يکشنبه ١٠ ارديبهشت ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلي > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 


محمد حسن زنگویی ـ علیرضا زنگویی

عاشورا و الگو پذیری‌

واقعۀ عاشورا با همه افتان و خیزانش تمام شد و دریایی از عبودیت را در آن صحرای برهوت به تلاطم درآورد و در حقیقت امر، مظلومیت شهید شد و پاکی به اسارت رفت.‌

تأسيس كـربلا نـه فقط بهر ماتم است
دانش سـراي مكتب اولاد آدم اسـت
از خيمه گـاه سوخته تا ساحل فـرات
تعليم گاه رهـبـر خـلق دو عالم است

واقعۀ عاشورا با همه افتان و خیزانش تمام شد و دریایی از عبودیت را در آن صحرای برهوت به تلاطم درآورد و در حقیقت امر، مظلومیت شهید شد و پاکی به اسارت رفت.‌
اما حقیقت آن است که اگر چه عاشورا یک روز بود؛ اما دامنة تأثیر آن تا ابدیت کشیده شد و در عمق دلها اثر گذاشت. درخت مظلوميت در روز عاشورا سر برآورد و شاخ و برگ آن بر تمام زندگي بشر سايه گستراند. گویی عاشورا چشمه اي زلال بود كه با شهادت اسوه های پاكی جوشيد و به راه افتاد و تحركات و بيداريهاي مردم كوفه و شام كوچك ترين اثر آن بود.‌
اين حركت با قيام عاشورا شروع شد و تقابل و رويارویي هر حق و باطلي ادامة همين حركت است. اگر چه اين جريان در وهلة اول مردم شهرهاي كوچك را به تحرك واداشت؛ ولی در قرون بعد رهاوردش بيداري جهانی اسلامي را رقم زد. حقیقت آن است كه عاشورا جرياني اثربخش و نقش آفرين در طول تاريخ بشريت است كه مي تواند به زندگي انسانها تا قیام قیامت تحرك و پويايي ببخشد و چشم اندازهاي نوين و الگویی جامع را ارائه نماید.‌

عاشورا؛ الگویی جامع‌
امام حسين علیه السلام حركت خويش را، براي مردمان سرمشق و الگو مي داند و اصحاب خود و حرّ را مخاطب قرار داده، می فرماید: «فَأَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ، وَ ابْنُ فَاطِمَة بِنْتِ رَسُولِ اللَهِ صلی الله علیه و آله نَفْسِي مَعَ أَنْفُسِكُمْ، وَ أَهْلِي مَعَ أَهْلِيكُمْ؛ فَلَكُمْ فِي أُسْوَة وَ إنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ نَقَضْتُمْ عَهْدَكُمْ، وَ خَلَعْتُمْ بَيْعَتِي مِنْ أَعْنَاقِكُمْ فَلَعَمْرِي مَا هِيَ لَكُمْ بِنُكْرٍ لَقَدْ فَعَلْتُمُوهَا بِأَبِي وَ أَخِي وَ ابْنِ عَمِّي مُسْلِمٍ؛1 من حسين، فرزند عليّ هستم . من پسر فاطمه دختر رسول الله صلی الله علیه و آله هستم . جان من با جانهاي شما و اهل من با اهل شماست ! (از نظر تعيّن و تشخّص زندگي، براي خود مزيّتي قائل نشدم ، و در جاه و مال چيزي را به خود منحصر ننمودم ! خودم و اهلم مانند شما و اهل شما هستند )؛ ليكن در من اُسْوه ، الگو و سرمشقی برای شما هست و اگر اين كار را نكنيد، و عهد و پيمان خود را بشكنيد، و بيعت را از ذمّه هاي خود برداريد، به جان خودم سوگند كه اين عمل از شما بديع و تازه نيست ! به راستی شما با پدر، برادر و پسر عمویم مسلم، همین کار را کردید.»‌
نهضت عاشورا الهام گرفته از راه انبياست و بسياري از قيامهاي ضد ستم و نهضتهاي آزادي بخش ، با الهام از حركت عزت آفرين عاشورا شكل گرفته و به ثمر رسيده است. رهبر هندوستان «مهاتما گاندي» مي گويد: «من زندگي امام حسين علیه السلام، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه كافي به صفحات كربلا نموده ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از سرمشق امام حسين علیه السلام پيروي كند».2
رهبر پاكستان «محمد علي جناح» نيز گفته است : «هيچ نمونه اي از شجاعت ، بهتر از آن كه امام حسين علیه السلام از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد، در عالم پيدا نمي شود. به عقيدة من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربانی كرد، پيروي نمايند.» 3
مکتب عاشورا مکتبی جامع و داراي آموزه هاي متعدد جهت الگوبرداری است كه ما در اين نوشتار به برخي از آنها اشاره مي كنيم:‌

1. خدا محوري‌
در نگاه قرآن، شكوفايي فطرت انسان به اصل توحيد است: (( قُل إنَّما أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلّهِ مَثنی وَ فُردی ))؛ 4 [ای پیامبر!] بگو: شما را تنها به یک چیز اندرز می دهم و آن اینکه: دو نفر دو نفر و یا یک نفر یک نفر فقط برای خدا قیام کنید!» و عاشورا تجلي گاه توحيد است؛ چراکه راه امام حسين علیه السلام همان خط خدا محوري و كوشش در راه خداست. امام علیه السلام در بيان ماهيت و هدف قيام خود به اين نكته اشاره مي فرمایند: «أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا يُتَناهى عَنْهُ؛5 مگر نمي بينيد كه اطاعت خدا متروك گرديده است و به حق عمل نمي شود و از باطل دست برداشته نمی شود.»‌
انگیزه های توحیدی قیام امام حسین علیه السلام در لحظه به لحظة این واقعه به چشم می خورد؛ از سبقت گرفتن اصحابش برای شهادت بر یکدیگر گرفته تا جان باختن طفل شش ماهة امام علیه السلام. از ابتدا تا آخرین لحظات که زیر لب زمزمه می کند: «إلَهِی رِضاً بِقَضَائِکَ، لا مَعبُودَ سِوَاکَ؛6 اي خداي من! راضي هستم به قضاي تو، چرا كه من، معبودي جز تو ندارم.»
امام حسین علیه السلام در دومین سخنرانی روز عاشورا، هنگامی که دشمن مانند حلقة انگشتر آن حضرت را در میان خویش گرفته بود، از آنان خواست تا سکوت کنند و به سخنان وی گوش فرا دهند؛ ولی آنان همچنان هلهله می کردند. در این هنگام امام علیه السلام با این جملات آنان را به سکوت فرا خواند و خدا محوری را در دعوت خود یادآور شد: «وَيْلَكُمْ! ما عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْصِتُوا إِلَیَّ فَتَسْمَعُوا قَوْلی وَ إِنَّما أَدْعُوكُمْ إِلی سَبيلِ الرَّشادِ فَمَنْ أَطاعَنی كانَ مِنَ المُرْشِدينَ وَ مَنْ عَصانی كانَ مِنَ المُهْلَكينَ وَ كُلُّكُمْ عَاصٍ لاَِمْری غَيْرُ مُسْتَمِع لِقَوْلی قَدِ انْخَزَلَتْ عَطِيّاتُكُمْ مِنَ الْحَرامِ وَ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرامِ فَطَبَعَ اللّهُ عَلی قُلُوبِكُمْ؛7 وای بر شما! چرا ساكت نمی شويد تا گفتارم را بشنويد؟ همانا من شما را به راه هدايت و رستگاری فرا می خوانم. هر كس از من پيروی كند، سعادتمند است و هر كس نافرمانی ام كند، از هلاك شدگان. همگی نافرمانی ام می كنيد و به سخنم گوش نمی دهيد، آری، در اثر هدايای حرامی كه به شما رسيده و در اثر غذاهای حرامی است كه شكمهايتان از آنها انباشته شده، پس خداوند اين چنين بر دلهای شما مُهر زده است!» ‌

2. هدايت و بيداري اسلامي‌
یکی از ویژگیهای قیام امام حسین علیه السلام در کربلا، بیداری و بصیرت این قیام نسبت به مسائل زمان خود بود؛ در آن شرایط کاملاً غبارآلود که اذهان مسلمانان را نسبت به حق و حقیقت مشوّش کرده بود، موجب بیدار شدن سایر مسلمانان از خواب غفلت شد. آثار این هدایت و بیداری همچنان در جوامع اسلامی دیده می شود.‌
موج هدایت و بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی، پدیده ای است که از عاشورای حسینی الگو گرفته است؛ امام خمینی رحمه الله علل شکل گرفتن و بقای انقلاب اسلامی را مدیون و مرهون عاشورا می دانست و می فرمود: «ما باید همه متوجه این معنا باشیم که اگر قیام حضرت سید الشهدا علیه السلام نبود، امروز ما نمی توانستیم پیروز شویم. انقلاب اسلامی پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است.» 8
همچنین است سایر انقلابات و رویدادهای کشورهای اسلامی که همگی از عاشورا سرلوحه گرفته اند:‌
«عبد علی محمد حسن» عضو فراکسیون «الوفاق» و استاد دانشگاه بحرین، در نخستین اجلاس بیداری اسلامی گفت: «سخنان امام حسین علیه السلام کاملاً در جنبشهای اسلامی تغییرطلبانه، روشن است. ابا عبدالله علیه السلام با هدف اصلاح و مبارزه با فساد و ظلم بپا خاست و ملتهای اسلامی نیز امروزه در پی همین هدف هستند.» 9
«عدنان الجنید» اندیشمند یمنی نیز در این اجلاس بیان داشت: «بیداری اسلامی کنونی نوعی الگوگیری از انقلاب امام حسین علیه السلام و پس از آن انقلاب امام خمینی رحمه الله است.» 10
بر اين اساس، بیداری اسلامی از قیام عاشورا بهره های بسیاری برده است و باید ببرد و مردم باید با تأسی به امام حسین علیه السلام از تهدید، كشتار، ارعاب و خشونت حكومتها نهراسیده و در ترسیمی ذهنی و عملی، حركت خود را عاشورایی و حسینی بدانند و به پیروزی مطمئن باشند.‌

3. تكليف گرايي الهی ‌
هر مسلمانى در هر شرایطى وظیفه اى دارد كه باید بدان عمل نماید؛ لیكن اقتضاى زمان، شكل انجام وظیفه را به تناسب خود دستخوش تغییر مى سازد. عمل به وظیفه در بستر زمانى خاص «جهاد» و در شرایطى «تبلیغ» و در برهه اى «پرداختن به مسائل علمى» است؛ لیكن آنچه با تحوّل زمان دگرگون نمى شود، اصل اداى تكلیف و انجام وظیفه است. عمل و رفتار سياسي و اجتماعي امام حسين علیه السلام برآمده از تكليف گرايي واقع بينانة الهي است كه خداوند را ناظر و شاهد بر تمام اعمال و رفتار آدمي و فرامين او را تنها راه نجات بشريت مي داند. طبق اين نگرش، هر مشكلي آسان مي شود.‌
زندگي سید الشهدا علیه السلام سرشار از عمل به تكليف است كه مي تواند الگوي مناسبي براي همگان باشد. در قيام عاشورا مسئوليت و انجام وظيفه ملاك بود؛ چراكه امام حسن علیه السلام با معاويه آتش بس اعلام مي كند و بعد از ایشان امام حسين علیه السلام همان وظیفه را ادامه مي دهد؛ اما با روي كار آمدن يزيد، حضرت اين مصيبت بزرگ را برنمي تابد و به هيچ وجهي به ادامة آن راضي نمي شود؛ لذا قيام عليه ظلم و ستم را وظيفه ای مي داند كه بر عهدة تمام مسلمانان گذارده شده است و خود را موظف به عمل به اين تكليف مي داند.‌
از جمله شواهد بر اين مسئله اين است كه هرگاه هر یک از ياران امام علیه السلام در روز عاشورا از او اذن ميدان مي طلبيد، اين آية قرآن را كه ناظر به تكليف گرايي الهی است، تلاوت مي نمودند: (( مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا ))؛ 11 «از مؤمنان کساني هستند كه آنچه با خداوند تعهد كرده بودند با صداقت وفا كردند؛ گروهي در راه رضاي حق جان باختند و گروهي به انتظار شهادتند و هيچ عهد خود را تغيير نداده اند.»‌
سيد الشهدا علیه السلام در مناجات عارفانة خويش با معبود خود چنين نجوا مي كند: «پروردگارا، تو مي داني كه قيام و اقدام مجاهدانة ما براي رغبت در سلطنت مادي و بهره برداري از منافع زاید، پوسيده و پژمردة دنيا نبود؛ بلكه براي ديدن، نشان دادن و برگرداندن علامتهاي دين تو و براي اصلاح در شهرهاي تو بود، و براي آنكه بندگان ستمديده ات در امان باشند و به فرائض و سنن احكام تو عمل شود.»‌
پس ملاک پیروزی، انجام تعهّد و عمل به تکلیف است. قیام امام علیه السلام حجت شرعی و الگویی فقهی و عملی است و تکلیفی که مختص به آن حضرت نیست. امام حسین علیه السلام کاملاً به سرنوشت حرکتی که شرعاً خود را مكلّف به آن مي دانست، آگاه بود و به تعبیر امام خمینى رحمه الله: «هر چه روز عاشورا سید الشهدا علیه السلام به شهادت نزدیک تر مى شد، افروخته تر مى شد و جوانان او مسابقه مى کردند براى اینکه شهید بشوند. همه هم مى دانستند که بعد از چند ساعت دیگر شهیدند. براى اینکه آنها مى فهمیدند کجا مى روند. آنها مى فهمیدند براى چه آمده اند. آگاه بودند که ما آمدیم اداى وظیفة خدایى را بکنیم. آمدیم اسلام را حفظ بکنیم .» 12 و: «سيد الشهدا علیه السلام به تكليف شرعي الهي مي خواست عمل بكند. غلبه بكند، تكليف شرعيش را عمل كرده، مغلوب هم بشود، تكليف شرعيش را عمل كرده. قضيه، تكليف است.» 13

4. نظارت همگانی
به ثمر نشستن هر امری متوقف بر نظارت است؛ چه از درون و چه از بیرون. در جامعه به دلیل گستردگی و پراكندگی نمی توان به نظارت از درون اكتفا كرد؛ زیرا عده ای نمی خواهند به حق خود قانع باشند و به قوانین تن دهند، از این رو نظارت از بیرون بایسته و شایسته است. همچنین - با توجه به دو نكته ای كه گفته شد - نمی توان این نظارت را وظیفة عده ای خاص دانست؛ بلكه باید همگانی باشد و این نظارت همگانی همان «امر به معروف و نهی از منكر» است.‌
«قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أَلاَ أُخْبِرُكُمْ عَنْ أَقْوَامٍ لَيْسُوا بِأَنْبِيَاءَ وَلاَ شُهَدَاءَ، يَغْبِطُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الأَنْبِيَاءُ وَالشُّهَدَاءُ بِمَنَازِلِهِمْ مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ، عَلَى مَنْابِرَ مِنْ نُورٍ يَكُونُونَ عَلَيْهَا قَالُوا: مَنْ هُمْ؟ قَالَ: "الَّذِينَ يُحَبِّبُونَ عِبَادَ اللهِ إِلَى اللهِ، وَيُحَبِّبُونَ اللهَ إِلَى عِبَادِهِ، وَهُمْ يَمْشُونَ عَلَى الأَرْضِ نُصَحَاءَ". قَالَ: قُلْنَا: يُحَبِّبُونَ اللهَ إِلَى عِبَادِ اللهِ، فَكَيْفَ يُحَبِّبُونَ عِبَادَ اللهِ إِلَى اللهِ؟ قَالَ: "يَأْمُرُونَهُمْ بِحُبِّ اللهِ وَيَنْهُونَهُمْ عَمَّا كَرِهَ اللهُ فَإِذَا أَطَاعُوهُمْ أَحَبَّهُمُ اللهُ؛14 پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: آيا شما را از كساني خبر دهم كه نه از انبيا و نه از شهدا هستند؛ ولي مردم به مقام، مرتبت و جايگاه آنان در پيش خدا كه بر منبرهايي از نور هستند، غبطه مي خورند؟ سؤال شد: اي رسول خدا! آنان چه كساني هستنند؟ فرمود: آنان كساني هستند كه بندگان را محبوب خدا و خدا را محبوب بندگانش مي گردانند. سؤال شد: معناي محبوب گردانيدن خدا نزد بندگانش معلوم است؛ اما چگونه بندگان خدا را محبوب خدا مي گردانند؟ حضرت در جواب فرمود: به چيزي كه خداوند متعال دوست دارد، دعوت مي كنند و از چيزي كه خداوند متعال بدش مي آيد، نهي مي نمایند، پس هنگامي كه بندگان خدا او را اطاعت مي كنند، محبوب خدا مي گردند و خداوند متعال آنان را دوست مي دارد.» ‌
رفتار امام حسين علیه السلام در حماسه عاشورا، شرح و تبيين جامع و كامل آيات مربوط به امر به معروف و نهى از منكر است. امام حسين علیه السلام در موارد فراوانى به اين اصل اساسى و فريضة مهم اشاره و استناد مى نمودند. از جمله: بعد از هلاکت معاویه، زمانی که امام علیه السلام از سوی والی مدینه به بیعت با یزید فراخوانده شد، به شدت برآشفت و آن را مردود شمرد و شبانگاه به سوی قبر پیامبر صلی الله علیه و آله رفت و در نیایش با خداوند چنین عرضه داشت: ‌
«اللّهُمَّ هَذَا قَبْرُ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ وَ أنَا ابْنُ بِنْتِ نَبِیِّکَ وَ قَدْ حَضَرَنِی مِنَ الأََمرِ مَا قَد عَلِمْتَ، اَللَّهُمَّ إِنّی أُحِبُّ المَعْرُوفَ وَ أنْکِرُ المُنْکِرَ؛15 خداوندا! این قبر پیامبر تو محمد است و من هم فرزند دختر اویم. از آنچه برای من پیش آمده، تو آگاهی. خداوندا! من معروف را دوست دارم و از منکر بیزارم.»‌
آن حضرت خطبه ای دیگر دارد که به گفتة برخی از علما، این خطبه در منا ایراد شده است. در این خطبه امام علیه السلام ثمرة امر به معروف و نهی از منکر را چنین بیان می فرمایند: «فَبَدَأَ اللَّهُ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ فَرِيضَةً مِنْهُ لِعِلْمِهِ بِأَنَّهَا إِذَا أُدِّيَتْ وَ أُقِيمَتِ اسْتَقَامَتِ الْفَرَائِضُ كُلُّهَا هَيِّنُهَا وَ صَعْبُهَا وَ ذَلِكَ أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ دُعَاءٌ إِلَى الْإِسْلَامِ مَعَ رَدِّ الْمَظَالِمِ وَ مُخَالَفَةِ الظَّالِمِ وَ قِسْمَةِ الْفَيْ ءِ وَ الْغَنَائِمِ وَ أَخْذِ الصَّدَقَاتِ مِنْ مَوَاضِعِهَا وَ وَضْعِهَا فِي حَقِّهَا؛16 خدا از امر به معروف و نهی از منکر به عنوان تکلیف واجبی از سوی خود آغاز کرده است؛ زیرا می دانست که اگر این دو فریضه ادا و برپا شود، تمام فرائض از آسان و دشوار برپا شوند و این از آن رو است که امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام است و توأم با ردّ مظالم، مخالفت با ظالم، تقسیم بیت المال و غنایم، گرفتن زکات از جای خود و صرف آن در موردی که شایستة آن است.»‌
و جملة: «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ» که در زیارت سید الشهدا علیه السلام به کار رفته، گواه این حقیقت است، و این معنا را تفهیم می کند که قیام و جهاد آن حضرت در مقابل حکومت یزید به جهت اجرای فرائض الهی و اقامة نماز و زکات و برای انجام وظیفة امر به معروف و نهی از منکر بوده است.‌
و شاید بتوان صریح ترین و رساترین تعبیر امام علیه السلام در تبیین انگیزة اصلی قیامش را جمله ای دانست که در وصیت نامة خویش به برادرش «محمد حنفیه» آورده است که فرمود: «وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإِصْلاح فی أمَّةِ جَدِّی، أرِیدُ أَن آمُرَ بالمعروفِ و أنهی عن المنکر؛17 من فقط برای اصلاح در امت جدم به پا خاستم، و می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.»‌

5. تبلور حماسه ‌
تمام قدرت و قوت بدنى، مدیریت و فرماندهى، علم و آگاهى سید الشهدا علیه السلام به آیین جنگ و نبرد نشأت گرفته از روح قوى و خصلت بلند ایشان است. وقتى از ایشان مى پرسند: از پیامبر صلی الله علیه و آله حدیثى را که خود شنیده باشى، نقل کن! مى فرماید: «إنَّ اللهَ یُحِبُّ مَعَالِى الأُمُورِ وَ یُبغِضُ سَفسَافُهَا؛18 خداوند کارهاى بلند و گرامى را دوست و کارهاى پست و زبون را دشمن مى دارد.»‌
معلوم مى شود در این گزینش امام علیه السلام، روح بلند حضرت با امور پست جسمى سر و کار ندارد؛ بلکه سر و کارش با معانى عالى و بلند و با عظمت است. از دیدگاه اسلام تعصبات قومى- نژادى مذموم است و آن حماسه اى در اسلام ممدوح و پسندیده است که بر اساس عزت و کرامت نفس باشد و ننگ و ذلت یا انحطاط و پستى را تحمل نکند.‌
سید الشهدا علیه السلام با الهام از آیات حماسى قرآن همچون آیة شریفة: (( مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا )) 19 و آیة (( وَ لَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا )) 20 و با استفاده از زندگى حماسى و سیرة عملى رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام و حماسه هاى زهراى اطهر و امام حسن مجتبى علیهما السلام به احیاى انسانهاى مردة زمان خود پرداخت و شخصیت معنوى مسلمانان را بیدار کرد و اسلام را تجدید حیات بخشید و در ملت اسلام در تمامى قرون و اعصار حماسه ایجاد کرد؛ شجاعت و سلحشورى به وجود آورد و براى تمام نهضتها و انقلابهاى دنیا سوژه و سرمایة بى نظیرى شد و به آنها آموخت که تمام ترسها، زبونیها، و بیگانه پرستیها مولود از دست دادن خوى فطرى و شخصیت انسانى است. ‌
و به خاطر همان تعالیم عاشورایى است که هنوز شعارهاى حماسى و پیامهاى بلند آن به گوش اهل دل مى رسد که مى فرمود: ‌
اَلْمَوْتُ اَوْلي مِن رُكُوبِ الُعار
وَ الْعارُ اَوْلي مِن دُخُولِ النّارِ
اَنا الحُسَینُ بنُ عَلیٍّ الَیت اَن لا اَنثَنی
اَحمی عِیالاتِ اَبی
اَمضی علی دینِ النَّبِیِّ21

«مرگ بهتر از پذیرفتن ننگ است و پذیرفتن ننگ بهتر از قبول آتش سوزان جهنم. من حسین فرزند على هستم، سوگند یاد کرده ام که در مقابل دشمن سر فرود نیاورم. من از اهل و عیال پدرم حمایت مى کنم و در راه آیین پیامبر صلی الله علیه و آله کشته مى شوم.»‌
«حسين علیه السلام يك شخصيت حماسی است؛ اما نه آن طور كه جلال الدين خوارزمشاه يك شخصيت حماسی است و نه آن طور كه رستم افسانه ای يك شخصيت حماسی است. حسين علیه السلام يك شخصيت حماسی است؛ اما حماسة انسانيت، حماسة بشريت، نه حماسة قوميت...» 22

6. عزتمندی
عزّت به معنای برتری، شكست ناپذیری و حالتی روحی است که در انسان مانع از شكست خوردن او می شود. واژه عزت و عزیز در قرآن بیش از 112 مورد به كار رفته است؛ ولی خداوند در تمام آنها به صراحت اعلام می فرماید كه: (( فانَّ العزَّةَ للهِ جَمِیعاً ))؛ 23 «بدون تردید تمام عزت نزد خداوند است.» لذا امام حسین علیه السلام نیز عزت را تنها در پیوند با خداوند می بیند. همچنان که در دعای عرفه می فرماید:‌
«اَنْتَ الَّذِی اَعْزَزْتَ؛ ای خدای من، این تویی كه عزت داده ای.»‌
«وَ ذَلِیلاً فَاَعَزَّنِی؛ این خداست كه منِ ذلیل را عزیز كرده است.»‌
«فَاَولِیَائِهِ بِعِزَّتِهِ یَعْتَزُّونَ؛ اولیای خداوند از عزت او طلب عزت می یابند».‌
عزت در اندیشة امام حسین علیه السلام هدفی است كه ارزش جان نثاری دارد. ایشان می فرمایند: «لَيْسَ شَأْنِي شَأْنَ مَنْ يَخَافُ الْمَوْتَ. مَا أَهْوَنَ الْمَوْتَ عَلَي سَبِيلِ نَيْلِ الْعِزِّ وَإحْيَآءِ الْحَقِّ. لَيْسَ الْمَوْتُ فِي سَبِيلِ الْعِزِّ إلاَّ حَيَوه خَالِدَه؛ وَلَيْسَتِ الْحَيَوه مَعَ الذُّلِّ إلاَّ الْمَوْتَ الَّذِي لاَ حَيَوه مَعَهُ. أَ فَبِالْمَوْتِ تُخَوِّفُنِي ؟! هَيْهَاتَ؛ طَاشَ سَهْمُكَ، وَخَابَ ظَنُّكَ! لَسْتُ أَخَافُ الْمَوْتَ. إنَّ نَفْسِي لاَكْبَرُ مِنْ ذَلِكَ، وَهِمَّتِي لاَعْلَي مِنْ أَنْ أَحْمِلَ الضَّيْمَ خَوْفـًا مِنَ الْمَوتِ؛ وَهَلْ تَقْدِرُونَ عَلَي أَكْثَرَ مِنْ قَتْلِي ؟! مَرْحَبـًا بِالْقَتْلِ فِي سَبِيلِ اللَهِ! وَلَكِنَّكُمْ لاَتَقْدِرُونَ عَلَي هَدْمِ مَجْدِي وَمَحْوِ عِزَّتِي وَشَرَفِي ؛ فَإذًا لاَ أُبَالِي مِنَ الْقَتْلِ؛24 شأنِ من شأن كسي نيست كه از مرگ بترسد! چقدر مرگ در راه وصول به عزّت و احياي حقّ سبك و راحت است . نيست مرگ در راه عزّت مگر زندگاني جاويدان، و نيست زندگاني با ذلّت مگر مرگي كه با آن حياتي نيست . آيا مرا از مرگ مي ترساني ؟ هيهات! تيرت به خطا رفت ! و گمانت واهي و تباه شد! من آن كسي نيستم كه از مرگ بترسم ! نفس من از اين بزرگ تر است ، و همّت من عالي تر از آنكه از ترسِ مرگ ، بار ستم و ظلم را بر دوش كشم . آيا شما بر بيشتر از كشتن من توانایي داريد؟ مرحبا و آفرين به كشته شدن در راه خدا! وليكن شما توانایي بر نابودي مَجد من ، و محو و نيستي عزّت و شرف من نداريد! پس در اين صورت ، من باكي از كشته شدن ندارم. »‌
امام علیه السلام در سخن دیگری سرمایه گذاری برای رسیدن به عزت را چنین وصف می كنند: «أَلَا إِنَّ الدَّعِيَّ بْنَ الدَّعِيَّ قَدْ رَكَزَنِی بَيْنَ اثْنَتَيْنِ، بَيْنَ الذِّلَّةِ وَ السَّلَّةِ، هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةِ یَأَبَى اللَّهُ ذَلِكَ لَنَا وَ رَسُولَهُ وَ الْمُؤمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ؛25 آگاه باشيد كه (ابن زياد) زنازاده، فرزند زنازاده، مرا ميان انتخاب دو چيز قرار داده است؛ ميان مرگ و بيعت ذليلانه؛ ولي ذلت و خواري از ما خاندان رسول خدا دور است. نه خداوند اين ذلت را بر ما مي پذيرد و نه رسولش و نه مؤمنان و نه دامنهايي كه طيب و طاهرند.»؛ لذا عاشورا صحنة ظهور عزت و دوری از ذلت است.‌

7. بصیرت آفرینی
در زمان حضرت ابا عبداللّه علیه السلام دو جریان اصلی و ریشه دار در جهان اسلام حضور داشت که جریان اموی توانست جریان مقابل را از صحنة سیاسی و اقتدار امت اسلامی کنار بزند و عناصر وابسته و بی هویت را جایگزین سازد. جریان بنی امیه، در بیست سال پس از شهادت حضرت علی علیه السلام سنگر به سنگر جلو آمده و خاکریزها را تصرف کرده بود و تقریباً جریان حاکم و غالب و بی منازعة دنیای اسلام بود و کسی را یارای مخالفت و جرأت مبارزه با آنان نبود.
در چنین شرایط سختی که ابرار زندانی بوده، شکنجه می شدند، و اشرار حاکم بوده، به فساد و فتنه گری مشغول بودند، امام حسین علیه السلام راه جد بزرگوار خود را ادامه می دهد و در این راه، کوچک ترین تردیدی به خود راه نمی دهد و الگوی مدیریتی خروج از فتنه را با تذكرات روشنگرانه، افشاگري عالمانه و برخورد قاطعانه ترسیم می نماید. ‌
تأملی در سخنان نورانی امام حسین علیه السلام در طول نهضت عاشورا حکایت از حضور آن حضرت در اوج قلة بصیرت دارد. در زمانی که زمام دین و حکومت به دست كسى رسيد كه حتّى ظواهر اسلام را نیز رعايت نمى كرد و شُرب خَمر و فسادهاى جنسى را به صورت علنی انجام مى داد، حاکمی که فسادش مثل مردابی تمام جامعة اسلامى را در خود فرو می برد، امام حسین علیه السلام در چنین شرایطی تصمیم گرفت تا در مقابل جاهلیت نو و تمام نفاق بایستد. ‌
امام علیه السلام با بصيرت كامل خويش به مسلمانان تمام اعصار نشان داد كه هرگاه دستى يا حادثه اى قطار جامعة اسلامي را از خط سير كمال خارج كرد، تكليف چيست. اگر جامعة اسلامى منحرف شد و اين انحراف به جايى رسيد كه بیم انحرافِ كلّ اسلام و مردم بود.‌
اما بصیر کیست؟ «کانَ عَمُّنَا العَبَاسُ بنُ عَلِیٍّ نَافِذَ البَصِیرَةِ صُلبَ الاِیمَانِ جَاهَدَ مَعَ أَبِی عَبدِاللهِ وَ أَبلَی بلاءً حَسَناً وَ مَضَی شَهِیداً؛26 عموی ما عباس دارای بصیرتی نافذ و ایمانی محکم بود. او در رکاب برادر بزرگوارش ابا عبدالله با دشمنان پیکار کرد و خویش را به بلای نیکویی افکند و به خوبی از عهدة امتحان الهی برآمد، تا شربت شهادت را نوشید.»‌
ياران امام حسين علیه السلام صاحب بصيرت بودند؛ اما بصيرت حضرت ابوالفضل علیه السلام بُرد بیشتری داشت. دیدگان نافذ او پرده ها را می شکافت و به اعماق حقایق راه می‎یافت. ‌
نمونه ای از بصیرت نافذ حضرت عباس علیه السلام رد امان نامة «شمر بن ذی الجوشن» بود؛ در عصر تاسوعا شمر با چهار هزار نفر وارد كربلا شد. يكي از نقشه هاي او براي كاستن از ياران امام حسين علیه السلام امان دادن به حضرت عباس و برادران او علیهم السلام بود. وقتي جناب عباس شنيد كه شمر امان نامه آورده، اصلاً به او اعتنا نكرد و جوابش را نداد، تا اينكه امامش به او فرمان داد كه جواب شمر را بگويد، عباس به شمر فرمود: «چه مي گويي؟» عرض كرد: «شما و برادرانت در امانيد.» سراسر وجود عباس را آتش غيرت فراگرفت و فريادش بلند شد: «تَبَّتْ يَداكَ وَ لَعَنَ ما جِئْتَ بِهِ مِنْ اَمانِكَ يا عَدُوَّ اللّه ِاَتَأمُرُنا اَنْ نَتْرُكَ اَخانا وَسَيِّدَنا الْحُسَيْنَ بْنَ فاطِمَةَ وَنَدْخُلَ في طاعَةِ الْلُّعَناءِ وَاَوْلادِ الْلُّعَناءِ اَتُوْمِنُنا وَابْنُ رَسُولِ اللّه ِلاَ اَمانَ لَهُ؛27 دستهايت بريده باد و لعنت [خدا] بر آنچه كه از امان نامه آورد ه اي. اي دشمن خدا! آيا دستور مي دهي كه ما برادر و آقايمان حسين علیه السلام پسر فاطمه علیها السلام را رها كنيم و بر اطاعت لعنت شدگان و فرزندان لعنت شدگان داخل شويم؟ [عجبا] آيا به ما امان مي دهي؛ در حالي كه فرزند رسول خدا [حسين بن علي] در امان نيست!»‌
اين جملات حاكي از معرفت و عشق عميق حضرت عباس به امام خويش، حسين بن علي علیهما السلام است. به اين جهت مورخان نوشته اند: عباس در كربلا به خاطر تعصبات قبيله اي و خانوادگي با دشمن نمي جنگيد: «بَلْ كانَ يَعْرِفُ اَنَّ دينَ اللّهِ قائِمٌ بِالْحُسَيْنِ وَ هُوَ عَمُودُ الدّينِ، مُجاهِدٌ عَنْ دينِ اللّهِ وَ عَنْ شَريعَةِ الْمُصْطَفي وَ حامي عَنْ اِبْنِ رَسُولِ اللّهِ وَ عَنْ بَناتِ الزَّهْراءِ كَما قالَ: اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني وَ عَنْ اِمام الصَّادِقِ الْيَقينِ نَجْلِ النّبيِّ الطّاهِرِ الاَْمينِ؛28 بلكه همواره مي شناخت كه دين خدا به حسين علیه السلام پاينده است و او ستون دين می باشد و براي دين خدا و شريعت پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله جهاد مي كند و [بدين جهت، حضرت عباس با جان و دل] از فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و دختران زهرا علیها السلام حمايت و پشتيباني كرد، چنان كه خود او فرمود: به خدا! اگر دست راستم را قطع كنيد، به راستي [همچنان] از دينم حمايت مي كنم و از امامي كه يقين راستين دارد [دفاع مي كنم؛ آن امامي كه] پسر دختر پيامبر پاك و امين صلی الله علیه و آله مي باشد.»‌

8. ولايت پذيري‌
خداوند متعال در قرآن کریم تبعیت از ولایت اهل بیت علیهم السلام را بر همۀ مسلمانان واجب می شمارد و می فرماید:‌
(( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً ))؛ 29 «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد، پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد، اگر به خدا و روز واپسين ايمان داريد، آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد، اين بهتر و نيك فرجام تر است.»‌
در شب عاشورا چه زیبا یاران امام علیه السلام این کلام حق را به تفسیر نشستند؛ آنجا که همه يك صدا به عهد خود با وليّ و امام خويش تأكيد كردند و گفتند: اگر صدها بار كشته و قطعه قطعه شويم و جسد ما را بسوزانند، و دوباره زنده شویم، باز با شما هستيم؛ زيرا شما وليّ خدا و فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و پيشوا و رهبر مسلمانان هستيد. با شما همراه و هم فكریم و در ركابتان جان می سپاريم. آنان، امام علیه السلام را ولیّ خدا می دانستند و شیعة او بودند و رضایتش را بر هر چیز دیگری ترجیح می دادند.‌
حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام که به عنوان عالم اهل بیت علیهم السلام و به نقل برخی از منابع اهل سنت، فقیه اهل بیت علیهم السلام معرفی شده است: «اِنَّ الْعَبَّاسَ مِنْ اَكابرِ الْفُقَهَاءِ وَ اَفَاضِلِ أًهْلِ البَيْتِ»30 دارای سجایای کثیر اخلاقی و شخصیتی و در میدان ولایت پذیری بیش از سایر میادین ممتاز بود. ‌
در مورد ولایت پذیری حضرت عباس علیه السلام به نمونه هایی اشاره می کنیم: ‌
1. در زيارتنامة آن حضرت كه از امام صادق علیه السلام نقل شده است، چنين مي خوانيم: «اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّها الْعَبْدُ الصّالِحُ، اَلْمُطيعُ للّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لاَِميرِالْمُؤْمِنينَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِمْ؛31 سلام بر تو اي بندة صالح و مطيع خدا و رسولش و پيرو اميرمؤمنان و حسن و حسين كه درود خدا بر آنان باد.»‌
2. امام حسين علیه السلام هنگام خروج از مدينه ندا داد: «اَيْنَ اَخي؟ اَيْنَ قَمَرُ بَني هاشِمٍ؟ فَاَجابَه الْعَبّاسُ: لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ يا سَيِّدي! فَقالَ لَهُ الاِْمامُ علیه السلام: قَدِّمْ لِي يا اَخي جَوادي! فَاَتَي الْعَبّاسُ بِالْجَوادِ اِلَيْهِ؛32 كجاست برادرم؟ كجاست ماه بني هاشم؟ پس عباس جواب داد: بله، بله اي آقاي من! آنگاه امام حسين علیه السلام فرمود: اي برادر! اسبم را حاضر كن، پس عباس اسب حضرت را حاضر نمود.»‌
بنابراین می توان گفت عاشورا بزرگ ترین امتحان برای مردمان آن عصر بود که بسیاری از نخبگان نیز از قافلة ولایت پذیری جا ماندند. درسی که ما اکنون از عاشورا می گیریم این است که باید آن گونه که شهدای کربلا ولایت مدار بودند، ما نیز ولایت مدار باشیم.‌

9. غیرتمندی
غيرت و مردانگي از صفات بارز و پسنديدة مردان و زنان با ايمان است. غیرت در نگاه لغویین به معناي حساسيت داشتن شديد براي قطع نظر دیگران از آنچه كه به انسان تعلق دارد، اعم از ناموس يا دين است. غيرت يكي از صفات و ويژگيهاي طبيعي انسان است و هر كس به صورت غريزي و فطري ازآن برخوردار می باشد. پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله غيرت را جزء ايمان دانسته و مي فرمايند: «انَّ الغَيرَةَ مِنَ الإِيمَانِ؛33 همانا غیرت نشانگر ایمان است.» ‌
غیرت یکی از ویژگیهای برجستة اخلاقی پیامبران و اولیای الهی است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «کانَ ابراهیمُ اَبی غَیُوراً و أنا أَغیَرُ مِنْهُ وَ أَرْغَمَ اللّهُ أَنْفَ مَن لا یَغارُ مِنَ المُؤمِنینَ؛34 پدرم ابراهیم علیه السلام غیور و جوانمرد بود و من از او غیورتر هستم و خداوند بینی کسی را که اهل ایمان است؛ ولی غیرت ندارد، به خاک بمالد.»
امام صادق علیه السلام نیز فرمود: «اِنَّ اللّهَ غَیُورٌ و یُحِبُّ کُلَّ غَیُورٍ وَ مِنْ غَیْرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَ باطِنَها؛35 همانا خداوند غیور است و هر غیوری را دوست دارد و از غیرت اوست که تمام گناهان آشکار و پنهان را حرام کرده است.»
غیرت مندی در کربلا و اصحاب آن غوغا می کند، شهید مطهری می فرماید: «اين حرفها را باور نكنيد كه زنان اهل بیت علیهم السلام در کربلا دم به دم بيرون از خیمه ها مى دويدند، ابداً! دستور آقا بود كه «تا من زنده هستم، در خيمه ها باشيد. حرف سستى از دهان شما بيرون نيايد كه اجر شما ضايع مى شود. مطمئن باشيد عاقبت شما خير است. نجات پيدا مى كنيد و خداوند دشمنان شما را عذاب خواهد كرد، به زودى هم عذاب خواهد كرد.» اينها را به آنها فرموده بود. آنها اجازه نداشتند و بيرون هم نمى آمدند. غيرت حسين بن على علیهما السلام اجازه نمى داد. غيرت و عفّت خود آنها اجازه نمى داد كه بيرون بيايند. بيرون هم نمى آمدند».36
«اين روح، از روز اول تا لحظة آخر در وجود مقدس حسين بن على علیهما السلام متجلى بود. به قول خودش، جزء خون و حياتش شده بود. امكان نداشت از حسين جدا شود. در لحظات آخر [حيات ] ابا عبداللَّه، وقتى در آن گودى قتلگاه افتاده و قدرت حركت كردن ندارد، قدرت جنگيدن با دشمن ندارد، قدرت ايستادن بر سر پا ندارد و به زحمت مى تواند حركت كند، باز مى بينيم از سخن حسين غيرت مى جهد، عزت تجلى مى كند، بزرگوارى پيدا مى شود. لشكر مى خواهند سر مقدسش را از بدن جدا كنند؛ ولى شجاعت و هيبت سابق اجازه نمى دهد. بعضى مى گويند: نكند حسين حيلة جنگى به كار برده كه اگر كسى نزديك شد، حمله كند. در مقابل حملة او كسى تاب مقاومت ندارد. نقشة پليد و نامردانه اى مى كشند، مى گويند: اگر به سوى خيمه هايش حمله كنيم، او طاقت نمى آورد. امام حسين علیه السلام افتاده است. من نمى توانم آن حالت ابا عبداللَّه علیه السلام را مجسم كنم. لشكر به طرف خيام حرمش حمله مى كند. يك نفر فرياد مى كشد: حسين، تو زنده اى؟! به طرف خيام حرمت حمله كردند! امام علیه السلام به زحمت روى زانوهاى خود بلند مى شود، به نيزه اش تكيه مى كند و فرياد مى كشد: «وَيْلَكُمْ يا شيعَةَ آلِ ابى سُفْيانَ! انْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ وَ لا تَخافونَ الْمَعادَ فَكونوا احْراراً فى دُنْياكُمْ؛37 اى (مردمى كه خود را به آل ابوسفيان فروخته ايد! اى) پيروان آل ابوسفيان! اگر دین ندارید و از قیامت نمی ترسید پس در دنیایتان آزاده باشید.» شخصى مى گويد: «ما تَقولُ يَابْنَ فاطِمَةَ؟؛ پسر فاطمه چه مى گويى؟» فرمود: «انَا اُقَاتِلُكُمْ وَ انْتُمْ تُقاتِلونَنى وَ النِّساءُ لَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ؛38 من با شما می جنگم و شما با من می جنگید و جناحی بر زنها نیست (با خیمه ‎ها چکار دارید).»‌
بنی هاشم، از غیرتمندان روزگار خویش بودند و برای عترت پیامبر صلی الله علیه و آله حرمتی فوق العاده قائل بودند. جوانان بنی هاشم نیز پیوسته اهل بیت امام حسین علیه السلام را در طول سفر به کربلا محافظت می کردند. شبها نیز با حراست این جوانان، به ویژه قمر بنی هاشم، زنان حرم آسوده و بی هراس می خفتند. حسین بن علی علیهما السلام در رجز حماسی خویش روز عاشورا از جمله بر حمایت از ذریة پیامبر و خانوادة پدرش تأکید می فرمود: «اَحمی عِیالاتِ اَبی، اَمضی عَلی دینِ النَّبی؛39 من از اهل و عیال پدرم حمایت مى کنم و در راه آیین پیامبر صلی الله علیه و آله کشته مى شوم.»
آن حضرت، روز عاشورا خانواده، دختران و خواهر خود را توصیه کرد که پس از شهادتش، گریبان ندرند و چهره مخراشند و آه و زاری و واویلا سر ندهند و جلوی دشمنان صدایشان را به گریه بلند نکنند. ‌
عاشوراییان علاوه بر غیرت ناموسی، از غیرت دینی نیز برخوردار بودند و غیرت دینی امام و یارانش علیهم السلام زمینه ساز آن حماسة بزرگ شد. امام علیه السلام کشته شدن را بر ننگ ذلت و تسلیم ترجیح داد و این نیز از غیرت ایشان بود. یاران شهیدش شب عاشورا و در فرصتهای دیگر تا پای جان ابراز وفاداری کردند و غیرتشان اجازه نداد که امام و اهل بیت ايشان را در صحرا و میان انبوه دشمن رها کنند و خود در پی زندگی و عافیت خویش بروند.‌
برآشفتن «عبدالله عفیف ازدی» در کوفه بر ضد «ابن زیاد» و اعتراض به اسیر گرفتن خانوادة امام حسین علیه السلام و عترت پیامبر صلی الله علیه و آله از غیرت او بود. اعتراض حضرت زینب علیها السلام به یزید در شام، که اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله را در معرض دید و تماشای مردم کوچه و بازار قرار داده، ریشه در غیرت او داشت.‌
سزاوار است که پیروان عاشورا هم درس عفاف و حجاب را به عنوان «غیرت مندی» در «غیرت ناموسی» از کربلا بیاموزند، هم دفاع از مظلوم، نصرت حق، مبارزه با باطل و بدعت را به عنوان «غیرت دینی» از حماسه آفرینان کربلا الهام بگیرند و در سلامت جامعة دینی بکوشند؛ زیرا جامعة اسلامی، اجتماع به هم پیوسته ای است که فرد فردِ این جامعه نباید خود را تافتة جدا بافته از دیگران بدانند. مردان موظفند در برابر بی مبالاتیها، مرز شکنیها، اذیتها، آزارها و حرمت زداییهای ناموسی بایستند، به گونه ای که ناموس هر مسلمانی را ناموس خود بدانند و در حفظ حرمتها، زنان مسلمان را مانند ناموس خود بپندارند و زمینة حرمت شکنی هیچ کسی را فراهم نکنند و با برنامه هایی که حرمت ناموسی و نظام خانواده را متلاشی می سازد، مبارزه کنند. ‌
امام صادق علیه السلام در تعبیری زیبا این مسئولیت خطیر اجتماعی را چنین گوشزد می کند: «عِفُّوا عَن نساءِ النّاسِ تَعِفَّ نسائُکُم؛40 نسبت به زنانِ مردم عفیف باشید تا زنانتان عفیف شوند.»‌
اگر می خواهید بدانید که هر مردی چقدر غیرت دارد، باید ببینید عفّت او چه قدر است؟ امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «وَ عِفَّتُهُ عَلي قَدْرِ غِيْرَتِهِ؛41 عیار غیرت، پاکدامنی است.»



پی نوشت:
1)تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، انتشارات سروش، تهران، 1390 ش، ج 4، ص304.
2) بر شطي از حماسه و حضور، مجتبي سلطاني، سازمان تبلیغات اسلامی، قم، 1375ش، ص 283.
3) همان.
4)سبأ / 46.
5) مناقب آل أبی طالب، محمد بن علی بن شهر آشوب مازندرانی، مؤسسه انتشارات علامه، قم، ج 4، ص 68.
6) شرح اصول کافی، صدر الدین شیرازی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران، 1383 ش، چاپ اول، ج1، ص96.
7) سخنان حسين بن علي علیهما السلام از مدينه تا كربلا، محمد صادق نجمي، دفتر انتشارات اسلامى، قم، 1387ش، ص 232.
8) صحيفه نور، مؤسسه نشر آثار امام خمینى رحمه الله، تهران، چاپ اول، 1378 ق، ج17 ص 482.
9) نخستین اجلاس بیداری اسلامی: 26/6/1390.
10) همان.
11) احزاب/23.
12) صحیفه نور، مؤسسه نشر آثار امام خمینی رحمه الله، ج 15 ص 208.
13)همان.
14)مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، محدث نوری، ترجمه سید جعفر نبوی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چ اول، 1374، ج2، ص182.
15) بحارالانوار، محمد باقر مجلسى، ج 44، ص328.
16) فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام، گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام، ترجمه علی مؤیدی، نشر معروف، قم، چ دوم، 1378ش، ص309.
17) بحارالانوار، محمد باقر مجلسى، ج 44، ص329.
18) پرتوی از عظمت حسین علیه السلام، آیت الله صافی، انتشارات حضرت معصومه علیها السلام، قم، چ اوّل، 1379ش ص 217.
19) فاطر/ 10.
20) نساء/ 141.
21) مقتل الحسین علیه السلام، سید عبدالرزاق موسوی مقرم، دارالكتاب الاسلامي، بيروت، چ پنجم، 1399.ق، ص 274.
22) حماسه حسینی، شهید مطهری، صدرا، چ 23، بهار 1373، ج 1، ص 28.
23) نساء/139
24) ملحقات إحقاق الحقّ، سيدشهاب الدين مرعشي؛ سيدمحمود مرعشي، کتابخانه حضرت آیۀ العظمی مرعشی نجفی، 1379، ج 11، ص 601
25) نفس المهموم، شیخ عباس قمی، انتشارات مکتبۀ الحیدریۀ، ج1، 1379ش، ص 149.
26) نفس المهموم، شیخ عباس قمی، ص 302.
27) وقایع الایام فی تتمة محرم الحرام، حاج ملا علی آقا واعظ تبریزی خیابانی، انتشارات مصطفوی، قم، 1410ق، چ سوم، ص 264.
28) نفس المهموم، شیخ عباس قمی، ص 177.
29) نساء / 59.
30) فرسان الهيجاء، ذبیح الله محلاتی، نشر مرتضوی، بی جا، 1389، ج 1، ص 191.
31) مفاتيح الجنان، شیخ عباس قمی، ص715.
32) فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام، ص298.
33)بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 71، ص 342.
34) همان.
35)همان.
36) مجموعه آثاراستاد شهيد مطهرى، انتشارات صدرا، تهران، ج 17، ص 191.
37) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 45، ص 51.
38) همان.
39) مقتل الحسین، عبدالحسین موسوی مقرّم، ص274.
40) خصال، شیخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه، قم، چ دوم، 1403.ق، ص75.
41) نهج البلاغه، حکمت 47.
منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 147.




تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٢١ مهر ١٣٩٥ / شماره خبر : ١١٧٤٧٧ / تعداد بازدید : 4405/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج