جمعه ٠٧ آذر ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


ز.سادات حسینی

مقام علمی امام باقر علیه السلام

حضرت محمد باقرعليه السلام در سال 57 هجري در "مدينه" چشم به جهان گشود. نامش محمد و كنيه اش ابوجعفر است و بسياري از القاب وي اشاره به مقام علمي و معنوي ايشان دارد...

حضرت محمد باقرعليه السلام در سال 57 هجري در "مدينه" چشم به جهان گشود. نامش محمد و كنيه اش ابوجعفر است و بسياري از القاب وي اشاره به مقام علمي و معنوي ايشان دارد. اين القاب عبارت اند از:
1. باقر، يعني شكافنده علوم. در علت نامگذاري به آن مي خوانيم: "لُقِّبَ بِهِ لِاَنَّهُ بَقَرَ الْعِلْمَ وَعَرَفَ اَصْلَهُ وَاسْتَنْبَطَ فَرْعَهُ وَ تَوَسَّعَ فيهِ وَ التَّبَقُّرُ التَّوَسُّعُ؛(1)[ حضرت باقرعليه السلام ] به لقب باقر ياد شده است؛ چون علم را شكافت و پايه علم را شناخت و فرع آن را استنباط كرد و در آن توسعه داد و تَبَقّر [به معناي ]توسعه دادن است."
درباره معناي باقر احتمال ديگري نيز ذكر شده و آن اينكه "لُقِّبَ بِهِ لِكَثْرَةِ سُجُودِهِ فَقَدْ بَقَّرَ جَبْهَتَهُ اَيْ فَتَحَها وَوَسَعَها؛(2)به او باقر گفته شده، براي زيادي سجده هايش و باز شدن و توسعه پيشاني اش."
2. الشبيه، چون شبيه جدّش رسول خداصلي الله عليه وآله بود. (3)
3. الامين؛ 4. هادي؛ 5. صابر؛ 6. شاهد. (4)معناي هر يك از القاب مذكوره روشن است.
پدر آن حضرت، علي بن الحسين عليهما السلام و مادر گرامي اش، "ام عبداللَّه، دختر امام حسن مجتبي عليه السلام مي باشد و از اين جهت او اولين فردي است كه هم از نظر پدر و هم از طرف مادر، فاطمي و علوي بوده است؛ لذا درباره آن حضرت گفته اند: "عَلَوِيٌّ مِنْ عَلَوِيَّيْنِ وَ فاطِمِيٌّ مِنْ فاطِمِيَّيْنِ وَ هاشِمِيٌّ مِنْ هاشِمِيَّيْنِ."
خلفاي معاصر حضرت عبارت اند از: 1. وليد بن عبدالملك (86 - 96)؛ 2. سليمان بن عبدالملك (96 - 99)؛ 3. عمربن عبدالعزير (99 - 101)؛ 4. يزيد بن عبدالملك (101 - 105)؛ 5. هشام بن عبدالملك (105 - 125).

   مقام علمي حضرت از ديدگاه ديگران

مقام علمي حضرت باقرعليه السلام آن قدر عظيم و بلند مرتبه است كه خيلي از مخالفان او نيز به اين امر اعتراف و اقرار دارند و دانشمندان فراواني نيز به اين امر اعتراف كرده اند كه به نمونه هايي اشاره مي شود:
1. ابن حجر هيثمي مي گويد: "محمد باقرعليه السلام به اندازه اي گنجهاي پنهان معارف و دانشها را آشكار ساخته، حقايق و حكمتها و لطايف دانشها را بيان كرده كه جز بر عناصر بي بصيرت يا بد سيرت پوشيده نيست و از همين جا است كه وي را شكافنده و جامع علوم و برافرازنده پرچم دانش خوانده اند." (5)
2. ابرش كلبي به هشام با اشاره به امام باقرعليه السلام گفت: "اِنَّ هَذا اَعْلَمُ اَهْلِ الْاَرْضِ بِما فِي السَّماءِ وَالْاَرْضِ فَهَذا وَلَدُ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله؛ به راستي اين مرد (محمد باقرعليه السلام) داناترين مرد روي زمين است نسبت به آنچه در آسمانها و زمين مي باشد. اين فرزند رسول خداصلي الله عليه وآله است." (6)
3. عبداللَّه بن عطاء مكي مي گويد: "من هرگز دانشمندان [اسلامي ] را نزد هيچ كس به اندازه مجلس محمد بن علي عليهما السلام، [از نظر علمي ] حقير و كوچك نديدم. من "حكم بن عتيبه" را كه در علم و فقه مشهور آفاق بود، ديدم كه در خدمت امام باقرعليه السلام مانند كودكي در برابر استادش [زانوي ادب بر زمين زده، شيفته او گرديده ] بود." (7)
و خود حكم بن عتيبه درباره قول خداوند كه مي فرمايد: "اِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمينَ"(8) مي گويد: "وَاللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِّيٍ مِنْهُمْ؛(9) به خدا سوگند! محمد بن علي (امام باقرعليه السلام) جزء آنهاست."
4. هشام بن عبدالملك با آنكه از دشمنان سرسخت حضرت بود، خطاب به آن حضرت گفت: "لا تَزالُ الْعَرَبُ وَ الْعَجَمُ يَسُودُها قُرَيْشٌ مادامَ فيهِمْ مِثْلُكَ؛(10) تا زماني كه مثل تو [در علم و مقام ] وجود داشته باشد، قريش بر عرب و عجم آقايي مي كند."
5. قتادة بن دعامه بصري، يكي از علماي عامه، خطاب به آن حضرت چنين گفت: "من در محضر فقها و در محضر ابن عباس زياد نشسته ام؛ ولي هيچ جا قلبم مضطرب نشد، جز زماني كه در محضر شما نشستم." (11)
6. شمس الدين محمد بن طولون مي گويد: ابو جعفر محمد بن زين العابدين ...، ملقب به باقرعليه السلام ... عالم و آقا و بزرگوار بود. او را باقر ناميده اند، چون در علم توسعه ايجاد كرد." (12)
7. محمد بن طلحه شافعي مي گويد: "او باقر العلم و شكافنده علوم است و جامع و نشر دهنده و بلند كننده پرچم آن است." (13)
8. ابن ابي الحديد مي گويد: "كانَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ... سَيِّدُ فُقَهاءِ الْحِجازِ وَ مِنْ اِبْنِهِ جَعْفَرٍ تَعَلَّمَ النَّاسُ الْفِقْهَ؛(14) محمد بن علي عليهما السلام آقاي فقهاي حجاز بود، و از او و فرزندش، مردم علم فقه را آموختند."
9. احمد بن يوسف دمشقي مي گويد: "منبع فضائل و افتخارات، امام محمد بن علي باقرعليه السلام است. او را باقر ناميده اند، چون علم را مي شكافد و گفته شده اين لقب از كلام رسول خداصلي الله عليه وآله گرفته شده كه جابر بن عبداللَّه انصاري مي گويد: پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فرمود: در آينده، فرزندي از فرزندان حسنم را مي بيني كه همنام من است و علم را مي شكافد، شكافتني. هر گاه او را ديدي، سلام مرا به او برسان!" (15)
10. ابن خلكان مي گويد: ابو جعفر محمد بن علي... يكي از امامان دوازده گانه است و "كانَ الْباقِرُ عالِماً سَيِّداً كَبيراً؛(16) امام باقرعليه السلام دانشمند و سرور و بزرگوار بوده است."

شكافنده علوم
لقب باقر و شكافنده علوم توسط پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله به حضرت باقرعليه السلام داده شده است. اين مطلب در روايات بسياري از طريق شيعه و سني نقل شده است؛ در منابع شيعه در كتابهايي مانند: بحار الانوار، رجال كشي، كشف الغمة، امالي صدوق، امالي شيخ طوسي، اختصاص مفيد، عيون الاخبار. و در منابع اهل سنت در كتابهاي: مرآة الزمان في تواريخ الاعيان (ج 5، ص 78)، تاريخ ابن عساكر، غاية الاختصار (ص 64)، تذكرة الخواص ابن جوزي (ص 337).
جابر بن عبداللَّه انصاري مي گويد: روزي پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله به من فرمود: "بعد از من شخصي از خاندان مرا خواهي ديد كه همنام من و شبيه من است "وَيبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً؛ علم را مي شكافد، شكافتني [و او درهاي دانش را به روي مردم خواهد گشود]."
پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله زماني اين پيشگويي را كرد كه هنوز حضرت باقرعليه السلام چشم به جهان نگشوده بود. سالها گذشت تا دوران امامت حضرت سجادعليه السلام فرا رسيد. روزي جابر از كوچه هاي مدينه مي گذشت، چشمش به حضرت باقرعليه السلام افتاد. ديد درست قيافه و شمايل پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله را دارد. پرسيد: اسم تو چيست؟ گفت: محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب عليهم السلام. آن گاه جابر بر پيشاني او بوسه زد و گفت: پدر و مادرم فدايت باد! پدرت، رسول خداصلي الله عليه وآله به تو سلام رسانده است. حضرت باقرعليه السلام فرمود: "وَعَلي رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ؛ و سلام بر رسول خداصلي الله عليه وآله باد!"
از اين تاريخ به بعد، جابر هر روز، دو نوبت به ديدار او مي شتافت و مرتب به او مي گفت: يا باقر! يا باقر! برخي نادانان مي گفتند: جابر هزيان مي گويد؛ ولي او مي گفت: به خدا قسم!هزيان نمي گويم. اين چيزي است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله به من خبر داده است. (17)
در نتيجه، مي توان گفت بين مورخين از مسلّمات است كه لقب باقر و شكافنده علوم توسط پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله به آن حضرت داده شده است. (18)

پايه گذاري نهضت علمي
از مهم ترين امتيازات امام باقرعليه السلام كه زمان، زمينه آن را فراهم كرد، اين است كه حضرت بنيانگذار انقلاب فرهنگي و نهضت علمي شيعه و بلكه اسلام شمرده مي شود. هر چند معارف اسلامي و تشيع به دست فرزندش امام صادق عليه السلام انتشار و توسعه يافت و به اوج خود رسيد؛ ولي پايه گذاري و تأسيس آن با دست با كفايت امام باقرعليه السلام بود.
در دوران امام باقر عليه السلام دولت بني اميه رو به زوال بود و مردم نيز به شدت از آنها تنفر پيدا كرده بودند و وجود فردي همچون عمر بن عبدالعزيز (كه خدمت بزرگي به علم و تشيع نمود و ضربه كاري را به پيكر بني اميه وارد كرد) و اختلاف شديدي كه در مملكت اسلامي به وجود آمده بود و در هر گوشه و كناري انقلابي به وقوع پيوسته بود و خلفا به سرعت تغيير مي كردند - به گونه اي كه در نوزده سال امامت حضرت باقرعليه السلام پنج خليفه روي كار آمدند: وليد بن عبد الملك، سليمان بن عبد الملك، عمر بن عبدالعزيز، يزيد بن عبد الملك، هشام بن عبدالملك - عواملي بود كه زمينه و فرصت مناسبي براي نهضت علمي آن حضرت فراهم ساخت.
همچنان كه مي دانيم تا زمان عمر بن عبدالعزيز نقل حديث ممنوع بود و اين سنّت سيّئه توسط خلفاي قبلي بنيانگذاري شده بود كه بر اساس آن، گنجينه هاي علمي به ياد مانده از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله سوزانده شد و يا زير خاك از بين رفت و يا در سينه هاي راويان باقي ماند و نقل آنها به عنوان آرزويي به گور برده شد و ضرر و زيانهاي جبران ناپذيري بر پيكر احاديث اسلامي وارد آمد و از آن زمان بود كه كم كم بازار جعل و تحريف احاديث نيز گرم شد.


اين وضع تا اواخر قرن اول هجري ادامه يافت؛ يعني تا زمان به خلافت رسيدن عمربن عبدالعزيز (99 - 101). وي با يك اقدام خردمندانه اين بدعت شوم را برداشت و مردم را به نقل و تدوين حديث تشويق كرد و طي بخشنامه اي چنين نوشت: "اُنْظُرُوا حَديثَ رَسُولِ اللَّهِ فَاكْتُبُوهُ فَاِنّي خِفْتُ دُرُوسَ الْعِلْمِ وَذِهابَ اَهْلِهِ؛(19) احاديث رسول خداصلي الله عليه وآله را مورد توجه قرار داده [و جمع آوري كرده ]، بنويسيد؛ زيرا بيم آن دارم كه دانشمندان و اهل حديث از دنيا بروند و علم مندرس [و چراغ آن خاموش ] گردد."
امام باقرعليه السلام از اين فرصت پيش آمده، به احسن وجه بهره و استفاده برده، شاگردان فراوان تربيت كرد و علوم بي شماري را به آنها تعليم داد كه در بخشهاي بعدي به آنها اشاره مي شود. در اينجا به يك مسئله تاريخي اشاره مي كنيم:

بنيانگذاران علوم اسلامي
با ممنوعيت نقل و تدوين حديث توسط خلفا و ادامه آن تا زمان عمربن عبدالعزيز، اين بحث مطرح مي شود كه اولين كسي كه كتاب حديثي و فقهي نوشت، چه كسي بود؟
در اين بخش، اهل سنت (با اينكه خلفاي آنان نقل و تدوين حديث را ممنوع كرده بودند) تلاش دارند كه خود را جلودار حديث و فقه جلوه دهند. جلال الدين سيوطي كه اصرار دارد پايه گذاران علوم اسلامي را جمعي از اهل تسنن معرفي كند، مي گويد: "نخستين كسي كه در فقه كتاب نوشت، ابوحنيفه بود." (20)
و برخي از خوديها نيز نوشته اند كه: "نخستين كسي كه به امر عمر بن عبدالعزيز احاديث را جمع كرد، محمد بن مسلم بن شهاب زهري بود." (21)
فعلاً به اين نكته كاري نداريم كه امثال زهري روايات تحريف شده را جمع آوري نموده و از رواياتي كه به نحوي به نفع اهل بيت عليهم السلام و شيعه بوده، خود داري كرده است؛ اما اين نكته را مي خواهيم روشن كنيم كه پايه گذار تمام علوم، امامان شيعه و شيعيان بوده اند؛ هر چند دستگاه استبداد حاكم مانع از انتشار و مطرح شدن آن گشته است. شواهد فراواني نيز بر اين ادعا وجود دارد:

الف. اعترافات ابن ابي الحديد
ابن ابي الحديد با صراحت مي گويد كه تمام علوم ريشه اش به اميرمؤمنان عليه السلام بر مي گردد؛ براي اينكه در علم كلام، بزرگ معتزله واصل بن عطاء است كه شاگرد ابي هاشم عبدالله بن محمد حنفيه بوده و ابوهاشم شاگرد پدرش، و پدرش (محمد حنفيه) شاگر پدرش علي عليه السلام بوده است. اما اشعريها، در علم كلام منتسب به ابي الحسن علي بن [اسماعيل بن ] ابي بشرالاشعري هستند و او شاگرد ابوعلي جبائي است و ابوعلي خود يكي از بزرگان معتزله است. پس اشعريها سرانجام به معتزله مي رسند و چنان كه گفته شد، معتزله نيز معلم معلمشان علي بن ابي طالب عليهما السلام است. (22)
اماميه و زيديه نيز در كلام هر چه دارند، از علي عليه السلام دارند. اما در علم فقه، تمام فقهاي عالم اسلام (مذاهب اربعه) عيال و جيره خوار علي عليه السلام هستند؛ چرا كه شاگردان ابوحنيفه همچون ابي يوسف و محمد، فقه را از او گرفته اند و شافعي نيز شاگرد محمد بن حسن بوده و فقهش به ابوحنيفه بر مي گردد و اما احمد حنبل كه شاگرد شافعي است، او هم به ابوحنيفه بر مي گردد و ابوحنيفه شاگرد جعفر بن محمدعليهما السلام است و جعفر (امام صادق عليه السلام) از پدرش محمد (امام باقرعليه السلام) علوم را فرا گرفته و سرانجام امر به علي عليه السلام ختم مي شود. اما مالك شاگرد ربيعة الرأي و او شاگرد عَكرَمه، شاگرد عبدالله بن عباس و او نيز شاگرد علي عليه السلام بوده و مي توان از طريق شافعي او را شاگرد علي عليه السلام تلقي كرد.
و اما فقه شيعه كه برگشت به علي عليه السلام دارد، روشن است و علوم صحابه از عمر و عبد الله بن عباس... همه به علي عليه السلام بر مي گردد.
علم تفسير نيز مستقيماً از او و يا شاگردش عبدالله بن عباس گرفته شده است.
و علوم طريقت [و عرفان ] نيز به او ختم مي شود؛ چرا كه ارباب اين فن در تمام بلاد اسلامي خود را به او منتسب مي دانند و به اين مسئله، شبلي، جنيد بغدادي، سري مقطي، ابو يزيد بسطامي، ابو محفوظ معروف كرخي، و... اعتراف كرده اند. (23)
علم نحو و ادبيات را همه مي دانند كه از ابداعات حضرت اميرعليه السلام است. ابي الاسود دُوئلي از آن حضرت، اصولش را آموخت(24) و ما اضافه كنيم كه خليل بن احمد، پايه گذار علم "عروض"، معاذ بن مسلم بن ابي سارة كوفي، پايه گذار علم "صرف" و ابو عبداللَّه محمد بن عمران كاتب خراساني (مرزباني) يكي از پيشتازان علم بلاغت، از شيعيان و سرانجام از شاگردان علي عليه السلام هستند. (25)

ب. تدوين علوم
در بخش تدوين حديث و علوم نيز شيعيان پيش قدم اند؛ چرا كه اولين كسي كه احاديث رسول خداصلي الله عليه وآله را جمع آوري كرد، اميرمؤمنان علي عليه السلام بود. پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله احاديثي را املا كرد و علي عليه السلام آنها را نوشت و به صورت يك كتاب تدوين شده در آورد كه تمام حلال و حرام و احكام و سنن در آن جمع شده بود و از آن به نام "صحيفة الجامعة" ياد مي شود(26) و كتاب ديگري به نام "صحيفة و كتاب الفرائض" دارد كه بخاري از آن حديث نقل كرده و صدوق و شيخ طوسي و كليني آن را در كتابهاي خويش آورده اند. (27)
و همين طور ابورافع كتابي دارد به نام "السنن و الاحكام و القضايا" و سلمان فارسي كتابي دارد به نام "حديث الجاثلق رومي" و ابوذر كتابي دارد به نام "خطبه"(28) و همين طور عبداللَّه بن عباس كتابي در ثبت قضاوتهاي اميرمؤمنان عليه السلام و كتابي در تفسير دارد. (29)
و ابو رافع قبطي كتابي به نام "السنن و الاحكام و القضايا" و واضح بن نباتة نويسنده عهد نامه مالك اشتر و وصيّت علي عليه السلام به محمد پسرش مي باشد. ربيعة بن سميع كتابي در زكات حيوانات و عبيداللَّه بن ابي رافع مدني، كتابي در "قضاياي اميرالمؤمنين عليه السلام" دارد و همين طور ميثم تمار و زيد بن وهب و سليم بن قيس كتابهايي داشته اند(30) و در زمان امام سجادعليه السلام نيز كتاب "صحيفه سجاديه" و رساله حقوق و كتابهايي توسط جابر بن يزيد، زياد بن منذر و... تدوين شده است. (31)
آيا با اين وضع، مي توان ابوحنيفه را كه در سال 100 هجري متولد شده (يعني شش سال بعد از شهادت امام سجادعليه السلام) و 43 سال بعد از ولادت امام باقرعليه السلام (در سال 150) از دنيا رفته است، بنيانگذار فقه دانست، با اينكه تمامي كتبي را كه نام برديم، قبل از به دنيا آمدن ابوحنيفه تدوين شده است؟

جهاد علمي امام باقرعليه السلام
برگرديم به بحث اصلي خويش كه حضرت باقرعليه السلام از فرصت پيش آمده بيشترين بهره را برد و جهاد علمي خويش را آغاز كرد. جهاد علمي حضرت در سه بخش قابل تبيين است:

  الف. تشويق به فراگيري علوم
پايه و اساس هر عمل و فعاليت و كاري، انديشه سازي و سالم سازي فكر است. اگر بخواهد در جامعه، علم رواج پيدا كند، در گام اول بايد درباره اهميت فراگيري دانش، ارزش و عظمت علما، مراد از فراگيري علم، و آفات آن و... انديشه سازي شود.
حضرت باقرعليه السلام اين گام اول را به خوبي با بيان احاديث برداشته و سخنان گهر بار و نوراني فراواني در اين زمينه بيان كرده است.
در مورد تشويق به فراگيري علم فرمود: "اَلْكَمالُ كُلُّ الْكَمالِ التَّفَقُّهُ فِي الدّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَي النَّائِبَةِ وَ تَقْديرُ الْمَعيشَةِ؛(32) كمال تمام كمال [در سه چيز]: فهميدن دين، بردباري بر سختيها و اندازه گيري معيشت است."
آن حضرت درباره روش فراگيري علوم از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله نقل فرمود: "اَلْعِلْمُ خَزائِنُ وَ مِفْتاحُهَا السُّؤالُ فَاسْئَلُوا يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ فَاِنَّهُ يُؤْجَرُ فيهِ اَرْبَعَةٌ السَّائِلُ وَ الْمُعَلِّمُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَالْمُجيبُ لَهُمْ؛(33) علم گنجينه هايي است و كليد آن پرسش است. پس سؤال كنيد! خدا شما را مورد رحمتش قرار دهد؛ زيرا پرسش باعث مي شود چهار كس اجر برد: پرسشگر، معلم، شنونده و كسي كه جواب مي دهد."
و در مورد جايگاه با ارزش علما و دانشمندان فرمود: "عالِمٌ يُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ اَفْضَلُ مِنْ اَلْفِ عابِدٍ؛(34) عالمي كه از علمش بهره برده شود، برتر از هزار عابد است."
و فرمود: "وَاللَّهِ لَمَوْتُ عالِمٍ اَحَبُّ اِلي اِبْليسَ مِنْ مَوْتِ سَبْعينَ عابِداً؛(35) به خدا سوگند! مرگ يك عالم در نزد شيطان، محبوب تر از مرگ هفتاد عابد است."
و درباره شرايط فراگيري علم و اخلاص و دنياگريزي عالم فرمود: "اِنَّ الْفَقيهَ حَقَّ الْفَقيهِ الزَّاهِدُ فِي الدُّنْيا الرَّاغِبُ فِي الْآخِرَةِ الْمُتَمَسِّكُ بِسُنَّةِ النَّبِيِّ؛(36) فقيه حقيقي، فقيهي است كه زاهد [و گريزان از] دنيا باشد و مشتاق آخرت، و پيرو سنت نبي صلي الله عليه وآله."
و نيز فرمود: "مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِيُباهِيَ بِهِ الْعُلْماءَ اَوْ يُمارِيَ بِهِ السُّفَهاءَ اَوْ يَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النَّاسِ اِلَيْهِ فَلْيَتَبَوَّءْ مَقْعَدُهُ مِنَ النَّارِ، اِنَّ الرِّئاسَةَ لا تَصْلُحُ اِلاَّ لاَِهْلِها؛(37) كسي كه علم را براي مباهات و باليدن نزد علما يا مجادله نزد سفها و يا [راهيابي در دل مردم و] جلب توجه مردم به سوي او، فراگيرد، پس نشيمنگاه خود را آتش قرار دهد. به راستي رياست جز براي اهلش شايسته نيست."
و درباره احتياط و توقف در شبهات فرمود: "اَلْوُقُوفُ عِنْدَ الشُّبْهَةِ خَيْرٌ مِنَ الْاِقْتِحامِ فِي الْهَلَكَةِ وَ تَرْكُكَ حَديثاً لَمْ تُرْوِهِ خَيْرٌ مِنْ رِوايَتِكَ حَدِيثاً لَمْ تُحْصَهُ؛(38) توقف در نزد شبهه بهتر از فرو رفتن در هلاكت است. رها كردن حديثي كه روايت آن برايت ثابت نيست [و از همه جهت روشن نيست ]، بهتر است از آنكه حديثي را كه بر آن احاطه نداري، روايت كني."
و فرمود: "ما عَلِمْتُمْ فَقُولُوا، وَمالَمْ تَعْلَمُوا فَقُولُوا: اللَّهُ اَعْلَمُ اِنَّ الرَّجُلَ لَيَنْتَزِعُ الآْيَةَ الْقُرْآنَ يَخِرُّ فيها اَبْعَدَ ما بَيْنَ السَّماءِ وَالْاَرْضِ؛(39) آنچه مي دانيد، بگوييد و درباره آنچه نمي دانيد، بگوييد: خدا اعلم است. به راستي مرد آيه اي از قرآن را بيرون مي كشد [و به دلخواه معني مي كند و بر اثر آن ]، به فاصله دورتر از ميان آسمان و زمين [سرنگون مي گردد و يا] از معناي حقيقي دور مي افتد."
اينها هر كدام شاه كليدي است براي راهنمايي علما كه چگونه در نقل روايات و علوم دقت داشته باشند.
آن حضرت درباره لزوم احتياط كامل فرمود: "حَقُّ اللَّهِ عَلَي الْعِبادِ اَنْ يَقُولُوا ما يَعْلَمُونَ وَيَقِفُوا عِنْدَ ما لا يَعْلَمُونَ؛(40)حق خدا بر بندگان [عالم ] آن است كه هر چه مي دانند، بگويند و در آنچه نمي دانند، دست نگه دارند."

  ب. نشر علوم
از نكاتي كه حضرت باقرعليه السلام در مرحله انديشه سازي بدان توجه داشته، توجه به نشر علوم و توسعه آن است. فقط فراگيري علوم كافي نيست؛ بايد در راه نشر آن نيز سعي كرد. در اين زمينه، حضرت سخنان نغز و دلكشي دارد كه فقط به نمونه هايي اشاره مي شود:
1. "مَنْ عَلَّمَ بابَ هُديً فَلَهُ اَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهِ وَلا يَنْقُصُ اُولئِكَ مِنْ اُجُورِهِمْ شَيْئاً؛(41) كسي كه باب هدايتي را تعليم دهد، مانند اجر كسي را دارد كه به آن عمل كرده است و از پاداش عمل كنندگان كاسته نمي شود."
2. در جاي ديگر فرمود: "تَذاكُرُ الْعِلْمِ دِراسَةٌ وَالدِّراسَةُ صَلاةٌ حَسَنَةٌ؛(42) مذاكره علمي، درس [و تعليم ] است و درس، نمازي است نيكو (پذيرفته شده)."
3. و فرمود: "زَكاةُ الْعِلْمِ اَنْ تُعَلِّمَهُ عِبادَ اللَّهِ؛(43) زكات علم آن است كه آن را به بندگان خدا تعليم دهي."
4. و فرمود: "رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اَحْيا الْعِلْمَ... اَنْ يُذاكِرَ بِهِ اَهْلَ الدِّينِ وَ اَهْلَ الْوَرَعِ؛(44) خدا رحمت كند بنده اي را كه علم را زنده كند... و زنده كردن علم به اين است كه با اهل دين و افراد با ورع مذاكره كني."
به راستي هر يك از نكات پيش گفته، درهاي زيادي را بر روي انسان در فراگيري علم و ارائه آن باز مي كند. حال اساسي ترين پرسش رخ مي نمايد و آن اينكه حالا كه متوجه شديم علم پاداش فراوان و عالم منزلت والايي دارد، علم را از چه كساني بايد بگيريم؟ و براي فراگيري علوم اسلامي درِ خانه چه كساني برويم؟ و زانوي ادب در خدمت چه كساني بزنيم؟ در اين بخش نيز امام باقرعليه السلام انديشه سازي و راهنماييهايي دارد.
اولاً، علوم قرآن را تماماً مختص به اهل بيت عليهم السلام مي داند و مي فرمايد: "لَيْسَ عِنْدَ اَحَدٍ مِنَ النَّاسِ حَقٌّ وَلا صَوابٌ وَلا اَحَدٌ مِنَ النَّاسِ يَقْضي بِقَضاءِ حَقٍّ اِلاَّ ما خَرَجَ مِنَّا اَهْلَ الْبَيْتِ؛(45) در نزد هيچ كسي از مردم حق وجود ندارد، و [سخن ] صواب و راست پيدا نمي شود و هيچ كسي از مردم به حق قضاوت نمي كند، مگر از ما اهل بيت باشد."
و در جاي ديگر فرمود: "ما يَسْتَطيعُ اَحَدٌ اَنْ يَدَّعِيَ اَنَّ عِنْدَهُ جَميعُ الْقُرْآنِ كُلِّهِ ظاهِرِهِ وَ باطِنِهِ غَيْرُ الْاَوْصِياءِ؛(46) هيچ كس توان ندارد ادعا كند كه جميع [علوم ]قرآن، ظاهر و باطنش در نزد اوست، جز اوصياء [پيامبر و امامان معصوم عليه السلام ]."
و آن گاه صريحاً فرمود كه اصل قرآن در نزد اهل بيت عليهم السلام است: "اِنَّ الْعِلْمَ الَّذي نَزَلَ مَعَ آدَمَ عليه السلام لَمْ يُرْفَعْ، وَالْعِلْمُ يُتَوارَثُ وَ كانَ عَلِيٌ عليه السلام عالِمَ هذِهِ الْاُمَّةِ وَ اِنَّهُ لَمْ يُهْلَكْ مِنَّا عالِمٌ قَطُّ اِلّا خَلَفَهُ مِنْ اَهْلِهِ مِنْ مِثْلِ عِلْمِهِ اَوْ ما شاءَ اللَّهُ؛(47) به راستي علمي كه با آدم عليه السلام نازل شد، برنگشته [و از بين نرفته ]، بلكه به ارث گذاشته مي شود و [آن علوم به علي عليه السلام رسيده اند و ]علي عليه السلام عالم اين امّت است و به راستي عالمي از ما از دنيا نمي رود، مگر اينكه كسي جانشين او مي شود كه مثل علم او را دارد و يا آنچه كه خداوند بخواهد."
متأسفانه در جامعه اسلامي اين انديشه صحيح جا نيفتاد و الاّ مردم درِ خانه علي عليه السلام را رها نمي كردند تا جاي ديگر روند و امام صادق عليه السلام را ترك نمي گفتند تا به دنبال امثال ابوحنيفه بروند.
امام باقرعليه السلام در كنار اين انديشه سازي، مذاهب منحرفي همچون: غلات و مرجئه و... را به شدت مورد انتقاد قرار داد و آنان را به مردم معرفي كرد كه جاي تفصيل(48) آن فرصت ديگري مي طلبد.

  ج. تدوين كتب
حضرت در كنار فرهنگ سازي به تدوين كتب پرداخته اند كه مواردي ذيلاً ذكر مي شود:
1. تفسير القرآن، چنان كه محمد بن اسحاق بن نديم در "الفهرست" به آن تصريح نموده، مي گويد: "تفسير القرآن، كتاب محمد بن علي بن الحسين عليهم السلام است كه ابي الجارود زياد بن منذر رئيس جاروديّة از آن حضرت نقل كرده است" و سيد حسن صدر مي گويد: "جمعي از ثقات شيعه همچون ابو بصير، يحيي بن القاسم الاسدي نيز نقل نموده اند و علي بن ابراهيم بن هاشم قمي در تفسير خود آن را از طريق ابي بصير نقل كرده است." (49)
2. نسخة احاديث؛ 3. صحيفة احاديث؛ 4. الرسالة الي سعد الاسكاف؛ 5. كتابي كه زراره روايت كرده؛ و كتابي ديگر كه عبدالمؤمن بن القاسم آن را نقل كرده است. (50)

   د. تربيت شاگردان
از مهم ترين انواع جهاد علمي حضرت باقرعليه السلام، تأسيس دانشگاه علوم اسلامي و تربيت شاگردان فراوان در عرصه هاي مختلف است. تعداد شاگردان آن حضرت را 465 نفر شمرده اند. (51) هنگام صدور دستور عمر بن عبدالعزيز مبني بر جمع آوري و تدوين حديث، هر كدام از ياران و شاگردان برجسته حضرت باقرعليه السلام، هزاران حديث را حفظ داشتند و با فرصت پيش آمده، به تدوين و جمع آوري احاديث نيز پرداختند كه به چند نمونه اشاره مي شود:
1. "محمد بن مسلم" از شاگردان برجسته حضرت باقرعليه السلام در فقه و حديث است. او اهل كوفه بود و طي چهار سال اقامت در شهر مدينه پيوسته به محضر امام باقرعليه السلام و بعد از او خدمت فرزندش حضرت صادق عليه السلام شرفياب مي شد و از محضر آن دو امام همام بهره مي برد و خود گفته است: "هر موضوعي كه به نظرم مي رسيد، از امام باقرعليه السلام مي پرسيدم و جواب مي شنيدم؛ به طوري كه سي هزار حديث از امام پنجم و شانزده هزار حديث از امام ششم فرا گرفتم." (52)


علاوه بر حفظ حديث، محمد بن مسلم كتابي دارد به نام "اربعمأة مسئلة" (چهار صد مسئله) كه مجموع پاسخهايي كه درباره چهار صد پرسش از امامين همامين عليهما السلام گرفته است، در آن گرد آورده است. (53)
2. "جابر بن يزيد جعفي". او نيز اهل كوفه بود كه براي استفاده از محضر حضرت باقرعليه السلام به مدينه هجرت كرد و بهره هاي فراوان برد و اندوخته هاي خود را در قالب كتابهاي ذيل به جامعه اسلامي و بشري عرضه كرد:
1. كتاب تفسير؛ 2. كتاب نوادر؛ 3. كتاب جَمَلْ؛ 4. كتاب صفين؛ 5. كتاب نهروان؛ 6. كتاب مَقْتل اميرالمؤمنين عليه السلام؛ 7. كتاب مقتل الحسين عليه السلام. (54)
3. برد الاسكاف كه شاگرد حضرت سجاد و باقر و صادق عليهم السلام بوده است و كتابي دارد.
4. ثابت بن ابي صفية، معروف به ابوحمزه ثمالي اَزَدي، متوفاي 950 كه كتابي در تفسير و امثال آن دارد.
5. بسام بن عبداللَّه صيرفي كه داراي كتاب است.
6. حجر بن زائده حضرمي كه از محضر امام باقر و صادق عليهما السلام بهره برده و داراي كتاب است.
7. عبدالمؤمن بن قاسم بن قيس انصاري متوفاي 147 كه كتابي دارد.
8. ابان بن تَغلب بن رباح، معروف به ابوسعيد البكري الجريري، متوفاي 141 ق كه كتابي دارد به نام فضائل.
9. زرارة بن اعين. (55)
و از ديگر شاگردان آن حضرت كه داراي كتاب بوده اند: سلام بن ابي عمرة الخراساني، مسعدة بن صدقة، مسمع بن عبدالملك، نضر بن مزاحم المنقري، عمرو بن ابي المقدام، ظريف بن ناصح، محمد بن الحسن بن ابي سارة، معاذ بن مسلم الهراء الانصاري، وهب بن عبد ربه، كرد بن مسمع، ابي بصير، ابي عبيده، سليمان بن داود منقري، هيثم بن مسروق، عمرو بن خالد، حجاج بن دينار، اسحاق قمي و... . (56)
و چنان كه اشاره شد، مجموع شاگردان آن حضرت 465 نفر بوده اند كه نام بردن از همه آنها از حوصله يك مقاله خارج است.

  ه . مناظرات حضرت باقرعليه السلام
نوع ديگر از جهاد علمي امامان ما، از جمله باقر العلوم عليه السلام مناظراتي است كه با افراد مختلف از مذاهب گوناگون داشته اند و مجموع اين مناظرات را مرحوم طبرسي در احتجاج گرد آورده است. به نمونه اي از آنها اشاره مي شود:
ابوبصير نقل كرده كه حضرت باقرعليه السلام به همراه فرزندش امام صادق عليه السلام هنگام خارج شدن از قصر هشام در مقابل قصر با جمعيتي انبوه روبه رو مي شوند. وقتي از وضع آنها مي پرسد، مي گويند: اينها كشيشان و راهبان مسيحي هستند كه در مجمع بزرگ ساليانه خود منتظر آمدن اسقف اعظم هستند تا مشكلات علمي آنان را حل كند.
حضرت باقرعليه السلام مي فرمايد: همراه فرزندم به صورت ناشناس در آن مجمع شركت كردم. طولي نكشيد اسقف اعظم وارد شد، در حالي كه خيلي سال خورده و پير شده بود. با شكوه و احترام در صدر مجلس نشست. نگاهي به جمعيت انداخت و سيماي باقر العلوم عليه السلام او را جذب كرد. گفت: از ما مسيحيان هستي يا از امت مرحومه [و از مسلمانان ] هستي؟ فرمود: (57) از امت مرحومه [و از مسلمانان ] هستم. گفت: از دانشمندان آناني يا افراد نادان؟
فرمود: از افراد نادان آنها نيستم. (58) گفت: اول من سؤال كنم يا شما؟ فرمود: اگر مايليد، شما سؤال كنيد.
گفت: شما به چه دليلي ادعا مي كنيد كه اهل بهشت غذا مي خورند و مي آشامند، ولي مدفوعي ندارند؟ آيا دليل و برهاني و نمونه اي براي آن داريد؟ فرمود: بلي، نمونه آن جنين در رحم مادر است كه غذا مي خورد و مي نوشد، ولي مدفوعي ندارد. گفت: [عجب ] شما گفتي از دانشمندان نيستي!
فرمود: گفتم از نادانها نيستم [و نگفتم از دانشمندان نيستم ]. گفت: خبر بده مرا از لحظه اي كه نه از شب است و نه از روز. حضرت فرمود: ساعتي از طلوع شمس(59) كه نه از شب است و نه از روز و در آن لحظه، بيماران شفا مي گيرند. كشيش با عصبانيت گفت: مگر نگفتني از دانشمندان نيستم!
فرمود: من فقط گفتم از جهال آنان نيستم. گفت: به خدا! پرسش مي كنم كه در جواب آن در بماني.
فرمود: هر چه داري، بپرس! گفت: خبر بده از دو مردي كه با هم متولد شدند و با هم از دنيا رفتند. يكي پنجاه سال و ديگري 150 سال داشت. فرمود: عزيز و عزير (يا عزير و غرره)... .
گفت: به چه دليل عقيده داريد كه نعمتهاي بهشتي بر اثر مصرف كم نمي شود؟ نمونه اي براي آن داريد؟
فرمود: بلي، نمونه روشن آن آتش است كه اگر صد چراغ را با آن روشن كنيم، آتش اول به حال خود باقي است... .
بعد از همه سؤالات، با عصبانيت و ناراحتي فرياد كشيد: "مردم! دانشمند والامقامي را آورده ايد تا مرا رسوا سازيد! به خدا سوگند! تا دوازده ماه مرا در ميان خود نمي بينيد و اين را گفت و از مجلس بيرون رفت. (60)


  پی نوشت  :

1) عيون الاخبار و فنون الآثار، ص 213 ؛ عمدة الطالب، ص 183 .
2) مرآة الزمان في التواريخ الاعيان، ج 5، ص 78.
3) اعلام الهداية، المجمع العالمي لاهل البيت، چاپ اول، 1422 ق، ج 7، ص 41.
4) ر.ك: جنات الخلود، و ناسخ التواريخ، بخش زندگاني امام باقرعليه السلام؛ اعلام الهداية، ج 7، ص 41.
5) الصواعق المحرقة، قاهرة، مكتبة القاهرة، دوم، ص 201.
6) بحارالانوار، ج 46، ص 355، ح 9؛ المناقب، ج 2، ص 286؛ اعلام الهداية، ج 7، ص 21.
7) تذكرة الخواص، سبط ابن الجوزي، نجف، 1383 ه . ق، ص 337؛ كشف الغمّة، اربلي، تبريز، 1381 ه . ق، ص 329؛ اعلام الهداية، ج 7، ص 21.
8) حجر/ 75.
9) كشف الغمة، ص 212؛ اعلام الهداية، ج 7، ص 21.
10) بحار الانوار، ج 11، ص 88؛ اعلام الهداية، ج 7، ص 22.
11) همان؛ في رحاب ائمة اهل البيت، ج 4، ص 10.
12) الائمة الاثنا عشر، ص 81 ؛ اعلام الهداية، ج 7، ص 22.
13) مطالب السؤول، ص 80؛ كشف الغمة، ج 2، ص 329؛ الصواعق المحرقة، ص 304.
14) المدخل الي موسوعة العتبات المقدسة، ص 201 و اعلام الهداية، ج 7، ص 23.
15) اخبار الدول، ص 111؛ اعلام الهداية، ج 7، ص 23.
16) اعلام الهداية، ج 7، ص 24؛ وفيات الاعيان، ج 3، ص 314.
17) بحار الانوار، ج 46، صص 225 - 226، ح 5.
18) اعلام الهداية، ج 7، ص 41.
19) صحيح بخاري، به شرح: كرماني، بيروت، دار احياء التراث، دوم، ج 2، ص 6؛ عجاج خطيب السنة قبل التدوين، قاهرة، دار الفكر، ص 329.
20) تأسيس الشيعة، سيد حسن صدر، منشورات الاعلمي، تهران، 298.
21) الحديث و دراية الحديث، كاظم مدير شانه چي، دفتر انتشارات اسلامي، سوم، 1362 ش، ص 20.
22) شرح نهج البلاغة، ابن ابي الحديد، بيروت، داراحياء التراث العربي، ج 1، ص 17.
23) همان، صص 18 - 19.
24) همان.
25) ر.ك: تأسيس الشيعة، سيد حسن صدر؛ شيعه پاسخ مي دهد، سيد رضا حسيني نسب، ص 45.
26) وسائل الشيعة، حر عاملي، دار احياء القرآن العربي (20 جلدي)، ج 1، مقدمه.
27) همان.
28) همان.
29) رجال النجاشي، ص 242.
30) وسائل الشيعة، ج 1، مقدمه.
31) همان.
32) الكافي، كليني، ج 1، ص 32، ح 4؛ اعلام الهداية، ج 7، ص 154.
33) حلية الاولياء، ج 3، ص 192؛ اعلام الهداية، ج 7، ص 155.
34) حلية الاولياء، ج 3، ص 183؛ اعلام الهداية، ج 7، ص 155.
35) تذكرة الخواص، ص 304.
36) الكافي، ج 1، ص 70، ح 8.
37) همان، ص 47، ح 6؛ اعلام الهداية، ج 7، ص 155.
38) الكافي، ج 1، ص 50، ح 9.
39) همان، ص 42، ح 4.
40) همان، ص 43، ح 7.
41) همان، ص 35، ح 4.
42) همان، ص 41، ح 9.
43) همان، ح 3.
44) همان، ح 7.
45) همان، ص 399، ح 1.
46) همان، ص 228، ح 2.
47) همان، ص 233، ح 2.
48) اعلام الهداية، ج 7، صص 106 - 116.
49) تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام، ص 327؛ الفهرست للشيخ الطوسي، ص 98؛ المعجم المفهرس لالفاظ احاديث بحار الانوار، ج 1، ص 38؛ تدوين السنة الشريفة، ص 154 - 156.
50) المعجم المفهرس لالفاظ احاديث بحارالانوار، ج 1، ص 38؛ تدوين السنة الشريفة، صص 154 - 156.
51) رجال شيخ طوسي، صص 102 - 142.
52) الاختصاص، شيخ مفيد، قم، جامعه مدرسين، ص 201 ؛ رجال كشي، دانشگاه مشهد، ص 163، شماره 276 و ر.ك: سيره پيشوايان، مهدي پيشوايي، بخش زندگاني امام باقرعليه السلام.
53) مؤلفوا الشيعة في صدر الاسلام، عبدالحسين شرف الدين، دوم، تهران، ص 64.
54) همان، ص 36.
55) ر.ك: وسائل الشيعة، ج 1، مقدمه؛ و ر.ك: سيره پيشوايان، بخش زندگاني امام باقرعليه السلام.
56) المعجم لالفاظ احاديث بحار الانوار، ج 1، صص 38-39 ؛ سير حديث در اسلام، صص 91 -104.
57) مِنَ الاُْمَةِ الْمَرْحُومَةِ.
58) قُلْتُ: لَسْتُ مِنْ جُهَّالِها.
59) آقاي مظاهري در "كتاب چهارده معصوم"، ص 91، بين طلوعين ترجمه كرده است.
60) ر.ك: الدر النظيم، ص 190 ؛ دلائل الامامة، ص 106؛ اعلام الهداية، ج 7، صص 93 - 94؛ سيره پيشوايان، مهدي پيشوايي، ص 342 - 343، با تلخيص برخي قسمتها.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره88 .




تاریخ ارسال مطلب : جمعه ٢٠ خرداد ١٣٩٠ / شماره خبر : ٨٧٩٧٠ / تعداد بازدید : 3433/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج