دوشنبه ٠١ بهمن ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


گلشن اشعار ـ مناسبتهای ماه جمادی الاولی -1

ولادت حضرت زینب(علیها السلام)

زلف عفاف، رشتۀ دامان زینب است* آیات صبر، پایۀ ایمان زینب است* ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار* این چـار، درسِ طفـلِ دبـستان زینب است.

گلشن اشعار ـ مناسبتهای ماه جمادی الاولی

تهیه و تنظیم: جواد اسماعیلی

ولادت حضرت زینب(علیها السلام)

صبح بی‌حسین

زلف عفاف، رشتۀ دامان زینب است
آیات صبر، پایۀ ایمان زینب است
ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار
این چـار، درسِ طفـلِ دبـستان زینب است

غلامرضا سازگار

***

امشب علی ولیمه به خلق جهان دهد
امشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد
امشب خدا تجلّی خود را نشان دهد
با خطّ نور، بر همه خطّ امان دهد
میلاد شیر دخت علی، شیر داور است
سر تا قدم حقیقت زهرای اطهر است
باید دوباره خلقت پیغمبری چنین
آرد ز کعبه بنت اسد حیدری چنین
بخشد خدا به ختم رسل کوثری چنین
کز دامنش ظهور کند دختری چنین
فخر رسول و فاطمه “زِینِ اَب”است این
امّ الکتـاب صبـر و رضـا، زینـب اسـت ایـن
بَـدرُ المنیـر و شمـس ضُحـای علی است این
بعد از بتول عقده‌گشای علی است این
یادآور صدای رسای علی است این
آیینه تمام نمای علی است این
گفتار وحی در سخنش آفریده‌اند
یا صورتی ز پنج تنش آفریده‌اند
ایـن مـریم مقـدس طـاهاست، زینـب است
این یادگار ام ابیهاست، زینب است
این نـور چشم حضرت زهراست، زینب است
این افتخار عصمت کبراست، زینب است
در وصـف او مـن آنچـه بگویم شکست اوست
آثار بوسه‌های علی روی دست اوست
زینب که لحظه‌هاست همه یادواره‌اش
زینب که سالهاست سراسر هزاره‌اش
زینب که دل برد ز پیمبر نظاره‌اش
زینب که خلقت است مطیع اشاره‌اش
زینب که با صدای علی حرف می‌زند
در شهر کوفه جای علی حرف می‌زند
این است بانویی که پیام آوری کند
هنگام خطبه معجزه حیدری کند
یک عمـر بـر حسیـن و حسن مادری کند
با دست بسته بر اسرا رهبری کند
باران رحمت است که ریزد ز ابر او
دیـن زنـده از قیـام حسیـن اسـت و صبـر او

غلامرضا سازگار

***

طبع می‌خواهد که وصف زینب کبری کند
لیـک، قطـره کـی توانـد صحبت از دریا کند؟
توسـن طبعم در اینجا پای در گل مانده است
مرغ بی‌پر چون سفر بر عرصه عنقا کند؟
نطق گویا عاجز است از شرح و ذکر وصف او
کـی تـواند خـامه مـدح آن مَلَـک سیما کند؟
جـد پاکش مصطفـی، باب کبارش مرتضاست
مـادرش زهرا که مدحش ایزد یکتا کند
چون حسین و چون حسن دارد برادر، هر یکی
نـاز بر مـوسی بن عمـران، فخـر بر عیسی کند
در شهامت بود وارث بر علی مرتضی
همت والای او تفسیر «کَرَّمنَا» کند
دختـر زهرا که در حجب و حیا و عصمتش
نقش مادر را به خوبی در جهان ایفا کند
در شجـاعت چون حسین و در صبوری چون حسن
در عبادت پیروی از مادرش زهرا کند
دُرّ دریای عفاف و گوهر گنج حیاست
عفتش یاد از حیای مریم عذرا کند
ای «رسولـی» غـم مـدار از گیرودار روز حشر
دختر زهرا اگر از راه لطف ایما کند

عباس رسولی

***

با خبر کرد نسیمی همۀ دنیا را
 متلاطم شده دیدند دل دریا را
گل سرخی که می از قطرۀ شبنم می‌زد
مست می‌کرد ز بوی نفسش صحرا را
چـه صفـایی چه هـوایی چه دلی داشت زمین
شور می‌داد ز حال خوش خود بالا را
چشمهـایی بـه روی چشـم دگـر وا شـد و بعد
 دل مجنون کسی برد دل لیلا را
بین آغوش برادر چقدر آرام است
چقدر ناز ربودست دل بابا را
گوییا بار دگر حضرت پیغمبر دید
 عکسی از ماه رخ کودکی زهرا را
زینت خانۀ مهتاب به دنیا آمد
زینب حضرت ارباب به دنیا آمد
چهره‌اش منعکس از طلعت روی زهراست
عشـق بازیـش از آن حـال و هوایش پیداست
حضـرت زیـنب کبـری خـودش اقیانوسیست
گرچه چشمان پر از گوهر نابش دریاست
اگر عبـاس علمـدار صـف کـرب و بلاست
 از ازل تا به ابد پرچم زینب بالاست
مادری کرد برای سه امامش زینب

مسعود اصلانی

***

بر آل عبا تو نور عيني زینب
تو پشت و پناه عالميني زینب
در فضل و شرافتت همين بس باشد
اينکه تو شريکة الحسيني زینب

***

خورشيد نجابت و ادب یا زینب
با فضل و وقار، منتجب یا زینب
در اوج شکوه مثل کوهی بانو
هستی تو عقيلة العرب! یا زینب

***

ای آینه عصمت زهرا زینب
در صبر و وفا بدون همتا زینب
تو محرم رازهای مولا بودی
چون فاطمه‌ای ام ابیها زینب

***

تو مهر قبول کربلايي زینب
زهراي بتول کربلايي زینب
اي وارث نهضت حسين بن علي
در شام، رسول کربلايي زینب

یوسف رحیمی

***

امشـب دلـم به تاب و سرم گرم از تب است
امشـب که از نسیم حضوری لبالب است
شمع اسـت و شـاهد است و شرابی که بر لب است
شور و شگفتی است و شبی عشق مشرب است
شامی که روشنایی روز است امشب است
امشب شب ملیکه دادار زینب است

 

این جلوه جلوه‌های شبی بیکرانه است
این جذبه جذبه حرمی بی‌نشانه است
این سجـده سجـده بر قـدمی جـاودانه اسـت
این شعله شعله نگهی عاشقانه است
از هر لبی که می‌شنوی این ترانه است
عالم محیط و نقطه پرگار زینب است

 

سّری رسید و معنی ام‌‌الکتاب شد
نوری دمید و قبله هر آفتاب شد
چشمی گشود و چشم شقایق بخواب شد
زیباترین دعای علی مستجاب شد
زهراست این که در دل گهواره قاب شد
امشب تمام گرمی بازار زینب است

 

بر عـرش سبز دست نبی تا که جا گرفت
نورش زمین و کل زمان را فرا گرفت
حتـی بهشـت سـرمه از آن خـاک پـا گـرفت
از عطر دامنش همه جا روشنا گرفت
آئینه‌ای مقابل رویش خدا گرفت
تصویر جلوه‌های خداوار زینب است

 

این کیست این که سجـده کند عشـق در برش
این کیسـت این کـه سینـه درند در برابرش
این کیست این که از جلوات مطهرش
عالم نبود غیر غباری ز محضرش
فرموده است از برکاتش برادرش
آئینه‌دار حیدر کرار زینب است

محمود کریمی

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:
منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 223.




تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٢٠ دی ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٤٩٥٠ / تعداد بازدید : 45/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج