جمعه ٠٤ خرداد ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > معارف اسلامی > احکام 
ماهنامه مبلغان


گلشن احکام؛

نماز و مراعات حقوق دیگران

گرچه نماز، ارتباطی خالصانه بین «عبد» و «خالق» است؛ ولی شارع مقدس، حتی در این حال نیز مراعات دیگران را نموده و حق‌الناس را لحاظ کرده است؛ یعنی شارع مقدس، در تشریع احکام مربوط به نماز و آداب آن، به حقوق مردم در کنار حق الله نیز توجه داده است. البته بخشی از این حقوق، مربوط به معصومین(علیها السلام) و بخشی دیگر به سایر مردم است.

گلشن احکام؛ نماز و مراعات حقوق دیگران

سید جعفر ربانی

مقدمه

گرچه نماز، ارتباطی خالصانه بین «عبد» و «خالق» است؛ ولی شارع مقدس، حتی در این حال نیز مراعات دیگران را نموده و حق‌الناس را لحاظ کرده است؛ یعنی شارع مقدس، در تشریع احکام مربوط به نماز و آداب آن، به حقوق مردم در کنار حق الله نیز توجه داده است. البته بخشی از این حقوق، مربوط به معصومین(علیها السلام) و بخشی دیگر به سایر مردم است.

اینک در اینجا نکاتی در این رابطه یادآور می‌شویم:

1. درود واجب یا مستحب

معصومین(علیها السلام) بر تمام انسان‌ها حق دارند. بدین سبب درود بر آنان در برخی موارد واجب و در برخی موارد مستحب است.

درود واجب:

نماز گزار موظف است در تشهد نماز، پس از شهادت به رسالت پیامبر، به ایشان و خاندان ایشان درود بفرستد و بگوید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».

درود مستحب:

فقها می‌فرمایند: هر وقت انسان اسم مبارک حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) مانند: محمد و احمد، یا لقب و کنیه آن جناب را مثل مصطفی و ابو القاسم را بگوید یا بشنود، اگرچه در نماز باشد، مستحب است صلوات بفرستد.[1]و نیز مستحب است قبل از سلام آخر، گفته شود: «السَّلَامُ عَلَیک أَیهَا النَّبِی وَ رَحْمَةُ الله وَ بَرَکاتُهُ».

2. خواندن نماز، جلوتر از قبر معصومین(علیها السلام)

رعایت ادب در مورد اهل‌بیت(علیها السلام) واجب است، حتی در حال نماز. فقها می‌نویسند: انسان باید رعایت ادب را بکند و جلوتر از قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) و امام(علیه السلام) نماز نخواند و چنانچه نماز خواندن بی‌احترامی باشد، حرام نیز هست؛ ولی نماز باطل نیست.[2]

3. بر هم زدن نماز برای ادای دین

از مواردی که شکستن نماز به خاطر آن جایز؛ بلکه واجب می‌باشد، برای ادای دین است. فقهای بزرگوار می‌فرمایند: اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلبکار طلب خود را از او مطالبه کند، چنانچه بتواند بین نماز طلب او را بدهد، باید در همان حال بپردازد و اگر بدون شکستن نماز دادن طلب او ممکن نیست، باید نماز را بشکند و طلب او را بدهد، بعد نماز را (از اول) بخواند.[3]

4. تأخیر نماز برای ادای دَین

ادای دین، از حقوق الناس و واجب بوده، می‌تواند با واجب موسع مزاحمت کند. فقها می‌فرمایند: اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار طلب خود را مطالبه می‌کند، در صورتی که ممکن است، باید اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند. و همچنین است اگر کار واجب دیگری که باید فوراً آن را به جا آورد، پیش آمد کند، مثلاً ببیند مسجد نجس است، باید اول مسجد را تطهیر کند، بعد نماز بخواند. و چنانچه اول نماز بخواند، معصیت کرده؛ ولی نماز او صحیح است.[4]

5. شکستن نماز برای نجات نفس محترمه

نجات نفس محترمه و جان انسانی که حفظ آن واجب می‌باشد، مقدم بر بسیاری از احکام و از جمله نماز است. بر این اساس، فقها فرموده‌اند: شکستن نماز واجب (چه رسد به مستحب) برای حفظ جان خود انسان یا کسی که حفظ جان او واجب است، لازم می‌باشد.[5]

6. جواب سلام در نماز

جواب سلام واجب است، حتی اگر انسان در حال نماز باشد. البته فقها در این مورد قیدی را بیان فرموده‌اند و آن اینکه: در حال نماز، انسان نباید به دیگری سلام کند و اگر دیگری به او سلام کند، باید طوری جواب دهد که سلام مقدم باشد، مثلاً بگوید: «السَّلام عَلَیکمْ» یا «سَلامٌ عَلَیکم» و نباید «عَلَیکمُ السَّلام» بگوید.[6]

7. تبعیت در جماعت

تبعیت از امام در نماز جماعت حرف اول را می‌زند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «إِنَّمَا جُعِلَ الْإِمَامُ إِمَاماً لِیؤْتَمَّ بِهِ فَإِذَا کبَّرَ فَکبِّرْ؛[7]امام، به سبب اینکه باید پیروی شود، امام قرار داده شده، پس بعد از اینکه تکبیر گفت، تکبیر بگو!» بر این اساس، فقها می‌فرمایند: مأموم نباید زودتر از امام، کارهای نماز (مثل رکوع و سجود) را انجام دهد.

و نیز بیان می‌دارند: اگر سهواً پیش از امام سر از رکوع بردارد، چنانچه امام در رکوع باشد، باید به رکوع برگردد و با امام سر بردارد و در این صورت، زیاد شدن رکوع که رکن است، نماز را باطل نمی‌کند.[8]

8. مراعات اضعف مأمومین

یکی از چیزهایی که مراعاتش بر امام جماعت مطلوب است، مراعات حال اضعف مأمومین می‌باشد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «إِذَا کنْتَ إِمَاماً أَجْزَأَتْک تَکبِیرَةٌ وَاحِدَةٌ لِأَنَّ مَعَک ذَا الْحَاجَةِ وَ الضَّعِیفَ وَ الْکبِیرَ؛[9] وقتی امام جماعت هستی، یک تکبیر بگو (نه هفت تکبیر)؛ زیرا کسانی در نماز هستند که کار دارند و نیز افراد ضعیف و پیر در نماز شرکت می‌کنند.»

آیت الله خوئی(ره) (و دیگر مراجع تقلید) می‌فرمایند: «إنّ المطلوب من الإمام مراعاة أضعف المأمومین؛[10] خوب است امام جماعت، رعایت حال ضعیف‌ترین مأمومین را نموده، نماز را از جهت کند و تند خواندن، طوری بخواند که حال ضعیف‌ترین مأمومین مورد نظر وی باشد.»

9. شک امام و مأموم

یکی دیگر از مواردی که در نماز جماعت مطرح شده، شک امام و مأموم با یقین یا گمان طرف مقابل است. فقها می‌فرمایند: اگر امام جماعت در شماره رکعتهای نماز شک کند، مثلاً شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، چنانچه مأموم یقین یا گمان داشته باشد که چهار رکعت خوانده و به امام بفهماند که چهار رکعت خوانده است، امام باید نماز را تمام کند و خواندن نماز احتیاط لازم نیست و نیز، اگر امام یقین یا گمان داشته باشد که چند رکعت خوانده است و مأموم در شماره رکعتهای نماز شک کند، باید به شک خود اعتنا ننماید.[11]

10. نماز بعد از افطار

خواندن نماز در اول وقت، مورد سفارش دین و فقهاست؛ ولی در عین حال، فقها اذعان می‌دارند چنانچه عده‌ای روزه دارند و منتظر شخص خاصی هستند، به طوری که تا او افطار نکند، آنان نیز افطار نمی‌کنند، در این صورت، شخص مزبور اول با آنان افطار کند و سپس نماز بخواند.

متن فتوای فقها چنین است: مستحب است روزه‌دار نماز مغرب و عشا را پیش از افطار کردن بخواند؛ ولی اگر کسی منتظر اوست یا میل زیادی به غذا دارد که نمی‌تواند با حضور قلب نماز بخواند، بهتر است اول افطار کند؛ ولی به قدری که ممکن است، نماز را در وقت فضیلت آن به جا آورد.[12]

11. غصب

غصب و تصرّف بدون اذن در اموال دیگران، علاوه بر اینکه حرام است، سبب می‌شود نماز باطل باشد. در حکم مزبور، بین این موارد تفاوتی وجود ندارد:

1. چیز غصب شده، مکان باشد یا لباس و امثال این دو، که عبارت باشد از هر چیزی که عرفاً تصرف در ملک دیگران محسوب شود؛

2. خود غاصب در مغصوب نماز بخواند یا هر شخص دیگری غیر از مالک؛

3. مکان غصب شده، زمین باشد یا تخت و فرش و امثال این دو؛[13]

4. محل غصب شده، مکان باشد یا فضا؛ مانند اینکه شخصی بالکن منزلش را در فضای زمین همسایه ایجاد کرده باشد و بخواهد روی آن بالکن نماز بخواند؛

5. اصل ملک، مال دیگری باشد یا منافعش. بر این اساس، چنانچه شخصی ملکی را اجاره کرده، دیگری نمی‌تواند بدون اجازه مستأجر وارد آن ملک شود.

نکته جالب در این مورد این است که فقها می‌فرمایند: حتی اجاره دهنده ملک، پس از عقد اجاره، لازم است برای ورود و هر تصرفی از مستأجر، اجازه دریافت کند. در غیر این صورت، مرتکب حرام شده و اگر نماز هم بخواند، نمازش باطل است؛ چراکه با عقد اجاره، گرچه اصل ملک مال مالک است؛ ولی منافع آن به مستأجر واگذار شده است.

12. اماکن عمومی

کسی که در اماکن عمومی مانند مسجد جا گرفته است،[14] نسبت به آن مکان، حق اولویت پیدا کرده و دیگری نمی‌تواند جای او را بگیرد. بر این اساس، چنانچه دیگری جای او را بگیرد و در آنجا نماز بخواند، نماز او محل اشکال است؛ گرچه اصل آن مکان، ملک کسی نمی‌باشد.

فقها می‌فرمایند: کسی که در مسجد نشسته است، اگر دیگری جای او را غصب کند و در آنجا نماز بخواند، بنا بر احتیاط واجب، باید نماز خود را دوباره، در محل دیگری بخواند.[15]

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. توضیح المسائل محشی، حسین طباطبائی بروجردی، نشر جاویدان، قم، بی‌تا، ج 1، ص 607.

[2]. همان، ص 494.

[3]. همان، ص 632.

[4]. همان، ص 420.

[5]. همان، ص 631.

[6]. همان، ص 622.

[7]. همان، ج 6، ص 491.

[8]. همان، ج 1، ص 797.

[9]. کافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، ج 3، ص 310.

[10]. موسوعة الامام الخوئی، ابوالقاسم خوئی، مؤسسه احیاء آثار آیت الله خوئی، قم، 1417ق، ج 14، ص 128.

[11]. توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 647.

[12]. همان، ص 969.

[13]. همان، ص 482.

[14]. مثلاً سجاده، مهر یا تسبیح و مانند اینها گذاشته است.

[15]. توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 483.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 213.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٢٩ فروردين ١٣٩٧ / شماره خبر : ٣٩٩٢٣٣ / تعداد بازدید : 112/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج