پنج شنبه ١٦ ارديبهشت ١٤٠٠
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


سیدجواد حسینی

واقعه غدیر

حادثه غدیر فقط یك حادثه خاص تاریخی نیست كه در زمان خود واقع شده باشد، بلكه تعیین سرنوشت تمام انسانها در طول تاریخ است. به همین جهت، نوشتن و سخن گفتن از غدیر خم در هر زمان و مكانی بی مناسبت نمی باشد.

مقدمه

حادثه غدیر فقط یك حادثه خاص تاریخی نیست كه در زمان خود واقع شده باشد، بلكه تعیین سرنوشت تمام انسانها در طول تاریخ است. به همین جهت، نوشتن و سخن گفتن از غدیر خم در هر زمان و مكانی بی مناسبت نمی باشد. عصاره عالم هستی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله درباره عمومیت غدیر و ابدیت و ماندگاری آن فرمود: «فقولوا باجمعكم... نحن نؤدی ذلك عنك الدانی والقاصی من اولادنا واهالینا ونشهد الله بذلك «وكفی بالله شهیدا» وانت علینا به شهید؛1
سپس همگی بگویید... [ای رسول خدا! این مطالب خطبه غدیر را] از طرف تو به نزدیك و دور از فرزندانمان و فامیلهایمان می رسانیم، و خدا را بر آن شاهد می گیریم. خداوند در شاهد بودن كفایت می كند و تو نیز بر این اقرار ما، شاهد هستی.»
و در بخش دیگری از خطبه غدیر فرمود: «معاشر الناس انی ادعها امامة ووارثة فی عقبی الی یوم القیامة وقد بلغت ما امرت بتبلیغه حجة علی كل حاضر وغائب وعلی كل احد ممن شهد اولم یشهد، ولد اولم یولد فلیبلغ الحاضر الغائب والوالد الولد الی یوم القیامة؛ 2 ای مردم! من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت در نسل خود تا روز قیامت به ودیعه می سپارم، و من ابلاغ كردم آنچه را مامور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غائب و بر همه كسانی كه حضور دارند یا ندارند، به دنیا آمده اند یا نیامده اند، پس حاضران به غائبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.»
از جملات فوق به خوبی استفاده می شود كه همگان در گفتن و پخش و نشر حدیث و جریان غدیر مسئول اند و تا روز قیامت این وظیفه سنگین بر دوش ولایت مداران خواهد بود؛ چنان كه منكران غدیر و ولایت و امامت، منكر یك حادثه و یك خطبه تلقی نمی شوند و همچون ابلیس دشمن سعادت تمام بشریت به حساب می آیند.
امام رضا علیه السلام فرمود: «مثل المؤمنین فی قبولهم ولاء امیرالمؤمنین علیه السلام فی یوم غدیر خم كمثل الملائكة فی سجودهم لآدم ومثل من ابی ولایة امیرالمؤمنین علیه السلام یوم الغدیر مثل ابلیس؛ مثل مؤمنین در پذیرش ولایت امیرمؤمنان علیه السلام در روز غدیر خم مثل ملائكه در سجودشان برای آدم است و مثل كسی كه در روز غدیر از ولایت امیرمؤمنان سر باز زد، مثل شیطان است [كه با مخالفت خود با همه ابناء بشر به دشمنی برخاست] ...»
آنچه در غدیر خم و قبل و بعد از آن اتفاق افتاد، به طور یكجا از یك نفر نقل نشده است، بلكه هر یك از حاضران گوشه هایی از آن مراسم را بازگو كرده و بخشی از قضایا را نیز امامان معصوم علیهم السلام بیان نموده اند. و از برخی شیطنتهای منافقان و مخالفان نیز، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله از طریق وحی و علم الهی اطلاع یافته و فقط با عده معدودی چون سلمان و ابوذر و مقداد و حذیفه و عمار در میان گذاشته است.
آنچه در پیش رو دارید، تصویر اجمالی و گزارش كلی است از جریان غدیر خم و پشت پرده های آن3 .
امید آنكه به مدد مولا آنچه رضای خداست، در چند بخش به قلم آید:
الف) زمینه سازی حادثه غدیر
هجرت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله از مكه معظمه، نقطه عطفی در تاریخ اسلام به شمار می رود. بعد از این هجرت، حضرت سه بار به مكه سفر كرده اند: بار اول در سال هشتم، پس از صلح حدیبیه به عنوان انجام «عمره» وارد مكه شدند؛ بار دوم در سال نهم به عنوان «فتح مكه» وارد این شهر شدند؛ و سومین و آخرین بار بعد از هجرت در سال دهم هجری به عنوان «حجة الوداع» به طور رسمی اعلان حج دادند تا همه مردم در حد امكان حاضر شوند.
در این سفر دو مقصد اساسی در نظر بود، یكی بیان مسائل حج، و دیگری مسئله ولایت و خلافت بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله.
پس از اعلان عمومی، مهاجرین و انصار و قبائل اطراف مدینه و مكه و حتی بلاد یمن و غیر آن به سوی مكه سرازیر شدند. جمعیتی حدود یكصد و بیست هزار نفر در مراسم حج شركت كردند. امیرمؤمنان علیه السلام هم كه قبلا از طرف حضرت به یمن و نجران برای دعوت به اسلام و جمع آوری وجوهات رفته بودند، به همراه دوازده نفر از اهل یمن برای انجام اعمال حج به مكه رسیدند.
با رسیدن ایام حج، در روز نهم ذی الحجه، حضرت رسول صلی الله علیه و آله به موقف «عرفات» رفتند و بعد از آن اعمال حج را یكی پس از دیگری انجام دادند، و در هر جا كه زمینه فراهم بود، مطالبی بیان می فرمودند:
1. خطبه در منی
در منی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله اولین خطابه خود را ایراد فرمودند كه در واقع فراهم كردن زمینه «خطبه غدیر» بود. در این خطبه ابتدا به امنیت اجتماعی مسلمین از نظر جان و مال و آبرو اشاره نمودند و سپس به خونهای بناحق ریخته و اموال به غارت رفته در دوران جاهلیت اشاره كردند... ، آن گاه مردم را از اختلاف و دشمنی بعد از خود بر حذر داشتند و تصریح فرمودند: «اگر من نباشم، علی بن ابی طالب در مقابل متخلفین خواهد ایستاد.» سپس با بیان حدیث شریف ثقلین فرمودند: «عده ای از همین اصحاب من روز قیامت اهل جهنم خواهند بود. 4 »

2. خطبه مسجد خیف
در روز سوم توقف در منی، بار دیگر دستور فرمودند تا مردم در مسجد «خیف» اجتماع كنند. در ابتدای خطبه تاكید فرمودند كه گفته های او را خوب به خاطر بسپارند و حاضران به غائبان برسانند.
در این خطبه به اخلاص در عمل و دل سوزی برای امام مسلمین و دوری از تفرقه سفارش نمودند و اعلام كردند كه تمام مسلمانان در برابر حقوق و قوانین الهی یكسان می باشند. آن گاه بار دیگر مسئله خلافت را متذكر شدند و حدیث ثقلین را به زبان جاری فرمودند كه «من دو چیز گرانبها در میان شما باقی می گذارم كه اگر به آن دو تمسك جویید، هرگز گمراه نخواهید شد؛ [آن دو] كتاب خدا و عترتم؛ اهل بیتم، می باشند.»
در همین زمان بود كه برخی از منافقان و منحرفان احساس خطر كردند و آرام آرام برنامه های خویش را آغاز نمودند. 5

3. اعلان اجتماع در غدیر خم
پس از اتمام حج، بلال حبشی از طرف پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به مردم اعلان كرد: «فردا همه به جز معلولان باید در غدیر خم حاضر باشند.»
«غدیر» كه قبل از «جحفه» قرار دارد، محل افتراق اهل مدینه و مصر و اهل عراق و اهل نجد بود و آبگیر و درختان كهنسالی در آن وجود داشت. به امر الهی این مكان برای اجتماع انتخاب شد و طبق دستور پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله بیش از یكصد و بیست هزار نفر همراه ایشان برای اجتماع در آنجا حركت كردند، حتی دوازده هزار یمنی كه مسیرشان به سمت شمال نبود، تا غدیر همراه آن حضرت آمدند. 6

ب) كیفیت و چكیده خطبه غدیر
وقتی جمعیت به غدیر خم رسید، حضرت فرمودند: «ایها الناس اجیبوا داعی الله، انا رسول الله؛ ای مردم! دعوت كننده خدا را اجابت كنید، من فرستاده خدایم.»
و این كنایه از آن بود كه وقت ابلاغ پیام بس مهمی فرا رسیده است. پس از این دستور، همه مركبها متوقف و جلو رفته ها باز گشتند. شدت گرما به حدی ناراحت كننده بود كه مردم و حتی خود حضرت گوشه ای از لباس خود را به سر انداخته و گوشه ای از آن را زیر پای خود قرار داده بودند، و عده ای از شدت گرما عبای خود را به پایشان پیچیده بودند. از سوی دیگر پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله مقداد و سلمان و عمار را فرا خوانده، دستور دادند تا به محل درختان كهنسال رفته آنجا را آماده كنند. آنها خارهای زیر درختان را كندند و آنجا را صاف نمودند و آب و جارو زدند، و در فاصله بین دو درخت، روی شاخه ها پارچه ای به عنوان سایبان انداختند تا آن محل برای برنامه سه روزه آن حضرت كاملا مساعد شود. سپس با كمك سنگها و جهاز شتران منبری به بلندی قامت آن حضرت ساختند. بعد از اقامه نماز ظهر، حضرت بر بالای منبر رفت و امیرمؤمنان علیه السلام را نیز فرا خواند و به او دستور داد، بالای منبر بیاید و در سمت راستش یك پله پایین تر بر فراز آن قرار گیرد. 7

خلاصه خطبه غدیر
1. فرمان الهی برای بیان مطلبی مهم:
بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: «اقرار می كنم به بندگی خدا و شهادت می دهم كه او پروردگار من است، و آنچه به من وحی نموده، ادا می نمایم و الا ترس دارم عذابی بر من فرود آید... خداوند بر من چنین وحی كرده است: ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ كن و اگر انجام ندهی، رسالت او را نرسانده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می كند. 8 »
ای مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهی نكرده ام، جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام رساند... و مرا مامور كرد كه در این محل اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام كنم: «ان علی بن ابی طالب اخی ووصیی وخلیفتی والامام من بعدی، الذی محله منی محل هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی و هو ولیكم بعد الله ورسوله؛ 9 به راستی علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من و امام بعد از من است. كسی كه نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است، جز اینكه پیامبری بعد از من نیست و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش می باشد.»

2. اعلان ولایت و امامت دوازده امام:
«ای مردم! این مطلب را درباره او بدانید و بفهمید كه خداوند او را برای شما صاحب اختیار و امامی قرار داده كه اطاعتش را واجب نموده است...»
آن گاه فرمود: «ثم من بعدی علی ولیكم وامامكم بامرالله ربكم، ثم الامامة فی ذریتی من ولده الی یوم تلقون الله ورسوله. لا حلال الا ما احله الله ورسوله وهم ولاحرام الا ما حرمه الله ورسوله وهم... ، و بعد از من علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند؛ پروردگار شماست، و سپس امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی كه خدا و رسولش را ملاقات كنید. حلالی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان (امامان) حلال كرده باشند و حرامی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان حرام كرده باشند...»
آن گاه فرمود: «فمن شك فی ذلك فقد كفر كفر الجاهلیة الاولی ومن شك فی شی ء من قولی فقد شك فی كل ما انزل الی و من شك فی واحد من الائمة فقد شك فی الكل منهم والشاك فینا فی النار... هر كس در این گفتار شك كند، مانند كفر جاهلیت نخستین كافر شده است و هر كس در چیزی از سخن من شك كند، در همه آنچه بر من نازل شده شك كرده است و هر كس در یكی از امامان شك كند، در همه آنان شك كرده است و شك كننده درباره ما، در آتش است...»
تا رسید به جمله معروف «من كنت مولاه فهذا علی مولاه...؛ هر كس من صاحب اختیار اویم، این علی صاحب اختیار اوست...»

3. توجه اكید به مسئله امامت:
بعد از آنكه آیه اكمال را بیان نمود، فرمود: «معاشر الناس، انما اكمل الله عزوجل دینكم بامامته، فمن لم یاتم به وبمن یقوم مقامه من ولدی من صلبه الی یوم القیامة والعرض علی الله عزوجل فاولئك الذین حبطت اعمالهم...؛ ای مردم! خداوند دین شما را با امامت او (علی علیه السلام) كامل نمود، پس هر كس به او و به كسانی كه جانشین او از فرزندان من و از نسل او تا روز قیامت و رفتن به پیشگاه خدای عزیز و جلیل، هستند، اقتدا نكند، پس چنین كسانی اعمالشان از بین رفته است...»
«ای مردم! بدانید كه با علی، دشمنی نمی كند، مگر شقی، و با علی دوستی نمی كند، مگر كسی كه دارای تقوا باشد، و به او ایمان نمی آورد مگر مؤمن مخلص...»

4. هشدار نسبت به كار شكنیهای منافقان:
در ادامه فرمود: «معاشرالناس آمنوا بالله ورسوله والنور الذی انزل معه «من قبل ان نطمس وجوها فنردها علی ادبارها او نلعنهم كما لعنا اصحاب السبت» ؛ 10 ای مردم! به خدا و رسولش و به نوری كه همراه او نازل شده است ایمان آورید، قبل از آنكه صورتهایی را هلاك كنیم و آن صورتها را به پشت برگردانیم یا آنان را مانند اصحاب سبت هلاك كنیم.»
آن گاه فرمود: «بالله ما عنی بهذه الایة الا قوما من اصحابی اعرفهم باسمائهم وانسابهم وقد امرت بالصفح عنهم فلیعمل كل امری ء علی ما یجد لعلی فی قلبه من الحب والبغض؛ 11 به خدا قسم! از این آیه قصد نكرد مگر قومی از اصحابم كه آنان را به اسم و نسبشان می شناسم، ولی مامورم كه از آنان پرده پوشی كنم. پس هر كس باید مطابق آنچه در قلبش از حب یا بغض نسبت به علی می یابد، عمل كند.»

5. دوستان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام:
«معاشر الناس عدونا من ذمه الله ولعنه وولینا كل من مدحه الله واحبه...؛ ای مردم! دشمن ما كسی است كه خداوند او را مذمت و لعنت نموده، و دوست ما، هر كسی است كه خداوند او را مدح نموده و دوستش بدارد...»

6. یادی از مهدی علیه السلام:
«الا ان خاتم الائمة منا القائم المهدی، الا انه الظاهر علی الدین الا انه المنتقم من الظالمین الا انه فاتح الحصون و هادمها الا انه غالب كل قبیلة من اهل الشرك...؛ بدانید كه آخرین امامان، مهدی قائم از ماست، او غالب بر اساس دین است، او انتقام گیرنده از ظالمین، او فاتح قلعه ها و منهدم كننده آنها، و غالب بر هر قبیله ای از اهل شرك است...»

7. بیعت گرفتن رسمی:
«ای مردم! من برایتان بیان كردم و به شما فهمانیدم، و این علی است كه بعد از من به شما می فهماند، بدانید كه من بعد از پایان خطابه ام شما را به دست دادن با خودم به عنوان بیعت با او و اقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا می خوانم.
بدانید كه من با خدا بیعت كرده ام و علی با من بیعت كرده است، و من از جانب خداوند برای او از شما بیعت می گیرم...
ای مردم! شما بیش از آن هستید كه با یك دست و در یك زمان با من دست دهید، و پروردگارم مرا مامور كرده است كه درباره آنچه برای علی، امیرالمؤمنین علیه السلام و امامانی كه بعد از او می آیند و از نسل من و اویند، منعقد نمودم، از زبان شما اقرار بگیرم... پس همگی چنین بگویید: ما شنیدیم و اطاعت می كنیم و راضی هستیم و سر تسلیم فرود می آوریم درباره آنچه از جانب پروردگار ما و خودت درباره امر امامت اماممان، علی امیرالمؤمنین علیه السلام و امامانی كه از صلب او به دنیا می آیند به ما رساندی. بر این مطلب با قلبهایمان و با جانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بیعت می كنیم. بر این عقیده زنده ایم و با آن می میریم و با آن محشور می شویم. تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمی كنیم و شك نمی كنیم و انكار نمی نماییم و تردید به دل راه نمی دهیم و از این قول بر نمی گردیم و پیمان را نمی شكنیم...»
آن گاه فرمود: «معاشر الناس فبایعوا الله وبایعونی وبایعوا علیا امیرالمؤمنین والحسن والحسین والائمة كلمة باقیة؛ ای مردم! با خدا بیعت كنید و با من بیعت نمایید و با علی امیرمؤمنان علیه السلام و حسن و حسین و امامان از ایشان به عنوان كلمه باقیه، بیعت كنید.»
و فرمود: هر كس بیعت را بشكند به ضرر خویش شكسته است، و هر كس به آنچه با خدا پیمان بسته وفا كند، خداوند به او اجر بزرگی عنایت می فرماید...»
و در پایان خطبه فرمود: «معاشر الناس من یطع الله ورسوله وعلیا والائمة الذین ذكرتهم فقد فاز فوزا عظیما؛ ای مردم! هر كس خدا و رسولش و علی و امامانی را كه ذكر كردم اطاعت كند، به رستگاری بزرگ دست یافته است.» 12

ج) مراسم بعد از حدیث غدیر
1. بیعت مردان:
پس از پایان خطبه، مردم به سوی پیامبر و امیرمؤمنان علیه السلام هجوم آوردند، و با ایشان به عنوان بیعت دست می دادند و به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام تبریك می گفتند و پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می فرمود: «الحمد لله الذی فضلنا علی جمیع العالمین؛ حمد برای خدای است كه ما را بر همه جهانیان برتری داد.» و صدای مردم بلند شد كه «آری، شنیدیم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و جان و زبان و دستمان اطاعت می كنیم.» 13
و پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله مكرر می فرمود: به من تبریك بگویید، به من تهنیت بگویید؛ زیرا خداوند مرا به نبوت و اهل بیتم را به امامت اختصاص داده است.» 14

2. بیعت زنان:
پیامبر صلی الله علیه و آله دستور دادند تا ظرف آبی آوردند و پرده ای زدند كه نیمی از ظرف آب در یك سوی پرده و نیم دیگر آن در سوی دیگر قرار بگیرد و زنان با قرار دادن دست خود در یك سوی آب، و امیرمؤمنان در سوی دیگر، با آن حضرت بیعت نمایند. همچنین دستور دادند تا زنان هم به حضرتش تبریك و تهنیت بگویند و این دستور را درباره همسر خویش مؤكد داشتند. بانوی بزرگ اسلام، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام نیز از حاضرین در غدیر بودند. همچنین كلیه همسران پیامبر صلی الله علیه و آله در آن مراسم حضور داشتند.

3. نهادن عمامه «سحاب» بر سر علی علیه السلام:
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله بعد از پایان خطبه، عمامه خود را كه «سحاب» نام داشت به عنوان تاج افتخار بر سر امیرمؤمنان قرار دادند و انتهای عمامه را بر دوش آن حضرت آویزان نمودند و فرمودند: «عمامه تاج عرب است.»
خود امیرمؤمنان در این باره فرمود: «پیامبر در روز غدیر خم عمامه ای بر سرم بستند و یك طرفش را بر دوشم آویختند و فرمودند: «خداوند در روز بدر و حنین، مرابه وسیله ملائكه ای كه چنین عمامه ای به سر داشتند، یاری نمود.» 15

4. ظهور جبرئیل در غدیر:
مسئله دیگر این بود كه مردی زیبا صورت و خوشبو در كنار مردم ایستاده بود و می گفت: «به خدا قسم! روزی مانند امروز هرگز ندیدم كه تا چه اندازه [پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله] كار پسرعمویش را مؤكد نمود و برای او پیمانی بست كه جز كافر به خداوند و رسولش، آن را بر هم نمی زند. وای بر كسی كه پیمان او را بشكند!»
در این وقت عمر نزد پیامبر آمد و گفت: شنیدی این مرد چه گفت؟! حضرت فرمود: آیا او را شناختی؟ گفت: نه. حضرت فرمود: «او روح الامین جبرئیل بود. تو مواظب باش این پیمان را نشكنی، كه اگر چنین كنی خدا و رسول و ملائكه و مؤمنان از تو بیزار خواهند بود.» 16

5. معجزه ولایت:
در آخرین ساعات از روز سوم اقامت پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر و پایان یافتن مراسم بیعت، «حارث فهری» همراه دوازده نفر از اصحابش نزد پیامبر آمد و گفت: ای محمد! از تو سؤال دارم:
1. آیا شهادت به یگانگی خداوند و پیامبری خودت را از جانب پروردگارت آورده ای یا از پیش خود گفتی؟
2. آیا نماز و زكات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده ای یا از پیش خود گفتی؟
3. آیا این علی بن ابی طالب را كه گفتی: «من كنت مولاه فعلی مولاه...» از جانب پروردگار گفتی یا از پیش خود گفتی؟
حضرت در جواب فرمود: «خداوند به من وحی كرده است و واسطه بین من و خدا جبرئیل است و من اعلان كننده پیام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبری را اعلان نمی كنم.»
حارث گفت: «خدایا! اگر آنچه محمد می گوید حق و از جانب توست، سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناكی بر ما بفرست!»
همین كه سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگی را از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد و از بخش پایین بدنش خارج شد، و او را درجا به هلاكت رساند. 17

6. توطئه منافقین در غدیر:
اعتراض حارث آغاز انحرافها و توطئه هایی بود كه خبر از آینده ای تاریك و فتنه انگیز می داد، كه بعد از وقوع رحلت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله دامن امت اسلامی را فرا گرفت و امامت از خط اصلی خویش خارج شد و به دست غاصبان افتاد. اینك به نمونه هایی از توطئه های منافقان و منحرفان بعد از حادثه غدیر اشاره می شود:
1. صحیفه ملعونه اول: دو نفر از منافقین در یك تصمیم اساسی با هم پیمانی بستند و آن این بود كه «اگر محمد از دنیا رفت یا كشته شد، نگذاریم خلافت و جانشینی او در اهل بیتش مستقر شود.» سه نفر دیگر در این تصمیم با آنها هم پیمان شدند، و اولین قرارداد و معاهده را در كنار كعبه بین خود امضاء كردند، و داخل كعبه آن را زیر خاك پنهان نمودند تا سندی برای التزام عملی آنها باشد.
یكی از این سه نفر معاذبن جبل بود. او گفت: «شما مسئله را از جهت قریش حل كنید و من درباره انصار ترتیب امور را خواهم داد.»
از آنجا كه «سعد بن عبادة» رئیس كل انصار بود و او كسی نبود كه با غیر علی علیه السلام هم پیمان شود؛ لذا معاذبن جبل به سراغ بشیر بن سعید، و اسید بن حضیر كه هر كدام بر نیمی از انصار یعنی دو طایفه «اوس» و «خزرج.» نفوذ و حكومت داشتند، آمد و آن دو را با خود بر سر غصب خلافت هم پیمان نمود. 18
2. توطئه قتل پیامبر صلی الله علیه و آله: نقشه قتل پیامبر صلی الله علیه و آله بارها به اجرا در آمد، ولی منجر به شكست شد. یك بار در جنگ تبوك و چند بار به وسیله سم و بارها به صورت ترور تدارك دیده شده بود. در حجة الوداع همان پنج نفر اصحاب صحیفه، با نه نفر دیگر برای بار آخر نقشه دقیق تری برای قتل حضرت در راه بازگشت از مكه به مدینه كشیدند و نقشه چنین بود كه در محل از پیش تعیین شده ای، در قله كوه «ارشی» كمین كنند و همین كه شتر پیامبر صلی الله علیه و آله سربالایی كوه را پیمود و در سرازیری قرار گرفت، سنگهای بزرگی را به طرف شتر حضرت رها كنند تا حضرت را بر زمین بیفكند و آنان با استفاده از تاریكی شب به حضرت حمله كنند و وی را به قتل برسانند و متواری شوند.
خداوند متعال پیامبرش را از این توطئه آگاه ساخت و وعده حفظ او را داد. - منافقین كه چهارده نفر بودند - نقشه خود را عملی ساختند. همین كه شتر پیامبر به قله كوه رسید و خواست رو به پایین رود، سنگها را رها كردند، پیامبر با یك اشاره به شتر فرمان توقف داد در حالی كه حذیفه و عمار، یكی افسار شتر حضرت را در دست داشت و دیگری از پشت سر شتر را حمایت می كرد.
با توقف شتر، سنگها به سمت پایین كوه رفتند و حضرت سالم ماند. منافقین كه از اجرای دقیق نقشه مطمئن بودند، از كمین گاهها بیرون آمدند و با شمشیرهای برهنه به حضرت حمله كردند تا كار را تمام كنند، ولی عمار و حذیفه شمشیر كشیدند و با آنان درگیر شدند، و سرانجام آنها را فراری دادند...
صبح روز بعد كه نماز جماعت بر پا شد، همین چهارده 19 نفر در صفهای اول جماعت دیده شدند!! و حضرت سخنانی فرمود كه اشاره ضمنی به آنان داشت. 20

 



پی نوشت:
1) بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج 37، ص 251 - 252؛ عوالم العلوم، شیخ عبدالله بحرانی، ج 15، ص 375 - 376.
2) همان.
3) قابل تذكر است كه در عنوان برخی بخشها و همین طور برخی مطالب از كتاب اسرار غدیر، محمد باقر انصاری، بهره برده ایم.
4) بحارالانوار، ج 37، ص 113 و ج 21، ص 380.
5) همان، ج 37، ص 114.
6) بحارالانوار، ج 37، ص 111 و ص 158؛ علامه امینی، ج 1، ص 10 و ص 268.
7) بحارالانوار، ج 21، ص 387 و ج 37، ص 173 و 203 و 204؛ الغدیر، ج 1، ص 10 و ص 24؛ عوالم، ج 15، ص 44 و 97.
8)مائده/67.
9) بحارالانوار، ج 37، ص 181؛ عوالم، ج 15، ص 307؛ الغدیر، ج 1، ص 12 و 294؛ الطرائف سید بن طاووس، ص 33؛ عبقات الانوار میر حامد حسین هندی، جلد غدیر.
10) نساء/47.
11) بحارالانوار، ج 37، 236 - 237.
12) منابع خطبه و حدیث غدیر: بحارالانوار، ج 37، ص 235 - 253؛ عوالم العلوم، ج 15، ص 328 - 379؛ الغدیر، ج 1، ص 399 - 340؛ معانی الاخبار، شیخ صدوق، ص 63 - 73؛ الغدیر فی الاسلام، سید محمد رضا فرج الله، ص 84 - 209؛ فیض الغدیر، شیخ عباس قمی، و عبقات الانوار، میر حامد حسین، جلد غدیر.
13) بحارالانوار، ج 37، ص 127 و 166؛ الغدیر ج 1، ص 58.
14)همان.
15) الغدیر، ج 1، ص 291؛ عوالم، ج 15، ص 199.
16) بحارالانوار، ج 37، ص 120 و 161؛ عوالم، ج 15، ص 85 و 136.
17) بحارالانوار، ج 37، ص 136 و 162 و 167؛ عوالم، ج 15، ص 56 و 57 و 129 و 144.
18) بحار الانوار، ج 17، ص 29 و ج 28، ص 186 و ج 37، ص 114؛ كتاب سلیم بن قیس، ص 816 حدیث 37؛ عوالم، ج 15، ص 164؛ اسرار غدیر، ص 57.
19) معاویه، عمروعاص، طلحه، سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمان، ابوعبیده، ابوموسی اشعری، ابو هریره، مغیرة...
20) بحارالانوار، ج 28، ص 99 - 100 و ج 37، ص 115؛ عوالم، ج 15، ص 304؛ اقبال الاعمال ص 458.
منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 50.




تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٢٦ آبان ١٣٩٠ / شماره خبر : ٩٦٧٥٠ / تعداد بازدید : 4092/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج