يکشنبه ٢٥ آذر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات 


پاسخ به پرسش‌های زرتشتیان(7)

چرا باید نماز و دعا را به زبان عربی بخوانیم؟

یکی از سؤالاتی که زرتشتیان با نقاب باستان‌گرایی مطرح می‌کنند این است که: ما که ایرانی و فارس زبان هستیم؛ چرا باید نماز و دعا را به زبان عربی بخوانیم؟

پاسخ به پرسش‌های زرتشتیان(7)

چرا باید نماز و دعا را به زبان عربی بخوانیم؟

اداره کل فرق و ادیان ـ مهدی رستمی

اشاره

در شماره‌های گذشتهٔ مبلّغان (202، 205، 206، 207، 208 و 209) برخی از پرسش‌های زرتشتیان مطرح شد و پاسخ آن نیز ارائه گردید؛ پرسش‌هایی با عنوان «کم بودن شادی و نشاط در اسلام»، «کثرت جنگ‌ها و کشتارهای تاریخ اسلام»، «عربی بودن قرآن و جهان بودن اسلام» و...؛ اکنون ادامه این موضوع با طرح پرسشی از زرتشتیان و پاسخ آن ارائه می‌گردد.

سؤال:

یکی از سؤالاتی که زرتشتیان با نقاب باستان‌گرایی مطرح می‌کنند این است که: ما که ایرانی و فارس زبان هستیم؛ چرا باید نماز و دعا را به زبان عربی بخوانیم؟

پاسخ:

دعا و راز و نیاز با خدایی که ما را از هیچ آفریده و به ما نعمت وجود بخشیده، به هر زبان و گویشی مقبول درگاه خداست، با این شرط که از دل بیرون آید تا بالا رود.

در نگاه ادیان الهی، خدا آفریدگار زبان‌ها و گویش‌هاست[1] و از این‌رو، محال است که مناجات بندگان را (به هر زبان و گویشی) بی‌پاسخ گذارد و این وعده خداست که نجوای نیایش کنندگان را اجابت کند.[2]

اما پرستش و ستایش خدا به دو گونه است:

الف) دعاها و نیایش‌هایی که بنده در چگونگی اجرای آن آزاد است و به هر زبانی که باشد، اگر موجب فساد شریعت نگردد، جایز است. ما در دعا کردن آزادیم که به هر زبانی با خداوند راز و نیاز کنیم. هرچند برخی دعاها از معصومین(علیهم السلام) صادر شده و طبعاً به دلیل علم سرشار، عصمت و ارتباط قوی آنان با خدای بزرگ، شایسته‌تر است که با همان دعاها خدا را بخوانیم و از او طلب حاجت کنیم.

ب) تکالیف و عبادت‌هایی که بنده موظف است به شکل خاصی اجرا کند. از جمله نماز که باید به شکل مخصوص و با زبان عربی خوانده شود.

دربارة عربی خواندن نماز، توجه به نکات زیر ضروری است:

1. بندگی خدا به شیوه‌ای که «او» دوست می‌دارد:

اگر ما بنده خدا هستیم، باید خدا را آن گونه پرستش کنیم که خود او خواسته است، نه آن گونه که خودمان می‌خواهیم. اول و آخر و مبدأ و مقصد خداست.[3] خدایی که انسان را به سوی خود دعوت کرده و راه را نیز به او نشان داده است. آنچه امروزه از چگونگی نماز بین مسلمین (و به ویژه شیعیان) مرسوم است، بر اساسِ سنت نبوی و سیره معصومین(علیهم السلام) است که حجتی موجه از سوی خدا بر مسلمین می‌باشد.[4] پس مسلمانان، نمازهای خود را آن‌گونه به جا می‌آورند که «خدا» دوست دارد.

2. وحدت در بندگی

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: ]وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا[[5]؛ «و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید!» هیچ امتی با تفرقه به سرمنزل رستگاری نمی‌رسد. وحدت در قرائت نماز به نیکی می‌تواند یکدلی و یکرنگی را بین مؤمنین برقرار و تقویت کند. اسلام، دینی جهانی است. مکتبی است که مرزهای جغرافیایی و نژادی را در نوردیده و نماز به زبان عربی (همانند قبله واحد) نشانگر اتحاد و یگانگی امت اسلامی است.

3. دشوار بودنِ ترجمة دقیق آیات قرآن

خواندن نماز به فارسی یا هر زبان دیگری، وقتی مقدور خواهد بود که ما بتوانیم آن را به صورت دقیق ترجمه کنیم. بخشی از نماز را آیات قرآن تشکیل می‌دهد و هرچند قرآن به زبان عربی روشن نازل شده است؛[6] اما دارای اعجاز ادبی و لطافت فوق بشری در زمینه لفظی و معنوی است. برای نمونه، اسم جلاله الله، نامی است که مستجمع جمیع صفاتِ نیکو الهی است و با هیچ کلمه دیگری قابل قیاس و سزاوار ترجمه نیست. به همین منوال، نمی‌توان فصاحت، بلاغت و عمق معانی دیگر آیات قرآنی را با ترجمه منتقل کرد.

4. نماز به زبان محلّی و باز شدن راه تحریف

اکنون که نماز به زبان عربی است، مسلمانان در شرق و غرب عالم، همسان و به یک شیوه نماز می‌خوانند؛ اما فرض کنید که از هزار و اندی سال پیش، هر کس به زبان و گویشِ محلّی خود نماز می‌خواند، در این سالیان دراز، مطمئناً هر کس می‌توانست بسته به فرهنگ بومی و قومی و قبیلگی خود، الفاظ، اشعار و مفاهیمی را به نماز افزون کند تا به زعم خود ترجمه و معادلی زیبا برای نماز بسازد. در این صورت، امروزه دیگر اثری از نماز اصلی باقی نمی‌ماند و ممکن بود هر کس (حتی با قصد خیر)، انحراف و تحریفی واردِ نماز کند؛ ولی اکنون که نماز به یک زبان خوانده می‌شود، علاوه بر ایجاد وحدت و یکپارچگی، امکان ایجاد انحراف در الفاظ آن وجود ندارد. امروزه بیش از یک میلیارد نفر مسلمان، همگی به یک شیوه نماز می‌خوانند؛ یعنی بیش از یک میلیارد نفر، محافظ و نگهبان برای عدم تحریف نماز وجود دارد. در واقع، زبان واحد، عاملی برای حفظ نماز شده است.

حسن ختام

شهید مطهری(ره) می‌فرماید: «گفتند که خدا زبان مخصوصی ندارد، چه لزومی دارد که نماز را به زبان عربی بخوانید؟ بیایید نماز را به زبان ترکی بخوانیم. فرقی نمی‌کند. اسلام خواسته است که مردم نماز بخوانند؛ یعنی با خدا صحبت کنند، با هر زبان که شد، می‌شود ]وَ اللَّهُ بِکلِّ شَیْ‌ءٍ عَلِیمٌ[؛ «خدا به همه چیز آگاه است.»، دیگر دلیلی ندارد که حتماً به زبان عربی باید نماز خواند. این هم یک نوع شتابزدگی است؛ برای اینکه هر مذهبی اگر زبان مخصوصی نداشته باشد، آن مذهب نمی‌تواند باقی بماند. اسلام به یک معنی زبان مخصوصی ندارد. به این معنی که اسلام واجب نکرده است که زبان مکالمه حتماً زبان عربی باشد. اسلام زبان مخصوصی را برای مکالمه با یکدیگر طرح و وضع نکرده است. اسلام خط مخصوصی را هم برای مردم فرض نکرده است که حتماً باید تمام مردم مثلاً با خط عربی بنویسند. نه، اسلام دین نژادی نیست. در اسلام این‌جور محدودیت‌ها وجود ندارد؛ اما اسلام برای اعمال مذهبی زبان مخصوصی را انتخاب کرده که این زبان مخصوص، به همه مردم وحدت بدهد. اساساً این، کار خوبی است یا کار بدی که ملت‌های مختلفِ دارای زبان‌های مختلف، لااقل در یک قسمت یک زبانه بشوند؟ این از نظر وحدت بشریت خوب است. گامی است به سوی وحدت بشریت. اگر به مردم تکلیف می‌کرد که حتماً با یک زبان صحبت کنند، خوب نبود و شاید عملی هم نبود. هر ملتی ادبیاتی برای خودش دارد که آن ادبیات جزء ذخایر آن ملت و ذخایر بشریت است. واقعاً باید زبان فارسی را حفظ کرد؛ برای اینکه در زبان فارسی نفایس و آثار گران‌بهایی وجود دارد که برای بشریت مفید است، نه از نظر اینکه ما ایرانی هستیم و احساس ملیت ایرانی داریم؛ بلکه از نظر بشردوستی و علاقمند بودن به نفایس بشر. گلستان سعدی یکی از ذخایر بشریت است. مثنوی جزء ذخایر بشریت است. همین‌طور در زبان عربی، قرآن، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه که جای خود دارند، بسیاری از کتب عربی جزء ذخایر بشریت است. مثلاً دیوان «ابن فارض» جزء ذخایر بشریت است. پس این نخواهد شد که تمام مردم دنیا بیایند یک زبان را برای خود انتخاب کنند؛ ولی این مقدار که ملل مختلف را لااقل در زبان مذهبی یکی بکنیم، امکان‌پذیر است و این از آن جهت نیست که زبان خدا - العیاذ بالله- زبان عربی است. اصلاً خدا زبان نمی‌خواهد. حرف هم که نزنیم، از نیت ما آگاه است؛ ولی این یک فلسفه دارد که عرض کردم و این فلسفه را باید حفظ کرد. این کوتاه فکری است [که هر قومی از اقوام مسلمان اعمال مذهبی را به زبان خودش انجام دهد.] ابونواس در آن شعر می‌گوید:

قـُلْ لِلَّـذی یدَّعــــی فَلْسَفَـــةً
حَفِظْتَ شَیئاً وَ غابَتْ عَنْک اشْیاءُ

«بگو به این مدعی علم و فلسفه که: تو یک چیز یاد گرفته‌ای؛ ولی خیلی چیزها را فراموش کرده‌ای.»

این مطلب را هم باید عرض بکنم: آیا می‌دانید هیچ زبانی قادر نیست که زبان دیگر را صددرصد تحویل بگیرد؟ هر زبانی آنچه که دارد، مخصوص خودش است؛ یعنی شما اگر تمام ادبای زبان فارسی را جمع کنید تا سوره حمد را به فارسی ترجمه کنند که همان منظور سوره حمد را بفهماند، امکان‌پذیر نیست. زبان فارسی را هم اگر بخواهند به زبان دیگری برگردانند که همان لطافت و همان منظور را داشته باشد، نمی‌توانند. اشعار خیام را هرکاری بکنند، نمی‌توانند به زبان دیگری برگردانند. بنده خودم چیزی نوشته بودم، یکی از فضلا آن را به زبان عربی ترجمه کرده بود. وقتی من ترجمه را خواندم، هیچ فکر نمی‌کردم که این همان چیزی است که من نوشته‌ام. می‌گویند آمار نشان داده است که اگر شما حرفی برای کسی نقل کنید و آن شخص همان حرف را به سومی، و سومی به چهارمی و همین‌طور تا سی چهل نفر برای هم نقل کنند و آن شخص آخر برای شما که این حرف را زده‌اید، نقل کند، می‌بینید اصلاً آنقدر در آن حرف تصرفات شده است که هیچ شباهتی با آن ندارد، حالا چه رسد به دین. یکی از امتیازات اسلام این است که متن آنچه گفته است، محفوظ است. متن قرآن مجید محفوظ است. متن دعاها محفوظ است و ما متن‌ها را باید حفظ کنیم. این منتهای نادانی و جهالت و حماقت است که با یک چنین حساب بچگانه که خدا زبان مخصوص ندارد، بگوییم پس نماز را به زبان دیگر برگردانیم. این هم نمونه دیگری از جهالت‌ها و تصرفات جاهلانه‌ای که احیاناً در دین می‌شود و باید افراد معتدل و عادل جلوی این تصرفات را بگیرند.»[7]

ادامه دارد...

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. روم/ 22.

[2]. بقره/ 186.

[3]. حدید/ 3؛ مؤمنون/ 60؛ انبیاء/ 93.

[4]. در باب ارزش و کیفیت نماز می‌توانید به کتاب «وسائل الشیعه» اثر مرحوم شیخ حر عاملی، جلدهای 4-5-6-7-8 چاپ مؤسسه آل البیت قم مراجعه کنید که در حدود هفت هزار حدیث از پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) در این باب آورده است.

[5]. آل عمران/ 103.

[6]. ]وَ إِنَّهُ لَتَنزِیلُ رَبّ‌ِ الْعَالَمِینَ... بِلِسَانٍ عَرَبی‌ٍّ مُّبِینٍ[؛ «و به راستی که این [قرآن] وحی پروردگار جهانیان است... به زبان عربی روشن.» شعراء/ 192-195؛ همچنین یوسف/ 2؛ زمر/ 28؛ فصلت/ 3؛ شوری/ 7 .

[7]. مجموعه آثار استاد شهید مطهری، انتشارات صدرا، تهران، ج21، صص 75 – 77؛ اسلام و نیازهای زمان، ج 1، فصل «راه میانه»، باب «مثال دیگر: زبان عربی، زبان اعمال مذهبی در اسلام».

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 210.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢٢ اسفند ١٣٩٦ / شماره خبر : ٣٩٨٦٨٦ / تعداد بازدید : 323/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج