دوشنبه ٠٥ فروردين ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


گلشن اشعار ـ مناسبتهای ماه ربیع الثانی -3

دهه بصیرت

در زمان غیبت ای یاران بصیرت لازم است* گرچه در هر عصر و هر دوران بصیرت لازم است* در زمان غربت اسلام ناب و راستین* مسلمین را در دفاع از آن بصیرت لازم است.

دهه بصیرت

قصه آن بود که دشمن دهنش آب افتاد
کشتی وحدت ما سخت به گرداب افتاد
آتش فتنه چنان شد که خدا می‌داند
آنقدر دل نگران شد که خدا می‌داند
قصه آن بود که یک طائفه که فتنه از اوست
دوست را دشمن خود خواند، وَ دشمن را دوست
آری آن طائفه خود را ز خدا منفک کرد
روی بر سامری آورد به موسی شک کرد
سامری گفت بیایید به شهرت برسیم
با پرستیدن گوساله به قدرت برسیم
سامری گفت که در شور حکومت شعف است
باید این بار به قدرت برسیم این هدف است
نکته‌ها بر لبمان رفت و خریدار نبود
گوش آن طائفه انگار بدهکار نبود
آری آن طائفه می‌گفت:  نصیحت کافی است
خسته‌ایم از سخن مفت! نصیحت کافی است
کم به تطبیق بخوانید ز تاریخ اینجا
خیمه را نیست نیاز این همه بر میخ اینجا

***

قصه آن بود که یک طایفه درویش شدند
جانماز آب‌کشان عافیت اندیش شدند
گاه از این سوی سخن گاه از آن سو گفتند
هر چه گفتند در آنروز دو پهلو گفتند
خواستند امر نماید به حمیّت مولا
تن دهد باز به امر حکمیت مولا
همچو امروز پر از فتنه شود فرداها
افتد این کار به تدبیر ابوموسی‌ها
پیش پای شرر عاطفه کُش خوابیدند
پشت دیوار کج حادثه خوش خوابیدند
خوش بخوابید در این ابر، هوا دم کرده است
سامری لشکری از حیله فراهم کرده است

***

شادمان بود و بسی معرکه‌داری می‌کرد
دشمن این حادثه را روز شماری می‌کرد
چشم مادر پی این حادثه چون کارون بود
بد به دل راه ندادیم ولی دل خون بود
آه از آن فرقه با اجنبی خود نشناس
گونه گون ظاهراً اما سر و ته یک کرباس
مهر بر لب زده بودند و تماشا کردند
از پس حادثه‌ها چهره هویدا کردند
این جماعت چه شباهت به خمینی دارند؟!
چقدر در دل خود شور حسینی دارند؟!
مگر این نغمه ز نای شهدا جاری نیست؟
مگر این زمزمه در خون خدا جاری نیست؟
که سکوت من و تو وقت خطر جایز نیست
کوفه کوفه است ولی ترک سفر جایز نیست
همه گفتند بمان مرتبه پیمایی کن
در همین مکه اقامت کن و آقایی کن
دست کم سمت حوالی وطن هجرت کن
ای عقیق از همه بگذر به یمن هجرت کن
همه گفتند بمان او سخنی دیگر داشت
آن سفر کرده هوای وطنی دیگر داشت

***

در زمان غیبت ای یاران بصیرت لازم است
گرچه در هر عصر و هر دوران بصیرت لازم است
در زمان غربت اسلام ناب و راستین
مسلمین را در دفاع از آن بصیرت لازم است
حق و باطل چون بهم آمیخت یا وارونه شد
بهر تشخیصش به هر انسان بصیرت لازم است
در هجوم فتنه و امواج طوفان بلا
تا شناسی نوح کشتیبان بصیرت لازم است
این نیاز اول هر ذی شعور و عاقل است
شیعه را البته صد چندان بصیرت لازم است
بالاخص امروز کز هر موج خیزد فتنه‌ای
بر نجات از ورطه طوفان بصیرت لازم است
بهر حفظ وحدت و دشمن شناسی این زمان
بیشتر بر مردم ایران بصیرت لازم است
گرگ‌ها را در لباس میش و باطل جای حق
تا که بشناسی به هر عنوان بصیرت لازم است
نوح را فرزند چون نااهل شد از بهر دوست
طرد او با دشمنان یکسان بصیرت لازم است
در زمان انتخاب مال و جان یا آرمان
بهر بگذشتن ز مال و جان بصیرت لازم است
بعد پیغمبر که امت غافل از حق شد به حق
تا که این غفلت شود جبران بصیرت لازم است
سخت باشد امتحان بهر خواص خودپرست
بر نجات از پنجه شیطان بصیرت لازم است
حال فعلی چونکه میزان است از قول امام
در قضاوت با چنین میزان بصیرت لازم است
عهد بستن با شهیدان کار احساس و عشق
بهر ماندن بر سر پیمان بصیرت لازم است
با امید یاری از رهبر، امام المسلمین
در زمان غیبت ای یاران بصیرت لازم است

موحدیان

***

بصیرت فتنه‌ها را برملا کرد
دفاع از آرمان کربلا کرد
نه دی ملت ایران خروشید
چو فریادی علیه فتنه جوشید
نه دی مثل  روزی آفتابی
فضا را کرد پاک و انقلابی!

حمیدرضا فاطمی

***

آنان که گرد حلقه باطل بگشتند
پس مانده‌های فتنه هشتاد و هشتند
با رنگ سبزی از ریا خطی نوشتند
از خط قرمزهای اسلامی گذشتند
ضد نظام مردمی طغیان نمودند
هم پیروی از فتنه شیطان نمودند
آمالشان بیچاره‌ها گَرد هوا شد
چون خطشان از انقلابیون جدا شد
چون راهشان را با ولایت کج نمودند
با مردم و با رهبری هم لج نمودند
آنان که سبز جلبک قورباغه بودند
اندر پی پی کردن یک ناقه بودند
رهبر ز دلسوزی بفرمودی نصیحت
اما جواب آن منافقها لجاجت
تا روز عاشورا  که ملت در عزا شد
ماهیت آنها به مردم برملا شد
تاپیش ازاین شال مقدس بسته بودند
مردم از این رنگ ریایی خسته بودند
وقتی دل مردم پر از یاد خدا شد
آن نقشه دشمن همه باد هوا شد
دیگر تحمل بر جسارتها نکردند
یا نه تحمل بر خیانتها نکردند
روز نه دی آمدند اندر خیابان
بهر دفاع از انقلاب خود شتابان
از رهبر و اسلام و از راه ولایت
از جان و از دل جملگی کردند حمایت
با غیرت دینی و خشم انقلابی
بر فتنه جویان پاسخی دادند حسابی
آن فتنه جویان را بجای خود نشاندند
آشوبگرها را تمام از صحنه راندند
دیگر مشخص شد صفوف مرد و نامرد
آن اغتشاش سبز شد خاموش و هم سرد!

حمیدرضا فاطمی

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:
منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 222.




تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ١٠ دی ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٤٧٦٨ / تعداد بازدید : 190/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج