پنج شنبه ٣٠ خرداد ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


گلشن اشعار؛ مناسبتهای ماه مبارک ذی الحجة -6

شهادت امام باقر(علیه السلام)

خسته در بند غمم، بال و پرم می‌سوزد* نفسم با جگر شعله ورم می‌سوزد* با دلم زهر چه كرده است خدا می‌داند* جگرم نه كه ز پا تا به سرم می‌سوزد...

شهادت امام باقر(علیه السلام)

خسته در بند غمم، بال و پرم می‌سوزد
نفسم با جگر شعله ورم می‌سوزد
با دلم زهر چه كرده است خدا می‌داند
جگرم نه كه ز پا تا به سرم می‌سوزد
دست و پا می‌زنم و ذكر لبم یا زهراست
گوشۀ خانه همه برگ و برم می‌سوزد
زآن همه ظلم كه دشمن به سرم آورده
در غمم زار نشسته پسرم می‌سوزد
گر چه در آتشم و پا به زمین می‌كوبم
قصۀ كرببلا بیشترم می‌سوزد

***

ای عُمرِ پر درد و بلا بار سفر بند
امروز با زهر جفا بار سفر بند
ای عمر از دامان صبرم دست بردار
ای زهر در این سینه هرچه هست بردار
من با عطش پیشینه‌ای دیرینه دارم
از تشنگی هفتاد و دو آئینه دارم
من حضرت خون خدا را نور عینم
من پور آن لب تشنه‌ام سبط الحسینم

***

باید گریست با همۀ ناله دارها
بر کربلا و قافلۀ یادگارها
تنهاترین امام که مانده زکربلا
رنجی کشیده از همۀ روزگارها
می‌گفت با هزار گِرِه از گلوی زخم
با هر بهانه‌ای سخن از بی قرارها
می‌گفت با کنایه که من دیده‌ام به چشم
آتش به خیمه‌ها و شروع فرارها
من دیده‌ام که راه، به اطفال بسته بود
سر بود و سنگ و سیلی سخت سوارها
دیدم به چشم خویش که دستان اجنبی
معجر کشید از سر عصمت مدارها

***

ذکر ادرک یا حسین خون خدا دارد هنوز
زخم زنجیر اسارت را به پا دارد هنوز
پنجمین نور هدایت بین گمراهان اسیر
خاطرات تلخی از کرب و بلا دارد هنوز
از عطش آتش گرفته هم نوای خیمه‌ها
با تلظی‌های اصغر غصه‌ها دارد هنوز
با تن عباس و اکبر با سرِ بر نیزه‌ها
گریه‌ها بر قاسم بن مجتبی دارد هنوز
یاد سنگ و کوچه و زینب، رقیه، کودکان
بغض تلخی از شب شام بلا دارد هنوز
سینه‌اش می‌سوزد از زهر و به لبهایش مدام
ذکر ادرک یا حسین خون خدا دارد هنوز

محسن روشنایی

***

غروب قافله یادت نمی‌رفت
صدای هلهله یادت نمی‌رفت
گلو و قلب و چشمت ‌سوخت عمري
سه تیر حرمله یادت نمی‌رفت

یوسف رحیمی

***

من غصّه‌دار غصّه‌های بی‌قرینم
من کربلا را یادگار آخرینم
من یادگار روزهای خاک و خونم
من یادگار چهره‌های لاله‌گونم
من تشنگی را در حرم احساس کردم
یاد دو دست خونی عبّاس کردم
من کودکی بودم که آهم را شنیدند
دیدم سر جدّ غریبم را بریدند
من دیده‌ام در وقت تشییع جنازه
اسبان دشمن را که خورده نعل تازه
من با خبر هستم زباغی بی‌شکوفه
خورشید را بر نیزه دیدم بین کوفه
گرچه کنون مسموم از زهر هشامم
من کشتۀ ویرانه‌ای در شهر شامم
من روضه‌خوانی در منا برپا نمودم
خود روضه‌خوان قتل آن مظلوم بودم
من سوختم از داغ بانوی مدینه
سنگ مدینه می‌زدم هر دم به سینه

افشین مقدم

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:
منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 218.




تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ١ شهريور ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٢٢١١ / تعداد بازدید : 544/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج