سه شنبه ٢٦ تير ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > معارف اسلامی > نظام اسلامی 
ماهنامه مبلغان


حسین ملانوری

اقتصاد عامل انقلاب

محرومیتهای اقتصادی عامل اصلی بروز شرائط انقلابی نیستند و انقلابها در جوامعی زاده نشده اند كه از نظر اقتصادی سیر قهقرایی داشته اند، بلكه بر عكس در بسیاری از جوامع از جمله ایران، انقلاب زمانی رخ داده كه یك رفاه نسبی وجود داشته و عامل فقر موجب بروز انقلاب نشده است.

طرفداران این تز را می توان به دو گروه نسبتاً مشخص تقسیم كرد كه اگر چه هر دو گروه اقتصاد را عامل سقوط شاه می دانند، اما در چگونگی امر با هم متفاوت اند. این دو گروه عبارت اند از:
الف. غربیها
غربیها اساس نظریه خود را بر بالا رفتن قیمت نفت و چهار برابر شدنش در سال 1352 قرار داده اند. به نظر این دسته، افزایش ناگهانی درآمد نفت باعث گردید كه شاه دست به یك رشته برنامه های توسعه اقتصادی شتاب زده و بعضاً نسنجیده بزند. این پروژه ها كه در مواردی بدون تأمل به اجرا درآمده بودند، از اواسط دهه 1350 به تدریج پیامدها و آثار منفی خود را ظاهر كردند. تورم، تنگناهای اقتصادی، ریخت و پاشهای سرسام آور دستگاههای اجرایی، كمبود كالا و نارسایی در ارائه خدمات اساسی، فساد و... رژیم را مجبور كرد كه یك برنامه ضد تورمی به اجرا گذارد (تغییر دولت امیر عباس هویدا و به روی كار آمدن جمشید آموزگار در مرداد ماه سال 1356) ، اما سیاستهای ضد تورمی نیز نارضایتی مردم را دامن زد. عدم موفقیت اقتصادی به بحران سیاسی انجامید و به دنبال خود ناآرامیهای عمیق اجتماعی را پدید آورد و نهایتاً انقلاب را سبب گردید. (1)
بعضی از غربیها نیز گفته اند: سیاستهای شاه به ضرر بازاریان تمام شد و آنها با شاه مخالفت كردند.

ب. چپ گرایان
چپ گرایان ایرانی (2) اقتصاد را عامل اصلی تحولات اجتماعی می دانستند و معتقد بودند انقلاب حاصل تعارض بین طبقات فقیر و غنی است و صرف نظر از اینكه شاه چه می كرد، كدام سیاست را پیش می گرفت و از كدام پرهیز می كرد، انقلاب در ایران رخ می داد. سیاستهای اقتصادی شاه از نظر چپ، صرفاً زمان بروز انقلاب را جلو انداخت والّا ظهور انقلاب امری گریزناپذیر بود. (3)

نقد و بررسی
در ارزیابی این دیدگاه باید به نكات زیر توجه كرد:
الف. لزوماً محرومیتهای اقتصادی عامل اصلی بروز شرائط انقلابی نیستند و لزوماً انقلابها در جوامعی زاده نشده اند كه از نظر اقتصادی سیر قهقرایی داشته اند، بلكه بر عكس در بسیاری از جوامع از جمله ایران، انقلاب زمانی رخ داده كه یك نوع رفاه نسبی وجود داشته و عامل تنگدستی و فقر موجب بروز انقلاب نشده است. (4) آمار و ارقام نشان می دهد كه وضع اقتصادی ایران در سالهای دهه 1350، یعنی در مقطع شروع انقلاب، در مقایسه با سالهای عقب تر، نه تنها دچار ركود نشده بود، بلكه در مجموع مردم از رفاه بیشتری هم برخوردار بودند. برخورداری از رفاه نسبی (به نسبت سالهای گذشته) را می توان هم در افزایش سطح مصرف و هم در بالا رفتن حقوق و دستمزدها نشان داد. (5)
ب. بازار در اوضاع سالهای شروع انقلاب نسبت به سالهای قبل از آن، نه تنها ضرری نبرده بود، بلكه در مجموع بهره زیادی از درآمد حاصله از فروش 5 میلیون بشكه نفت در روز و سیاست درهای باز اقتصادی رژیم (كه محدویت چندانی بر واردات خارجی اعمال نمی كرد) می برد. درست است كه اقتصاد ایران از حالتی كه قبلاً داشت و در آن بازار ركن اصلی تجارت و داد و ستد كشور بود، خارج شده بود، اما باید توجه داشت كه بازار در مجموع خود را با این تغییر همراه ساخته بود. بسیاری از بازاریهای نسل جدید بر گردن امواج نو سوار بودند و در عمل نه تنها بازار از روند تغییرات متضرر نگردیده بود، بلكه یكی از فائده بران اصلی رونق اقتصادی دهه های 1340 و 1350 بود. (6)
ج. نوع رهبری و شعارهای مردم در دوران انقلاب نشان می دهد كه آنها خواستار منافع اقتصادی صرف نبوده اند؛ گر چه رسیدگی به مسائل اقتصادی نیز یكی از درخواستهای مردم بود.


پی نوشت:
1) مقدمه ای بر انقلاب اسلامی، صادق زیباكلام، ص 37.
2) منظور از چپ گرایان ایرانی در اینجا طرفداران ماركسیسم - لنینیسم هستند.
3) مقدمه ای بر انقلاب اسلامی، صص 40 - 41.
4) تحلیلی بر انقلاب اسلامی، منوچهر محمدی، ص 34.
5) انقلاب اسلامی و ریشه های آن، مجموعه مقالات (1) ، ص 102.
6) مقدمه ای بر انقلاب اسلامی، ص 97.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 75.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٥ بهمن ١٣٩٢ / شماره خبر : ٣٣٤٧٣٩ / تعداد بازدید : 864/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج