چهارشنبه ٢٧ دی ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > اخبار سایت 
ماهنامه مبلغان


ویژگی‌های جوانان و روش‌های تربیت اسلامی در کلام امام رضا(علیه السلام)(2)

روش‌های تربیت اسلامی جوانان

در ماهنامه مبلّغان شماره 205، موضوعی با عنوان «ویژگی‌های جوانان و روش‌های تربیت اسلامی از کلام امام رضا(علیه السلام)» ارائه شد و در آن پس از ذکر مقدماتی، به برخی از روش‌های تربیت جوانان اشاره گردید؛ اکنون در ادامه این موضوع، سایر روش‌های تربیت اسلامی جوانان تقدیم می‌گردد.

ویژگی‌های جوانان و روش‌های تربیت اسلامی در کلام امام رضا(علیه السلام)(2)

ابومصطفی تبریزی

اشاره

در ماهنامه مبلّغان شماره 205، موضوعی با عنوان «ویژگی‌های جوانان و روش‌های تربیت اسلامی از کلام امام رضا(علیه السلام)» ارائه شد و در آن پس از ذکر مقدماتی، به برخی از روش‌های تربیت جوانان اشاره گردید؛ روش‌هایی همچون: احترام و تقویت عزّت نفس، اعتماد به جوانان، سکوت و تغافل، توجه به سخنان و خواسته‌ها، تشویق و تقدیر، و انس با قرآن. اکنون در ادامه این موضوع، سایر روش‌های تربیت اسلامی جوانان تقدیم می‌گردد.

7. ارائه الگو و آموزش عملی

جوان، عاشق کمالات و زیبایی‌ها است. او دوست دارد در جامعه شخصیتی کامل و رتبه‌ای عالی داشته باشد و  شیفته افتخار به شخصیت شایسته خویش است؛ چراکه روی غریزه حبّ ذات، خودش را دوست دارد و تلاش می‌کند که با کسب رتبه‌های والای انسانی و ارزشیِ جامعه، محبوب دیگران گردد؛ اما می‌توان این غریزه فطری را با آموزش صفات عالی اخلاقی هدایت کرد. یکی از راه‌های پرورش صفات اخلاقی در وجود جوانان، ارائه الگوهای مجسّم و بی‌عیب و نقص است. در اینجا نمونه‌هایی از سیره رضوی(علیه السلام) را به‌عنوان الگو و برای تقویت سجایای اخلاقی جوانان اشاره می‌کنیم:

الف) کمک به دیگران

روزی حضرت رضا(علیه السلام) به حمام وارد شد. شخصی که آن حضرت را نمی‌شناخت، از ایشان درخواست کرد که به بدنش کیسه بکشد. امام(علیه السلام) پذیرفت و مشغول کیسه کشیدن شد. هنگامی که حاضران در حمام حضرت را به آن مرد معرفی کردند، او در نهایت شرمندگی از امام(علیه السلام) پوزش خواست و ملتمسانه درخواست نمود که از ادامه کار دست بکشد؛ اما حضرت نپذیرفت و به کار خود ادامه داد.[1]

ب) الگوی مصرف

روزی غلامان حضرت رضا(علیه السلام) میوه‌ای را نیم‌خورده بیرون انداخته بودند. امام(علیه السلام) ناراحت شده، به آنان فرمود: «سُبْحَانَ اللَّهِ إِنْ کنْتُمْ اسْتَغْنَیتُمْ فَإِنَّ النَّاسَ لَمْ یسْتَغْنُوا أَطْعِمُوهُ مَنْ یحْتَاجُ إِلَیه؛[2]منزه است خدا! اگر [شما سیر شده‌اید و] به آن نیازی ندارید، عده‌ای از مردم به این میوه محتاج‌اند. آن را به کسانی که نیاز دارند، بدهید.»

ج) تواضع و فروتنی

یک جوان مسلمان، در برخوردهای روزانه خویش اصل تواضع و فروتنی را مراعات می‌کند و هیچ گاه خود را برتر از دیگران نمی‌داند و از فخرفروشی و تکبّر بیزار است. هرگز ارزش‌های ظاهری و مادی مانند رتبه بلند خانوادگی، ثروت، ریاست و جاه و جلال خانواده را ملاک تفاخر و تکبر قرار نمی‌دهد. امام رضا(علیه السلام) در سیره تربیتی خویش این اصل را همیشه مد نظر داشت.

مردی از اهل بلخ می‌گوید: در سفری که امام رضا(علیه السلام) به خراسان می‌رفت، من با آن حضرت بودم. روزی در کنار سفره خود تمام غلامان سیاه و سفید را برای صرف غذا جمع کرد. عرض کردم: بهتر بود برای غلامان سفره جداگانه‌ای می‌گستردند. حضرت فرمود: آرام باش! خدای همه ما یکی است، مادر و پدر همه یکی است، پاداش و کیفر هر کس به چگونگی رفتار و عملش بستگی دارد.[3]

د) پرهیز از فخرفروشی

بعضی چنین می‌پندارند که وقتی آقازاده هستند، باید به دیگران فخر بفروشند و حق دیگران را پایمال کنند، جوانان دیگر را تحقیر کرده و به خاطر عظمت و موقعیت ویژه خانوادگی در اجتماع رتبه خاصی داشته باشند. این نکته از نظر اسلام کاملاً مردود است. در منظر حضرت رضا(علیه السلام) فقیرزاده با اشراف‌زاده و کارگرزاده با فرزند مدیران و رؤسا هیچ گونه فرقی ندارند، مگر بر معیار تقوا.

روزی امام رضا(علیه السلام) در مجلس مأمون با عده‌ای از حاضرین گفتگو می‌کرد. برادرش زید نیز در گوشه‌ای از مجلس عده‌ای را دور خود جمع کرده و برای آنان در فضیلت سادات و اولاد پیغمبر(صلی الله علیه و آله) صحبت کرده، افتخار می‌نمود و مرتب می‌گفت: ما خانواده چنین هستیم، ما خانواده چنان هستیم! هنگامی که امام رضا(علیه السلام) متوجه وی شد و گفته‌های او را شنید، با صدای بلند او را صدا کرد و فرمود: سخن نقّالان کوفه را باور کرده‌ای که می‌گویند: خداوند ذرّیه فاطمه(علیها السلام) را از آتش جهنم مصونیت بخشیده است؟! آنچه که شنیده‌ای، مقصود فرزندان بی‌واسطه حضرت فاطمه(علیها السلام)؛ یعنی حسن و حسین و دو خواهر ایشان(علیهم السلام) است. اگر گفته تو درست باشد که تمام اولاد فاطمه(علیها السلام) مصونیت دارند، پس تو از پدرت موسی بن جعفر نزد خدا عزیزتر و گرامی‌تر خواهی بود؛ چراکه او خدا را اطاعت می‌کرد، روزها را روزه می‌گرفت و شب‌ها به عبادت می‌پرداخت و تو از فرمان خدا سرپیچی می‌کنی. با این حال، هر دوی شما اهل سعادت و بهشت خواهید شد؟! او با عمل به مقام سعادت رسیده و تو بی عمل به آنجا خواهی رسید؟ امام علی بن الحسین(علیهما السلام) می‌گفت: نیکوکار ما اهل‌بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، دو برابر اجر دارد و بدکار ما دو برابر عذاب خواهد داشت.[4]

8. زمینه‌سازی برای پرسش‌گری و کسب دانش

برای موفقیت یک جوان، پرسش‌گری و دانش‌طلبی ضرورتی انکارناپذیر است. او هرگز بدون کسب علم و معرفت نمی‌تواند از قله‌های نفس‌گیر کمالات بالا برود. به همین جهت می‌توانیم این حدیث را برای جوانان بخوانیم که امام رضا(علیه السلام) فرق یک مسلمان دوستدار عبادت را که برای سعادت خود تلاش می‌کند با یک دانشمند دلسوز و عامل که برای ارتقای سطح جامعه در تلاش است؛ یعنی درباره مقایسه عالم و عابد می‌فرماید: «یقَالُ لِلْعَابِدِ یوْمَ الْقِیامَةِ نِعْمَ الرَّجُلُ کنْتَ- هِمَّتُک ذَاتُ نَفْسِک وَ کفَیتَ مَئُونَتَک فَادْخُلِ الْجَنَّةَ؛ روز قیامت به انسان عابد گفته می‌شود: تو انسان خوبی بودی؛ زیرا تمام همّت تو آن بود که خودت را نجات دهی و خود را از مردم بی نیاز کردی. پس اکنون وارد بهشت شو!»

و در مقابل به دانشمند دین‌شناس و فقیه خطاب می‌شود: «یا أَیهَا الْکافِلُ لِأَیتَامِ آلِ مُحَمَّدٍ الْهَادِی لِضُعَفَاءِ مُحِبِّیهِمْ وَ مُوَالِیهِمْ قِفْ حَتَّی تَشْفَعَ لِکلِّ مَنْ أَخَذَ عَنْک أَوْ تَعَلَّمَ مِنْک، فَیقِفُ فَیدْخِلُ الْجَنَّةَ مَعَهُ فِئَاماً وَ فِئَاماً وَ فِئَاماً؛[5] ای حامی یتیمان خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) [در زمان غیبت] و هدایتگر (اندیشه‌های) ضعفای دوستان و هواداران آل محمد(علیهم السلام)، بایست و برای تمام کسانی که از تو علم فرا گرفته‌اند، شفاعت کن! و او نیز گروه گروه از دانش آموختگان خود را وارد بهشت می‌کند.»

سعدی چه زیبا گفته است:

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه
بُگسست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عابد و عالم چه فرق بود
تا اختیار کردی از آن، این فریق را
گفت آن گلیم خویش برون می‌برد ز موج
وین سعی می‌کند که بگیرد غریق را

امام رضا(علیه السلام) درباره تقویت روحیه پرسش‌گری نیز به جوانان جامعه توصیه فرموده است: «الْعِلْمُ خَزَائِنُ وَ مِفْتَاحُهُ‌السُّؤَالُ فَاسْأَلُوا یرْحَمُکمُ اللَّهُ فَإِنَّهُ یؤْجَرُ فِیهِ أَرْبَعَةٌ السَّائِلُ وَ الْمُعَلِّمُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَ الْمُحِبُّ لَهُم؛[6]دانش، گنجینه‌هایی است که پرسش، کلید آن است. خدا شما را مورد لطف و رحمت قرار دهد! بپرسید؛ زیرا در پرسش چهار نفر اجر داده می‌شوند: 1. پرسش‌گر؛ 2. معلّم؛ 3. شنونده؛ 4. دوست‌دار دانش.»

جوان ده ساله در قلّه دانش

«محمد» فرزند علامه حلّی(ره) در ده سالگی به درجه رفیع اجتهاد نائل آمد. او همانند پدر بزرگوارش، قبل از اینکه به سن بلوغ برسد، از تحصیل نزد استاد بی‌نیاز شد و به مرتبه‌ای از فضایل و کمالات رسید که نزد علما به «فخر المحققین» لقب یافت. این لقب برای اولین بار از پدرش شنیده شد. این نوجوان نابغه مورد ستایش و عنایت بسیاری از علما و دانشمندان قرار گرفته است.

«فاضل هندی» فقیه بزرگوار امامیه، در آغاز کتاب «کشف اللثام» که شرح کتاب قواعد علامه است، بعد از نقل سخنان فخر المحققین، درباره این فقیه نوجوان می‌گوید: «ممکن است بعضی از گفته وی تعجب کنند که چگونه در این سن (ده سالگی) به این مقام والا رسیده است. فخر المحققین در آن موقع حدود ده سال یا کم‌تر داشته و این لطف و مرحمت الهی است که به هر کس بخواهد، عنایت می‌کند. من خود نیز قبل از آنکه سیزده سالم تمام شود، از تحصیلات معقول و منقول فارغ شدم و قبل از یازده سالگی کتاب «منیة الحریص در شرح تلخیص» را نوشتم و قبل از آن، ده کتاب تصنیف کرده بودم و حتی در هشت سالگی «مختصر» و «مطوّل» تفتازانی را تدریس می‌کردم.»  

مرحوم قاضی نورالله شوشتری نیز می‌نویسد: «وی در خدمت پدر بزرگوارش تربیت یافته و در سن ده سالگی نور اجتهاد از ناصیه او تافته، چنانکه خود نیز در شروع خطبه قواعد، به آن پرداخته و اینگونه بلوغ عقلانی و نبوغ در میان بزرگان ما، همچون سید بن طاووس و ابوعلی سینا و دیگران وجود داشته و هیچ گونه جای تعجب و شگفتی نیست.»[7] ناگفته نماند که مرحوم علامه محمدباقر مجلسی، صاحب کتاب گران‌سنگ «بحار الانوار» نیز یکی از این نابغه‌هاست.

9. تقویت حیا و عفت

اهمیت عفت در زندگی جوانان از آب و نان و مسکن کم‌تر نیست؛ چراکه فاصله گرفتن از عفت ممکن است فرجام شومی را در زندگی جوانان رقم بزند و حتی گاهی شهری را دچار بحران نماید. به این جهت، امام رضا(علیه السلام) به رعایت عفاف و حیا - که برگرفته از آیات الهی است –تأکید فراوان داشت.

«محمّد بن سنان» می‌گوید: امام رضا(علیه السلام) در جواب سؤالات من، نامه‌ای برایم ارسال داشتند که در فرازی از آن آمده است: «حُرِّمَ النَّظَرُ إِلَی شُعُورِ النِّسَاءِ الْمَحْجُوبَاتِ بِالْأزْوَاجِ وَ غَیرِهِنَّ مِنَ النِّسَاءِ لِمَا فِیهِ مِنْ تَهْییجِ الرِّجَالِ وَ مَا یدْعُوا التَّهْییجُ اِلَی الْفَسَادِ وَ  الدُّخُولِ فِیمَا لَا یحِلُّ وَ لَا یحْمِلُ [یجْمُلُ] وَ کذَلِک مَا أشْبَهَ الشُّعُورَ إِلَّا الَّذِی قَالَ اللهُ تَعَالَی وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ  النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا یرْجُونَ نِکاحاً فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحٌ أنْ یضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَ الْجِلْبَابِ وَ لَا بَأسَ بِالنَّظَرِ إِلَی شُعُورِ مِثْلِهِنَّ؛[8] نگاه کردن به موهای زنان (شوهردار و غیر شوهردار) حرام است؛ زیرا این نگاه، مرد را تهییج و تحریک می‌کند و تهییج، شخص را به فساد و داخل شدن در حرام و اعمال ناپسند می‌کشاند. همچنین است حکم نگاه به غیر مو  [که نگاه مرد به آن‌ها حلال نیست] مگر در موردی که حق تعالی [در قرآن، آن را استثنا کرده و] فرموده است: ]وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ  النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا یرْجُونَ نِکاحاً فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحٌ[؛ «بر زنان سال‌خورده که از ولادت و عادت بازنشسته‌اند و امید ازدواج ندارند، باکی نیست که لباس‌هایشان را غیر از چادر بر زمین بگذارند.» و اشکالی ندارد که به موهای مثل این زنان (بدون ریبه) نگاه شود.»

بی‌عفتی عامل بحران

حادثه تعرض دسته‌جمعی عده‌ای جوان بی‌عفت در نیمه شب سه شنبه - 3 خرداد –1390 در اطراف خمینی شهر استان اصفهان، مردم متدین را در بهت و حیرت فرو برد و افکار عمومی را جریحه‌دار کرد. این حرکت زشت و ناشایست از عدم رعایت عفت در جامعه اسلامی و نداشتن پوشش صحیح شرعی و عدم توجه به مسائل دینی سرچشمه می‌گیرد و حداقل یکی از عوامل مهم آن، این بوده است.[9]

این حادثه هنگامی رخ داد که عده‌ای زن و مرد جوان در یکی از باغ‌های این شهرستان در یک مراسم جشن و تفریح (که توجه مردان شهوت‌پرست و لاابالی را به خود جلب می‌کرد) حضور داشتند که ناگهان مردان شرور با ورود غیرقانونی به داخل باغ، مردان را از زنان جدا و زنان را به باغ دیگری منتقل کرده و با تهدید، چهار تن از زنان را مورد آزار و اذیت قرار داده و قبل از رسیدن پلیس، گریختند. مأموران با عملیات‌های گسترده، متهمان اصلی را در اصفهان، زاهدان و خوزستان دستگیر کردند. قضات دادگاه کیفری، چهار تن از آن‌ها را به اعدام محکوم کرد و چهار متهم دیگر پرونده نیز به حبس طولانی مدت محکوم شدند.[10]

مسئولین و کارشناسان مهم‌ترین دلیل این حادثه را بی‌عفتی و رعایت نکردن حدود اسلامی از سوی قربانیان و مجرمان عنوان نمودند و یکی از عوامل وقوع چنین مفاسد اجتماعی را «اسلامی نبودن روابط زن و مرد» دانستند. آری، این یک مورد از عواقب نگاه به نامحرم و بی‌عفتی و عدم رعایت حدود شرعی در جامعه است و بسیاری از مشکلات جامعه از بی‌عفتی برخی دختران و پسران سرچشمه می‌گیرد.

10. حذف زمینه‌های فساد

با توجه به اینکه یک جوان دوران نیرومندترین غریزه جنسی را می‌گذراند و اگر به درستی هدایت نشود، آسیب‌های جبران ناپذیری بر خود و جامعه خواهد داشت، لازم است تا به تربیت جنسی او اهمیت داده شود و یکی از شیوه‌های تربیت جنسی حذف زمینه‌های فساد در جامعه است. برای همین امام رضا(علیه السلام) شدیداً از نگاه به نامحرم نهی فرموده و حتی فلسفه حرمت نگاه‌های هوس‌آلود را بیان فرمود. ایشان در حدیثی که گذشت فرمودند:

«نگاه کردن به موهای زنان شوهردار و غیر شوهردار، حرام است؛ زیرا این نگاه، مرد را تهییج و تحریک می‌کند. و تهییج، شخص را به فساد و داخل شدن در حرام و اعمال ناپسندیده می‌کشاند و همچنین است حکم نگاه به غیر مو.»

تا جایی که ممکن است باید زمینه‌های فساد را از جامعه و منظر جوانان و خانواده‌ها دور کرد تا آنان گرفتار مشکلات اخلاقی نشوند.

با توجه به سخن امام رضا(علیه السلام) معلوم می‌شود که هدف دین از ضروری دانستن حجاب، حرمت نگاه به نامحرم و ترغیب به ازدواج این است که زمینه‌های فساد از بین رفته و جوانان مسلمان، مسائل جنسی خود را منحصر به کانون گرم خانواده قرار دهند؛ و جامعه اسلامی از سلامت جنسی برخوردار شود.

سؤال جوانان

چه اشکالی دارد که انسان به جنس مخالف نگاه کند و لذت ببرد؟

پاسخ

نگاه به حسن جمال جنس مخالف، ضررهایی دارد که به طورخلاصه اشاره می‌شود:

1. می‌بینی، می‌خواهی، به وصالش نمی‌رسی، دچارافسردگی می‌شوی!

2. می‌بینی، شیفته می‌شوی، عیب‌ها را نمی‌بینی، ازدواج می‌کنی، طلاق می‌دهی!

3. می‌بینی، دائم به او فکر می‌کنی، از یاد خدا غافل می‌شوی، از عبادت لذت نمی‌بری!

4. می‌بینی، با همسرت مقایسه می‌کنی، ناراحت می‌شوی، بداخلاقی می‌کنی!

5. می‌بینی، لذّت می‌بری، به این لذّت عادت می‌کنی، چشم‌چران می‌شوی، در نظر دیگران خوار می‌گردی!

6. می‌بینی، لذّت می‌بری، حبّ خدا در دلت کم می‌شود، ایمانت ضعیف می‌شود!

7. می‌بینی، عاشق می‌شوی، از راه حلال نمی‌رسی، دچار گناه می‌شوی!

برای همین اسلام در یک کلمه می‌گوید: نگاهت را از جنس مخالف نگاه‌دار، مگر از طریق شرعی.

11. ایجاد شغل حلال

از ویژگی‌های یک جوان، داشتن روحیه‌ای فعّال، جوّال و پویا و هویّت‌یاب است. او با تلاش‌های خود در پی کسب درآمد است و می‌خواهد با شکوفاسازی استعدادهای درونی‌اش هویّت خود را پیداکند و جایگاه اجتماعی بالائی داشته باشد، اما بی‌کاری نه‌تنها مانع اوست، بلکه بی‌کاری موجب از بین رفتن استعدادهای درونی یک جوان می‌شود و او را به فردی تن‌پرور و بی‌خاصیت تبدیل می‌کند؛ بلکه به‌عنوان یک معضل اجتماعی، وی را دچار انواع مفاسد اخلاقی و اجتماعی می‌نماید و شخصی که باید به‌عنوان سرباز جامعه باشد، سربار اجتماع می‌کند. به همین دلیل، باید جوان را در انتخاب شغل حلال راهنمایی و یاری کرد.

امام رضا(علیه السلام) جوانان مسلمان را به انتخاب شغل حلال توصیه نموده و کسانی را که برای تأمین معاش خود و خانواده خویش تلاش می‌کنند، والاتر از جهادگران در راه خدا قلمداد نموده، می‌فرماید: «الَّذِی یطْلُبُ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا یکفُّ بِهِ عِیالَهُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛[11] آنکه به فضل و عنایت خداوند توجه کرده و در راه تأمین معاش خانواده‌اش زحمت می‌کشد، از جهادگر در راه خداوند بزرگ پاداش بیش‌تری دارد.»

امام در جای دیگری مردان مسلمان را برای تلاش بیش‌تر در رفاه خانواده دعوت نموده، می‌فرماید: «ینْبَغِی لِلرَّجُلِ أَنْ یوَسِّعَ عَلَی عِیالِهِ لِئَلَّا یتَمَنَّوْا مَوْتَه؛[12]بر مرد مسلمان شایسته است که با زحمات شبانه‌روزی خود بر خانواده‌اش توسعه دهد تا آنان (در اثر محرومیت و مشکلات طاقت‌فرسای زندگی) مرگ وی را آرزو نکنند.»

کار کردن و اجتناب از بی کاری و کسالت نیز از دیگر مواردی است که در احادیث ما از آن تحت عنوان بایسته‌ها و شایسته‌های هر انسانی، به خصوص برای جوانان یاد شده است.

روزی پیامبر(صلی الله علیه و آله) در میان یاران خود، چشمش به جوانی چالاک و نیرومند افتاد که از صبح زود کار می‌کرد. یاران گفتند: وای بر او! چه می‌شد اگر جوانی و چالاکی‌اش در راه خدا می‌بود؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: چنین مگویید. اگر او برای خود تلاش می‌کند تا خود را از مردم بی‌نیاز کند و نزد آنان دست دراز نکند، در راه خدا کار می‌کند. اگر برای پدر و مادرِ ناتوان یا فرزندان خویش تلاش می‌کند تا آنان را بی‌نیاز سازد و زندگی‌شان را اداره کند، [باز هم] کار او در راه خداست؛ ولی اگر برای ثروت‌اندوزی و فخرفروشی تلاش می‌کند، کار او در راه شیطان است.[13]

12. تسهیل امر ازدواج

ازدواج در اسلام یک امر مقدس بوده، عبادت محسوب می‌شود. دو زوج جوان با ازدواج خویش اولین گام را از خوددوستی به سوی غیردوستی بر می‌دارند. آنان با امضای پیمان مقدس زناشویی از دایره خودخواهی بیرون رفته و با وارد شدن به مرحله جدیدی از زندگی، بخشی از کمبودهای خود را جبران می‌کنند. از جمله می‌توان به بقای نسل، رسیدن به آرامش و سکون، تکمیل و تکامل، تأمین نیاز جنسی، سلامت و امنیت اجتماعی و تأمین نیازهای روحی و روانی اشاره کرد.

الف) فواید فردی ازدواج

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: هر جوانی که در سنّ کم ازدواج کند، شیطان فریاد بر می‌آورد: وای بر من، وای بر من! دو سوم دینش را از دستبرد من مصون داشت.پس بنده باید در یک سومِ باقی مانده، تقوای الهی پیشه سازد[14].

همچنین، حضرت به جوانان توصیه می‌فرمود: «یا مَعْشَرَ الشَّبَابِ مَنِ اسْتَطَاعَ مِنْکمْ الْبَاهَ فَلْیتَزَوَّجْ فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَ أَحْصَنُ لِلْفَرْجِ، وَ مَنْ لَمْ یسْتَطِعْ فَعَلَیهِ بِالصَّومِ فَإِنَّهُ لَهُ وِجَاءٌ؛[15] ای جوانان! هر کس از شما که از وضعیت زندگانی خوبی برخوردار باشد، باید ازدواج کند؛ چراکه آن، بهترین فرو پوشاننده چشم‌ها و محافظ برای شرمگاه [عفت و پاکدامنی] است و هر کس که از این توانایی برخوردار نیست، بر اوست که روزه بگیرد؛ چراکه روزه، مهارکننده شهوت است.»

ب)  فواید اجتماعی ازدواج

حضرت رضا(علیه السلام) می‌فرماید: «لَوْ لَمْ تَکنْ فِی الْمُنَاکحَةِ وَ الْمُصَاهَرَةِ آیةٌ مُنْزَلَةٌ وَ لَا سُنَّةٌ مُتَّبَعَةٌ لَکانَ مَا جَعَلَ اللَّهُ فِیهِ مِنْ بِرِّ الْقَرِیبِ وَ تَأَلُّفِ الْبَعِیدِ مَا رَغِبَ فِیهِ الْعَاقِلُ اللَّبِیبُ وَ سَارَعَ إِلَیهِ الْمُوَفَّقُ الْمُصِیب؛[16] اگر در مورد ازدواج از خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله) دستوری نرسیده بود، همان فواید و بهره‌های (اجتماعی و فردی) که خداوند در آن نهاده ـ از قبیل نیکی با بستگان نزدیک و پیوند با بیگانگان ـ کافی بود که خردمندان و مصلحت‌اندیشان بدان رغبت نمایند.»

شرایط همسر

امام رضا(علیه السلام) در مورد انتخاب همسر شایسته به جوانان رهنمودهایی دارد. تشکیل کانونی به نام خانواده اهمیت شایان توجهی دارد؛ زیرا برای هر کسی یک بار در طول زندگی‌اش این فرصت پیش می‌آید و هر کدام از دختر و پسر می‌خواهند برای خود شریکی در مسیر زندگی خویش برگزینند که تا پایان عمر با وی خواهند بود و از تمام اسرار و رموز او باخبر خواهند گردید. شریکی که مادر فرزندان و مربّی کودکان آن‌ها است و در صورت انتخاب درست، به اعتبار، عزت و آبروی طرفین افزوده خواهد شد. بنابراین، عقل و برهان چنین اقتضا می‌کند که درباره همسر آینده بررسی‌های لازم را به عمل آورند.از این جهت، امام رضا(علیه السلام) می‌فرماید: «النِّکاحُ رِقٌ فَإِذَا أَنْکحَ أَحَدُکمْ وَلِیدَةً فَقَدْ أَرَقَّهَا فَلْینْظُرْ أَحَدُکمْ لِمَنْ یرِقُّ کرِیمَتَهُ؛[17]ازدواج بردگی است؛ آن زمان که یکی از شما دختری را شوهر دهد، او را برده ساخته است؛ پس دقت کند که دخترش را برده چه کسی می‌سازد.»بر اساس این روایت، کسی که دختر خویش را شوهر می‌دهد، در واقع او را از حوزه اختیار خویش بیرون می‌آورد و در اختیار دیگری قرار می‌دهد. بنابراین، باید خانواده‌ها بررسی کنند که دختر خویش را به چه کسی می‌دهند و پاره‌ای از حیات خود و محصول تلاش‌ها و تربیت‌های خویشتن را به دست چه فردی می‌سپارند. دختر و پسر قبل از ازدواج باید از روحیات، عادات، اخلاق و سلامت فیزیکی و روانی یکدیگر در حد ضرورت باخبر شوند.

الف) خوش اخلاقی و تندخو نبودن

«حسین بن بشار واسطی» می‌گوید: به حضرت رضا(علیه السلام) نامه‌ای نوشتم و اظهار داشتم که یکی از بستگانم از دخترم خواستگاری نموده است. او مردی تندخو و بداخلاق است. آیا با او وصلت کنیم؟ حضرت در جواب فرمودند: «لَا تُزَوِّجْهُ إِنْ کانَ سَیئَ الْخُلُق؛[18] اگر اخلاقش بد است، با او وصلت نکن.»

ب) دارای صفات نیک

امام رضا(علیه السلام)مسلمانان را از وصلت با شرابخواران نهی می‌کند و می‌فرماید: «إِیاک أَنْ تُزَوِّجَ شَارِبَ الْخَمْرِ فَإِنْ زَوَّجْتَهُ فَکأَنَّمَا قُدْتَ إِلَی الزِّنَا؛[19] از این که دختر خود را به شرابخوار بدهی اجتناب کن؛ چراکه اگر او را به چنین تبهکاری شوهر دهی، گویا دختر پاکدامنت را به زنا داده‌ای؟!» کسی که به واجبات الهی پایبند نمی‌باشد و از ارتکاب فسق و فجور پروا ندارد و از حسنات اخلاقی بی‌بهره است، نباید به‌عنوان همسر آینده برگزیده شود؛ زیرا بنا به روایات ما آثار حرام و گناه در نسل انسان آشکار می‌شود.

رعایت حقوق همسر

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: مهریه زن باید به او مسترد گردد و کسی که از پرداخت آن امتناع نماید، به اندازه حقّ زن در روز قیامت از حسنات او بر می‌دارند و در پرونده همسرش قرار می‌دهند و چون کار نیکی به اندازه ترمیم حقوق زن باقی نماند، به گناه پیمان شکنی او را به سوی آتش می‌برند؛ زیرا هر عهد و پیمانی مسئولیت دارد.

امام رضا(علیه السلام) از پدران بزرگوارش، از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت کرده است که می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی غَافِرُ کلِّ ذَنْبٍ إِلَّا مَنْ جَحَدَ مَهْراً أَوِ اغْتَصَبَ أَجِیراً أَجْرَهُ أَوْ بَاعَ رَجُلًا حُرّاً؛[20] خداوند متعال هر گناهی را مورد آمرزش قرار می‌دهد، مگر گناه انکار مهر زن یا غصب دستمزد اجیر یا فروش انسان آزاد را.»

13. تربیت معنوی

عبادت، ارتباط قلبی و صمیمانه‌ای است که میان انسان و آفریدگار او برقرار می‌شود. دعا آرامش دل‌های خسته و روانهای مضطرب می‌باشد. اگر عبادت انسان مخلصانه و به دور از ریا باشد، برای نفی هرگونه زشتی و پلیدی و ایجاد هر نیکویی و زیبایی در وجود انسان کافی خواهد بود. نماز که بالاترین عبادت است، بازیابی فطرت پاک هر جوان می‌باشد. یک جوان با ایمان با انجام دادن نمازهای روزانه خود تأثیر مهمی در بیدار کردن روح، نظم و حفظ نظام زندگی خویش دارد.

امام رضا(علیه السلام) می‌فرماید: «الصَّلَاةُ قُرْبَانُ کلِّ تَقِی؛[21] با نماز هر انسان پارسایی به خداوند نزدیک می‌شود.» آن حضرت به «ابراهیم بن موسی» در مورد اهمیت نماز اول وقت فرمود: «لَا تُؤَخِّرَنَّ صَلَاةً عَنْ أَوَّلِ وقت‌ها إِلَی آخِرِ وقت‌ها مِنْ غَیرِ عِلَّةٍ عَلَیک ابْدَأْ بِأَوَّلِ الْوَقْت؛[22]انجام نماز را بدون علت از اول وقت آن تأخیر نینداز و همیشه در اول وقت آن را شروع کن.»

یک جوان مسلمان نباید وضع ظاهری نامرتب و ژولیده داشته باشد؛ بلکه لازم است همیشه ظاهری آراسته و مرتب داشته باشد و موقع انجام نماز بهترین فرصت برای رسیدگی به وضع ظاهری است. امام رضا(علیه السلام) ذیل آیه ]خُذُوا زِینَتَکمْ عِنْدَ کلِّ مَسْجِدٍ[[23]؛ «هنگامی که برای عبادت به مسجد می‌روید، زینت خود را برگیرید.» فرمود: «یکی از مصادیق زینت هنگام نماز، شانه زدن و مرتب کردن سر و صورت می‌باشد.»

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) دریافت حکمت را از ثمرات عبادت در ایام جوانی بیان کرده و می‌فرماید: کسی که در جوانی به خوبی خدا را بندگی کند، خداوند در پیری به وی حکمت می‌آموزد، همچنان که خدای متعال می‌فرماید: «و چون [موسی] به رشد و کمال خویش رسید، به او حکمت و دانش عطا کردیم.»[24]ودر ادامه آیه می‌فرماید: «و نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم.».[25]

آری، یک جوان مسلمان از نماز و رابطه‌اشبا خدا لذت می‌برد و نیرو می‌گیرد و خود را همیشه در محضر آفریدگار جهان می‌بیند.

سخن آخر

با پرورش صحیح جوانان می‌توان از این نیروی عظیم و سرشار و استعدادهای گوناگون، سعادت و سلامت جامعه آینده را تضمین کرد و به آنان آموخت که فرصت جوانی هرگز تکرار نمی‌شود و به قول صائب تبریزی:

ز روزگار جوانی خبر چه می‌پرسی
چو برق آمد و چون ابر نوبهار گذشت

جوانان باید بدانند که اگر این فرصت را از دست بدهند، همواره متأسف خواهند بود و این بیت زبان حال آنان خواهد شد که:

ندانستم چو نیکو قدر ایام جوانی را
دلم خون می‌شود چون بشنوم نام جوانی را

 

 

____________________________________________________
پی‌نوشت‌ها:

[1]. بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج 49، ص 99.

[2]. المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقی، دار الکتب الاسلامیه، قم، چاپ دوم، 1371ق، ج 2، ص 441.

[3]. سفینة البحار، عباس قمی، نشر اسوه، قم، چاپ اول، 1414ق، ج 8، ص 520.

[4]. بحار الأنوار، ج 49، ص 218.

[5]. التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری(علیه السلام)، نشر مدرسة الإمام المهدی(علیه السلام)، قم، چاپ اول، 1409ق، ص 344.

[6]. بحار الأنوار، ج 1، ص 197.

[7]. گلشن ابرار، جمعی از نویسندگان، انتشارات معروف، قم، بی تا، ج 3، ص 48؛ مقاله عبدالکریم پاک‌نیا تبریزی.

[8]. علل الشرایع، شیخ صدوق، باب علة تحریم النظر إلی شعور النساء، ج 2، ص 565.

[9]. به گزارش سایت انتخاب، عصر روز سوم خرداد و مصادف با روز زن دو زوج و دو برادر به همراه خواهرهایشان و جمعی از دوستان که جمعاً 14 نفر بوده‌اند؛ یعنی شامل 6 خانم و 8 آقا که میانگین سنی آن‌ها 23 تا 29 سال بوده، به قصد برگزاری برنامه‌ای تفریحی به باغ یکی از دوستانشان درخمینی شهر می‌روند و پس از ورود به باغ و برداشتن پوشش‌های اسلامی و با پوششی بسیار نادرست، در فضایی که نامحرم در آن بوده است، به رقص و پایکوبی می‌پردازند. پس از گذشت مدت زمانی و با بالا رفتن صدای این افراد، توجه دو جوان حاضر در باغ مجاور محل جلب شده و از این زمان و به دلیل شرایط حاکم بر خانم‌ها و خصوصاً وضعیت پوشش آن‌ها موجب تمرکز بیش‌تر این دو تن شده و با تماس با سایر رفقایشان، 12 نفر دیگر نیز به جمع متخلفان اضافه شده و نگاه گناه آلود به جمعی که البته رعایت شرع و قانون و مصالح شخصی خود را نکرده بودند، ادامه می‌یابد. دادستان خمینی شهر می‌گوید: این جمع پس از ساعت‌ها نگاه کردن به این نامحرمان و زنان در حالتی که قطعاً با هدایت شیطان بوده، به فکر اقدامی جنایتکارانه افتاده و درست ساعت 12 با پوشاندن صورت‌های خودشان و با در دست داشتن سلاح سرد و ایجاد رعب و وحشت وارد باغ شده و اقدام به ضرب و شتم حاضرین می‌کنند و متأسفانه آقایان حاضر هیچ گونه مقاومتی صورت نمی‌دهند و این افراد نیز با سوءاستفاده از وضعیت موجود و ترساندن حاضرین، مردها را در اتاقی حبس کرده و سپس به سرعت خانم‌ها را با خودرو از محل خارج کرده و به نقطه‌ای در همان نزدیکی منتقل و در شرایطی بسیار ناراحت کننده دست به آزار و اذیت بانوان می‌زنند و از صحنه می‌گریزند.
http://www.entekhab.ir/fa/news  پایگاه خبری تحلیلی انتخاب ، کد خبر:29496.

[10]. روزنامه کیهان، مورخ یکشنبه 11 دی 1390، ش 20110.

[11]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج 5، ص 88.

[12]. من لا یحضره الفقیه، محمد بن علی بن بابویه، نشر اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق، ج 2، ص 68.

[13]. المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ملأ محسن فیض کاشانی، تحقیق: علی اکبر غفاری، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، بی تا، ج 3، ص 140.

[14]. الکافی، ج 4، ص 180.

[15]. الجعفریات، محمد بن محمد کوفی، مکتبة نینوا، تهران، بی تا، ص 89.

[16]. بحار الأنوار، ج100، ص 264.

[17]. وسائل الشیعة، شیخ حرّ عاملی، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، قم، چاپ اول، 1409ق، ج20، ص 79.

[18]. الکافی، ج 5، ص 563.

[19]. الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا(علیه السلام)، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، مشهد، چاپ اول، 1406ق، ص280.

[20]. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، حسین بن محمدتقی نوری، قم، چاپ اول، 1408ق، ج 13، ص 378.

[21]. من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص210.

[22]. بحار الأنوار، ج 49، ص 49.

[23]. اعراف/ 31.

[24]. قصص/ 14.

[25]. أعلام الدین فی صفات المؤمنین، حسن بن محمد دیلمی، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، قم، چاپ اول، 1408ق، ص 296.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 208.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٢٥ آبان ١٣٩٦ / شماره خبر : ٣٩٥٢١٧ / تعداد بازدید : 1382/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج