جمعه ٣٠ تير ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلي > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 


مبلّغ محبوب و تأثیرگذار؛

شیخ محمدعلی امینیان لنگرودی

حضرت آیت الله حاج شیخ محمدعلی امینیان لنگرودی، از عالمان انقلابی، متعهّد و بابصیرت استان گیلان، در سال 1305ش در روستای «فتیده» واقع در 7 کیلومتری شهرستان لنگرود و در میان خانواده‏ای متدیّن به دنیا آمد. پدرش، عبدالحسین، مردی مذهبی و خوش‏نام بود که سالها به آموزش قرآن و احکام دینی می‏پرداخت و اغلب جلسات مذهبی روستا در منزل ایشان برگزار می‏شد.

مبلّغ محبوب و تأثیرگذار؛ شیخ محمدعلی امینیان لنگرودی

محمدتقی ادهم‌نژاد

حضرت آیت الله حاج شیخ محمدعلی امینیان لنگرودی، از عالمان انقلابی، متعهّد و بابصیرت استان گیلان، در سال 1305ش در روستای «فتیده» واقع در 7 کیلومتری شهرستان لنگرود و در میان خانواده‏ای متدیّن به دنیا آمد. پدرش، عبدالحسین، مردی مذهبی و خوش‏نام بود که سالها به آموزش قرآن و احکام دینی می‏پرداخت و اغلب جلسات مذهبی روستا در منزل ایشان برگزار می‏شد. وی از طریق اجاره اندک محصولی که از زارعین خود می‌گرفت، امرار معاش می‌کرد. محمدعلی دوران کودکی در مکتب‏خانه جهت فراگیری قرآن و سپس در مدرسه‌ای واقع در چهارکیلومتری زادگاهش، مشغول به تحصیل شد.

ورود به حوزة علمیة قم

محمدعلی در سن هجده سالگی، (سال 1323ش) وارد حوزه علمیه قم شد و ظرف مدت نه سال، مقدمات و سطوح متوسطه و عالیه را به پایان رسانید. وی درباره چگونگی ورودش به حوزه علمیه قم می‌نویسد:

«در سالهایی که کشور عزیز ما دستخوش حوادث ناگوار بود؛ استکبار شرق قسمتهایی از کشورمان را با همراهی مزدوران وطن‏فروش؛ یعنی توده‌ایها و مارکسیستها، زیر چکمه استبداد خود قرار داده بودند، در این شرایط به تحصیل دروس حوزوی و تلبّس به لباس روحانیت علاقه شدیدی پیدا کردم. خانواده‌ام که همگی مذهبی بودند، خصوصاً پدر و مادرم، از این اقدام و پیشنهاد من خوشحال شدند و استقبال کردند. فروردین سال 1323ش وارد حوزه علمیه قم شدم و به تحصیل دروس مقدماتی پرداختم. اوایل پاییز همین سال بود که مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) برای اداره حوزه علمیه قم به این شهر آمدند و اینجانب افتخار استقبال از ایشان را داشتم.»[1]

جدیت و مباحثه

آیت الله امینیان تمام ابواب و فصول کتب درسی را از ابتدا تا انتها به دقت می‏خواند و با حضرات آیات: حاج شیخ محمد ایمانی لاهیجی[2] و حاج شیخ محمدعلی فیض گیلانی مباحثه می‏کرد. وی در این باره می‌نویسد: «دروس حوزه را ما سه نفری مباحثه می‌کردیم. بنده و حضرت آیات ایمانی و فیض گیلانی؛ ولی مقید نبودیم که هر سه نفر در درس یک استاد شرکت کنیم. از این‏رو، اساتید ما گاهی متعدد و متفاوت بودند؛ ولی مباحثه‌مان با هم بود. دروس حوزه، از اول مقدمات تا پایان سطح؛ یعنی اتمام کفایتین را در طول نه سال به پایان رساندیم. ما متعهد شده بودیم تا دروس سطح به پایان نرسد، به درس خارج وارد نشویم. خوشبختانه اتمام کامل سطح مصادف شد با آغاز درس خارج فقه اول کتاب الطهارةآیت الله بروجردی(ره). ما هم در آن درس شرکت کردیم.»[3]

اساتید دورة خارج فقه و اصول

برخی از اساتید ایشان عبارت بودند از حضرات آیات:

1. سید حسین طباطبایی بروجردی (متوفای 1380ق)؛

2. سید مرتضی مرتضوی لنگرودی (متوفای 1383ق)؛

3. سید روح الله موسوی خمینی (متوفای 1409ق)؛

4. سید محمدرضا موسوی گلپایگانی (متوفای 1414ق)؛

5. سید محمد محقق داماد (متوفای 1388ق)؛

6. میرزا هاشم آملی (متوفای 1413ق)؛

7. سید شهاب الدین مرعشی نجفی (متوفای 1411ق)؛

8. شیخ محمدتقی بهجت (متوفای 1430ق)؛

9. سید محمدحسین طباطبایی (صاحب تفسیر المیزان)؛

10. شیخ عبدالنبی اراکی (متوفای 1383ق)؛

11. حاج آقا حسین فاطمی قمی (متوفای 1393ق)؛

12. سید ابوالحسن رفیعی قزوینی (متوفای 1396ق)؛

13. سید محمد هادی میلانی (متوفای 1395ق) که هر ساله تابستان در مشهد از درسهای پرفایده آن فقیه عظیم الشأن بهره‌مند می‏شدند.[4]

شوق تحصیل علم

آیت الله محمدعلی فیض گیلانی، هم‌مباحثه و دوست ایشان، در مورد علاقه مرحوم امینیان به تحصیل علم می‌گوید:

ما برخلاف آنچه در حوزه‌های علمیه معمول و مرسوم بود، عمل می‌کردیم؛ یعنی بسیاری از فصول، بعضی از کتابها که جزو برنامه درسی حوزه نبود، ما آنها را خوانده و با هم مباحثه کردیم. مثلاً کتاب «قوانین» میرزای قمی(ره) از برنامه درسی خارج شده بود؛ اما ما آن را مطالعه کردیم. یا قسمت زیادی از کتب و ابواب شرح لمعه که بیش از 50 کتاب است را سابقاً طلبه‌ها نمی‌خواندند؛ ولی ما از اول طهارت تا آخر کتاب دیات را با دقت خوانده و مباحثه کردیم... بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار حکومت دینی، فواید این کتابها، خصوصاً در امور مهمی چون منصب قضا بیش‏تر آشکار شد.»[5]

مدرّس مسلّط

آیت الله امینیان(ره) به تدریس علاقه وافری داشت و همزمان با تحصیل و کسب دانش، به تدریس سطوح مختلف پرداخت و از مدرسین زبده حوزه علمیه قم به شمار می‌رفت.

همچنین، وی به همراه تنی چند از اساتید نامدار حوزه قم؛ آیات بزرگوار: حاج شیخ حسن تهرانی، شیخ مرتضی بنی‌فضل، شیخ محمدتقی ستوده و شیخ علی‏پناه اشتهاردی و شیخ غلامرضا صلواتی از سوی حضرت آیت الله گلپایگانی به عنوان ممتحنین حوزه قم انتخاب شدند.

ایشان شاگردان فراوانی را تربیت نمودند که اغلب آنان در پستهای حساس کشور و نیز در سمتهای قضایی، علمی، فرهنگی و اجرایی مشغول خدمت به اسلام و نظام مقدس اسلامی هستند.

مهاجرت به گیلان

در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، آیت الله امینیان(ره) با دعوت مردم رشت جهت تبلیغ ماه مبارک رمضان وارد این شهر شد. خود ایشان در این باره می‌نویسد:

«پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تعطیل شدن (موقتی) حوزه علمیه قم، شهر رشت را برای فعالیت مذهبی انتخاب کردم و در مسجد گلشن که از مساجد معروف و مشهور شهر است، مشغول انجام وظیفه شدم. برنامه‌ام در ماه مبارک رمضان مورد قبول و رضایت مردم قرار گرفت و به همین سبب، از من تقاضای اقامت کردند و پس از مذاکراتی، برخی از اعیان این مسجد به قم نزد مراجع وقت رفتند. هر یک از مراجع تقلید برای اقامتم در شهر رشت چیزی مرقوم فرمودند؛ از جمله حضرت امام(ره) مرقوم داشتند: چون برنامه‌های شما مورد قبول مردم قرار گرفته، لازم است تا مدتی در همان جا بمانید. بنده پس از رسیدن این نامه‌ها و حکمها، برخود فرض دانستم که مدتی در رشت اقامت کنم.»[6]

امام جمعة موقت رشت

آیت الله امینیان(ره) در سال 1358ش به عنوان امام جمعه موقت شهرستان رشت انتخاب شد. وی در این سنگر عبادی - سیاسی به مقابله با ضد انقلاب و منافقین و سلطنت‏طلبان کشور که در آن زمان استانهای شمالی، به ویژه گیلان را غُرق کرده و آن را به صورت پایگاه خود درآورده بودند، پرداخت. منافقان و معاندان نظام اسلامی، هر روز با تظاهرات خیابانی، تشکیل اعتصابات صنفی، درگیری و زد و خورد با نیروهای متعهد و انقلابی، اقدام به تشنج‏آفرینی کرده، تبلیغات گسترده‌ای را علیه نظام مقدس و نوپای جمهوری اسلامی ایران به راه انداخته بودند.»[7]

حادثة شنیدنی

ضد انقلابها مترصد فرصتی بودند تا اظهار وجود کنند. در گوشه و کنار، گاه و بی‏گاه دست به تظاهرات می‌زدند. آنها رهبری به نام «حسن شل» داشتند که بسیار خطرناک بود و همه از او حساب می‌بردند و از او وحشت داشتند. بارها در درگیری با حزب الله جان سالم به در برده بود؛ اما بحمدالله در یک درگیری سخت به هلاکت رسید. چریکهای فدایی خلق این حادثه را بهانه قرار دادند و به تمام هواداران خود در گیلان و مازندران خبر دادند که در مراسم تشییع این معدوم شرکت کنند تا بدین صورت تظاهرات عظیمی به راه بیندازند و البته در این کار موفق هم شدند. روز جمعه بود و هوا هم سرد و بارانی بود. ما در سالنهای بزرگ دانشگاه علوم پایه می‌خواستیم نماز بخوانیم. ظهر نزدیک بود که به من خبر دادند جمعیت بسیار زیادی نعش حسن شل را به طرف قبرستان رشت می‌برند. من دیدم در اینجا باید یک عمل انقلابی انجام داد. فوراً اعلام کردم نمازجمعه تعطیل (است)، باید راهپیمایی کنیم. مقدسین و (برخی) پیرمردها گفتند: الان ظهر است. اول نماز بخوانیم، بعد حرکت کنید. گفتم: خیر. این کار مهم‌تر است. فوراً حرکت کردم. مردم هم بسیار خوب همراهی کردند. با اینکه این راهپیمایی به سبب کهولت سن برایم بسیار مشکل بود؛ اما تحمل این مشکلات در راه اسلام و انقلاب برای من بسیار شیرین و لذت‌بخش بود. به یک کیلومتری قبرستان رسیدیم. رئیس شهربانی وقت آمد و گفت: آقا! کجا می‌روید؟ خطرناک است. شاید بالغ بر چهارهزار نفر از چریکهای مسلح در جای جای قبرستان سنگر گرفته‌اند. اگر پیش بروید، دریای خون راه می‌افتد. این حرفها خون اسلامی‌ام را به جوش آورد. یکباره فریاد زدم «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه». الله اکبر! الله اکبر! صدای تکبیر مردم بلند شد. با شتاب بیش‏تر به پیش حرکت کردیم. چون به قبرستان رسیدیم، گویی بلورهای برف بودند که بر اثر تابش آفتاب آب شدند. تمام چریکها و ضد انقلابها از گوشه و کنار وادی فرار کردند و در سوراخهای موش برای خود پناه گرفتند. جوانان انقلابی و ملت حزب الله پیروزمندانه وارد وادی (قبرستان) شدند. [بنده] با کمال آرامش سخنرانی کردم و نمونه‌هایی از عظمت و علوّ اسلام و مسلمین را برای مردم بازگو کردم.»[8]

«البته در این اقدامات انقلابی، همه طبقات مردم، به ویژه بانوان نقش ممتازی داشتند.»[9]

ترور نافرجام

ضد انقلاب که از اقدامات آیت الله امینیان(ره) سخت خشمگین و عصبانی بود و کینه این شاگرد مکتب امام صادق(علیه السلام) را به دل داشت، مرتب وی را تهدید به کشتن، آتش زدن منزل و... می‌کردند تا اینکه روزی وی را در خیابان بیستون، در حالی که پیاده جهت اقامه نماز به طرف مسجد گلشن می‌رفت، به شدت مضروب و مجروح کردند، البته با دخالت مردم قضیه پایان یافت.[10]

حضور در نهضت مقدس اسلامی

ایشان در طول سالهای نهضت مقدس امام راحل(ره) از ایشان حمایت می‌کرد و از آنجایی که شاگرد امام(ره) بود،  به ایشان علاقه عجیبی داشت و پیوسته به عنوان یک شاگرد همراه ایشان بود. خود ایشان در این باره می‌نویسد: «در تمامی اعلامیه‌ها و اطلاعیه‌هایی که در شهر قم و در سطح استان گیلان[11] برای حمایت از حضرت امام(ره) و مبارزات ایشان بر ضد رژیم پهلوی صادر می‌شد، از پیشگامان بودم. به خصوص در سالهای 56 و 57 در به صحنه آوردن مردم روستای فتیده و گرم کردن تظاهرات مردمی در لنگرود، فعالیت زیادی داشتم و غالباً پایان این تظاهرات و اعلام مواضع انقلابی با سخنرانی من بود.»[12]

ایشان در جای دیگر می‌گوید: «اگرچه من از انقلابیون مفرط نبودم؛ اما پیوسته با انقلابیون همراه بودم و در نشر نظرات امام(ره) و اعلامیه‌های ایشان و علمای دیگر علیه طاغوت و حمایت از امام(ره) کوتاهی نمی‌کردم. یادم می‌آید، در یک سخنرانی که نام امام خمینی(ره) برده شد و مردم یک بار صلوات ختم کردند، فریاد زدم و گفتم: ای مردم! چرا یک بار صلوات می‌فرستید؟! شعار مردم قم و تهران سه بار است. مردم دیار ما نیز از آن روز به بعد، پس از شنیدن نام امام(ره)، سه بار صلوات می‌فرستادند. برخی از آشنایان به من می‌گفتند: این بدعت را شما در این منطقه گذاشتید. در پاسخ گفتم: بسیار خوب، بدعت حسنه‏ای است. بسیاری از مردم و بعضی از روحانیون به من گفتند: شما تند می‌روید. برای شما خطرناک است. در پاسخ می‌گفتم: اشکالی ندارد؛ چون امام(ره) تقیّه را حرام فرموده است.»[13]

آری، انقلابی مفرط نبود؛ اما عملاً ثابت کرد که حامی امام(ره) و یکی از طرفداران انقلاب می‌باشد و تنها فرزند طلب خود را نیز نثار امام(ره) و انقلاب کرد.

مسئولیتها پس از انقلاب

آیت الله امینیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیتهای علمی و فرهنگی زیادی بر عهده داشت و خدمات فراوانی را در راستای پیشبرد اهداف مقدس اسلامی انجام داد که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

1. ریاست دادگاه انقلاب اسلامی رشت؛

وی در این باره می‌نویسد: «پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با حکم حضرت امام(ره) مسئولیت دادگاه انقلاب گیلان به اینجانب واگذار شد؛ اما به این دلیل که خود را برای تصدّی این منصب خطیر و پر مسئولیت قابل نمی‌دانستم و میل باطنی نیز به این امور نداشتم، پس از دوره کوتاهی از مسئولیت کناره گرفتم و این مسئولیت به عهده دیگران نهاده شد.»[14]

2. نمایندگی ولیّ فقیه در دانشگاه‌های گیلان؛

ایشان در این باره می‌نویسد: «این مسئولیت را از زمان حیات حضرت امام(ره) پذیرفتم و بیش از 14 سال عهده‌دار این مسئولیت بودم و هیچ حق و حقوقی از کسی، نه از امام و نه از دانشگاه، دریافت نمی‌کردم و تمام هدفم سوق دادن دانشگاه به سوی اسلامی بودن و اسلامی شدن بود.»[15]

3. نماینده مجلس خبرگان رهبری؛

آیت الله امینیان در سه دوره متوالی نمایندگی مجلس خبرگان رهبری از استان گیلان را عهده دار بود و همواره با آرای مردم شریف و ولایت‌مدار استان گیلان، به عنوان نماینده برتر انتخاب می‏گردید و در جلسه خبرگان رهبری و انتخاب مقام معظم رهبری(حفظه الله) حضور داشت. ایشان درباره چگونگی واقعه رحلت حضرت امام(ره) و انتخاب مقام معظم رهبری(حفظه الله) در مجلس خبرگان می‌نویسد:

«پس از رحلت امام(ره) و پیش از اطلاع یافتن ما از این واقعه، تلفنی به ما خبر دادند که فردا جلسه اضطراری مجلس خبرگان در تهران تشکیل می‌شود. از شنیدن این خبر اضطراب‌انگیز بسیار نگران و ناراحت شدیم. آخر شب حرکت کردیم و ساعت هشت صبح در مجلس حاضر بودیم؛ اما در ساعت هفت صبح که در نزدیکی قزوین بودیم، یکباره مجری رادیو گفت: }انّا لله و انّا الیه راجعون{. از شنیدن کلمه استرجاع دنیا در چشم ما تاریک شد و طوفان غم و اندوه بر سر ما فرو ریخت. هرچند نفری که در ماشین نشسته بودیم تا تهران لاینقطع اشک ریختیم. در مجلس خبرگان دو عمل بسیار مهم انجام گرفت: یکی انتخاب رهبری و دیگر، قرائت وصیت‏نامه سیاسی - اجتماعی امام(ره). بالاخره نمایندگان مجلس خبرگان حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی خامنه‌ای(حفظه الله) را به عنوان رهبر انقلاب اسلامی و جانشین حضرت امام راحل(ره) انتخاب کرد و این انتخاب، غربیها را ناامید ساخت. حادثۀ دیگر، قرائت وصیت‏نامه سیاسی حضرت امام(ره) بود. همه چشم و گوش باز کرده بودند تا ببینند امام چه نوشته است و چه وصیتی به ملت خود کرده است. تصمیم گرفته شد که رهبر عزیز و جدید انقلاب وصیت‏نامه را قرائت کنند. کرامت آن روز رهبر فرزانه انقلاب این بود که پشت تریبون مجلس قرار گرفت و شروع به قرائت وصیت‏نامه کرد و تمام آن را از اول تا آخر با طلاقت لسان و صراحت بیان و بدون لکنت زبان قرائت کردند که مایه اعجاب تمام خبرگان شد.»[16]

4. امام جمعه آستانه اشرفیه؛

آیت الله امینیان در 10 شهریور سال 1361ش از طرف دفتر حضرت امام(ره) به عنوان امام جمعه شهرستان مذهبی آستانه اشرفیه منصوب شد[17] و تا پایان عمر شریف خود در حدود 33 سال در این سمت مشغول ارشاد و هدایت مردم و منشأ آثار و برکات علمی، فرهنگی و اجتماعی شد. او در این مدت به عنوان امام جماعت مسجد جامع آستانه اشرفیه و مدیر حوزه علمیه آن شهرستان مشغول انجام وظیفه بود و به تدریس سطح تا کفایۀ الاصول اشتغال داشت.

ایشان تا آخر عمر شریف خود مشغول تدریس طلاب عمومی دینی و نیز دانشگاه‌های گیلان در فقه، فلسفه، منطق و اخلاق اسلامی بود.[18]

خدمات و باقیات الصالحات

آیت الله امینیان در زمان تصدی امامت جمعه در آستانه اشرفیه، آثار ارزشمندی از خویش بر جای گذاشت که فهرست برخی از آنها چنین است:

1. احیای حوزه علمیه؛ آیت الله امینیان از طریق تریبون نمازجمعه و نیز صدا و سیمای استان گیلان، آمادگی حوزه علمیه را در پذیرش و ثبت‏نام جوانان علاقمند اعلام داشت که مورد استقبال شدید قرار گرفت و با ثبت‏نام یکصد و هشتاد طلبه، رونق ویژه‌ای گرفت. البته بعدها این مدرسه توسط آیت الله امینیان به طور اساسی تعمیر و توسعه یافت و دارای امکانات رفاهی و دارای کتابخانه گردید.[19]

2. احداث مدرسه علمیه جلالیه شماره 2، واقع در فلکه کیاشهر آستانه اشرفیه که دارای حجرات متعدد و مجهز به امکانات رفاهی و کتابخانه است.

3. احداث حوزه علمیه جلالیه، ویژه خواهران که با همکاری مرکز حوزه علمیه خواهران قم فعال است.

4. احداث مسجد جامع فتیده لنگرود. این مسجد بسیار عالی و جالب ساخته شده و مورد توجه هر بیننده‌ای است و از نظر زیبایی در میان مساجد روستاها نمونه است.[20]

5. احداث مسجد اهل‏البیت(علیهم السلام) واقع در بلوار دکتر معین آستانه اشرفیه.

6. احداث 52 واحد مسکونی برای زلزله زدگان شمال کشور که خانه‌هایشان در واقعه زلزله 29 خرداد 1369ش ویران شده بود.[21]

7. احداث دانشگاه آزاد اسلامی در آستانه اشرفیه، با کمک و همکاری جمعی از فرهنگیان و اساتید دانشگاه.[22]

8. مرمّت و بازسازی وادی اشرف (قبرستان عمومی) و بنای ساختمان باشکوه فرهنگی در جوار مرقد شهدا جهت عموم مردم.[23]

9. مرمّت و احداث ده‌ها مسجد، حسینیه و مدرسه در سطح شهرستان آستانه اشرفیه.

10. تدریس اخلاق، تفسیر، نهج البلاغه و پاسخ به شبهات و... از هنگام شروع به تبلیغ تا پایان عمر با برکتش. گفتنی است، برخی برنامه‌های فرهنگی و تدریسها از رادیو (صدای گیلان) پخش می‌شد.

تألیفات و آثار علمی

آیت الله امینیان تألیفات سودمندی داشتند، گرچه به فرموده خود ایشان، بر اثر اشتغال فراوان به تدریس، از امر تألیف عقب ماندند و همچنین تمام آثار و دست‏نوشته‏های ایشان در آتش‏سوزی منزلش در رشت سوخت و از بین رفت. با این حال، آثار ارزشمندی از وی به یادگار مانده است که قبل از معرفی این آثار، ماجرای آتش‏سوزی منزل ایشان به قلم خودشان، بدین شرح است:

«در سال 1368ش پس از سفر به سوریه و مراجعت به تهران، اطلاع یافتم که منزل حقیر در شهرستان رشت طعمه حریق شده است. در این حادثه دلخراش همه دارایی‌ام به صورت خاکستر درآمد. در این حادثه، علاوه بر از دست دادن تمام زندگی، کتابخانه و همه کتابها و دست‌نویسهایم نیز از بین رفت و ضربه مهلکی بر روانم وارد گشت. خلاصه چشم باز کردم و دیدم پس از شصت و سه سالگی یکباره از هر جهت تهیدست شده‌ام؛ از نظر مالی و اقتصادی و از نظر کتاب و کتابداری. از نظر تألیفات و منشورات فکری. این ضایعه برای من از شهادت فرزند روحانی‌ام که در شلمچه به شهادت رسیده بود، سنگین‌تر و دردناک‌تر بود؛ زیرا در مورد فرزندم خوشحال بودم و افتخار می‌کردم که به مقام شهادت رسیده و وسیله شفاعتم فراهم شده است؛ اما در مورد حریق منزل، فکر می‌کردم که همه چیزم از دست رفته است و هیچ جا هم حساب نمی‌شود. بالاخره مجبور شدم زندگیم را از سر بگیرم و فشار بیش‏تری را تحمل کنم و تلاش بیش‏تری کنم. از جمله در مورد تألیفات، سریع‌تر دست به کار شدم؛ چون پیش‌نویس بعضی در اختیارم بود. از طرفی، چون نماینده رهبری در دانشگاه گیلان و دانشگاه علوم پزشکی گیلان بودم و مقدار نسبتاً زیادی از وقتم در آنجا صرف می‌شد، اشتغالاتم را تخفیف دادم و بقیه اوقات را صرف کارهای دیگر، خصوصاً تألیفات کردم. بحمدالله خداوند منّان عشق و علاقه شدیدی در این سنین به این حقیر عنایت فرموده است و همانند عنفوان جوانی، علاقمند به خواندن و نوشتن هستم.»[24]

برخی از آثار ایشان عبارتند از:

1. مبانی اخلاق اسلامی (224 صفحه)؛ 2. مبانی فلسفه اسلامی. دو کتاب فوق به عنوان واحد درسی دانشگاه آزاد واحد لاهیجان تدریس می‌شود؛ 3. از اسلام تا ارتداد (228 صفحه)؛ 4. رساله قرةالعین در نماز (116 صفحه)؛ 5. میزان اندیشه در منطق. یک دوره منطق به طور مختصر و مفید و با بیان ساده (122 صفحه)؛ 6. تلخیص المنطق، از تألیفات مرحوم مظفر(ره) که با درخواست شهید قدوسی(ره)، جهت تدریس طلاب مدرسه حقانی(ره) توسط معظم له تدوین گردید و در همان مدرسه نیز تدریس می‌شد. البته اصل کتاب طعمه حریق شد؛ 7. رساله اخذ اجرت در واجبات (دست‏نوشت)؛ 8. رساله‌ای در مهاجرت. تنها قسمتهایی از آن در یکی از نشریات محلی گیلان به چاپ رسیده است؛ 9. حسن الختام فی علم الکلام (96 صفحه) به زبان عربی که مباحث کلامی درباره برخی از صفات ثبوتیه و سلبیه حضرت باری تعالی است. این کتاب به ضمیمه «رساله سنخیت» در 130 صفحه به چاپ رسیده است؛ 10. گلستان خاطرات و عایدات (به شکل کشکول)؛ 11. نفس الرحمن (3 جلد) در تفسیر آیات منتخبه از قرآن کریم، از قبیل آیات مؤمنین، منافقین و ویژگیهای آنان، آیات خلقت آدم، آیات اعجاز قرآن شریف، آیات جهاد و قبله و... که تاکنون 3 جلد آن به چاپ رسیده است؛ 12. رساله در سنخیت که در آن به موضوع سنخیت، خصوصاً میان علّت و معلول و خالص و مخلوق پرداخته است؛ 13. کتاب فاعول که متأسفانه طعمه حریق شد؛ 14. علم غیب از دیدگاه نهج البلاغه که چاپ نشد؛ 15. تقریرات درس فقه آیت الله بروجردی و اصول امام خمینی و سایر اساتید و مراجع بزرگ#همراه با اجازات روایی، امور حسبیّه و...؛ 16. عناوین ثانویه و احکام آن (139 صفحه).

عشق و ارادت به خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله)

آیت الله امینیان با تمام وجودش به خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) عشق می‌ورزید. خودش روضه‌های پرسوز و گدازی می‌خواند و در مناسبتهای مذهبی، جلسات روضه منعقد می‌کرد. در مجالس شهدا شرکت می‌جست و اشعار زیادی در مناقب و مراثی اهل‏بیت(علیهم السلام) سروده، عشق و ارادت خود را به صورت عبارات علمی در مقدمه اغلب کتابهایش به اهل‏بیت(علیهم السلام)، خصوصاً به امام زمان(علیه السلام) ابراز کرده است، مثل:

«از مشیت ازلیه ذات احدیت یگانه، با تلفیق و تزویج عصمت و ولایت دوگانه، در ظلال و پرتو اصول و اقانیم سه گانه و در چهارچوب ترکیب و تلخیص عناصر چهارگانه، از نتایج و ثمرات تألیف انوار پنجگانه، در فضای نامتناهی جهات و جوانب ششگانه، و در کمون و باطن پاک و مقدس سماوات هفتگانه، با شکفتن گلهایی از گلستان جنات هشتگانه، از پی گردش و حرکات افلاک نه‏گانه و با فعالیت عاشقانه کلیات عقول ده‏گانه، سرانجام نوری از عرش انوار اصلاب یازده‏گانه و شمسی از شموس طالعه اخیار دوازده‏گانه ساطع و لامع گشت که جهان انسانیت و هستی را با لمعان و تلألو خود روشن و عوالم کون و اختراع و ابداع را با تجلّیات جلوات نور خود گلشن نموده است.

این خورشید تابناک و این آفتاب عالمتاب، به هنگام صباح روز پانزدهم ماه شعبان از مشرق دامن مادرش نرجس(علیها السلام) طالع شد و ظلمات ظاهریه عالم کون و فساد را زدود.»[25]

خصوصیات و کمالات

آیت الله امینیان بسیار متین و آرام بود و با آغوش باز از سؤالات طلاب استقبال می‌کرد. با اینکه از لحاظ علمی موقعیت بالایی داشت؛ ولی زندگی‏اش بسیار ساده و زاهدانه بود. شیفته انقلاب و امام(ره) بود. قلم روانی داشت و نوشته‌هایش برای محیط دانشگاه متین و مقبول بود و جوانان دانشجو و تحصیل‏کرده از آن استقبال می‌کردند. سخنور و عالم بود و مواعظ عالمانه خویش را در الفاظ پخته؛ اما ساده تحویل مردم می‌داد. ایشان در خط ولایت فقیه بود و از عنوان و قلم خویش برای ترویج ولایت فقیه استفاده می‌کرد. انسان عمیقی بود و روی کلمات افراد، گفتارها و رفتارها دقت تامّ داشت. کلام ایشان گرم و باحلاوت بود و در عمق وجود انسان تأثیر می‌گذاشت. با آن موقعیت علمی، در فصل تابستان بچه‌های ده ـ دوازده ساله روستایی را جمع می‌کرد و به آنان روخوانی قرآن آموزش می‌داد. نسبت به وابستگان و فامیل ارتباط برقرار می‌کرد و با آنان پیوند خانوادگی عمیقی داشت. به جوانان احترام می‌گذاشت و در برخورد با آنها حوصله به خرج می‌داد و با حوصله به حرف آنها گوش می‌داد.[26]

ارتحال غم‌انگیز

آیت الله امینیان پس از عمری خدمت خالصانه علمی، فرهنگی، دینی و تحمل دوران ممتدّ بیماری، در تاریخ 20 خرداد 1394ش برابر با 21 شعبان 1436ق مرغ روحش به ملکوت اعلی پر کشید و در جوار رحمت الهی به آرامش ابدی رسید. پیکر پاکش در روز پنجشنبه با شرکت مقامات کشوری و لشکری و استانی تشییع و بعد از اقامه نماز توسط حضرت آیت الله قربانی، نماینده ولیّ فقیه در گیلان و امام جمعه رشت، در حرم امامزاده سید جلال الدین اشرف به خاک سپرده شد. در پی ارتحال ایشان، پیامهای تسلیتی از سوی مقام معظم رهبری(حفظه الله) و مراجع عالیقدر تقلید و سران قوا و نهادهای کشوری و لشگری صادر گردید.

متن پیام مقام معظم رهبری(حفظه الله) بدین شرح است:

«بسمه تعالی! درگذشت روحانی عالیقدر، مرحوم حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای امینیان، نماینده گیلان در مجلس خبرگان و امام جمعه فاضل و خدوم آستانه اشرفیه را به مردم وفادار و عزیز آن خطّه ارزشمند و به همه ارادتمندان و شاگردان آن مرحوم و جامعه علمی گیلان و به طور ویژه، به خاندان محترم و بازماندگان گرامی ایشان تسلیت می‌گویم. وزانت علمی و آراستگی اخلاقی و متانت و ادب رفتاری در آن روحانی محبوب سرمایه‏ای معنوی برای گیلان بود و فقدان آن خلأیی است که به توفیق الهی و به همّت دانشوران باید جبران شود، انشاء الله. رحمت و مغفرت الهی را برای آن مرحوم مسئلت می‌نمایم.

سید علی خامنه‌ای، 22 خرداد 1394.»

____________________________________________________

پی نوشت ها:

[1]. سیری در زندگی نامه آیت الله محمد علی امینیان، به کوشش ستاد همایش نکوداشت آیت الله محمدعلی امینیان، صحیفه خرداد، قم، 1387ش، ص 10.

[2]. شرح حال آیت الله حاج شیخ محمد ایمانی، در کتاب خورشید تابان توسط نگارنده در 152 صفحه به تفصیل آمده است.

[3]. خورشید تابان، شرح حال آیت الله حاج شیخ محمد ایمانی لاهیجانی، محمد تقی ادهم‌نژاد، مؤسسه انتشارات ائمه(، قم، 1384ش، ص 37.

[4]. سیری در زندگی‌نامه، ص 14 و 15؛ دانشنامه ائمه جمعه کشور، میرزا محمد کاظمینی و سید محمد کاظم مدرسی، نشر برگ رضوان، تهران، 1384ش، ج 1، ص‌110.

[5]. ر.ک: خورشید تابان، نگارنده، صص 89 ـ 91 (با تلخیص و ویرایش).

[6]. متن حکم امام راحل!چنین است:

«بسمه تعالی، 19 ذی القعده 99؛

جناب مستطاب، حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمدعلی امینیان، دامت افاضاته!

نامه‌ای به امضای جمع زیادی از اهالی محترم و اصناف رشت واصل گردید که ضمن تقدیر از برنامه‌های مذهبی، جنابعالی در ماه مبارک رمضان درخواست اقامت دایمی شما را در شهر رشت نموده‌اند، مقتضی است با توجه به نیاز شدید مردم در این موقعیت، به ارشاد و تبلیغ و آشنا نمودن آنها به وظایف دینی و اجتماعی جنابعالی، دعوت آقایان محترم را پذیرفته و بدانجا بروید. از خدای تعالی موفقیت همگان را خواستارم و امید است اهالی محترم نیز قدردان وجود آن جناب بوده و همکاریهای لازم را در انجام وظیفه دریغ ننمایند. و السلام علیکم و رحمۀ الله!

روح الله الموسوی الخمینی.» صحیفه امام، سید روح الله موسوی خمینی (امام خمینی!)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی!، تهران، ج 10، ص 262.

[7]. جهت کسب اطلاعات بیش‏تر درباره اقدامات گسترده ضد انقلاب، ساواک، معاندان نظام و منافقین در شهرستان رشت، ر.ک: خاطرات صادق، صادق احسان‏بخش، نشر صادقین، رشت، 1380ش.

[8]. سیر در زندگی‌نامه، صص 25 ـ 27 (با کمی تلخیص و ویرایش).

[9]. سیمای کوچان، ج 2، ص 305.

[10]. جهت تفصیل مطلب، ر.ک: خاطرات صادق.

[11]. انقلاب اسلامی در استان گیلان، به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تهران، 1389ش، ج 1، ص 295؛ اسناد انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1374ش، ج 3، صص 163، 164، 203.

[12]. خبرگان ملت، شرح حال نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، تهیه و تنظیم دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، قم، 1379ش، ج 1، ص 98.

[13]. سیمای کوچان، ج 2، ص 299.

[14]. خبرگان ملت، ج 1، ص 100.

[15]. سیری در زندگی‌نامه، ص 30 و 31. لازم به یادآوری است که تاریخ فوق مربوط به سال 1377 می‌باشد و ایشان تا پایان عمر شریف عهده دار این مسئولیت خطیر بودند.

[16]. سیری در زندگی‌نامه، ص 25 ـ 27 با تلخیص.

[17]. دانشنامه ائمه جمعه کشور،  ج 1، ص 111 و ضمنا درباره سیمای آستانه اشرفیه به کتاب دو جلدی سیمای کوچان مراجعه فرمایید.

[18]. سیری در زندگی‌نامه، ص 29 ـ 30 و دانشنامه ائمه جمعه کشور، ج 1، ص 111.

[19]. زادگاه من، زین العابدین قربانی، نشر سلّار دیلمی، رشت، 1390ش، ص 255.

[20]. سیری در زندگی‌نامه، ص 33.

[21]. دانشنامه ائمه جمعه کشور، ج 1، ص 111.

[22]. سیمای کوچان، ج 2، ص 301.

[23]. همان، ص 188.

[24]. سیری در زندگی‌نامه، ص 17.

[25]. مقدمه کتاب گلستان خاطرات و عایدات.

[26]. سیری در زندگی‌نامه، ص 53، مصاحبه با حاج محمد حصنی، استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 202.

 




تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٢٩ خرداد ١٣٩٦ / شماره خبر : ٣٩٢٢٦٦ / تعداد بازدید : 179/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج