دوشنبه ٠١ بهمن ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


گلشن اشعار ـ مناسبتهای ماه ربیع الثانی -2

وفات حضرت معصومه(علیها السلام)

دستـی دوبـاره سـوی حـرم مـی‌کشد مرا* شکر خدا دوباره شدم زائر شما* بی‌بی چقدر نور و صفا دارد این حرم* دل را چه می‌برد طرف مشهدالرضا.

وفات حضرت معصومه(علیها السلام)

دستـی دوبـاره سـوی حـرم مـی‌کشد مرا
شکر خدا دوباره شدم زائر شما
بی‌بی چقدر نور و صفا دارد این حرم
دل را چه می‌برد طرف مشهدالرضا
چرخی میان صحن و رواق و قدم قدم
پایین پای می‌برد این واژه‌ها مرا
وقتی که قاب چشم ترم شد ضریح تو
مجنون و مست قافیه دم زد ز کربلا
حس می‌کنم دوباره دلم پر گرفت و رفت
آری زمان اذن دخول است و هل أتی
از این به بعد واژه به دادم نمی‌رسد
تا دم زنم ز نای نی و سوز نینوا
بی‌بی دوباره بال خیالم گشوده شد
آری دوباره سوی حرم می‌کشد مرا

اکبر لطیفیان

***

از صحن‌تان به عالم والا رسیده‌ام
چون قطره‌ای به باور دریا رسیده‌ام
معصومیت ز نام شما نان خورَد منم
از نامتان به معنیِ معنا رسیده‌ام
وقتی دلم کنار ضریح شما شکست
دیدم کنار مرقد زهرا(علیها السلام) رسیده‌ام
گاهی دلم هوای رضا(علیه السلام) می‌کند چه باک
از گنبدت به گنبد مولا رسیده‌ام
رنج سفر، فراق برادر، مثال کیست؟
زاری‌کنان به زینب کبری (علیها السلام) رسیده‌ام
بانو! گمم میان خودم در حرم ببین
از صحن‌تان به عالم والا رسیده‌ام

محسن روشنائی

***

جود و کرامت از کرمش جاودان شده
هر چه دخیل هست به سویش روان شده
جبریل هم اگر برسد در حریم او
حس می‌کنـد کـه وارد صحـن جنـان شده
او ظاهـرش بتـول ولی بـاطنش علی است
در پشت آن جمال، جلالی نهان شده
از چه تمام فاطمه‌ها عمرشان کم است
دنیا چرا به "فاطمه" نا مهربان شده
خواهر حریف هجر برادر نمی‌شود
بیهـوده نیسـت ایـن همه قدش کمان شده
با احترام آمد و با احترام رفت
هر آنچه شأن اوست در اینجا همان شده
دور و برش فرشته نگهبان معجرش
پس ما فدای زینب بی‌پاسبان شده
گاهی میان محمل نامحرمان شهر
گاهی میان محمل بی‌سایبان شده
شکر خدا مقام تو زخم زبان نخورد
شکر خدا برادر تو خیزران نخورد

اکبر لطیفیان

***

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم
سالها منتظر روی برادر بودم
بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟
من اگر منتظر روی برادر نباشم چه کنم؟
روی قبرم بنویسید جدایی سخت است
این همه راه بیایم، تو نیایی سخت است
یوسفم رفته و از آمدنش بی‌خبرم
سالها می‌شود و از پیرهنش بی‌خبرم
روی قبرم بنویسید ندیده رفتم
با تن خسته و با قد خمیده رفتم
بنویسید همه دور و برم ریخته‌اند
چقدر دستۀ گل روی سرم ریخته‌اند
چقدر مردم این شهر ولایی خوبند
که سرم را نشکستند خدایی خوبند
بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد
به خداوند قسم، بال و پرم سنگ نخورد
چادرم دور و برم بود و به پایی نگرفت
معجرم روی سرم بود و به جایی نگرفت
...من کجا شام کجا زینب بی‌یار کجا؟
من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟
گر زمانی به سوی شاه خراسان رفتید
من نبودم به سوی مرقد جانان رفتید...
روی قبرش بنویسید برادر بوده
سالها منتظر دیدن خواهر بوده
روی قبرش بنویسید که عطشان نشده
بدنش پیش نگاه همه عریان نشده
بنویسید کفن بود، خدایا شکرت
هر چه هم بود بدن بود خدایا شکرت
یار هم آنقدری داشت که غارت نشود
در کنارش پسری داشت که غارت نشود
او کجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟
او کجا نعل کجا پیکر پامال کجا؟
بنویسید سری بر سر نی جا می‌کرد
خواهری از جلوی خیمه تماشا می‌کرد

حسن لطفی

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:
منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 222.




تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٢٩ آذر ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٤٥١٤ / تعداد بازدید : 96/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج