سه شنبه ٣٠ آبان ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > روضه ها و مدایح 


شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

حضرت علی علیه السلام در لحظه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

حضرت علی علیه السلام در لحظه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

علی(ع) بعد از شنیدن خبر جانسوز مرگ فاطمه(ع) به سرعت وارد منزل شد، دید فاطمه زهرا در بستر خود خوابیده و یک قطیفه مصری روی خود کشیده است. علی(ع) اور ا صدا زد، جوابی نشنید، به طرف راست و چپ فاطمه رفت، صدیقه را صدا کرد، اما جواب نشنید، عبای خود را کنار گذاشت، عمامه را برداشت دامن قبا را بالا زد و سر زهرا را در دامن خود نهاد و صدانمود: یا زهرا! یا زهرا! اما فاطمه سخنی نگفت. امیرالمومنین گفت: «ای دختر محمد»! جوابی نشنید........ گفت: یا فاطمه! کلمینی. ای دختر پیغمبر! با من صحبت کن، من علی پسر عموی تو هستم حضرت می فرماید: فاطمه(ع) چشمش را باز کرد، (یعنی قبل از مرگ کامل که بنابر علم امروزی مدتی طول می کشد، به درخواست مقام ولایت و قدرت لایزال الهی فاطمه حیات مجدد یافت.) و به صورت علی(ع) نگریست و به گریه افتاد.[1]سپس سخانی با یکدیگر در میان گذاشتند و بعد از مدتی کوتاه فاطمه(ع) از دنیا رفت. به یاد آن ساعتی که زینب(ع) کنار پیکر بی سر برادر آمد و از روی تعجب صدا زد: أأنت اخی. آیا تو برادر من و پسر مادر من هستی؟! ای مصحف ورق ورق ای روح پیکرم آیا تویی برادر من؟ نیست باورم! چه کرد زینب(ع) دو دست خویش را زیر بدن قطعه قطعه برادر برد و مقداری به طرف بالا حرکت داد و سپس رو به آسمان نمود و چنین عرضه داشت: »اللهم تقبل هذا القربان»[2] پروردگارا! این قربانی را قبول کن. سپس خم شد و لب ها را روی گردن بریده برادر گذاشت. لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم. این جا علی کنار زهرا آمد ، در کربلا نیز مانند این صحنه بسیار تکرار شد، هر کسی که شهید می شد یا لحظه شهادت را سپری می کرد ابی عبدالله (ع) خود را به بالین او می رساند و سرش را به دامن می گرفت. گاهی بالای سر اصحاب می رفت گاه علی اکبر و قاسم و.. اما وقتی حسین بن علی(ع) در گودال قتلگاه افتاد، هیچ کس نبود هنگام شهادت در کنار او باشد، فقط شمر ملعون بود که روی سینه حسین نشست و سر حضرت را از بدن جدا کرد. و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

.........................................................

پی نوشت:

1- جامع الاخبار، به نقل از «زندگانی فاطمه زهرا(س)» عمادزاده، ص 444.

2- مقتل مقرم، ص 307.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٢٦ بهمن ١٣٩٤ / شماره خبر : ٣٧٣٢٤٥ / تعداد بازدید : 571/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج