پنج شنبه ٠٢ آذر ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین > امام حسین علیه السلام 
ماهنامه مبلغان


مراثی حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و شهدای کربلا -9

حضرت ابالفضل العباس(علیه السلام)

مرحوم علامه طباطبایی(ره) فرموده‏اند: مرحوم سید السالکین و برهان العارفین، آقای سید علی قاضی طباطبایی (استاد ایشان) می‏فرمود: در حین کشف، بر من روشن و آشکار شد که مظهر رحمت الهی در عالم هستی، وجود مقدس حضرت سید الشهدا، امام حسین(علیه السلام) است و باب آن حضرت و پیشکارش، سقای کربلا، سرحلقه وفا، آقا باب الحوائج الی الله، ابوالفضل العباس(علیه السلام) است.

مرثیه نهم: حضرت ابالفضل العباس(علیه السلام)

مقدمه

«السَّلَامُ عَلَیكَ أَیهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ[1]السَّلَامُ عَلَیكَ یا أَبَا الْفَضْلِ الْعَبَّاسَ بْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ[2]

بیا از خاک بردار و به دامانت سرم بگذار
به پیش چشم دشمن پای بر چشم ترم بگذار
 

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْیأْتِ الْبَابَ؛[3] من شهر علم هستم و علی(علیه السلام) در آن است. هر کس علم بخواهد باید از این در وارد شود.»

مرحوم علامه طباطبایی(ره) فرموده‏اند: مرحوم سید السالکین و برهان العارفین، آقای سید علی قاضی طباطبایی (استاد ایشان) می‏فرمود: در حین کشف، بر من روشن و آشکار شد که مظهر رحمت الهی در عالم هستی، وجود مقدس حضرت سید الشهدا، امام حسین(علیه السلام) است و باب آن حضرت و پیشکارش، سقای کربلا، سرحلقه وفا، آقا باب الحوائج الی الله، ابوالفضل العباس(علیه السلام) است.[4]

متن مرثیه

بیا از خاک بردار و به دامانت سرم بگذار
به پیش چشم دشمن پای بر چشم ترم بگذار
اگر چشمم پر از خون است و جایی بهر پایت نیست
بیا چشم انتظارم پا به چشم دیگرم بگذار
سجود عشق طولانی است من سر بر نمی‏دارم
اگر خواهی سر افرازم، بیا پا بر سرم بگذار
عَلَم افتاده سویی، مشک سویی، دستها سویی
ز هم پاشیده شد، شیرازه‏ای بر دفترم بگذار
 

دستان مبارکش را قطع کردند، مشک را به گردن انداخت. دید تیرها به طرف او پرتاب می‏شود. نکند تیر به مشک آب بخورد! نکند مشک پاره شود! گویا عرضه می‏دارد: خدایا! هرچه تیر است، به بدن من اصابت کند؛ اما به مشک آب نخورد. گویی صدای العطش بچه‏ها را می‏شنود: «فَسَمِعَ الْأَطْفَالُ یُنَادُونَ اَلْعَطَشَ اَلْعَطَشَ[5] انگار صدای سکینه می‏آید که به بچه‏ها می‏گوید: بچه‏ها! ناراحت نباشید. اینقدر ناله نکنید. عمویم برای همه شما آب می‏آورد. عمویم شجاع و قدرتش زیاد است؛ اما امان از آن لحظه که یک تیر به مشک آب خورد. آبها روی زمین ریخت. عباس دیگر ناامید شد. با دست خالی کجا بروم؟ همان آقایی که تا چند لحظه قبل گویا صدا می‏زد: ای خدا! مرا به خیمه برسان. حالا دیگر صدا می‏زند: خدایا! کار عباس را همین‏جا تمام کن. دیگر روی رفتن به خیمه‏ها را ندارم. اینجا بود که یکی از آن لشکر ملعون، چنان با عمود آهنین به فرق مبارکش زد که: «فَانْقَلَبَ عَنْ فَرَسِهِ وَ صَاحَ إِلَى أَخِیهِ الْحُسَینُ أَدْرِكْنِی؛[6] از روی اسب به زمین افتاد و برادرش امام حسین(علیه السلام) را چنین صدا زد: مرا دریاب.»؛ یعنی حسین جان! من رفتم، خداحافظ! همین که صدای عباس(علیه السلام) بلند شد، امام با عجله کنار بدن برادر آمد. از شدت غم و اندوه بسیار گریست و فرمود:

«الْآنَ انْكَسَرَ ظَهْرِی وَ قَلَّتْ حِیلَتِی و شَمَتْ بِی عَدُوِّی‏؛[7] اکنون کمرم شکست و تدبیرم اندک شد و دشمنم به شماتتم برخاست.»

پایان مرثیه

وَ بَانَ الاِنکسارُ فی جَبِینِه
فَاندَکَّتِ الجبالُ مِن حَنینِه؛[8]
 

«اینقدر چهره حسین(علیه السلام) شکسته شد که جا داشت کوه‏ها از نالۀ او متلاشی شوند.»



[1]. فرازی از زیارتنامه حضرت عباس(علیه السلام)؛ کامل الزیارات، ابن قولویه، ص256.

[2]. همان؛ المزار، شیخ مفید، ص123.

[3]. صحیفه امام رضا، کنگره جهانی امام رضا، مشهد، 1406ق، ص58.

[4]. پایگاه اطلاع‏رسانی «حوزه‏نت»، به آدرس: www.hawzah.net؛ به نقل از: مجله گلبرگ، شماره66، شهریور1384، مقالۀ«آیۀوفا»، ص74.

[5]. بحار الانوار، ج45، ص41.

[6]. همان، ص42.

[7]. مثیر الأحزان، ص259.

[8]. مع الرکب الحسینی، محمدجعفر طبسی و عزت الله مولایی، مرکز الدراسات الاسلامیه، قم، 1423ق، ج4، ص404.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٩ مهر ١٣٩٦ / شماره خبر : ٣٩٤٤٣٧ / تعداد بازدید : 140/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج