سه شنبه ٢٥ تير ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


متن ادبی؛ حج مدرسه ـ ترنم بیداری -2

ترنّم بیداری

آنگاه که شعبان به نیمه می رسد، عالم به احترام تو ای قائم آل محمّد(صلی الله علیه و آله) قیام می کند و ماه از شوق آمدنت تمام چهره بر بلندای آسمان نور افشانی می کند و ستاره ها شادمانه هلهله می کنند و چه زیبا با تولّدت عشق کامل می شود آن زمان که ماه به نیمه می رسد.

ترنّم بیداری

آنگاه که شعبان به نیمه می رسد، عالم به احترام تو ای قائم آل محمّد(صلی الله علیه و آله) قیام می کند و ماه از شوق آمدنت تمام چهره بر بلندای آسمان نور افشانی می کند و ستاره ها شادمانه هلهله می کنند و چه زیبا با تولّدت عشق کامل می شود آن زمان که ماه به نیمه می رسد.

ابن مصطفی! تو آن حلقه موعود؛ تو آن طلایه دار عشقی که سلسله امامت با تو کمال می یابد.

آن گاه که نور وجوت در عالم ساطع گشت؛ حیات در شریان خسته هستی قوت تازه ای یافت و دنیا از نفس های بهاریت جوان شد؛ نسیم، عطر دل انگیز آمدنت را در سراسر گیتی به دوش کشید تا در آن فضای آکنده از محنت و حیرت، امید در قلوب مومنان دوباره جوانه زد و زمین در آرزوی روزی که عدالت - این گمشده بشریت- سراسرش را فرا گیرد لحظه شماریش آغاز شد. آری عدالت؛ همان گمشده ای که در تندبادهای روزگار به دست فراموشی سپرده شده بود.

 ای آخرین ذخیره خدا! در دورانی دیده مهربانت را به جهان گشودی که بر دیوارهای محله نظامی عسکر جز ترس و واهمه، نقشی جلوه گر نبود.

ای وعده صادق! تولد تو مصداق حیرت آوری است برای تفسیر «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ»[1] آری در آن برهه حسّاس و سراسر فشار و اختناق مکر خدا بر مکر دشمنان خدا غالب گشت و تو زاده شدی تا مفسّر «يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»[2] باشی.

یابن طه! هر نیمه شعبان، شهر به عشق تو پر از ولوله می شود و بوی عطر و گلاب، عود و اسپند فضا را تسخیر می کند.

یا بن یاسین! دوستدارانت با شور و شعفِ هر چه تمام شهر را آذین می بندند و هر کسی تلاش می کند عاشقانه هایش را به طریقی به ساحت آسمانی ات تقدیم کند.

اما ای غریب مادر! کاش کوچه پس کوچه های دلمان را هماره به انس تو مزیّن کنیم. کاش برسد روزی که کوچه های غبارِ گناه گرفته شهر، پر از ترنّم عصمتت شود و ابرهای عدالت، باران عشق و امید را به زمینیان هدیه دهند.  

غریب آل احمد! ببخش ما را که در سایه سار درخت غفلت عزلت گزیده ایم و شیرینی میوه ممنوعه گناه، کام دلمان را فریفته است و از خنکای دروغین تن آسایی، غرق در لذتیم.

ببخش ما را که شب هایمان همه به خواب می گذرد و دریغ از یک شب به گریه سحر کردن.

ببخش ما را که از منتظر بودن، دلمان را تنها به خواندن دعای فرج خوش کرده ایم و چه سهل از یاد برده ایم که منتظر مصلح باید هر صبح محکم تر و بصیرتر پا در صراط اصلاح نفس بگذارد و اعمالش را پیوسته با الک اخلاص ببیزد. و آنگاه که دعای عهد را بر لب زمزمه می کند شراره های فراق، قلبش را گداخته کند و با سیل اشک عهدی را که بر گردن دارد.[3] هر صبح تجدیدِ امضا کند.

ای قلب تپنده هستی! تو آن حقیقت پنهانی که دور از ما نیستی. جدا از مایی و از ما جدا نیستی.

ای میراث دار ودایع انبیاء! در این ظلمتِ غیبت، تو مبتلاترین هستی و رنج این ابتلا و انتظار بیش از همه قلب نازنین تو را می فشارد.

یا ایها العزیز! «مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَه مُزْجاه فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا»[4] تفسیرِ دست خالی و دل سوخته ماست.

یوسف گمگشته! بر ما ببخش که تو را در چاه فراموشی رها کرده ایم بر ما ببخش که بضاعت دلمان اندک است و متاع صبر و ایمانمان ناقص.

صاحب الزمان! دل زمان به تنگ آمده است از تنگ نظری فرزند ناسپاس آدم و زمین زبان به شِکوه گشوده است از عصیان و نسیان این انسان که با همه توان قدم در راه خسران می گذارد و در مرداب جاهلیت مدرن فرو می رود و بهشت برین را به دنیای زرّین می فروشد.   

«الطَّلْعَه الرَّشِيدَه»![5] کاش هر صبح که خورشید به شوق دیدار تو طلوع می کند از طلیعه سپیده دم خبر بگیریم از مولای غریب و آواره و تنهایمان مهدی(علیه السلام) چه خبر؟ از او بپرسیم؛ یوسف فاطمه(علیها السلام) برای فرج ما، شب را کجا با ناله های «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ»[6] به صبح رسانده است؟

یا ابن الحسن(علیه السلام)! براستی که  مضطر و منتظر حقیقی تویی که 12 قرن است غریبانه به انتظار ما وقت و بی وقت برای غیبت ما اشک ریخته ای و در استغاثه هایت برای ما مغفرت و هدایت طلب نموده ای .عزیز زهرا(علیها السلام)! بی شک اشکهای تب دار تو در امتداد اشکهای جدّ مظلومت علی(علیه السلام) است.

غربت تو از غربت علی(علیه السلام) خط می گیرد. اگر غدیر سندی برای مظلومیّت علی(علیه السلام) نمی شد اکنون تقدیر، این غربت جانکاه را رقم نمی زد.

حجّت خدا! تو هیچ گاه غایب نبوده ای برای آن بیداردلانی که خود را هماره در کلاس عاشقی ات حاضر می بینند؛ برای آن سربازهای سرافرازی که جان بر کف، تمام عمر آماده باش اند و برای آن شیرانی که از بیشه بیرون شده اند و اگر اراده کنند کوه ها را از جا می کنند.

براستی ما در زمره کدامین دسته از منتظرانیم؟ آنان که منتظر فرجند تا فرجی در رزق و روزیشان  حاصل شود؛ آنان که آمدن منجی را برای امارت دنیایشان آرزو می کنند و جز سیاهی لشکر وجودشان اثری ندارد، یا آن دسته از منتظران که حضور سبز مولایشان در تمامی نفس هایشان موج می زند؛ همان عاشقانی که دل هایشان چونان پاره های آهن محکم است؛ همان بلند همتانی که صدای زمزمه مناجات شبانهشان گوش هستی را نوازش می دهد و روزهایشان با روزه عجین است و تو را تنها برای خودت و برای آبادی عمارت ایمانشان با تمام وجود طلب می کنند.

ای فرزند صراط مستقیم![7] مهدی ستیزان در تلاشند تا صراط وصلت را دور جلوه دهند اما مهدی باورانِ  چشم به راه، چه قدر قریب می بینند.[8] آدینه ای که منادی از آسمان ندا می دهد: حق از آن آل محمّد(صلی الله علیه و آله) است؛ اگر طالب  هدایت و سعادت هستید به دامان آل احمد(صلی الله علیه و آله) چنگ بزنید. ای مردم زمان! حکومت جباران به پایان رسید، بهترین امّت محمّد(صلی الله علیه و آله)  قیام کرده است؛ به وی ملحق شوید.

وه! چه با شکوه است! آن گاه که شب ظلمانی غیبت به صبح نورانی ظهور بدل می شود و تو در حالی که میراث دار رسول خدا(صلی الله علیه و آله) هستی و کعبه را محل اتّکای خود قرار داده ای؛ ندا می دهی:

أَلا یا أهْلَ الْعالَمِ اَنَا الامامُ القائمُ؛ آگاه باشید ای جهانیان منم امام قائم.

أَلا یا أهْلَ الْعالَمِ اَنَا الصّمْضامُ المُنْتَقِم؛ بنگرید ای اهل عالم منم شمشیر انتقام گیرنده.

 أَلا یا أهْلَ الْعالَمِ اَنَّ جَدّیَ الْحُسَیْن(علیه السلام) قَتَلوهُ عَطْشاناً؛ به یاد آرید ای اهل عالم که جدّ من حسین(علیه السلام) را تشنه کام کشتند.

أَلا یا أهْلَ الْعالَمِ اَنَّ جَدّیَ الْحُسَیْن (علیه السلام) طَرَحوهُ عُریاناً؛ بیدار باشید ای اهل عالم که جدّ من حسین(علیه السلام) را برهنه روی خاک افکندند.

 أَلا یا أهْلَ الْعالَمِ اَنَّ جَدّیَ الْحُسَیْن(علیه السلام) سَحَقوهُ عُدواناً؛ بشنوید ای جهانیان که جدّ من حسین(علیه السلام) را از روی کینه توزی پایمال کردند».[9]

و تو ای «تَالِيَ كِتَابِ اللَّه »[10]! ظهور می کنی تا در سایه حکومت جهانیِ مهرگسترت تمام خوبیها و فضایل مجال ظهور یابند.

می آیی تا پرستوی ایمان مرزهای نماد و نژاد را در نوردد و در دلهای حق پذیرآشیان گزیند.

می آیی تا رود خروشان عدل بر بستر تشنه زمین جاری شود و باتلاق ظلم و ستم به دریای روشن عدالت مبدّل گردد و چشمه زلال دانایی و فرزانگی در کویر تفتیده جهل و نادانی جوشش بگیرد و همای عقل در آسمان معنویت بالنده شود و اوج بگیرد.

می آیی تا آسمان دست و دلباز شود و سخاوتمندانه بر اهل زمین ببارد و زمین بیدریغ ثمر دهد و گنج هایش را آشکار کند.[11]

و جان کلام؛ می آیی تا در سایه دولت کریمه ات، مدینه فاضله تشکیل شود و کارگزاران صالح برکرسی خدمت تکیه زنند و گره گشایی از کار خلق را برای خود بالاترین افتخار بدانند و فقر از قاموس معیشت خلق رخت بر بندد.

یابن نبأ العظیم! کاش خداوند دیدار روی ماهت را توتیای چشمان گنهکارمان قرار دهد. [12]

کاش خدمت در رکابت روزیمان شود. به تأسی از شیخ الائمه؛ صادق آل احمد که  فرمود: «وَ لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيَّامَ حَيَاتِي؛[13] اگر دوران او را درک می  کردم، همهی زندگی  ام را در خدمت به او می  گذراندم» و خدا کند ما نیز از شتاب کنندگان به سویت در برآوردن خواسته هایت و اطاعت کننده اوامرت و مدافع حریمت باشیم[14] و اگر قاصد مرگ بین ما و شما جدایی انداخت؛ لایق باشیم کفن پوش سر از قبر برآوریم و در حالی که شمشیر از نیام کشیده ایم دعوتت را اجابت کنیم.[15]

و جان کلام؛ آن چنان دلمان به کمند زلفت گره خورده که سر دادن در راهت تمام آمالمان شده.

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. ال عمران/54.

[2]. صف/8.

[3]. دعای عهد

[4]. یوسف/88.

[5]. دعای عهد

[6]. نمل/62.

[7]. دعای ندبه.

[8]. «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَراهُ قَرِيبا»؛ (معارج/6-7.)

[9]. إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب (علیه السلام)، علی بن زین العابدین یزدی حائری، موسسه الاعلمی، بیروت، 1422 ق. ج‏1، ص 142.

[10]. زیارت آل یاسین.

[11]. ر.ک: بحارالانوار، ج 52، ص 337.

[12]. دعای عهد.

[13]. بحار الأنوار، ج ‏51، ص 148.

[14]. دعای عهد.

[15]. همان.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 226.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ١٠ ارديبهشت ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٦٨٦٨ / تعداد بازدید : 192/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج