يکشنبه ٠١ ارديبهشت ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات 


نکته ها و مناسبتها(7)؛ ماه شعبان المعظم -3

ولادت امام سجاد(علیه السلام)

امام سجاد(علیه السلام) با نشر انواع مسائل تربیتی (فردی، اجتماعی و اعتقادی) در قالب دعا، حضور بسیار موثر خود در جامعه را به اثبات رسانده اند. با تأمل در معارف صحیفه، نقش سیاسی، بصیرت آفرین و حضور امام(علیه السلام) در متن جامعه بیش تر قابل مشاهده است.

پنجم شعبان المعظم:
ولادت امام سجاد(علیه السلام)

برخی مقالات منتشر شده در شماره های قبلی ماهنامه مبلغان:

1. منادی دین مداری در عصر دین  ستیزی اموی (مبلغان، ش 22)؛

2. شمه ای از فضائل و مناقب امام سجاد(علیه السلام) (مبلغان، ش 34)؛

3. حضرت زین العابدین(علیه السلام) تداوم  بخش عزت و افتخار حسینی (مبلغان، ش39)؛

4. با صحیفه سجادیه، «زبور آل محمد(صلی الله علیه و آله)» آشنا شویم (مبلغان، ش 46)؛

5. سیمای امام سجاد(علیه السلام) (مبلغان، ش 51 و 58)؛

6. امام سجاد(علیه السلام) و محبوبیت اجتماعى  (مبلغان، ش111)؛

7. آثار برخی گناهان، از زبان امام سجاد  (علیه السلام) (مبلغان، ش 130 و 135)؛

8. عوامل انحطاط اخلاقی جامعه در عصر امام سجاد  (علیه السلام) (مبلغان، ش 147)؛

9. آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (علیه السلام)  (مبلغان، ش130 و 135)؛

10. از خدا پرستی تا خود پرستی خواص در نگاه امام سجاد (علیه السلام)   (مبلغان، ش154)؛

11. آموزه های تربیتی در نیایشهای امام سجاد(علیه السلام) (مبلغان، ش154)؛

12. درسهایی از دعای صبح و شام حضرت سجاد(علیه السلام) (مبلغان، ش178 و 183)؛

13. امام سجاد(علیه السلام) و پرورش نیروهای انقلابی  (مبلغان، ش178)؛

به مناسبت ولادت امام سجاد(علیه السلام) چند نکته را یادآوری می کنیم:

1. صحیفه سجادیه و مهجوریتی از جنس قرآن

در هیچ کجای قرآن و در هیچ مسئله ای سراغ نداریم که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) زبان به گلایه گشوده باشند، مگر در مورد مهجوریت قرآن: «وَ قَالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً»[1] که بیانگر شکایت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در روز قیامت به محضر پروردگار است.

تعبیر «اتَّخَذُوا؛ به دست آوردند و گرفتند» در کنار «مَهْجُوراً؛ رها کردن» معنای جدیدی را القا می کند که غیر از مهجور کردن قرآن است و بیانگر این نکته می باشد که قوم رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) نه تنها قرآن را ترک نکرده اند؛ بلکه به آن دست یافته و در اختیارش گرفته اند؛ ولی در اثر عدم درک صحیح و استفاده شایسته و بایسته، عملاً مهجور و متروکش گذاشته اند.

بنابراين، معناي صحيح «اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» اينست كه «قرآن را به مهجوريت گرفتند.» مهجور كردن و به مهجوريت گرفتن مانند تعابيري چون مسخره كردن و به مسخره گرفتن، بيكار كردن و به بيگاري گرفتن، بازي كردن و به بازي گرفتن… تفاوت ظريفي با هم دارند. در اوّلي (بازي كردن، مهجور كردن، مسخره كردن و…) فعل صريح و آشكار صورت مي گيرد و فاعل نيز دانسته، ترس و ابايي ندارد كه فعل را صريح و بي پرده انجام دهد تا ديگران به واقعيت فعل وي پي ببرند، در حالي كه در دومي (به بازي گرفتن، به مهجوريت گرفتن، به مسخره گرفتن…)، فاعل به هر علت (حتي جهل) صريحاً به انجام فعل مبادرت نمي ورزد، بلكه آنرا در هاله و پرده اي از خفا و پوشش انجام مي دهد، به گونه اي كه در ابتدا نمي توان به واقعيت فعل وي پي برد، بلكه شايد در ابتدا عكس آنهم به نظر برسد.[2]

در مهجور کردن قرآن، شخص بر سر سفره میهمانی قرآن نمی نشیند؛[3] ولی در مهجور گرفتن قرآن، فرد بر سر خانی پر فضیلت قرآن حاضر و به میهمانی صاحبخانه ای فاضل و حکیم نایل شده است؛ ولی به جای توجه به این سفره و عنایت به میزبان و استفاده از محضر وی، گرفتار ظواهر سفره و نقش و نگار در و دیوار خانه شده است.

دقیقاً همین مهجور گرفتن قرآن در مورد کتاب ارزشمند «صحیفه سجادیه» که نیز صادق است و متأسفانه شیعیان و پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) قدر این سرمایه گرانقدر را نمی دانند و نه تنها بین عامه مردم؛ بلکه حتی بین خواص جامعه نیز مهجور مانده  است و کم تر مردم به ارزش و والایی این مجموعه پی برده اند.

درون آب ماهی قدر دریا را کجا داند
شکسته استخوان داند بهای مومیایی را

در سال ۱۳۵۳ق آیت الله مرعشی نجفی(ره) نسخه ای از صحیفه سجادیه را برای علامه جوهری طنطاوی (دانشمند اهل سنت و مفتی اسکندریه و مؤلف تفسیر معروف «الجواهر فی تفسیر القرآن») به قاهره فرستاد. وی پس از دریافت و تشکر از چنان هدیه ای گرانبها و ستایش فراوان، در پاسخ نوشت: نامه گرامی مدتی پیش به ضمیمه کتاب صحیفه از سخنان امام زاهد اسلام، علی زین العابدین بن امام حسین شهید(علیهما السلام)، ریحانه مصطفی(صلی الله علیه و آله) رسید. کتاب را با دست تکریم گرفتم و آن را کتابی یگانه یافتم که مشتمل بر علوم و معارف و حکمتهایی است که در غیر آن یافت نمی شود: «وَ مِنَ الشِّقَاءِ أنَّا إلَی الآنِ لَمْ نَقِفْ عَلَی هَذَا الأثَرِ الْقَیِّمِ الْخَالِدِ مِنْ مَوَارِیثِ النُّبُوَّه وَ أهْلِ الْبَیْتِ وَ إنِّی کَلَّمَا تَأمَّلْتُهَا رَأیْتُهَا فَوْقَ کَلَامِ الْمَخْلُوقِ وَ دُونَ کَلَامِ الْخَالِق؛ به راستی که این از بدبختی ماست که تا کنون بر این اثر گرانبهای جاوید که از میراثهای نبوت و اهل بیت است، دست نیافته بودیم. من هرچه در آن مطالعه و دقت می کنم، آن را از گفتار مخلوق برتر و از کلام خالق پایین تر می یابم.»

و در ادامه می نویسد: راستی چه کتاب کریمی است! خدا شما را در برابر این پیشکش عالی، بهترین پاداش را ببخشد و به نشر علم و هدایت موفق و مؤید بدارد. دیگر آنکه آیا کسی از علمای اسلام این کتاب را شرح کرده است؟ و آیا چیزی از آن شروح نزد شما یافت می شود یا نه؟

حضرت آیت الله مرعشی(ره) در پاسخ به نامه وی تعدادی از شروح صحیفه سجادیه را نام برده و به همراه آن کتاب «ریاض السالکین»[4] و برخی کتب دیگر را برای وی ارسال می دارد که این بار نیز علامه طنطاوی از این نامه خوشحال شده، می نویسد: «نامه شریف به ضمیمه کتاب ریاض السّالکین در شرح صحیفه امام زین العابدین، علی بن الحسین(علیهما السلام)  و کتابهای دیگر که در باب خود از کتب بی نظیر بود، رسید، و من آن را به دانشمند فاضل سید محمد حسن أعظمی هندی، منشی کلّ جماعت اخوت اسلامی تسلیم کردم و او آن را به عنوان هدیه شما به من و هدیه من به جمعیت، در کتابخانه جمعیت گذاشته تا نفعش دائم تر و شامل تر و عمومی تر باشد و من به حول و قوّه خدای تعالی آماده و مجهزم که انشاءالله شرحی بر این صحیفه گرامی بنویسم.»[5]

علمای اهل تسنن در گذشته نیز این کتاب را مورد توجه و استفاده قرار داده اند. از جمله : ابن جوزی در خصائص الائمه، ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه و حافظ سلیمان بن ابراهیم القندوزی در ینابیع الموده[6] از صحیفه سجادیه نام برده، بخشهایی از دعاهای آن را نقل نموده اند.

شیخ سبط بن جوزی پس از مطالعه و دقت نظر در صحیفه سجادیه، می نویسد: اگر زین العابدین(علیه السلام) و صحیفه او نبود، مسلمانان راه و روش مخاطبه با خدا و مکالمه و رازگویی با او را در مقام عرض حاجت به بارگاه ربوبی نمی دانستند، و او بود که شیوه گفتگو با آفریدگار بزرگ و شکوه بردن در سختیها و گرفتاریها به پیشگاه او را به ما آدمیان آموخت «له حق التعلیم علی الناس الی یوم القیامه؛ بنابراین، او نسبت به مردم تا روز رستاخیز، حق آموختن و آگاهی دادن دارد.».[7]

امروزه نیز برخی علمای اهل سنت به صحیفه سجادیه نگاهی ویژه دارند. شیخ محمد صدیق فهیمی، عالم اهل تسنن هرمزگان، در اولین همایش «سید العابدین(علیه السلام)» ویژه چهارمین کنگره بین المللی امام سجاد(علیه السلام) که در آبان 1393ش برگزار شد، با شور و حرارت خاصی از اینکه به عنوان یک اهل سنت، محب اهل بیت(علیهم السلام) است، گفت: «حضور امام سجاد(علیه السلام) در میدان نبرد حق علیه باطل، همانند پدر بزرگوارشان حسین بن علی(علیهما السلام) بود و در برابر انواع فرعونهای زمان خود مقابله کرد و درس بزرگی به تاریخ داد و در زمان ایشان قیام امام حسین(علیه السلام) به گونه ای آرام ادامه یافت... من تصمیم گرفتم بعد از خواندن صحیفه آن را کنار نگذارم و نگذاشته ام. اگر ما به دنبال تفسیر قرآن هستیم، من به عنوان یک سنی محب اهل بیت(علیهم السلام) می گویم: یکی از تفاسیر ارزشمندی که برای قرآن کریم موجود است، صحیفه سجادیه است و ما خوشحالیم و افتخار می کنیم که محب اهل بیت(علیهم السلام) هستیم.

امیدواریم شرمنده آن بزرگواران نشویم... شافعی، رئیس مذهب شافعی، از فرقه های اهل سنت می گوید: او (امام علی بن الحسین(علیهما السلام)) افقه بود و در فقه سراغ کسی نرفتم که بالاتر از او باشد. ما نیز خدا را شاکریم که خداوند نعمت محبت اهل بیت(علیهم السلام) را به ما ارزانی داشته است.»[8]

جا دارد صحیفه سجادیه ای که امام سجاد املا و امام باقر(علیهما السلام) آن را نوشته اند[9] و امام صادق(علیه السلام) در جلسه املا شاهد و ناظر بودند، و امام هادی(علیه السلام) دستور دادند آن را بین شیعیان نشر دهند و امام زمان(علیه السلام) به آن سفارش فرموده اند، بین شیعیان و به ویژه حوزه های علمیه و مراکز علمی، از مهجوریت و غربت خارج گردد.

زمانی که از شیخ عباس قمی(ره) سؤال شد: چرا تنها یک دعا از صحیفه سجادیه در «مفاتیح الجنان» ذکر شده است؟ گفت: برای اینکه همه مسلمانان باید یک صحیفه سجادیه در خانه خود داشته باشند که عزت شیعه است.[10]

2. امام زمان(علیه السلام) و سفارش به صحیفه سجادیه

وقتی محمدتقی مجلسی در محضر امام عصر(علیه السلام) تقاضا کرد که دعایی تعلیم دهند تا در مسیر حق به درجه اعلا برسد، امام صحیفه سجادیه را به او سفارش فرمودند که بعد از این سفارش، ایشان و فرزندش علامه مجلسی"از صحیفه نسخه برداری و بین منازل اصفهان توزیع کردند.

ایشان می فرماید: «در اوایل جوانی مایل بودم نمازشب بخوانم؛ اما نماز قضا بر عهده ام بود و به همین دلیل احتیاط می کردم و نمی خواندم. خدمت شیخ بهائی(ره) عرض نمودم، فرمود: نماز قضا بخوان! اما من با خود می گفتم: نمازشب خصوصیات خاص خود را دارد و با نمازهای واجب فرق می کند. یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم که امام زمان(علیه السلام) را در بازار خربزه فروشان اصفهان، در کنار مسجد جامع دیدم. با شوق و شعف نزد او رفتم و سؤالاتی کردم. از جمله خواندن نمازشب. فرمود: بخوان! عرض کردم: یا بن رسول الله! همیشه دستم به شما نمی رسد! کتابی به من بدهید که به آن عمل کنم. فرمود: برو از آقا محمد تاج کتاب بگیر! در خواب گویا او را می شناختم؛ رفتم کتاب را از او گرفتم و مشغول خواندن بودم و می گریستم که از خواب بیدار شدم. از ذهنم گذشت که شاید محمد تاج همان شیخ بهائی است و منظور امام از تاج، این است که شیخ بهائی ریاست شریعت را در آن دوره به عهده دارد.

نماز صبح را خواندم و خدمت ایشان رفتم. دیدم شیخ با سید گلپایگانی مشغول مقابله صحیفه سجادیه است. ماجرا را برایش نقل کردم. فرمود: انشاءالله به چیزی که می خواهی، می رسی. بعد ناگهان یاد جایی که امام را در آن ملاقات کرده بودم، افتادم و به کنار مسجد جامع رفتم. در آنجا آقا حسن تاج را دیدم که از آشنایان قدیمم بود. مرا که دید، گفت: ملا محمد تقی! من از دست طلبه ها به تنگ آمده ام. کتاب را از من می گیرند و پس نمی دهند. بیا برویم خانه یک سری کتاب به تو بدهم.

مرا به خانه اش برد، در اتاقی را باز کرد و گفت: هر کتابی را که می خواهی، بردار! کتابی را برداشتم؛ ناگهان دیدم همان کتابی است که دیشب در خواب دیده بودم. «صحیفه سجادیه» بود. به گریه افتادم. برخاستم و بیرون آمدم. گفت: باز هم بردار! گفتم: همین بس است. پس شروع نمودم به تصحیح و مقابله و آموختن صحیفه سجادیه به مردم و چنان شد که از برکت این کتاب، بسیاری از اهل اصفهان مستجاب الدعوه شدند.

علامه جلسی(ره) نیز می فرماید: پدرم چهل سال از عمر خود را صرف ترویج صحیفه کرد و انتشار این کتاب توسط او باعث شد که اکنون خانه ای نیست که صحیفه در آن نباشد. این حکایت بزرگ باعث شد بر صحیفه شرح فارسی بنویسم که عوام و خواص از آن بهره مند شوند.[11]

3. اقیانوس صحیفه

در نامه ای که یکی از علمای اهل تسنن برای یکی از علمای شیعه نوشت، چنین آورده بود: یکی از دلایلی که ما به حقانیت شما اعتقاد نداریم این است که شما به امامت بعضی معتقدید که اینها در عینیت جامعه حضور نداشته اند. مثلاً امام چهارم شما یک عمر دعا خوانده است و در عینیت جامعه حضور نداشته است. ایشان در جواب نوشته بود: جریان و حضور حضرت سجاد(علیه السلام) در عاشورا، بودنشان در عینیت جامعه را به صورت خاصی اثبات می کند. در حالی که در آن زمان جامعه اسلامی آن چنان تاریک بود که جا برای هیچ گونه فعالیتی نبود، ایشان به زبان دعا حقایق اسلام را حفاظت کرده و نشر داده اند.

سپس صحیفه ای برای آن عالم سنی فرستاده، از وی خواسته بودند در آن دقت کند و نظر خود را بگوید. آن فرد هم بعد از خواندن صحیفه در نامه ای برای ایشان نوشت: اگر دلیلی بر حقانیت مسیر شما نمی بود، به جز همین صحیفه ای که به امامتان منتسب است، کفایت می کرد.[12]

آری، امام سجاد(علیه السلام) با نشر انواع مسائل تربیتی (فردی، اجتماعی و اعتقادی) در قالب دعا، حضور بسیار موثر خود در جامعه را به اثبات رسانده اند. با تأمل در معارف صحیفه، نقش سیاسی، بصیرت آفرین و حضور امام(علیه السلام) در متن جامعه بیش تر قابل مشاهده است.

کتابی به ظاهر دعا و در باطن تعالیم مختلف اجتماعی، سیاسی، حقوقی، تربیتی، نظامی و... است که امام با زبان دعا، تصویری روشن از اجتماع اسلامی و تکلیف مسلمانان در شئون گوناگون را ارائه می دهند و حتی به گوش آنان که در گوشه ای خزیده و به عبادات فردی مشغولند، می رساند که: به هوش باشید! حکومت عدلی در کار نیست، نهی از منکر و امر به معروف تعطیل شده، باطل جولان می دهد و حق یاری نمی شود. به فریاد ناتوانان و درماندگان نمی رسند. کسی بی پناهان اجتماع را پناه نمی دهد. گروه های مردم پراکنده اند و در جامعه امنیت وجود ندارد و...

امام حجت کبرایی است که متأسفانه برخی از روی جهالت، از ایشان فردی بیمار، ناتوان و اشکبار ساخته و توضیح نداده اند که امام، فقط چند روزی معدود در جریان عاشورا و سفر به نینوا مصلحتاً بیمار گشت و سپس زندگی او یکی از فرازمندترین قله های تربیت و سیاست بود و همان اشکی که در مناسبتهای گوناگون، از وقایع عاشورا می ریخت نیز پر از حماسه و سرشار از شعور بود.

این اشک مردانه سوزان، برای آن بوده است تا مردم، در تبلور این قطرات، پهنه عاشورا و قتلگاه شهیدان را بنگرند، و تا آنان که نبوده اند و ندیده اند و نسلهای تازه و جوانان و نوجوانان، عظمت فاجعه را لمس کنند، و ابعاد عظیم حماسه را دریابند، و تا آنان نیز عاشورا آفرین باشند. بدینگونه این عمل خونها را به جوش می آورده است، سرها را پر از شور می کرده است، دستها را به قبضه های شمشیر می برده است، و دلهای را می شکافته است و در میان آن دلها دلهای بزرگ و شجاع می ساخته است... و همین مددها بوده است که به خون شیعه می رسیده است، و همینها بوده است که مشعل حماسه جاوید هیچگاه از پای نیفتاده است...

4. قدر و منزلت تبلیغ

یکی از شیعیان امام سجاد(علیه السلام) مردی را به گمان اینکه قاتل پدرش است، نزد امام آورد. او نیز به قتل اعتراف کرد، در نتیجه باید قصاص می شد. امام به آن مرد فرمود: اگر این مرد حقی بر تو دارد، او را ببخش و از او درگذر. آن مرد عرض کرد: او بر من حقی دارد؛ ولی حق او به  اندازه ای نیست که من از او درگذرم. می خواهم قصاص کنم؛ ولی به خاطر حقی که بر من دارد، در برابر قصاص او دیه می گیرم.

امام پرسید: حق او بر تو چیست؟ پاسخ داد: او توحید، رسالت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امامت را به من آموخته است. امام فرمود: آیا این با خون پدرت برابری نمی کند؟ به خدا قسم! این در برابر خون همه اهل زمین ـ از اول تا آخر ـ به جز پیامبران و امامان، برابری می کند. سپس به قاتل فرمود: آیا ثواب این آموزش را به من می دهی تا من دیه قتل را بپردازم و تو آزاد شوی؟ قاتل گفت: ای فرزند رسول خدا! من به این ثواب نیازمندم؛ چون گناهانم بسیار است؛ ولی شما از آن بی نیازید. اضافه بر آن، بر فرض پرداخت دیه، گناه من نسبت به مقتول هنوز باقی است و باید در قیامت پاسخگو باشم. امام فرمود: پس تسلیم مرگ شدن برای تو از دادن ثواب بهتر است؟ عرض کرد: آری!

در این هنگام، امام رو به ولی مقتول کرد و فرمود: ای بنده خدا! کار ناشایستی را که او نسبت به تو روا داشته، با نیکی که در حق تو کرده است، مقایسه کن! او با کشتن پدرت، او را از لذت دنیا و تو را از نعمت پدر در این دنیا محروم ساخته است که اگر صبر کنی و به سلامت از دنیا بروی، در بهشت با پدرت خواهی بود؛ ولی از سوی دیگر، او ایمان را به تو تلقین کرده و با این کار تو را از عذاب جاویدان نجات داده و سزاوار بهشت جاویدان ساخته است، پس نیکی او در حق تو چندین برابر کار ناشایستی است که بر تو روا داشته. بنابراین، یا از او در برابر نیکی که به تو کرده، درگذر تا من نیز در برابر آن، حدیثی را از فضایل رسول خدا(صلی الله علیه و آله) برای هر دو نفر شما بیان کنم که از دنیا بهتر است و یا از او در نمی گذری تا من دیه را به تو بدهم و حدیث را تنها برای او بیان کنم که در این صورت، این حدیث که برای تو از دنیا بهتر است، از دستت می رود!

جوان گفت: ای پسر رسول خدا! او را بدون دیه و تنها برای رضای خدا و برای اینکه شما از من خواستید، بخشیدم، پس آن حدیث را برای ما بیان فرمایید! آنگاه امام حدیث را به آنها فرمود.[13]

حضرت در این روایت، در پاسخ ولی مقتول، ارزش آموزش ایمان را که او به اندازه خون بهای یک شخص نمی دانست، با خون همه انسان ها ـ به جز پیامبران و امامان(علیهم السلام) - برابر می داند و در پایان نیز ارزش یک روایت از فضایل پیامبر(صلی الله علیه و آله) را از ارزش دنیا برتر برمی شمرد.

این سخن امام مبالغه نیست؛ زیرا قرآن کریم می فرماید: «مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فی الْأَرْضِ فَکأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَ مَنْ أَحْیاهَا فَکأَنَّمَا أَحْیا النَّاسَ جَمِیعًا»[14]؛ «هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکُشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه انسانها را زنده کرده است.»

«عبدالرحمن سُلَّمی» سوره حمد را به یکی از فرزندان امام حسین(علیه السلام) آموخت. وقتی وی آن را برای پدر قرائت کرد، امام هزار دینار و هزار حلّه به عبدالرحمن داد و دهان او را پر از دُرّ کرد. برخی بر امام خرده گرفتند که چرا این مقدار هدیه می دهید؟! حضرت فرمودند: چگونه این هدیه می تواند با آنچه او به فرزند من عطا کرده (آموزش قرآن به او) برابری کند؟»[15]

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. فرقان/ 30.

[2]. ر.ک: مهدي غفاري، مهجوريت قرآن، بينات، ش .30.

[3]. «الْقُرْآنُ مَأْدُبَةُ اللَّهِ فَتَعَلَّمُوا مَأْدُبَتَهُ مَا اسْتَطَعْتُم.» بحار الانوار، ج89، ص 19.

[4]. آقا بزرگ تهرانی(ره) در «الذریعه» حدود ۵۰ شرح برای صحیفه ذکر کرده که مشهورترین آنها «ریاض السالکین» نوشته: سید علیخان شیرازی است.

[5]. جریان این نامه نگاری در مقدمة کتاب «صحیفه سجّادیّه» با مقدمه آیت الله مرعشی(ره) ( چاپ سال ۱۳۶۹ق و ترجمه سید صدر الدین بلاغی)، دارالکتب الاسلامیّة، شیخ محمّد آخوندی، صص ۳۷ - ۳۸) ذکر شده است.

[6]. ینابیع المودة، شیخ سلیمان قندوزى حنفى، دار الاسوه، بیروت، 1416ق، ج ۱–۲، ص ۵۹۹.

[7]. الطرق و الاسانید، شهاب الدین مرعشی، بی‌نا، بی‌جا، ص137.

[8]. به نقل از خبرگزاری تسنیم (www.tasnimnews.com).

[9]. نسخهای از صحیفه سجادیه به خط زید بن علی (فرزند امام سجاد(علیه السلام)) در كتابخانه واتیكان موجود است. نسخهای هم به خط امام باقر نزد امام صادق(علیهما السلام) محفوظ بوده و محتمل است كه از جمله «مواریث امامت» نزد امام زمان(علیه السلام) باشد.(tebyan.net).

[10]. به نقل از حجت الاسلام پور اکبر (farsnews.com).

[11]. امام شناسی، سید محمدحسین حسینی طهرانی، نشر علامه سید محمدحسین طباطبایی، مشهد، 1426ق، ‌ج 15، صص 49 – 50.

[12]. به نقل از آیت الله سیدان. (www.jamaran.ir)

[13]. بحار الانوار، ج 2، ص 12.

[14]. مائده/ 32.

[15]. بحار الانوار، ج 44، ص 191.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 226.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٢٢ فروردين ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٦٤٦٥ / تعداد بازدید : 46/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج