پنج شنبه ٠٢ آذر ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین > امام حسین علیه السلام 
ماهنامه مبلغان


مراثی حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و شهدای کربلا -6

حضرت قاسم بن الحسن(علیهما السلام)

روز عاشورا حضرت قاسم(علیه السلام) خدمت عموی خود، اباعبدالله الحسین(علیه السلام) آمد تا اذن میدان بگیرد. سخت است برای امام(علیه السلام) که به او اجازه بدهد؛ زیرا قاسم(علیه السلام) یادگار برادرش امام مجتبی(علیه السلام) است.

مرثیه ششم: حضرت قاسم بن الحسن(علیهما السلام)

مقدمه

«السَّلَامُ عَلَى الْقَاسِمِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی، الْمَضْرُوبِ هَامَتُهُ، الْمَسْلُوبِ لَامَتُهُ، حِینَ نَادَى الْحُسَینَ عَمَّهُ»[1]

ای حرمت خانۀ معمور دل
وی شجر عشق تو در طور دل
نجل علی درّ یتیم حسن
باب همه خلق زمین و زمن
همچو عمو ماه بنی ‏هاشمی
چشم و چراغ شهدا قاسمی[2]
 

متن مرثیه

روز عاشورا حضرت قاسم(علیه السلام) خدمت عموی خود، اباعبدالله الحسین(علیه السلام) آمد تا اذن میدان بگیرد. سخت است برای امام(علیه السلام) که به او اجازه بدهد؛ زیرا قاسم(علیه السلام) یادگار برادرش امام مجتبی(علیه السلام) است. بعد از پدر روی دامن ابی‏عبدالله(علیه السلام) بزرگ شده. در این لحظه آن حضرت به قاسم نگاهی کرد:

هر دو نگه بر رُخ هم دوختید
هر دو به مظلومی هم سوختید
هر دو ربودید ز سر هوش هم
هر دو فتادید در آغوش هم[3]
 

در این لحظه آن دو بزرگوار آنقدر گریه کردند که هر دو بی‏حال شدند.[4] با اصرار قاسم، امام(علیهما السلام) اجازۀ میدان رفتن به او داد.

خون دل از دیده روان ساختی
خویش به پای عمو انداختی
ای به تو حاجات، مرادم بده
جان عمو اذن جهادم بده
 

با چشمان اشکبار به میدان رفت و شروع به رجزخوانی کرد:

اِنْ تَنْکُرُونِی فَاَنَا ابْنُ الْحَسَن
سِبْطُ النَّبِیِّ الْمُصْطَفَی الْمُؤْتَمَن
هَذَا حُسَیْنٌ کَالْأَسِیرِ الْمُرْتَهَن
بَیْنَ اُنَاسٍ لَا سُقُوا صَوْبَ الْمُزَن[5]
 

جنگ نمایانی کرد؛ اما ناگاه شمشیری بر سرش فرود آمد. سر شکافته شد و با صورت به زمین افتاد. صدایش بلند شد: «یَاعَمَّاه!» امام(علیه السلام) با عجله کنار بدن قاسم آمد. راوی می‏گوید: «رَأَیتُ الْحُسَینَ قَائِماً عَلَى رَأْسِ الْغُلَامِ وَ هُوَ یفْحَصُ بِرِجْلِهِ وَ هُوَ یقُولُ بُعْداً لِقَوْمٍ قَتَلُوكَ؛[6] دیدم حسین بالای سر آن جوان ایستاده، و جوان پای خود را به زمین می‏ساید (در حال جان دادن است) و آن حضرت می‏فرماید: از رحمت خدا دور باد مردمی که تو را کشتند.»

پایان مرثیه

کاش نمی‏برد تنت کاین چنین
جان دهی و پای زنی بر زمین
دیده به روی عمو انداختی
صورت او دیدی و جان باختی

____________________________________________________
پی نوشت ها:

[1]. بخشی از زیارتنامه شهدای کربلا. ر.ک: المزار الکبیر، ابن مشهدی، ص490. 

[2]. شاعر: غلامرضا سازگار (ر.ک: نخل میثم، سازگار، ج1، صص 234 - 237)

[3]. همان. 

[4]. «جَعَلَا یبْكِیانِ حَتَّى غُشِی عَلَیهِمَا» ر.ک: بحار الانوار، ج45، ص34.

[5]. عوالم العلوم، سید هبۀ الله بحرانی، مؤسسه امام مهدی(علیه السلام)، قم، 1413ق، ج17، ص278.

[6]. مثیر الأحزان، ابن نما حلی، مدرسه امام مهدی(علیه السلام)، قم، 1406ق، ص69.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 207.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٦ مهر ١٣٩٦ / شماره خبر : ٣٩٤٤٣٣ / تعداد بازدید : 100/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج