چهارشنبه ٠٢ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > معارف اسلامی > نظام اسلامی 
ماهنامه مبلغان


راه تداوم انقلاب اسلامي

ضرورت حفظ هويت انقلاب اسلامی

امام خميني (رحمه الله) فرموده اند: «انقلاب ما متّكي به معنويات است ... ما بايد خطّ معنويتي را كه براي آن انقلاب كرديم، فراموش نكنيم، همان خطّ معنويي كه مردم دنيا (به واسطه آن) متوجّه انقلابمان شدند و اين خطّ معنويت است كه زورگويان با آن مخالف اند.

غلامرضا گلي زواره  

ضرورت حفظ هويت

انقلاب اسلامي هويتي ديني و مذهبي دارد؛ چنان كه امام خميني (رحمه الله) فرموده اند: «انقلاب ما متّكي به معنويات است ... ما بايد خطّ معنويتي را كه براي آن انقلاب كرديم، فراموش نكنيم، همان خطّ معنويي كه مردم دنيا (به واسطه آن) متوجّه انقلابمان شدند و اين خطّ معنويت است كه زورگويان با آن مخالف اند.[1]

جهان غرب و استكبار مي كوشند ملّت ها را از هويّت و ماهيّت اسلامي خود دور و آنان را نفي كنند؛ امّا انقلاب اسلامي، اين روند را متوقّف و عظمت و اقتدار اسلام را بار ديگر در ميان ملّت ها گسترش داد، امام خميني اصرار داشت هويت حقيقي اين حركت مقدّس حفظ شود و تأكيد مي كرد بايد ايراني بدون اتّكا، به جهان خواران بين المللي ساخت كه استقلال كامل سياسي، فرهنگي، نظامي و اقتصادي خويش را به دست گيرد و هويت اصيل خويش را به جهان عرضه كند.[2]

نكته ديگري كه امام بدان توجه كرد اين بود كه مردم نگران شكست خوردن نباشند؛ بلكه در پي اداي تكاليف خويش باشند. ملّتي كه خود را از خدا مي داند و همه چيز خود را در اين مسير تقديم مي كند،  ديگر از هيچ عاملي هراس ندارد؛ بلكه دشمنان از چنين اقتداري خوف دارند و اين منطق كه بر گرفته از قرآن و سنّت است بايد استمرار يابد.

عامل ديگري كه باعث پايداري، توسعه و گسترش فرهنگ انقلاب مي شود، اين است كه آحاد جامعه، نخست خود را اصلاح كنند و معيار را ارزش هاي الهي و معنوي قرار دهند، آن گاه توانايي هاي خويش را باور كنند. در بُعد سياسي، مردم به اين اعتقاد رسيدند كه مي توان در برابر ابرقدرت ها ايستادگي كرد و همين تفكّر، آن قيام معجزه آسا و پيروزي افتخارآفرين را رقم زد؛ امّا اين باور بايد عرصه  هاي علمي و فكري را هم در برگيرد تا شكوفايي انديشه ها و توسعه همه جانبه و استقلال كامل را به ارمغان بياورد و زمينه هاي پايه گذاري فرهنگ و تمدّن اسلامي را فراهم سازد. جز انگيزه  ديني هيچ عامل ديگري نمي توانست نظام استبدادي و وابسته به استكبار را از بين ببرد. همين ويژگي نيز باعث شد نظام اسلامي در مقابل انواع توطئه ها و فشارهاي مختلف ايستادگي كند. اگر جمهوري اسلامي از مواضع خود كه دفاع از ارزش هاي مذهبي و حمايت از محرومان و مظلومان جهان است، كوتاه بيايد، دشمني هاي عوامل استكبار، شبكه جهاني صهيونيستي و تشكيلات سكولاريستي با آن كاهش خواهد يافت و اينكه  ابرقدرت ها مي گويند ايران بايد رفتار خود را عوض كند؛ يعني بايد  از هويت ديني و اصالتهاي فرهنگي خويش دست بردارد. اگر انقلاب ايران صرفاً  مسائل سياسي، اقتصادي و برخي جنبه هاي متعارف در مناسبات بين الملل را پي گير بود، اهميت كنوني را به دست نمي آورد. ساخت اصلي و هويت حقيقي اين حركت در مقوله هايي همچون پاسداری از كرامت هاي انساني، عدالت خواهي، ايستادگي در برابر زورگويي و ترويج فضيلت هاي اخلاقي ترسيم مي شود و اگر اين ساخت ها دچار خدشه شوند، نظام اسلامي نمي تواند به سعادت راستين و ماندگار دست يابد.

مقام معظّم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي(مدظله) فرموده اند:

«اگر از «اخلاق اسلامي» دور شويم، اگر «عدالت» را فراموش كنيم، اگر «مردمي بودن» مسئولان كشور دست كم گرفته شود،  اگر موضوع خدمت به مردم و فداكاري براي آنان از ذهن و عمل مسئولان حذف شود، اگر ساده زيستي و در سطح تودة مردم بودن در ذهن مسئولان نباشد و اگر به جاي ايستادگي در مقابل دشمن، رو در بايستي و ضعفهاي شخصي و شخصيتي بر روابط سياسي و بين المللي مسئولان حاكم شود،  در واقع بخشهاي اصلي هويت جمهوري اسلامي از دست مي رود و در چنين اوضاعي، ساخت ظاهري نظام و پسوند اسلامي، كاري از پيش نخواهد بُرد ... بايد بسيار مراقب بود تا اين روح و سيرت اسلامي از دست نرود؛ به ويژه با توجه به اينكه تغيير سيرت و هويت واقعي، تدريجي و آرام است و توجه خيلي ها به آن جلب نمي شود و ممكن است افراد، موقعي به خود آيند كه كار از كار گذشته باشد ... در سي سال گذشته به ويژه در دو دهة پس از رحلت امام خميني (رحمه الله) تلاش هاي فراواني در زمينه هاي سياسي، اخلاقي و اجتماعي براي تهي كردن نظام اسلامي از روح هويت واقعي آن انجام شد كه به لطف خداوند و هوشياري مردم به نتيجه نرسيد ... .»[3]

راز موفقيت نهضت اسلامي ايران، آن است كه با وجود خاستگاه الهي و مذهبي، جهت گيري اش به سوي محرومان و صالحان است؛ يعني با عدالت محوري در صدد بود شكاف هاي اقتصادي و طبقاتي را برطرف كند. همچنين عنصر آزادي و رهايي از بندهاي گوناگون در شكل گيري و گسترش آن بسيار مؤثّر بود؛ يعني در همان حال كه يك تحوّل معنوي و فكري به وجود آورد و انسانها را از زنجيرهاي دروني و نفساني آزاد كرد، آزادگي، رفع تبعيض و محروميت زدايي را در متن خود داشت و اين جنبه ها از بُعد معنوي انقلاب بيرون نيست؛ افزون بر آن، اين انقلاب توانست يك موفقيّت بزرگ ديگر را كسب كند و آن اين است كه به ملّت مسلمان مي گويد تو مكتب، هويّت،  منش و فكر مستقل داري و بايد خود را از اين خودباختگي در برابر بيگانگان برهاني. پس انقلاب به طور همه جانبه، اسلامي است و ضرورت دارد اين ويژگي حفظ شود.

شهيد آيت الله مطهري (رحمه الله) مي گويد:

«روح اين انقلاب را چه از جنبه هاي مادّي، چه از جنبه هاي آزادي خواهانه و چه از جنبه هاي ديگر، اسلام تشكيل مي دهد، در اين صورت تداومش هم در آينده بايد بر همين مبنا و اساس باشد؛ يعني همه ما بايد بكوشيم آن را اسلامي كنيم؛ ولي نه اسلامي يك جانبه ... .»[4]

اگر قرار است اصلاحاتي صورت گيرد، بايد انگيزه اش زدودن كمبودها،  ناهنجاري ها و مفاسد باشد و كسي كه مي خواهد در اين راستا برنامه ريزي كند و گام هايي بردارد، ضرورت دارد اصول اصلاحي اسلام را به درستي و با دقت بشناسد و اين حركت را از خود آغاز كند. بديهي است افرادي كه خود گرفتار كژيها و كاستي ها هستند و شايستگي ها و لياقت هاي لازم را در وجود خويش شكوفا نساخته اند، نمي توانند مدّعي اجراي برنامه هاي اصلاحي باشند. چگونه مي توان از خودخواهان، سودجويان، شهرت طلبان و رفاه زدگان و مدّعيان دروغين انتظار داشت كه راستي و درستي را در جامعه گسترش دهند و انسانها را به سوي صلاح و رشد هدايت كنند.

اصلاحات در ماهيت خود حق طلب، عدالت خواه و فضيلت پرور است و با منافع افرادي كه به ضعف نفس دچارند و اهل مداهنه و سازش با بيگانگان، در تضادّ است. حضرت علي (علیه السلام) در نامه اي پُربار، محورهاي اصلاحات را مشخّص ساخته اند: «لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ، وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ.»[5]

چهار اصل در اين عبارت مطرح شده است:

1. بازگشت به اسلام راستين و احياي اصول فراموش شدة قرآن و سنت محمّدي (صلی الله علیه وآله)؛

2. اساسي و روشن بودن اصلاحات و ظهور آثار آن در نقاط گوناگون؛

اموري همچون سامان دادن به زندگي عموم مردم، رفع محروميّت ها، درمان بيماران، به وجود آوردن شرايط رفاهي و ارتباطي، از بين بردن موانع رشد و ترقي فكري و فرهنگي مردم از آن جمله آثار اصلاح است.

3. تحقق عدالت، مبارزه با تبعيض و دفاع از حقوق مظلومان؛

يعني بايد افرادي كه تحت فشار برخي نارواييها و روابط ظالمانه، واقع شده اند و يا حقوقي از آنان تضييع شده است، احساس امنيت كنند. ضُعفا و افرادي كه حقّشان پايمال شده  است، بايد بدون احساس نگراني و تشويش بتوانند از حقوق خود دفاع كنند. همچنين بايد شكاف طبقاتي از اجتماع رخت بربندد؛ زيرا فاصله طبقاتي، جامعه را به دو بخش قوي و ضعيف تقسيم مي كند. بايد شرايط به گونه اي باشد كه مردم در برابر تلاشهاي فكري، علمي و عملي و شايستگيهاي دروني و اكتسابي شان به منزلت واقعي خويش دست يابند.

4. برپا داشتن حدود الهي و مقرّرات اسلامي؛

قانون منبعث از قرآن و سنّت محمّدي (صلی الله علیه وآله) نه تعطيل مي شود و نه آنكه به صورت تبعيض گونه به اجرا در مي آيد، آن قدر اقتدار بر جامعه حاكم  است كه اقويا و قدرتمندان مختلف هم گرفتار قانون مي شوند و شرايط اجازه نمي دهد خلافكاران، جانيان و مجرمان از آن چنان جرأتي برخوردار شوند كه آسايش و آرامش اقشار مردم را بر هم زنند و براي قاطبه مؤمنان و حق جويان، مزاحمت و موانع پديد آورند.[6]

حضرت علي (علیه السلام) در بياني ديگر فرموده اند اگر امنيت آن قدر نباشد كه در مملكت اسلامي حتي به يك زن غيرمسلمان تعرّض شود و خلخال از پايش در آورند، در چنين شرايطي اگر انسان مسلماني از غُصّة اين رويداد جان خود را از دست بدهد، ملامت نمي شود.[7]

بنا بر منابع قرآني و روايي در درجة اوّل پيامبران و ائمّة هدي (علیهم السلام) مصلحان جامعه اند. سپس طبق احاديثي، علما، وارثان انبيايند؛ پس از اين طبقه، اهل معرفت، حكمت، خردورزان و پارسايان مي توانند به اصلاحات دست بزنند. ساير اقشار مردم هم در صورت سلامتي دروني و آراستگي به تقوا و فضيلت، اصلاح گر و اصلاح طلب اند؛ زيرا اين برنامه از مصاديق امر به معروف و نهي از منكر است.[8]

آيت الله سيّد محمود شاهرودي رياست پيشين قوة قضائيه در جمع قضات دادگستري خراسان شمالي در بجنورد خاطرنشان ساخت: «جامعه ايده آل نظام اسلامي آن است كه حقوق همه محفوظ باشد،  نه اينكه ابتدا اين حقوق مورد تعرّض قرار گيرد، سپس محاكم به استيفاي حقوق مردم پرداخته، متعرّضان به حقوق را تنبيه كنند.» وي افزايش تخلّف و نزاع را زيبنده جامعة اسلامي ندانست و افزود: «بايد ريشه تخلّف و ناسلامتي هاي حقوقي، شناسايي شود و ساختارها را اصلاح كنيم و گذرگاه تخلّفات از طريق اصلاح ساختارها و تدوين قانون به گونه اي بسته شود كه كسي نتواند خلاف كند و امكان انحراف از بخشها گرفته شود.»[9]


پی نوشت: 

[1]. در جستجوي راه از كلام امام، دفتر بيست و دوم، امير كبير، تهران، 1362 ش، ص‏470.

[2]. همان، ص‏187.

[3]. از بيانات مقام معظم رهبري در جمع دانشجويان دانشگاه علم و صنعت تهران، در 24 آذر 1387 ش.

[4]. آينده انقلاب اسلامي، شهيد مطهري، صدرا، تهران، چاپ 25، 1385 ش، ص‏874.

[5]. نهج البلاغه، سید رضی، نشر هجرت، قم، نامه 53.

[6]. با استفاده از مطالب شهيد مطهري در كتاب آينده انقلاب اسلامي، 28 ـ 30.

[7]. نهج البلاغه، خطبه 27.

[8]. نهضت‌هاي اسلامي در صد ساله اخير، شهيد مطهري، دفتر انتشارات اسلامي، قم، ص‏9 ـ 10.

[9]. روزنامه قدس، اوّل دي ماه 1387، ش 6022.     

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 165 .





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٢٢ اسفند ١٣٩٢ / شماره خبر : ٣٣٨٠٣٨ / تعداد بازدید : 836/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج