چهارشنبه ٢٧ دی ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین 
ماهنامه مبلغان


فعالیت‌های امام صادق(علیه السلام)؛

از امام صادق(علیه السلام) بیاموزیم

روزهای میلاد و شهادت معصومین(علیهم السلام)فرصتی برای تقویت محبّت و معرفت آن بزرگواران به شمار می‌رود. 25 شوال سال 148ق روز شهادت امام صادق(علیه السلام) شناخته می‌شود. با توجه به این حادثه بزرگ تاریخی، در این نوشتار، درس‌هایی از زندگی امام ششم را مرور می‌کنیم.

از امام صادق(علیه السلام) بیاموزیم

محمود مهدی‌پور

روزهای میلاد و شهادت معصومین(علیهم السلام)فرصتی برای تقویت محبّت و معرفت آن بزرگواران به شمار می‌رود. 25 شوال سال 148ق روز شهادت امام صادق(علیه السلام) شناخته می‌شود. با توجه به این حادثه بزرگ تاریخی، در این نوشتار، درس‌هایی از زندگی امام ششم را مرور می‌کنیم.

مجموعه فعالیت‌های امام صادق(علیه السلام) را می‌توان در چند بخش زیر دسته بندی کرد:

1. فعالیت‌های عبادی؛

2. فعالیت‌های فرهنگی؛

3. فعالیت‌های سیاسی؛

4. فعالیت‌های اقتصادی؛

5. فعالیت‌های نظامی و دفاعی؛

6. فعالیت‌های بهداشتی ـ درمانی.

قبل از گزارش اقدامات صادق آل‌محمد(صلی الله علیه و آله)یادآور می‌شویم که امام یک فرد نیست، یک جریان بزرگ اجتماعی است، یک «امّت» است که مجموعه‌ای از تحولّات بزرگ اجتماعی را پدید می‌آورد و هدایت می‌کند. متأسفانه اغلب مؤلفان و محقّقان و زندگینامه‌نویسان، در پژوهش و نگارش زندگی پیشوایان بزرگ اسلام، به «امامت و رهبری» ایشان توجه نکرده و بر جزئیات اطلاعات شناسنامه‌ای و احوال و اوضاع زندگی شخصی آنان پرداخته‌اند، آن هم به صورت بسیار ناقص و نارسا، از این رو آگاهی امت اسلامی از ابعاد فکری، عبادی، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی کارنامه آسمانی معصومان(علیهم السلام)بسیار محدود و ناچیز و گاه ناهماهنگ و تحریف‌آمیز است.

پیوند استوار اقدامات هماهنگ و فعالیت‌های امامان عترت(علیهم السلام)با یکدیگر، کم‌تر مورد توجه قرار گرفته و تنها در آثار اندیشمندانی همچون مقام معظم رهبری(حفظه الله)در کتاب «انسان 250 ساله» و اثر استاد محقق محمد رضا حکیمی با عنوان «امام در عینیت جامعه» و نیز اثر اندیشمند بزرگی مثل جلال الدین فارسی در کتاب «انقلاب تکاملی اسلام» تا حدودی می‌توان طول و عرضِ کارنامه امام و امامت را مشاهده کرد و به نقش متمِّم بودن و مکمِّل بودن زندگی آنان توجه کرد.

شناخت تقطیع شده فعالیت‌های افراد به طور از هم گسیخته و بدون ارتباط با دیگر اقدامات، شبحی تار و بسیار ناقص از سیمای آنان ارائه می‌دهد. همانگونه که در تقطیع گفتار و سخنان هر فرد، بدون توجه به شأن صدور و شناخت زمان و مکان و مخاطبان گوینده، زمینه فهم و برداشت ناقص و نادرست فراهم می‌آید، بازگو کردن فعالیت انسان‌ها، به ویژه شخصیت‌های تأثیرگذار اجتماعی، بدون ارتباط اقدامات با یکدیگر و بدون شناخت زمینه و زمانه هر فعالیت و اوضاع و احوال، اقدام و عمل، گاهی سیمای نادرست و تحریف شده‌ای از بزرگان ترسیم می‌کند و مشاهده مصالح ساختمانی و قطعات یک دستگاه، هیچ‌گاه نشان‌دهنده ترکیب اصلی و اهداف و آرمانهای پنهان در مجموعه یک ساختمان باشکوه و یک سامانه و سیستم طبیعی یا صنعتی نیست. مورّخان و زندگینامه‌نویسان فقط قطعاتی از زندگی علمی و اعتقادی، عبادی، اخلاقی و اقتصادی و سیاسی امام صادق(علیه السلام)را برای نسل‌های بعدی نگهداری کرده‌اند. اما ترکیب و تحلیل این گزارش‌های محدود و پراکنده و شناخت ارتباط فعالیت‌های تاریخی آن بزرگوار با امامان قبل و بعد از ایشان و شناخت جریان تاریخی انبیاء و اولیای الهی، کاری آسان نیست.

امامت و نبوّت حلقه‌های یک زنجیره به هم پیوسته است که از عرش الهی آویخته شده و قطرات یک چشمه‌سار زلال است که ریشه در ابر رحمت الهی دارد.

توجه به آیه شریفه ذیل، به وضوح این مطلب کمک می‌کند: ]آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکتِهِ وَ کتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَک رَبَّنا وَ إِلَیک الْمَصیر[.[1]

پیام‌آور الهی و همچنین مؤمنان (که پیشوایان الهی در صدر آنان قرار دارند) همه به خدا و فرشتگان و کتب آسمانی و رسولان الهی ایمان آورده‌اند، امت اسلامی همه را باور دارد و هیچ کدام را ندیده نمی‌گیرد و آنان همه در برابر او اعلام شنیدن و فرمانبری می‌کنند و خواهان آمرزش اویند و به زندگی جاوید ایمان دارند.

امام صادق(علیه السلام)همانند هر رهبر اجتماعی در برابر سه جریان مختلف قرار داشته‌اند.

1. جریان هواداران و علاقمندان و شیعیان که با تمام توان از آن بزرگوار پیروی و تبعیت می‌کردند؛

2. جریان معاند و مخالفی که در صدد قتل و تبعید و محو و حذف اندیشه و آرمانهای حضرت از جامعه اسلامی بودند؛

3. جریان پرشمار ولی ناآگاه و غافل و بی‌خبری که در نوسان بین موافقان یا مخالفان قرار داشتند و هر روز ممکن بود به اردوگاه حامیان یا معارضان تفکر ناب اهل‌بیت(علیهم السلام)بپیوندند.

در برابر هر پیام و هر امام و رهبران حق و باطل، این سه گروه اجتماعی وجود دارند. مهم آن است که در تشخیص این سه گروه دچار اشتباه نشویم و حق و باطل را درست تشخیص دهیم و در برابر هر کدام، مواضع معقول و مقبول دین و اخلاق و فطرت انسانی انتخاب کنیم.

ما در این مقاله سه نمونه از برخوردهای امام صادق(علیه السلام)را در ارتباط با این گروه‌های سه گانه یادآور می‌شویم:

برخورد با مدعیان ناآگاه

شقیق بلخی از امام صادق(علیه السلام)درباره «فتوت و مردانگی» پرسید، حضرت به او فرمود: «تو خود فتوت را چگونه روشی می‌دانی؟» شقیق پاسخ داد: فتوت این است که اگر چیزی به ما ببخشند شکر می‌گزاریم و اگر دریغ ورزند صبوری پیشه می‌کنیم.

امام(علیه السلام)فرمود: «سگ‌های مدینه هم بر همین سبک و سیاق زندگی می‌کنند.»

شقیق گفت شما فتوت را چگونه تفسیر می‌کنید؟ حضرت فرمود: «اگر به ما عطا شود ایثار می‌کنیم و اگر از ما دریغ شود، باز خدا را شکرگزاریم.»[2]

برخورد با ستمگران حیله‌گر

1. منصور دوانقی در نامه‌ای به امام نوشت (از کوفه به مدینه) چرا شما همانند دیگران که به محضر ما می‌رسند و به مجلس ما می‌آیند، به مجلس ما نمی‌آیی؟

حضرت اینگونه جواب داد:

«لَیسَ لَنَا مَا نَخَافُک مِنْ أَجْلِهِ وَ لَا عِنْدَک مِنْ أَمْرِ الآخِرَةِ مَا نَرْجُوک لَهُ وَ لَا أَنْتَ فِی نِعْمَةٍ فَنُهَنِّیک وَ لَا تَرَاهَا نَقِمَةً فَنُعَزِّیک بِهَا فَمَا نَصْنَعُ عِنْدَک؟؛ یعنی: ما نه سرمایه‌ای داریم که بیم گرفتن آن داشته باشیم و نه تو کالای اخروی داری که بدان چشم بدوزیم. نه تو نعمتی جدید بدست آورده‌ای که به تو تبریک و تهنیت بگوییم و نه آنچه را داری نقمت و مصیبت می‌دانی که تو را دلداری و تسلیت دهیم. پس چرا پیش تو حضور یابیم.»

منصور گفت: بیا نزد ما تا ما را نصیحت کنی.

امام در پاسخ نوشت: «هر کس دنیا را بخواهد تو را نصیحت نخواهد کرد و هر کس آخرت بخواهد با تو رفت و آمد نخواهد کرد.»[3]

2. احمد بن عمرو بن مقدام رازی می‌گوید:

روزی مگس بر چهره منصور دوانقی نشست و او آن را دور کرد. بار دیگر مگس برگشت و او هم مگس را تاراند. آنقدر این جریان تکرار شد که منصور به تنگ آمد و ناراحت شد، در این هنگام امام صادق(علیه السلام)بر منصور وارد شد: منصور رو به امام کرد و گفت: «یا أبَا عَبْدِ اللَّهِ لِمَ خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَی الذُّبَابَ؛ خداوند چرا مگس را آفریده است»، حضرت در پاسخ فرمود: «لِیذِلَّ بِهِ الْجَبَابِرَةَ؛ تا جباران را با آن خوار و ذلیل کند».[4]

فعالیت‌های فرهنگی

بیان معارف قرآنی، آموزش احکام شرعی، شبهه‌زدایی در زمینه معارف اعتقادی و تاریخی، بیان فلسفه قوانین الهی، نقل احادیث نبوی، ارشاد ناآگاهان در مسائل دینی، تفسیر و پرده‌برداری از آیات قرآنی و بیان نقش دین در مشکلات اجتماعی، گوشه‌ای از تلاش صادق آل محمد(صلی الله علیه و آله)است.

شخصی به نام ابن ابی‌حازم می‌گوید: نزد جعفر بن محمد(علیهما السلام)بودم که دربان حضرت وارد شد و گفت: سفیان ثوری «رهبر گروهی از صوفیان زمان حضرت» بر درب خانه ایستاده منتظر ورود است.

حضرت فرمود: به او اجازه ورود بده.

سفیان وارد شد، امام به او فرمود: تو آدمی تحت نظر دستگاه حکومتی هستی و من از آنان بیم دارم، بدون آنکه بی‌احترامی باشد، برو بیرون.

سفیان گفت: برایم یک حدیث بگو تا بشنوم و بروم.

امام جعفر صادق(علیه السلام)فرمود: پدرم از جدّم از رسول خدا(صلی الله علیه و آله)نقل کرده که فرمود: مَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِ نِعْمَةً فَلْیحْمَدِ اللَّهَ؛ هر کس خدا به او نعمتی می‌دهد خدا را حمد کند، وَ مَنِ اسْتَبْطَأَ الرِّزْقَ فَلْیسْتَغْفِرِ اللَّهَ؛ هر کس روزی‌اش دیر می‌رسد استغفار کند، وَ مَنْ حَزَنَهُ أَمْرٌ فَلْیقُلْ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ؛ هر کس از چیزی غمگین است لا حول و لا قوه الا بالله بگوید.

وقتی سفیان خواست که خارج شود، فرمود: این سه نکته را بگیر که چه سه نکته‌ای است.[5]

هدایت فرهنگی عامه مردم و حتی رهبران جناح‌ها و گروه‌های اجتماعی و سیاسی مثل ابوحنیفه، مالک بن انس، سفیان ثوری، پیشوایان زیدیه و دیگران بخشی از تلاش‌های صادق آل محمد(صلی الله علیه و آله)است.

دفاع فرهنگی از نظام امامت؛ اصلاح فکر و اندیشه عمومی در مسائل اعتقادی؛ هدایت جامعه به سوی اخلاق قرآنی؛ نشر و آموزش احکام و قوانین الهی؛ حتی آموزش‌های طب و معارف بهداشتی و درمانی، بخشی دیگر از تلاش‌های فرهنگی حضرت است که نمونه‌های تاریخی و حدیثی فراوان دارد.

فعالیت‌های عبادی

کارهای عبادی، فعالیت‌هایی است که به قصد قربت و نزدیک شدن به خدای متعال و جلب رضای الهی انجام می‌شود. نماز، دعا، روزه، حج، نذر، قربانی، استغفار، طواف، تلاوت قرآن، سجود و شکرگزاری، مدح و ثنای الهی و... نمونه‌هایی از فعالیت‌های عبادی به شمار می‌رود.

امام ششم در این بخش همچون سایر بخشهای زندگی الگوی جامعه بشری است، الگوی دعا، الگوی نماز، الگوی روزه‌داری، اسوه حج گزاری و نیایش و استغفار و تندیس انس با خدا و تعظیم و تسبیح و حمد و ثنای خداوند متعال است. به چند نمونه از این فعالیت‌های عاشقانه و مخلصانه اشاره می‌کنیم:

مالک بن انس فقیه بزرگ مدینه می‌گوید:

من مکرر بر امام صادق جعفر بن محمد(علیه السلام)وارد می‌شدم بر من احترام می‌گذاشت، بالش برایم می‌آورد و می‌گفت: من به تو علاقه دارم، من هم خوشحال می‌شدم و خدا را شکر می‌کردم، وقتی آن حضرت را می‌دیدم از سه حال بیرون نبود، یا در حال روزه بود، یا به نماز مشغول بود، یا ذکر خدا بر زبانش جاری بود. او از عابدان بزرگ و زاهدان برجسته و از آن‌ها بود که خشیت خدای عزوجل در دل داشتند، زیاد حدیث نقل می‌کند. نشستهای او دلپذیر و پرفایده بود.

وقتی حدیثی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله)بازگو می‌کرد آنچنان تحت تأثیر قرار می‌گرفت که رنگش تغییر می‌کرد گاهی سبزه و گاهی زرد رنگ می‌شد. بطوری که آشنایان نمی‌شناختند.

یک سال با آن حضرت به حج رفتم. وقتی به میقات رسیدیم و شتر حضرت توقف کرد، خواست ذکر لبّیک را برای محرم شدن بر زبان آورد. مکرر صدایش در گلو قطع شد و نزدیک بود از مرکب بر زمین افتد. گفتم: یابن رسول الله، چاره‌ای از گفتن لبیک نیست. فرمود: پسر عامر، چگونه جسارت کنم و بگویم: لبیک، اللهم لبیک، و بیم آن دارم که خدای عزوجل بگوید: لا لبیک و لا سعدیک.[6]

 

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. بقره / 285.

[2]. میزان الحکمه، محمدی ری‌شهری، دارالحدیث، قم، ج1، ص 21.

[3]. کشف الغمه، علی بن عیسی اربلی، بنی‌هاشمی، تبریز، 1381ش، ج 2، ص 448.

[4]. همان، ج 2، ص 158.

[5]. همان، ج 2، ص 157.

[6]. روضهٔ المتقین، محمد بن فتال نیشابوری (متوفاق 508)، انتشارات الشریف الرضی، قم، ص 212.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 209.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ١٣ آذر ١٣٩٦ / شماره خبر : ٣٩٥٦٦٦ / تعداد بازدید : 342/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج