پنج شنبه ٠٢ آذر ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین > امام حسین علیه السلام 
ماهنامه مبلغان


مراثی حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و شهدای کربلا -8

حضرت علی اکبر(علیه السلام)

امام حسین(علیه السلام) به فردی که علاقه داشت چهرۀ مبارک پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را مشاهده کند، فرمود: آیا می‏خواهی نگاه کنی به کسی که در سیما، اخلاق و رفتار به پیامبر(صلی الله علیه و آله) شباهت دارد؟» آنگاه حضرت علی اکبر(علیه السلام) را نزد آن مرد آورد.

مرثیه هشتم: حضرت علی اکبر(علیه السلام)

مقدمه

«السَّلَامُ عَلَیكَ یا أَوَّلَ قَتِیلٍ مِنْ نَسْلِ خَیرِ سَلِیلٍ[1]السّلام علی عَلِیٍّ الکبیر[2]

ای خداجلوه و نبی‏مرآت
مرتضی خصلت و حسین صفات
انبیا در جلال تو شده محو
اولیا بر جمال تو همه مات
خاتم الانبیا ز سر تا پا
سید الاوصیا ز پا تا سر
ماه کنعانِ سید الشهدا
یوسف کربلا علی اکبر
 

امام حسین(علیه السلام) به فردی که علاقه داشت چهرۀ مبارک پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را مشاهده کند، فرمود: «أَتُرِیدُ أَن تَنْظُرَ اِلَى مَنْ یشْبَهُ الرَّسُولَ(صلی الله علیه و آله) خَلْقَاً وَ خُلْقَاً وَ مَنْطِقَاً؛ آیا می‏خواهی نگاه کنی به کسی که در سیما، اخلاق و رفتار به پیامبر(صلی الله علیه و آله) شباهت دارد؟» آنگاه حضرت علی اکبر(علیه السلام) را نزد آن مرد آورد. آن مرد خوشحال شد، سپس امام(علیه السلام) از آن مرد سؤال کرد:«اَیهَا الرَّجُلُ مَا اَلَذُّ الْلَّذَائِذ؛ ای مرد! بالاترین لذتها چیست؟» سپس خود حضرت در پاسخ فرمود: «أَنْ یكُونَ عِنْدَكَ وَلَدٌ كَهَذَا؛ فَیمْشِی أَمَامَكَ؛ نزد تو فرزندی باشد مانند این (حضرت علی اکبر(علیه السلام)) که مقابلت راه برود.» و در ادامه دوباره حضرت سؤال کرد: «مَا أَشَدُّ الْأَحْزَانِ؛ سخت‏ترین مصیبتها [و حزنها] چیست؟» باز خود آن حضرت فرمود: «فَقْدُكَ كَهَذَا الْوَلَدِ؛ از دست دادن چنین فرزندی.»[3]

متن مرثیه

حال باید کشکول گدایی خود را برداریم و به در خانۀ حضرت علی اکبر(علیه السلام) برویم و خطاب به امام حسین(علیه السلام) بگوییم: آقا جان! چه گذشت به شما در آن لحظه‏ای که حضرت علی اکبر(علیه السلام) آمد و اذن میدان خواست؟

سید بن طاووس(ره) می‏نویسد: «فَأَذِنَ لَهُ ثُمَ‏ نَظَرَ إِلَیهِ نَظَرَ آیسٍ مِنْهُ وَ أَرْخَى عَینَهُ وَ بَكَى ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ اشْهَدْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَیهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ(صلی الله علیه و آله)؛[4] به او اجازه داد؛ اما به او نگاه مأیوسانه‏ای کرد و چشمان مبارکش را فروبست و گریه کرد. بعد از آن فرمود: خدایا! شاهد باش که به سوی این قوم [ظالم] شبیه‏ترین مردم به رسولت در سیما، اخلاق و رفتار حرکت کرد.»

گمان مدار که گفتم برو، دل از تو بریدم
نفس شمرده زدم همرهت پیاده دویدم
دلم به پیش تو، جان در قفات، دیده به قامت
خدای داند و دل شاهد است من چه کشیدم
 

حضرت علی اکبر(علیه السلام) وارد جنگ شد و این گونه رجز خوانی کرد:

أَنَا عَلِی بْنُ الْحُسَینِ بْنِ عَلِی
نَحْنُ وَ بَیتِ اللَّهِ أَوْلَى بِالنَّبِی‏
تَاللَّهِ لَا یحْكُمُ فِینَا ابْنُ الدَّعِی
أَضْرِبُ بِالسَّیفِ أُحَامِی عَنْ أَبِی‏
ضَرْبَ غُلَامٍ هَاشِمِی قُرَشِی[5]
 

جنگ نمایانی کرد، لحظه‏ای به طرف بابا برگشت. عرضه داشت: «یا أَبَتِ الْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنِی وَ ثِقْلُ الْحَدِیدِ قَدْ أَجْهَدَنِی فَهَلْ إِلَى شَرْبَةٍ مِنَ الْمَاءِ سَبِیلٌ؛[6] بابا! تشنگی جان مرا به لب رسانده، و سنگینی لباس جنگ مرا به رنج انداخته است. آیا جرعه آبی هست، بنوشم؟» امام(علیه السلام) فرمود: نه، عزیز دلم! بازگرد که نزدیک است به دست جدت رسول الله(صلی الله علیه و آله) سیراب شوی.

به میدان برگشت. جنگ سختی درگرفت. تیر به بدنش خورد. ناگاه صدایش بلند شد: «یا أَبَتَاهْ عَلَیكَ مِنِّی السَّلَامُ هَذَا جَدِّی یقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ یقُولُ لَكَ عَجِّلِ الْقَدُومَ عَلَینَا[7] آقا با عجله کنار بدن علی اکبر آمد، جنازۀ فرزند را بغل گرفت؛ اما دلش آرام نشد: «وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ؛ صورت به صورت جوانش گذاشت.» فرمود: «قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوكَ عَلَى الدُّنْیا بَعْدَكَ الْعَفَاءُ؛ خدا بکُشد آنکه تو را کشت. بعد از تو خاک بر سر دنیا.»[8]

پایان مرثیه

نه تیغ شمر مرا می‏کشد، نه نیزۀ خولی
زمانه کشت مرا لحظه‏ای که داغ تو دیدم
سزد به غربت من هر جوان و پیر بگرید
که شد به خون جوانم خضاب موی سفیدم[9]
 



[1]. بخشی از زیارت حضرت علی اکبر(علیه السلام)؛ ر.ک: المزار الکبیر، ابن مشهدی، ص487.

[2]. بخشی از زیارت دیگر ابا عبدالله(علیه السلام) در روز عاشورا؛ ر.ک: المزار الکبیر، ابن مشهدی، ص498.

[3]. الأثر الخالد فی الولد و الوالد، سید علی بن الحسین العلوی، منشورات دار الذخائر، قم، 1411ق، ج1، ص18.

[4]. اللهوف، ص113.

[5]. «من علی بن حسین بن علی هستم. ما و خانه خدا اولی هستیم به پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله). به خدا قسم! پسر زن بدکاره نمی‏تواند میان ما حکم کند (حکومت نماید)؛ امروز با شمشیر شما را می‏کُشم و از پدرم حمایت می‏کنم. با ضرب شمشیر جوان هاشمیّ قرشی.» ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص106.

[6]. اللهوف، ص113.

[7]. «ای پدر! درود خدا بر تو باد. اکنون جدم رسول الله(صلی الله علیه و آله) آمده و به تو سلام می‏رساند و می‏گوید: زود بیا پیش ما.» همان.

[8]. همان، ص114.

[9]. دیوان نخل میثم، غلامرضا سازگار، ج‏1، صص 215- 216- 227- 228.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٨ مهر ١٣٩٦ / شماره خبر : ٣٩٤٤٣٥ / تعداد بازدید : 116/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج