دوشنبه ٠٧ فروردين ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلي > تحقیقات،مقالات > معارف اسلامی > نظام اسلامی 


سیدعباس حسینی باقرآبادی

عمار یاسر در کلام مقام معظم رهبری حفظه الله

نهم صفر المظفر مصادف است با سالروز شهادت صحابی گرانقدر رسول خدا صلی الله علیه و آله جناب عمار یاسر که در سال 37 ق در جنگ صفّین - که بین امیرالمؤمنین علیه السلام و معاویه بن ابی سفیان لعنه الله رخ داد – به شهادت نایل آمد.

نهم صفر المظفر مصادف است با سالروز شهادت صحابی گرانقدر رسول خدا صلی الله علیه و آله جناب عمار یاسر که در سال 37 ق در جنگ صفّین - که بین امیرالمؤمنین علیه السلام و معاویه بن ابی سفیان لعنه الله رخ داد – به شهادت نایل آمد.

عمار یاسر در کلام حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله
مقام معظم رهبری حفظه الله در مناسبتهای مختلف و در جمع افراد گوناگون به تشریح ابعاد و زوایای شخصیتی عمار یاسر پرداخته و به درسهایی که می توان از زندگی ایشان آموخت، اشاره فرموده اند و به نوعی مخاطبین خود را به پیروی از این شخصیت عظیم القدر ترغیب نموده اند که به برخی از آنها اشاره می شود:
1. عمار و تشخیص حق و باطل
مقام معظم رهبری حفظه الله در ضمن اشاره به این نکته که آنچه در عبادت و معنویت تأثیرگذار می باشد، روح عبادت است و اگردر کسانی که به تقدس، زهد و عبادت شهرت یافته اند، روح عبادت نباشد، جبهة حق را از باطل تشخیص نداده و غالباً گمراه می شوند، همانند برخی از خوارج که آنچنان به عبادت شهرت یافته بودند که اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام را تحت تأثیر قرار می دادند؛ اما در جنگ جمل در صف دشمنان حضرت قرار گرفتند. ایشان به شخصیت عمار یاسر اشاره کرده و می فرمایند:
«عظمت امثال عمار ياسر به همين است. عظمت آن اصحاب خاص اميرالمؤمنين علیه السلام در همين است كه در هيچ شرايطى دچار اشتباه نشدند و جبهه را گم نكردند. من در موارد متعددی در جنگ صفين اين عظمت را ديده ام؛ البته مخصوص جنگ صفين هم نيست. در بسيارى از آنجاهايى كه براى جمعى از مؤمنين، نكته اى مورد اشتباه قرار مى گرفت، آن كسى كه مى آمد و با بصيرت نافذ و با بيان روشنگر خود، شبهه را از ذهن آنها برطرف مى كرد، عمار ياسر بود. انسان در قضاياى متعدد اميرالمؤمنين علیه السلام از جمله در صفين نشان وجود اين مردِ روشنگرِ عظيم القدر را مى بيند.
جنگ صفين ماهها طول كشيد. جنگ عجيبى هم بود. مردم افراد مقابل خود را مى ديدند كه نماز مى خوانند، عبادت مى كنند، نماز جماعت و قرآن مى خوانند و حتّى قرآن سرنيزه مى برند! خيلى دل و جرأت مى خواست كه كسى روى اين افرادى كه نماز مى خوانند، شمشير بكشد.
در روايتى از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه اگر اميرالمؤمنين علیه السلام با اهل قبله نمى جنگيد، تكليف اهل قبلة بد و طغيان گر تا آخر معلوم نمى شد. اين على بن ابى طالب علیه السلام بود كه اين راه را باز نمود و به همه نشان داد كه چه كار بايد كرد. بچه هاى ما، وقتى كه به بعضى از سنگرهاى جبهة مهاجم وارد مى شدند و آنها را اسير مى گرفتند، در سنگرهايشان مهر و تسبيح پيدا مى كردند! بله، درست مثل همان كسانى كه مقابل اميرالمؤمنين علیه السلام قرار داشتند و نماز هم مى خواندند و نتيجتاً يك عده هم به شبهه مى افتادند. آن كسى كه سراغ اينها مى رفت، عمار ياسر بود. اين، هوشيارى و آگاهى است و كسى مثل عمار ياسر لازم است.» 1

2. بصیرت زایی عمار
حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله در مورد روشنگری و بصیرت زایی می فرمایند:
«يكى از كارهاى مهم نخبگان و خواص، تبيين است؛ حقائق را بدون تعصب روشن كنند؛ بدون حاكميت تعلقات جناحى و گروهى. اينها مضر است. جناح و اينها را بايد كنار گذاشت، بايد حقيقت را فهميد. در جنگ صفين يكى از كارهاى مهم جناب عمار ياسر تبيين حقيقت بود؛ چون آن جناح مقابل كه جناح معاويه بود، تبليغات گوناگونى داشتند. همينى كه حالا امروز به آن جنگ روانى مى گويند، اين جزء اختراعات جديد نيست. شيوه هایش فرق كرده؛ اين از اول بوده (است). خيلى هم ماهر بودند در اين جنگ روانى، خيلى. آدم نگاه مى كند كارهايشان را، مى بيند كه در جنگ روانى ماهر بودند. تخريب ذهن هم آسان تر از تعمير ذهن است. وقتى به شما چيزى بگويند، سوءظنى يكجا پيدا كنيد، وارد شدن سوءظن به ذهن آسان است، پاك كردنش از ذهن سخت است؛ لذا آنها شبهه افكنى مى كردند، سوءظن را وارد مى كردند؛ كار آسانى بود. اين كسى كه از اين طرف، خودش را موظف دانسته بود كه در مقابل اين جنگ روانى بايستد و مقاومت كند، جناب عمار ياسر بود، كه در قضاياى جنگ صفين دارد كه با اسب از اين طرف جبهه به آن طرف جبهه و (بین) صفوف خودى مى رفت و همين طور اين گروه هایى را كه به تعبيرِ امروز، گردانها يا تيپهاى جدا جداى از هم بودند، به هر كدام مى رسيد، در مقابل آنها مى ايستاد و مبالغى براى آنها صحبت مى كرد؛ حقائقى را براى آنها روشن مى كرد و تأثير مى گذاشت.
يكجا مى ديد اختلاف پيدا شده، يك عده اى دچار ترديد شدند، بگومگو توى آنهاست، خودش را به سرعت آنجا مى رساند و برايشان حرف مى زد، صحبت مى كرد، تبيين مى كرد؛ اين گره ها را باز مى كرد. بنابراين، بصيرت مهم است. نقش نخبگان و خواص هم اين است كه اين بصيرت را نه فقط در خودشان، در ديگران به وجود بياورند.»2
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «لَا يُعْرَفُ الْحَقُّ بِالرِّجَالِ اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَه؛3 حق را نمی شود با مردمان شناخت؛ بلکه حق را بشناس تا اهلش را نیز بشناسی.»
عمار یاسر از این فرمودة حضرت بارها استفاده کرده و در مواقع مختلف از این قانون استفاده می کرد، همانگونه که مقام معظم رهبری حفظه الله در این مورد می فرماید:
«عمار ياسر در جنگ صفين ملتفت شد كه در يك گوشة لشكر همهمه است. خودش را رساند، ديد يك نفر آمده وسوسه كرده كه شما با چه كسانى داريد مى جنگيد؟ طرف مقابل شما مسلمانند و نماز مى خوانند و جماعت دارند!
يادتان هست كه در جنگ تحميلى، وقتى بچه هاى ما مى رفتند سنگرهاى دشمن را مى گرفتند و آنها را اسير مى كردند و به داخل سنگر مى آوردند، وقتى جيب هايشان را مى گشتند، مهر و تسبيح پيدا مى كردند! آنها جوانان مسلمان شيعة عراقى بودند كه مهر و تسبيح در جيبشان بود؛ اما طاغوت و شيطان از آنها استفاده مى كرد. اين دست مسلمان تا وقتى ارزش دارد و دست مسلمان است كه به ارادة خدا حركت كند. اگر اين دست به ارادة شيطان حركت كرد، همان دستى مى شود كه بايد قطعش كرد. اين را اميرالمؤمنين علیه السلام خوب تشخيص مى داد.
على اىّ حال، اين وسوسه را چند بار در لشكر صفين به وجود آوردند و هر دفعه هم به گمانم عمار بود كه خودش را رساند و فتنه را افشا كرد. عمار جمله اى با اين مضمون گفت كه: جنجال نكنيد، حقيقت را بشناسيد. اين پرچمى كه در مقابل شماست، من ديدم كه به جنگ پيامبر صلی الله علیه و آله آمد و زير اين پرچم، همان كسانى ايستاده بودند كه الآن ايستاده اند، و پرچمى را ديدم - اشاره به پرچم امير المؤمنين علیه السلام كه در مقابل آن پرچم بود - و زير آن پيامبر صلی الله علیه و آله و همان كسانى كه امروز ايستاده اند؛ يعنى امير المؤمنين علیه السلام بودند. چرا اشتباه مى كنيد؟ چرا حقيقت را نمى شناسيد؟
اين، بصيرت عمار را نشان مى دهد. بصيرت چيز خيلى مهمى است. من در تاريخ هرچه نگاه كردم، اين نقش را در عمار ياسر ديدم. مواردى را كه عمار ياسر خودش را براى روشنگرى رسانده بود. من در جايى يادداشت كرده ام؛ اما دم دستم نبود كه بخواهم پيدا كنم و در اينجا مطرح نمايم. خداى متعال، اين مرد را از زمان پيامبر صلی الله علیه و آله براى زمان امير علیه السلامالمؤمنين ذخيره كرد، تا در اين مدت به روشنگرى و بيان حقايق بپردازد.»4
3. وظیفه شناسی عمار
گاهی برخی افراد با وجود آگاهی و بصیرتی که نسبت به مسائل وجود دارد، سکوت اختیار کرده و به دفاع از حق قیام نمی کنند و چه بسا افراد بسیاری باشند که با کلام و سخن ایشان به یاری حق به پا خیزند؛ اما متأسفانه خود سنگ بی طرفی را به سینه زده و اعلام موضع نمی کنند. خطر این گونه افراد به مراتب از افرادی که اصطلاحاً ساز مخالف زده و علناً مخالفت خود را به رخ دیگران می کشند، بیشتر است؛ اما عمار یاسر از جمله افراد آگاهی بود که آگاهی خود را برای دیگران بازگو و به دفاع از حق قیام می کرد.
مقام معظم رهبری حفظه الله می فرمایند:
«چرا شما عمار را "سلام الله عليه" مى گوييد؛ ولى نسبت به يكى ديگر از صحابى رفيق عمار كه او هم از مكه بوده و در مكه كتك خورده است، «سلام الله عليه» نمى گوييد؟ چون عمار در وقت حساس اشتباه نكرد و فهميد؛ ولى او اشتباه كرد.
ببينيد، خط عمار را خط مستقيم مى گويند. به نظر من، عمار هنوز هم ناشناخته است. عمار ياسر را خود ماها هم درست نمى شناسيم. عمار ياسر، يك حجت قاطعة الهى است. من در زندگى امير المؤمنين علیه السلام كه نگاه می كردم، ديدم هيچ كس مثل عمار ياسر نيست؛ يعنى از صحابة رسول اللّه صلی الله علیه و آله، هيچ كس نقش عمار ياسر را در طول اين مدت نداشت. آنان زنده نماندند؛ ولى ايشان حيات بابركتش ادامه پيدا كرد. هر وقت براى اميرالمؤمنين علیه السلام يك مشكل ذهنى در مورد اصحاب پيش آمد؛ يعنى در يك گوشه شبهه اى پيدا شد، زبان اين مرد، مثل سيف قاطع جلو رفت و قضيه را حل كرد. در جنگ صفين ما از آن طرف عمار را داريم كه جناب عمار ياسر دائم مشغول سخنرانى است؛ اين طرف لشكر، آن طرف لشكر، با گروه هاى مختلف؛ چون آنجا واقعاً فتنه بود. دو گروه مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند. فتنه عظيمى بود. يك عده اى مشتبه بودند. عمار دائم مشغول روشنگرى بود. اين طرف مى رفت، آن طرف مى رفت، براى گروه هاى مختلف سخنرانى مى كرد كه اينها ضبط شده و همه در تاريخ هست.
از آن طرف هم عده اى آمدند خدمت حضرت و گفتند: يا اميرالمؤمنين! - يعنى قبول هم داشتند كه اميرالمؤمنين است «اِنَّا قَد شَكَكنَا فِي هَذَا القِتَالِ»؛5 ما شك كرديم. ما را به مرزها بفرست كه در اين قتال داخل نباشيم! خوب، اين كنار كشيدن، خودش همان «ضرعى» است كه «يُحلب» همان «ظهرى» است كه «يُركب»!6 گاهى سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بايستى روشنگرى كنند. همه بايستى بصيرت داشته باشند.»7
«بايد مثل عمار هوشيار بود و فهميد كه وظيفه چيست. نمى شود گفت به من ربطى ندارد. امروز هر روحانى و هر عمامه به سری، به مقتضاى تلبس به اين لباس، موظف است از حكومت اسلام و حاكميت قرآن دفاع كند. هر كس هر طور مى تواند. يكى شمشير به دست مى گيرد و به جبهه مى رود، يكى زبان گويايى دارد، به منبر مى رود، يكى پست قضاوتى يا غير قضاوتى از عهده اش برمى آيد، آن را انجام مى دهد، يكى اين كارها را نمى تواند بكند؛ اما اهل مسجد و اهل محراب است، اشكالى ندارد همه بدانند كه اين روحانى، خود را خادم اين انقلاب مى داند. اين، افتخار است. خدمت به اين انقلاب، افتخار است.»8

4. شبهه زدایی عمار
دوران دشوار هر انقلابى، آن دورانى است كه حق و باطل در آن ممزوج شود. اميرالمؤمنين علیه السلام از چنین وضعی پیوسته مى نالید و می فرمود: «وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ؛9امّا قسمتى از حقّ و قسمتى از باطل را مى گيرند و به هم مى آميزند، آنجاست كه شيطان بر دوستان خود چيره مى گردد.»
مقام معظم رهبری با بیان این مطلب، در ادامه فرمود: «در دوران پيامبر صلی الله علیه و آله صفوف، صفوف صريح و روشنى بود؛ آن طرف كفار و مشركان اهل مكه بودند؛ كسانى كه یکی یکی مهاجرين از آنها خاطره داشتند: او مرا در فلان تاريخ زد، او مرا زندانى كرد، او اموال مرا غارت كرد. بنابراين شبهه اى نبود. يهود بودند؛ توطئه گرانى كه همة اهل مدينه، از مهاجر و انصار با توطئه هاى آنها آشنا بودند. جنگ «بنى قريظه» اتفاق افتاد، پيامبر صلی الله علیه و آله دستور داد عدة كثيرى آدم را سر بريدند؛ خم به ابروى كسى نيامد و هيچ كس نگفت چرا؛ چون صحنه، صحنة روشنى بود؛ غبارى در صحنه نبود. اين طور جايى، جنگ آسان است؛ حفظ ايمان هم آسان است؛ اما در دوران اميرالمؤمنين علیه السلام، چه كسانى در مقابل على علیه السلام قرار گرفتند؟ خيال مى كنيد شوخى است؟ خيال مى كنيد آسان بود كه «عبدالله بن مسعود»، صحابى به اين بزرگى - بنا به نقل عده اى - جزء پایبندهاى به ولايت امير المؤمنين علیه السلام نماند و جزء منحرفان به حساب آمد. همين «ربيع بن خثيم» و آنهايى كه در جنگ صفين آمدند گفتند ما از اين قتال ناراحتيم، اجازه بده به مرزها برويم و در جنگ وارد نشويم، در روايت دارد كه «مِن اصحاب عبدالله بن مسعود» اينجاست كه قضيه سخت است.
وقتى غبار غليظ تر مى گردد، مى شود دوران امام حسن علیه السلام و شما مى بينيد كه چه اتفاقى افتاد. باز در دوران اميرالمؤمنين علیه السلام قدرى غبار رقيق تر بود و كسانى مثل عمار ياسر، آن افشاگر بزرگ دستگاه امير المؤمنين علیه السلام بودند که هر جا حادثه اى اتفاق مى افتاد، عمار ياسر و بزرگانى از صحابة پيامبر صلی الله علیه و آله بودند كه مى رفتند، حرف مى زدند، توجيه مى كردند و لااقل براى عده اى غبارها زدوده مى شد؛ اما در دوران امام حسن علیه السلام همان هم نبود. در دوران شبهه و در دوران جنگ با كافر غير صريح، جنگ با كسانى كه مى توانند شعارها را بر هدفهاى خودشان منطبق كنند، بسيار بسيار دشوار است. بايد هوشيار بود.10

5. عمار اهل صبر و بصر
رهبر معظم انقلاب حفظه الله می فرمودند: «ما بارها عرض كرده ايم كه اميرالمؤمنين علیه السلام در جنگ صفين - شايد اين جمله را در بارة عمار هم فرموده باشد - مكرر اين جمله را مى فرمود: «وَ لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ» چه عبارت زيبايى هم هست! حروف بصر و صبر يكى است، تركيبش دوتاست، و چه زيبا! فقط اهل بصيرت و پايدارى مى توانند اين پرچم را بردارند. بصيرت را بايد در خودمان تقويت كنيم.»11 
 
6. عمار و تثبیت مفهوم بصیرت
مقام معظم رهبری حفظه الله می فرمایند: «تاريخ جنگ صفين را كه انسان مى خواند، دلش مى لرزد. در اين صف عظيمى كه اميرالمؤمنين علیه السلام به عنوان لشكريان راه انداخته بود و تا آن منطقة حساس- در شامات - در مقابل معاويه قرار گرفته بود، تزلزل اتفاق مى افتاد. بارها اين اتفاق افتاد. چند ماه هم قضايا طول كشيد. يك وقت خبر مى آوردند كه در فلان جبهه، يك نفرى شبهه اى برايش پيدا شده، شروع كرده است به اينكه آقا ما چرا داريم مى جنگيم؟ چه فايده ای دارد؟ چه و چه. اينجا اصحاب اميرالمؤمنين علیه السلام - يعنى در واقع اصحاب خاص و خالصى كه از اول اسلام با اميرالمؤمنين علیه السلام همراه بودند و از اميرالمؤمنين علیه السلام جدا نشدند- جلو مى افتادند؛ از جمله جناب عمار ياسر علیه السلام كه مهم ترين كار را ايشان مى كرد.
يكى از دفعات عمار ياسر - ظاهراً عمار بود - استدلال كرد. ببينيد چه استدلالهایى است كه انسان مى تواند هميشه اينها را به عنوان استدلالهاى زنده در دست داشته باشد. ايشان ديد يك عده اى دچار شبهه شده اند. خودش را رساند آنجا، سخنرانى كرد. يكى از حرفهاى او در اين سخنرانى اين بود كه گفت: اين پرچمى كه شما در جبهة مقابل مى بينيد، اين پرچم را من در روز احد و بدر در مقابل رسول خدا صلی الله علیه و آله - پرچم بنى اميه – ديدم. زير اين پرچم، همان كسانى آن روز ايستاده بودند كه امروز هم ايستاده اند؛ معاويه و عمرو عاص. در جنگ احد هم معاويه، هم عمرو عاص و ديگر سران بنى اميه در مقابل پيغمبر صلی الله علیه و آله قرار داشتند؛ پرچم هم پرچم بنى اميه بود. گفت: اينهایى كه شما مى بينيد در زير اين پرچم آن طرف ايستاده اند، همينها زير همين پرچم در مقابل پيغمبر صلی الله علیه و آله ايستاده بودند و من اين را به چشم خودم ديدم. اين طرفى كه اميرالمؤمنين علیه السلام هست، همين پرچمى كه امروز اميرالمؤمنين علیه السلام دارد - يعنى پرچم بنى هاشم - آن روز هم در جنگ بدر و احد بود و همين كسانى كه امروز زيرش ايستاده اند؛ يعنى على بن ابى طالب علیه السلام و يارانش، آن روز هم زير همين پرچم ايستاده بودند. از اين علامت بهتر؟ ببينيد چه علامت خوبى است. پرچم، همان پرچم جنگ احد است. آدمها همان آدمهايند، در يك جبهه. پرچم، همان پرچم جنگ احد است. آدمها همان آدم ايند، در جبهة ديگر، در جبهة مقابل. فرقش اين است كه آن روز آنها ادعا مى كردند و معترف بودند و افتخار مى كردند كه كافرند، امروز همانها زير آن پرچم ادعا مى كنند كه مسلمند و طرف دار قرآن و پيغمبرند؛ اما آدمها همان آدمهايند، پرچم هم همان پرچم است. خوب، اينها بصيرت است. اين قدر كه ما عرض مى كنيم بصيرت بصيرت، يعنى اين.12
انشاءالله بتوانیم به فرمایشات و منویات مقام معظم رهبری حفظه الله جامة عمل پوشانده و برای پیشبرد اهداف مقدس جمهوری اسلامی ایران عماری باشیم که با بصیرت و هوشیاری خود و بصیرت زایی نسبت به افراد جامعه و روشنگری نسبت به مسائل، جبهة حق و باطل را مشخص و توطئه های دشمنان داخلی و خارجی را نقش بر آب کنیم و بتوانیم عمار گونه در اطاعت از ولیّ امر زمان مسیر زندگی خویش را رقم بزنیم.
پی نوشت:
1) سخنرانى در ديدار با اقشار مختلف مردم (روز سى ام ماه مبارك رمضان) سال 1369.
2) بيانات در ديدار با اعضاى دفتر رهبرى سال 1388.
3) بحارالأنوار ج 40، ص 125.
4) سخنرانى مقام معظم رهبری مدظله العالي در ديدار با اقشار مختلف مردم، بيست و نهم ماه مبارك رمضان سال 1370.
5) وقعه صفین، ص 115.
6) برداشتی از بیان امیرالمؤمنین(ع) است که در اولین کلمة قصار نهج البلاغه می فرمایند: «كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَب؛ در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد، و نه پستانى تا او را بدوشند.»
7) بيانات مقام معظم رهبری مدظله العالي در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى، سال 1388.
8) سخنرانى مقام معظم رهبری مدظله العالي در جمع علما و روحانيون استان لرستان، سال 1370.
9) نهج البلاغه، خطبه 50.
10) سخنرانى رهبری در پايان چهارمين مجمع بزرگ فرماندهان و مسئولان دفاتر نمايندگى ولى فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، سال 1370.
11) بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى، سال 1384.
12) بيانات مقام معظم رهبری مدظله العالي در ديدار با مردم قم به مناسبت سالگرد قيام نوزدهم دى، سال 1388.
منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره148.




تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٣٠ آبان ١٣٩٤ / شماره خبر : ١١٨٧٥٦ / تعداد بازدید : 2619/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج