دوشنبه ٢٠ آذر ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > معارف اسلامی > احکام 
ماهنامه مبلغان


عبدالرحيم موگهي

نگاهي دوباره به تدريس رساله

يكي از پرسشهايي كه گاه براي مبلّغان ديني و مُرَوّجان فقه جعفري پيش مي‌ آيد اين است كه در آموزش و تدريس توضيح المسائل به همگان و بويژه نوجوانان و جوانان و بيان احكام الهي در اين زمان، چه نكاتي را بايد در نظر گرفت.

يكي از پرسشهايي كه گاه براي مبلّغان ديني و مُرَوّجان فقه جعفري پيش مي‌آيد اين است كه در آموزش و تدريس توضيح المسائل به همگان و بويژه نوجوانان و جوانان و بيان احكام الهي در اين زمان، چه نكاتي را بايد در نظر گرفت و از چه زاويه ديدي و با چه نگاهي بايد به آن نگريست تا براي آنان گيرا و جذاب باشد.
در پاسخ به اين پرسش مهم و امروزين و هنگام آموزش و تدريس رساله‌‌هاي عمليه، بايد چند نوع نگاه و زاويه ديد را دوباره در نظر آورد تا بر جذابيت آموزش احكام الهي و مسائل شرعي افزود، اگر چه ممكن است برخي از آنها براي بعضي از مبلّغان و استادان احكام، زيره به كرمان و خرما به بصره و زغال سنگ به نيوكاسل بردن باشد و تنها جنبه يادآوري و يا تأكيد داشته باشد، و يا ممكن است خداي ناخواسته حمل بر «روشنفكر بازي‌» واژه نگارِ اين سطور شود، به جاي آنكه حمل بر نگاه دوباره او به رساله‌هاي توضيح المسائل و نوعي «دگر گفتنِ» وي در آموزش و تدريس احكام فقهي به همگان و بويژه نوجوانان و جواناني از روي دلسوزي گردد، آن هم نوجواناني كه برخي از آنان شب و روز خود را با كاربُردهاي منفي ويدئو و كامپيوتر و اينترنت و ماهواره و... سپري مي‌كنند.
اينك نگاهي دوباره به تدريس رساله مي‌افكنيم و پيشاپيش از به كارگيري بعضي از واژه‌ها و يا مسائل شرعي، به عنوان نمونه و مثال، پوزش مي‌خواهيم و فعلا 10 نكته را در اين زمينه بيان مي‌كنيم «تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد»:

1. بيان معادلهاي فارسي:
براي برخي از واژه‌هاي رساله‌ها مي‌توان معادل فارسي آنها را نيز بيان كرد، مانند «پاك كننده ها» براي «مُطَهِّرات‌» و «نيم خيز نشستن‌» براي «تَجافي.‌»
2. بيان معادلهاي مفهوم‌تر و رايج تر:
براي بعضي از واژه‌‌هاي توضيح المسائلها مي‌‌توان معادل عربي اما مفهوم‌‌تر و رايج‌‌تر آنها را بيان كرد، مانند «ادرار‌» براي «بول»، «مدفوع‌» براي «غائط‌» و «استفراغ‌» براي «قي‌» كه همه اين واژه‌‌ها عربي هستند، ولي واژه‌‌هاي نخستين رايج‌‌تر و قابل فهم‌‌ترند؛ هر چند براي اينها نيز ـ اگر بتوانيم ـ بايد واژه‌‌هاي فخيمانه‌‌تر و زيباتري را به كار بگيريم.

3. بيان معادلهاي امروزي‌‌تر و كاربردي‌‌تر:
براي برخي از واژه‌‌هاي رساله‌‌هاي عمليه مي‌‌توان معادلهايي را به كار برد كه امروزه كاربرد بيشتري دارند، مانند «مسافت 5/22 كيلومتر‌» براي «حد مسافت شرعي»، «1250 گرم نقره‌» براي «500 درهم در مَهرالسُنّة‌» و «اندازه گِردي 2 ريالي و يا 5 ريالي‌» براي «درهم و اشرفي.‌» 1

4. تعريف و توضيح اصطلاحات فقهي و فتوايي:
بسياري از اصطلاحات فقهي و فتوايي را براي مردم بايد تعريف كرد و توضيح داد، مانند حد تَرَخُّص، امور حسبيه، حَدَث اصغر، حَدَث اكبر، جاهل قاصر و جاهل مقصّر، به عنوان نمونه، به ياد مي‌‌آورم كه حدود پانزده سال پيش براي معلمان ديني، درس احكام را تدريس مي‌كردم. در آغاز تدريس به آنان گفتم: «بعضي از احكامي را كه براي شما تدريس مي‌‌كنم «استفتائات‌» است. ناگهان يكي از معلمان ديني پرسيد: «استفتائات‌» يعني چه؟‌»
پس آيا هنگامي كه اصطلاحي مانند «استفتا‌» براي برخي از معلمان ديني ـ نه معلمان فيزيك و شيمي ـ روشن و شناخته شده نيست، مي‌‌توان گفت براي همگان و بويژه نوجوانان و جوانان واضح و تعريف شده است؟ و آيا هر چيزي كه براي ما كاملا روشن و آشكار است، مي‌‌توان بر اين پندار بود كه براي مخاطبان ما نيز روشن و آشكار است؟
همچنين حتماً بايد بسياري از اصطلاحات فتوايي مانند «بعيد نيست»، «خالي از قوت نيست»، «خالي از وجه نيست»، «خالي از قُرب نيست»، «خالي از اشكال نيست»، «احتياط واجب»، «ارجح»، «اظهر»، «محل تأمل است‌» و «محل اشكال است‌» را براي بسياري از مردم تعريف كرد و توضيح داد و اثر عملي آنها را براي مقلّدان ذكر نمود. مثلا برخي از طلاب ـ تا چه رسد به ديگران ـ نمي‌‌توانند معني اين مسأله شرعي و اثر عملي آن را بيان كنند:
«اگر بچه مميز بگويد چيزي كه در دست اوست نجس است، احتياط آن است كه از آن اجتناب كنند، اگر چه بعيد نيست اعتبار قول صَبي مُراهِق.»
از اين رو، تدوين يك «فرهنگ اصطلاحات فقهي و فتوايي‌» در پايان رساله‌ها و يا به طور مستقل كاري شايسته و بلكه امري بايسته است. شايان توجه است در نخستين نگارش رساله‌هاي توضيح المسائل فارسي كه طبق فتاوا و نظريات مرحوم آيت الله بروجردي ـ رحمه الله ـ بوده است، بسياري از اين اصطلاحات فتوايي در فتاواي ايشان اصلا ديده نمي‌شود. (فَتَأَمَّلْ جَيداً)

5. رفع ابهام از تعريفهاي واژگان و اصطلاحات:
بايد از شماري از واژگان و اصطلاحات فقهي رفع ابهام كرد و آنها را شفاف نمود.
مثلا در تعريف «بچه مُمَيز‌» و به تبعيت از رساله‌‌ها به مردم مي‌‌گوييم: «بچه مميز بچه‌‌اي است كه خوب و بد را مي‌‌فهمد.» حال اگر يكي از شنوندگان از ما بپرسد كه منظور از «فهمِ خوب و بد»، مثلا خوب و بدِ اخلاقي يا اقتصادي يا جنسي يا فكري يا سياسي يا اجتماعي است، به او چه پاسخي مي-دهيم؟
يا مثلا در تعيين سن بلوغ پسر و دختر مي‌‌گوييم: «تمام شدن 15 سال قمري در پسر و 9 سال قمري در دختر.‌» و حال آنكه بسياري به اين نكته مهم توجه ندارند كه سال قمري به مقدار 10 روز و 18 ساعت از سال شمسي كمتر است و در نتيجه طبق سال شمسي و شناسنامه‌اي، پسران در هنگامي كه تقريباً 14 سال و 6 ماه و 16 روز و دختران در زماني كه تقريباً 8 سال و 8 ماه و 22 روز دارند به سن تكليف مي‌رسند.

6. بيان تعريف لغوي و اصطلاحي موضوعات و واژه‌‌هاي فقهي:
شايسته است كه معاني لغوي و اصطلاحي برخي از موضوعات و اصطلاحات فقهي و ارتباط اين دو معني با يكديگر گفته شود. به طور مثال، بارها از شاگردان و يا حتي طلاب شركت كننده در كلاسهاي آموزش و يا روش تدريس احكام مي‌‌پرسيدم كه تعريف لغوي «وضو‌» چيست و آنان يا پاسخي نمي‌‌دادند و يا اشتباه پاسخ مي-دادند.
بدين جهت شايسته است مثلا به آنان بگوييم كه «وضو‌» در لغت به معني «نظافت و پاكيزگي‌» است و از اين رو، عربها به شخص نظيف و پاكيزه مي‌‌گويند: «وَضيءْ.‌» 2و وضو در اصطلاح فقهي عبارت است از شستنِ صورت و دستها (غَسلَتان) و مسحِ سر و پاها (مَسحَتان) طبق دستوري كه شارع مقدس اسلام فرموده است. و چون بنابر روايتي يكي از علتها و فلسفه‌‌هاي وضو نظافت و پاكيزگي است، بدين جهت به آن «وضو‌» گفته‌‌اند و اين نكته از نظر علمي و تجربي نيز روشن است.

7. استفاده از واژه‌‌هاي فخيمانه و محترمانه:
يكي از وظايف ما، به كارگيري واژه‌‌هاي فخيمانه و محترمانه در هنگام آموزش و تدريس احكام است. مثلا در هنگام به كارگيري واژه‌‌هاي «آبستن و حامله و باردار»، آيا واژه «باردار‌» فخيمانه‌‌تر نيست؟ يا در هنگام بيان علائم بلوغ، استفاده از واژه‌هاي «شرمگاه‌» و يا «اندام تناسلي و زايشي‌» به جاي واژه «عَورت‌» و «...» محترمانه‌‌تر نيست؟
آيا نبايد واژه‌‌هاي غير فخيم و به كار رفته در رساله‌‌هاي توضيح‌‌المسائل، مانند مسائل 1576 3 و 2381، 4 را به كار نبُرد و آنها را به گونه‌اي ديگر تغيير داد و بيان كرد؟

8. با اِعراب صحيح خواندن و يا نوشتن كلمات:
بايد در هنگام بيان يا نوشتن احكام الهي، كلمات و واژه‌‌ها را با اِعراب صحيح خواند و يا نوشت تا مانند آن شخصي نشود كه در مكه از روحاني كاروانِ خود، به جاي هَروَله، پرسيده بود: «هَرُوله‌» به چه معني است؟‌» و يا فرد ديگري سؤال كرده بود: «دو كلمه قَبل و دَبْر كه در رساله‌‌ها نوشته شده‌‌اند به چه معني است؟‌» و يا يكي از روحانيان كاروان حج به نام آقاي «حسن زاده‌» مي‌‌گفت: «يكي از حاجيان از بنده مي‌‌پرسيد كه من هنگام طواف، اين گونه نيت كرده و گفته‌‌ام: هفت دور طواف براي حُجّة الاسلام حسن زاده (نه حَجّة السلام) به جا مي‌‌آورم واجبْ قُربةً الي الله. آيا نيت من صحيح بوده است يا نه؟‌»
خودم بارها از مردم و حتي طلاب حوزه شنيده‌‌ام كه به جاي «مُبطِلات وضو‌» مي‌گويند: «مُبطَلات وضو»، يا به جاي «مُطَهِّرات‌» مي‌گويند: «مُطَهَّرات»، و يا به جاي «مُنكَرات‌» مي‌‌گويند: «مُنكِرات‌» و قِس علي هذا بابَ فَعْلَلَ و تَفَعْلَلَ.
از اين رو، بايد اِعراب اين گونه كلمات را به طور صحيح براي ديگران خواند يا نوشت تا اشتباه و تفاوتهاي معنايي و يا متضادي مانند «مُقَلِّد»، «مُقَلَّد»، «مُطَهِّرات»، «مُطَهَّرات»، «مُبطِلات‌» و «مُبطَلات»، و «مُنكَرات‌» و «مُنكِرات‌» پيش نيايد.

9. آموزش مسائل رساله به صورت تدريجي:
مجموعه قوانين و احكام الهي در مدت 23 سال و به صورت «تدريجي‌» بر پيامبر محبوب خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ نازل و به مردم ابلاغ گشت. مثلا حکم خوردن شراب به صورت تدريجي و در چهار آيه از قرآن بيان شد تا اينكه در مرحله چهارم، حكم قطعي حرمت شراب به مردم ابلاغ گرديد.
از اين رو، براي آموزش و تدريس احكام رساله به مردم، در برخي از موارد بايد زمينه سازي كرد.
به طور نمونه، يكي از استادان احكام مي‌گفت: «براي تعدادي از خواهران، درس احكام مي‌‌گفتم. روزي به احكام حجاب و پوشش رسيدم. ديدم براي تدريس احكام آن بايد زمينه سازي كنم؛ زيرا ممكن است بعضي از مسائل شرعي حجاب و پوشش را نپذيرند و يا به آن، توجه لازم را نكنند. بدين جهت تصميم گرفتم پيش از آغاز درس احكام، مرثيه حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ را براي آنان بخوانم و رقّت قلبي ايجاد كنم. همين كار را كردم و پس از گريه و مرثيه خواني، اين نكته را به آنان تذكر دادم كه اگر بخواهيم پيرو حقيقي حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ باشيم، بايد حجاب خود را كاملا رعايت كنيم و احكام آن را در زندگي عملي خويش پياده سازيم. آن گاه به بيان احكام پوشش و حجاب پرداختم و با اين زمينه سازي بود كه پذيرش احكام آن براي آنان آسان شد.»
بدين جهت بايد سه حديث شريف ذيل براي هر استادي در هنگام آموزش رساله و احكام الهي و حتي موضوعات ديگر مورد توجه وافر باشد:
پيامبر عزيز خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ : «يا مُعاذُ! بَشِّر و لا تُنَفِّر، يسِّر و لا تُعَسِّر؛ 5 ‌اي معاذ!] هنگام تبليغ در يمن [مژده آور باش و رماننده] از دين [نباش. آسان گير باش و سخت گير نباش.»
حضرت امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ :
«لا تَقُل كُلَّ ما تَعلَمُ؛ 6همه آنچه را مي‌داني مگو.»
امام سجاد ـ عليه السلام ـ :
«اِياكَ أَن تَتَكَلَّمَ بِما تَسبِقُ اِلَي الْقُلوبِ اِنكارُهُ و اِن كانَ عِندَكَ اعْتِذارُهُ...؛ 7 بپرهيز از اينكه سخني بر زبان جاري سازي كه دلها در نپذيرفتن و انكار آن پيشي گيرند، اگر چه عذر و بهانه مناسب آن را نيز داشته باشي.»
10. تنظيم و دسته بندي احكام رساله:
حضرت امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ مي‌‌فرمايند:
«أَحسَنُ الْكَلامِ ما زانَهُ حُسنُ النِّظامِ و فَهِمَهُ الْخآصُّ و الْعآمُّ؛ 8يباترين سخن آن است كه تنظيم و دسته بندي زيبايش آن را آراسته كرده باشد و خواص و عوام، آن را بفهمند.»
روان شناسان نيز معتقدند، از نظر يادگيري و آموزش، مطالب منظم و دسته بندي شده بهتر از مطالب نامنظم و دسته بندي نشده در ذهن انسان جاي مي‌‌گيرند.
يكي از شاگردان حضرت امام خميني ـ‌‌ رحمه الله ـ مي‌‌گويد: «امام در هنگام تدريس، مطالب را خيلي عالي مرتب و تنظيم مي‌‌كردند و همين تنظيم مطالب، در بهتر فهميدن و زودتر فهميدن مطالب درسي، كمك بسيار مؤثري به ما مي‌‌كرد.‌» 9
از اين رو، سعي كنيد حتماً در آغاز، احكام را دسته بندي كنيد و آن گاه به مخاطبان خود آموزش دهيد؛ البته دسته بندي احكام داراي روشي خاص است كه توضيح و تبيين آن را «اين زمان بگذار تا وقت دگر.»
اميد است با عنايات خداوند سبحان و توجهات امام زمان ـ عليه السلام ـ اين گونه مباحث و مطالب در زمينه «آموزش و تدريس رساله‌» به همگان و بويژه جوانان و نوجوانان و دانشجويان و دانش-آموزان، براي مبلغان گرانمايه و گرانپايه سودمند آيد، و «مولوي‌» چه دُر سُفته است كه گفته است:
اين همه گفتيم ليك اندر بسيچ // بي عنايات خدا هيچيم هيچ
اي خدا‌اي فضل تو حاجت روا // با تو ياد هيچ كس نَبْوَد روا
قطره‌‌اي دانش كه بخشيدي ز پيش // متصل گردان به درياهاي خويش


پي نوشت:
1) در صورتي كه اين معادلها طبق فتواي مرجع تقليدي كه احكام و فتاواي او را بيان مي‌كنيم، صحيح و مورد قبول وي باشند.
2) گفتني است كه «وضو‌» معاني ديگري نيز دارد.
3) در مسائل مربوط به دومين مبطل از مبطلات روزه.
4) در مسائل مربوط به عيبهايي كه به واسطه آنها مي‌شود عقد را به هم زد.
5) سيري در سيره نبوي، آيت الله شهيد مرتضي مطهري، چاپ هفدهم، قم، انتشارات صدرا، 1376، ص 210، به نقل از: سيره ابن هشام.
6) نهچ البلاغه، گردآوري سيد ابوالحسن محمد شريف رضي، ترجمه علينقي فيض الاسلام،] بي چا [،] بي جا [،] بي نا [،] بي تا [، كلمه قصار 374، ص 1268.
7) سفينة البحار، حاج شيخ عباس قمي، ج2،] بي جا [، بيروت، دار المرتضي،] بي تا [، ج 1، ص 573.
8) معجم الفاظ غررالحكم و دررالكلم، مصطفي درايتي، چاپ اوّل، قم، مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه، مكتب الاعلام الاسلامي، 1413، ص 464.
9) با اقتباس از: مجله حوزه، ش 32، ص89.
منبع: ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره70.




تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ٣١ خرداد ١٣٩٤ / شماره خبر : ١٣٠٩٠٥ / تعداد بازدید : 3148/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج