9) بر مسلمانان شايسته است كه در پيوستن كوشش كنند و در مهرورزي و عطوفت نسبت به يكديگر مشارك و همكاري كرده و مواسات نسبت به حاجتمندان داشته باشند. و عطوفت آنان نسبت به هم به گونه‌اي باشد كه خداوند در قرآن شما را به آن امر كرد و فرمود: مؤمنين با همديگر مهربانند. »
در حقيقت، خدمت به برادران ديني بالاترين عبادتي است كه هيچ امر خيري به درجه آن نمي‌رسد. آن گرامي فرمود: «خداوند متعال به چيزي همانند گام برداشتن در راه خدمت و نيكي به برادران ديني عبادت نشده است.» (10)

ساده‌زيستي و اجتناب از اشرافي‌گري
مديران شايسته در حكومت اسلامي، ساده‌زيستي را يك خصلت خداپسندانه و باعث رسيدن به كمالات روح و ارتقاي كيفي در انجام كارهاي جامعه و خدمت به مردم مي‌دانند.
آنان همواره اين انديشه خداپسندانه را در ذهن خود مي‌پرورانند كه مهم‌ترين راز و رمز توفيق رسول گرامي اسلام(ص) و ائمه هدي علیهم السلام در جذب دلهاي مشتاق سعادت، خصلت ساده‌زيستي و تواضع در برخورد با مردم بوده است.
آنان مي‌دانند كه: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ كَيْلَا يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُه؛(11) خداوند بزرگ بر پيشوايان عادل واجب كرده است كه خود را با مردم ناتوان برابر قرار دهند تا تنگدستي، فرد مستمند را به طغيان و سركشي وادار نكند.»
امام صادق علیه السلام دلدادگان به مظاهر دنيوي را مذمت كرد و فرمود: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ عَبَدَ الدِّينَارَ وَ الدِّرْهَم؛(12) مشمول لعن و غضب خداست، كسي كه بنده درهم و دينار باشد.»
از اوصافي كه مي‌توان براي يك مدير مؤمن و شايسته مطرح كرد، اهتمام به عدالت اجتماعي و عدل‌محور بودن است. اين واژه مقدس كه در قرآن كريم و متون روايي اسلامي به طور گسترده، مطرح و بر فراگير بودن آن تأكيد شده است، مفهومي پربار، اميدآفرين و نشاط انگيز دارد.
آن گرامي درباره ضرورت زندگي ساده و بي‌آلايش مديران و رهبران جامعه اسلامي مي‌فرمود: «فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ أَنِّي وَاجِدٌ أَنْ أُطْعِمَهُمُ الْحِنْطَةَ عَلَى وَجْهِهَا وَ لَكِنِّي أُحِبُّ أَنْ يَرَانِيَ اللَّهُ قَدْ أَحْسَنْتُ تَقْدِيرَ الْمَعِيشَةِ؛(13) خدا مي‌داند كه من مي‌توانم خانواده‌ام را با خرماي خوب اطعام نمايم [و به بهترين صورت زندگي كنم]؛ اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه‌ريزي صحيح زندگي ببيند.»
آري دلبستگي به دنيا علاوه بر اينكه مانع كمال انسان و باعث بدبيني عموم مردم است؛ باعث مي‌شود تا يك مدير در لذتهاي زودگر دنيا غوطه‌ور شود و از نوع محروميتهاي طبقات نيازمند جامعه غافل باشد.
كارگزاران پيرو اهل بيت علیهم السلام هرگز اين سخن گهربار امام صادق علیه السلام را فراموش نمي‌كنند كه فرمود: «إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ تُجَاوِرَ الْجَلِيلَ فِي دَارِهِ وَ تَسْكُنَ الْفِرْدَوْسَ فِي جِوَارِهِ فَلْتَهُنْ عَلَيْكَ الدُّنْيَا وَ اجْعَلِ الْمَوْتَ نُصْبَ عَيْنِكَ وَ لَا تَدَّخِرْ شَيْئاً لِغَدٍ وَ اعْلَمْ أَنَّ لَكَ مَا قَدَّمْتَ وَ عَلَيْكَ مَا أَخَّرْتَ؛(14) اگر دوست داري كه در درگاه الهي با خدا همنشين شوي و در بهشت در جوار حضرت باريتعالي مسكن گزيني، بايد دنيا [و مظاهر فريبنده آن] در نظر تو پست و خوار باشد. مرگ را نصب العين خود قرار بده [و براي خود در اين دنيا] چيزي ذخيره نكن و بدان آنچه قبلا از اعمال نيك در اين دنيا براي جهان آخرت تقديم داشته‌اي به حال تو سودمند خواهد بود و از كارهاي نيك كه انجام آنها را به تأخير انداخته‌اي ضرر خواهي كرد.»
از منظر امام صادق علیه السلام يك مسلمان با ايمان با زندگي ساده‌، بي‌پيرايه و دل كندن از علايق دنيوي و زرق و برق آن، سعادت خود را در هر دو جهان تضمين مي‌كند.
امام خميني قدس سرّه درباره ضرورت ساده‌زيستي مسئولان حكومتي مي‌فرمود: مصيبتهايي كه ملتها مي‌كشند از اين است كه متصديان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعيان جامعه، در پي اين هستند كه ثروتشان را زياد كنند. (15)
مديران شايسته در حكومت اسلامي، ساده‌زيستي را يك خصلت خداپسندانه و باعث رسيدن به كمالات روح و ارتقاي كيفي در انجام كارهاي جامعه و خدمت به مردم مي‌دانند.
آن بزرگوار در فراز ديگري از سخنانش خطاب به دولتمردان و روحانيان صاحب منصب كشور مي‌فرمايد: «اگر روزي از نظر زندگي از مردم عادي بالاتر رفتيد بدانيد كه دير يا زود مطرود مي‌شويد.» (16)
«شما گمان نكنيد اگر با چندين اتومبيل بيرون بياييد وجهه‌تان نزد مردم بزرگ مي‌شود. آن چيزي كه مردم به آن توجه دارند و موافق مذاق عامه است اين است كه زندگي شما ساده باشد؛ همان گونه كه سران اسلام و پيغمبر اسلام(ص) و اميرمؤمنان علیه السلام و ائمه ما علیهم السلام زندگي‌شان ساده و عادي بود؛ بلكه پايين‌تر از عادي.» (17)


امانتداري و صداقت
از مهم‌ترين نيازهاي عصر ما ميان آحاد جامعه به ويژه متوليان امور حكومتي، تقويت و ترويج خصلتهاي زيباي امانتداري و راستگويي است؛ زيرا فراگير شدن پديده دروغ، خيانت، دورويي و نفاق آثار و تبعات منفي و ناشايستي در جامعه دارد و لازم است كه در عزل و نصبهاي مديران، اين ويژگيها با كمال جديت پيگيري، و تشويق و تنبيه افراد به طور شفاف با اين معيارهاي پسنديده انجام شود.
بايد افراد چاپلوس، دروغگو و خيانت‌پيشه طرد، و انسانهاي امين و درستكار شناسايي شوند و در مصدر امور قرار بگيرند. آشكار كردن آثار و بركات امانتداري و صداقت، آموزش عملي و تشويق انسانهاي امين و صادق، و معرفي الگوهاي پاكدامني و راستي، مهم‌ترين نياز جامعه به ويژه در سطح مديران است.
امام صادق علیه السلام در بيان معيار انتخاب افراد مي‌فرمايد: «لَا تَغْتَرُّوا بِصَلَاتِهِمْ وَ لَا بِصِيَامِهِمْ فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَّمَا لَهِجَ بِالصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ حَتَّى لَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ وَ لَكِنِ اخْتَبِرُوهُمْ عِنْدَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَة؛(18) به نماز و روزه افراد فريفته نشويد؛ چه بسا كه شخصي به نماز و روزه عادت كرده و ترك آن برايش وحشت‌آور و آزار دهنده است؛ بلكه آنها را در مقام راستگويي و امانتداري آزمايش كنيد.»
پستهاي دولتي در حكومت اسلامي، امانتهايي بس حساس و ارزشمندند و خداوند متعال در قرآن كريم فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها»؛(19) «خداوند متعال به شما فرمان مي‌دهد كه امانتها را به اهلش بسپاريد.»
بنابراين ويژگي امانتداري و راستگويي بايد در اوصاف مديران جامعه اسلامي با تمام وجود، دنبال، و منصبهاي حكومتي به عنوان امانتهايي گرانسنگ به اهلش واگذار شود.
امام صادق علیه السلام درباره انتخاب علي علیه السلام به عنوان جانشين رسول خدا(ص) و پيشوايي امت اسلام به اين دو صفت اشاره مي‌كند و به يار وفادارش عبدالله بن ابي يعفور پيام مي‌دهد كه اي عبدالله! جعفر بن محمد به تو سلام مي‌رساند و يادآور مي‌شود: «اُنْظُرْ مَا بَلَغَ بِهِ عَلِيٌّ علیه السلام عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَالْزَمْهُ فَإِنَّ عَلِيّاً علیه السلام إِنَّمَا بَلَغَ مَا بَلَغَ بِهِ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) بِصِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَة؛(20) به ويژگيهاي علي علیه السلام در نزد رسول خدا(ص) بنگر و به آنها ملتزم شو! براستي علي علیه السلام به وسيله راستگويي و امانتداري به آن ويژگيها در نزد پيامبر(ص) رسيد.»
امام صادق علیه السلام در گفتاري چنين هشدار مي‌دهد: «لا تَنْظُرُوا اِلي كَثْرَةِ صَلاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ كَثْرَةِ الْحَجِّ وَ الْمَعْرُوفِ وَ ضَطْنَتِهِمْ بِاللَّيْلِ اُنْظُرُوا اِلي صِدْقِ الحَديثِ وَ أداءِ الاَمَانَةِ؛ نگاه نكنيد به بسياري نماز و روزه و حج و كارهاي نيك و دعا و زمزمه‌هاي شبانه افراد! نگاه كنيد به راستگويي و امانتداري مردم.» (21)
از منظر پيشواي صادق علیه السلام امانتداري، 3 مرحله دارد و كسي را نمي‌توان امين به حساب آورد؛ مگر اينكه در اين 3 مرحله، امانتداري خود را اثبات كند: در حفظ اموال، حفظ اسرار و رازهاي پنهاني و پاسداري از ناموس مردم. اگر فردي 2 مورد را رعايت كند؛ اما در يكي ديگر از عهده برنيايد، امين نخواهد بود.
آن حضرت در اين باره فرمود: «لَا يَكُونُ الْأَمِينُ أَمِيناً حَتَّى يُؤْتَمَنَ عَلَى ثَلَاثَةٍ فَيُؤَدِّيَهَا عَلَى الْأَمْوَالِ وَ الْأَسْرَارِ وَ الْفُرُوجِ وَ إِنْ حَفِظَ اثْنَيْنِ وَ ضَيَّعَ وَاحِدَةً فَلَيْسَ بِأَمِين؛(22) شخص را نمي‌توان امين به حساب آورد مگر آن كه در سه چيز امانتداري خود را انجام دهد: بر اموال، اسرار و ناموس [مردم]. و اگر دوتاي اينها را حافظ باشد و يكي را ضايع كند، امين نيست.»
حسن خلق، استقامت و پايدراي، عظمت نفس، ولايت‌پذيري، شهرت‌گريزي، اجتناب از اعمال ريايي، رسيدگي به خانواده، رعايت ادب در معاشرت با افراد، دوري از مجالس گناه، تلاوت قرآن و استفاده از فرصتها از ديگر ويژگيهاي شيعيان، خدمتگزاران و مسئولان جامعه اسلامي از منظر امام صادق علیه السلام است.


پی نوشت :
(1) كشف الغمة، علي بن عيسي اربلي، مكتبة‌ بني هاشم، تبريز، ج2، ص154.
(2) مائده/8.
(3) وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، مؤسسه آل البيت علیهم السلام، ج28، ص12.
(4) شوري/15.
(5) الكافي، محمد بن يعقوب كليني، دار الكتب الاسلامية، ج5، ص2.
(6) وسائل الشيعة، ج28، ص13.
(7) نهج البلاغه، نشر ائمه، نامه41.
(8) الكافي، باب تفريج كرب المؤمن، ح5.
(9) همان، ج2، ص175، باب التراحم و التعاطف، ح4.
(10) الف حديث في المؤمن، ص128.
(11) الكافي، ج1، ص411.
(12) همان، ج2، ص270، باب الذنوب، ح9.
(13) همان، ج5، ص166.
(14) تحف العقول، حسن بن شعبه حراني، نشر جامعه مدرسين، ص304 و بحار الانوار، علامه مجلسي، مؤسسه الوفا، ج75، ص281.
(15) صحيفه امام، مجموعة آثار امام خميني رحمه الله، نشر مؤسسة تنظيم آثار امام رحمه الله، تهران، 1379، ج16، ص443.
(16) همان، ج17، ص453.
(17) همان، ج19، ص318.
(18) الكافي، ج2، ص104.
(19) نساء/8.
(20) جامع الأخبار، تاج الدين شعيري، نشر رضي، قم، ص100، فصل 56 و امالي، صدوق، نشر كتابخانه اسلاميه، ص303، مجلس 50.
(21) الكافي، ج2، ص104، باب الصدق و اداء الامانة، ح5.
(22) مستدرك سفينة البحار، علي نمازي شاهرودي، نشر اسلامي، ج1، ص223 و بحار الانوار، ج75، ص229.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 120   





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢٤ اسفند ١٣٨٩ / شماره خبر : ٨٠٨٤٨ / تعداد بازدید : 5625/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج