پنج شنبه ١٦ ارديبهشت ١٤٠٠
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


راز محبت-3

محبت شديد پيامبر (ص) به امام حسین (ع)

رسول خدا صلی الله عليه و آله نسبت به حسين عليه السلام محبت شديدی داشت و در مناسبت های مختلف و حوادث زيادی با رفتار و گفتار گرانمايه اش اين محبّت را ابراز می داشت.

احمد محیطی اردکانی

رسول خدا صلی الله عليه و آله نسبت به حسين عليه السلام محبت شديدی داشت و در مناسبت های مختلف و حوادث زيادی با رفتار و گفتار گرانمايه اش اين محبّت را ابراز می داشت.
ابوهريره می گويد: با دو چشمان خود ديدم و با دو گوش خود شنيدم كه رسول خدا صلی الله عليه و آله، دو دست حسين عليه السلام را در دست نهاده بود و پاهای حسين عليه السلام بر قدم های پيامبر صلی الله عليه و آله قرار داشت، پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود: «تَرَقَّ عَيْنَ بَقّة » بالا بيا كوچولو!
حسين عليه السلام بالا آمد تا قدم هايش را بر سينه ی پيامبر صلی الله عليه و آله نهاد، سپس پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود: دهانت را باز كن، وقتی حسين عليه السلام دهانش را باز كرد، حضرت رسول صلی الله عليه و آله دهان حسين عليه السلام را بوسيد و فرمود: «اَللّهُمَّ اَحِبَّهُ فَإِنّی اُحِبُّهُ» خدايا! حسين عليه السلام را دوست بدار، من او را دوست دارم.(1)
ابن مسعود می گويد: رسول خدا صلی الله عليه و آله نماز می خواند، حسن و حسين عليهماالسلام آمدند و (در حال سجده) بر پشت آن حضرت سوار شدند. چون آن حضرت سربرداشت آن دو را به آرامی گرفت و (بر زمين نهاد)، چون دوباره به سجده رفت آن دو بازگشتند و بر پشت آن حضرت نشستند، همين كه نماز تمام شد يكی را بر زانوی راست و ديگری را بر زانوی چپ نشانيد و فرمود: هركس مرا دوست دارد، بايد اين دو را دوست بدارد.(2)
يعلی عامری می گويد: با پيامبر گرامی اسلام كه برای صرف غذا دعوت شده بوديم به راه افتاديم. پيامبر صلی الله عليه و آله پيشاپيش ما حركت می كرد. در مسير به مكانی رسيديم كه حسين عليه السلام با كودكان مشغول بازی بودند. پيامبر صلی الله عليه و آله خواست حسين را بگيرد، حسين عليه السلام اين طرف و آن طرف می دويد و پيامبر صلی الله عليه و آله هم او را می خنداند و به دنبالش می دويد، تا اين كه او را گرفت، يك دست زير چانه ی او و دست ديگر پشت سرش نهاد، او را بلند كرد و دهان او را بوسيد و فرمود: «حُسَيْنٌ مِنّی وَ اَنَا مِنْ حَسَيْنٍ، اَللّهُمَّ اَحِبَّ مَنْ اَحَبَّ حُسَيْنا، حُسَيْنٌ سِبطٌ مِنَ الاَْسْبَاط »؛ حسين از من است و من از حسينم، خدايا دوست بدار هر كس حسين را دوست می دارد، حسين امّتی از امّت ها است. (3)

گريه ی حسين عليه السلام
روزی پيامبر خدا صلی الله عليه و آله از در خانه ی فاطمه عليهاالسلام می گذشت، صدای گريه ی حسين عليه السلام را شنيد، وارد خانه شد، به دخترش فاطمه عليهاالسلام فرمود: مگر نمی دانی گريه ی حسين عليه السلام باعث رنجش من است و طاب شنيدن گريه اش را ندارم.(4)
سپس حسين عليه السلام را بوسيد و فرمود: خداوندا! من اين كودك را دوست دارم، تو نيز او را دوست بدار.(5)

ابراهيم فدای حسين عليه السلام
رسول گرامی اسلام تا آنجا به امام حسين عليه السلام علاقه دارد كه فرزندش ابراهيم را فدای او می كند.
ابن عبّاس می گويد: در محضر پيامبر صلی الله عليه و آله بودم، فرزندش ابراهيم را بر زانوی چپ و حسين عليه السلام را بر زانوی راست نهاده بود. گاهی ابراهيم را و گاهی حسين عليه السلام را می بوسيد. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و از جانب خداوند متعال برای پيامبر وحی آورد.
بعد از آن پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود: جبرئيل از جانب خداوند اين پيام را آورد كه: ای پيامبر! پروردگارت به تو سلام می رساند و می فرمايد: من اين دو فرزند را برای تو باقی نمی گذارم، يكی را بايد فدای ديگری كني.
پيامبر نگاهی به ابراهيم كرد و گريست. سپس نگاهی به حسين عليه السلام كرد و گفت: ای جبرئيل! ابراهيم را فدای حسين عليه السلام كردم.
ابن عباس می گويد: پس از سه روز ابراهيم از دنيا رفت.
هر وقت پيامبر صلی الله عليه و آله حسين عليه السلام را می ديد، او را می بوسيد و در بر می كشيد و لب هايش را می مكيد و می گفت: جانم به قربان كسی كه فرزندم ابراهيم را فدای او نمودم. پدر و مادرم به قربانت ای ابا عبدالله الحسين.(6)

نور چشم پيامبر صلی الله عليه و آله
روزی حسين عليه السلام در آغوش پيامبر صلی الله عليه و آله بود. آن حضرت وی را می خنداند و نوازش می كرد.
عايشه يكی از همسران پيامبر به آن حضرت می گويد: ای رسول خدا! چه بسيار اين كودك را دوست می داري! و ديدارش باعث شادمانی زياد شما است! پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود: چرا او را دوست نداشته باشم و با ديدارش شاد نگردم، با اين كه «او ميوه ی دل و نور چشم من است»، ولی امّتم او را خواهند كشت.
كسی كه بعد از شهادتش مرقد او را زيارت كند، خداوند ثواب يك حجّ از حجّ های مرا برای زيارت كننده ی وی می نويسد.
عايشه گفت: به راستی ثواب يك حجّ از حج های شما؟
پيامبر صلی الله عليه و آله : بلكه ثواب دو حجّ.
عايشه: به راستی ثواب دو حجّ؟!
پيامبر صلی الله عليه و آله : بلكه ثواب سه حجّ.
اين سؤال و جواب همچنان ادامه يافت تا اين كه پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود: خداوند ثواب نود حجّ من با ثواب عمره های آن را به زيارت كننده ی مرقد حسين عليه السلام خواهد داد.(7)

پاره ی تن پيامبر صلی الله عليه و آله
به پيامبر صلی الله عليه و آله خبر دادند كه ام ايمن شب و روز گريه می كند، وی را به حضور آوردند، پيغمبر صلی الله عليه و آله پرسيد: چرا گريه می كني؟
گفت: خوابی ديدم كه بسی دردناك است.
فرمود: خوابت را بگو.
گفت: بر من سخت و ناگوار است كه خواب را بر زبان آورم.
فرمود: خوابت آن جور نيست كه تو پنداري.
گفت: خواب ديدم كه پاره ای از پيكرت جدا شد و در خانه ی من افتاد.
فرمود: آسوده باش، فاطمه پسری به نام حسين به دنيا می آورد كه تو او را پرورش می دهی و نگهداريش می نمايی و او پاره ی تن من است كه در خانه ی تو خواهد بود.
روز هفتمِ ولادت، ام ايمن حسين عليه السلام را به بغل گرفت و نزد رسول خدا صلی الله عليه و آله آمد. پيامبر با خوشحالی زياد فرمود:
«مَرْحَبا بِالْحامِلٍ وَالْمحْمُولِ، هذا تَأْويلُ رُؤياكِ»؛ آفرين بر تو و كودكی كه در بغل داري، اين است تعبير خوابی كه ديده بودی (ای ام ايمن).(8)


پی نوشت :
1) معالی السبطين، حائری مازندراني، ج 1، ص 86.
2) الارشاد، شيخ مفيد؛ با ترجمه ی رسولی محلاّتي، ج 2، ص 25.
3) الحسين و السنّه، سيد عبدالعزيز طباطبائي، ص 13 و سنن ابن ماجه، ج 1، ص 51.
4) زندگانی امام حسين، عمر ابوالنّصر، ترجمه و نگارش سيدجعفر غضبان، ص 68.
5) مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 71.
6) نفس المهموم و نفثة المصدور، محدث قمي، با ترجمه ی كمره اي، ص 10.
7) كامل الزيارات، صدوق، ص 68، حديث 1.
8) مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 70.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره10 .





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢١ ارديبهشت ١٣٩٥ / شماره خبر : ٣٥٨٠٨٦ / تعداد بازدید : 3124/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج