جمعه ٠٣ خرداد ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


گلشن اشعار ـ مناسبتهای ماه جمادی الاولی -2

فاطمیه

بغضم شکست و گفتم از مادر بگویم* از یاور مولا علی حیدر بگویم* چون سالیانِ عمرِ کوتاهی که دارد* یک شعر کوتاه از گل پرپر بگویم.

فاطمیه

بغضم شکست و گفتم از مادر بگویم
از یاور مولا علی حیدر بگویم
چون سالیانِ عمرِ کوتاهی که دارد
یک شعر کوتاه از گل پرپر بگویم
از لطف پا برجای مردم در مدینه
تا غربت زهرای پیغمبر بگویم
زهرا که گفتم واژه‌ها در خون نشستند
تا رفتم از میخِ به رویِ در بگویم
از چکمه‌های وحشی و دل‌های بی‌رحم
باید کمی از ظلم این لشکر بگویم
می‌میرم امشب از غمش آنجا که باید
از یا علی گفتن به پشت در بگویم

محسن روشنایی

***

بر زانوی تنهایی‌ام دارم سرت را
با گریه می‌بینم غروب آخرت را
من التماس لحظه‌های درد هستم
آیا نگاهی می‌کنی دور و برت را؟
دست مرا بستند و پشتم را شکستند
می‌بینی آیا حال و روز حیدرت را؟
حالا که روی پای من از حال رفتی
فهمیده‌ام اوضاع و احوال سرت را!
پروانه حرف عشق را هرگز نمی‌زد
می‌دید اگر یک مشت از خاکسترت را
افتاده‌ام پشت درِ قفل نگاهت
واکن دوباره چشمهای نوبرت را
بر زانوی تنهایی خود سر گذارم
وقتی ندارم بر سر زانو سرت را

علیرضا لک

***

دنبال من مي‌گشتي و اما نديدي
با درد پهلو ناگهان از جا بريدي
گرد و غبار كوچه ديدت را گرفته
اما صداي هق‌هق‌ام را مي‌شنيدي
چشمـان سيـلي خـورده‌ات ديگر نمي‌ديد
شكر خدا چشمان خيسم را نديدي
دستان پاكت را به روي خاك كوچه
دنبال من يا گوشواره؟ مي‌كشيدي
آن گوشواره يادگار مادرت بود
از آن براي حفظ جان من بريدي
دشمن لگد مي‌زد ولي اي مادر من
تو با حجاب خود حماسه آفريدي
جـز مـن كه ديدم هيچكس، مادر نفهميد
اينكه چرا تو در جواني مو سپيدي
شب بود، مانند پرستو، پر شكسته
سوي سبك بالان عاشق پر كشيدي

فیاض هوشیار

***

پس از مصیبت در، در بدر شدم مادر
همین که از خبرت با خبر شدم مادر
نوشته‌اند: چهل تن به یک نفر من هم
اسیر صورت آن یک نفر شدم مادر
میان شعلۀ آتش چه آمده به رخت
که مـن ز داغ رخـت شعـله ور شـدم مادر؟
چـه آمـده به سـرت؟ باز چهره پوشاندی!
دوباره زخمی زخم بصر شدم مادر؟
حسن نگاه به دیوار خانه می‌نالد
شهید روضۀ مسمار در شدم مادر!
نشسته‌ام ... که تو شبها دگر نمی‌خوابی
شکسته‌ام ز غمت، پیرتر شدم مادر
شما که عازم راه سفر شدی مادر،
پس از شما چقدر در بدر شدم مادر

مجتبی کرمی

***

گذشته آب در این روزگار از سر من
حلال کن که رسیده است روز آخر من
مرا ببخش که افتاده‌ام در این بستر
نمانده است توانی به جسم لاغر من
قد خمیده و موی سفید زهرایت
برای خانه‌نشینی توست همسر من
به جان دختر شیرین زبانمان زینب
نپـرس از چـه شـده‌ غرق خاک معجر من
ز شرم بستن دستت هنوز می‌لرزم
چه کرد با تو مدینه امیر خیبر من؟!
بس است گریه و شیون برای عمر کمم
بقای عمر تو باشد غریب رهبر من

محمد حسین رحیمیان

***

گریان روضه‌ایم و عزادار فاطمه
عمری اسیر کوچه و بازار فاطمه
جبران لطف مادریش را کجا توان
تا بی‌نهایتیم بدهکار فاطمه
روز ازل خریده مرا او برای خویش
اکنون اگرشدیم خریدار فاطمه
او یک تنه حریف تمام سپاه شد
جانم فدای آن همه پیکار فاطمه
تا روز حشر شامل نفرین ما شود
هرکس بنا نهاده به آزار فاطمه

یاسر مسافر

***

با توام بانو، عفاف یار، یادت مانده است؟
حضرت زهرا گلِ بی‌خار، یادت مانده است؟
با توام بانو، حیای حضرت زهرا چه شد؟
خاطراتِ سینه و مسمار، یادت مانده است؟
با توام بانو، حجابت را عوض کردی چرا؟
لخته‌های خونِ بر دیوار، یادت مانده است؟
با توام بانو، دو چشمان به مادر خیرۀ
طفلهای تا سحر بیدار، یادت مانده است؟
با توام بانو، حواست هست مادر شاهد است؟
آن همه مظلومیت، ایثار، یادت مانده است؟

محسن روشنایی

 

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:
منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 223.

 

 




تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٨ بهمن ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٥٢٩٣ / تعداد بازدید : 273/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج