پنج شنبه ١٦ ارديبهشت ١٤٠٠
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


بصیرت آفرینی در کلام امام حسین(علیه السلام)(10)

وضعیت اسفناک علمای امّت در منطق حسینی

امام حسین(علیه السلام)بیش و پیش از آنکه مقتول دست و شمشیر مردم بشود، در سکوت بی‏جای عده‏ای و فتوای عده‏ای دیگر محکوم به «خروج از دایرۀ دین» گشت؛ لذا دقیق‏تر آن است که بگوییم: حضرت قبل از کشته شدن در معرکه و کارزار کربلا، در بالای منبرهای کسانی شهید شد که داعیه‏دار اسلام و نگران مصالح مؤمنین بودند.

وضعیت اسفناک علمای امّت در منطق حسینی

امام حسین (علیه السلام) بیش و پیش از آنکه مقتول دست و شمشیر مردم بشود، در سکوت بی‌جای عده‌ای و فتوای عده‌ای دیگر محکوم به «خروج از دایرهٔ دین» گشت؛ لذا دقیق‌تر آن است که بگوییم: حضرت قبل از کشته شدن در معرکه و کارزار کربلا، در بالای منبرهای کسانی شهید شد که داعیه‌دار اسلام و نگران مصالح مؤمنین بودند.

اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در ادامه ذکر صفات اجتماعی علما و دانشمندان، به واکاوی یک فاجعهٔ تدریجی می‌پردازند! واقعیتی که پرده از چهرهٔ کسانی برمی‌دارد که مدتی با تکیه بر اعتماد مردم، نه تنها خدمتی به دین نکردند، بلکه همواره از دین برای کسب نان و نام استفاده نمودند. امام حسین (علیه السلام) صفات زشت و کوتاهی‌های اجتماعی اهل علم و آگاهان را این‌گونه برمی‌شمارد:

1. تحقیر ولایت: «فَاسْتَخْفَفْتُمْ به‌حق الْأَئِمَّةِ؛ حقّ امامان را خوار شمردید.» یعنی: شما حقّ امامت را کوچک کردید. مهم‌ترین مصادیق تحقیر ولایت اهل‌بیت(علیهم السلام) دو چیز است:

الف) سوق دادن مردم به سمت خواستن حوائج مادی از اهل بیت (علیهم السلام) و عدم بصیرت افزایی در این زمینه؛

ب) عدم پذیرش ولایت و سنگ‌اندازی در مسیر حاکمیت دینی.

2. تضعیف حقوق ضعیفان: «فَأَمَّا حَقَّ الضُّعَفَاءِ فَضَیَّعْتُمْ وَ أَمَّا حَقَّکُمْ بِزَعْمِکُمْ فَطَلَبْتُمْ؛ امّا (در خصوص) حقّ ناتوانان (باید گفت) آن را تباه ساخته‌اید، ولی آنچه را حقّ خود پندارید خواسته و بدان دست یافته‌اید.» یعنی: حقّ ضعیفان را تباه کردید، اما گمان می‌کنید که حق دارید! وقتی کسی خود را محصور به بیت و اطرافیانش کرده باشد، طبیعتاً از حال مظلومان و ضعیفان اطلاع پیدا نمی‌کند و این خود از اولین مصادیق تضعیف حقوق کسانی است که حقشان در جامعه پایمال شده است.

3. صرف نکردن مال در راه خدا: «فَلَا مَالًا بَذَلْتُمُوهُ؛ نه مالی را بخشیدید.» یعنی: مالی در راه خدا بذل و خرج نمی‌کنید. خرج کردن مال در راه خدا، فقط برای مردم نیست، بلکه اهل علم و علما نیز نباید از آن غافل شوند. نباید دین، وسیلهٔ نان‌آوری عده‌ای شود، بلکه باید نان را نیز فدای دین کرد.

4. عافیت‌طلبی: «وَ لَا نَفْساً خَاطَرْتُمْ بِهَا لِلَّذِی خَلَقَهَا؛ نه جانی را در راه جان آفرین به خطر افکندید.» یعنی: جانتان را هم برای خدا به خطر نمی‌اندازید. وقتی کسی برای خدا و برای حمایت از مظلومان و ستمدیدگان حاضر نشد اسم و رسم خویش را به خطر بیندازد، به طریق اولی نخواهد توانست از جان خود بگذرد؛ لذا عافیت‌طلبی پیشه می‌کند. خداوند روح امام راحل و همه شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی را شاد کند که اوراق زرّین انقلاب را با خون و فداکاری‌هایشان نوشتند.

5. عدم قیام علیه دشمنان خدا: «وَ لَا عَشِیرَةً عَادَیْتُمُوهَا فِی ذَاتِ اللَّهِ؛ با هیچ گروهی برای خدا [و اجرای احکام دین خدا] در نیافتادید.» یعنی: اگر حق و تلاش برای اعتلای کلمهٔ حق، خوب است، برای همه خوب است؛ پس چرا دیگران را امر به خوبی کرده و خود و بیت و عشیره‌تان را فراموش کرده‌اید؟ آیا فقط استفاده از فضا و شرایطِ آرامِ بعد از فتنه‌ها حق شماست؟ آیا تکلیفی برای براندازی فِتَن روزگار ندارید؟

6. آرزوهای بلند: «أَنْتُمْ تَتَمَنَّوْنَ عَلَی اللَّهِ جَنَّتَهُ وَ مُجَاوَرَةَ رُسُلِهِ وَ أَمَاناً مِنْ عَذَابِهِ؛ شما از خدا آرزوی بهشت و همجواری پیامبران و امان از عذابش را دارید.» یعنی: آرزوی بهشت الهی دارید و می‌خواهید در کنار پیامبران باشید و از عذاب الهی محفوظ بمانید. قطعاً راه بهشت از دنیا و رسیدگی به حال مستضعفان و پیروی محض از ولی الله یا ولی امر می‌گذرد. چرا فقط به جوایز و هدایای مسابقهٔ ایمان و خدمت صادقانه دل خوش کرده‌اید و تلاشی نمی‌کنید؟

7. مستحق عذاب الهی: «لَقَدْ خَشِیتُ عَلَیْکُمْ أَیُّهَا الْمُتَمَنُّونَ عَلَی اللَّهِ أَنْ تَحُلَّ بِکُمْ نَقِمَةٌ مِنْ نَقِمَاتِهِ؛ ای کسانی که چنین آرزویی از خداوند دارید من بر شما از آن ترسم که انتقامی از انتقامهای خدایی بر سرتان فرود آید.» یعنی: من می‌ترسم که مستحقّ عذاب الهی شوید. عذابی که به‌خاطر بی‌توجهی به تکالیف اجتماعی و سیاسی به وجود آورده‌اید. عذابی که ناشی از رها کردن مردم به فقر فرهنگی و فکری‌شان به‌وجود آمده است. عذابی که فقط برای دور شدن از آن به تکرار مکرراتی پرداختید که دردی از کسی دوا نمی‌کرد.

8. عدم اکرام نیکان: «لِأَنَّکُمْ به لغتم مِنْ کَرَامَةِ اللَّهِ مَنْزِلَةً فُضِّلْتُمْ بِهَا وَ مَنْ یُعْرَفُ بِاللَّهِ لَا تُکْرِمُونَ؛ شما از کرامت الهی به پایگاهی رسیدید که بر دیگران برتری یافتید؛ بر کسانی که به خداشناسی معروفند امّا (از مردم) بزرگداشتی نمی‌بینند.» یعنی: شما به خاطر خدا به چنین جایگاه اجتماعی رسیده‌اید و حال آنکه شما هرکه را به خدا شناخته شده بود، اکرام نکردید. فلسفهٔ وجود شما تصاحب مناصب دینی و سیاسی نبود؛ بلکه به قول شهید مظلوم؛ آیت الله بهشتی، فلسفهٔ وجودی همهٔ ما خدمت به مردم و فدا شدن در راه دین است. وگرنه مردن، عادتی بیش نیست و شهادت و فداکاری نمودن، هنر است.

9. بیکاری و تنبلی: «وَ أَنْتُمْ بِاللَّهِ فِی عِبَادِهِ تُکْرَمُونَ وَ قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللَّهِ مَنْقُوضَةً فَلَا تَفْزَعُونَ؛ شما را به خاطر خدا در میان مردم ارجی است، وحال آنکه به چشم خود می‌بینید که پیمانهای الهی شکسته شده ولی نمی‌هراسید.» یعنی: شما به خاطر خدا در میان بندگانش احترام دارید در حالی که شاهد نقض پیمان‌های الهی هستید و کاری نمی‌کنید؛ وقتی می‌بینید که حلال خدا حرام شده و حرام خدا حلال گشته است، وقتی می‌بینید که مساجد و نمازخانه‌ها در حال تعطیلی و یا کمرنگ شدن است، وقتی می‌بینید که خون مردم بی‌پناه مسلمان در حال پایمال شدن است، چرا ساکتید؟ چرا به ندای مظلومان گوش نمی‌دهید و کاری نمی‌کنید؟

10. در سر داشتن حال و هوای جاهلی: «وَ أَنْتُمْ لِبَعْضِ ذِمَمِ آبَائِکُمْ تَفْزَعُونَ وَ ذِمَّةُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَحْقُورَةٌ؛ شما برای شکسته شدن برخی از پیمانهای پدران خود به هراس می‌افتید و نگران می‌شوید، در حالی که عهد (و ولایت) پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) خوار شمرده شده است.» یعنی: شما بر عهدهای جاهلی زمان پدرانتان پایبندید، اما ذمّهٔ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را کوچک شمرده‌اید. عهدهای جاهلی نظیر توجه بیش از حد به قوم و عشیره و قدرت و ثروت را در سر دارید و از شنیدن صدای فطرت خداجویتان دور مانده‌اید.

11. عدم تلاش برای بصیرت افزایی: «وَ الْعُمْیُ وَ الْبُکْمُ وَ الزَّمْنَی فِی الْمَدَائِنِ مُهْمَلَةٌ لَاتُرْحَمُونَ؛ کوران و لالان و زمینگیران در همه شهرهای (جهان اسلام) وانهاده مانده‌اند و بر آنها ترحّمی نمی‌شود.» یعنی: مردم شهرها را کور و کر و گنگ رها کرده‌اید؛ مردمی که به شرطی در نماز جماعت و منبر من و شما می‌آیند که جان و نیازهایشان با آب حیات معارف اهل بیت (علیهم السلام) پاسخ مناسب دریافت کرده باشد؛ مردمی که به شرطی پای صندوق‌های رأی و راهپیمایی‌ها می‌آیند که بصیرت لازم را دریافت کرده و ذهن و روانشان از هجوم شبهات ماهواره‌ها و عناصر ضد دین و نظام پاک شده باشد.

12. فراموش کردن دردهای مردم: «وَ لَا فِی مَنْزِلَتِکُمْ تَعْمَلُونَ؛ شما از منزلت و موقعیّت خودتان [برای کمک رساندن به آنان] استفاده نمی‌کنید.» یعنی: شما کاری در خور شأن مردم انجام نمی‌دهید. تاریخ ثابت کرده که طبع مردم به گونه‌ای است که وقتی مورد هجوم بی‌رحمی‌ها باشند و از طرف دیگر، سکوت بزرگانشان را ببینند، یا بی‌رحم می‌شوند یا بی‌تفاوت‌تر. فراموش کردن مردم سبب می‌شود مردم نیز شما را فراموش کنند.

13. سازش با ظالمان: «وَ لَا مَنْ عَمِلَ فِیهَا تُعِینُونَ وَ بِالْإِدْهَانِ وَ الْمُصَانَعَةِ عِنْدَ الظَّلَمَةِ تَأْمَنُونَ؛ کسی را هم که در این راه احساس وظیفه می‌کند و به آنان کمک می‌نماید مورد حمایت و کمک خود قرار نمی‌دهید و با چاپلوسی و سازش با ستمگران، امنیّت خود را فراهم می‌آورید.» یعنی: نه‌تنها در برابر بدکاران اعتراض نمی‌کنید، بلکه با فریب و سازش‌کاری با ظالمان خو گرفته‌اید. هم‌نشینی با ظالمان و ثروت‌اندوزان، سبب سرایت خوی ظالمانه و مرفّهانه در فرد خواهد شد. حال، خدا به داد امّتی برسد که بزرگان سیاسی و دینی‌اش با فریب و سازش با ظالمان و بدکاران خو گرفته باشند. خداوند سایهٔ بلند مقام عظمای ولایت، حضرت آیت الله خامنه‌ای را مستدام بدارد که در برابر فشار ابر قدرت‌های خارجی و بی‌بصیرتهای داخلی حاضر به سازش و تسلیم نیستند و همهٔ مردم و مسئولان را دعوت و توصیه به پایداری بر آرمان‌های اسلام و انقلاب می‌کنند.

14. رها کردن نهی از منکر: «کُلُّ ذَلِکَ مِمَّا أَمَرَکُمُ اللَّهُ بِهِ مِنَ النَّهْیِ وَ التَّنَاهِی وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُون؛ تمام این موارد از آن چیزهاست که خداوند بدان فرمان داده تا جلوگیری نمایید و به طور گروهی نهی از منکر کنید در حالی که شما از این فرمان [مهم] غافل شده‌اید.» یعنی: از دستورات الهی غافلید و نه نهی می‌کنید و نه نهی می‌شوید. شما باید به گونه‌ای زندگی و رفتار کنید که مردم به راحتی بتوانند با شما ارتباط برقرار کرده و حتی نهی از منکرتان کنند تا در نتیجه اگر آنها را نهی از منکر کردید، به راحتی بپذیرند.

نتیجه

ترک فریضهٔ «نهی از منکر» و فراموشی آن، ریشهٔ همه بدبختی‌هایی است که دامن جامعهٔ دینی را می‌گیرد. علما و بزرگان دین بایستی به این فریضه عمل کنند و آن را ترویج نمایند.

 



پی نوشت:

منبع : ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 183.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢١ ارديبهشت ١٣٩٥ / شماره خبر : ٣٦٧١٦٧ / تعداد بازدید : 2466/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج