پنج شنبه ١٦ ارديبهشت ١٤٠٠
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


سیدعباس حسینی باقرآبادی

عکس العمل امام حسین علیه السلام در مقابل خلافت يزيد ‌

امام علیه السلام ديگر امر به معروف و نهي از منکر را بي فايده دانست؛ چرا که مردم در آن زمان به گونه اي شده بودند که هرگز امر به معروف و نهي از منکر را قبول نداشتند.‌

با توجه به مطالب گذشته، اعمال و رفتار يزيد و واليان او با مردم زمان وي و تقابل عمل آنان با دين خدا و ارزشهاي اسلامي، اين سؤال مطرح مي شود که آيا امام حسين علیه السلام به يکباره اقدام به قيام کرد و در مدينه هيچ گونه عکس العملي از خود نشان نداد؟‌
با توجه به فرمودة امام زمان علیه السلام در زيارت ناحية مقدسه، حضرت در ادامة بیان عوامل قيام سيد الشهداء علیه السلام مي فرمايند: «وَ أَنْتَ فِي حَرَمِ جَدِّكَ قَاطِنٌ وَ لِلظَّالِمِينَ مُبَايِنٌ جَلِيسُ الْبَيْتِ وَ الْمِحْرَابِ مُعْتَزِلٌ عَنِ اللَّذَّاتِ وَ الْأَحْبَابِ تُنْكِرُ الْمُنْكَرَ بِقَلْبِكَ وَ لِسَانِكَ عَلَى حَسَبِ طَاقَتِكَ وَ إِمْكَانِكَ؛ در حالي که تو در حرم جدّت سکنا گزيده بودي و از ستم پيشگان دوري گزيده، همدم محراب و خانه گشته و از لذتها و شهوتها بريده بودي و به مقدار توانايي و امکانات خويش با قلب و زبان به انکار منکرات و رد ناپسندها پرداخته بودي.»‌
یعني امام حسين علیه السلام خلافت يزيد را نه تنها در قلب خود قبول نداشت؛ بلکه حتي با صراحت به مسئلة خلافت ناحق يزيد اشاره فرموده و حکومت او را از منکرات مي شمرد و در هر فرصت مناسبی کارهاي او و عمالش را باطل شمرده و در واقع به مسئلة امر به معروف و نهي از منکر مي پرداخت و تا حد توان و امکان به اين مسئله ادامه می داد و حتي جلوي گماشتگان يزيد و واليان او نيز يزيد را رسوا می کرد و فاسق و شرابخوار بودن يزید و اینکه شايستگي خلافت ندارد را فریاد می زد. ‌
از جمله، زماني که حضرت را جهت گرفتن بيعت براي يزيد نزد وليد حاضر کردند، امام علیه السلام به او فرمود: «اي امير! ما خاندان پيامبر و معدن رسالت و محل آمد و شد ملائکه و جايگاه رحمت هستيم و خداوند به خاطر ماست که درهاي رحمت را به روي مردم باز يا بسته مي کند؛ در حالي که يزيد مردي فاسق، شرابخوار و قاتل افراد پاک است و شرابخوري را علني انجام مي دهد؛ لذا شخصي مانند من با کسي مثل او بيعت نمي کند.» 1
همچنين زماني که مروان  امام حسین علیه السلام را در کوچه ديد و به تعبير خود حضرت را نصيحت و ارشاد کرد، پيشنهاد بيعت با يزيد را به ايشان داد. امام علیه السلام در جواب او فرمود: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدٍ. ثُمَّ قَالَ: وَيْحَکَ! اَتَأمُرنِي بِبَيْعَةَ يَزيدٍ وَ هُوَ رَجُلٌ فَاسِقٌ لَقَدْ قُلْتَ شَطَطَاً مِنَ الْقَولِ يَا عَظِيمَ الزَّلَلِ لَا اَلُومَکَ عَلَي قَولِکَ لِأَنَّکَ اللَّعِينُ الَّذِي لَعَنَکَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وَ اَنْتَ فِي صُلْبِ اَبِيکَ الْحَکَمَ بْنَ اَبِي العَاصِ فَاِنَّ مَنْ لَعَنَهُ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله لَا يُمْکِنُ لَهُ وَ لَا مِنْهُ اِلَّا اَنْ يَدعُو اِلَي بَيعَةِ يَزِيدٍ؛2 ما همه از خداييم و به سوي او برمي گرديم؛ اما با اسلام بايد خداحافظي کرد؛ چرا که مردم دچار حاکمي مثل يزيد شده اند. سپس اضافه کرد: واي بر تو! آيا مرا به بيعت با يزيد امر مي کني، در حالي که مردي فاسق است؟ اي کسي که لغزشهاي بزرگي داري! مطمئن باش حرف پوچ و بي معنايي زدي و من تو را بخاطر اين حرفت سرزنش نمي کنم؛ چرا که هنوز به دنيا نيامده بودي که مورد لعنت رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار گرفتي و کسي که پيامبر او را لعنت کند، جز دعوت به بيعت با يزيد راه ديگري ندارد.»‌
لذا با توجه به فرمايش امام زمان علیه السلام که فرمود: «تُنْكِرُ الْمُنْكَرَ بِقَلْبِكَ وَ لِسَانِكَ عَلَى حَسَبِ طَاقَتِكَ وَ إِمْكَانِك» حضرت سيد الشهدا علیه السلام تا حدي که برايش ممکن بود، به مخالفت با يزيد و کارهاي او پرداخت و از خلافت و اعمال يزيد به عنوان يک منکر شرعي و اجتماعي ياد کرد؛ ولي متأسفانه دستگاه حاکم بر جامعه از سخنان نوراني حضرت هيچ گونه تأثيري نگرفت و بلکه در مقابل او جبهه گيري نیز کرد؛ لذا امام علیه السلام ديگر امر به معروف و نهي از منکر را بي فايده دانست؛ چرا که مردم در آن زمان به گونه اي شده بودند که هرگز امر به معروف و نهي از منکر را قبول نداشتند.‌
حضرت امام خميني رحمه الله در مورد حکومت يزيد و ويژگيهاي زمان او مي فرمود: «حکومت جائرانة يزيديان مي رفت تا قلم سرخ بر چهرة نوراني اسلام کشند و زحمات طاقت فرساي پيامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله و مسلمانان صدر اسلام و خون شهداي فداکار را به طاق نسيان سپارد و هدر دهد.»‌
و در جاي ديگر نيز فرمود: «در زمان معاويه و پسر ناخلف او مسئله اين طور بود که اينها داشتند چهرة اسلام را قبيح مي کردند، به عنوان خليفة مسلمين، به عنوان خليفة رسول الله صلی الله علیه و آله آن جنايات را مي کردند. اينجا بود که تکليف اقتضا مي کرد براي بزرگان اسلام که مبارزه کنند و اين چهرة قبيحي که اينها دارند، از اسلام نشان دهند و اشخاص غافل را ممکن است خيال کنند که اسلام خلافتش همين است که معاويه و يزيد دارند، افشا و برملا سازند.» 3


پی نوشت:

1) اللهوف في قتلي الطفوف، سید بن طاووس رحمه الله، مترجم عقيقي بخشايشي، دفتر نشر نويد اسلام، قم، سال 1378، چ چهارم، ص 23.
2) موسوعة کلمات الامام الحسين، جمعی از نویسندگان، ص 284.
3) جلوه هاي سبز و سرخ عاشورا، محمد مهدي باباپور گل افشاني، آل صمد، قم، چ اول، 1381، ص 205.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 147.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٧ دی ١٣٩١ / شماره خبر : ٣٠٨٩٩٩ / تعداد بازدید : 2656/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج