چهارشنبه ٢٧ دی ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > معارف اسلامی > نظام اسلامی 
ماهنامه مبلغان


مهدی سلیمانی آشتیانی

پیرامون جمهوری اسلامی

در این مقاله به ارائة خلاصه ای از کتاب «پيرامون جمهوری اسلامی» تألیف استاد شهید مطهری(رحمه الله)، می پردازیم. این کتاب از شش بخش تشکیل شده است که خلاصه سه بخش مهم آن تقدیم می شود.

مقدمه:

در این مقاله به ارائة خلاصه ای از کتاب «پيرامون جمهوری اسلامی» تألیف استاد شهید مطهری(رحمه الله)، می پردازیم. این کتاب از شش بخش تشکیل شده است که خلاصه سه بخش مهم آن تقدیم می شود.

بخش اول: مصاحبه

دو هفته قبل ازشهادت استاد مطهری، مصاحبه ای با ایشان انجام شد که خلاصة جوابها به شرح ذیل است:

سؤال: آيندة انقلاب اسلامی را چگونه می بينيد؟

استاد: مسائل اجتماعی پيچيده تر از آن است كه يك نفر بتواند وضع جامعه را پيش بينی كند؛ اما وضع حاضر بسيار اميدوار كننده است كه انقلاب اسلامی در آن جهت خودش به آن ثمر اسلامی ای  كه بايد برسد، در آينده -انشاءالله - خواهد رسيد.

سؤال: يعنی منظورتان اين است كه انقلاب اسلامی ايران درآينده می تواند الگويی برای كشورهای ديگر باشد؟

استاد: اين چنين ما فكر می كنيم. ما فكر می كنيم كه می تواند الگويی باشد، البته بعد از آنكه وضع داخلی خودش را سامان بدهد.

سؤال: به نظر شما چه شرايطی برای تداوم انقلاب لازم است؟

استاد: اگر اين انقلاب اسلامی بخواهد سلب كنندة آزاديها باشد، اين يك آفتی است در آن، و اگربخواهد نسبت به عدالت اجتماعی  به معنی دقيق كلمه حساسيت كافی نداشته باشد، به خطر خواهد افتاد. اگر تحت تأثير مكتبهای ماترياليستی، معنويت را كوچك و ضعيف بشمارد و گرايش مادی زياد پيدا بكند، باز به خطر خواهد افتاد. اگراستقلال را، چه استقلال سياسی، چه استقلال اقتصادی و چه استقلال مكتبی؛ يعنی  اينكه اسلام رابه عنوان يك مكتب مستقل بشناسد و معرفی بكند، نه اينكه ازمكتبهای ديگر قسمتهايی را بگيرد و مخلوط بكند، كوچك بشمارد، باز در خطراست.يك نهضت مذهبی ضرورتاً بايد در آن  خلوص حكم فرما باشد و اگر نوعی ناخالصی، هوا، هوس، طمع، بالخصوص دررهبران نفوذپيدا بكند، نهضت مذهبی زود از بين خواهد رفت. قرآن به گونه ای، تهديد می كند كه بعد از اين از من  بترسيد؛ يعنی از اينكه كاری بكنيد كه عقوبت الهی طبق سنت الهی شامل حال  شما بشود و شما ديگر اين لياقت واستحقاق را از دست بدهيد، بترسيد كه  آن وقت طبق سنت الهی - كه اگر - مردمی از نظراخلاق و روحيه فاسد شدند، خدای  متعال هم وضع اجتماعی آنها را تغيير می دهد.

سؤال: به نظر می رسد كه نسل جوان نيازمبرمی به  دانستن و فرا گرفتن اسلامی دارد و استقبال بی نظيری می كند. آيا به نظرشما برای اقناع اين نسل از نظر فلسفه و احكام و دستورات اسلامی، معارف صرفاً مجالس سخنرانی در محافل و مساجد كافی است؟ و يا بايستی برای اين كار مركزی به همين منظور تأسيس  شود؟

استاد:ابداً سخنرانی و مقاله و امثال اينها كافی نيست. مراكزی برای اين منظور لازم است. دانشكده ها و احياناً وجود يك دانشگاه كه در آن به سبك كلاسيك تدريس بشود، لازم است. دانشگاهی كه در آن علوم و معارف اسلامی تدريس  بشود وعلوم ديگر هم - تا آنجا كه مربوط به علوم و معارف اسلامی می شود، مثل  مسائل روانشناسی، جامعه شناسی، مكاتب فلسفی و بالخصوص فلسفه مادی –در آن در آخرين حد وآخرين نظريه اش تدريس بشود؛ و اسلام بايد به صورت فنی وعلمی و كلاسيك رسماً تدريس بشود، والا سخنرانی كه يك كار آزاد و متفرقه  است، هرگز كافی نخواهد بود.

سؤال: وزارت امر به معروف و نهی از منكر چه خواهد بود و يا چه بايد باشد؟ آيا با اين دانشگاه هايی كه شما فرموديد، ارتباطی می تواند داشته باشد؟

استاد: اگر اسمش را وزارت بخواهيم بگذاريم، معنايش اين  است كه  دستگاهی وابسته به دولت باشد و از بودجة دولت هم استفاده بكند و قهراً تحت مقررّات و ضوابط دولتی باشد؛ بلكه مقصودشان يك مؤسسة مستقل و وابسته به روحانيت است و اين نظريه بر اساس نظرية ديگری است كه دربارة روحانيت دارند؛ كه روحانيت بايد مستقل بماند. اينكه روحانيت شيعه توفيق پيدا كرده كه چندين نهضت و انقلاب را درصد سالة اخير رهبری بكند، به دليل استقلالش از دستگاه های حاكمة وقت بوده است و نه افرادی از روحانيين بيايند پستهای دولتی را به  جای ديگران اشغال كنند؛ بلكه روحانيت بايد همان پست خودش را كه ارشاد وهدايت و نظارت و مبارزه با انحرافات حكومتها و دولتهاست، حفظ بكند.

سؤال: آيا قدرت اجرایی هم می توانند داشته باشند؟

استاد: امر به معروف و نهی از منكر به حسب اصل قانون  می تواند قدرت اجرایی هم داشته باشد.

بخش دوم: وظایف حوزه های علميه

حوزه های علميه مسئول پاسداری از ايمان جامعه اسلامی  و اصول و فروع دين مقدس اسلام از ديدگاه مذهب شيعه، و تعليم وتبليغ آنها، و عهده دار پاسخگویی به نيازهای مذهبی مردم مسلمانند.همان طور كه در حديث «شريف كافی» آمده است: «العالم بزمانه لا يهجم  عليهاللوابس» آشنایی با اوضاع و جريانات زمان و شناخت عوامل  دست اندركار اجتماع، امكان پيش بينی می دهد و با پيش بينی ها می توان به  مقابله با حوادث ناگوار شتافت.

امروز به طور مستمر ازطريق دبستانها، دبيرستانها، دانشگاه ها، مؤسسات آشكار و پنهان نشركتاب، وسایل ارتباط جمعی و از طريق  مسافرتها به كشورهای خارج، هزاران نوع انديشه به اين جامعه وارد می شود، كه اگر انديشه هایی كه از حوزه های علمیة دينی و يا به وسيلة شخصيتهای مبرّز مذهبی در خارج اين  حوزه ها صادر می شود - با اينكه نسبت به گذشته در سطح بالاتری قرار گرفته  است - با آنچه از جاهای ديگر وارد می شود، مقايسه شود، رقم ناچيزی را تشكيل  می دهد ومی توان گفت، نزديك به صفر است.حتی خود حوزه های علمية ما هم اكنون يكی ازبازارهای پررونق انديشه  هایی است كه از كانونهای غير مذهبی و يا ضد مذهب واردمی شود.اينجا است كه هر فرد متدين آگاه، ضرورت تجديد نظر در برنامه های  حوزه های علميه را شديداً احساس می كند.

نكته ای كه ضرورت دارد از آغاز مورد توجه قرار گيرد اين است كه هر گونه  تجديد نظر و تحوّل در برنامه های حوزه های علميه بايد بر اساس همان  فرهنگ غنی و قديم اسلامی و ادامة همان راه وتسريع در حركت آن و آفت  زدایی از آن بوده باشد. لازم به تأكيد است كه هر گونه تجديد نظر مبنی بر جايگزين ساختن يك  فرهنگ ديگر به جای فرهنگ اصيل هزار و سيصد سالة اسلامی، خيانت به اسلام  و مسلمين است و نتيجه ای جزكشاندن امت اسلامی به دامن فرهنگ و تفكر بيگانة شرقی يا غربی، چپ يا راست، ندارد.

وظایف حوزه های علمیه:

الف) وظایف اصلی:

مهم ترین عناوین سخنرانی استاد مطهری به شرح ذیل است:

1. احيای تمام علومی كه هماكنون جزء علوم اسلامی محسوب می شود، ازتفسير، حديث، درايه، رجال، فقه،اصول، ادبيات، تاريخ اسلام،تاريخ ملتهای مسلمان، كلام اسلامی، فلسفه اسلامی، عرفان اسلامی، اخلاق  اسلامی، منطق اسلامی، که با توجه به سير تحولی وتاريخی آنها و مشخص ساختن  نقش شخصيتهایی كه در پيشبرد اين علوم مؤثر بوده اند، تاريخ تحول اين علوم نيز دقيقاً مشخص می شود.

2. حفظ، نگهداری و نگهبانی مواريث فرهنگی اسلامی، اعم از علمی و فنی  از طريق فهرست كردن وگردآوردن در حدّ امكان.

3. برقراری رابطة علمی با تمام مراكز علمی اسلامی دركشورهای عربی،آفريقایی، آسيایی، اروپایی و اطلاع از فعاليتهای اسلامی درآن مراكز.

4. تقويت و ترويج زبان عربی در حدّ مكالمة كامل و استفادة وافی ازهرنوع كتاب عربی به زبان معاصر.

5. آشنایی هر فرد لااقل با يك زبان خارجی، در حدّ استفاده از كتابها وسخنرانيها.

6. ادبيات فارسی در جنبه های ارتباط با فرهنگ اسلامی و شناختن زبان  فارسی به عنوان زبان دوم اسلامی.

7. آشنایی با علوم انسانی جديد از قبيل: روانشناسی،جامعه شناسی،جغرافیای جهانی، تاريخ جهانی، در حدّ بيگانه نبودن.

8. اطلاع بر فلسفة اخلاق، تعليم و تعلّم مكاتب اخلاقی گوناگون قديم وجديد ومقايسه با اخلاق اسلامی، در حدّ اجتهاد و تخصّص.

9. اطلاع بر فلسفة تاريخ وتعليم مكاتب مختلف اين فلسفة و روشن ساختن  فلسفة تاريخ از نظر قرآن، در حدّ اجتهاد و تخصّص.

10. اطلاع بر مكاتب و سيستمهای اقتصادی جهان و تعليم و تعلّمآن مكاتب  و روشن ساختن اصول اقتصاد اسلامی، در حدّ تخصص و اجتهاد.

11. شناخت ماهيّت تمدّن و فرهنگ اسلامی، توأم با مقايسه با   تمدّنها و فرهنگ های ديگر و روشن ساختن اصالت آن و مميّزات آن و معرفی  روح اين فرهنگ.

12. تاريخ اديان در حدّ آشنایی و بيگانه نبودن و احياناً در حد تخصّص  و اجتهاد.

13. تعليم مكتبهای رایج الحادی معاصر به صورت بسيار دقيق از قبيل:  ماركسيسم، اگزيستانسياليسم، نهیليسم و غيره، و نقد آنها با موازين  اسلامی.

14. تعليم مكاتب حقوقی قديم و معاصر و مقايسه با حقوق اسلامی به عنوان  حقوق تطبيقی.

15. فلسفة تطبيقی بر اساس تعليم زنده‌ترين مكاتبفلسفی معاصر ومقايسه با فلسفة اسلامی.

16.منطق تطبيقی بر اساس تعليم روشهای منطقی جديد، بالخصوص منطق  سمبوليك ومقايسه با منطق اسلامی.

17. سيرة نبوی و ائمّه اطهار(علیهم السلام)به صورت تحليلی وتفسيری.

18. مسائل قرآنی شامل: تاريخ نزول آيات و سور،اعجاز قرآن، محكم ومتشابه قرآن، ناسخ و منسوخ قرآن، معارف قرآن و غيره.

19. نقش اساسی شيعه در علوم و فرهنگ اسلامی.

20. تاريخ جهادهای علمی واخلاقی و اجتماعی شيعه.

21. بحثهای مربوط به امامت، خصوصاً با توجه به انحرافات جديد.

22. اثبات امامت به طور عامّ و امامت هر يك از ائمّه به نحو خاص(جزء كلام است.).

23. مسائل مربوط به وحی و نبوت و اثبات علمی بودن وحی(جزء كلام  است)

24. مسائل مربوط به معاد (مندرج در كلام است.).

25. مسائل مربوط به توحيد (مندرج در كلام است.).

26. رشته‌ای وتخصّصی شدن به علوم و ادبی، تاريخی، اصول دينی،فروع دينی و غيره.

وظایف فعلی:

1. كلام جديد: با توجه به اينكه در عصر ما شبهاتی پيدا شده كه درقديم نبوده وتأييداتی پيدا شده كه از مختصّات پيشرفتهای علمی جديد است  و بسياری از شبهات قديم در زمان ما بلاموضوع است، همچنان كه بسياری ازتأييدات گذشته ارزش خود را از دست داده، از اين رو لازم است كلام  جديدی تأسيس شود.

در كلام جديد حداقل مسائل زير مورد بحث قرار می گيرد:

الف) فلسفة دين: علل پيدايش آن ازنظر روانشناسان و جامعه شناسان،نظريات مختلفی كه در اين زمينه داده شده و همه نقض و طرد شده است، مسئله فطرت دينی و بحث عميق انسانی دربارة فطرت و فطريّات، آيندة دين  و مذهب، مهدويّت در اسلام.

ب) وحی و الهام از نظر علوم روانی جديد (مسئله نبوّت):

ج) بررسی مجدّد ادلة توحيد با توجه به ايرادات و شبهاتی كه مادييّن  جديد بر براهين توحيد از جمله: برهان نظم، برهان حدوث و برهان وجوب  و امكان و غيره كرده‌اند و با توجه به تأييدات جديد در تمام آن زمينه ها،و همچنين بحث اساسی دربارة شبهات مادييّن در تمام زمينه ها خصوصاً درزمينة عدل و عنايت الهی.

د) بحث امامت و رهبری از جنبة اجتماعی با توجه به مسائل مهمّی كه  امروزه در زمینة مديريت و رهبری گفته شده است و باتوجه به  مسائل مربوط به جنبة معنوی امامت و انسان كامل در هر زمان.

هـ) مسائل خاص حضرت رسول(صلی الله علیه وآله)و قرآن و شبهاتی كه در اين زمينه شده است.

2. فلسفة تاريخ با توجه به مكاتب قديم و جديد از نظرية «ابن خلدون»  گرفته تا نظرية «توئنبی» در زمان حاضر و مخصوصاً نظرية ماركسيسم. در اين  بخش، از اسلام و مقتضيات زمان نيز بحث می شود.

3. فلسفة اخلاق، مشتمل بر بيان تمام فلسفه‌های اخلاق قديم و جديد،مذهبی و غير مذهبی، و تدوين يك فلسفه اخلاق متقن اسلامی و به طوركلّی بحثی درتعليم و تربيت اسلامی.

4. اقتصاد اسلامی با تبيين مشخصات اقتصاد سرمايه داری و اقتصاد سوسياليستی و وجوه اشتراك و افتراق اقتصاد اسلامی با هر يك از آنها.

5. فلسفه اجتماع از نظر تطبيقی و بيان اصول اجتماعی اسلام و جامعه ايده  آل اسلامی.

بخش سوم: زنان و انقلاب اسلامی

نقش بانوان در تاريخ معاصر ايران

استاد در این مقاله سهم و نقش بانوان را در انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار می‌دهد. ایشان معتقد است که بانوان سهم عمده‌ای را در این مقطع تاریخی به خود اختصاص داده‌اند. بنابراین، ضرورت ایجاب می‌کند که این مسئله مورد بررسی قرار گیرد.

مهمترین نکاتی که استاد مطهری(رحمه الله)در این مقاله به آن اشاره کرده‌اند،عبارتند از:

1. رهبر انقلاب شرکت بانوان را در مراسم انقلابی واجب و لازم شمردند.

2. بانوان با ايمان ما، پس از آنكه از فرمان رهبر آگاه شدند با حفظ اصول  و موازين اسلامی از هيچ گونه فداكاری در راه به ثمر رساندن انقلاب خودداری  نكردند، پا به پای مردان راهپيمايی كردند، شعار دادند، درتظاهرات  شركت كردند، شهيد دادند، زندان رفتند، شكنجه كشيدند، آوارة خانه وخانواده شدند، دربه دری كشيدند، محروميتها متحمّل شدند.

3. اين چنين نقش تاريخی برای زن در جهان بی سابقه است.

4. زنان در طول تاريخ تنها پرورش دهندة جسم مردان نبوده‌اند؛ بلكه الهام بخش و نيرودهنده و مكمل جوانمردی آنها نیز بوده‌اند،زنان از پشت صحنه و از پشت جبهة جنگ همواره به مردان مردانگی می بخشيده ‌اند.

5. زن نقش سازندگی غيرمستقيم تاريخی خود را مديون حيا، عفاف و تقوای زنانه خويش است. آنجا كه زن خود را به ابتذال كشانده، اين نقش تاريخی را از دست داده است.

6. داشتن حیا برای زن و پشت جبهه بودن برای او تعارضی ندارد و قابل جمع است و آن یک راه باریک و ظریفی است که اگر زن رعایت نماید کرامت و عزت زنانه خود را حفظ می‌کند.

7. زنان از نظر نقش تاريخی دوره‌های سه گانه‌ ای را طی كرده‌اند:

الف) در برخی  دوره‌ها زن جز در اندرون خانه  كاری ندارد و نمی‌تواند داشته باشد و صرفاً يك كالای اندرونی است.

ب) در برخی جوامع زن خانه را رها كرده و وارد اجتماع شده است و در اين جوامع زن «شخص بی بها» است... .[1]

نقش زن در جمهوری اسلامی

1. انسان دو بال دارد که می‌تواند با آن حرکت کند:

الف) بال علم و آگاهی؛ 

ب) بال اخلاق، پاکی، طهارت و اراده، احساس شرف و كرامت ذات واينكه من انسان هستم؛

2. یک طلبه (امام خمینی(رحمه الله)) توانست بدون هیچ امکاناتی در آگاهی بخشی به ملتهای مسلمان در کشورهای مختلف نسبت به اعمال، افکار و نقشه‌های مستبدها و استعمارگرها نقش مفیدی داشته باشد.

3. از روزی كه ديدند آگاهی تدريجاً دارد پيدا می شود، نمی‌شود جلوی آگاهی را گرفت و مردم را برای هميشه در بی‌خبری گذاشت، گفتند: حالا وقت اين است كه آن بال ديگر را از مردم بگيريم و آن بال اخلاق، بال  پاكی و طهارت است. اينجا بود كه به مسئلة اشاعة انواع فساد اخلاقی به  عنوان يك مخدر و يك امر تخدير كننده پرداختند. همان را هم به نام تمدن می گفتند، به نام پيشرفت، به  نام آزادی.

4. برای آنکه جوانها اعم از پسر و دختر فيلشان يادهندوستان سياست نكند، سرشان گرم عياشی وعشق بازيها و معشوقه‌ گيريها و بوی فرند و گیر فرند و امثال اينها بشود وآنچنان سرگرم و بی حس اين مسائل بشوند كه ديگربه فكر سياست نيفتند، سینماها را حمایت کردند، امکانات و تسهیلات دادند، حتی کنار بعضی مساجد، سینما بنا کردند.

5. همین خاندان پهلوی، اينهايی كه هروئين وارد می كردند، جهت عمده اين بود كه اين اعتيادها مردم رابی‌حس می كند، مردم را بی روح می كند، مردم را بی اراده و بی‌تصميم  می كند، از انسانيت و اخلاق انسانی ساقط می كند. مسئلة آزادی زن را مطرح كردند. اينها كه يك ذره به مردها حاضر نيستند آزادی بدهند، ديدند جلوی آگاهی مرد و زن، هيچ كدام را نمی‌شود گرفت. بالاخره نمی‌شود ايران مدرسه  نداشته باشد. بايد داشته باشد تا كلاس شش هم بخوانند چشمهايشان بازمی شود، ديپلمه شوند بيش تر چشمهايشان باز می شود؛ ولی بايد اين عنصر را ازنظر اخلاقی فاسد كردكه آگاهی نه تنها به او نتيجه ندهد؛ بلكه نتيجه معكوس  بدهد. آن وقت آمدند دبيرستانهای مختلط تأسيس كردند.

6. ولی در اين بين جريانهای ديگری رخ داد وآن اينكه با اين فساد اخلاق  مبارزه شد. مبارزة عجيب و شديد منطقی در ميان آمد كه خود منطق اسلام بود.

7.  زنها با حجاب و حیا می‌توانند وارد صحنه شوند.  شما ديديد كه در طول اين چند سال كم كم قشری به وجود آمد از خانمهای  تحصيل‌كرده، بدون آنكه در دام فساد اخلاق گرفتار شوند؛ يعنی قشری خانم به  وجود آمد، هم آگاه و هم پاك، در پسرها هم همين طور.

8. دشمن خوب احساس خطر می كرد. چندسال پيش، اول سال تحصيلی يك دفعه از طرف مأمورين ساواك كه پستهای عالی  در وزارت آموزش و پرورش داشتند، ريختند در مدارس دخترانه، بی خبر داخل كلاسها شدند و روسريها را از سر محصلين كشيدند.احساس خطر می كردند. از نظر آنها دبيرستانها كانون خطر بود.

همه این صحبتها مقدمه ای بود برای این حرف: کسانی كه در اين ايام اخيركه مسئله پوشش اسلامی مطرح شد، باز به نام آزادی و حقوق زن شروع كردند به  داد و فرياد كردن كه آزادی ما از بين رفت، چه كسانی بودند؟ اينها همان افرادی بودند كه در دوره سابق  رهبری خواهرهای شاه را پذيرفته بودند. آيا آنها برای زن آزادی می خواستند؟همينهايی بودند كه در دو سه ماه پيش به عنوان حمايت از قانون اساسی  داشتند ميتينگ می‌دادند، راهپيمايی می كردند. چه كسانی مبارزه كردند؟آيا پوشش اسلامی دارها بودنديا بی‌پوششهای اسلامی بودند؟ چه كسانی بودند كه جلوی گلوله رفتند و شهيدشدند؟ اينها بودند يا آنها؟اين بود كه اين آگاهی‌ای كه در طول اين ده بيست سال به مردم داده شد،اين اسلام راستينی كه واقعاً راستين به مردم تفهيم شد، نقش اساسی داشت.  

9. البته در اينجا رهبری رهبر (امام خمینی(قدس سره))فوق العاده مؤثر بود. ايشان با آن تيزهوشی ای كه دارند، صريحاً و اكيداً گفتند: شركت خانمها در تظاهرات و راهپيمایيها، ولو با منع صريح پدران وشوهرانشان مواجه شوند، واجب است. شوهرها و پدرها حق ندارند كه مانع  شركت اينها بشوند.

10. امام برنامة دیدار خانمها را تعطیل نکردند و فرمودند: من  برنامه را تعطيل نمی‌كنم. در اعلامية اخيرشان فرموده‌اند كه زنان هم دوش  مردان، برابر با مردان در اين انقلاب سهيمند؛ بلكه جلوتر از مردان، كه  اين يك واقعيت است؛ ولی ما بايد كوشش بكنيم كه اين را از دست ندهيم. صراط مستقيم باريك  است كمیاز اين طرف برويم، پرت می شويم، كمی از آن طرف برويم هم پرت  می شويم. اندكی به نام عفت و عصمت و پاكی، زن را بكشانيم به گوشة صندوق خانه‌ها، پرت شده‌ايم، يك ذره به نام دخالت خانمها دراجتماعات و فعاليتها حريم را بشكنيم نيزاز آن طرف افتاده‌ايم.

11. پيغمبر اكرم(صلی الله علیه وآله)به زنها اجازه می دادبه مسجد مدينه می آمدند.مردها را هم اجازه می داد می آمدند زنها را منع نكرد؛ ولی يك دفعه فرمود: ای  كاش ما برای خانمها در ديگری از مسجد باز بكنيم كه بعد «باب النساء» را ساختند.

12. شركت زن در فعاليتهای اجتماعی ملازم اين است كه در شرایطی كه  فتنه انگيز است، مثل ازدحامها، اختلاط نباشد و حريم رعايت شود.

13. پيغمبراكرم(صلی الله علیه وآله)زنها را در جنگها شركت می داد؛ ولی آنها كاری را كه بيش ترمتناسب با زنها بود، انجام می دادند. احياناً در يك مواقع شدت، زنها هم  شمشير بر می داشتند؛ ولی رسول اكرم(صلی الله علیه وآله)حتی  الامكان زنها را به كارهای متناسب باخودشان مثل پانسمان كردن می گماشت.  

14. منطق اسلام يكمنطق معتدل است. بعد از اين هم جامعة اسلامی و جمهوری  اسلامی بدون شركت زنها قابل دوام نيست. در پيش نويس قانون اساسی برای  زنها موقع بسيار بجا و مناسبی پيش بينی شده است.

15. امام فرموده بود كه زنها حق رأی دادن و حق رأی گرفتن دارند كه يك دفعه در يك مصاحبه كه  خبرنگاران اطلاعات و كيهان هر دو رفته بودند پاريس و با ايشان مصاحبه  كرده بودند، اين قسمت افتاده بود. بعد، از آنجا به خود من تلفن شد كه  اين قسمت را حتماً در مصاحبه بگنجانيد.

16. زن و مرد ازنظر حقوق متساويند؛ ولی متشابه نيستند.تساوی توجه به كميت است. ارزش كمی حقوق زنو مرد برابر با يكديگر است؛  بلكه من ثابت می كنم كه ارزش كمّی حقوق زن بيش تر از مرد است و بايد هم  به يك دليل خاص بيش تر باشد؛ ولی از نظر كيفی چطور؟ از نظركيفی اين طورنيست. وظایف كيفی اين دو در يك قسمتهايی متفاوت است. حقوق اينها ازنظر كيفيت از يك جنبه‌هايی متفاوت است. مجازاتهای اينها از نظر كيفی دريك مواردی متفاوت است. تساوی حقوق زن و مرد و تشابه حقوق زن و مرد نبايد با يكديگراشتباه شود. يكی از افتخارات حقوق اسلامی اين است كه حقوق  زن و مرد را متساوی می داند؛ ولی متشابه نمی‌داند.


پی نوشت
[1]. افسوس كه منافقان فرصت نگارش بقية مقاله را به استاد ندادند.


منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 175




تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٣١ فروردين ١٣٩٤ / شماره خبر : ٣٦٠٢٨٠ / تعداد بازدید : 1807/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج