پنج شنبه ١٦ ارديبهشت ١٤٠٠
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


سیدجواد حسینی

پیام عید در نماز و دعای عید

دعاي مأثوره و رسيده از معصومين علیهم السلام در مناسبتها و روزهاي مختلف، فقط بيانگر صرف ارتباط عاطفي و احساس با خدا نيست...

عيد است و بود قبله جانم كويت

كردم طلب هلال از ابرويت

يك ماه ستاره ريختم با يادت

اي مهر بده عيدي من از رويت

دعاي مأثوره و رسيده از معصومين علیهم السلام در مناسبتها و روزهاي مختلف، فقط بيانگر صرف ارتباط عاطفي و احساس با خدا نيست؛ چنانكه فقط خواستن حاجتهاي مادّي و معنوي هم نيست؛ بلكه در كنار اين دو (ارتباط عميق عاطفي و احساسي با خدا و درخواست حاجات) اين دعاها ارائه دهنده خطوط فكري بسيار عميق و تحول سازي هستند كه مي تواند شيوه فكري و عملي جامعه را ترسيم سازد و يا مسئله مهم سياسي زماني را در قالب دعا و يا اعتقاد صحيح و حق ارائه نمايد. نمونه بارز اين گونه دعاها، «صحيفه سجاديه» و دعاهايي است كه در مناسبتهاي مختلف از معصومين علیهم السلام به ما رسيده است. در اين مقال مروري داريم بر دعاهاي عيد فطر [و قربان] براي بدست آوردن پيام و اهداف عيد در اسلام.

معنای عید
براي درك صحيح اهداف و پيامهاي ادعيه، لازم است نكاتي به عنوان مقدمه ارائه شود.
اوّلين نكته، معناي عيد است. راغب مي گويد (1): «عيد آن است كه مرتب برمي گردد [و تكرار مي شود] و در شريعت [اسلام] اختصاص يافته به روز عيد فطر و روز قربان و چون اين روز از نظر اسلام براي خوشحالي قرار داده شده است؛ چنان كه رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «كه [ايام عيد] ايام خوردن و نوشيدن و عروسي مي باشد. بر هر روزي كه در آن خوشحالي و سرور باشد نيز عيد اطلاق شده است. و بر همین اساس در سخن خداوند مي خوانيم: «پروردگارا از آسمان مائده اي بر ما بفرست تا براي اوّل و آخر ما، عيدي باشد.» و عيد هر حالتي است كه به انسان برمي گردد و آنچه برگشته همان نفعي است كه از هر چيزي به انسان مي رسد.» (2)
از كلام راغب استفاده مي شود كه عيد اوّلاً روز شادي و خوشحالي است. و ثانياً در آن روز به انسان نفعی مي رسد. هر چند سخن راغب را كه عيد اختصاص به فطر و قربان دارد قبول نداريم؛ چون اشاره خواهد شد كه اعياد اسلامي چهار عيد است و بر جمعه و يوم غدير نيز عيد اطلاق می شود.

اقسام عيد
در فرهنگ اسلامي، يك قاعده عمومي براي عيد ارائه شده است كه مي تواند مصداقهاي فراواني داشته باشد و آن اين است كه هر روزي كه در آن گناه نشود، عيد به حساب مي آيد. شخصي امام علي علیه السلام را ديد كه در روز عيد قربان كنار آبي نشسته و نان خشكيده اي را با آب مرطوب مي كند و مي خورد، عرض كرد: يا علي! در روز عيد هم [بجاي غذاهاي رنگين] از نان جوي خشكيده استفاده مي كني؟ حضرت در جواب آن شخص كلامي را فرمود كه بيانگر معيار حقيقي و واقعي عيد است؛ حضرت فرمود: «اِنَّمَا هُوَ عِيْدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللهُ صِيَامَهُ وَشَكَرَ قِيَامَهُ وَكُلُّ يَوْمٍ لَا يُعْصَي اللهُ فِيهِ فَهُوَ عِيْدٌ؛ (3) اين [روز]، عيد كسي است كه خدا روزه اش را پذيرفته، و نماز او را ستوده است. و هر روزي كه خدا در آن نافرماني نشود، آن روز عيد است.»

از اين سخن مولا امير مؤمنان علیه السلام استفاده مي شود كه معيار اصلي عيد بودن، صرف شادي و خوردن غذاهاي رنگين و... نيست؛ بلكه معيار حقيقي آن است كه انسان آرامش بخش حقيقي؛ يعني خدا را نافرماني نكرده باشد و معصيت را كه نابودكننده نشاط واقعي است، مرتكب نشده باشد؛ از اینرو آنهايي كه چون معصومين گناه نمي كنند، از اين جهت هميشه عيد دارند. حضرت اميرمؤمنان علیه السلام فرمود: «اَلْيَوْمُ لَنَا عِيْدٌ وَغَداً لَنَا عِيْدٌ، وَكُلُّ يَوْمٍ لَا نَعْصِي اللهَ فِيهِ فَهُوَ لَنَا عِيْدٌ؛ (4) امروز براي ما عيد است و فردا براي ما عيد است و هر روزي كه خدا را معصيت نكنيم براي ما عيد است.»

علاوه بر اين معيار كلّي، روزهايي نيز به عنوان عيد تعيين شده است. حال بايد ديد چه روزهايي به عنوان عيد تعيين شده است؟

به عقيده راغب كه از علماي اهل سنّت است، فقط روز عيد، قربان و فطر است؛ ولي در منابع شيعه روزهاي ديگري نيز به عنوان عيد معرّفي شده است. از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است كه از او پرسيدند: «لِلْمُسْلِمِينَ عِيْدٌ غَيْرُ الْعِيدَيْنِ؟ قَالَ: نَعَمْ، يَا حَسَن! اَعْظَمُهُمَا وَاَشْرَفُهُمَا قُلْتُ وَاَيُّ يَوْمٍ هُوَ؟ قَالَ: يَوْمُ نَصْبِ اَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيْهِ عَلَماً لِلنَّاسِ؛ (5) آيا براي مسلمين عيدي غير از دو عيد (فطر و قربان) است؟ فرمود: بلي، اي حسن برتر و شريف تر از آن دو، گفتم: كدام روز است؟ فرمود: روز نصب اميرمؤمنان – درود خدا بر او باد – به عنوان پرچم دار [و پيشواي] مردم.»

عبد الرحمن بن سالم از پدرش و او از حضرت صادق علیه السلام پرسيد: «هَلْ لِلْمُسْلِمِينَ عِيْدٌ غَيْرُ يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَالْاَضْحَي وَالْفِطْرِ؟ قَالَ: نَعَمْ، اَعْظَمُهَا حُرْمَةً. قُلْتُ: وَاَيُّ عِيدٍ هُوَ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟ قَالَ: اَلْيَوْمُ الَّذِي نَصَبَ فِيهِ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وآله اَمِيرَالْمُؤْمِنِين...؛ (6) آيا براي مسلمانان عيدي غير از جمعه و قربان و فطر وجود دارد؟ فرمود: بلي، برتر از آنها از نظر احترام. گفتم: فدايت شوم، كدام عيد است؟ فرمود: روزي كه رسول خدا در آن روز علي علیه السلام را [به عنوان امام و پيشوا] نصب كرد.»

در اين روايت علاوه بر عيد قربان و عيد فطر، جمعه و روز غدير نيز به عنوان عيد ياد شده است و عيد غدير برتر از همه آنها شمرده شده است.

و در روايتي جمعه بر دو روز ديگر برتري داده شده است: حضرت صادق علیه السلام فرمود: «... وَالْجُمُعَةُ لِلتَّنْظِيفِ وَالتَّطَيُّبِ وَهُوَ عِيْدٌ لِلْمُسْلِمِينَ وَهُوَ اَفْضَلُ مِنَ الْفِطْرِ وَالْاَضْحَي وَيَوْمُ غَدِيرِ خُمٍّ اَفْضَلُ الْاَعْيَادِ وَهُوَ الثَّامِنُ عَشَرَ مِنْ ذِي الْحَجَّةِ وَيَخْرُجُ قَائِمُنَا اَهْلَ الْبَيْتِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَتَقُومُ الْقِيَامَةُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَمَا مِنْ عَمَلٍ اَفْضَلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ مَنَ الصَّلَاةِ عَلَي مُحَمَّدٍ وَآلِهِ؛ (7) [روز] جمعه براي پاكيزگي و خوشبو كردن و عيد براي مسلمين است. كه از روز عيد فطر و قربان برتر است؛ [ولي] روز عيد غدير برترين اعياد است. و آن روز، روز هجده ذي الحجه مي باشد. و [امّا از عظمت روز جمعه اين است كه] قائم ما اهل بيت در روز جمعه خروج مي كند و قيامت [نيز] در روز جمعه برپا مي شود. و عملي برتر از صلوات بر محمد و آلش در روز جمعه وجود ندارد.»

در نتيجه طبق رهنمودهاي امامان معصوم علیهم السلام مصداقهاي عيد چهار روز است: عيد قربان، فطر، جمعه و غدير، و برترين آنها عيد غدير است و بعد از آن روز جمعه در رتبه بعدي قرار دارد. با اين نتيجه كاستيهاي عبارت راغب نيز روشن شد كه عيد اختصاص به عيدين ندارد، و عيد فقط براي خوردن و نوشيدن و شادي نيست؛ بلكه گاه امر اعتقادي چون مسئلۀ امامت و يا قيام امامي چون حضرت مهدي علیه السلام و يا برپايي قيامت معيار عيد بودن و برتري شمرده مي شود. (8)

بعد از اين نكات مقدماتي، به بررسي دعاي قبل از نماز و حين نماز عيد مي پردازيم: 


دعا براي همه اعياد و عيد براي همه مسلمانان
دعاي قبل از نماز عيد اختصاص به عيد فطر و يا قربان ندارد؛ بلكه در روز جمعه هنگام خروج به سوي نماز جمعه نيز سفارش به خواندن آن شده است؛ چنانكه ابو حمزه ثمالي از حضرت باقر علیه السلام نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: «اُدْعُ فِي الْعِيدَيْنِ وَ يَوْمِ الْجُمُعَةِ إِذَا تَهَيَّأْتَ لِلْخُرُوجِ بِهَذَا الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ مَنْ تَهَيَّأَ وَ تَعَبَّأَ وَ أَعَدَّ وَ اسْتَعَدَّ لِوِفَادَةٍ إِلَى مَخْلُوقٍ رَجَاءَ رِفْدِهِ وَ طَلَبَ نَائِلِهِ وَ جَوَائِزِهِ وَ فَوَاضِلِهِ وَ نَوَافِلِهِ فَإِلَيْكَ يَا سَيِّدِي وِفَادَتِي وَ تَهْيِئَتِي وَ تَعْبِئَتِي وَ إِعْدَادِي وَ اسْتِعْدَادِي رَجَاءَ رِفْدِكَ وَ جَوَائِزِكَ وَ نَوَافِلِكَ فَلَا تُخَيِّبِ الْيَوْمَ رَجَائِي يَا مَنْ لَا يَخِيبُ عَلَيْهِ سَائِلٌ وَ لَا يَنْقُصُهُ نَائِلٌ فَإِنِّي لَمْ آتِكَ الْيَوْمَ بِعَمَلٍ صَالِحٍ قَدَّمْتُهُ وَ لَا شَفَاعَةِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ وَ لَكِنْ أَتَيْتُكَ مُقِرّاً بِالظُّلْمِ وَ الْإِسَاءَةِ لَا حُجَّةَ لِي وَ لَا عُذْرَ فَأَسْأَلُكَ يَا رَبِّ أَنْ تُعْطِيَنِي مَسْأَلَتِي وَ تَقْلِبَنِي بِرَغْبَتِي وَ لَا تَرُدَّنِي مَجْبُوهاً وَ لَا خَائِباً يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ أَرْجُوكَ لِلْعَظِيمِ أَسْأَلُكَ يَا عَظِيمُ أَنْ تَغْفِرَ لِيَ الْعَظِيمَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِي خَيْرَ هَذَا الْيَوْمِ الَّذِي شَرَّفْتَهُ وَ عَظَّمْتَهُ وَ تَغْسِلَنِي فِيهِ مِنْ جَمِيعِ ذُنُوبِي وَ خَطَايَايَ وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ؛ (9) بخوان این دعا را در عيد فطر و قربان و جمعه، زماني كه مهيا شدي براي بیرون رفتن [برای نماز] ... خدایا! هر کس مهیا شده در این روز و یا آماده و زمینه سازی کرده است برای ورود به نزد مخلوقی، به امید جایزه، صله ها، بخششها و عطایای او؛ ولی من ای آقایم! آمادگی و تهیه و زمینه سازی و استعداد خود را برای تو فراهم نموده ام. به امید صله ها، بخششها و عطاهایت. پس در این روز مرا ناامید مکن! ای کسی که ناامید نمی کند سائلی را. و عطا و بخشش او باعث نقصش نمی شود. به راستی امروز، عمل صالحی که به آن تکیه کنم نیاورده ام و نه شفاعت کسی که به او امید داشته باشم؛ ولی در حالی نزد تو آمده ام که اقرار به ظلم و بدی خود دارم و حجّتی و عذری هم برای من نیست. پس از تو می خواهم که مرا به آنچه درخواست دارم برسانی و مرا دست خالی و ناامید بر نگردانی. ای عظیم و بزرگوار! به تو امید دارم برای [درخواست] عظیم؛ ای بزرگ! از تو می خواهم که [گناهان] عظیم [مرا] ببخشی. غیر از تو معبودی نیست. خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و خیر و خوبی این روز را روزیم گردان! این روزی که آن را شریف و عظیم قراردادی. و در این روز مرا از تمام گناهان و خطاهایم پاک گردان. و برایم از فضلت، زیادی عطا کن! به درستی که تو بسیار بخشنده هستی.»

از اين گذشته، ايّام عيد، براي همه مسلمانان عيد است و اختصاص به قشر خاصي ندارد؛ بلكه براي مرد و زن، پير و جوان، خورد و كلان و... همه عيد است. نمي توان گفت عيد قربان اختصاص به كساني دارد كه به مكّه مشرف شده اند و در آنجا قرباني كرده اند، و يا عيد فطر مخصوص روزه داران است و كودكان، بیماران، معذورين و مسافران عيد ندارند، نه، چنين نيست. و جمعه نیز اختصاص به كساني ندارد كه در نماز جمعه شركت كرده اند؛ بلكه براي همه عيد است، هر چند شركت كنندگان در نماز جمعه از ثواب و بهره بيش تری برخوردارند.

در روايتي كه از امام صادق علیه السلام نقل كرديم، به اين مطلب اشاره شده است: «وَهُوَ عِيدٌ لِلْمُسْلِمِين» (10)و در روايت عبد الرحمن بن سالم و علي بن ابراهيم نيز سخن از تمام مسلمين بود: «هَلْ لِلْمُسْلِمِينَ عِيدٌ غَيْرَ یَوْمِ الْجُمُعَۀِ وَ الْاَضْحَی وَ الْفِطْرِ؟...» چنان كه در دعاي نماز عيد هم مي خوانيم: «اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هَذَا الْيَوْمِ اَلَّذِي جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِينَ عِيداً؛ (11) تو را مي خوانم بحقّ اين روزي كه آن را عيد براي همۀ مسلمانان قرار داده اي». و در دعاي قبل از نماز عيد مي خوانيم: «وَقَدْ غَدَوْتُ اِلَي عِيْدٍ مِنْ اَعْيَادِ اُمَّةِ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَي آلِهِ...؛ (12) و صبح كردم در عيدي از اعياد امّت پیامبرت، محمد كه درودت بر او و آل او باد... .» در اين عبارت نيز سخن از عيد امّت محمد صلی الله علیه وآله است. از اينجا معلوم شد كه عيد غدير نيز اختصاص به شيعيان ندارد؛ بلكه عيد مهم و برتر همه مسلمانان است، هر چند اهل سنّت از آن غافل و به آن كم توجّه اند؛ ولي اين بي توجهي، واقعيّت قضيه را تغیير نمي دهد.

بلي، به اين نكته بايد توجه شود كه هر چند اعياد مذكوره عيد همه مسلمانان است؛ ولي تنها محمد و آل محمد علیهم السلام هستند كه كاملاً اين اعياد و ابعاد آن را درك مي كنند و از آن به صورت اتم بهره برداري مي نمايند و در نتيجه ذخيره و توشه اي براي آخرت خويش مي گيرند، و بر مقامات و منزلت خويش بيش از گذشته مي افزايند. لذا مي خوانيم «وَ لِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه وآله ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ مَزِيداً؛ (13) و براي محمد اين روز را ذخيره و شرافت و [عامل] فزوني [مقامات معنوي] قرار دادي.

شايد رواياتي كه مي گويند پيامبر و يا امامان علیهم السلام گاهي حالاتي با خدا داشتند و بهره برداريهاي معنوي خاصي دارند كه براي هيچ كسي قابل درك و فهم نيست، اشاره به همين مَزيد مقام و شرافت آنها باشد.
پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «لِي مَعَ اللهِ وَقْتٌ لَا يَسَعُنِي مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَلَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ؛ (14) براي من با خدا زمان [و حالاتي] است كه هيچ ملك مقرّب و پيامبر فرستاده شده اي توان تحمّل آن را ندارد.»

همه به سوي خدا
عيد است و دارد هر كسي در دل تمنّاي ديگر                ما را نباشد غير تو در دل تمنّاي ديگر
بسياري فكر مي كنند كه وقتي عيد فرا رسيد، عبادت و ارتباط با خدا تمام شده و فصل بخور بخور و نشاط و شادي رسيده است؛ ولي فرهنگ غني دعاهاي معصومين علیهم السلام به ما مي گويد كه عيد، تازه اوّل حركت به سمت خدا است، هر چند شادي و نشاط و ديد و بازديد لازم است؛ ولي همه آنها نيز بايد در مسير الهي و براي رضاي خداوند و حركت به سوي او باشد.

حضرت باقر علیه السلام در دعاي قبل از نماز عيد به خداوند متعال عرضه مي دارد: «اللَّهُمَّ مَنْ تَهَيَّأَ فِي هَذَا الْيَوْمِ اَوْ تَعََبَّأََ اَوْ اَعَدَّ وَاسْتَعَدَّ لِوَفَادَةِ مَخْلُوقٍ رَجَاءَ رِفْدِهِ وَ نَوَافِلِهِ وَ فَوَاضِلِهِ وَ عَطَايَاهُ فَاِنَّ اِلَيْكَ يَا سَيِّدِي تَهْيَئْتِي وَ تَعْبِيَتِي واِعْدَارِي وَاسْتِعْدَادِي؛ (15) خدايا! هر كس مهيا شده است در اين روز و يا آماده و مستعدّ و زمينه سازي كرده است براي ورود به نزد مخلوقی (آنهايي كه در روز عيد جايزه مي دهند) به اميد جايزه، صله ها، بخششها و عطاهاي او؛ ولي من اي آقايم! آمادگي و تهيه و زمينه سازي و استعداد خود را به سوي تو [و حركت به جانب تو] فراهم نموده ام.»

عين همين دعا در اعمال شب جمعه كه يكي از اعياد است آمده؛ (16)
منتهي در ادامه اضافه اي دارد كه راز رفتن به سوي خدا و درگاه او را نيز تبيين مي كند: «يَا مَنْ لَا يَخِيْبُ عَلَيْهِ سَائِلٌ وَلَا يَنْقُصُهُ نَائِلٌ فَاِنِّي لَمْ اَتِكَ ثِقَةً بِعَمَلٍ صَالِحٍ عَمِلْتُهُ... ؛ (17) اي كسي كه نااميد نمي كند سائلي را و عطا و بخشش او باعث نقصش [نيز] نمي شود، به راستي عمل صالحي كه به آ ن تكيه كنم، نياورده ام.»

اهداف عيد
1. دريافت جوايز
«اِلَيْكَ يَا سَيِّدِي تَهْيِئَتِي وَتَعْبِئَتِي ... رَجَاءَ رِفْدِكَ وَجَوَايِزِكَ؛ اي آقايم! به سوي توست تهيه و آمادگي من به اميد بخشش و جايزه هايي [كه عنايت مي شود از طرف] تو.»
رِفدْ به بخششهايي گفته مي شود كه به قصد كمك رساني و اعانت انجام مي گيرد: «هُوَ الْعَطِيَةُ بِعُنْوَانِ الْاِعَانَةَ». در زمان جاهليّت رفاده به چيزي مي گفتند كه بوسيله آن طعام و نوشيدني براي حاجيان آماده مي شد. (18)
در نتيجه رفد الهي آن كمكهايي است كه به قصد كمك رساني به روزه داران يا حاجيان و يا شركت كنندگان در نماز جمعه به آنان داده مي شود.
جايزه: صله، پاداش و عطيه اي است كه به برنده مسابقه يا به كسي كه كار خوبي انجام داده، اعطا مي شود. (19)
معلوم مي شود در جايزه يك نوع استحقاقي وجود دارد؛ امّا در «رفد» چنين استحقاقي وجود ندارد.
به هر حال روز عيد، هم روزي است كه خداوند به بندگانش اعانت دارد و هم اعطاي جايزه براي برندگان و كساني كه كار خير انجام داده اند.
از جابر نقل شده است كه امام باقر علیه السلام فرمود: «قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وآله: اِذَا كَانَ اَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوَّالٍ نَادَي مُنَادٍ: اَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ اُغْدُوا اِلَي جَوَائِزِكُمْ ثُمَّ قَالَ يَا جَابِرُ جَوَائِزُ اللهِ لَيْسَتْ بَجَوَائِزِ هَؤُلَاءِ الْمُلُوكِ ثُمَّ قَالَ هُوَ يَوْمُ الْجَوَائِز؛ (20) روز اول شوال (عيد فطر) منادي ندا مي دهد: اي مؤمنان! صبحگاه به دنبال جوايزتان باشيد [كه از طرف خداوند متعال آماده شده است]؛ سپس فرمود: اي جابر! جوايز خدا مانند جوايز شاهان نيست [بلكه جوايزي بسيار ارزشمند و غير قابل توصيف است]؛ سپس فرمود: آن روز، روز گرفتن جايزه ها است.»

2. دريافت عطايا و تفضلات الهي
در ادامه دعاي قبل از نماز عيد مي خوانيم: «وَ نَوَافِلِكَ وَ فَوَاضِلِكَ وَ فَضَائِلِكَ وَ عَطَايَاكَ؛ (21) به اميد زياديها و فضلها و بخششهاي تو.»
در عبارت فوق چند كلمه در رابطه با عطايا و بخشش الهي به كار رفته است كه هر يك معناي خاصي دارد؛ اوّلي «نوافل» است كه جمع نافله، و از مادّه «نفل» مي باشد كه به معناي غنیمت است. يُنَفِّلُ الْاِمَامُ الْجُنْدَ؛ يعني سهمي از غنيمت براي سربازان قرار داد.
امّا نافله: «الْعَطِيَّةُ يُعْطِيْهَا تَطَوُّعاً بَعْدَ الْفَرِيضَةِ مِنْ صَدَقَةٍ اَوْ صَلَاحٍ اَوْ عَمَلِ خَيْرٍ؛ (22) نافله آن بخششهايي است كه انسان مجّاناً [و براي خدا] بعد از انجام واجب عطا مي كند، خواه صدقه باشد يا خيرخواهي و يا عمل خير.»
به نماز مستحبي هم كه نافله گفته مي شود از اين جهت است كه اضافه بر نماز واجب، قبل و يا بعد از آن انجام مي گيرد. در نتيجه مي توان گفت كه نوافل، آن بخششهاي الهي است كه علاوه بر جايزه كه طرف استحقاق دارد و علاوه بر «رفد» كه به عنوان اعانت و كمك است، اعطا مي شود، و معمولاً نوافل در جايي كه فرايضي در كار بوده، به كار مي رود؛ يعني آن عطايايي كه بعد از جايزه (كه در واقع حق طرف است و لازم است كه اداء شود) عطا مي شود.
امّا فواضل كه جمع فضل است، عبارت است از بخشش اضافه بر آ نچه كه لازم و مقرّر است در مقام تأمين معاش مادّي و معنوي انسان: «وَالْفَضْلُ مِنَ اللهِ تَعَالَي عِبَارَةٌ عَنْ عَطَائِهِ زَائِداً عَلَي مَا هُو اللَازِمُ الْمُقَرَّرُ فِي مَقَامِ تَأمِينِ الْمَعَاشِ الْمَادِّيِ وَالرُّوحَانِي؛ فضل از ناحیه خداوند متعال، عبارت است از بخشش، زیادی بر آنچه که در مقام تأمین معاش مادی و معنوی، لازم و معین شده است.»؛ منتهي فضل ممكن است ابتدائي تكويني در اصل خلقت و يا بعد از آن باشد و ممكن است مسبوق به اموري باشد كه مربوط به شخص تفضّل شده و دريافت كننده فضل شود.» (23)
پس مي توان گفت كه فرق نوافل با فواضل اين است كه در نوافل نوعاً مسبوق به امري است كه طرف استحقاق دارد؛ ولي فواضل اعم است و ممكن است ابتدايي و بدون مسبوق بودن زمينه عطا شده باشد و يا ممكن است با وجود زمينه باشد.
امّا عطاياي الهي، به آن بخششهايي گفته مي شود كه به مقتضاي آنچه در نفس عطا كننده وجود دارد، از بزرگي و پايبندي، بدون در نظر گرفتن جهت بخشش و يا غرض ديگري و يا در نظر گرفتن عوضي و امثال آن انجام می شود؛ چنانكه جود، به زيادي بخششهايي كه ريشه در روح بخشش گر دارد گفته مي شود و «هبه» به بخششي كه بدون عوض پرداخت مي شود. (24)
پس عطاياي الهي، «الْعَطَايَا مِنْ جَانِبِ اللهِ بِمُقْتَضي مَقَامِ عَظَمَتِهِ وَسِعَةِ رَحْمَتِهِ وَبَسْطِ اِفَاضَتِهِ؛ (25) بخششهاي الهي است كه به مقتضاي مقام عظیمش و توسعه رحمتش و گسترش يافتن فيضش انجام مي گيرد.
و روز عيد فطر علاوه بر رسيدن به جوايز الهي، روز رسيدن به عطاياي الهي نيز مي باشد. پيامبر اعظم صلی الله علیه وآله مي فرمايد: «اِنَّ الْمَلَائِكَةَ يَقُومُونَ يَوْمَ الْعِيْدِ عَلَي اَفْوَاهِ السَّكَّةِ وَيَقُولُونَ اُغْدُوا اِلَي رَبٍّ كَرِيمٍ يُعْطِي الْجَزِيلَ وَيَغْفِرُ الْعَظِيمَ؛ (26) ملائكه در روز عيد بر لبان انسانهاي ساكت قرار گرفته [و يا در مسير مردم ايستاده] مي گويند صبحگاه بر پروردگار كريم وارد شويد كه عطاياي فراوان و بخشش زياد دارد.»
راز تنوع در عطاياي الهي كه هم رِفْد و اعانت دارد و هم نوافل و زيادت، هم فضل و كمكهاي ابتدايي و غير استحقاقي و هم عطاياي برگرفته از عظمت الهي، كمالات بي نهايت است كه ريشه در وجود بي منتهاي حق دارد؛ لذا در ابتداي دعاي قنوت نماز عيد عرضه مي داريم: «اَللَّهُمَّ اَهْلَ الْكِبْرِيَاءِ وَالْعَظَمَةِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَاَهْلَ التَّقْوَي وَالْمَغْفِرَةِ؛ (27) خدايا ! تو اهل كبر و بزرگي، و ا هل جود و جبروت و اهل بخشش و مهرباني و اهل تقوا و مغفرت هستي.» چون كبريا و عظمت دارد، عطا و فضل دارد، و چون اهل جود است، بذل و بخشش و چون اهل رحمت است، رفد و اعانت دارد. و بخاطر عظمت و تعظيم الهي است كه تكبيرات فراوان در آن قرار داده شده است.
حضرت رضا علیه السلام فرمود: «اِنَّمَا جُعِلَ التَكْبِيرُ فِيهَا صَلَاةِ الْعِيدِ اَكْثَرُ مِنْهُ فِي غَيْرِهَا مِنَ الصَّلَوَاتِ لِاَنَّ التَّكْبِيرَ اِنَّمَا هُوَ تَعْظِيمٌ لِلَّهِ وَتَمْجِيدٌ عَلَي هُدًي وَعَافَي كَمَا قَالَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: «وَلِتُكَبِّرُوا اللهَ عَلَي مَا هَدَيكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ تکبیر در نماز عید بیش تر از نمازهای دیگر قرار داده شده است؛ زیرا تکبیر، تعظیم برای خداوند و ارزش گذاری بر هدایت و عافیت الهی است. همان طور که خداوند جلیل می فرماید: «و برای اینکه بزرگ بدارید خدا را بر هدایت نمودنتان و شاید که شکرگزار باشید.» (28)

3. نزديك شدن به مقامات محمد و آل محمد
پيامبر و امامان علیهم السلام الگوهاي عيني هستند كه خداوند براي تسهيل امر هدايت، آنان را در دسترس بشر قرار داده است، و ماه رمضان، حج خانه خدا و اعمال شب و روز جمعه كه به عيد منتهي مي شود و همين طور نصب امير مؤمنان در روز عيد غدير، زمينه ساز تزكيه و هدايت انسان مي شود، تا به اين الگوها نزديك تر شوند؛ لذا در دعاي نماز عيد عرضه مي داريم: خدايا! «اَسْئَلُكَ اَنْ تُدْخِلَنِي فِي كُلِّ خَيْرِ اَدْخَلْتَ فِيْهِ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُخْرِجَنِي مِنْ كُلِّ سُوءٍ اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ؛ (29) مي خواهم كه وارد كني مرا [در اين روز] در هر خيري كه محمد و آل او را در آن داخل نمودي و اينكه بيرون كني مرا از هر بدي كه محمد و آل او را از آن خارج ساختي. صلوات تو بر او و آلش.»
امّا خيري كه محمد و آل، داخل آن شده اند و شرّي كه از آن خارج شده اند خلاصه اش همان است كه در آيه تطهير آمده است: «اِنَّمَا يُرِيْدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً»؛ (30) «خداوند اراده نموده پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.»
علامه طباطبايي رحمه الله مي گويد: «معناي آيه تطهير اين است كه خداوند اراده ابدي نموده است كه شما اهل بيت را از همه نوع پليدي، اعتقاد باطل، گناه، با تجهيز كردن به اعتقاد حق، و دادن موهبت الهي عصمت پاك گرداند.» (31)
ابن حجر هيثمي مي گويد: «اين آيه منبع فضايل اهل بيت نبوي است؛ براي اين كه حاوي درخشان ترين مناقب ايشان، و شامل توجّه به شأن آنان است؛ چرا كه با لفظ «اِنَّمَا» آغاز مي گردد و «اِنَّمَا» افاده حصر مي كند درباره اراده خداي متعال در منزه نمودن آنان از رجس و رجس، نيز همان گناه است. اين آيه همچنين بيانگر اراده خداوند در تطهير اهل بيت از جميع خصوصيات اخلاقي و احوال مذموم است؛ و اينكه در بعضي از روايات نقل شده كه آتش و جهنّم بر آنان حرام است، همانا فايده اين تطهير مي باشد.» (32)
در تفسير نمونه مي خوانيم: «رجس» در اينجا به معناي پليدي ظاهري نمي باشد؛ بلكه اشاره به پليديهاي باطني است و اطلاق اين كلمه، هر گونه انحصار و محدوديت را در شرك و كفر و اعمال منافي عفت و مانند آن نفي مي كند، و همه گناهان و آلودگيهاي عقيدتي و اخلاقي و عملي را شامل مي شود.» (33)
در نتيجه آنچه اهل بيت از آن خارج شده اند اعتقادات باطل، شرك و تمام گناهان اخلاقي و عملي است و آنچه محمد و آل محمد صلی الله علیه وآله به آن وارد و مجهّز شده اند، اعتقادات حق، آراستگي به محسنات اخلاقي و عملي و عصمت از گناهان است.
هر چند ممكن است انسان به تمام آن مواهب راه نيابد؛ ولي از باب همّت بلند داشتن، تمامي آن را مي خواهيم تا لااقل به آنان نزديك تر و همرنگ تر شويم.

4. درخواست بهترين خيرها
«اللَّهُمَّ اِنِّي اَسْئَلُكَ مِنْ خَيْرِ مَا سَئَلَكَ عِبَادُكَ الْمُرْسَلُونُ وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا اَعَاذَ بِهِ عِبَادُكَ الْمُخْلَصُونَ؛ (34)
خدايا! از تو مي خواهم از بهترين آنچه كه بندگان فرستاده شده ات (انبياء و يا بندگان صالحت) از تو خواستند و پناه مي برم به تو از شرّ آنچه بندگان مُخلَصت [و يا مرسل و يا صالحت] از آن به تو پناه بردند.»
امّا خواسته هاي انبيا و يا بندگان صالح و مخلَص چيست؟ بايد گفت كه تمامي آنچه در قرآن به عنوان «رَبِّ» مثل: «رَبِّ زِدْنِي عِلْماً»؛ (35)
و يا «ربّنا» آمده:«رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً»؛ (36) دعاها و درخواستهاي انبياء و بندگان صالح است که براي پرهيز از طولاني شدن مقاله، فقط به نمونه هايي اشاره مي شود:
الف. در آيه اي مي خوانيم:
«رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْاَبْرَار»؛ (37)
«پروردگارا! گناهمان را بيامرز و بديهاي ما را بپوشان و ما را با نيكان بميران!»
در اين آيه سه حاجت مهم خواسته شده است كه در واقع روزه دار، حاجي و... در روز عيد آنها را از خدا مي خواهد كه خير دنيا و آخرت و عاقبت به خيري را به او بدهد: 1. بخشش گناهان؛ 2. پوشيدن بديها؛ 3. همراهي با نيكان.
ب. همچنين مي خوانيم:
«وَقَالَ رَبِّ اَوْزِعْنِي اَنْ اَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي اَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَي وَالِدَيَّ وَاَنْ اَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَيهُ وَاَدْخِلْنِي فِي عِبَادِكَ الصَالِحِينَ»؛ (38) «و [سليمان] گفت: پروردگارا توفيقم ده كه شكر نعمتت را انجام دهم، آن نعمتهايي را كه به من و والدينم عنايت نمودي و مرا به عمل صالح [و خالص] كه تو مي پسندي موفق بدار و مرا به لطف و رحمتت در صف بندگان شايسته [و خاصت] داخل گردان!»
حضرت سليمان علیه السلام در اين آيه سه خواسته از خداوند دارد: 1. توفيق شكر نعمتهاي بر خود و والدين؛
2. انجام عمل صالح؛ 3. داخل شدن در صف بندگان صالح. و در واقع روزه دار و حج گزار نيز در روز عيد اين خواسته ها را از خداوند دارد.
ج. و در آيه اي ديگر دارد:
«رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ اَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ اَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ اِمَاماً»؛ (39) «پروردگارا! ما را از همسران و فرزندانمان چشم روشني، عطا فرما و ما را پيشواي اهل تقوا قرار ده!»
در اين آيه دعاهاي بندگان رحمان را مطرح نموده كه چشم روشنی از همسران و فرزندان و الگو بودن براي پاكان و پروا پيشه گان است. 


5. بخشش گناهان
از ديگر اهداف مهم روز عيد، رسيدن به عفو الهي و بخشش گناهان است.
در دعاي قبل از نماز عيد مي خوانيم: «فَيَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمْ اِغْفِر لِيَ الْعَظِيمَ مِنْ ذُنُوبِي فَاِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ اِلَّا اَنْتَ...؛ (40)پس اي با عظمت و اي بزرگ و اي بزرگ! بيامرز گناهان بزرگم را؛ زيرا گناهان بزرگ را جز تو [كسي] نيامرزد.»
دارم اميد عاطفتي از جنابِ دوست كردم جنايتي و اميدم به عفو اوست (41)
آري، در اعياد الهي، درهاي رحمت الهي باز و زمينه مغفرت و بخشيده شدن فراهم است، هوشمند مي خواهد كه از اين ايّام و لحظه هاي آن بهره برداري كند.
امام علي علیه السلام فرمود: «اَلَا وَاِنَّ هَذَا الْيَوْمَ يَوْمٌ حُرْمَتُهُ عَظِيمَةٌ وَبَرَكَتُهُ مَأمُولَةٌ وَالْمَغْفِرَةُ فِيهِ مَرْجُوَّةٌ؛ (42) بيدار باشيد، امروز (روز عيد فطر) روزي است كه احترامش بزرگ و بركتش مورد آرزو و آمرزش [خداوند] در آن روز اميد مي رود.»
در حدیثی از پيامبر صلی الله علیه وآله چنین آماده است: «خداوند متعال در روز عيد مي فرمايد: «عِبَادِي لِي صُمْتُمْ وَ لِي صَلَّيْتُمْ عُودُوا مَغْفُوراً لَكُمْ؛ بندگان من! براي من روزه گرفتيد و براي من نماز گزارديد! برگرديد [به خانه هايتان] در حالي كه بخشيده شده ايد.» (43)
بيا كه دوش به مستي سروش عالم غيب نويد داد كه عام است فيض رحمت او (44)
در روز عيد در واقع نداي الهي اين است:
باز آي باز آي! هر آنچه هستي باز آي! گر كافر و گبر و بت پرستي باز آي اين درگه ما درگه نوميدي نيست صد بار اگر توبه شكستي باز آي

ره توشه رسيدن به اهداف عيد

يك: اقرار به نداري خود
با دست تهي آمده ام عيبي نيست               مپسند كه با دست تهي برگردم
اوّلين مطلبي كه انسان را به رسيدن اهداف – آنچنان كه از دعاهاي عيد برمي آيد – ياري مي رساند اين است كه انسان بداند واقعاً دست خالي است و از خود چيزي ندارد.
در دعاي قبل از نماز عيد مي خوانيم: «اِلَيْكَ يَا سَيِّدِي! تَهْیِئْنِي ... رَجَاءَ رِفْدِكَ... وَلَمْ اَفِدْ اِلَيْكَ الْيَوْمَ بِعَمَلٍ صَالِحٍ اَثِقُ بِهِ قَدَّمْتُهُ وَلَا تَوَجَّهْتُ بِمَخْلُوقٍ اَمَّلْتُهُ؛ (45) به سوي توست آمادگي من اي آقاي من به اميد عطا و بخشش از جانب تو و[لي] به درگاهت در چنين روزي [دست خالي آمده ام و] عمل نيكي كه به آن اعتماد و تكيه كنم نياورده ام [كه نداشتم] و به مخلوقي نيز رو نزده ام كه اميد به او داشته باشم.»

دو: اعتراف به گناهان و طلب آمرزش
اقرار به گناه، وسيله ديگري است كه انسان را به اهداف عيد نزديك مي سازد. در همان دعا مي خوانيم: «وَلَكِنْ اَتَيْتُكَ خَاضِعاً مُقِرّاً بِذُنُوبِي وَاِسَائَتِي اِلَي نَفْسِي فَيَا عَظِيمُ ... اِغْفِرْ لِيَ الْعَظِيمُ مِنْ ذُنُوبِي...؛ (46) و لكن نزد تو با خضوع [و قلب متوجّه به خودت] و اعتراف به گناهانم و اينكه در حق خود بدْ كرده ام آمده ام؛ پس اي بزرگ! گناه بزرگم را ببخش.»
و امام علي علیه السلام نيز فرمود: «... وَتَعَرَّضُوا لِثَوَابِهِ بِالتَّوْبَةِ وَالْاِنَابَةِ وَالْخُضُوعِ وَالتَّضَرُّعِ فَاِنَّهُ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ؛ (47) و خود را در معرض ثواب الهي با توبه و برگشت و خشوع و زاري قرار دهيد؛ پس به راستي، خداوند توبه را از بندگانش مي پذيرد و گناهان را مي بخشد.»

من كه سر تا پا گناهم يا غياث المستغيثين
از حضورت عذري خواهم يا غياث المستغيثين
از خجالت سر برآرم چون به سوي آسمانت
اشك ريزد از نگاهم يا غياث المستغيثين
بنده ام منّت پذيرم، منتي بگذار و بگذر
از من و جرم و گناهم يا غياث المستغيثين

اعتراف در آخرين لحظات
نبي اكرم صلی الله علیه وآله بر مردي كه در حال احتضار بود، وارد شدند. حضرت به او فرمود: «در چه حالي هستي؟» عرض كرد: در حالي هستم كه از گناهان خويش هراسانم و به رحمت پروردگار اميد بسته ام. حضرت فرمود: «وقتي چنين حالتي در قلب بنده اي جمع شد، خداوند متعال شخص را از آن چه مي ترسد، در امان داشته و آن چه را كه به او اميد بسته است، عطا مي فرمايد.» و فرمود: «در روز قيامت خداوند به بنده اش مي فرمايد: هنگامي كه منكرات را مي ديدي چه چيز تو را از انكار آنها باز مي داشت؟ و اگر جوابش را به او تلقين كند، جواب خواهد داد: به تو اميدوار بودم؛ ولي از مردم مي ترسيدم. آنگاه خداوند مي فرمايد: «تو را آمرزيدم.» (48)
امام باقر علیه السلام فرمود: «لَا وَاللهِ مَا اَرَادَ اللهُ تَعَالَي مِنْ النَّاسِ اِلَّا خَصْلَتَيْنِ اَنْ يُقِرُّوا لَهُ بِالنِّعَمِ فَيَزِيْدُهُمْ وَبِالذُّنُوبِ فَيَغْفِرُهَا لَهُمْ؛ (49)به خدا قسم خداوند تعالي جز دو ويژگي از مردم نخواسته است: اينكه به نعمتهاي او اعتراف كنند تا نعمتها را برايشان بيفزايد، و به گناهان اقرار كنند تا آنها را ببخشد.»
و در جاي ديگر فرمود: «وَاللهِ مَا يَنْجُو مِنَ الذَّنْبِ اِلَّا مَنْ اَقَرَّ بِهِ وَقَالَ اَبُو جَعْفَرٍ كَفَي بِالنَّدْمِ؛ (50) به خدا سوگند از گناه رها نشود جز آنكه به آن اعتراف كند.» راوي گفت: امام باقر علیه السلام فرمود: «پشيماني براي توبه كافي است.»

جمع بندي
در اسلام چهار عيد داريم كه عبارت است از: عيد قربان، فطر، غدير و روز جمعه، و برترين آنها عيد غدير است و معيار اصلي عيد آن است كه انسان در آن روز مرتكب گناه و معصيت نشود و از اين راه به منفعتي دست پيدا كند و قهراً نشاط و شادي را نيز در پي خواهد داشت. اعياد اسلامي براي امت اسلام است و اختصاص به شخص و گروه و صنفي ندارد، و همه در آنها بايد به سمت و سوي خدا حركت كنند. مهم ترين اهداف عيد دريافت جوايز، عطايا و تفضلات الهي، نزديك شدن به مقامات محمد و آل محمد صلی الله علیه وآله و گرفتن بهترين حاجاتي است كه بندگان صالح و خالص خدا درخواست مي كنند و رسيدن به عفو و بخشش الهي. و ره توشه رسيدن به اين اهداف، باور به نداري و فقر مطلق خويش و اقرار به گناهان وتوبه به درگاه با عظمت خداوندي است.

 

مطالب مرتبط: 


  پی نوشت :

1) «وَالْعِيدُ مَا يُعَاوِدُ مَرَّةً بَعْدَ اُخْرَي وَ خُصَّ فِي الشَّرِيْعَةِ بِيَوْمِ الْفِطْرِ وَيَوْمِ النَّحْرِ وَ لَمَّا كَانَ ذَلِكَ الْيَوْمُ مَجْعُولاً لِلسُّرُورِ فِي الشَّرِيعَةِ كَمَا نَبَّهَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وآله بِقَوْلِهِ «اَيَّامُ اَكْلٍ وَشُرْبٍ وَبِعَالٍ» صَارَ يُسْتَعْمَلُ الْعِيدُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فِيهِ مَسِرَّۀٌ وَعَلَي ذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَي: «اَنْزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيْداً» وَالْعِيْدُ كُلُّ حَالَةٍ تُعَاوِدُ الْاِنْسَانَ وَالْعَائِدَةُ كُلُّ نَفْعٍ يَرْجِعُ اِلَي الْاِنْسَانِ مِنْ شَيْءٍ.»
2) المفردات في غريب القرآن، راغب اصفهاني، تهران، دفتر نشر الكتاب، 1404 هـ ق، ص 352، و آيه در سوره مائده / 114.
3) نهج البلاغه، محمد دشتي، ص 732، حكمت428.
4) مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نوري، بيروت، آل البيت، سوم، 1411 هـ . ق، 1991 م، ج 6، ص 154، ح 6679/8.
5) الكافي، كليني، تهران، دار الكتب الاسلامية، 1365 هـ ش، ج 2، ص 224، ح 1.
6) همان، ج 4، ص 149، ومن لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 90.
7) وسائل الشيعه، حر عاملي، قم، آل البيت، 1409 (29 جلدي)، ج 1، ص 13، ح 9635.
8) از اينجا نياز به يك مسئله بسيار مهمّي احساس مي شود و آن اينكه ضروري و لازم است كه كتب لغت، خصوصاً لغات قرآن، دايرةالمعارفها و... با توجه به سخنان امامان معصوم بايد بازنويسي و بازخواني شود. كتب موجود كه بيش تر توسط علماي اهل سنّت و يا غير مسلمانها تهيه شده است، داراي نقايص و كاستيهاي فراواني است و راز آن هم دور بودن و توجّه نكردن به سخنان امامان شیعه علیهم السلام بوده است.
9) تهذيب، شيخ طوسي، تهران، دار الكتب الاسلامية، 1365 هـ . ش، ج 3، ص 142؛ بحارالانوار، ج 88، ص 19.
10) وسائل الشيعه، همان، ج 1، ص 13.
11) وسائل الشيعه، حرّ عاملي، بيروت، دار احياء التراث العربي، چهارم، (20 جلدي)، ج 5، ص131، باب 26.
12) تهذيب، همان، ج 3، ص 142؛ بحار الانوار، همان، ج 88، ص 19.
13) همان.
14) بحار الانوار، مجلسي، بيروت، مؤسسة الوفاء، ج 79، ص 243.
15) تهذيب، همان، ج 3، ص 142.
16) مفاتيح الجنان، اعمال شب جمعه، ص 54؛ تهذيب، همان، ج 3، ص 142؛ بحار الانوار، ج88، ص 19.
17) همان، اعمال شب جمعه، ص 54؛ و تهذيب، ج 3، ص 142.
18) التحقيق: علّامه مصطفوي، مركز نشر آثار علامه مصطفوي، تهران، 1385، ج 4، ص 189، با تلخيص.
19) فرهنگ عميد، حسن عميد، تهران، انتشارات جاويدان، 1354، ص 440.
20) الكافي، شيخ كليني، دار الكتب الاسلامية، تهران، ج 4، ص 168؛ وسائل الشيعه، ج 5، ص140، ح 1، باب 37.
21) مفاتيح، ص 404؛ تهذيب، ج 3، ص 142؛ بحار الانوار، ج 88، ص 19.
22) العين، خليل بن احمد فراهيدي، قم، مؤسسة النشر الاسلامي، 1414 هـ . ق، اوّل، ص 830.
23) التحقيق: همان، ج 9، ص 116.
24) ر.ك: التحقيق، همان، ج 8، ص 210.
25) همان.
26) مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نوري، بيروت، آل البیت، سوم، 1411 ق، ج 6، ص154.
27) مفاتيح الجنان، ص 406؛ وسائل الشيعه، همان، (20 جلدي)، ج 5، ص 131، باب 26.
28) وسائل الشيعه، همان، ج 5، ص 105، ح 1، باب 10.
29) وسائل الشيعه، همان، ج 5، ص 131، روايت 2، باب 26، باب استحباب دعا.
30) احزاب / 33.
31) الميزان، علامه طباطبايي، تهران، دار الكتب الاسلامية، ج 16، ص 33.
32) الصواعق المحرقة في الردّ علي اهل البدع والزندقة، ابن حجر هيثمي، بيروت، دار الكتب العلمية، 1414 هـ . ق، 1993 م، ص 223.
33) تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي، تهران، دار الكتب الاسلامية، 1370، ج 17، ص 304.
34) وسائل الشيعة، همان، ج 5، ص 132، ح 5، ولي در روايت 2، ص 131 به جاي عبارت «عبادك المخلصون» دارد: «عبادك المرسلون» و در مفاتيح، ص 406، اعمال دعاي عيد فطر در هر دو بخش «عبادك الصالحون» دارد.
35) طه / 114.
36) بقره / 201، مجموع دعاهاي انبيا در قرآن بحث مفصّل است كه چند مقاله وزين مي طلبد.
37) آل عمران / 193.
38) نمل / 19.
39) فرقان / 74.
40) مفاتيح، ص 404؛ تهذيب، همان، ج 3، ص142؛ بحار الانوار، ج 88، ص 19.
41) حافظ .
42) مستدرك الوسائل، همان، ج 6، ص 160، ادامه حديث 6680/9.
43) همان، ص 121، ح 3 (6587).
44) حافظ .
45) مفاتيح الجنان، ص 405؛ تهذيب، ج 3، ص 142؛ بحار الانوار، ج 88، ص 19.
46) مفاتيح الجنان، ص 405؛ تهذيب، ج 3، ص 142؛ بحار الانوار، ج 88، ص 19.
47) مستدرك الوسائل، همان، ص 160.
48) جامع السعاده، مرحوم نراقي، انتشارات جاويدان، بي تا، ص 384.
49) الكافي، ج 2، ص 426.
50) همان، ج 2، ص 410.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 132 .





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٩٢ / شماره خبر : ٨٦٣٧٦ / تعداد بازدید : 7159/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج