چهارشنبه ٢٧ دی ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات 


پرسشهای دینی؛

ضرورت پاسخگویی به پرسشهای دینی

امروزه بر اثر گستردگی وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌های عمومی، خصوصاً فضای مجازی، ذهن انسانها، به ویژه قشر جوان باز شده و صدها سؤال در مورد مسائل دینی، قرآنی، روایی و... برای آنها مطرح است که باید عده‌ای به صورت صحیح و دقیق و با آگاهی از وسایل ارتباط جمعی پاسخگو باشند.

ضرورت پاسخگویی به پرسشهای دینی

حسین تربتی

امروزه بر اثر گستردگی وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌های عمومی، خصوصاً فضای مجازی، ذهن انسانها، به ویژه قشر جوان باز شده و صدها سؤال در مورد مسائل دینی، قرآنی، روایی و... برای آنها مطرح است که باید عده‌ای به صورت صحیح و دقیق و با آگاهی از وسایل ارتباط جمعی پاسخگو باشند. از طرف دیگر، دشمنان اسلام و تشیع، خصوصاً بعد از انقلاب اسلامی در ایران، با تمام قدرت و با هر وسیله و ابزاری وارد عرصه شده‌اند و هر روز صدها سؤال و شبهه در اذهان جوامع اسلامی ایجاد می‌کنند. جالب این است که در این شبهه‌افکنی تمامی طیفها، گروه‌ها و مذاهب انحرافی در یک مسئله اتفاق نظر دارند و آن اینکه علیه مذهب تشیع عمل کنند.

قدرتهای جهانی به سرکردگی آمریکا و اسرائیل، در کنار جنگهای منطقه‌ای و نیابتی، جنگ نرم فراگیری را علیه اعتقادات و تفکرات جوامع اسلامی، علی الخصوص تشیّع به راه انداخته‌اند. وهابیت، بهائیت، بودیسم، مسیحیت، یهود، شیطان‌پرستان، طرفداران عرفانهای کاذب، صوفیها، ملی‌گراها، ضد انقلابها و... همگی علیه اسلام متحد شده‌اند و هر روز در رسانه‌های عمومی شبهاتی ایجاد می‌کنند تا دین اسلام را مخدوش نمایند.

آنچه پیش رو دارید، بیان درک این ضرورت با محوریت سخنان مقام معظم رهبری(حفظه الله) است. به عنوان فردی که در متن اصلی مبارزه با شبهات قرار دارد و با تیزبینی خاصی مسائل را تبیین می‌فرماید تا روحانیت و مراکز پاسخگویی بیش از پیش این مسئولیت را به خوبی ادا نمایند.

درک خطر ایجاد شبهه

کم و بیش همگان این ضرورت را درک کرده‌اند که باید به صورت عمیق و با رعایت تمام جوانب، این خطر رفع شود.

مقام معظم رهبری(حفظه الله)در تبیین اصل مسئله پاسخگویی، می‌فرماید: «امروز نشر افکار باطل، نه فقط به وسیله ابزارهای ارتباط جمعی فراوان، مثل رادیو، تلویزیون، اینترنت و انواع و اقسام روشهای الکترونیکی انجام می‌گیرد؛ بلکه از شیوه‌های هنری هم استفاده می‌شود. امروز در دنیا پول خرج می‌کنند و فیلمهای گران‌قیمت می‌سازند، برای اینکه غیر مستقیم فکری را وارد ذهنها کنند یا فکری را از ذهنها بیرون بیاورند.

یکی از مهم‌ترین نقاط آماج این کارها، افکار دینی و به خصوص افکار اسلامی است. البته بعد از برپا شدن جمهوری اسلامی، به خصوص افکار شیعه هم آماج همین چیزها قرار گرفته است. شما شاید شنیده باشید که در سرزمین فلسطین به وسیله صهیونیستها یا در آمریکا کنفرانسهای شیعه شناسی تشکیل می‌شود و کسانی روی آرا و لایه‌های فکری و شکل اجتماعی شیعیان تحقیق می‌کنند. این برای این است که بتوانند با شیعه مبارزه کنند. باید شیعه را بشناسند تا بتوانند با او مبارزه کنند.»[1]

آیت الله سبحانی نیز می‌نویسد: «جهان امروز، در پرتو وسایل ارتباط جمعی و اقمار صناعی به حکم دهکدهٔکوچکی در آمده است که افکار، با سرعت هرچه بیش‌تر در سرتاسر جهان پخش و منتشر می‌شود. از این جهت، جوانان امروز پیوسته با یک رشته پرسشهای نو روبرو بوده، برای حل این مشکلات پناهگاهی جز علما و دانشمندان الهی ندارند.»[2]

توجه ویژه به جوانان

امام صادق(علیه السلام)می‌فرماید: «عَلَیک بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَی کلِّ خَیر؛[3] به دنبال (هدایت) جوانان باشید؛ زیرا آنان با سرعت زیاد به هر خوبی گرایش می‌یابند.»

در رفع شبهه، توجه ویژه به جوانان به عنوان سرمایه اصلی هر جامعه، امری است که باید تمام مبلغان و دست‌اندرکاران امور دینی و فرهنگی به آن توجه نمایند. مقام معظم رهبری(حفظه الله) می‌فرماید: «امروز عموم جوانان کشور ـ از دختر و پسر گرفته تا زن و مرد و حتی غیر جوانان ـ ذهنشان باز است. اگر دیروز ـ قبل از انقلاب ـ جوانان دانشجو از این ویژگی برخوردار بودند، امروز مخصوص آنها نیست و همه، مسائل را با چشم بصیرت و با استبصار نگاه می‌کنند و می‌خواهند بفهمند. یک بخش مهم از حادثه فرهنگی در جامعه امروز ما این است که اینها در معرض شبهات قرار می‌گیرند؛ یعنی دشمنان شبهه القا می‌کنند. دشمنان هم نه، منکرین فکر من و شما به القای شبهه می‌پردازند. مگر می‌شود گفت هر کس فکر ما را قبول ندارد، لال شود، حرف نزند و هیچ شبهه‌ای القا نکند؟ مگر می‌شود این طور گفت؟ به هر حال حرف می‌زنند، مطلب می‌پراکنند، به ایجاد تردید می‌پردازند و شبهات درست می‌کنند. مهم این است که مطلبی که شما می‌گویید، بر طرف کننده شبهه باشد و آن را زیاد نکند.»[4]

و در جای دیگر می‌فرماید: «امروزه امواج مخرّب و مفسده انگیزی از خارج برای تأثیرگذاری بر اذهان جوانان مسلمان ایران کار می‌کنند و مبلغ دین باید این امواج تخریب کننده را به درستی بشناسد و بداند که کدام خلأ را باید پر کند و چه دردی را علاج کند.

تلاش برای حاکم کردن دین خدا، ادامه راه پیامبران است و متفکرین، اندیشمندان و علمای بزرگ جهان اسلام همواره در پی استقرار حکومت اسلامی بوده‌اند؛ اما با این وجود دستها، زبانها، نوشته‌ها و امواج تبلیغاتی دشمن به صورتی فعال در تلاش هستند تا در این امر واضح خدشه وارد کنند. مبلغین دین باید اعتقاد به حاکمیت اسلام؛ یعنی حاکمیت عدل، علم و انصاف بر مجموعه انسانها را در اذهان مردم و به ویژه جوانان راسخ و مستحکم کنند و به سؤالات آنان در این زمینه پاسخ بدهند.»[5]

همچنین می‌فرماید: «شبهات زیاد است. شما اگر در میان جوانان بروید، می‌بینید جوان خوب ما هم گاهی در ذهنش شبهه وجود دارد. ایرادی هم ندارد. شبهه به ذهن می‌آید. نباید به جوان ایراد گرفت که تو چرا شبهه داری. وقتی ذهن فعال و کارگر شد، شبهه به ذهن می‌آید. بر عهدهٔما طلبه‌هاست که این شبهه‌ها را پیشگیری یا با درمان برطرف کنیم.»[6]

توسعه جریان خلاق فکری

بعد از درک خطر ایجاد شبهه و ضرورت پاسخگویی، این سؤال رخ می‌نماید که چه باید کرد تا این شبهات را دفع یا رفع کنیم. مقام معظم رهبری(حفظه الله) می‌فرماید: «چالش عمدهٔشما این است؛ چه کار می‌خواهید بکنید؟ خطاب من هم به بزرگان حوزه‌هاست؛ هم به طلاب و فضلای جوان حوزه‌ها، چه کار می‌خواهید بکنید؟ درس را باید خواند. یقیناً مطوّل و شرح لمعه و رسائل و مکاسب و کفایه و درسهای خارج معمول سنتی ما لازم است. من قبلاً گفتم: بی‌مایه فطیر است. علوم عقلی، کلام و فلسفه حتماً لازم است؛ اما اینها کافی هم هست؟ من به شما عرض می‌کنم: نه، کافی نیست. ما در برنامه‌های کاری خود باید جریان خلاق فکری‌ای را که در حوزه‌های ما بحمدالله از دوره قبل از ما شروع شده و تا حدودی استمرار هم پیدا کرده است، وسعت و عمق بیشتری بدهیم.

کسی مثل مرحوم علامه طباطبایی(ره) در حوزه علمیه قم پیدا شد. ایشان هم فقیه بود و هم اصولی. هم می‌توانست درس خارج فقه مفصّلی بدهد، هم می‌توانست درس خارج اصول مفصلی ترتیب دهد و فضلا را جمع کند؛ اما او به کاری پرداخت که آن روز آن را لازم می‌دانست. بعد هم حوادث و وقایع شهادت داد بر اینکه اینها لازم است. او گفت: من می‌بینم که دارند تفکرات و فلسفه کاذب مارکسیستی را در ذهنها جا می‌دهند. نمی‌شود با توضیح المسائل اینها را پاسخ دهیم. توضیح المسائل جای خودش را دارد. جواب این شبهه‌ها را با چیز دیگری باید داد. ایشان «اصول فلسفه و روش رئالیسم» را نوشت.

یکی از تربیت شده‌های او، مرحوم شهید مطهری(ره) است. کاری که شهید مطهری(ره) کرد. امروز باید همه فضلای جوان در صدد باشند، خود را برای آن آماده کنند، و اگر آماده هستند، اقدام کنند. شهید مطهری(ره) به عرصه ذهنیت جامعه نگاه کرد و عمده‌ترین سؤالات ذهنیت جامعه و تحصیلکرده و روشنفکر کشور را بیرون کشید و آنها را با تفکر اسلامی و فلسفه اسلامی و منطق قرآنی منطبق کرد و پاسخ آنها را در سطوح مختلف در مقابل افراد گذاشت. از مسئله عدل الهی و قضا و قدر و علل گرایش به مادیگری بگیرید ـ که مسائل بیش‌تر ذهنیو عقلی است ـ تا مسائل مربوط به زنان، تا مسائل مربوط به خدمات متقابل ایران و اسلام، که این هم تلاشی بود برای روشن کردن ذهنها.

آن روز عده‌ای با گرایش ایران مداری می‌خواستند با اسلام مبارزه کنند. ایشان گفت: نه، اسلام به ایران خدمت کرده، ایران هم به اسلام خدمت کرده؛ «خدمات متقابل ایران و اسلام» همانقدر ارزش دارد که کتاب «عدل الهی». شهید مطهری(ره) نمونه یک شخصیت روحانی متناسب زمان است که می‌تواند در چالش اول، کار درست بکند و اقدام به‌جا انجام دهد. البته شبیه ایشان باز هم داشتیم و بحمدالله امروز هم داریم.

امروز در قم فضلای جوانی به این کارها مشغول هستند. خوب هم مشغول هستند. من با بعضی از آنها و آثارشان آشنایم؛ اما این در حوزه‌های ما باید به صورت یک جریان اصیل در بیاید. همه باید خود را با این حرکت و این جریان آشنا کنند.»[7]

این همان است که حضرت صادق(علیه السلام)فرمود:«اَلْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیهِ اللَّوَابِسُ؛[8] عالمی که آگاه به زمان باشد، اشتباهات بر او هجوم نمی‌آورد (و با شبهات دیگران منحرف نمی‌شود).» برای رسیدن به این مرحله به چند امر مهم نیاز داریم:

1. از منبرهای بی‌مطالعه و شبهه‌زا جداً پرهیز شود:

دشمنان ما سخت در کمین هستند. بنابراین، مبلغان و واعظان باید با مطالعه و آگاهی از جوانب امور، سخن بگویند و کاری نکنند که دشمنان سخنان آنها را سکو و زمینه‌ای برای ایجاد شبهه جدید قرار دهند.

مقام معظم رهبری(حفظه الله) می‌فرماید: «... مهم این است که مطلبی که شما می‌گویید، برطرف کننده شبهه باشد و آن را زیاد نکند. بعضی از افراد، بدون توجه به این مسئولیت مهم، به بالای منبر می‌روند و حرفی می‌زنند که نه فقط گره‌ای از ذهن مستمع باز نمی‌کند؛ بلکه گره‌هایی هم به ذهن او می‌افزاید. اگر چنین اتفاقی افتاد و ما در بالای منبر حرفی زدیم که ده نفر جوان، پنج نفر جوان، یا حتی یک نفر جوان، در این دین دچار تردید شد و بعد از پای سخنرانی ما برخاست و رفت و ما هم او را شناختیم، بعداً چگونه می‌شود جبران کرد؟ آیا خداوند از ما خواهد گذشت؟ قضیه مشکل است.»[9]

2. آگاهی از شبهات منتشر شده در رسانه‌ها و فضاهای مجازی

یک واعظ یا مبلغ، برای پاسخگویی نیاز دارد با شبهات روز که در رسانه‌ها و فضای مجازی توسط دشمنان اسلام و تشیع مطرح می‌شود، به خوبی آشنا باشد تا بتواند آگاهانه پاسخ گوید.

رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) می‌فرماید: «اکنون فضای جدیدی از لحاظ طرح افکار خدشه‌آمیز و شبهه‌های دینی و سیاسی در کشور به وجود آمده است که در مقایسه با گذشته بیش‌تر شده است. همچنین همزمان با این فضای جدید، رادیوهای بیگانه نیز به طور مستمر در حال ابداع شبهات هستند و عناصری را در داخل به این معنا تشویق و ترغیب می‌کنند. بنابراین، باید دید که حوزه علمیه در فضای جدید ایجاد شده چه برنامه‌ای را در دستور کار خود دارد؟! شبهه به صورت مطلق بد نیست و گاهی بیان شبهه مایه برکت و نعمت می‌شود؛ زیرا افرادی را وادار به پاسخگویی می‌کند و بر این اساس، حوزه علمیه می‌تواند در این زمینه از تجربیات گذشته خود بهره بگیرد و به صورت برنامه‌ریزی شده، مناسب با وضع کنونی، به شبهات مربوط به مبانی فکری که به اصل نظام اسلام و دین بر می‌گردد، پاسخ دقیق بدهد.»[10]

و در جای دیگر می‌فرماید: «روحانیون باید شیوه‌های گوناگون بیان و تنظیم و تدوین را برای انتقال سخن دین خدا، متناسب با مستمعین مختلف بیاموزند. در دنیای امروز معارف متعدد بشری وجود دارد و دانشمندان و متفکران در زمره مخاطبان علمای دین هستند. بنابراین، پیام دین باید به صورتی برگزیده و با اندیشه‌ای خردمند، آگاه و منظم بیان شود و لازمه این مهم، شناخت دین و اطلاع از پیشرفتها و معارف و نیز آگاهی از شبهات و اشکالاتی است که در شکلهای جدید مطرح می‌شود.»[11]

همچنین می‌فرماید: «امروز دنیا، دنیای امواج است. با امواج و رایانه، همه مفاهیم از این طرف به آن طرف دنیا منتقل می‌شود. الان دورترین کتابخانه‌های دنیا می‌توانند در ظرف مدت پنج دقیقه مطالب کتابی را که در کتابخانه کنگرهٔآمریکاست، روی صفحه کاغذ خود چاپ کنند. اینگونه مطالب منتقل می‌شود. ما از این دنیا عقبیم. دیگر چرا این را منکر شویم!؟ این یک عیب قطعی است که حوزه امروز ما آن را دارد.»[12]

3. صحیح، منطقی و متقن پاسخ دادن

به طور کلی عموم روحانیون توان حداقلی جهت پاسخگویی به سؤالات دینی را دارند. مهم این است که پاسخ ما صحیح، مستند، منطقی و برهانی، متقن و محکم داده شود. هم آگاهانه پاسخ دهیم: ]وَ لا تَقْفُ ما لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ[[13]؛ «و از چیزی که به آن علم نداری، پیروی نکن!» و هم محکم و متقن: ]وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیداً[[14]؛ «و سخن درست و استوار بگویید!» و هم بلیغ و رسا: ]وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فی أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلیغاً[[15]؛ «و پندشان ده و به آنان سخنی رسا که در دلشان اثر کند، بگو.»

مقام معظم رهبری(حفظه الله) می‌فرماید: «امروز باید با شبهات ذهنی جوانان برخوردی متفکرانه و کارشناسانه بشود؛ زیرا دشمن در صدد شبهه‌پراکنی است و در نقطه مقابل، مجاهدت علیه دشمن لازم است. کارشناسان دین و مبلغان اسلامی به تبیین مواضع اسلامی بپردازند و این کار را به عنوان وظیفه‌ای بسیار مهم و خطیر در نظر بگیرند.»[16]

«گاهی گوینده‌ای به نقل مطلبی می‌پردازد که هم از لحاظ استدلال و پایه مدارک عقلی یا نقلی سست است و هم از لحاظ تأثیر در ذهن یک مستمع مستبصر و اهل منطق و استدلال، ویرانگر.

مثلاً در یک کتاب، مطالبی نوشته شده است که دلیلی بر کذب یا صحیح بودن آنها نداریم. اگر شما آن مطالب را بیان کنید ـ ولو مسلّم نیست خلاف واقع باشد ـ و با شنیدن آنها برای مستمعان که جوان دانشجو یا محصل یا رزمنده انقلابی است ـ و بحمدالله انقلاب ذهنها را باز و منفتح کرده است ـ نسبت به دین، سؤال و مسئله ایجاد می‌شود و اشکال و عقده به وجود می‌آید، نباید آن مطالب را بگویید، حتی اگر سند درست هم داشت؛ چون موجب گمراهی و انحراف است. نباید نقل کنید؛ چه رسد به اینکه اغلب آن مطالب مندرج در بعضی کتابهاست که سند درستی هم ندارند. یک نفر از زبان دیگری.

مطلبی را مبنی بر این می‌شود که من در فلان سفر فلان جا بودم که فلان اتفاق افتاد. گوینده از روی مدرک یا بدون مدرک چنان مطلبی را می‌گوید. شنونده هم آن را باور می‌کند و در کتابی می‌نویسد و این کتاب به دست من و شما می‌رسد. من و شما چرا باید آن مطلب را که نمی‌تواند در یک مجمع بزرگ برای ذهنهای مستبصر و هوشیار و آگاه توجیه شود، بازگو کنیم؟ مگر هر مطلبی را هر جا نوشتند، انسان باید بخواند و بازگو کند؟!»[17]

4. ضرورت تربیت پاسخگویان متخصص

رهبر فرزانه انقلاب(حفظه الله) می‌فرماید: «اگر ما در گذشته علمایی داشتیم که حرف می‌زدند یا می‌نوشتند یا شبهات را بر طرف می‌کردند و یا معارف می‌گفتند، امروز چند برابر آن تعداد با کیفیتهای بالا [و تخصصی] نیاز است. کتابها و جزوه‌ها و مجلات و رسانه‌هایی لازم است که همین رسالت را به عهده گیرند و راجع به دین و معارف و اخلاق بنویسند و بگویند. کسانی که اهل مطالعه‌اند، از اینها استفاده کنند. کسانی هم هستند که از رسانه‌ها بهره می‌برند. رسانه‌ها از اینها استفاده می‌کنند. علمای دین بایستی نوشته‌های مربوط به معارف اسلامی را؛ چه به صورت کتاب و جزوه و چه به صورت مجله و مطبوعات گوناگون، فراهم کنند تا هنرمندان از روی آنها ـ مثلاً ـ فیلم درست کنند و یا برنامه‌های گوناگون بسازند.

حاجت دیگر به فعالیتهای حوزه، نیاز روشنفکران و جوانان است. اینها قشری هستند که در مقابل شبهات قرار می‌گیرند. در همه جا اولین مخاطب شبهه‌ها، روشنفکران و اهل فکر و اندیشه‌اند که غالباً در میان جوانان و صاحبان فکر و اندیشه و تحصیلکرده‌ها هستند.

بسیاری از مردم شبهه به سراغشان نمی‌آید. آنها به شبهه کاری ندارند. ایمانی دارند و بر طبق ایمانشان زندگی خوبی را پیش می‌برند. کسانی که اهل مطالعه‌اند، با دنیا مواجهه می‌شوند و درباره اصل دین و اسلام و معارف آن و نیز اصول و تاریخی حرف می‌زنند و مرتباً شبهه القا می‌کنند. کسانی باید باشند تا این شبهه‌ها را برطرف کنند. تأمین این افراد به عهده حوزه‌های علمیه است. البته کسانی که در غیر حوزه‌ها هستند، ممکن است بتوانند این کار را انجام دهند؛ لیکن متصدی اصلی، انصافاً حوزه‌های علمیه و علمای دین‌اند. اینها اولین کسانی هستند که باید شبهه‌ها را برطرف کنند.

حوزه علمیه باید مثل یک کارخانه تأمین کننده نیازهای جامعه، مرتب کار کند و محصول خود را همان محققان و مبلغان و مدرسان و مؤلفان و انواع قشرهای روحانی هستند، بیرون دهد. حوزه باید برنامه‌ریزی کند و مشخص باشد که مثلاً پنج سال دیگر چه تعداد مبلغ مناسب برای مناطق گوناگون دنیا و داخل کشور تربیت می‌شود. همچنین، در زمینه مسائل قرآنی و تفسیر و دیگر علوم حوزوی و نیز تربیت مدرس برای دانشگاه‌ها و دروس معارف اسلامی و نیز تربیت محقق و مؤلف برای پاسخگویی و مقابله با شبهات برنامه‌ریزی منظم و مرتبی داشته باشد.»[18]

«امیدواریم که انشاء الله خداوند به آقایان محترم و فضلای بزرگوار توفیق دهد و مشمول توجهات و ادعیه زاکیه حضرت بقیت الله - ارواحنا فداه - باشند. انشاءالله کارها به بهترین وجه انجام گیرد تا حوزه بتواند هرچه سریع‌تر شکلی را که پاسخگوی نیاز این زمانه است، پیدا کند.»[19]

جمع‌بندی

در خاتمه چند پیشنهاد مطرح می‌شود:

1. تأسیس گروه تخصصی پاسخگویی و تربیت پاسخگو؛

2. آشنایی روحانیون و مبلغین با کتابها و نرم افزارهای پاسخگویی: از مراکز پاسخگویی مطلع و از تجاربشان بهره ببرند و مهارتها یا دوره‌های پاسخگویی را بگذرانند.

3. پاسخگویی حضوری در مساجد، حسینیه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها و... از طریق سایت، تلفن و...؛ بدیهی است که پاسخگویی حضوری بهتر است؛ زیرا برکات تبلیغ چهره به چهره را دارد و از برخی آفات مصون است.

4. ایجاد ستونی برای پاسخگویی به شبهات دینی و ملی در روزنامه‌ها و مجلات. اگر نویسنده ندارند، از کتابهای بسیار زیادی که در این باره تدوین شده است، نقل کنند.

5. پاسخگویی دفاتر مراجع معظم تقلید؛ یکی از آسیبهای این دفاتر، کمبود افراد مسلط و متخصص و همچنین ارائه پاسخهای متنافی و متناقض است.

6. رفع آفت بالا از برخی مراکز پاسخگویی.

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. بیانات رهبری(حفظه الله) در درس خارج فقه، 14/6/1374.

[2]. در ساحل اندیشه، اکبر اسد علیزاده، با مقدمه آیت الله سبحانی، مؤسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، چاپ اول، 1380ش، ص 7.

[3]. قرب الاسناد، عبدالله حمیری، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، 1413ق، ص 443.

[4]. دیدار روحانیون استان کهکیلویه و بویر احمد با مقام معظم رهبری(حفظه الله) در آستانه محرم، 17/3/1373.

[5]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار جمعی از علما و روحانیون با رهبر انقلاب(حفظه الله)، 2/2/1377.

[6]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار جمعی از روحانیون استان همدان، 15/4/1383.

[7]. همان.

[8]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالحدیث، قم، 1429ق، ج 1، ص 61.

[9]. دیدار روحانیون استان کهکیلویه و بویر احمد با مقام معظم رهبری(حفظه الله) در آستانه محرم، 17/3/1373.

[10]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار اعضای شورای عالی مدیریت حوزه علمیه قم، 9/7/1377.

[11]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار علما، ائمه جماعات، فضلا و طلاب حوزه های علمیه استان مازندران، 23/7/1374.

[12]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی، 13/9/1374.

[13]. اسراء/ 36.

[14]. احزاب/ 70.

[15]. نساء/ 63.

[16]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، 23/10/1378.

[17]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار جمعی از روحانیون کهکیلویه و بویر احمد، 17/3/1373(با کمی ویرایش).

[18]. بیانات رهبری(حفظه الله) در آغاز درس خارج فقه، 14/6/1374.

[19]. همان.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 209.

 




تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٩ دی ١٣٩٦ / شماره خبر : ٣٩٦٥٠٦ / تعداد بازدید : 179/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج