يکشنبه ٢٥ آذر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > فرهنگ و اندیشه > خانه و خانواده 
ماهنامه مبلغان


فتنه یا زینت!؛ بررسی دیدگاه شریعت دربارۀ جمعیت (2) -4

شبهه چهارم: فرزندآوری و اقتصاد

آیا با وجود شرایط دشوار اقتصادی و نرخ تورم و بیکاری موجود، اقدام به فرزندآوری غیر منطقی و غیر عاقلانه نیست؟ این پرسش یکی از اساسی‎ترین سؤالات مطرح در مقولۀ فرزندآوری است که برای فهم درست و کامل آن باید رابطۀ میان توان اقتصادی و فرزندآوری بیش‏تر را بررسی کنیم.

شبهه چهارم: فرزندآوری و اقتصاد

آیا با وجود شرایط دشوار اقتصادی و نرخ تورم و بیکاری موجود، اقدام به فرزندآوری غیر منطقی و غیر عاقلانه نیست؟

این پرسش یکی از اساسی‎ترین سؤالات مطرح در مقولۀ فرزندآوری است که برای فهم درست و کامل آن باید رابطۀ میان توان اقتصادی و فرزندآوری بیش‏تر را بررسی کنیم.

در اینکه شرایط کنونی اقتصاد کشور مطلوب نیست و اینکه مشکلات اقتصادی کنونی جامعه باید هرچه زودتر حل شوند، هیچ تردیدی نیست. واقعیت این است که یکی از اصلی‏ترین وظایف حکومت، رسیدگی به مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم است؛ اما آیا هر اندازه توان مالی و اقتصادی مردم افزایش یابد، تمایل بیش‏تری به فرزندآوری پیدا می‏کنند؟

از نظر جمعیت شناسان و داده‎های آماری موجود، نه تنها میان توان مالی و تعداد فرزندان رابطۀ مستقیمی وجود ندارد؛ بلکه این نسبت برعکس نیز هست؛ یعنی در بسیاری از کشورهایی که سطح اقتصادی پایینی دارند، زاد و ولد زیاد بوده و کشورهایی که درآمد بالایی دارند، تعداد فرزند کم‏تری دارند. به چند نمونه توجه کنید:

الف) در میان تمام قاره‏ها، آفریقا که فقیرترین کشورها را دارد، بیش‏ترین آمار زاد و ولد و اروپا با شرایط اقتصادی بسیار مطلوب‏تر، کم‏ترین آمار رشد جمعیت را با میانگین سنی 40 سال داراست؛

ب) اولین کشور ثروتمند جهان «موناکو» است که دومین کشور کوچک و کم جمعیت دنیا نیز هست. درآمد سالانۀ این کشور 183.150 دلار است؛ اما در عین حال نرخ رشد جمعیت آن 33% می‏باشد؛‌

ج) در کشورهای منطقۀ غرب آسیا، افغانستان با نرخ باروری حدود 6 فرزند به ازای هر زن‌، رتبۀ اول را در منطقه و همین آمار در کشور ترکیه حدود 2 فرزند است؛

د) در استانهای کشور خودمان نیز، بیش‏ترین ثبت ولادت متعلق به استان سیستان و بلوچستان، هرمزگان و گلستان است و کم‏ترین میزان ثبت ولادت متعلق به استانهای گیلان و مازندران است. این در حالی است که مردم مازندران با میانگین درآمد سالانۀ 11 میلیون و سیصد هزار تومان به ازای هر نفر، پردرآمدترین مردم کشور ما هستند؛

هـ) شاهد دیگر اینکه، کسانی که بین سه تا چهار دهه از عمرشان گذشته، بی‏شک این گونه قضاوت می‏کنند که امروزه در جامعۀ ما توان اقتصادی خانوارها بیش‏تر از خانوادههای دهۀ شصت است؛ اما چرا خانواده‏هایی که در دهۀ شصت قرار داشتند،‌ بیش از خانواده‏های دهۀ 90 به فرزندآوری تمایل داشتند؟

و) آیا کسانی که در اطراف شما به یک یا دو فرزند بسنده کرده‏اند، تنها به دلیل عدم توانایی اقتصادی برای ادارۀ فرزند است؟

با این توضیحات، باید پذیرفت در کنار گرانی و شرایط اقتصادی نامطلوب کنونی،‌ سبک زندگی ما نیز عوض شده است؛ قناعت در زندگی ما بسیار کم و توقعات ما بسیار بیش‏تر از اندازۀ نیاز شده است و تعداد زیادی از تقاضاهایی که واقعاً از نیازهای اساسی زندگی نیست، وارد حلقۀ نیازهای ما گشته است.

در سبک زندگی مادی و مدرنیته، مصرف بیش‏تر، فارغ از اینکه نیاز واقعی باشد یا نباشد، نشانۀ خوشبختی است. در این سبک زندگی، کسانی که توانایی مصرف بیش‏تر را ندارند، خوشبخت نیستند و فقیر محسوب می‏شوند. از این منظر، اگر ما به زندگی صرفاً نگاه مصرف‌گرایانه داشته باشیم، هر اندازه که از نظر اقتصادی توانمند شویم، دارایی خود را خرج مصرف بیش‏تر می‏کنیم، نه اینکه انگیزهای برای فرزندآوری بیش‏تر داشته باشیم. البته هیچ گاه مکتب اسلام با رفاه مخالف نیست؛ اما نگاه الهی با اصالت دادن به رفاه مخالف است.

در کشور خودمان بسیارند کسانی که وضعیت اقتصادی خوبی دارند و از نظر امکانات زندگی نیز تأمین هستند؛ ولی باز ناسپاسی کرده و از وضعیت بد اقتصادی گلایه می‏کنند. این افراد نه فقط در مبحث افزایش جمعیت؛ بلکه در هر مقوله‎ای مسائل و مشکلات اقتصادی را مطرح می‎کنند و آن را دلیل اصلی تمام مشکلات بشر می‏دانند. این روحیه ناشی از همان نگاه مصرف گرایانۀ مادی و نتیجۀ اصالت بخشیدن به رفاه و لذت بیش‏تر و فاصله گرفتن از مفاهیم و مبانی دینی است. به راستی، آیا نسل قبل که فرزند بیش‏تری می‏آورد، به این دلیل بود که پول بیش‏تر و شرایط اقتصادی بهتری داشت؟

باید به این مسئله توجه داشت که در خلال سالهای 65- 55 که هیچ برنامۀ کنترلی برای جمعیت وجود نداشت، رشد جمعیت به رقم بی سابقه 4 درصد رسید و جمعیت ایران در فاصلۀ کوتاهی چند برابر شد. کودکانی که در این فاصله به دنیا آمدند، در دهۀ هفتاد وارد بازار کار شدند و به همین دلیل، در فاصلۀ سالهای 79- 75 جمعیت کار دو برابر شد.[1]آنگاه به خاطر عدم استفاده از منابع عظیم کشور، نتوانستیم برای آنها شغل ایجاد کنیم و بروز این مشکل در جامعۀ آن روز قابل انکار نیست. به طوری که طبق آمار رسمی کشور که توسط وزارت کار منتشر شد، تعداد بیکاران حال حاضر در کشور حدود سه و نیم میلیون نفر است که البته بر اساس واقعیت میدانی ملموس، باید بگوییم حدود پنج میلیون بی‏کار در کشور داریم.

با وجود این توضیحات، باید دانست که در شرایط کنونی آمارهای جمعیتی اعلام می‎دارند که اگر همین طور پیش برویم، در آیندهای نه چندان دور، این بار با مشکل کمبود شدید نیروی کار مواجه خواهیم شد؛ چراکه بالا رفتن درصد جمعیت سالمند در کشور به معنای کم شدن نیروی کار فعال و جوان است.

بر خلاف آنچه عده‏ای تصور می‏کنند که هر اندازه جمعیت بیش‏تر شود، موقعیت کاری کم‏تر می‏شود، باید گفت اتفاقاً رشد جمعیت در بالا رفتن میزان اشتغال مؤثر است. امروزه از نظر اقتصاددانان برجستۀ جهانی، رشد اقتصادی و تغییر عوامل کمّی اقتصاد که در رأس آن افزایش تولید ناخالص داخلی است، با شدت جمعیت و اندازۀ آن از نظر کمّی و کیفی کاملاً مرتبط است.

از نگاه علم جمعیت شناسی، یک جمعیت در حال رشد و جوان احتیاج بیش‏تری به کالاها و خدمات دارد. علاوه بر آن، افزایش تقاضا برای امکانات، مسکن، املاک و مستغلات در جوامع جوان بیش‏تر می‏شود. با افزایش نیازهای متعدد جمعیت در حال رشد، باید مردم بیش‏تری به کار گرفته شوند تا کالاها و خدمات و نیازهای جمعیت را تدارک ببینند. از طرف دیگر، چون باید کارگران بیش‏تری وارد چرخۀ کار در بخشهای صنعتی، خدمات و کشاورزی شوند، به کارخانه‏ها و کارگاه‏های بیش‏تری نیاز است و همین سلسله باعث ایجاد فرصت شغلی بیش‏تر و اقتصاد پویا برای هر کشوری می‏شود.

طبق آخرین آمار رسمی، نرخ بیکاری در جامعۀ ما حدود 12% است که اگر این نرخ بیکاری را 17% نیز محاسبه کنیم، باز هم باید گفت در حال حاضر ما با کشورهای در حال توسعه تفاوت چندانی نداریم. البته بدون هیچ تردیدی مسئولین و دولتمردان باید مشکل بی‏کاری را به صورت اساسی حل نمایند؛ ولی نباید فکر کرد که تنها با حل مشکل بی‏کاری، مسئلۀ جمعیت در جامعه حل می‏شود؛ زیرا اگر نرخ بی‏کاری در جامعۀ ما 20% هم باشد، به این معناست که 80% دارای شغل هستند؛ اما چرا بسیاری از این 80% به فرزندآوری بیش‏تر رغبت ندارند؟

از طرفی به واقعیت مهم دیگری باید توجه نمود و آن اینکه زنان در جامعۀ ما موقعیتهای شغلی زیادی را در اختیار دارند، به طوری که طبق آخرین آمار از وضعیت بازار کار، از 24 میلیون شاغل در کشور، 5 میلیون آنها را زنان تشکیل می‏دهند. بسیاری از کارفرمایان به خاطر حقوق کم و عدم استفاده از خدمات بیمه، به جذب نیروی کار زن و جایگزینی آنان با نیروی مرد تمایل دارند و متأسفانه بسیاری از زنان در شغلهایی مشغول به کار هستند که زنانه نبوده، با روحیات و شخصیت آنان سازگار نیست.

ضمناً باید دانست بسیاری از جمعیت زنان شاغل، برای زندگی بهتر تلاش و کار می‏کنند، نه برای تأمین ملزومات زندگی، و در حالی مشغول به کار هستند که همسرانشان نیز شاغل هستند. البته مقصود این کلام، زنان سرپرست خانواده نیست؛ چراکه آنان با هدف ادارۀ خانوادۀ خود مشغول به کار هستند.

حال با توجه به اینکه اولویت در اشتغال با مردان است؛ چرا که از نظر شرعی و قانونی و حتی از نگاه عرف، این مردان هستند که باید عهده‏دار مخارج خانواده باشند، پس تا وقتی که در یک جامعه مردان بی‏کار وجود دارند، نباید فرصت شغلی را به زنانی داد که برای زندگی بهتر تلاش می‏کنند. آیا تا به حال به این مسئله فکر کرده‏ایم که اگر زنان از شغلهای غیر زنانه کنار بروند، برای مردان چه اندازه فرصت شغلی ایجاد می‏شود؟

با مرور آنچه گفته شد، روشن میگردد که اگرچه شرایط نامطلوب اقتصادی و نرخ بی‏کاری در فرزندآوری خانواده‎ها مؤثر است و البته وظیفۀ بدیهی حکومت، بهبود شرایط اقتصادی موجود است؛ اما باید دانست که بخش زیادی از مشکلات اقتصادی خانواده‎ها ناشی از شیوع نیازهای غیرضروری و کاذب و ترویج سبک زندگی مصرف‌گرایانه و غربی است، لذا می‎توان نتیجه گرفت شرایط اقتصادی، اولین و اصلی‏ترین مانع فرزندآوری خانوارها نیست.

دو پرسش روشنگر برای مباحثه با مخالفان فرزندآوری:

1. با توجه به آیۀ: «إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» آیا کسی هست که مدعی شود بعد از ازدواج شرایط مالی و اقتصادی‎اش نسبت به قبل از ازدواج بدتر شده است؟

2. یا به دلیل آیۀ: «نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ» آیا کسی هست که مدعی شود بعد از فرزند دار شدن، شرایط مالی و اقتصادیاش نسبت به قبل بدتر شده است؟

ادامه دارد...

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. فصلنامه جمعیت، سازمان ثبت احوال کشور، تابستان 1391ش، ش 80، ص 13.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 217.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٣ مهر ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٢٩٢٥ / تعداد بازدید : 208/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج