چهارشنبه ٠٧ تير ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلي > تحقیقات،مقالات > معارف اسلامی > نظام اسلامی 


بصیرت و تکلیف محوری-6

بصیرت یعنی...

بصيرت،مهم‌ترين عامل موفقيت حق در برابر باطل در جنگهاي نرم و سخت است. شخصيتهايي مثل عمّار با بصيرت‌دهي به جامعه در دو بخش وليّ شناسي و دشمن‌شناسي، هم در جنگ نرم يعني تقابل بين امام و جريان قاعدين و هم در جنگ سخت كه تقابل بين امام و جريان ناكثين، قاسطين و مارقين بود، زيباترين روشنگري را انجام دادند...

 محمد مهدی ماندگار ـ سید جواد حسینی 

تسليم و پذيرش حكم خدا و وليّ خدا
«فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً»؛(1) «به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود تو را به داوري طلبند، و سپس از داوري تو در دل خود احساس ناراحتي نكنند و كاملاً تسليم باشند.» اين آيه مي‌فهماند كه بايد در برابر حكم خدا، رسول خدا و وليّ خدا تسليم بود و حتي در دل نيز، ترديدي نبايد داشته باشيم، نه اينكه در برابر حكم خدا و وليّ خدا، عمل خود را تحميل كنيم؛ بلكه اعتماد به اينكه اين حكم از طرف خدا و وليّ خداست و قطعاً از اشراف بيش‌تر، عمق بيش‌تر، جامعيت بيش‌تر، دقت بيش‌تر و حمايت بيش‌تر برخوردار است، عقل خود را در برابر آن تسليم كنيم؛ وگرنه در ايمان ما خلل ايجاد مي‌كند.
امروز حكم ولايت الهيه فقيه، همان حكم وليّ خدا، رسول خدا و حكم الهي است كه امام بزرگوارمان به خوبي آن را تبيين كردند.

بصيرت در انجام تكليف
آنچه جامعه اسلامي را دچار مشكل مي‌كند هم انجام ندادن تكليف و هم انجام ناقص تكليف و هم انحراف در انجام تكليف است؛ از اينرو بايد آحاد جامعه اسلامي را آموزش داد به اينكه انجام دادن تكليف، سه عنصر اساسي لازم دارد كه اين هم از مقوله بصيرت است:
الف. تدبّر، تفكر و تعقل در دستورها و فرمولهاي ديني؛
ب. تلاش و تدبير براي انجام تكليف، بنابر اينكه قرآن مي‌فرمايد: «أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعی»؛(2) «براي انسان جز آنچه تلاش مي‌كند نيست.»
ج. تحمل مشكلات در عرصه انجام تكليف: همه مي‌دانيم كه تكليف، سختي و مشقت دارد كه در كلام رهبر فرزانه انقلاب نيز گذشت كه اگر نصرت الهي هست، كشته شدنها، اسارتها، شكنجه‌ها و سختيها نيز هست؛ در نتيجه قرآن مي‌فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ»؛(3) «كساني كه گفتند: پروردگار ما خداست، سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مي‌شوند.»

جلب حمايتهاي لازم براي انجام تكليف و رفع موانع آن
هر تكليفي چون مأموريتي از طرف خداوند متعال است؛ از اينرو بايد به فيوضات و اثرگذاري الهي متصل باشد و قطعاً بايد از واسطه فيض، يعني قرآن و عترت نيز بهره ببرد؛ پس در هر تكليفي سه اصل وجود دارد:
1. توكل و اعتماد و اتكا به حضرت حق كه سبب‌ساز و سبب‌سوز است. «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛(4) «هر كس بر خدا توكل كند كفايت امرش را مي‌كند.»
2. تفويض و واگذاري نتيجه به حضرت حق كه فرمود: «أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللهِ إِنَّ اللهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ»؛(5) «من كار خود را به خدا وامي‌گذارم كه خداوند نسبت به بندگانش بيناست.» و امام بزرگوار فرمود: «همة ما مأمور به اداي تكليف و وظيفه‌ايم نه مأمور به نتيجه.»(6)
3. توسل و استفاده از واسطه فيض، يعني امام ناطق و امام صامت.
از سوي ديگر تكليف، موانعي بر سر راه دارد كه بايد دربارة عوامل برطرف كردن آنها بصيرت‌دهي شود. مهم‌ترين اين عوامل از منابع ديني عبارت‌اند از:
1. استغفار: كه آثار سوء گناهان گذشته در عمل آينده را از بين مي‌برد.
2. صدقه: كه مهم‌ترين تأثير آن رفع موانع در مسير انجام تكليف است.
3. دعا: كه خداوند متعال فرمود: «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُم»؛(7) «بگو اگر دعاي شما نبود خدا به شما اعتنا نمي‌كرد.» قطعاً دعا باعث توجه حضرت حق و باعث نصرت دين مي‌شود.

خاتمه
  بصيرت،مهم‌ترين عامل موفقيت حق در برابر باطل در جنگهاي نرم و سخت است. شخصيتهايي مثل عمّار با بصيرت‌دهي به جامعه در دو بخش وليّ شناسي و دشمن‌شناسي، هم در جنگ نرم يعني تقابل بين امام و جريان قاعدين و هم در جنگ سخت كه تقابل بين امام و جريان ناكثين، قاسطين و مارقين بود، زيباترين روشنگري را انجام دادند.
اين عمّار است كه با نگاه عميق خود به عمود خيمه اسلام، يعني ولايت، هم احساس نياز صد در صدي به امام را تبيين مي‌كند و هم در همة ابعاد زندگي خود، اين احساس را ابراز مي‌كند و هم براي تحقق امامت امام تا پاي جان تلاش مي‌كند. اين عمّار است كه فرياد مي‌زند اگر امامت نور را با عزت نپذيرفتيد، مثل عبدالله بن عمر، بايد با ذلّت امامت نار و باطل، يعني حجاج بن يوسف ثقفي را بپذيريد. عمّارها بايد بگويند اگر امامت ولايت الهيه فقيه را نپذيرفتيد بايد امامت طاغوتهاي زمان را با ذلّت بپذيرند.
عمّار اگر در جنگ صفين فرياد مي‌زند، نگران اين است كه قرآن بالاي نيزه، مقدمه بالاي نيزه رفتن سر امام حسين(ع) باشد.
امروز نيز اگر خواص، عمّارگونه در وليّ‌شناسي و دشمن شناسي فرياد نزنند، قانون گريزان، شعار قانون گرايي را بالاي نيزه مي‌زنند و اين نيز مقدمه بالاي نيزه رفتن سر امام خواهد شد.
اين عمّار؟ اين عمّار؟ اين عمّار؟


پی نوشت :

1)  نساء/ 65.
2) نجم/ 39.
3) فصلت/ 30.
4) طلاق/ 3.
5) غافر/ 44.
6) صحيفه حضرت امام خميني(ره)، ج21، ص284.
7) فرقان/ 77.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 129.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٧ دی ١٣٩٤ / شماره خبر : ٨٠٦٧١ / تعداد بازدید : 1118/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج