پنج شنبه ٠٢ آذر ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


تفسیر تبلیغی (4)

سورۀ مبارکۀ «بقره» (بخش پایانی آیۀ سوم)

در شماره‏های گذشتۀ ماهنامۀ مبلّغان (204، 205 و 206) موضوع «تفسیر تبلیغی قرآن کریم» آغاز گردید و در آن به تفسیر سورۀ مبارکۀ حمد و آیات اول و دوم و سوم سورۀ مبارکۀ بقره پرداخته شد؛ اکنون به حول و قوّۀ الهی به ادامۀ آیات سورۀ «بقره» پرداخته و آیات را با نگاه تبلیغی، مورد توجه قرار می‌دهیم.

تفسیر تبلیغی (4) سورهٔ مبارکهٔ «بقره» (بخش پایانی آیهٔ سوم)

محمدحسن نبوی

اشاره

در شماره‌های گذشتهٔ ماهنامهٔ مبلّغان (204، 205 و 206) موضوع «تفسیر تبلیغی قرآن کریم» آغاز گردید و در آن به تفسیر سورهٔ مبارکهٔ حمد و آیات اول و دوم و سوم سورهٔ مبارکهٔ بقره پرداخته شد؛ اکنون به حول و قوّهٔ الهی به ادامهٔ آیات سورهٔ «بقره» پرداخته و آیات را با نگاه تبلیغی، مورد توجه قرار می‌دهیم.

در شمارهٔ گذشته (مبلّغان206) ذیل آیهٔ سوم، نکاتی پیرامون «ایمان» و «اقامهٔ نماز» ذکر گردید؛ حال ادامهٔ این آیه را بررسی می‌کنیم.

آیهٔ سوم: ]الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ[؛ «کسانی که به غیب ایمان آوردند و نماز را بپا داشتند و از آنچه روزی‌شان کردیم، انفاق نمودند.»

]وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ[

مفردات:

«مِنْ» در آیه برای تبعیض است، «مَا» موصوله است و «مِمَّا» بر «انفاق بعض از چیزهایی که روزی انسان شده» دلالت دارد. انفاقی که از نظر اسلام مناسب است انفاق مقداری از مال است نه همه دارایی، زیرا حفظ نفس و حفظ عیال نیز واجب است و با انفاق همه دارایی اداره خود و عیال دچار مشکل خواهد شد.

«رزق» در این آیه نیز دارای معنای عامی است و شامل همهٔ آنچه خداوند به بنده‌اش عنایت فرموده و موجب قوام نفس و کمال اوست، می‌شود؛ امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیهٔ مبارکه فرمود:

«مِمَّا عَلَّمْنَاهُمْ یبُثُّونَ؛[1] از آنچه خدا به‌آنان تعلیم نموده، منتشر می‌سازند.»

نتیجهٔ این نکته این می‌شود که انفاق در این آیه شامل همهٔ نعمت‌هایی است که خداوند به انسان‌ها عنایت فرموده است؛ بنابراین فعالیّتهای مبلّغان دینی نوعی از انفاق آنهم انفاق بسیار با ارزش است.

اهمیت انفاق

کسانی موفق به انفاق می‌شوند که روحیهٔ کرم و سخاوت را در وجود خود رشد داده باشند؛ افراد سخاوتمند در روایات متعددی مورد مدح قرار گرفته‌اند:

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

«السَّخَاءُ شَجَرَةٌ فِی الْجَنَّةِ أَغْصَانُهَا فِی الدُّنْیَا مَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْهَا قَادَهُ ذَلِکَ الْغُصْنُ[2]إِلَی الْجَنَّةِ وَ الْبُخْلُ شَجَرَةٌ فِی النَّارِ أَغْصَانُهَا فِی الدُّنْیَا مَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْهَا قَادَهُ ذَلِکَ الْغُصْنُ إِلَی النَّارِ؛[3] سخاوت درختی است در بهشت که شاخه‌های آن در دنیا است؛ هر کس به شاخه‌ای از آن چنگ زند، به بهشت خواهد رفت و بُخل درختی است در جهنم که شاخه‌های آن در دنیاست؛ هر کس به شاخه‌ای از آن چنگ زند، به جهنم خواهد رفت.»

امام رضا(علیه السلام) نیز می‌فرماید:

«السَّخِیُّ قَرِیبٌ مِنَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْجَنَّةِ قَرِیبٌ مِنَ النَّاسِ وَ الْبَخِیلُ بَعِیدٌ مِنَ اللَّهِ بَعِیدٌ مِنَ الْجَنَّةِ بَعِیدٌ مِنَ النَّاسِ؛[4] سخاوتمند به خداوند و بهشت و مردم نزدیک است و بخیل از خداوند و بهشت و مردم دور است.»

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در جای دیگری می‌فرماید:

«الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ؛[5] بهشت خانهٔ سخاوتمندان است.»

همچنین امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:

«شَابٌ سَخِیٌ مُرَهَّقٌ فِی الذُّنُوبِ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ مِنْ شَیْخٍ عَابِدٍ بَخِیلٍ؛[6] جوان سخی گنهکار نزد خدا از پیر عابد بخیل محبوب‌تر است.»

رزق و روزیِ مشخص

رزق و روزیِ همهٔ موجودات به‌ویژه انسان‌ها مشخص و معیّن است و قابل تغییر و تبدیل نیست![7]در روایات اهل‌بیت(علیهم السلام) ضمن آنکه بر تلاش جهت تأمین احتیاجات خانواده تأکیده شده است، از حرص بر مال دنیا و حریص‌بودن نسبت به آن مذمت شده است[8]؛ همچنین از روایات مختلف فهمیده می‌شود که رزق و روزیِ انسان‌ها مشخص است و اگر کسی از روی ولع سعی کند رزق و روزیِ خود را از راه حرام افزایش دهد، از رزقِ حلال او کاسته و در قیامت باید پاسخگوی کسب مال حرام باشد:

امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: پیامبر(صلی الله علیه و آله) در حجۀالوداع فرمود:

«أَلَا إِنَّ الرُّوحَ الْأَمِینَ نَفَثَ فِی رُوعِی أَنَّهُ لَا تَمُوتُ نَفْسٌ حَتَّی تَسْتَکْمِلَ رِزْقَهَا فَاتَّقُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَجْمِلُوا فِی الطَّلَبِ وَ لَا یَحْمِلَنَّکُمُ اسْتِبْطَاءُ شَیْ‌ءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ تَطْلُبُوهُ بِشَیْ‌ءٍ مِنْ مَعْصِیَةِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَسَمَ الْأَرْزَاقَ بَیْنَ خَلْقِهِ حَلَالًا وَ لَمْ یَقْسِمْهَا حَرَاماً فَمَنِ اتَّقَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَبَرَ أَتَاهُ اللَّهُ بِرِزْقِهِ مِنْ حِلِّهِ وَ مَنْ هَتَکَ حِجَابَ السِّتْرِ وَ عَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ قُصَّ بِهِ مِنْ رِزْقِهِ الْحَلَالِ وَ حُوسِبَ عَلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ؛[9] آگاه باشید که روح‌الأمین به قلب من الهام نمود که هیچ کس نمی‌میرد، جز اینکه روزی‌اش را کاملاً دریافت می‌کند، پس از خدای عزّ و جلّ پروا کنید و نیکو روزی طلب کنید و دیر رسیدن چیزی از روزی، شما را به طلب روزی از راه معصیت خدا واندارد، زیرا که خدای متعال روزی حلال را بین بنده‌گانش قسمت فرموده و روزی آنان را حرام قسمت نفرموده؛ پس کسی که تقوا پیشه و صبر نماید، روزی او از طریق حلال می‌رسد و کسی که پرده‌دری کند و از غیر حلال روزی به‌دست آورد، از روزی حلال او کسر و در قیامت علیه او حساب می‌گردد.»

پول‌دوستی

یکی از موانع انفاق، علاقهٔ بیش از حد فرد به مال دنیاست؛ کسی که حبّ مال دنیا در وجود او نهادینه شده باشد، به راحتی نمی‌تواند از اموال خود بگذرد و آنها را در راه خدا انفاق نماید.

قرآن مجید در این باره می‌فرماید:

]وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ[؛[10] «و کسانی که نسبت به‌آنچه خدا از فضلش به‌آنان عطا فرموده، بخل می‌ورزند، گمان نکنند برای آنان خوب است؛ بلکه برای آنان شرّ خواهد بود و به‌زودی در قیامت آنچه بخل ورزیدند، طوق گردن آنان می‌گردد.»

امیر المؤمنین علی(علیه السلام) نیز از قول رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

«إِنَّ الدِّینَارَ وَ الدِّرْهَمَ أَهْلَکَا مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ وَ هُمَا مُهْلِکَاکُمْ؛[11] درهم و دینار، پیشینیان شما را هلاک کرد و این دو هلاک‌کننده شما نیز هستند.»

بُخل

بُخل از پیامدها و نتایج «دنیادوستی» است و در آیات و روایات متعددی مورد مذمّت و نهی قرار گرفته است؛ بُخل نقطهٔ مقابل انفاق است و از صفات پلید و زشت و از اخلاق رذیله محسوب می‌شود. این صفت رذیله در تمامی ابعاد زندگی انسان تأثیر منفی می‌گذارد؛ در ارتباطات اجتماعی و روابط خانوادگی[12]، در آسایش و راحتی[13]، در انجام امور دینی[14] و حتی در مسئلهٔ آبروی فرد مسلمان[15] تأثیر منفی برجای می‌گذارد.

آیات و روایات مختلفی در باب نهی از بُخل وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

قرآن کریم می‌فرماید:

]الَّذینَ یبْخَلُونَ وَ یأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ یکتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ عَذاباً مُهیناً[؛[16] «همان کسانی که بخل می‌ورزند، و مردم را به بخل وامی‌دارند، و آنچه را خداوند از فضل خویش به آنها ارزانی داشته پوشیده می‌دارند. و برای کافران عذابی خوارکننده آماده کرده‌ایم.»

]وَ لا یحْسَبَنَّ الَّذینَ یبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ لِلَّهِ میراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ[؛[17] «و کسانی که به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا کرده، بخل می‌ورزند، هرگز تصوّر نکنند که آن [بخل] برای آنان خوب است، بلکه برایشان بد است؛ به زودی آنچه که به آن بخل ورزیده‌اند، روز قیامت طوق گردنشان می‌شود. میراث آسمان‌ها و زمین از آنِ خداست، و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است.»

پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نیز در نهی از بُخل می‌فرماید:

«الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَانٌّ بِمَا أَعْطَی؛[18] بهشت خانهٔ سخاوتمندان است و به خدایی که جان من به دست اوست، بخیل وارد بهشت نمی‌شود؛ همچنین عاق والدین و منّت‌گزار در مورد آنچه بخشیده است.»

آن حضرت در جای دیگری فرمود:

«ثَلَاثٌ مُهْلِکَاتٌ وَ ثَلَاثٌ مُنْجِیَاتٌ فَالْمُهْلِکَاتُ شُحٌ مُطَاعٌ وَ هَوًی مُتَّبَعٌ وَ إِعْجَابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ وَ أَمَّا الْمُنْجِیَاتُ فَخَشْیَةُ اللَّهِ فِی السِّرِّ وَ الْعَلَانِیَةِ وَ الْقَصْدُ فِی الْغِنَی وَ الْفَقْرِ وَ الْعَدْلُ فِی الرِّضَا وَ الْغَضَبِ؛[19] سه خصلت هلاک‌کننده است: بخلی که اطاعت شود، و هوای نفسی که پیروی گردد و خودپسندی؛ اما خصلت‌های نجات‌دهنده ترس از خداوند در پنهان و آشکار و میانه‌روی در بی‌نیازی و فقر و عدالت در حال خوشنودی و غضب است.»

انفاق و احکام

انفاق از جمله موضوعاتی است که احکام پنج‌گانه واجب، مستحبّ، مباح، مکروه و حرام در موارد آن جاری است و از برای هر کدام، مصادیق متعدد وجود دارد؛ از آنجا که پرداختن به این موضوع، بحث مفصلی را می‌طلب، در اینجا خیلی مختصر به آن اشاره می‌شود:

1. انفاق واجب

در آموزه‌های دین مبین اسلام، موارد زیادی به عنوان «انفاق واجب» ذکر شده است که به قسمتی از آنها اشاره می‌کنیم:

الف. زکات

بسیاری از انسان‌ها پرداخت زکات را تلف‌کردن مال تلقّی می‌کنند؛ از همین جهت از روی حرص و حبّ مال دنیا از انجام این فریضهٔ الهی خودداری می‌کنند، در حالیکه این امر موجب عقوبت در آخرت و دنیا می‌شود؛ در این زمینه روایات زیادی وجود دارد:

1) روایات در باب عذاب اخروی ترک زکات:

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «مَنْ مَنَعَ قِیرَاطاً مِنَ الزَّکَاةِ فَلْیَمُتْ إِنْ شَاءَ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرَانِیّاً؛[20] کسی که از پرداخت قیراطی[21] از زکات خودداری کند، پس باید یهودی یا نصرانی بمیرد.»

بنابراین روایت اگر فردی مقدار بسیار ناچیزی از زکات را نپردازد، مسلمان از دنیا نمی‌رود!

آن حضرت در روایت دیگری می‌فرماید:

«مَنْ مَنَعَ قِیرَاطاً مِنَ الزَّکَاةِ فَلَیْسَ بِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُسْلِمٍ...؛[22] کسی که قیراطی از زکات را نپردازد، نه مؤمن است و نه مسلم.»

2) روایات در باب عواقب دنیوی ترک زکات:

امام صادق(علیه السلام) در این رابطه می‌فرماید:

«مَا ضَاعَ مِنْ مَالٍ فِی بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ إِلَّا بِمَنْعِ الزَّکَاةِ، فَحَصِّنُوا أَمْوَالَکُمْ بِالزَّکَاةِ، وَ دَاوُوا مَرْضَاکُمْ بِالصَّدَقَةِ، وَ ادْفَعُوا أَبْوَابَ الْبَلَاءِ بِالاسْتِغْفَارِ؛[23] هیچ مالی در خشکی و دریا ضایع نمی‌شود، مگر به‌واسطهٔ نپرداختن زکات. پس اموالتان را با زکات حفظ، و بیمارانتان را با صدقه مداوا و انواع بلایا را با استغفار دفع کنید.»

ب. خمس

قرآن مجید پیرامون موضوع «خمس» می‌فرماید: ]وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ[؛[24] «بدانید آنچه استفاده برید از هر چیزی، پس محققاً پنج یک آن برای خدا و رسول و ذوی‌القربی اهل‌بیت پیغمبر(صلی الله علیه و آله) و یتیمان و مسکینان و در غربت واماندهگان است؛ اگر شما به‌خدا ایمان آورده‌اید، در روز جدایی حق از باطل، روزی که دو گروه با هم برخورد نمودند و به‌درستی که خداوند بر هر چیزی تواناست.»

مراد از «غنیمت» در این آیه، «مطلق استفاده» است نه خصوص غنیمتی که در جنگ به‌دست آمده است (عامّه ـ اهل‌سنّت ـ غنیمت در این آیه را به غنائم جنگی تفسیر کرده‌اند).

امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می‌فرماید:

«هَلَکَ النَّاسُ فِی بُطُونِهِمْ وَ فُرُوجِهِمْ لِأَنَّهُمْ لَمْ یُؤَدُّوا إِلَیْنَا حَقَّنَا؛[25] مردم به‌واسطهٔ شکم‌ها و شهوت‌های خود هلاک شدند؛ برای آنکه آنان حق ما را به ما اداء نکردند.»

آن حضرت از قول پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

«أَرْبَعَةٌ أَنَا لَهُمْ شَفِیعٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ الْمُکْرِمُ لِذُرِّیَّتِی وَ الْقَاضِی لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ وَ السَّاعِی لَهُمْ فِی أُمُورِهِمْ عِنْدَ مَا اضْطُرُّوا إِلَیْهِ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ؛[26] چهار طایفه‌اند که من در روز قیامت شفیع آنان هستم: کسی که ذریّهٔ مرا اکرام کند و کسی که حاجت‌های آنان را برآورد و کسی که در موقع اضطرار، سعی در انجام حاجت آنان داشته باشد و کسی که به دل و زبان آنان را دوست دارد.»

ج. انفاق به اهل و عیال

یکی از اقسام انفاق واجب، انفاق بر اهل و عیال و خانواده است؛ دین مبین اسلام بر این امر تأکید کرده است.[27] حال با توجه به آیات و روایات مختلفی که در این زمینه وجود دارد، موارد زیر به هنگام انفاق بر خانواده بایستی مراعات شود:

1. از مسیر حلال باشد؛

2. در مخارج زندگی میانه‌روی و از اسراف (ولخرجی) و اقتار (سخت‌گیری) پرهیز شود؛

قرآن کریم در توصیف بنده‌گان الهی می‌فرماید:

]الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً[؛[28] «کسانی که هر زمان انفاق کنند، اسراف و اقتار نکنند و میانهٔ این دو صفت قیام نمایند.»

3. از موارد شبهه اجتناب کند؛

4. با نیّت قرب به خداوند انفاق کنند تا مأجور باشد؛

5. بر عیال خود توسعه دهد؛

6. طعام و یا امکاناتی را که تصمیم بر تهیهٔ آن ندارد، برای آنها توصیف نکند؛

7. تبعیض بی‌مورد در بین اعضاء خانواده نداشته باشد؛

8. موافق شئونشان با آنان رفتار کند؛

9. حقوق آنان را تضییع نکند؛ پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمود: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ یُضَیِّعُ مَنْ یَعُول؛[29] از رحمت الهی به‌دور است کسی که ضایع می‌کند افراد تحت عائله خود را.»

2. انفاق واجب غیر معروف

انفاق واجب دارای انواع و اقسام مختلفی است که گاهی مورد بی‌توجهی است و برای همگان شناخته شده نیست. برخی از این اقسام را به‌نحو فهرست‌وار بیان می‌کنیم و مطالعهٔ بیش‌تر پیرامون هر یک از آنها را به مبلّغان گرامی وامی‌گذاریم.

1. حفظ نفس محترمه؛

2. مداوای مریض؛

3. رفع عطش و گرسنگی؛

4. رفع گرما و سرما؛

5. نجات‌دادن انساتی از غرق‌شدن و یا سوختن؛

6. جلوگیری از خراب‌شدن خانه یا ساختمان بر سر مسلمان؛

7. رفع ظلمِ ظالم؛

8. دور کردن درنده‌ای از مسلمان؛

9. دفع اعداء دین؛

10. جهاد و دفاع و حفظ حاکمیت اسلام؛

11. نشر احکام و معارف دین؛

12. برپا ماندن حج؛

13. پرداخت کفارات و نذور و عهود و قسم؛

14. پرداخت غرامت؛

15. پرداخت دیه؛

16. پرداخت بدهکاری؛

17. ردّ مظالم؛

18. پرداخت ودایع؛

19. حفظ آبرو؛

20. حفظ مال.

3. انفاق‌های مستحب

انفاق‌های مستحب بسیارند که از جمله آنها می‌توان موارد ذیل را نام برد:

1. صدقه؛ 2. هدیه؛ 3. قرض؛
4. ضیافت اطعام؛ 5. افطار صائم؛ 6. اشباع جائع؛ 7. اکساء عاری؛ 8. قضاء حوائج مؤمنین؛ 9. دفع شدائد؛ 10. صلهٔ ارحام؛
11. احسان به‌اهل ایمان؛ 12. احسان به‌اهل علم؛ 13. احسان به‌سادات؛ 14. احسان به‌همسایگان؛ 15. اصلاح راه‌ها؛ 16. زیارت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و ائمهٔ طاهرین(علیهم السلام)؛ 17. کمک به ایتام؛ 18. آزاد کردن بنده‌ها؛ 19. تعیین بخشی از درآمد به سائل و محروم؛ 20. حق فقراء در هنگام برداشت محصولات کشاورزی؛ 21. اعطاء نیازمندی‌های همسایگان؛ 22. انجام خیرات و هدیهٔ ثواب آن به اموات؛ 23. انجام صدقات جاریه؛
24. انجام کارهای خوب.

مبلّغ و شیوهٔ بیان مسئلهٔ «انفاق»

مبلّغین و مروّجین دین و فرهنگ برآمده از آموزه‌های دینی، به هنگام طرح مسئلهٔ «انفاق» بایستی به شیوهٔ طرح آن تسلّط کافی را داشته باشند تا از میزان اثربخشی کافی برخوردار شود. برای طرح این مسئله، موارد زیر باید مورد توجه قرار گیرد:

1. ذکر ابواب انفاق

بیان تفصیلی موارد انفاق اعم از انفاق‌های واجب و مستحب که در بسیاری از مواقع مردم کاملاً از آن بی‌خبرند، از فعالیت‌های بسیار ارزشمند است؛ برای پرداختن به موارد مذکور می‌توان با بیان آیات و روایات مرتبط، خود و مردم را برای انجام این عمل خدا پسندانه آماده کرد.

2. قانع‌سازی فکر

برای آنکه مردم بر انفاق و گذشتن از دنیا ترغیب شوند، ابتداء باید فکر و اندیشهٔ آنان را قانع کرد؛ از این‌رو می‌توان با مباحثی از قبیل موارد ذیل، زمینهٔ اقناع اندیشه را فراهم ساخت.

الف. ما هرچه داریم از آن خداوند است و از ]مِمَّا رَزَقنَاهُم[فهمیده می‌شود که همه چیز مال خداست و بندگان از آنچه خداوند برایشان روزی کرده است، استفاده می‌کنند.

ب. اگر فردی فکر نیرومند اقتصادی هم داشته باشد، خداوند به او عنایت فرموده و اگر هر زمان اراده کند، آلزایمر را جایگزین می‌کند.

ج. اگر انسان‌هایی که تواناترند به تهیدستان کمک نکنند، جامعه مختل و عقده‌های اجتماعی به طور قطع خواب راحت را از ثروتمندان خواهد گرفت.

پس از بیان مطالب مذکور و مواردی از این قبیل، فکر و اندیشهٔ مخاطبان «قانع» خواهد شد و اگر فکر قانع شد، تحریک احساس و نوع‌دوستی ایجاد می‌شود و پس از آن، به تغییر رفتار و تحقّق انفاق خواهد انجامید.

3. امنیت

بشریّت همواره به «امنیت» در ابعاد مختلف آن علاقه‌مند بوده است؛ او سعی می‌کند در طول زندگی دنیو خود امنیّت حداقلی را برای خود در زمینه‌های مالی، جانی، فکری، عقیدتی و... به‌وجود آورد؛ قرآن مجید برای ترغیب انسان‌ها به پاکی‌ها و نیکی‌ها به مسئلهٔ امنیت اشاره می‌کند و می‌فرماید:

]إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُون[؛[30] «کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده و نماز بر پا داشته و زکات داده‌اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان برای آنان خواهد بود؛ و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.»

مبلّغان گرامی نیز می‌توانند با استفاده از آیات و روایاتی که بیان شد، مسئلهٔ «انفاق» و ارزش و جایگاه آن در میان آموزه‌های دینی را به مردم بفهمانند که با پرداخت خمس، زکات و انفاق در راه خداوند، مال آنان حفظ و برکات الهی به آنان روی خواهد آورد.

4. بیان سرگذشت‌ها

برای ایجاد زمینهٔ انفاق، می‌توان از داستان‌های مناسب استفاده کرد؛ همانگونه که قرآن مجید از داستان «باغ سوخته»[31]برای ایجاد این روحیه استفاده کرده است.

5. بیان ثمرات و فوائد انفاق

یکی از راه‌های ترغیب آدمیان به انفاق کردن، بیان ثمرات از منظر آیات و روایات  است که یکی از آثار آن افزایش گستردهٔ مال است.

6. بیان تجارب دیگران

یکی دیگر از راه‌های مؤثر برای ترغیب مردم به انفاق کردن، بیان داستان‌ها و وقایع مربوط به انفاق و ذکر آثاری است که دیگران از انفاق در زندگی خود تجربه کرده‌اند.

7. محبّت اهل‌بیت(علیهم السلام)

در مواردی به تناسب از محبّت اهل‌بیت(علیهم السلام) می‌توان بهره برد؛ مردم در عاشورای حسینی با عشق امام حسین(علیه السلام) انفاق‌هایی می‌کنند که قابل تصوّر نیست؛ گاهی به عشق و علاقه و محبّت اسم یکی از ائمهٔ معصوم(علیهم السلام) از عمق جان هزینه می‌کنند.

8. مناعت طبع مبلّغ

احساس ذی‌نفع نبودن روحانی می‌تواند به گسترش این امر خداپسندانه کمک کند؛ از این رو در زمان بیان مطالب مربوط به انفاق، باید مباحث را با ظرافت مطرح کرد و به مخاطب فهمانده شود که این مباحث برای اطلاع مخاطبان از دستورات دینی است و خود روحانی هم مخاطب این دستورات است.

ادامه دارد...

 

____________________________________________________
پی‌نوشت‌ها:

[1]. بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج2، ص17.

[2]. در لغت «الغُصْنَة» به معنای «شاخهٔ کوچک درخت» آمده است. (الغُصْنُ؛ مَا تَشْعُبُ عَنْ سَاقِ الشَّجَرَةِ) ر.ک: لسان العرب، ابن‌منظور، دارالفکر، بیروت، چاپ سوم، 1414ق، ج13، ص313 و فرهنگ ابجدی، فؤاد بستانی، انتشارات اسلامی، تهران، چاپ دوم، 1375ش، ص642.

[3]. بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، ج70، ص303.

[4]. کافی، کلینی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج4، ص40.

[5]. جامع الأخبار، شعیری، مطبعهٔ الحیدریهٔ، نجف اشرف، چاپ اول، بی‌تا،، ص112.

[6]. من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه (شیخ صدوق)، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق، ج2، ص16.

[7]. پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «لَوْ أَنَّ جَمِیعَ الْخَلَائِقِ اجْتَمَعُوا عَلَی أَنْ یصْرِفُوا عَنْک شَیئاً قَدْ قُدِّرَ لَک لَمْ یسْتَطِیعُوا؛ اگر تمامی مخلوقات جمع شوند تا بگیرند از تو چیزی را که برایت تقدیر شده است (روزی‌ات که برایت معیّن شده)، نخواهند توانست.» أمالی، شیخ طوسی، دارالثقافه، قم، چاپ اول، 1414ق، ص675.

[8]. پیامبر اکرم فرمود: «أَجْمِلُوا فِی طَلَبِ الدُّنْیا؛ فَإِنَّ کلّاً مُیسَّرٌ لِمَا خُلِقَ لَهُ؛ در طلب دنیا معتدل باشید، زیرا به‌هر کس هر چه قسمت اوست، می‌رسد.» السنن (سنن أبی‌داود)، أبی‌داود سلیمان بن أشعث، دارالقبلهٔ للثقافهٔ الإسلامیه، بیروت، 1988م، ج4، حدیث4694 و نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده، نشر دنیای دانش، تهران، چاپ چهارم، 1382ش، ص167.

[9]. کافی، کلینی، ج5، ص80.

[10]. آل‌عمران / 180.

[11]. کافی، کلینی، ج2، ص316.

[12]. امام رضا(علیه السلام) فرمود: «السَّخِی یأْکلُ طَعَامَ النَّاسِ لِیأْکلُوا مِنْ طَعَامِهِ وَ الْبَخِیلُ لَا یأْکلُ طَعَامَ النَّاسِ لِکیلَا یأْکلُوا مِنْ طَعَامِه‌ِ؛ افراد سخاوتمند از خوراک دیگران استفاده می‌کنند تا دیگران هم از [امکانات ایشان بهره گیرند] و استفاده کنند؛ ولیکن افراد بخیل از غذای دیگران نمی‌خورند تا آنها هم از غذای ایشان نخورند.» مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل‌البیت(علیهم السلام)، قم، چاپ اول، 1408ق، ج15، ص258.

[13]. امام رضا(علیه السلام) فرمود: «لَیسَ لِبَخِیلٍ رَاحَةٌ؛ برای بخیل راحتی وجود ندارد.» تحف العقول، ابن شعبه حرّانی، نشر جامعهٔ مدرسین، قم، چاپ دوم، 1404ق، ص447.

[14]. رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمود: «لَا یجْتَمِعُ الشُّحُّ وَ الْإِیمَانُ فِی قَلْبِ عَبْدٍ أَبَداً؛ هرگز بخل شدید و ایمان در دل بنده‌ای جمع نشوند.» الخصال، شیخ صدوق، نشر جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1362ش، ج1، 76.

شُحّ اعلی مرتبهٔ بُخل است (الشُّحُّ: بُخلٌ مَعَ حِرصٍ). مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، دارالقلم، بیروت، چاپ اول، 1412ق، ص446.

[15]. امام رضا(علیه السلام) فرمود: «وَ الْبُخْلُ یمَزِّقُ الْعِرْضَ؛ و بخل آبروی فرد را بر باد می‌دهد.» نزههٔ الناظر و تنبیه الخاطر، حلوانی، انتشارات مدرسه امام مهدی(عج)، قم، چاپ اول، 1408ق، ص133.

[16]. نساء / 37.

[17]. آل‌عمران / 180.

[18]. مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج7، ص14.

[19]. معدن الجواهر، کراجکی، المکتبهٔ المرتضویهٔ، تهران، 1394ق، ص32 و نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده، ص425.

[20]. المحاسن، احمد بن خالد برقی، دار الاکتب الإسلامیه، قم، چاپ دوم، 1371ش، ج1، ص87.

[21]. یک بیستم از مثقال را قیراط گویند. صاحب کتاب «مصباح المنیر» می‌نویسد: «الْقِیرَاطُ» فِی لُغَةِ الْیونَانِ حَبَّةُ خُرْنُوبٍ وَ هُوَ نِصْفُ دَانِقٍ و الدِّرْهَمُ عِنْدَهُمُ اثْنَتَا عَشْرَةَ حَبَّةً وَ الْحُسَّابَ یقْسِمُونَ الْأَشْیاءَ أَرْبَعَةً وَ عِشْرِینَ قِیرَاطاً.» (مصباح المنیر، احمد بن محمد فیومی، مؤسسه دارالهجرهٔ، قم، چاپ دوم، 1414ق، ج2، ص498)

[22]. کافی، کلینی، ج3، ص503.

[23]. مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج7، ص23.

[24]. انفال / 41.

[25]. علل الشرایع، ابن بابویه، نشر کتابفروشی داوری، قم، چاپ اول، 1385ش، ج2، ص377.

[26]. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ابن بابویه، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق، ج2، ص25.

[27]. پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «تَصَدَّقُوا؛ صدقه بدهید.» شخصی عرض کرد: «نزد من یک دینار است». فرمود: «أَنْفِقْهُ أَوْ تَصَدَّقْ بِهِ عَلَی نَفْسِکَ؛ آن را برای خودت صدقه بده». آن گاه عرضه داشت: «نزدِ من دینارِ دیگری است». فرمود: «تَصَدَّقْ بِهِ عَلَی اِمْرَأَتِکَ؛ آن را از طرف همسر خود صدقه بده». سپس گفت: «نزد من دیناری است». پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «تَصَدَّقْ بِهِ عَلَی وَلَدِکَ؛ آن را از طرف فرزندت صدقه بده.» کنزالعمال، متّقی هندی، دائرهٔ المعارف العثمانیهٔ، حیدرآباد، بی‌تا، ج1، ص141.

[28]. فرقان / 67.

[29]. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج3، ص168.

[30]. بقره / 277. شبیه این مضمون در سوره‌های بقره / 62؛ بقره / 112؛ بقره / 262؛ بقره / 274؛ یونس / 62 و زخرف / 68 وجود دارد.

[31]. این داستان قرآنی به‌این شکل است: در زمانهای دور، در سرزمین یمن مرد با ایمانی زندگی می‌کرد. او باغ و بستان بزرگ و آبادی داشت و به هنگام برداشت محصول، فقیران و تهی‌دستان به باغ او می‌آمدند و بهره می‌بردند. وقتی که پدر از جهان رخت بر بست، پسران مالک باغ شدند و تصمیم گرفتند از میوه و ثمرهٔ باغ به مستمندان چیزی ندهند. زمان برداشت محصول فرارسید، آنان با خود گفتند:

فردا صبح بی‌سر و صدا به باغ می‌رویم و به سرعت محصول را جمع می‌کنیم و تا تهی‌دستان از شروع برداشت محصول بی‌خبر هستند، ما کار را تمام کرده و آن را به خانه و انبار می‌آوریم. آنان بدون آن که توجه کنند که نعمت‌ها همه از خداست و خداوند در محصول آنان برای فقرا سهمی قرار داده است، با این تصمیم، شب خوابیدند تا پگاه به باغ روند.

همان شب آتش الهی، باغ را سوزاند؛ به گونه‌ای که صبحگاهان وقتی که آنان به باغ رسیدند با خود گفتند: اشتباه آمدیم، این باغ ما نیست. برادر عاقل‌تر گفت: مگر به شما نگفتم تسبیح الهی گویید و به یاد خداوند باشید و جانب حق را پاس دارید!

آنان از غفلت به در آمدند و هوشیار شدند و به اشتباه خود پی‌بردند و گفتند:

]سُبْحانَ رَبِّنا إِنّا کنّا ظالمِین[؛ (قلم/29) «منزّه است پروردگار ما، همانا ما ستمکارانیم.»

آنان یکدیگر را ملامت کردند و به گناه خود اقرار و اعتراف کردند و تصمیم گرفتند راه راست و درست، و روش پدر خردمند خود را در پیش گیرند و گفتند: ]عَسی رَبُّنا أَنْ یبْدِلنا خَیراً منْها إِنّا إِلی رَبِّنا راغِبُونَ[؛ (قلم/32) «امیدواریم پروردگار ما بهتر از آن باغ به ما دهد، ما به سوی پروردگار خود رو می‌کنیم.» المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبائی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1374ش، ج19، ص627 و تفسیر مجمع البیان، فضل بن حسن طبرسی، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372ش، ج10، ص92. 

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 207.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢ آبان ١٣٩٦ / شماره خبر : ٣٩٤٧٢٤ / تعداد بازدید : 111/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج