سه شنبه ٢٢ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > فرهنگ و اندیشه > خانه و خانواده 
ماهنامه مبلغان


وظایف ما در برابر سالمندان -2

وظايف جامعه

در جامعه اسلامي، تمام آحاد مردم، هم خود محترم‌اند و هم موظف به رعايت احترام به ديگران هستند؛ اما از ديدگاه اسلام گروهي از مردم دارای احترام و تعظيم ويژه‌اي هستند كه بزرگ‌سالان و سالخوردگان از اين گروه‌اند.

ب) وظايف جامعه

در جامعه اسلامي، تمام آحاد مردم، هم خود محترم‌اند و هم موظف به رعايت احترام به ديگران هستند؛ اما از ديدگاه اسلام گروهي از مردم دارای احترام و تعظيم ويژه‌اي هستند كه بزرگ‌سالان و سالخوردگان از اين گروه‌اند. آنان از آن جهت که عمری را در راه اسلام و مکتب به سر برده و گنجینه‌ای از تجربیات و آگاهی‌ها به شمار می‌آیند، انسانهایی پرارج و گران‌قدرند؛ زیرا آنان در دوران زندگی سردی و گرمی بسیار چشیده‌اند و می‌توانند برای جامعه رهنمای خیر و سعادت باشند.

منابع اسلامي نشان مي‌دهد كه جامعه نيز همانند نظام خانواده موظف به تكريم و رفع نيازهاي مادي و معنوي بزرگ‌سالان و سالمندان جامعه است. از ديدگاه اسلام، اين گروه از جامعه افراد ذي‌قيمتي هستند كه تكريم آنان بر همگان لازم است.

نقطه مقابل دستورات متعالی اسلام، دیدگاه جوامع غربی به جایگاه این گروه از جامعه است. نوع نگرش عمومي در غرب به اين گروه سني به گونه‌اي است كه آنان را ورشكست كنندگان «صندوق نظام تأمين اجتماعي» مي‌شناسند. به تعبير آنها، ارزش انسان تا زماني است كه داراي مشاركت اجتماعي باشد؛[1] اما اكنون كه کارآیی خويش را از دست داده‌اند و نمي‌توانند در مشاركتهاي اجتماعي حضور فعالي داشته باشند، باید به خانه‌هاي سالمندان سپرده شوند؛ اما آموزه‌هاي ديني وظايف جامعه را نسبت به بزرگ‌سالان و مو سفيدان چنین مي‌داند:

1. احترامو تکریم

كم نيستند افرادي كه معيار ارزشها را در ظواهر دنيا مي‌بينند. چنين افرادي، نه تنها رشد و پيشرفت را در ماديات جستجو مي‌كنند؛ بلكه هر كسی كه خانه، زندگي و سر و وضع بهتري دارد، بيش‏تر احترام مي‌كنند. آنان در حقيقت براي لباس، ژست، قيافه، موقعيت، مقام و ثروت ديگران ارزش قائل‌اند.

در نظام ارزشي اسلام، احترام انسانها به ارزش وجودي آنهاست و بزرگ‌سالان و ریش‌سفیدان در پيشگاه خداوند متعال عزتمند هستند که جامعه اسلامي به خاطر چنين عزتي، آنان را عزيز و محترم مي‌شمرد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) جامعه را بر تكريم آنان سفارش مي‌فرمود[2]و از جمله می‏فرماید: «مَنْ وَقَّرَ ذَا شَيْبَةٍ فِي الإِسْلامِ آمَنَهُ اللَّهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ؛[3]كسي كه مسلماني را كه موى خود را در اسلام سفيد كرده،‏ تجليل و تکریم کند، خداوند او را از ترس روز قيامت ايمن مى‏دارد.»

در روايت است پيرمردى به حضور رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شرفياب شد. كسانى كه در محضر آن حضرت بودند، رعايت احترامش را ننمودند و در جا دادن به او كندى کردند. حضرت از اين رفتار برخلاف ادب اصحاب ناراحت شد و به آنان فرمود: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يَرْحَمْ صَغِيرَنَا وَ لَمْ يُوَقِّرْ كَبِيرَنَا؛[4]كسى كه به خردسالان ما ترحّم و به پيران ما تكريم نکند، از ما (مسلمانان) نيست.»

همچنین به «انس بن مالك» مي‌فرمايد: «... وَقِّرْ كَبِيرَ الْمُسْلِمِينَ وَ ارْحَمْ صَغِيرَهُمْ أَجِئْ أَنَا وَ أَنْتَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَهَاتَيْنِ وَ جَمَعَ بَيْنَ الْوُسْطَى وَ الْمُسَبِّحَةِ؛[5]سالخوردگان مسلمين را احترام كن و بر کودکانشان رحم آور تا من و تو این‌طور - حضرت انگشت سبّابه و انگشت بزرگ دست خود را جفت كردند- با هم در روز قيامت وارد شويم.»

سفارشهاي معصومان(علیهم السلام) در پاسداشت مقام بزرگ‌سالان نشانگر مقام و منزلت آنان در پيشگاه خداوند متعال است. امام صادق(علیه السلام) مي‌فرمايد: «مِنْ إِجْلالِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إِجْلالُ الْمُؤْمِنِ ذِي الشَّيْبَةِ وَ مَنْ أَكْرَمَ مُؤْمِناً فَبِكَرَامَةِ اللَّهِ بَدَأَ وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِمُؤْمِنٍ ذِي شَيْبَةٍ أَرْسَلَ اللَّهُ إِلَيْهِ مَنْ يَسْتَخِفُّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ؛[6]احترام گذاشتن به مؤمن ریش سفيد، احترام به خداست و هر كه مؤمنى را گرامى دارد، خدا را گرامى داشته و هر كه مؤمن سفيد موى را سبك شمارد، خداوند كسي را قرار مي‌دهد تا قبل از اينكه آن آزار دهنده بميرد، در همين دنيا مجازات خود را ببيند.»

2. حمايت

بسیاری از بزرگ‌سالان و سالمندان به دليل كهولت و كاهش توانایی‌هایشان، از اقشار آسيب‌پذير جامعه محسوب مي‌شوند. مهم آن است که هر یک از این دو گروه تحت توجه و حمايتهاي لازم قرار گيرند و نيازهاي آنان در ابعاد مختلف جسمي، اقتصادی، اجتماعي و رواني مورد ارزيابي و پاسخگويي قرار گيرد. بيماري، ناتواني، اختلالات ذهني، درگذشت همسر، فقر و بسياري عوامل اجتماعي ديگر، باعث مي‌شود تا نيازهاي اين گروه از جامعه در پاره‌اي از موارد متفاوت با نيازهاي ساير اقشار جامعه باشد.

گاه اين حمايتها مادي است كه فرزندان صالح و انسانهاي با ايمان موظف به رسيدگي به مشكلات مادي آنان مي‌باشند و گاه حمايت، غير مادي است. به اين معنا كه آنان نبايد در جامعه به فراموشي سپرده شوند و زحمات گذشته آنان ناديده گرفته شود. اين عدم فراموشي بدان معناست كه از تجربيات آنان در بخشهاي مختلف استفاده شود تا آنان تصور نكنند كه پس از يك عمر تجربه در جامعه رها شده‌اند.

اهميت این كمك به اندازه‌اي است که معصومان(علیهم السلام) یکی از ويژگی‌های شیعیان و پیروان خویش را کمک به نيازمندان دانسته‌اند. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «امْتَحِنُوا شِيعَتَنَا ... إِلَي أَمْوَالِهِمْ كَيْفَ مُوَاسَاتُهُمْ لاخْوَانِهِمْ فِيهَا؛[7] شيعيان ما را با سه چيز امتحان كنيد: (يكى از آنها) نسبت به اموالشان كه با برادران دينى خود تا چه مقدار كمك و همراهى مي‌كنند!»

يکی از یاران امام صادق(علیه السلام) می‌گوید: من نزد آن حضرت بودم كه مردى [از راه دور] خدمت ایشان رسید. (پس از مدتي) امام از او پرسيد: برادرانت را در چه حالى ترك كردى؟ او از برادران دينى‏اش به خوبى ياد كرد و در ستايش آنها تعریف بسیار نمود. امام به او فرمود: ثروتمندان چه مقدار به عيادت تهيدستان مى‏روند و جوياى احوال آنها مى‏شوند؟ عرض کرد: بسیار کم. حضرت فرمود: ارتباط مالى ثروتمندان با نيازمندان چگونه است؟ [آيا توانگران به تهيدستان از نظر مالى كمك مى‏كنند]؟ عرض كرد: شما از اخلاق و صفاتى ياد مى‏كنيد كه [اساساً] بين آنها نيست. امام(علیه السلام) فرمود: «فَكَيْفَ تَزْعُمُ هَؤُلاءِ أَنَّهُمْ شِيعَةٌ؛[8] پس چگونه مى‏پنداري كه آنان از شيعيان هستند؟»

گفتني است بر اساس آموزه‌های اسلامی، کمکی باارزش است که در آن آبرو و احترام افراد حفظ شود و سرافکندگی نیازمندان را به همراه نداشته باشد، وگرنه نه تنها احسان نتيجه مثبتي نخواهد داشت؛ بلكه مايه انزجار و نفرت نيز خواهد شد.

در سیره ائمه(علیهم السلام) و به خصوص حضرت علی(علیه السلام) مراجعه شبانه و ناشناس به منازل نیازمندان و یتیمان و برآورده کردن نیاز مالی و خوراکی آنان، کاملاً مشهور است. از جمله در سیره امام سجاد(علیه السلام) می‌خوانیم که با استفاده از تاریکی شب و به صورت ناشناس، به خانواده‌های مستمند کمک می‌کرد.[9] ایشان پسرعمويى داشت که شبانه به او كمک می‌کرد؛ اما او امام را نمى‏شناخت و از اینکه دیگران به او کمک می‌کنند؛ اما امام از او دستگيرى نمى‏كند، ناراحت بود و حتی امام را نفرین می‌کرد؛ ولی امام گفته‌های او را مى‏شنيد، و خودش را به او معرفى نمى‏كرد و زمانی که امام به شهادت رسید و کمکهای شبانه آن پسرعمو قطع شد، وی متوجه موضوع شد.[10]

اين نكته نشانگر اهميت فوق‏العاده آبروى مؤمن از ديدگاه اسلام است؛ زیرا اسلام هرگز اجازه نمى‏دهد كه به خاطر يك كمك و احسان، آبروى مسلمانى لکه‌دار و قلبش جريحه‌دار شود.

3. عيادت از بيماران سالخورده

در مكتب انسان‌ساز اسلام، عـيـادت بیمار و دلجويي از او به عنوان يك رفتار پسنديده اخلاقي و اجتماعي معرفی شده است که آثار و بركات دنيوي و اخروي فراواني برای آن ذکر شده؛ زيرا از سويي موجب تقویت روحيۀ بيمار می‏شود و از بار سنگين بيماري او كه جسم و جانش را فرا گرفته، می‌کاهد و موجب می‌شود سلامتي از دست رفته را زودتر باز يابد، و از سویی ديگر باعث می‌شود تا انسان بیندیشد كه اگر من به جای او بودم، چه مى‏شد؟ پس الآن كه من سالم هستم، بايد قدر اين نعمت سلامتى را بدانم.[11]

عیادت از بیمار، دلهـاي افـراد جـامـعـه را بـه هـم نـزديـك‌تر كرده، برادري و همدلي را در میان آنها افزايش می‌دهد و نقش به سزایی در تحكيم روابط انساني و صميميت و اخوت ايفا می‌كند. افزون بر اين، عیادت از بیمار باعث جبران کمبودهای عاطفی وی می‌شود و عیادت کننده می‌کوشد عواطف منفی، از جمله ناامیدی و افسردگی را از بیمار بزداید و در او امید به بهبود و ادامه زندگی ایجاد کند. مهم‌تر آنکه هم فرد و هم جامعه به واسطه اين رفتار الهي و انساني مورد لطف و رحمت پروردگار قرار مي‌گيرند.

به يقين عيادت از بیماران (و سالخوردگان) به چند جهت ارزشمند است: اول آنكه احترام و تجليل از مسلمان است؛ دوم آنكه ديدار و زيارت مؤمن محسوب مي‌شود[12] و سوم اینکه مورد عنایت خداست.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: «خداوند متعال در روز قيامت بنده‏اى از بندگان خود را سرزنش و ملامت مي‌فرمايد. آنگاه [خطاب به او] مي‌فرمايد: اي بنده من! چه چيز مانع شد هنگامی که مريض بودم، به عيادت من نيايي؟ او مي‌گويد: منزهي تو و تو پروردگار بندگان هستي، ناراحتي به تو اصابت نمي‌كند و مريض نمي‌شوي. خداي عزّوجلّ مي‌فرمايد: برادر مؤمن تو بيمار شده بود و تو او را عيادت نكردي. به عزت و جلالم قسم! اگر او را عيادت كرده بودي، مرا در آنجا مي‌يافتي، سپس من متكفل خواسته‌هايت مي‌شدم و آنها را برايت برآورده مي‌كردم؛ و اين به سبب كرامت بندۀ مؤمنم است و من رحمان و بخشايشگرم.»[13]

4. استفاده از تجربيات

روش صحیح در بهره‌گیری از امکانات، در همگامی تجربه پیران با توانایی و چالاکی جوانان است که همانند دو بال قوی می‌تواند جامعه را به پیش ببرد و سعادت و خوشبختی را برای همگان به ارمغان آورد.[14]

بنابراین، مشورت با پیران سودمندي مضاعفی دارد و تجربيات آنان چراغ راهي است كه تنها به اتكاي هوشمندي و علم‌آموزی نمي‌توان از آن مستغني و بی‌نیاز بود. آنان منبعی از خاطرات و تجارب تلخ و شیرین گذشته هستند که نباید بدون استفاده باقی بمانند.

از نظر اجتماعي و انتقال فرهنگي نیز، بزرگ‌سالی نقش مهمي در باز توليد فرهنگي و سپردن ميراثهاي پيشين به نسل بعدي ايفا مي‌كند. راهنمایی و تعلیم کادر جوان، آموزش حرفه به آنان و کنترل و مراقبت از کار آنان، مناسب‌ترین و موفقیت‌آمیزترین کار برای نسل جوان است. بر اين اساس، جامعه اسلامي موظف است افزون بر تكريم چنين سرمايه‌هايي، از تجارب آنان در زندگي آحاد جامعه استفاده کند. داستان‌گویی و نقل تجارب و خاطرات گذشته توسط بزرگ‌سالان، افزون بر اینکه نسل حاضر را در جریان وقایع موثق گذشته قرار می‌دهد، باعث می‌شود تا آنان در جامعه نقش مثبتی ایفا کنند.

امير مؤمنان(علیه السلام) مي‌فرمايد: «عَليكَ بِمُجالِسَةِ أصْحابِ التَّجارُبِ فَإنَّها تَقُومُ عَلَيهِمْ بِأغْلَى الْغلاءِ وَ تَأخذها مِنْهُمَ بِأرْخَصِ الرَّخْصِ‏؛[15] با افراد صاحب‌تجربه همنشين باش؛ زیرا آنان متاع تجربه را به گران‌بهاترين قيمت - كه فدا كردن عمر است - تهيه كرده‌اند و با ارزان‌ترين قيمت به تو مي‌دهند.»

به همین جهت حضرت در وصيتي به فرزندش مي‌فرمايد: «پسرم! درست است كه من به اندازه پيشينيان عمر نكرده‏ام؛ اما در كردار آنها نظر افكندم و در اخبارشان انديشيدم و در آثارشان سير كردم تا آنجا كه گويا يكى از آنان شده‏ام؛ بلكه با مطالعه تاريخ آنان، گويا از اول تا پايان عمرشان با آنان بوده‏ام، پس قسمتهاى روشن و شيرين زندگى آنان را از دوران تيرگى شناختم و زندگانى سودمند آنان را با دوران زیانبارش شناسايى كردم.»[16]

و مي‌فرمايد: «مَنْ حَفِظَ التَّجَارِبَ أَصَابَتْ أَفْعَالُهُ؛[17] كسي كه تجربه‌ها را حفظ مي‌كند، كارهايش درست و دور از خطا انجام مي‌پذيرد.»

و می‏فرماید: «وَ مِمَّا يَزِيدُ فِي الْعُمُرِ تَرْكُ الْأَذَى وَ تَوْقِيرُ الشُّيُوخِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ...؛[18] از جمله چیزهایی که عمر را زیاد می‌کند، خودداری از اذیت دیگران و احترام به پیران و صله رحم است.»

در مقابل، عدم بهره‌گیری از تجربه و تخصص آنان، افزون بر اتلاف سالها وقت و هزینه برای به دست آوردن همان تجربه‌ها، این احساس را در بزرگ‌سالان به وجود می‌آورد که پس از سالها زحمت و تلاش، دیگر در جامعه نقش مؤثری ندارند و سر بار هستند.

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. برگرفته از: پيري از ديدگاه‌هاي مختلف، ص 19.

[2]. «... يُوَقِّرُونَ الْكَبِيرَ.» أنساب ‏الأشراف، احمد بن يحيى البلاذرى، تحقيق: سهيل زكار و رياض زركلى، دار الفكر، بیروت، چاپ اول، 1417ق، ج ‏1، ص 389 (چاپ ‏زكار، ج ‏2، ص 11).

[3]. الوافي، ملامحسن‏ فيض كاشانى، مكتبة الإمام أمير المؤمنين علي(علیه السلام)، اصفهان، چاپ اول، 1406ق، ج ‏5، ص543؛ تفسير نور الثقلين، ج ‏4، ص 104.

[4]. مجموعه ورام، ج ‏1، ص 34.

[5]. الأمالي، شيخ مفيد، انتشارات كنگره جهانى شيخ مفيد، قم، چاپ دوم، 1413ق، ص 60.

[6]. الكافي، ج ‏2، ص 658.

[7]. الخصال، شيخ صدوق، تحقيق: علي اكبر غفاري، انتشارات جامعه مدرسين، قم، چاپ اول، 1362ش، ج 1، ص 103.

[8]. الكافي، ج 2، ص 173؛ المحجة البيضاء، ملا محسن‏ فيض كاشانى، مؤسسه النشر الاسلامي، قم، چاپ چهارم، ‏1417ق، ج 4، ص 354.

[9]. تحليلى از زندگانى امام سجاد(علیه السلام)، باقر شریف قرشی، ترجمه: محمدرضا عطائى‏، انتشارات آستان قدس رضوى، مشهد، 1372ش، ج ‏1، ص 133.

[10]. همان.

[11]. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «الْعَافِيَةُ نِعْمَةٌ خَفِيَّةٌ إِذَا وُجِدَتْ نُسِيَتْ وَ إِذَا فُقِدَتْ ذُكِرَتْ؛ سلامتى، نعمتى پنهان است؛ وقتى كه هست، فراموش مي‌شود و آنگاه كه از بین مي‌رود، به ياد مي‌آيد.» الأمالي، شيخ صدوق، انتشارات كتابچي، تهران، چاپ ششم، 1376ش، ص 229؛ مكارم الأخلاق، حسن بن فضل طبرسى، انتشارات شريف رضى، قم، چاپ چهارم، 1412ق، ص 327.

[12]. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) مي‌فرمايد: «مَنْ زَارَ أَخَاهُ فِي بَيْتِهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ أَنْتَ ضَيْفِي وَ زَائِرِي عَلَیَّ قِرَاكَ وَ قَدْ أَوْجَبْتُ لَكَ الْجَنَّةَ بِحُبِّكَ إِيَّاهُ؛ كسي كه براي ديدن برادر ديني‌اش به خانه او برود، خداوند عزّوجلّ به او مي‌فرمايد: تو میهمان و زائرِ من هستي و بر من است كه تو را احترام كنم. به خاطر دوستي تو با آن برادرت، بهشت را بر تو واجب كردم.» الكافي، ج 2، ص 177؛ الوافي،‏ ج ‏5، ص 591.

[13]. «يُعَيِّرُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَبْداً مِنْ عِبَادِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَيَقُولُ عَبْدِي مَا مَنَعَكَ إِذَا مَرِضْتُ أَنْ تَعُودَنِي فَيَقُولُ سُبْحَانَكَ سُبْحَانَكَ أَنْتَ رَبُّ الْعِبَادِ لاتَأْلَمُ وَ لاتَمْرَضُ فَيَقُولُ مَرِضَ أَخُوكَ الْمُؤْمِنُ فَلَمْ تَعُدْهُ وَ عِزَّتِي وَ جَلالِي لَوْ عُدْتَهُ لَوَجَدْتَنِي عِنْدَهُ ثُمَّ لَتَكَفَّلْتُ بِحَوَائِجِكَ فَقَضَيْتُهَا لَكَ وَ ذَلِكَ مِنْ كَرَامَةِ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ وَ أَنَا الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ.» امالي شيخ طوسى، انتشارات دارالثقافه، قم، چاپ اول، 1414ق، ص 629؛ جامع الأخبار، ص163.

[14]. پیشکسوتان یادگاران ماندگار، حبیب زمانی محبوب، پژوهشکده تحقیقات اسلامی، انتشارات زمزم هدایت، قم، چاپ دوم، 1391ش، ص 24.

[15]. شرح نهج البلاغة، تدوين سيد محمدحسين موسوي (شريف رضي)، ترجمه: محمد دشتي،مؤسسه تحقيقاتي اميرالمؤمنين(علیه السلام)،بوستان كتاب، ج‏ 20، ص 335.

[16]. «أَيْ بُنَیَّ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أَكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي فَقَدْ نَظَرْتُ‏ فِي أَعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِي أَخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِي آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأَحَدِهِمْ بَلْ كَأَنِّي بِمَا انْتَهَى إِلَیَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أَوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِمْ فَعَرَفْتُ صَفْوَ ذَلِكَ مِنْ كَدَرِهِ وَ نَفْعَهُ مِنْ ضَرَرِهِ...» نهج البلاغه، نامه 31.

[17]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، عبدالواحد بن محمد تميمى آمدى، تحقیق: مصطفی و حسین درایتی، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، قم، چاپ دوم، 1366ش، ص 444.

[18]. بحار الأنوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار(علیهم السلام)، علامه محمدباقر مجلسي، دار احياء الثراث العربي، بيروت، چاپ دوم، 1403ق ج ‏73، ص 319.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 216.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٢٠ مرداد ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠١٩٣٤ / تعداد بازدید : 236/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج