شنبه ٣١ تير ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلي > روضه ها و مدایح 


شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

روضه ی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

روضه ی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

السلام علیكِ یا فاطمةالزهرا،السلام علیكِ یا بنت رسول الله فاطمه،اُمّ الائمه و اُمّ المعادن است.اگر همه ی ائمه معدن رحمت هستند،اگر همه معدن كرامت هستند،اما در گرفتاری ها به مادرشان فاطمه زهرا متوسل می شدند.خود این معادن رحمت در بیماریهایشان به مادرشان فاطمه متوسل می شدند.به چنین مادری افتخار می كردند كه واقعاً هم افتخار دارد.زهرا مادر بشریت است.افتخار عالمین است.امروز دلهای شما را روانه كنم كنار قبرش كه نمی دانم كجاست؟اما برویم مدینه،چون شهرش است.مدینه محل عزیمت اوست.امروز دلها را روانه كنیم توی شهری كه زهرا در همان شهر سیلی خورده است،در آن شهری كه غربت كشیده،مظلومیت كشیده.دل ها را روانه كنیم بین آن در ودیواری كه صدا زد:یا ابتاه؛یا رسول الله،أَهكذا یُفعَلُ بحبیبك و ابنتك.1 باباجان این جور مزد رسالت را دادند.وداع این ماه مبارك را با روضه ی وداع حضرت زهرا با امیرالمؤمنین به پایان ببرم.علی آمد كنار بستر زهرای مرضیه نشست.این آخرین ملاقات علی با زهراست.اولین مطلبی كه عرضه داشت سئوال كرد:علی جان،بگو از من راضی هستی یا نه؟{چون مرد باید از همسرش راضی باشد،زن باید با رضایت همسرش از دنیا برود}اشك در چشمان امیرالمؤمنین حلقه زد،فرمود:فاطمه،مگر تو چقدر با من زندگی؟!تو كی غضب مرا برانگیختی؟! تو كی با من مخالفت كردی؟! والله ما لا عَصَت لی اَمراً؛2 به خدا قسم،تو در هیچ امری با من مخالفت نكردی.می خواهد بگوید زهرا جان،تو جانت را برای من دادی،تو هستی ات را به پای من ریختی. تو كتك خوردی و هیچ نگفتی.تو درد كشیدی و ننالیدی كه مبادا علی ناراحت بشود. فاطمه فرمود:علی جان،چند سفارش برایت دارم،بدنم را شبانه غسل بده،شبانه به خاك بسپار،بعد كنار قبرم بنشین و قرآن بخوان.3 علی جان برایم اشك بریز،علی جان برای یتیمانم اشك بریز. ای صفای خانه ی من الوداع گرمی كاشانه ی من الوداع الوداع ای همدم و هم ناله ام اوداع ای یار هجده ساله ام خواهشی دارم زتو ریحانه ام یك شب دیگر بمان در خانه ام فاطمه جان! جان زهرا روز من را شب مكن چادرت را بر سر زینب مكن فاطمه جان نگذار یتیمی بچه هار را ببینم.مرا با چهار بچه ات تنها مگذار.این وداع امیرالمؤمنین است.یك خواهش هم زهرا دارد:علی جان،حالا كه من رفتنی هستم. زمانی كه خواستی مرا غسل دهی،مبادا بچه ها صورتم را ببینند! مرا غسل چو نیمه شب به پیش كودكان دهی مبادا سینه ی مرا به زینبم نشان دهی هر كجا نشسته ای بگو:یا فاطمةالزهرا،یا بنت رسول الله.

......................................................

پی نوشت:

1-سوگنامه آل محمد،ص27 .

2- بحارالانوار،ج43،ص134؛كشف الغمه،ج1،ص362 .

3- سوگنامه آل محمد،ص29 .

منبع:كتاب مقتل( متن روضه های استاد رفیعی)





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٢٦ بهمن ١٣٩٤ / شماره خبر : ٣٧٣٢٤٠ / تعداد بازدید : 316/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج