جمعه ٠٣ خرداد ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


گزیده‏ای از بیانات مقام معظم رهبری(حفظه الله)؛

تبلیغ اسلامی

کار مهمّ شورای هماهنگی تبلیغات، تبلیغ است. تبلیغ، ریشۀ قرآنی دارد؛ کاری نیست که ما آن را اختراع کرده باشیم یا از کسی در دنیا آن را یاد گرفته باشیم.

گزیده‏ای از بیانات مقام معظم رهبری(حفظه الله)؛ در دیدار مسئولان و اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی سراسر کشور؛ 06/10/1396

تبلیغ اسلامی

کار مهمّ شورای هماهنگی تبلیغات، تبلیغ است. تبلیغ، ریشۀ قرآنی دارد؛ کاری نیست که ما آن را اختراع کرده باشیم یا از کسی در دنیا آن را یاد گرفته باشیم. خداوند متعال در سورۀ مبارکۀ احزاب می‌فرماید: «اَلَّذینَ یُبَلِّغُونَ رِسالٰتِ اللهِ وَیَخشَونَهُ وَ لا یَخشَونَ اَحَدًا اِلَّا اللَهَ وَ کَفَىٰبِاللهِ حَسیبًا»؛[1]و در سورۀ مبارکۀ مائده [می‌فرماید]: «یٰاَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّک»؛[2]پروردگار عالم دستور تبلیغ را به پیغمبر خودش عنایت می‏کند و در آیات کریمۀ قرآن از قول پیغمبران، مکرّر در مکرّر مسئلۀ تبلیغ ذکر شده: «اُبَلِّغُکُم رِسَالٰتِ رَبّی وَ اَنصَحُ لَکُم».[3]تبلیغ یعنی چه؟ یعنی رساندن. رساندن چه؟ رساندن یک پیام، یک سخن درست؛ این معنای تبلیغ اسلامی است؛ منتها شرط این تبلیغ این است که صادقانه باشد، صمیمانه باشد، امانت‌دارانه باشد، مسئولانه باشد؛ این معنای تبلیغ است.

اصل مسئله تبلیغ

در حکومتهای مادّی - عمدتاً در غرب - هم تبلیغ هست؛ [به‌اصطلاح] پروپاگاندا؛[4]که این با آن، به‌طور مبنایی و اصولی متفاوت است. پروپاگاندا برای کنترل کردن افکار عمومی مردم است، در جهت دست یافتن به قدرت، به منفعت، به پول است. غربی‌ها انصافاً در این قضیّه، ورودشان هم خوب است، خیلی بلدند. تبلیغات به معنای غربی - پروپاگاندای غربی - را خیلی خوب بلدند؛ پول درمی‌آورند، به قدرت می‌رسند. با چه [کاری]؟ با کنترل افکار عمومی مردم. [امّا] تبلیغ اسلامی مسئله‌اش این نیست؛ تبلیغ اسلامی عبارت است از تفاهم با مردم؛ بحثِ کنترل نیست، بحثِ تفاهم است؛ ذهنها را به سمت یک هدف عالی و والایی متوجّه کردن و ذهنها را به هم نزدیک کردن. اثر این تفاهم چیست؟ اثر تفاهم این است که مردم در جهت کارهای اساسی و خیر، خودشان مسئولانه وارد می‌شوند؛ این[طور] است. در تبلیغ اسلامی، بحث قدرت‌یابی نیست، بحث دست یافتن به پول نیست [بلکه] بحث آوردن مردم در مقام مسئولیّت است؛ خودشان احساس مسئولیّت ‌می‌کنند، خودشان وارد می‌شوند و قهراً نتیجه‌ای که بر این حرکت مردمی عظیم مترتّب شد، منافعش هم متوجّه خود مردم خواهد شد. این معنای تبلیغ است؛ بنابراین بکلّی متفاوت است با آن کاری که غربی‌ها می‌کنند. در آن پروپاگاندای غربی، فریب افکار عمومی اشکالی ندارد، بازیگری اشکالی ندارد، رفتارهای هنرپیشه‌وار اشکالی ندارد، دروغ گفتن اشکالی ندارد. هرچه انسان را به آن نتیجۀ مادّی برساند، در پروپاگاندای غربی جایز است؛ [امّا] در تبلیغ اسلامی ابداً. در تبلیغ اسلامی صداقت، امانت‌داری، احساس مسئولیّت و مانند اینها لازم است. خب، این [درباره‌ی] اصل مسئلۀ تبلیغ.

امید و اعتماد در تبلیغ

قهراً افکار عمومی وقتی‌که در یک مسئله‌ای فعّال شد و صاحب‌نظر شد، به طور طبیعی جسمها را به حرکت درمی‌آورَد، ذهنها را به حرکت درمی‌آورَد، ابتکارها را وارد میدان می‌کند. به طور طبیعی در تبلیغ اسلامی، فرصتها و تهدیدها برای مردم بیان می‌شود؛ دشمنها و دوستها برای مردم معیّن می‌شوند، شناسانده می‌شوند؛ اعتماد به نفس به مردم داده می‌شود؛ اینها در تبلیغ وجود دارد. شما تبلیغات پیغمبران را با آن شرایط سختی که داشتند نگاه کنید؛ در سخت‌ترین شرایط در جنگِ خندق که داشتند خندق ‌می‌کندند - در یک ضلع مهمّی از مدینه، مسلمانها خندق می‌‌کندند - گرسنه هم بودند، هوا هم بسیار گرم بود، خود پیغمبر هم با اینها مشغول بود؛ یک جا مسلمانها رسیدند به یک سنگ سختی که هرچه کردند نتوانستند این سنگ را جابه‌جا کنند؛ به پیغمبر عرض کردند یا رسول‌الله اینجا یک سنگ خیلی سختی هست و نمی‌توانیم آن را حرکت بدهیم؛ حضرت خودشان تشریف آوردند آنجا، کلنگ را گرفتند، یک ضربۀ محکمی با کلنگ زدند و برق جست از این ضربۀ مهم؛ پیغمبر فرمود که من در این برق، کاخ کسریٰرا دیدم که شما خواهید گرفت. شما ببینید! پیغمبر اکرم در چه شرایطی، در سخت‌ترین شرایط، می‌فرماید که من کاخ کسریٰرا می‌بینم که شما می‌گیرید؛ من امپراتور روم را - در یک ضربۀ دیگر –می‌بینم که شما [شکست می‌دهید]؛ [یعنی] امید، اعتمادبه‌نفس. البتّه نگاه پیغمبر با نگاه امثال ماها و امید دادن او و خبر دادن او با خبر دادن امثال ماها، زمین تا آسمان تفاوت دارد؛ او می‌دید، به طور واقعی مشاهده می‌کرد، امّا ما تحلیل می‌کنیم. امید و اعتماد، در تبلیغ باید وجود داشته باشد.

بیشترین نقشه دشمن

برای یک ملّت بدترین حادثه این است که اعتمادبه‌نفس‌اش را از دست بدهد، امیدش به آینده را از دست بدهد. برادران عزیز، خواهران عزیز! بدانید امروز بیشترین نقشۀ دشمنان، این کارهای عظیم، متّوجه این است که ملّت ایران این اعتماد به نفسی را که دارد از دست بدهد.

تلاش مهمّ جنگ نرم دشمن، امروز متوجّه این است که ملّت ایران امیدش را از دست بدهد. از این آیه‌ای که عرض کردیم - «اَلَّذینَ یُبَلِّغونَ رِسالٰتِ اللهِ وَیَخشَونَهُ وَ لا یَخشَونَ اَحَدًا اِلَّا اللَّه»- معلوم می‌شود که این تبلیغ، دشمن دارد؛ [وقتی]که می‌فرماید تبلیغ می‌کنند رسالات الهی را، از خدا می‌ترسند، از غیر خدا نمی‌ترسند، پیدا است که غیر خدا در مقابل این مبلّغین الهی، مبلّغین رسالات‌الله، صف‌آرایی دارند؛ بحث بر سر دعوا است. یا در آن آیۀ شریفۀ «بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَّبِّکَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاس»[5]که [می‏فرماید] خدا تو را حفظ می‌کند، نگران نباش، دغدغه نداشته باش از دشمن، پیدا است که در مقابل تبلیغ پیغمبر، صف دشمنان است، جبهۀ دشمنان است. برادران عزیز، خواهران عزیز! معنای این چیست؟ معنایش این است که شما آن‌وقتی که تبلیغ می‌کنید، تبلیغ اساسی می‌کنید، تبلیغ اسلامی می‌کنید، در مقابل این تبلیغ شما یک جبهۀ دشمنی صف‌آرایی می‌کند؛ این را باید بدانید.

تبلیغ میدان جنگ

تبلیغ میدان جنگ است. بعضی‌ها از اسم جنگ بدشان می‌آید؛ تا گفته می‌شود جنگ اقتصادی یا جنگ نرم یا جنگ تبلیغاتی، اینها بدشان می‌آید، [می‌گویند] «آقا چرا این‌قدر از جنگ صحبت می‌کنید؟ از صلح صحبت کنید»! خب جنگ هست. این غفلت ما است که اگرچنانچه دشمن متوجّه ما باشد - جبهۀ دشمن به طرف ما نشانه گرفته که تیرهای خودش را پرتاب کند - ما غافل باشیم. امیرالمؤمنین فرمود«مَن نامَ لَم یُنَم عَنه»؛[6]شما اگر در سنگر خوابت برد، معنایش این نیست که طرف مقابل شما و دشمن شما هم خوابش برده؛ او مواظب شما است، او مراقب شما است، او منتظر است که شما خوابت ببرد. از اسم جنگ که نباید انسان خوف کند؛ خب دشمن الان در حال جنگ است؛ جنگ، جنگ نظامی نیست - البتّه جنگ نظامی نمی‏کنند، غلط هم می‌کنند اگر بخواهند بکنند - امّا جنگ هست، جنگ نرم هست، جنگهایی هست که از جنگ نظامی خطرناک‌تر است؛ دشمن در حال جنگ با ما است. خب، پس توجّه داشته باشید که تبلیغ یعنی مواجهۀ با دشمن؛ تبلیغ درست، یعنی سینه‌به‌سینه شدن با دشمن حقیقت، با ظلم و با ظلمات؛ این، معنای تبلیغ است؛ این، حقیقت تبلیغ است.

تبیین دشمنی‌ها

 از روز اوّل دشمنی‌ها شروع شد؛ تا امروز نزدیک به چهل سال است. در طول این چهل سال، انواع و اقسام دشمنی‌ها - که حالا شماها دیگر می‌دانید؛ البتّه برای نسل نوپدید و جوان، این چیزها باید تبیین بشود - از جنگ، از تحریم، از فحش، از تهمت، از نفوذ، از توطئه، از کار امنیّتی، از کار فرهنگی، از ایجاد اختلاف داخلی، هر کاری می‌توانستند با خرج کردن پول دریغ نکردند در ایران؛ در همۀ موارد هم شکست خوردند. چهل سال دارد می گذرد. اگر بنا بود توطئه‌های آنها اثر بکند، تا حالا جمهوری اسلامی باید صد بار ساقط شده بود، باید به تعبیر رایج، هفت کفن پوسانده بود؛ [امّا] ما امروز چهل سال اقتدار داریم؛ ملّت ایران توانست چهل سال در مقابل دشمنی‌ها و خباثتها و فشارها مقاومت کند و بر اینها فائق بیاید.

امروز بیشترین نقشۀ دشمـنان، این کارهای عظیم، متّوجه این است که ملّـت ایـران این اعتمـاد بـه نفسـی را کـه دارد از دسـت بدهد

عبور از هفت‌خوان

ملّت ایران از هفت‌خوانی عبور کرد که ملّتهای دیگر از یک خوانَش هم نمی‌توانستند عبور کنند؛ مقایسه کنید. بیداری اسلامی یادتان هست؟ در کشورهایی حرکتهایی شروع شد، عظمتهایی [دیده شد]، ملّتهایی ایستادند، حرکت کردند، سرنوشتش چه شد؟ به کجا رسید؟ چه‌کار توانستند بکنند؟ حرکت بیداری اسلامی در کشورهای عربی - در شمال آفریقا و در منطقۀ غرب آسیا - منتهی شد به جنگ داخلی، به فتنۀ داخلی، به برادرکشی، به اختلافات مذهبی، به اختلافات قومی، و هنوز هم گرفتارند؛ این خوان اوّل بود. از خوان اوّل هم نتوانستند عبور کنند، [امّا] ملّت ایران با قدرت، با سربلندی از این مراحل عبور کرد.

بزرگ‌تر از اصل

از پا انداختن و ریشه‌کن کردنِ سلطنت، کار کوچکی نبود که در این کشور انجام گرفت. این کشور قرنهای متمادی با سلطنت بار آمده بود؛ قدرت مطلقۀ بی‌اعتنای به مردم، بدون اتّکای به افکار عمومی، فعّالِ مایشاء، حاکمِ مایُرید؛ ما قرنها این‌جور زندگی کرده بودیم. جمهوری اسلامی، امام امّت، ملّت پشت‌ سر امام، توانستند این ریشه را قلع کنند؛ کار بسیار بزرگی بود؛ امّا بعضی از کارهایی که بعد از قلع ریشۀ سلطنت اتّفاق افتاد، بزرگ‌تر از اصل آن کار بود. حفظ نظام اسلامی در طول این چهل سال، می‌دانید چه فشار عظیمی را بر این کشور و بر این ملّت وارد می‌کند؟ و این ملّت توانست تحمّل کند، توانست ایستادگی بکند. این مقایسۀ بین انقلاب اسلامی و این جنجالها و شورشها و قیامها و انقلابهایی که در کشورهای عربی اتّفاق افتاد، مقایسۀ عبرت‌آموزی است. آنهایی هم که موفّق شدند - مثلاً فرض کنید مثل بعضی از کشورهای شمال آفریقا که در مبارزۀ با فرانسه و مانند اینها توانستند استقلال به دست بیاورند - بعد از اندک‌مدّتی در فرهنگ همان گروه استعمارگر هضم شدند.

نخست‌وزیر یکی از همین کشورها - که حالا نمی‌خواهم اسم بیاورم - آمد؛ اینجا با بنده ملاقات داشت در زمان ریاست‌جمهوری ما؛ شروع کرد با من صحبت کردن، عربی حرف می‌زد؛ یک مطلبی را می‌خواست بگوید که کلمۀ عربی آن مطلب را بلد نبود، رو کرد به آن مشاور و همراهش که پهلویش بود، کلمۀ فرانسوی آن را گفت که این چه می‌شود به عربی، بعد او به این [نخست وزیر] گفت که بله معنای این کلمه به عربی این است! یعنی آن‌چنان فرهنگ فرانسوی بر آن کشور تسلّط پیدا کرده بود که آن‌کسی که نخست‌وزیر آن کشور بود، زبان خودش را که زبان عربی بود درست بلد نبود؛ باید فرانسه را برایش به عربی ترجمه می‌کردند تا می‌فهمید که معنای این کلمه چیست. این‌جوری این کشورها گیر کردند؛ این‌جوری وسط راه ماندند؛ راهی که چهل‌سال است جمهوری اسلامی با قدرت دارد حرکت می‌کند و می‌آید. خب، این دشمنی‌ها بوده، امروز هم هست.

توجّه داشته باشید: مهم این است که در هر دوره‌ای از دوره‌ها ما بفهمیم دشمنیِ دشمن چگونه است و چه‌کار دارد با ما می‌کند؛ نقشۀ دشمن را بفهمیم؛ درست مثل جنگ نظامی. در جنگ نظامی اگر شما توانستی حدس بزنی که نقشۀ دشمن چیست، پیشگیری می‌کنی، خودت را آماده می‌کنی؛ یا دفاعِ خوب می‌کنی یا حملۀ پیش‌دستانه می‌کنی؛ در جنگ نظامی این‌جوری است. در جنگ تبلیغاتی، در جنگ اقتصادی، در جنگ فرهنگی، در جنگ امنیّتی، در جنگ نفوذ - اینها همه جنگ است - در همۀ اینها قضیّه این است: باید حدس بزنید دشمن چه‌کار می‌خواهد بکند. امروز حدس زدن ندارد؛ برای هر آدم آگاهی، روشن است. هزاران توپخانه - توپخانۀ دروغ‌پردازی، توپخانۀ بزرگ‌نمایی مشکلات - به سمت این ملّت از راه‌هایی که امروز وجود دارد و دیروز وجود نداشت، مشغول شلّیکند. ما در مورد فضای مجازی این را می‌گوییم؛ می‌گوییم مواظب شلّیک توپخانۀ دشمن باشید در این فضا؛ حواستان باشد. از این فضا، دشمن علیه هویّت شما، موجودیّت شما، نظام شما، انقلاب شما استفاده نکند. آمارهای بی‌پایه می‌دهند، دروغ می گویند، نسبت دروغ می‌دهند، چهره‌های مورد قبول مردم را - که باید مردم به اینها اعتقاد داشته باشند - تخریب می‌کنند، موفّقیّتهای انقلاب را کتمان می‌کنند، دروغ‌انگاری می‌کنند؛ ناموفّقیّتها را، ضعفها را، کاستی‌ها را اگر یکی است هزار تا جلوه می‌دهند، اگر یک‌جا است به همه‌جا تعمیم می‌دهند؛ کارهای دشمن اینها است دیگر؛ اینها کارهای دشمن است؛ برای چه؟ برای اینکه راز پیروزی انقلاب اسلامی را دشمن فهمیده؛ رازش اعتقاد مردم و ایمان مردم است؛ می‌خواهد این ایمان را از بین ببرد. حالا اگر در طبقات سنین بالا نتوانست، [می‌خواهد] این اعتقاد را در جوان و نوجوان و نسل نو از بین ببرد که دیگر مردم پشت سر این انقلاب و این نظام نَایستند؛ هدفش این است. اینکه مردم را ناامید کنند، مردم را بدبین کنند، اعتماد به نفس مردم را بگیرند، آینده را تاریک نشان بدهند، کاری است که امروز دشمن دارد می‌کند.

آن کسـانی کـه کار دشمن را دارند در داخل انجام می‌دهند تقوا ندارند؛ دین اینها سیاسی است، بجای اینکه سیاستشان دینی باشد؛ دینشان سیاسی‌کاری است تقوا ندارند.

متأسّفانه در داخل هم گروهی همین کار دشمن را دارند انجام می‌دهند؛ حالا بعضی‌ها می‌فهمند که چه‌کار دارند می‌کنند، بعضی‌ها نمی‌فهمند و می‌کنند؛ درست همان کار دشمن [است]: ناامیدکردن مردم، متّهم کردن این و آن، دروغهای شاخدارِ دشمن‌ساز را به جای راستْ وانمود کردن و قلمداد کردن در ذهن مردم. اینها کارهایی است که متأسّفانه در داخل هم یک عدّه‌ای دارند انجام می‌دهند. آن کسانی که کار دشمن را دارند در داخل انجام می‌دهند تقوا ندارند؛ دین اینها سیاسی است، بجای اینکه سیاستشان دینی باشد؛ دینشان سیاسی‌کاری است. سیاست ما باید دینی باشد، نه اینکه دینداری‌مان را در جهت سیاسی‌کاری، در جهت اهداف پست و حقیر سیاسی حرکت بدهیم؛ اینها این‌جور هستند؛ اینها تقوا ندارند؛ همان کار دشمن را می‌کنند برای اینکه فلان جناح را تقویت کنند، فلان جناح را بکوبند؛ فلان‌کس را بالا ببرند، فلان‌کس را پایین بیاورند. اینها کارهایی است که متأسّفانه در داخل انجام می‌گیرد.

مسئولان پاسخگو

 بعضی‌ها بدون رسانه‌اند، بعضی‌ها صاحبان رسانه‌اند، صاحب پایگاه خبری هستند، صاحب منبرهای تبلیغاتی هستند و می‌توانند حرف بزنند؛ حرف می‌زنند، [امّا] بی‌ملاحظه؛ نه خدا را، نه دین را، نه انصاف را رعایت نمی‌کنند؛ همان کاری که دشمن می‌خواهد [می‌کنند]. دشمن هم با شوق و ذوق تمام، بمجرّدی که می‌بیند در داخل یک چنین چیزهایی وجود دارد، امروز که اینها می‌گویند، امشب شما می‌بینید در رادیوی انگلیس و رادیوی آمریکا، همین‌ها بازتاب وسیعی پیدا می‌کند. اینها دشمن را شاد می‌کنند، اینها دشمن را علیه ملّت و علیه نظام اسلامی شاد می‌کنند؛ به قیمت ناامیدکردن مردم، ناامیدکردن نسل جوان و نسل نو. بخصوص کسانی که همۀ امکانات مدیریّتی یا امروز دستشان است یا دیروز دستشان بوده؛ فرقی نمیکند. کسانی هستند و انسان مشاهده می‌کند که یا امروز همۀ امکانات مدیریّتی کشور در اختیار اینها است یا دیروز تمام امکانات مدیریّتی در اختیار اینها بوده، آن‌وقت به قول فرنگی‌مَآب‌ها نقش اپوزیسیون به خودشان می‌گیرند. این کسانی که کشور در اختیارشان است یا در اختیارشان بوده، اینها دیگر حق ندارند علیه کشور حرف بزنند، موضع [بگیرند]؛ باید موضع مسئولانه [بگیرند]، باید پاسخگو باشند. بنده‌ای که امکانات در اختیارم است، نمی‌توانم مدّعی باشم، [بلکه] باید پاسخگو باشم و جواب بدهم که چه‌‌کار کردم با این امکانات. به جای اینکه پاسخگویی کنند، بیایند نقش مدّعی را ایفا کنند علیه این، علیه آن حرف بزنند؛ این نمی‌شود؛ مردم قبول نمی‏کنند این را. حالا ممکن است کسی خیال کند که در مردم تأثیر می‌گذارد؛ نه، مردم آگاهند، می‌فهمند، نمی‌پذیرند این حالت را.

خدمات و صدمات

همۀ مدیران جمهوری اسلامی، از اوّل جمهوری اسلامی تا امروز، خدمات مهمّی انجام دادند. خب ما دیدیم، بودیم؛ نزدیک بودیم، دیدیم خدماتی انجام دادند؛ البتّه صدماتی هم بعضاً زدند؛ خدمات هم بوده، صدمات هم بوده. خدمات دولتی‌ها و قضائی‌ها و مجلسی‌ها را در طول این زمان هرچه بوده، باید انسان سپاسگزاری کند، شکرگزاری کند؛ غالب [آنها] هم خدمتگزاران هستند. صدمات را هم بایستی انتقاد کرد، نقد کرد؛ منتها نقد منصفانه و نقد مسئولانه، نه نقد همراه با فحّاشی و تهمت. نقد و نقدپذیری واجب است، تهمت و لجن‌پراکنی حرام است؛ نقد با تهمت‌زنی فرق می‌کند، با لجن‌پراکنی فرق می‌کند، با تکرار حرف دشمن فرق می‌کند؛ نقد باید منصفانه باشد، باید عاقلانه باشد، باید مسئولانه باشد. سیاه‌نمایی هنر نیست؛ اینکه برداریم همین‌طوری بی‌هوا، این دستگاه را، آن دستگاه را، این قوّه را، آن قوّه را بدون هیچ تمییزی[7]محکوم کنیم؛ خب هر کسی، هر بچّه‌ای هم می‌تواند سنگ دستش بگیرد شیشه‌ها را بشکند، اینکه هنر نیست. هنر این است که انسان، منطقی حرف بزند، منصفانه حرف بزند، برای خاطر هوای نفْس حرف نزند، برای خاطر جهات شخصی حرف نزند، برای خاطر قدرت‌یابی حرف نزند، خدا را در نظر داشته باشد؛ اِنَّ السَّمعَ‌ وَ البَصَرَ وَ الفُؤادَ کُلُّ اُولٰئِکَ کانَ عَنهُ مَسئولاً،[8]بدانید خود این حرفی که می‌زنید، در روز قیامت عملی است که مجسّم می‌شود در مقابل شما، و خدای متعال مؤاخذه می‌کند، سؤال می‌کند؛ نمی‌شود هر حرفی را انسان به‌خاطر ل دل خودش بزند. انقلابی‌نمایی غیر از انقلابی‌گری است؛ انقلابی‌نمایی [یعنی] آدم جوری عمل کند که کأنّه ما [انقلابی هستیم]؛ انقلابی‌گری کار سختی است؛ پابندی لازم دارد، تدیّن لازم دارد. نمی‌شود که انسان یک دهه همه‌کارۀ کشور باشد، بعد یک دهۀ بعدی تبدیل بشود به مخالف‌خوان کشور؛ این[طور] که نمی‌شود. نهم دی که این‌قدر عظمت دارد، پاسخ ملّت به همین بازی‌ها بود. نُه دی دفاع از ارزشهای انقلاب بود، از ارزشهای دین بود. آنجا ایستادگی‌ای که ما کردیم، ایستادگی در دفاع از انتخابات بود. بنده صریحاً گفتم فشار می‌آورند که باید انتخابات را ابطال کنید، من زیر بار ابطال انتخابات نخواهم رفت؛ این را من اعلان کردم. بحث سرِ ارزشهای انقلاب و ارزشهای نظام اسلامی است؛ آن‌روز هم بود، امروز هم هست. ما خیلی باید مراقب خودمان باشیم، خیلی باید مراقب باشیم. امام فرمودند که ملاک، حال فعلی افراد است؛ معنای این حرف چیست؟ امام حکیم بود؛ معنایش این است که هیچ‌کس ضمانتِ درست ماندن تا دمِ مرگ را ندارد، باید مراقب خودش باشد؛ حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است.[9]ما در این چهل پنجاه سالِ بعد از شروع نهضت امام - از سال ۴۰، ۴۲ به این طرف - چه چیزها دیدیم! بالارفتنها، پایین‌آمدنها؛ تُندی‌ها، کُندی‌ها؛ افراط‌ها، تفریط‌ها؛ چیزهای عجیبی دیدیم در این مدّت! خیلی باید مواظب خودمان باشیم.

پاسخگوئی به شبهات

یکی از کارهایی که در باب تبلیغات باید انجام داد، پاسخگویی به شبهات پرتاب‌شدۀ در میان مردم است. البتّه دستگاه‌های تبلیغاتی ما، همه باید مراقب باشند و مواظب باشند و عمل کنند؛ وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات، دفتر تبلیغات، دستگاه‌هایی که متولّی و متصدّی امور ارتباطی و رسانه‌ای هستند، صداوسیما، دیگران. همه باید مراقب باشند؛ دشمن به طور دائم دارد شبهه ایجاد می‌کند؛ شبهات متراکم پشت سر هم! باید این گره‌ها را باز کرد، این شبهه‌ها را باید برطرف کرد، ذهنها را بایستی فارغ کرد، آسوده کرد. نباید جوان ما احساس گیجی و حیرت بکند؛ یکی از این طرف، یکی از آن طرف؛ دائم شبهه درست کن، دائم اشکال درست کن! باید جوان را کمک کرد؛ ذهنها را باید کمک کرد.

خب، دشمن شبهه درست می‌کند، بزرگ‌نمایی هم می‌کند. جوری هم دشمنان ما در دستگاه‌های ارتباطی و تبلیغاتی خودشان حرف می‌زنند که هزار برابر آن مقدار مخاطبی که دارند، کأنّه مخاطب دارند؛ هزار‌ نفر را یک میلیون معرّفی می‌کنند؛ این‌جوری وانمود می‌کنند. فریب اینها را نباید خورد، فریب این بزرگ‌نمایی‌های دشمن را هم نباید خورد. اگر چنانچه این تحلیلهایی که آنها می‌کنند نسبت به جمهوری اسلامی - که جمهوری اسلامی اینجایش خراب است، اینجایش ویران است، اینجایش نابود شد، اینجایش از بین رفت، پدرش درآمد - بنا بود این تحلیلها، تحلیلهای واقعی باشد، همان‌طور که عرض کردم باید صد بار تا حالا ما کفن پوسانده باشیم. روز اوّل هم می‌گفتند جمهوری اسلامی تا شش ماه دیگر از بین خواهد رفت؛ بعد سرِ شش ماه دیدند نشد، گفتند تا دو ‌سال دیگر؛ چهل‌سال گذشته! به توفیق الهی همه بدانند ما در این مرحله و در مراحل دیگر، دشمنان خودمان را، آمریکای جنایت‌کار را و همدستان آمریکا را به فضل الهی زمین‌گیر خواهیم کرد.

دشمن اصلی

دشمن اصلی ما که رژیم ایالات متّحدۀ آمریکا است، یکی از فاسدترین و ظالم‌ترین حکومتهای دنیا است؛ از تروریستها حمایت می‌کند، از داعش تا توانستند حمایت کردند - الان هم با همۀ هارت‌وهورتهایی که می‌کنند، آن‌طور که خبر می‌رسد، باز دارند از زیر کمک می‌کنند به داعش و به تکفیری‌هایی امثال داعش - از تروریست حمایت می‌کنند، از حکومتهای دیکتاتور حمایت می‌کنند، از شاه ایران حمایت می‌کردند، از خاندان ظالم سعودی حمایت می‌کنند، از بعضی سلسله‌های ظالم منطقه حمایت می‌کنند. دیگر از اینها، کاری غلط و فسادی بزرگ‌تر! از جنایت‌کاران حمایت می‌کنند؛ چه آن جنایت‌کارانی که در فلسطین دارند جنایت می‌کنند یعنی رژیم صهیونیستی، چه آن جنایت‌کارانی که در یمن دارند جنایت می‌کنند که هر روز یک عدّه‌ای را به خاک‌و‌خون می‌کشند. در داخل خود کشورشان جنایت می‌کنند، سیاه‌پوستها را زیر فشار قرار می‌دهند؛ پلیس آمریکا بدون هیچ عذر موجّهی می‌زند زن سیاه‌پوست، مرد سیاه‌پوست، بچّۀ سیاه‌پوست، جوان سیاه‌پوست را به قتل می‌رساند، دادگاه‌های آمریکا تبرئه‌اش می‌کنند، ولش می‌کنند می‌رود دنبال کارش. این دستگاه قضائی‌شان است، آن‌وقت به دستگاه قضائی دیگر کشورها و به دستگاه قضائی متدیّن کشور ما ایراد می‌کنند، اشکال می‏کنند! البتّه دستگاه قضائی ما بدون ایراد نیست. این را بدانید که بنده از اشکالاتی که در دستگاه قوّۀ قضائیّه یا قوّۀ مجریّه است، بی‌اطّلاع نیستم؛ اطّلاعات من شاید بیش از خیلی‌های دیگر است، لکن من نقاط مثبت را هم می‌بینم. در زیارت امین‌الله، در دعا می‌گوییم «ذاکِرَةً لِسَوابِغِ آلائِک»؛[10]نعمتهای خدا را باید انسان در نظر داشته باشد. بله، قاضی فاسد داریم، قاضی عادل و مطمئن هم داریم؛ ما حق نداریم یکسره نفی کنیم. مدیر اجرائیِ جاه‌طلبِ پرروی پول‌طلب داریم، مدیر اجرائیِ پاک‌دستِ زحمت‌کش هم داریم؛ حق نداریم یکسره همۀ اینها را با یک چوب برانیم؛ باید مراقبت کرد. در مقابل ما این نیروها و دادگستری‌های جهان غرب است - از جمله آمریکا - که زندانهایشان چه فضاحتی است، گرفتاری‌هایشان چه گرفتاری‌های عجیبی است برای مردم - رشوه‌ها و کارهای دیگر - ولی در فیلمهای هالیوودی و غیره جوری وانمود می‌کنند کأنّه یک دستگاه پاک و پاکیزه است. نمونه‌اش همین‌که حالا عرض کردیم: سیاه‌پوست در آمریکا اگر کشته شد، تضمینی وجود ندارد که قاتل او مجازات بشود؛ دولت آمریکا این است.

با قدرت پیش خواهیم رفت

خب، این [دشمن] در مقابل ما است، همۀ تلاشش را هم دارد می‌کند، پول هم زیاد خرج می‌کنند، نقشه هم زیاد می‌کشند. برای اینکه بتوانند در داخل بین مردم اختلاف ایجاد کنند - چه اختلاف سیاسی، چه اختلاف مذهبی، چه اختلاف قومی، چه اختلاف زبانی - همۀ تلاششان را دارند می‌کنند. این پول‌دارهای دُوروبَر ما را هم تیغ می‌زنند و پول می‌گیرند، از آنها هم کمک می‏گیرند، برای اینکه بتوانند علیه کشور ما کارهایی را انجام بدهند. هر کاری هم از دستشان برمی‌آید انجام می‌دهند، [امّا] به توفیق الهی بینی آنها به خاک مالیده شده است و بدانند که ما با قدرت پیش خواهیم رفت. باذن‌الله‌تعالی در همۀ عرصه‌ها آمریکا را ما مأیوس خواهیم کرد؛ آن کسانی که قبلاً در رأس حکومت آمریکا بودند، بیکار نبودند، آنها هم خیلی کار می‌کردند. ریگان از ترامپ، هم قوی‌تر بود، هم عاقل‌تر بود؛ عملاً هم علیه ما اقدام کرد، حالا با تهدید و هیاهو. او هنرپیشه بود، بازیگری‌اش هم بهتر از این بود، عملاً هم علیه ما اقدام کرد و آن هواپیمای ما را زدند و آن کار را کردند؛ امروز ریگان کجا است، جمهوری اسلامی کجا است؟ امروز جمهوری اسلامی چند برابر زمان ریگان پیشرفت کرده، رشد کرده؛ در همۀ قسمتها. او در عذاب الهی الان گرفتار است، جسمش پوسیده و خاک شده است، روحش هم علی‌القاعده طبق ضوابطی که ما داریم، مشغول مؤاخذه پس دادن به دستگاه عدل الهی است؛ اینها هم همین‌جور هستند. جمهوری اسلامی به توفیق الهی سرِ پا خواهد ماند و اینها هم داغ ضعیف شدن یا از میدان خارج شدن جمهوری اسلامی بر دلشان خواهد ماند. البتّه بعضی‌هایشان توانستند به برکت دستکش مخملی، سر بعضی از ماها را گرم کنند؛ یک بُرهه‌ای توانستند سر ماها را یک مقداری با نرمشهای ظاهری یا با دستکش مخملی - که گفتیم روی دست چدنی کشیده بودند - گرم کنند، لکن زود رسوا شدند. امروز حقایق در مورد نیّات پلید دولت ایالات متّحدۀ آمریکا علیه اسلام و مسلمین و جمهوری اسلامی آشکار شده.

اقتصاد مقاومتی را مسئولان محترم جدّی بگیرند

[باید] کارهایی را که آنها می‌توانند بکنند بدانیم؛ آنها تحریم می‌کنند، ما بایستی اقتصادمان را درونی کنیم، درون‌زا کنیم، اقتصاد مقاومتی کنیم تا تحریم اثر نکند. اقتصاد مقاومتی را مسئولان محترم جدّی بگیرند، به زبان اکتفا نکنند؛ اقتصاد مقاومتی با واردات بی‌رویّه نمیسازد، با ضعف تولید نمیسازد؛ تولید داخلی را قوی کنند. ادارات حکومتی و دولتی، محصول داخلی را بر محصول خارجیِ مشابه ترجیح بدهند. یک خریدار مهمّ بازار، دستگاه‌های دولتی هستند که همه‌چیز می‌خرند، همه‌چیز لازم دارند؛ آنچه تولید داخلی است، آن را ترجیح بدهند. مردم به تولید داخلی اقبال کنند. همۀ اینها باطل‌السّحر تحریم دشمن است؛ اینها ممکن است در ظرف شش ماه و یکسال جواب ندهد امّا علاج واقعی جز این چیز دیگری نیست. در مورد کارهای تبلیغاتی همین‌جور، در مورد جنگ روانی همین‌جور، در مورد مقابلۀ با نفوذ همین‌جور؛ مراقب باشند نفوذی دشمن در دستگاه‌های تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر وارد نشود. چاپلوسی‏های دشمن را هم جدّی نگیرند؛ اظهار محبّتها و اظهار ارادتها و اینکه بیا دست بدهیم و بیا بنشینیم و مانند اینها را جدّی نگیرند؛ بدانند دشمن چه‌کار می‌خواهد بکند. اینها را اگر دانستید، اینها را اگر دانستیم، اینها را اگر مراعات کردید، اینها را اگر مراعات کردیم، بدانید که جمهوری اسلامی همچنان این حرکت روبه‌جلو را پیش خواهد رفت و این مشکلاتی که وجود دارد - که بنده می‌دانم مشکلات گرانی‌ها و مشکلات توّرم و مشکلات رکود و مشکلات گوناگونی که مردم در زمینۀ مسائل معیشتی و اقتصادی دچارش هستند - با همّت مسئولین قابل رفع کردن است و خدای متعال پاداش این همّت را خواهد داد که ان‌شاءالله گره‌ها را باز کند. پروردگارا! به محمّد و آل محمّد ما را به آنچه رضای تو و نصرت تو در آن است، راهنمایی و کمک بفرما.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. احزاب/ ۳۹؛ «همان کسانى که پیامهاى خدا را ابلاغ کنند و از او ترسند و از هیچ‌کس جز خدا بیم ندارند. و خدا براى حسابرسى کفایت کند.»

[2]. مائده/ ۶۷؛ «اى پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ کن ...»

[3]. اعراف/ ۶۲؛ «پیامهاى پروردگارم را به شما رسانم و اندرزتان دهم‌ ...»

[4]. کوشش برای رواج دادن امری یا چیزی.

[5]. مائده/ ۶۷؛ «... آنچه از جانب پروردگارت به‌سوی تو نازل شده، ابلاغ کن؛ و اگر نکنی، پیامش را نرسانده‌ای. و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه دارد. ...»

[6]. نهج‌البلاغه، نامه ۶۲.

[7]. جدا کردن، آنچه بدان نیک از بد شناسند.

[8]. اسراء/ ۳۶؛ «... زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.»

[9]. حافظ. غزلیّات؛ «حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است / کس ندانست که آخر به چه حالت برود»

[10]. اقبال‌الاعمال، ج ۲، ص ۲۷۳.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 223.

 

 




تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ٢٨ بهمن ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٥٧٣٦ / تعداد بازدید : 185/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج