پنج شنبه ١٦ ارديبهشت ١٤٠٠
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


عبدالکریم پاک نیا تبریزی

گزارشی از دوران ولادت و کودکی امام حسین(ع)

از منظر روایات اهل بیت(ع) نور مقدس امام حسین(ع) نخستین موجودی است که بعد از آفرینش نور وجود حضرت محمد(ص) به همراه انوار پاک امیر مؤمنان(ع) حضرت فاطمه و امام حسن مجتبی(ع) در عالم هستی پدید آمد.

 طلیعه سخن

از منظر روایات اهل بیت(ع) نور مقدس امام حسین(ع) نخستین موجودی است که بعد از آفرینش نور وجود حضرت محمد(ص) به همراه انوار پاک امیر مؤمنان(ع) حضرت فاطمه و امام حسن مجتبی(ع) در عالم هستی پدید آمد. در حقیقت، خداوند متعال قبل از هر چیز، انوار پنجگانه اهل بیت(ع) را آفرید و تمام فرشتگان و پیامبران الهی در پرتو نور خلقت آن برگزیدگان الهی به راز و نیاز و ستایش حضرت حق می‌پرداختند. به همین جهت، حضرت آدم(ع) نور آن حضرت را در میان انوار پنجگانه در ساق عرش دریافت.
در تفسیر آیه 37 سوره بقره آمده است: «حضرت آدم نامهای نورانی پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) را در ساق عرش مشاهده کرد و حضرت جبرئیل آن را به وی تلقین نمود و گفت: ای آدم! بگو:
«یا حَمیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدْ، یا عالی بِحَقِّ عَلِی، یا فاطِرُ بِحَقِّ فاطِمَه، یا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَن والحُسَیْن وَمِنْکَ الاِحْسان»، هنگامی که نام حسین را بر زبان جاری ساخت، اشک چشمانش سرازیر شد و دلش شکست و گفت: برادرم جبرئیل! در یاد کرد نام حسین چه سرّی است که اشکم روان و قلبم شکست؟ جبرئیل نیز مصائب حضرت سید الشهداء (ع) را به طور مفصل شرح داد. (1)
روزی «حبیب بن مظاهر» از امام حسین (ع) پرسید: «یا ابا عبد الله! شما قبل از آفرینش آدم کجا بودید؟ امام حسین (ع) فرمود: «کُنّا اَشْباحَ نُورٍ تَدُورُ حَوْلَ عَرْشِ الرَّحْمنِ فَنُعَلِّمُ لِلْمَلائِکَةِ التَّسْبیحَ وَالتَّهْلیلَ وَالتَّحْمیدَ؛(2) ما موجوداتی از نور بودیم که بر اطراف عرش الهی دور می‌زدیم و به فرشتگان تسبیح و تهلیل و ستایش خداوند را می‌آموختیم.»

نور امام حسین(ع)
«جابر بن عبد الله انصاری» در مورد آفرینش نور امام حسین(ع) و اهل‌بیت(ع) روایتی نقل می‌کند که بر اساس آن، پدید آمدن نور وجود آن گرامیان قبل از آفرینش سایر موجودات عالم می‌باشد.
او می‌گوید: رسول خدا(ص) فرمود:
«خداوند، من، علی، فاطمه، حسن و حسین، و امامان بعد از حسین(ع) را از نور آفرید و از عصاره نور ما، اهل بیت و شیعیان ما را آفرید. ما تسبیح گفتیم و شیعیان ما نیز تسبیح گفتند و ما خداوند را تقدیس کردیم، آنان نیز تقدیس نمودند. ما حمد و ستایش خداوند یگانه را بر زبان جاری ساختیم، آنان نیز انجام دادند. ما خداوند را تمجید کردیم، آنان نیز تمجید کردند. ما به یگانگی خداوند گواهی دادیم، آنان نیز گواهی دادند. آنگاه خداوند متعال آسمانها و زمینها را آفرید و بعد از آن به آفرینش فرشتگان پرداخت. فرشتگان تا صد سال به جایگاه باعظمت خداوند متعال معرفت نداشتند و تسبیح و تقدیس و تمجید را بلد نبودند. ما تسبیح گفتیم، شیعیان ما نیز به پیروی از ما تسبیح گفتند و ملائکه با پیروی از ما تسبیح گفتند و همچنین تقدیس و تمجید و توحید را به انجام رساندیم و شیعیانمان از ما پیروی کردند و ملائکه نیز از ما آموختند. ما اهل بیت(ع) اولین موحدان عالم هستیم که قبل از ما کسی خدای یگانه را پرستش نکرده و بر خداوند سزاوار است که ما و شیعیان ما را در اعلا علّیین جای دهد. به همین جهت، خدای متعال ما و شیعیان ما را از میان عالمیان برگزید. در آن زمان ما هنوز به صورت جسم نبودیم. خداوند ما را فراخواند و ما پذیرفتیم. خداوند ما و شیعیان ما را آمرزید، قبل از این که استغفار کنیم.» (3)
در زیارت اربعینِ امام حسین(ع) با اشاره به نور وجود آن گرامی می‌خوانیم:
«اَشْهَدُ أنَّکَ کُنْتَ نْوراً فی الاَصْلابٍ الشَّامِخَةِ وَالاَرْحَامِ الطَّاهِرَةِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَلَمْ تُلْبِسُکَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیَابِها؛(4) یا ابا عبد الله! من شهادت می‌دهم که تو نوری در صلب پدران ارجمند و رَحِم مادران پاکیزه بودی که هرگز پلیدیهای جاهلیت تو را آلوده نکرد و جامه‌ها و پرده‌های تیرگی و تاریکیها، نور وجودت را احاطه ننمود.»
امام حسین(ع) خود نیز در مورد خلقت نور وجود خویش می‌فرماید: «هنگامی که خداوند آدم را آفرید و به وجودش اعتدال بخشید، نامهای همه چیز را برایش آموخت و آنگاه آن نامها را بر فرشتگان عرضه نمود. در آن حال انوار پنجگانهٔ محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) را (که از قبل آفریده بود) در صلب آدم قرار داد؛ در حالی که انوار پنجگانه همه جا را روشنایی می‌بخشید؛ از آفاق آسمانها گرفته تا حجابها. بهشت، کرسی، عرش از نور پنج تن منور بود.
در آن حال خداوند متعال به ملائکه فرمان داد تا آدم را به جهت اینکه نور پنج تن را در بردارد، سجده کنند. همه به جز شیطان سجده کردند، که او در مقابل عظمت الهی و انوار درخشان ما اهل‌بیت(ع)، سر تعظیم فرود نیاورد؛ اما تمام فرشتگان در مقابل جلالت الهی و انوار ما اهل‌بیت(ع) خضوع کرده و از ما تجلیل کردند. وقتی شیطان تکبر نمود و خود را بزرگ پنداشت، در ردیف کافران قرار گرفت.» (5)

کودک عالی‌تبار
از ویژگیهای مهمّ شخصیت والای امام حسین بن علی(ع) داشتن تباری نیک و خاندانی مطهر است. چه زیباست که این سلسله نسب پرافتخار را از زبان رسول خدا(ص) بشنویم:
«حذیفة بن یمان» می‌گوید: «روزی رسول خدا(ص) به نزد ما آمد. آن بزرگوار فرزندش حسین(ع) را بر شانه خود سوار کرده و کف دست پاکش را بر پای آن کودک قرار داده و به سینه‌اش می‌فشرد. در آن حال خطاب به جمعیت حاضر فرمود: ای مردم! من به خوبی می‌دانم که شما بعد از رحلتم درباره برگزیدگان خاندان من اختلاف خواهید داشت. این حسین بن علی(ع) است. او از نظر جدّ و جدّه بهترین مردم است. جدّ او محمد، فرستاده خدا و سرآمد پیامبران الهی، و جدّه‌اش خدیجه، دختر خویلد، بانویی که در ایمان به خدا و رسول او از همه بانوان عالم سبقت گرفت. این حسین بن علی(ع) بهترین مردم از نظر پدر و مادر است، پدرش علی بن ابی طالب، برادر، وزیر و پسر عموی رسول خدا بوده که در ایمان به خدا و رسولش بر تمام مردان عالم پیشی گرفته است.
مادرش فاطمه، دختر محمد(ص)، سرور بانوان جهان است. این حسین بن علی از جهت عمّه و عمو نیز از تمام مردم بالاتر است. عمویش، جعفر بن ابی طالب، که خداوند متعال وجود او را با دو بال بهشتی آراسته و هر وقت دلش بخواهد، در باغهای بهشتی پرواز می‌کند و عمه‌اش امّ هانی، بانوی باعظمت و دختر ابی طالب است.
ای جماعت! این حسین بن علی(ع) در داشتن دایی و خاله نیز بر تمام خلایق برتری دارد. دایی‌اش قاسم بن محمد، رسول خدا(ص) و خاله‌اش زینب، دختر محمد است. در این لحظه رسول خدا(ص) کودک را از شانه‌اش بر زمین نهاد. او در مقابل آن حضرت راه می‌رفت و گاهی می‌افتاد. سپس فرمود: ای مردم! این پسرم حسین بن علی(ع) است که پدر بزرگ و مادر بزرگش در بهشت‌اند، پدر و مادرش نیز در بهشت‌اند.
عمو و عمه‌اش ساکن بهشت‌اند، دایی و خاله‌اش هم در بهشت‌اند. او و برادرش حسن، در بهشت هستند. مطمئن باشید که به هیچ یک از فرزندان پیامبران الهی به غیر از یوسف بن یعقوب، این همه افتخار عنایت نشده است.» (6)

ولادت
وجود مقدس امام حسین(ع) در سوم شعبان، در منزل حضرت علی(ع) و جناب فاطمه زهرا(س) چشم به جهان هستی گشود. بعد از ولادت، حضرت جبرئیل به همراه هزار فرشته از آسمان فرود آمده و به محضر حضرت رسول اکرم(ص) تبریک و تهنیت عرض نمودند.
امام صادق(ع) فرمود: «هنگامی که حسین(ع) به دنیا آمد، رسول خدا(ص) آن حضرت را در آغوش گرفته و در گوش راستش نغمهٔ توحیدی اذان را زمزمه کرده و گوش چپ آن گرامی را با صوت دل‌انگیزِ اقامه آشنا نمود. در روز هفتمِ ولادت، پیامبر(ص) دستور داد سر آن نوزاد را تراشیده و هم‌وزن موی سرش نقره صدقه دادند و گوسفندی را برای او قربانی کردند که بعد از ذبح، ران آن را برای قابله فرستادند و سر نوزاد را به عطر خلوق معطر ساخت.» (7)
از ویژگیهای به دنیا آمدن آن حضرت، تولد ایشان در شش ماهگی است. در منابع تاریخی آمده است: آن حضرت همانند حضرت یحیی(ع) شش ماهه به دنیا آمدند؛ هم چنانکه نامگذاری هر دو بزرگوار توسط خداوند متعال انجام پذیرفت. (8)

مراسم نامگذاری
نام هر شخص معرّف اعتقادات، فرهنگ و ملیت او و خانواده‌اش می‌باشد که این نام همواره تا آخر عمر به همراه اوست. صاحبان نام زیبا و ستودنی در هر زمان به آن افتخار کرده و احساس عزت می‌کنند؛ امّا صاحبان نامهای نامناسب در زندگی خود حسّ حقارت و رنجش خاطر خواهند داشت؛ چرا که نام، نوعی شعار و علامت است که با شنیدن آن باورها و آیین هر کس نیز معلوم می‌شود. صاحبان نام نیک به خاطر آن تحسین و تشویق می‌شوند، امّا اسم ناهمگون و وارداتی معمولاً موجب شرمساری صاحبش می‌شود.
به همین جهت، در فرهنگ اسلام و در سیره اهل بیت(ع) به این نکتهٔ ظریف اهمیت خاصی داده شده است.
وقتی امام حسین(ع) به دنیا آمد، او را برای نامگذاری به آغوش رسول خدا(ص) دادند تا نامی زیبا برایش انتخاب کند. حضرت فرمود: «من در انتخاب نام برای فرزندم از پروردگار متعال پیشی نمی‌گیرم.» در آن هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد:
«یا محمد(ص)! پروردگار علیّ اعلا سلام می‌رساند و می‌فرماید: موقعیت علی(ع) در نزد تو همانند مقام هارون در نزد حضرت موسی(ع) است؛ پس نام فرزند هارون را بر پسرت بگذار!» رسول خدا(ص) فرمود: «نام فرزند هارون چه بود؟» جبرئیل(ع) عرضه داشت: «نام او شُبیر بود.» رسول خدا(ص) فرمود: «زبان من عربی است.» جبرئیل(ع) پاسخ داد: «نام او را حسین بگذار!» و رسول خدا(ص) این نام را برای فرزندش برگزید.» (9)
آن‌گاه کودک را به آغوش کشیده،‌ فرمود: «خدایا! من از تو درباره دو فرزندم حسن و حسین(ع) آنچه را که ابراهیم(ع) درباره فرزندانش درخواست نمود، درخواست می‌کنم. خدایا! این دو را دوست بدار و هر کس که ایشان را دوست بدارد نیز دوست بدار و به اندازه گنجایش آسمان و زمین، دشمنان این دو فرزندانم را لعنت کن!» (10)

فطرس در کنار گهواره
هنگامی که امام حسین(ع) متولد شد،‌ جبرئیل به دستور خداوند متعال، با همراهی گروهی از ملائکه برای عرض تبریک و چشم روشنی به حضور رسول خدا(ص) آمد. او در هنگام عبور به جزیره‌ای رسید که در آن یکی از فرشتگان الهی به نام «فطرس» به دلیل تعلّل در انجام کاری که خداوند به او مأموریت داده بود، محبوس شده بالهایش شکسته و در آن جزیره به سر می‌برد که در آنجا هفتصد سال خداوند را عبادت می‌کرد. وقتی که فطرس، جبرئیل را با خیل ملائکه مشاهده کرد، پرسید: ای جبرئیل! به کجا می‌روید؟ او گفت: به نزد حضرت محمد(ص) پیامبر بزرگ الهی. فطرس از جبرئیل تقاضا کرد که او را نیز به همراه خود به نزد رسول خدا(ص) ببرد تا از آن حضرت تقاضا کند که خداوند او را بخشیده و نجاتش دهد.
وقتی جبرئیل وارد شد و ماجرای فطرس را به پیامبر(ص) عرض کرد، رسول خدا(ص) با اشاره به گهواره امام حسین(ع) به فطرس فرمود: خود را به گهواره این نوزاد برسان و اعضای شکسته‌ات را به بدنش مالش بده! در همان لحظه خداوند متعال به برکت امام حسین(ع) او را نجات داد و این فرشتهٔ بال و پر شکسته، شفا گرفت. (11)
فطرس هنگام بازگشت به رسول خدا(ص) عرض کرد: امت تو در آینده‌ای نزدیک این مولود با برکت را به شهادت می‌رسانند و من به پاداش این حقی که فرزندت بر من پیدا کرد، هر زائری که او را در هر کجا زیارت کند،‌ زیارتش را به حضورش می‌رسانم و هر کس که بر او سلامی کند، سلامش را به او ابلاغ خواهم کرد و هر کس که بر او درودی فرستد،‌ آن را بر او می‌رسانم. سپس به همراه جبرئیل و دیگر ملائکه به آسمان بازگشت. (12)
وقتی که فطرس به آسمانها برگشت، آن‌قدر خوشحال و شادمان گردید که در میان فرشتگان با افتخار تمام فریاد می‌زد: «چه کسی به منزلت من می‌رسد؛ من توسط حسین فرزند علی و فاطمه(س) و جدش احمد(ص) از گرفتاریها نجات یافته‌ام.» (13)

دوران شیرخوارگی
قبل از تولد امام حسین(ع)، ام فضل،‌ یکی از بانوان هاشمی و همسر عباس بن عبد المطلب نزد پیامبر اکرم(ص) آمده و عرضه داشت: «یا رسول الله! من در خواب دیدم که عضوی از اعضای بدن مبارک شما از بدن جدا گردیده و در خانه من قرار گرفت.» آن حضرت در تعبیر این رؤیای صادقه فرمود: «در آینده نزدیک دخترم فاطمه، پسری به دنیا می‌آورد و تو در دامن خود او را پرورش داده و از شیر پسرت قثم او را تغذیه خواهی نمود.»
طبق این رؤیا،‌ بعد از اینکه امام حسین(ع) به دنیا آمد،‌ دایگی آن حضرت را به ام فضل سپردند. او در فرصتهای مناسب کودک را به نزد پیامبر(ص) و پدر و مادرش می‌آورد و رسول خدا(ص) او را در آغوش گرفته و اظهار محبت می‌کرد. (14) و گاهی رسول خدا از انگشت وجود مبارکش به آن حضرت شیر می‌داد.

حسین(ع) در آغوش پر مهر پیامبر(ص)
روزها می‌گذشت و امام حسین(ع) در دامان پر‌مهر و عطوفت رسالت،‌ دوران کودکی خویش را سپری می‌کرد. پیامبر اکرم(ص) آنچنان با این نوزاد انس و الفت داشت و ارتباط عاطفی شدید پیدا کرده بود که لحظه‌ای نمی‌توانست گریه امام حسین(ع) را تحمل نماید.
«هیثمی» می‌گوید: «روزی رسول خدا(ص) از منزل خویش بیرون آمد و هنگام عبور از کنار خانه فاطمه زهرا(س) صدای گریه حسین(ع) را شنید. نزدیک شد و فاطمه(س) را صدا زد و فرمود: دخترم! حسین(ع) را آرام کن! سپس اضافه کرد:
«اَلَمْ تَعْلَمِی اَنَّ بُکَاءَهُ یُؤْذِینِی؛(15) مگر نمی‌دانی شنیدن گریهٔ او مرا اذیت می‌کند [و غمگین می‌سازد؟].»

جبرئیل، پرستار امام حسین(ع)
«روزی جبرئیل به زمین نازل شد و در منزل حضرت فاطمه(س) حضور یافت. مشاهده کرد که فاطمه(س) خوابیده است و حسین(ع) در گهواره گریه می‌کند. به کنار کودک آمد و او را مورد تفقد و نوازش قرار داد. پیوسته با زمزمه‌های مادرانه کودک را آرام می‌کرد،‌ تا اینکه حضرت زهرا(س) بیدار شد و احساس کرد که نوای دل‌نشینی نوزاد را در گهواره آرام می‌کند. وقتی نگاه کرد، کسی را ندید. از پدرش سؤال کرد. رسول خدا(ص) فرمود: او جبرئیل است که فرزندم حسین را پرستاری می‌کند.» (15)

حسین از من است
«یعلی بن مرّه» از اصحاب رسول خدا(ص) می‌گوید: «روزی در کنار پیامبر(ص) به مجلس مهمی برای صرف غذا می‌رفتیم. ناگاه حسین(ع) را در میان راه به همراه سایر کودکان در حال بازی کردن دیدیم. رسول خدا(ص) با شتاب به جلو رفته و پیشاپیش مردم به زمین نشست، دستهای خود را گشود تا فرزند عزیزش را به آغوش بگیرد؛ اما آن کودک به این سو و آن سو می‌گریخت. پیامبر از حرکات او می‌خندید تا اینکه او را در آغوش گرفت و چهره او را به چهره خودش چسبانید و گونه‌اش را به گونهٔ او نهاد و فرمود: «حُسَیْنٌ مِنِّی وَ اَنَا مِنْ حُسَیْنٍ، اَحَبَّ اللهُ مَنْ اَحَبَّ حُسَیْناً، الْحُسَیْنُ سِبْطٌ مِنَ الْاَسْبَاطِ؛(17) حسین از من است و من از حسینم، خداوند دوست بدارد هر کسی را که حسین را دوست بدارد. حسین سلاله‌ای از سلالهٔ پاکان است.»
رسول خدا(ص) در روایت دیگری، حسین(ع) را این‌گونه می‌ستاید: «در جانب راست عرش الهی نوشته شده است: «اِنَّ الْحُسَیْنَ مِصْبَاحُ هُدیً وَ سَفِینَةُ نَجَاةٍ؛(18) به راستی که حسین(ع)‌ چراغ هدایت و [رستگاری] و کشتی نجات است.»
رسول خدا(ص) چنان با امام حسین(ع)‌ ارتباط عاطفی و روحی شدیدی داشت که حتی هنگام خطاب به علی(ع)‌ گاهی ایشان را با القاب مرتبط با حسن و حسین(ع) صدا می‌کرد.
«جابر بن عبد الله انصاری»‌ می‌گوید: «سه روز قبل از رحلت رسول خدا(ص) از آن حضرت شنیدم که علی(ع)‌ را مورد خطاب قرار داده و به او چنین فرمود: «سَلَامُ اللهِ عَلَیْکَ یَا اَبَا الرَّیْحَانَتَینِ! اُوصِیکَ بِرَیْحَانَتَیَّ مِنَ الدُّنْیَا فَعَنْ قَلِیلٍ یَنْهَدُّ رُکْنَاکَ وَ اللهُ خَلِیفَتِی عَلَیْکَ؛(19) درود خدا بر تو باد ای پدر دو گل خوشبو[ی من]،‌ تو را به این دو ریحانه‌ام از دنیا سفارش می‌کنم که به زودی دو رکن و تکیه‌گاهت شکسته خواهد شد و خداوند پس از من نگهبان توست.»
زمانی که رسول خدا(ص) در آستانهٔ رحلت قرار داشت، امام حسین(ع) به همراه برادرش امام مجتبی(ع)، که نگران جدایی از دامن پر‌مهر رسالت بودند،‌ با حزن و اندوه فراوان خود را روی سینه پیامبر(ص) انداخته و گریه می‌کردند. در این هنگام امیر مؤمنان علی(ع) خواست آن دو بزرگوار را از روی سینه پیامبر(ص) بردارد؛ امّا آن حضرت فرمود: «ای علی! اینان را واگذار تا از من بهره گیرند و من نیز از آن دو بهره‌مند شوم.» (20)

سرور جوانان اهل بهشت
رسول گرامی اسلام(ص) در هر فرصتی از این یادگار عزیزش تجلیل کرده و مقام و منزلت او را به مسلمانان یادآور می‌شد و حتی در بعضی مواقع از حوادث آینده خبر داده و به مردم هشدار می‌داد که مبادا در مورد موقعیت اهل بیت(ع) در نزد خداوند متعال تردید داشته یا اینکه در مورد آنان دچار کوتاهی و قصور گردند.
«جابر بن عبد الله انصاری» در روایتی می‌گوید: «از رسول خدا(ص) شنیدم که درباره امام حسین(ع) فرمود: «مَنْ اَرَادَ اَنْ یَنْظُرَ اِلَی سَیِّدِ شَبَابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْیَنْظُر اِلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِی(ع)؛ هر کس دوست دارد به آقای جوانان اهل بهشت بنگرد، به [سیمای] حسین بن علی نگاه کند.» (21)
در روایت دیگری فرمود: «اِنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ سَیِّدا شَبَابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ؛ حسن و حسین سروران جوانان اهل بهشت هستند.» (22)
در برخی از منابع آمده است که رسول خدا(ص) فرمود: ای مردم! این حسین را بشناسید. قسم به خدایی که جانم در دست قدرت اوست،‌ حسین اهل بهشت است و دوستان و دوستانِ دوستان او نیز در بهشت‌اند.» (23)


ابراهیم، فدایی حسین(ع)
امام حسین(ع) در نزد خداوند متعال از چنان جایگاهی برخوردار بود که پیامبر اکرم(ص) پسرش ابراهیم را فدای او کرد؛ با آنکه ابراهیم فرزند بی‌واسطه آن حضرت و خیلی مورد علاقه‌اش بود. «خطیب بغدادی» از «ابو العباس» نقل می‌کند:
«روزی به محضر پیامبر اکرم(ص) مشرف شدم. وقتی رسیدم،‌ رسول خدا(ص) را دیدم که پسرش ابراهیم را روی زانوی چپ و حسین(ع) را روی زانوی راست نشانده بود. گاهی حسین(ع)‌ را می‌بوسید و گاهی به ابراهیم اظهار علاقه می‌کرد. در آن لحظه جبرئیل، پیک وحی نازل شد و بر رسول خدا(ص) پیام الهی را رسانده و برگشت. بعد از آن،‌ پیامبر(ص) به ما فرمود: اینک جبرئیل از سوی خداوند بر من نازل شد و پیغام داد: «ای محمد! پروردگارت سلام می‌رساند و می‌فرماید که من این دو فرزند را برای تو حفظ نخواهم کرد. لازم است یکی را فدای دیگری کنی! انتخاب با توست.»
پس از شنیدن این پیام آسمانی، رسول خدا(ص) منقلب شد. آن حضرت نگاهی به ابراهیم نمود و گریه کرد و نگاهی به سیمای حسین(ع) انداخت و حلقه‌های اشک از چشمانش سرازیر شد. سپس فرمود: «مادر ابراهیم کنیز است و اگر ابراهیم را فدای حسین کنم،‌ غیر از من کسی سوگوار نمی‌باشد؛ اما حسین فرزند فاطمه است و پدرش علی، پسر عموی من و گوشت و خونش عجین با من است. اگر حسین فدای ابراهیم شود،‌ دخترم و پسر عمویم و خودم در مرگ او سوگوار خواهیم بود. به همین جهت،‌ غم و غصهٔ خودم را بر سوگواری آنان ترجیح می‌دهم. این بود که از درگاه خداوند متعال تقاضا کردم تا ابراهیم را فدایی حسین(ع)‌ قرار دهد. خداوند نیز خواسته‌ام را برآورد.» ابراهیم پس از سه روز بیماری درگذشت. بعد از آن هرگاه حسین(ع) به سوی حضرتش می‌رفت،‌ او را می‌بوسید و می‌بویید و به سینه‌اش می‌فشرد، دهانش را می‌مکید و می‌فرمود: «قربانم به فرزند عزیزی که ابراهیم را فدای او کردم.» (24)
چنانچه گذشت،‌ رسول خدا(ص) با مهر و عاطفه با کودکانش برخورد می‌کرد که این رفتار آن حضرت می‌تواند درس مهم تربیتی برای ما باشد؛ چرا که سیراب کردن روح فرزندان از مهر و محبت، آنان را شخصیتهایی مورد اعتماد و فاقد فقر روحی و معنوی بار می‌آورد.
هنگامی که بزرگ رهبر جهان اسلام،‌ حسین(ع)‌ را می‌دید، او را به آغوش می‌کشید و از محبت سیرابش می‌کرد.
وقتی «عیینة بن بدر ازدی» این همه محبت به فرزند را از رسول خدا(ص)‌ مشاهده می‌کرد،‌ می‌گفت: «این همه محبت برای کودک عجیب است! به خدا سوگند! فرزندی دارم که بزرگ شده و من از آغاز کودکی تاکنون یکبار او را نبوسیده‌ام!» وقتی پیامبر سخن او را شنید، فرمود: «کسی که مهربان نباشد، مهربانی از دیگران نخواهد دید.» (25)

بازی با کودک
پیامبر اسلام(ص)، فرزندش حسین(ع) را با بهترین شیوه‌های تربیتی پرورش می‌داد و با احترام و محبت فوق العاده،‌ روحیهٔ اعتماد به نفس و عزّت را در وجود آن حضرت رشد داده و تقویت می‌کرد. امروزه دانشمندان علوم تربیتی برای تربیت سالم کودکان، بازی کردن را امری ضروری و لازم می‌دانند و توصیه می‌کنند که والدین،‌ خود نیز گاهی با آنان همبازی شوند؛ چرا که برخی از کمبودها و عوارض ناپسند در دوران بعد، ناشی از کمبود محبت و فرصت نیافتن برای بازی در دوران کودکی است.
بنابراین، بازی در دوران طفولیت یکی از نیازهای کودک است. بازی، حس کنجکاوی و قوای باطنی کودک را شکوفا ساخته و باعث خلاقیت و پرورش جسمی و روحی او می‌شود. مربی با همبازی شدن با کودک، نه تنها روحیه خودباوری و احساس عزت را در او تقویت می‌کند؛ بلکه به آموزش غیر‌مستقیم وی نیز می‌پردازد. کودکان از بازی و ورزش لذت برده و برای ابراز احساسات خویش فرصت می‌یابند.
درباره این موضوع روایات بسیاری از دوران کودکی امام حسین(ع) نقل شده است که ما به سه مورد آن اشاره می‌کنیم:
الف. ابن عباس می‌گوید: «رسول خدا(ص) حسین بن علی(ع) را در دوران کودکی‌اش بر دوش خود سوار کرده و با او بازی می‌کرد. مردی آن حضرت را دید و به حسین(ع) رو کرده و گفت: «نِعْمَ الْمَرْکَبُ رَکِبْتَ یَا غُلَامْ؛ ای پسر! خوب مرکبی سوار شده‌ای!» رسول خدا(ص) فرمود: «وَ نِعْمَ الرَّاکِبُ هُوَ؛ و او هم خوب سواری است.» (26)

ب. ابو رافع می‌گوید: «من در مدینه در دوران کودکی گاهی با امام حسین(ع) همبازی بودم. به این ترتیب که سنگهای مخصوصی انتخاب نموده و به داخل حفره‌هایی نشانه روی می‌کردیم و در صورت برنده شدن می‌بایستی فرد برنده بر دوش دیگری سوار می‌شد.
هرگاه من برنده می‌شدم و می‌خواستم بر دوش او سوار شوم، حسین(ع) می‌گفت: «اَتَرْکَبُ ظَهْراً حَمَلَهُ رَسُولَ اللهِ؛ آیا می‌خواهی بر دوش کسی سوار شوی که او را رسول خدا(ص) بر دوش خود حمل می‌کرد؟» من از سواری منصرف می‌شدم و هرگاه او به هدف می‌زد، من از سواری دادن سرباز می‌زدم و می‌گفتم:‌ من هم مثل تو سواری نمی‌دهم. حسین(ع) می‌فرمود: «اَمَا تَرْضَی اَنْ تَحْمِلَ بَدَناً حَمَلَهُ رَسُولُ اللهِ؛ آیا دوست نداری بدنی را که رسول خدا(ص) حمل می‌کرد، به دوشت سوار کنی؟» و من با کمال میل پذیرفته و او را بر دوش خود گذاشته و سواری می‌دادم.» (27)

ج. جابر بن عبد الله انصاری می‌گوید: «روزی به حضور رسول خدا(ص) رفته بودم. دیدم آن حضرت حسن و حسین(ع) را بر پشت خود سوار کرده و با آنان بازی می‌کند و می‌فرماید: فرزندانم! شتر شما چه نیکو شتری است و شما نیز چه نیکو سواره‌هایی هستید!» (28)
باز نگار می‌کشد چون شتران مهار من        گاه کشد مهار من،‌ گاه شود سوار من
گشته خیال روی او،‌ قبله نور چشم من           بارِ که می‌کشم ببین! عزت و کار و بار من


پی نوشت :

(1) بحار الأنوار،‌ علامه مجلسی، نشر الوفاء،‌ بیروت،‌ 1040 ق، ج 44، ص 245.
(2) علل الشرایع، شیخ صدوق، انتشارات داوری، قم، ج 1، ص 23.
(3) جامع الأخبار، تاج الدین شعیری، نشر رضی، قم، 1363 ش،‌ ص 9؛ کشف الغمه،‌ علی بن عیسی اربلی، مکتبة بنی هاشم، تبریز،‌ ج 2، ص 85.
(4) تهذیب الاحکام،‌ محمد بن حسن طوسی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1365 ش، ج 6، ص 113.
(5) تفسیر امام عسکری(ع)، مدرسه‌ امام مهدی(ع)، قم، 1409 ق، ص 219.
(6) کفایة الطالب، ابو عبد الله محمد بن یوسف بن محمد القرشی، نجف،‌1365 ق، ‌ص 272؛ نظم درر السمطین، جمال الدین محمد زرندی، تهران، ‌ص 207.
(7) بحار الأنوار، ج 43، ص 239؛ لهوف،‌ سید بن طاووس، نشر مؤمنین، قم، 1379، ص 36.
(8) همان، ص 223 - 238؛ مریم/7.
(9) بحار الأنوار، ج 43، ص 238.
(10) همان، ج 44، ص 251.
(11) همان،‌ ص 182.
(12) همان،‌ ج 43، ص 244.
(13) مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب مازندرانی،‌ قم، 1379 ق، ج 4، ص 74.
(14) تهذیب الکمال،‌ ابو الحجاج یوسف المزی، مؤسسة الرسالة، 1406 ق، ج 6، ص 397؛ المعجم الکبیر، سلیمان بن احمد طبرانی، مکتبة ابن تیمیة، قاهره، ج 25، ص 25.
(15) مجمع الزوائد، نور الدین هیثمی، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1408 ق، ج 9، ص 201.
(16) بحار الأنوار، ج 44، ص 188.
(17) مسند، احمد بن حنبل، دار صادر، بیروت، ج 4، ص 172؛ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 51؛ کنز العمال، متقی هندی، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1401 ق، ج 12، ص 129.
(18) الصراط المستقیم، علی بن یونس عاملی بیاضی، المکتبة المرتضویة، ‌ج 2، ص 161؛ بحار الأنوار، ج 91، ص 184.
(19) معانی الاخبار،‌ شیخ صدوق، انتشارات اسلامی، قم، 1361 ش، ص 403.
(20) حیاة الامام الحسین(ع)، باقر شریف القرشی، نشر الادب، نجف اشرف، 1394 ق، ‌ج 1، ص 220.
(21) ترجمة الامام الحسین(ع)،‌ ابن عساکر،‌ مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، 1414 ق، ص 83.
(22) مسند ابی یعلی، احمد بن علی التمیمی، دار المأمون،‌ ج 2، ص 395؛ مجمع الزوائد، نور الدین هیثمی، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1408 ق، ج 9، ص 183.
(23) امالی شیخ صدوق، مؤسسة البعثة، 1417 ق، ص 693.
(24) تاریخ بغداد، ابوبکر خطیب بغدادی، دار الکتب العلمیة، بیروت، ‌1417 ق، ج 2، ص 201.
(25) سبل الهدی و الرشاد، محمد بن یوسف الصالحی الشامی، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1414 ق، ج 11، ص 72.
(26) ترجمة الامام الحسین، ص 158؛ حیاة الامام حسین(ع)، ج 1، ص 96.
(27) المناقب، ج 3، ص 227؛ لازم به ذکر است که مشابه این روایت در مورد امام حسن(ع) نیز وجود دارد (بشارة‌ المصطفی،‌ ص 221).
(28) کنز العمال، ج 13، ص 663.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 130 .





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٩ ارديبهشت ١٣٩٦ / شماره خبر : ٨٠٧٠٢ / تعداد بازدید : 9440/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
کاربر مهمان
1391/08/04 15:24
0
0
خیلی خوب
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج