پنج شنبه ٠٢ آذر ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > معارف اسلامی > احکام 
ماهنامه مبلغان


بیان احکام؛

چهارده جلسه بیان احکام

ماه محرّم فرصت مناسبی برای بیان احکام (اعم از حلال و حرام) و نکات متناسب با آن‌هاست. از این‌رو، چهارده مجلس بیان احکام و نکته‌های قابل توجه را خدمت مبلغان عزیز مطرح می‌نماییم.

چهارده جلسه بیان احکام

سید جعفر ربانی

مقدمه

ماه محرّم فرصت مناسبی برای بیان احکام (اعم از حلال و حرام) و نکات متناسب با آن‌هاست. از این‌رو، چهارده مجلس بیان احکام و نکته‌های قابل توجه را خدمت مبلغان عزیز مطرح می‌نماییم.

مجلس اول: مسجد

در مورد مسجد و اقامه عزای سیدالشهدا(علیه السلام)، چند نکته قابل توجه است:

1. این اقامه عزا در مساجد جایز؛ بلکه شایسته است؛ زیرا تعظیم شعائر الهی محسوب می‌شود؛

2. سیاه کوبی مساجد، چنانچه صدمه‌ای به مسجد نرساند، اشکال ندارد؛[1]

3. اگر بناست گوسفند و امثال آن ذبح شود، باید مواظب باشیم مسجد نجس نشود؛ زیرا نجس کردن مسجد حرام است؛[2]

4. هنگام عزاداری، چنانچه وقت نماز داخل شد، عزاداری را متوقف کنیم و مشغول نماز جماعت شویم.

مجلس دوم: نذر

نذر دارای احکامی است:

1. زمانی وفای به نذر واجب است که صیغه نذر بر زبان جاری شود. مثل اینکه بگوید: برای خداست بر من که فلان کار خیر را انجام دهم؛[3]

2. متعلقات مال نذر شده، جزئی از نذر به حساب می‌آید. مثلاً حیوانی که نذر شده در عزای سیدالشهدا(علیه السلام)مصرف شود، پشم و مو و شیر آن هم نذر به شمار می‌رود؛ مگر اینکه نذر کننده هنگام نذر این‌ها را استثنا کرده باشد؛[4]

3. لازم است مال نذر شده را فقط در جهت نذر استفاده کنند. مثلاً فرشی که برای حرم امام حسین(علیه السلام)نذر شده، باید فقط در حرم ایشان به کار برده شود و نمی‌شود آن را در حرم بقیه معصومین(علیهم السلام)به کار برد؛[5]

4. اگر انسان فراموش کند چه چیزی را نذر کرده، نذرش به هم می‌خورد؛ ولی اگر یکی از چند چیز مشخص را می‌داند، باید همه آن‌ها را انجام دهد. مثلاً اگر نمی‌داند نذر کرده بود که سوره واقعه را بخواند یا الرحمن را، لازم است هر دو را بخواند.[6]

مجلس سوم: حسینیه

حسینیه‌ها دارای احکام زیر هستند:

1. نماز خواندن در حسینیه اشکال ندارد؛ ولی ثواب نماز در مسجد بیش‌تر است؛[7]

2. زمین، ساختمان و اموال حسینیه وقف بوده، انتقال اموال وقفی برای حسینیه به مکان دیگر، حتی اگر مسجد باشد، جایز نیست؛[8]

3. اگر مسجد و حسینیه کنار یکدیگر باشند، نمی‌توانیم هر دو را ضمیمه و ادغام کنیم و عنوان حسینیه یا مسجد به هر دو بدهیم؛ زیرا «الوقوف علی حسب ما یوقفها اهلها»[9]. بنابراین، لازم است مسجد همان مسجد باقی بماند و حسینیه همان حسینیه؛

4. ورود جنب، حائض و نفساء به حسینیه اشکال ندارد؛[10]

5. مکانی که معلوم نیست حسینیه است یا مسجد، احکام مسجد بر آن مترتب نمی‌شود؛[11]

6. اگر حسینیه برای افراد خاصی وقف شده است، استفاده دیگران از آن منوط به اجازه متولی شرعی که در این زمینه اختیار دارد، می‌باشد.[12]

مجلس چهارم: آب

در مورد آب نکاتی وجود دارد:

1. آب مطهِر بسیاری از اشیای نجس می‌باشد. البته بعضی چیزها با آب پاک نمی‌شود. مثل کافر که فقط با شهادتین تطهیر می‌گردد؛[13]

2. آب‌ها به «کر» و «قلیل» تقسیم می‌شوند. آب کر؛ آبی است که ظرف آن در طول و عرض و عمق هر کدام سه وجب و نیم باشد و کم‌تر از این مقدار، آب قلیل است. آب کر با ملاقات نجس متنجس نمی‌شود؛ مگر اینکه رنگ یا بو یا مزه آن بر اثر نجس تغییر کند؛[14]

3. اگر بعد از شستن متنجس، هنوز عین نجس باقی است، پاک نشده؛ ولی اگر فقط رنگ نجس باقی باشد، پاک است؛

4. برای نوشیدن آب، آداب و مستحباتی وجود دارد که بعد از نوشیدن، یاد کردن از تشنگی سیدالشهدا(علیه السلام)و درود فرستادن بر آن حضرت و یارانش و لعنت بر قاتلین ایشان، یکی از آن‌هاست.[15]

مجلس پنجم: حفظ موقوفات

در مورد حفظ موقوفات، چند مسئله قابل یادآوری است:

1. شمع روشن کردن در شام غریبان فی نفسه اشکال ندارد؛ ولی باید مواظب اموال وقفی یا عمومی و خصوصی باشیم؛

2. حفظ اموال وقفی و مسجد و حسینیه، واجب کفایی است؛[16]

3. بردن اموال مسجد یا حسینیه به نیت تبرک و غیر آن جایز نیست؛ گرچه بهتر از آن را جایگزین کند؛[17]

4. برای جلوگیری از اسراف، باید شیر آب را در فواصل بین وضو گرفتن ببندیم، به خصوص در مساجد و حسینیه‌ها؛ چراکه آب آن‌ها وقف است.

مجلس ششم: سَبُک شمردن نماز

نماز، مهم‌ترین عمل دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالَم شود، عبادت‌های دیگر نیز قبول می‌شود و اگر پذیرفته نشود، دیگر اعمال نیز قبول نمی‌شود.

سبک شمردن نماز مصادیقی دارد:

1. آشکارترین نمونه سبک شمردن نماز، ترک عمدی آن است؛ گرچه برای یک بار؛

2. تأخیر نماز بدون عذر تا آخر وقت؛ بلکه فقها فرموده‌اند: مستحب است نماز در اول وقت خوانده شود، آن هم به جماعت؛[18]

3. شرکت نکردن در نماز جماعت؛ مراجع تقلید فرموده‌اند: شرکت نکردن در نماز جماعت از روی بی‌اعتنایی جایز نیست؛[19]

4. نماز خواندن بدون آرامش و طمأنینه، به طوری که رکوع و سجود، کلمات و اذکار آن به صورت کامل انجام نشود؛

روزی پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله)در مسجد جوانی را مشغول نماز دی‌اند که رکوع و سجودش را کامل به جا نیاورد، حضرت فرمود: اگر او با این حال از دنیا برود، به دین من از دنیا نرفته است.

پس انسان باید مواظب باشد که با عجله نماز نخواند و در حال نماز به یاد خدا و با خضوع و خشوع باشد.[20]

5. مستحب است پدر و مادر، بچه ممیز - که اجزا و شرایط نماز را می‌فهمد، مثلاً می‌فهمد برای نماز، وضو لازم است یا رکوع جزیی از نماز است - را به نماز خواندن و عبادت‌های دیگر عادت دهند، البته نباید این کار به صورتی انجام گیرد که موجب بیزاری و دلزدگی او از نماز شود.[21]

مجلس هفتم: گریه

گریه دارای احکامی است:

1. گریه کردن برای مرده اشکال ندارد، همان گونه که پیامبر(صلی الله علیه و آله)برای فرزندش ابراهیم که از دنیا رفت، و نیز در شهادت جناب حمزه سیدالشهدا(علیه السلام)گریه کرد؛[22]

2. اگر انسان در حال نماز گریه کند، چنانچه گریه او از خوف خدا و برای آخرت باشد، نه تنها نماز را باطل نمی‌کند؛ بلکه ثواب آن را بالا می‌برد؛ چه گریه با صدا باشد یا بدون صدا؛ ولی اگر گریه با صدا برای دنیا باشد، نماز باطل است؛[23]

3. گریه در اندوه خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله)تسبیح پروردگار به شمار می‌رود. امام صادق(علیه السلام)می‌فرماید: «نَفَسُ الْمَهْمُومِ لَنَا الْمُغْتَمِّ لِظُلْمِنَا تَسْبِیح؛[24]نَفَس اندوهگین برای ما و غمگین در ظلمی که بر ما رفته، تسبیح خداوند محسوب می‌شود.»

4. گریه بر مصائب امام حسین(علیه السلام)و حتی تباکی (خود را به حالت گریه کنندگان درآوردن) مستحب است؛[25]

5. مستحب است انسان در حال سعی بین صفا و مروه از خوف خدا گریه و یا تباکی کند و دعا بسیار کرده، این دعا را بخواند: «اللَّهُمَّ إنّی أسألک حسن الظّنّ بک علی کلّ حال و صدق النّیة فی التّوکل علیک.»؛[26]

6. در اینکه گریه بر مصائب ائمه(علیهم السلام)در حال نماز، نماز را باطل می‌کند یا نه، مسئله مورد اختلاف فتاواست و لازم است در این زمینه به رساله مرجع خود مراجعه شود.

مجلس هشتم: زیاده‌روی در عقاید

افتخار تک تک معصومین(علیهم السلام)به عبودیت و بندگی خداوند است. بنابراین، نباید آن بزرگواران را از حدّ مخلوق بودن بالاتر ببریم و مرتکب «غلوّ» شویم.

سه تذکر:

الف) بیان غلوآمیز در شأن ائمه اطهار و پیامبران(علیهم السلام) حرام است؛ اعم از اینکه در ضمن شعر باشد یا نثر، و نیز اعم از اینکه با نوشتار باشد یا گفتار یا عمل؛[27]

ب) ذکر فضایل، معجزات، علم غیب، کرامات و... برای معصومین(علیهم السلام)غلو محسوب نمی‌شود؛ ولی لازم است توجه داشته باشیم که اولاً مستند و متقن باشد و ثانیاً متوجه باشیم که آن بزرگواران مخلوق خدا هستند و به خاطر بندگی خدا به این مقامات رسیده‌اند؛

ج) ذکر فضایل، معجزات، علم غیب، کرامات و... در هر جا و برای هر کسی سودمند نخواهد بود؛ بلکه باید موقعیت و ظرفیت افراد مورد توجه باشد.

مجلس نهم: تعادل در رفتار

پیروی رفتاری از دستورات معصومین(علیهم السلام)و دوری از افراط و تفریط، نشانه التزام عملی به اسلام است. با این رویکرد، نکاتی قابل ذکر می‌باشد:

1. لازم است رعایت مسائل پاک و نجسی در همان حدی باشد که شرع بیان نموده است. بر این اساس، بی‌مبالاتی در طهارت و نجاست جایز نیست، همان گونه که دچار شدن به وسوسه و اسراف نیز خلاف دین است؛

2. رعایت مخارج حروف در نماز، امری لازم می‌باشد. مثلاً نباید حرف «ض» را مثل حرف «ز» تلفظ کنیم؛[28] ولی افراط در این زمینه و تکرارهای بی‌مورد امری خلاف دستور معصومین(علیهم السلام)است. فقها فرموده‌اند: نماز شخص وسواسی باطل است؛ زیرا او از روش شیطان اطاعت می‌کند؛[29]

3. شخصی که جنایتی بر او وارد شده، می‌تواند از جانی قصاص کند؛ ولی حق ندارد بیش از مقدار جنایت اقدام نماید. در غیر این صورت، جانی می‌تواند از وی تقاص بگیرد؛[30]

4. در مقام اجرای حدّ، لازم است اندازه‌ای که شارع مشخص نموده رعایت شود. مثلاً حد نوشیدن شراب، هشتاد ضربه شلاق است، پس تعدی از این مقدار جایز نیست و چنانچه مجری حد تعدی کند، کسی که حد بر او جاری شده، می‌تواند از مجری حد قصاص کند.

مجلس دهم: صدقه مستحبی

صدقه مستحبی[31] دارای احکامی است:

1. پرداخت صدقه به سید - اگر همراه با تحقیر نباشد - اشکال ندارد؛ گرچه صدقه دهنده غیر سید باشد؛ زیرا آنچه فقها می‌فرمایند (که غیر سید نمی‌تواند به سید صدقه دهد) در مورد صدقات واجب (مانند زکات و کفارات) است، نه صدقات مستحبی.[32] پس غیر سیّد می‌تواند به سید صدقه مستحبه بدهد؛

 2. در صدقه مستحبی، لازم نیست صدقه گیرنده فقیر یا شیعه یا مسلمان باشد؛[33]

3. در صدقه مستحبی نیز مانند صدقه واجب، قصد تقرب و رضای خدا لازم است. در غیر این صورت، صدقه باطل خواهد بود؛[34]

5. دادن صدقه به فقرا از همسایه‌ها و خویشان ثواب بیش‌تری دارد؛[35]

6. چنانچه صدقه مستحبی، مخفیانه باشد، ثوابش بیش‌تر می‌شود و موجب خاموش شدن غضب پروردگار است؛ [36] ولی در دو مورد صدقه مستحبی را آشکارا پرداختن، بهتر است:

الف)کسی که مردم می‌گویند صدقه نمی‌دهد؛ این شخص مستحب است صدقه را آشکارا بپردازد تا از خود دفع تهمت کند؛

ب)کسی که در میان مردم نفوذ دارد؛ چنین شخصی اگر صدقه مستحبی را در حضور دیگران بپردازد، بهتر است؛ تا مردم از او پیروی کنند.[37]

تذکر: کسی که محتاج نیست، بسیار مکروه است که دست نیاز به طرف مردم دراز کند. پیامبر(صلی الله علیه و آله)می‌فرماید: «هر کس دَرِ گدایی را به سوی خود باز کند، خداوند دَرِ فقر را به سوی او باز خواهد کرد.»[38]

مجلس یازدهم: عدالت

در مواردی عدالت شرط است؛ یعنی باید شخص اصلاً گناه کبیره انجام ندهد و اصرار بر صغیره نورزد:

1. امام جمعه و جماعت؛[39]

لکن در امامت جمعه عدالت واقعی لازم است؛ ولی در امامت جماعت، عدالت ظاهری کافی است؛ یعنی اگر مردم خوبی او را تصدیق کنند و از او گناهی نبینند، کافی است، ولو اینکه در واقع گناهکار باشد.

سرّ این مطلب در دو چیز است: یکی اینکه نماز جمعه کفایت از نماز ظهر می‌کند، پس اگر امام عادل نباشد، گویا نماز ظهر مأموم ترک شده است؛ ولی در جماعت مأموم نماز خود را می‌خواند و فقط حمد و سوره را نمی‌خواند و اگر امام عادل نباشد، حمد و سوره مأموم در نماز ترک شده است و ترک سهوی آن موجب بطلان نماز نیست.

دوم اینکه: اگر امام عادل نباشد، نماز مأموم به فرادا صحیح است؛ ولی در نماز جمعه فقط نماز به جماعت صحیح می‌باشد.

2. شاهد در دادگاه؛ بر این اساس، قاضی حق ندارد شهادت هر شاهدی را بپذیرد؛[40]

3. قاضی؛ پس قاضی غیر عادل نمی‌تواند در منصب قضاوت بماند؛[41]

4. مرجع تقلید؛ پس تقلید از مرجع غیر عادل جایز نیست.[42]

تذکر: در صورت «توبه» صفت عدالت بر می‌گردد و اشتغال به منصب‌های فوق، اشکال ندارد.

مجلس دوازدهم: جایگزین‌ها

در شریعت اسلامی تنزیلات و جایگزین‌هایی صورت گرفته، بدون اینکه بر آن‌ها اثر فقهی مترتب باشد؛ بلکه تشابه یا از جهت ثواب یا به لحاظ سایر مسائل است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

1. سوره توحید: در روایات وارد شده است که تلاوت سه مرتبه سوره توحید مانند ختم قرآن است؛ ولی باید توجه داشت شخصی که نذر کرده یا اجیر شده قرآن را ختم کند، نمی‌تواند به تلاوت سه سوره توحید بسنده کند؛[43]

2. روزه در ایام خاص: در روایات برای روزه در برخی روزها فضیلت خاصی در نظر گرفته شده؛ بلکه معادل روزه چند ماه یا یک عُمر محاسبه گردیده است؛ ولی لازم است توجه شود کسی که روزهٔ قضا یا کفاره بر عهده اوست یا می‌خواهد روزه استیجاری بگیرد، نمی‌تواند به یکی از آن روزها قناعت نموده، آن را معادل چند ماه یا کم‌تر و بیش‌تر حساب نماید؛ بلکه باید دقیقاً به تعداد روزه‌هایی که بر عهده اوست، به تکلیفش عمل کند؛

3. شهید: در برخی روایات، امواتی مانند شهید معرفی شده‌اند. مثلاً در احادیث می‌خوانیم: کسی بر اثر آوار فوت کند یا خانمی که در هنگام زایمان از دنیا برود، شهید است؛ولی لازم است همگان توجه کنند که این تنزیلات، به لحاظ ثواب و امثال آن می‌باشد؛ وگرنه مسلم است افرادی که با اینگونه امور از دنیا می‌روند، به غسل و کفن نیاز دارند؛ چون شهیدی که نیاز به غسل و کفن ندارد، شخصی است که در معرکه قتال به شهادت برسد، آن هم با شرایط خاص؛[44]

4. برادر: برای خواندن عقد اخوت مطلقاً و به خصوص در عید سعید غدیر، در روایات دستوراتی وارد شده است؛ ولی لازم است توجه شود که این امر، یک امر استحبابی می‌باشد و هیچ حکم فقهی دیگری بر آن مترتب نمی‌گردد. بر این اساس، دو نفری که عقد اخوّت بسته‌اند، از یکدیگر ارث نمی‌برند (مگر آنکه اسباب شرعی ارث وجود داشته باشد) و همچنین، زن‌های یک طرف بر طرف مقابل محرم نمی‌شوند (مگر آنکه اسباب محرمیتی که فقها مطرح فرموده‌اند، پدید آید)؛

5. عمره رجبیه: در روایات وارد شده است که عمره در ماه رجب بسیار ثواب دارد و حتی ثواب آن نزدیک به حج است؛ ولی باید توجه داشت که مطلب مزبور به این معنی نیست که عمره‌گزار در ماه رجب، حج تمتع را انجام داده است. بر این اساس، چنانچه شخصی عمره مفرده را در ماه رجب به جا آورده و پس از آن مستطیع شود، موظف است برای حج اقدام نماید.[45]

مجلس سیزدهم: لقب و نام ائمه(علیهم السلام)

نام گذاری اشخاص به نام و لقب ائمه(علیهم السلام)به سه قسم تقسیم می‌شود:

1. واجب: مانند کسی که نذر کرده است اگر خدا به او فرزندی عنایت کند، نام او را علی، محمد، فاطمه و امثال این‌ها بگذارد. در این صورت، واجب است طبق نذر خود عمل نماید؛[46]

2. حرام: مثل اینکه لقب «امیرالمؤمنین»را نام قرار دهد؛ زیرا این لقب مختص حضرت علی(علیه السلام)است و به هیچ کس، حتی سایر ائمه(علیهم السلام)نیز نباید امیرالمؤمنین گفته شود؛[47]

3. مستحب: از حقوق فرزندان، گذاردن نام نیک بر ایشان است. بنابراین، مناسب می‌باشد اسمای مقدسی همچون: محمد، علی، فاطمه و امثال آن‌ها برای فرزندان انتخاب شود. بر این اساس، کسانی که نامهای نامناسب برای آن‌ها انتخاب شده، شایسته است نام خود را تغییر دهند، و همین طور اشخاصی که نام ترویج دهنده فرهنگ کفر و الحاد بر آن‌ها گذارده شده، لازم است نام خود را تغییر دهند.

مجلس چهاردهم: مستثنیات از قاعده طهارت

گرچه وقتی معلوم نیست چیزی پاک است یا نجس، بنا بر پاک بودن آن گذارده می‌شود؛ ولی در چند مورد بنا بر نجس بودن می‌گذارند:

1. چیزی که قبلاً نجس بوده و معلوم نیست آب کشیده شده یا نه؛ مگر اینکه مطمئن شویم قبلاً آن را آب کشیده‌ایم؛[48]

2. می‌دانیم یکی از دو چیز نجس شده؛ اما مشخص نیست کدام یک است. در این صورت نمی‌توان بنا بر پاک بودن هردو گذارد؛ بلکه باید هر دو را آب کشید؛[49]

3. کسی که شیئی در اختیارش بوده، بگوید نجس است؛[50]

4. دو شخص عادل شهادت بر نجس بودن چیزی دهند.[51]

 

____________________________________________________
پی‌نوشت‌ها:

[1]. توضیح المسائل، امام خمینی(ره)، نشر روح، قم، 1369ش، ص210.

[2]. حرمت تنجیس مسجد مورد اتفاق همه فقهاست.

[3]. توضیح المسائل محشی، حسین طباطبایی بروجردی، نشر جاویدان، قم، بی‌تا، ج2، ص609.

[4]. همان، ص620.

[5]. همان، ص618.

[6]. همان.

[7]. استفتائات، امام خمینی(ره)، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1422ق، ج1، ص275.

[8]. به دلیل قانون «الوقوف علی حسب ما یوقفها اهلها».

[9]. تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، ج9، ص130.

[10]. استفتائات جدید، میرزا جواد تبریزی، بی‌نا، قم، 1427ق، ج1، ص50.

[11]. المعتبر فی شرح المختصر، محقق حلی، مؤسسه سیدالشهدا(علیه السلام)، قم،ج1، ص511.

[12]. استفتائات، امام خمینی(ره)، ج3، ص32.

[13]. توضیح المسائل محشی، ج1، ص125.

[14]. همان، ج1، ص39.

[15]. همان، ج2، ص608.

[16]. زیرا این گونه امور، از حسبیّات می‌باشد.

[17]. استفتائات، آیت الله العظمی بهجت، دفتر آیت الله العظمی بهجت، قم، چاپ اول، 1428ق، ج2، ص100.

[18]. توضیح المسائل محشی، ج1، ص399.

[19]. همان، ص768.

[20]. همان، ص399.

[21]. توضیح المسائل امام خمینی(ره)، ص301.

[22]. الکافی، کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، ج3، ص262.

[23]. توضیح المسائل محشی، ج1، ص627.

[24]. الکافی، ج2، ص226.

[25]. جامع الاحکام، آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی، انتشارات حضرت معصومه(علیها السلام)، قم، چاپ چهارم، 1417ق، ج2، ص131.

[26]. مناسک محشی، ص340.

[27]. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت(علیهم السلام)، جمعی از پژوهشگران زیر نظر آیت الله العظمی هاشمی شاهرودی، مؤسسه دائرهٔ المعارف فقه اسلامی، قم، چاپ اول، 1426ق، ج1، ص70.

[28]. برای هر کدام، طرز تلفظ خاصی بیان شده است.

[29]. توضیح المسائل محشی، ج1، ص621.

[30]. فرهنگ فقه، ج1، ص405.

[31]. صدقه واجب به زکات مال و زکات فطره گویند، و بقیه صدقات، صدقات مستحبّه می‌باشد.

[32]. موسوعة الامام الخوئی، ابوالقاسم خوئی، مؤسسه احیاء آثار آیت الله خوئی، قم، 1417ق، ج24، ص189.

[33]. وسیلة النجاة، موسوی اصفهانی، با حواشی امام خمینی(ره)، دارالعلم، قم، بی‌تا، ص554.

[34]. الروضة البهیة، شهید ثانی، نشر علامه، قم، 1369ش، ج3، ص189.

[35]. وسیلة النجاة، با حاشیه امام خمینی(ره)، ص553.

[36]. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله): صَدَقَةُ السِّرِّ تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّب.» (الکافی، ج4، ص7.

[37]. الروضة البهیة، ج3، ص192.

[38]. «عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام)قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ: اتَّبِعُوا قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله)فَإِنَّهُ قَالَ: مَنْ فَتَحَ عَلَی نَفْسِهِ بَابَ مَسْئَلَةٍ فَتَحَ اللَّهُ عَلَیهِ بَابَ فَقْر.» الکافی، ج4، ص19.

[39]. توضیح المسائل محشی، ج1، ص790.

[40]. ارشاد الاذهان الی احکام الایمان، علامه حلی، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، تهران، 1390ش، ج2، ص155.

[41]. الدروس الشرعیة فی فقه الامامیة، شهید اول، جامعه مدرسین، قم، 1412ق، ج2، ص65.

[42]. توضیح المسائل محشی، ج1، ص13.

[43]. الفوائد الطوسیة، شیخ حرّ عاملی، مطبعة العلمیة، قم، 1403ق، ص301.

[44]. تذکرة الفقهاء، ج1، ص375.

[45]. زیرا قرآن به طور مطلق می‌فرماید: ]وَ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیهِ سَبیلا[. آل عمران/ 97.

[46]. البته این تکلیف، مربوط به والدین است و فرزند هیچ گونه وظیفه‌ای در این بین ندارد. بدین معنی که او بعداً می‌تواند نام خود را تغییر دهد. (قواعد الاحکام فی معرفة الحلال و الحرام، علامه حلی، مؤسسه نشر اسلامی، قم، 1163ق، ج3، ص669.)

[47]. این مطلب مورد تأیید تمام فقهاست و حتی برخی از فقهای شیعه مانند «عبد علی بن جمعة العروسی» صاحب کتاب نورالثقلین (متوفای  1075ق) در این زمینه کتابی مستقل نوشته‌اند. ر.ک: تاریخ الفقهاء و الرواة، ص47؛ از مرحوم آیت  الله میرزا جواد تبریزی (متوفای 1427ق) در این زمینه سؤال شد: «هل یجوز إطلاق لقب أمیرالمؤمنین علی غیر الإمام علی بن أبی‌طالب(علیه السلام)من الأئمة المعصومین(علیهم السلام)؟» ایشان در پاسخ فرمود: «هذا من ألقاب أمیرالمؤمنین(علیه السلام)المختصة به، فلا یصح إطلاقه علی أحد، حتّی سائر الأئمة(علیهم السلام)، و الله العالم.» صراط النجاة، دارالصدیقة الشهیدة، قم، 1426ق، ج9، ص7.

[48]. به علت قاعده استصحاب.

[49]. توضیح المسائل محشی، ج1، ص89.

[50]. همان، ص85.

[51]. زیرا بینه، حجت است.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 207.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢٥ مهر ١٣٩٦ / شماره خبر : ٣٩٤٥٨٣ / تعداد بازدید : 199/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج