سه شنبه ٢٥ تير ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > فرهنگ و اندیشه > خانه و خانواده 
ماهنامه مبلغان


بی حجابی و حق الناس -2

پيامدها و آسيبهاي اجتماعي بدحجابی

تظاهر به بدحجابی، نشانه پایبند نبودن و بی مبالاتی فرد به احکام و اعتقادات اسلامی است؛ زيرا با بدحجابی، چشمهای هوس آلود را متوجه خود ساخته، پايه های ايمانی مردم را سست می کنند و جامعه را به فساد می کشانند.

پيامدها و آسيبهاي اجتماعي بدحجابی

اکنون عمده ترين پيامدها و آسيبهاي اجتماعي بدحجابي در جامعه را با توجه به بُعد حق النّاس بودن آن بررسی می کنیم؛ ولی قبل از آن، یادآوری سه نکته، مهم به نظر می رسد:

1. مراد ما از حق الناس بودن حجاب، تضییع حقوق افرادی است که در برابر شخص بی حجاب دچار گناه می شوند. نه آن دیدگاه غلطی که حجاب زن را حق همسر یا پدر و برادرش تلقی می کند و با رضایت و چشم پوشی آنها از این حق، زن را در انتخاب پوشش آزاد می داند؛ چراکه این نوع برداشت از حق النّاس غلط است؛ زیرا همان گونه که اشاره شد، از آن زاویه حجاب، حق الهی است، نه حق الناس و حق النفس؛

2. درست است که حجابهای تحمیلی، تقلیدی، مصلحتی، تعقلی و تعبدی از نظر ارزش و اهمیت در یک درجه و اهمیت نیستند و در یک داوری کلی و اجمالی می توان دو نوع حجاب «تعقلی»[1] و «تعبدی»[2] را بیش تر قابل دفاع و پذیرش دانست؛ ولی حجاب، حتی قسم تحمیلی آن، سبب دوری بسیاری از پيامدها و آسيبهاي اجتماعي می شود؛

3. یک زن بدحجاب، علاوه بر ظلم به خودش،[3]حقوق افراد مختلفی را ضایع می کند؛ چراکه متاعی را که باید گران بفروشد، ارزان در خیابان حراج می کند و:

اولاً جوان عفیف حق دارد در جامعه به آسانی عبور و مرور داشته باشد، نه اینکه با دیدن خانم بدحجاب خود را به سختی انداخته، سرش را پایین بیندازد؛

ثانیاً حق ازدواج به موقع از جوان با دیدن خانم بدحجاب تضییع می شود و ازدواجش به تأخیر می افتد؛ چون نیازی که باید با ازدواج تأمین می شد، با هرزگی و چشم چرانی موقتاً سرکوب می شود؛

ثالثاً وقتی نگاه مرد متأهل به خانم بد حجاب می افتد، ناخواسته دچار عوارضی همچون: سوءظن، ترس، مقایسه نابجا، سوء هاضمه شهوانی، هرزگی لذت جنسی و در نتیجه لذت نبردن از حلال به دلیل ریزه خوری های دیداری می شود و اغلب در خانه بهانه گیر شده، زندگی شیرین خویش را بر خود و همسرش تلخ می کند.

بدحجابي و تضییع حق الناس

عمده ترين پيامدها و آسيبهاي فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بدحجابي در جامعه، از منظر تضییع حق دیگران، عبارتند از:

1. تضعيف اعتقادات دينی و ارزشهای متعالی

یکی از حقوقی که افراد جامعه دارند، حق داشتن اعتقادات و باورهای دینی است. جامعه ای که در سطح بالايی از باورهای دينی باشد، در سايه ايمان، در برابر بسياری از آسيبها مصون می ماند و دشمنان نمی توانند در صفوف آن رخنه کنند. حجاب و پوشش جزء احکام مسلم دين و مذهب به شمار می رود و زنان معتقد به اسلام حاضر نمی شوند خود را با زينتهای زودگذر دنيايی مزين کنند و در پرتو آن عقايد ديگران را متزلزل نموده، زمينه ساز فساد در جامعه شوند.

تظاهر به بدحجابی، نشانه پایبند نبودن و بی مبالاتی فرد به احکام و اعتقادات اسلامی است؛ زيرا با بدحجابی، چشمهای هوس آلود را متوجه خود ساخته، پايه های ايمانی مردم را سست می کنند و جامعه را به فساد می کشانند.

«هيچ راهى براى آمريكا و ابرقدرتها بهتر از اين نيست كه بدون جنگ و كشتار، و بدون اينكه پولى خرج كنند و حساسيتى ايجاد نمايند، ايمان را از دلهاى مردم بدزدند و بزدايند. اين كار به سادگى انجام  مى شود: با سخنرانيهاى علمى، كتابهاى فلسفى، فيلمها، نمايشنامه ها و چيزهايى از اين قبيل، به نام پيشرفت علم، ترقى فرهنگ، فلسفه هاى نوين و... هيچ راهى بهتر و موفق تر از اين وجود ندارد و می دانيم که باورها و ايمانهای راسخ نقش به سزايی در بالندگی زندگی جامعه ايفا می کنند و زمانی که ايمان به سستی گرايد، نفوذ دشمن و به انحراف کشيدن آن جامعه به راحتی صورت می پذيرد.»[4]

2. تخریب فرهنگ ملی

یکی دیگر از حقوق افراد یک اجتماع، ضمن تعامل و تبادل فرهنگها، حق عدم دست درازی و مخدوش کردن فرهنگ ملی جامعه آنها است. تعامل یا همان تبادل فرهنگی برای هر جامعه ای نه تنها مفید و لازم؛ بلکه از عوامل بالندگی و پویایی آن جامعه محسوب می شود؛ اما مشروط بر آنکه عناصر فرهنگی مفید را جذب و غیر مفید را دفع کند و در ارائه الگوهای فرهنگی و اجتماعی از ثبات لازم برخوردار باشد. در غیر این صورت، فرهنگ مهاجم با ارائه الگوهای منفعت طلبانه آن را تخريب می کند؛ ارزشها و هنجارهای آن جامعه را خدشه دار و ارزشها و الگوهای مورد نظر خويش را جایگزين می کند تا از اين رهگذر به اهداف خود دست يابد.

رهبر عظیم الشأن انقلاب(ره) در این راستا می فرمايند: «در تبادل فرهنگی، هدف، بارور کردن و کامل کردن فرهنگ ملی است؛ ولی در تهاجم فرهنگی، هدف ريشه کن کردن و از بين بردن فرهنگ ملی است.»[5]

با عنایت به این مطلب، فرايند بدحجابی، راه را برای تهاجم فرهنگی هموار می سازد و افراد بی حجاب متحمل بسیاری از الگوهای نامناسب فرهنگ بیگانه می شوند و فرهنگ جامعه را به مرور دستخوش تغییر می کنند.

3. سلطه دشمنان و تأمين هدف و منافع آنها

سلطه گران مستکبر همواره در تلاشند تا با ترویج بی  بندوباری و ابتذال در میان جوامع، به خصوص ملل مسلمان، آنها را با فرهنگ و آداب و رسوم اصیل خویش بیگانه کنند و با تضعیف معنویت در میان افراد جامعه، زمینه تسلط همه جانبه خود را فراهم آورند و از آنجا که ترویج بدحجابی بهترین مقدمه برای تضعیف اراده و ایمان افراد جامعه است، در اتاقهای فکر خود طرحها و برنامه های حساب شده ای برای آن اتخاذ می کنند.

آنها در جایی که احساس کنند جامعه ای مطابق با منافع، اهداف و خواسته هایشان پیش نمی رود، برای رسیدن به منافع خود و چپاول آنها، غیرمستقیم طرحهایی می ریزند تا افراد را مشغول و سرگرم کنند و به اهداف شوم خود برسند.

انگلیس در طرح استعماری خویش به عواملش چنین مأموریت داد: «در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند. باید به استناد شواهد و دلایل تاریخی، ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی عباس متداول شده و مطلقا سنت نیست. مردان، همسران پیامبر را بدون حجاب می دیدند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگی، دوش به دوش مردان فعالیت داشتند. پس از آنکه حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت، وظیفه مأموران ما آن است که جوانان را به عشق بازی و روابط جنسی نامشروع با زنان عریان غیرمسلمان، تشویق کنند و این زنان باید کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقلید کنند.»[6]

4. رکود آموزشو افت تحصیل

فرهنگ هر جامعه ای، در بستر آموزشهای آن شکوفا می شود. مسلماً هر قدر آموزشها از غنای بيش تری برخوردار باشد، فرهنگ آن جامعه والاتر خواهد بود. جامعه ای که فرهیختگان و اندیشمندان آن بيش تر باشد، معمولاً از تمدن بالاتری برخوردار است و پويايی در تمامی زمينه های فرهنگی، اقتصادی، سياسی و نظامی کاملاً نمودار می شود.[7]

بدحجابی ذهن و اندیشه دختران محصل را درگیر شناخت انواع مد و مدل آرایش موی سر و صورت و همگون شدن با چهره های مشهور جهان می کند. بنابراین، آنان ناگزیرند وقت، انرژی و پویایی زیادی را که باید در راه علم اندوزی و پژوهش هزینه کنند، در مسیر طنازی و تن نمایی هدر دهند و به جای رشد و تعالی در جنبه های علمی و معنوی، خواهشهای نفسانی را در خود بپرورانند.

متأسفانه با توجه به اختلاط محیطهای آموزشی کشورمان، پسران جوانی که در محیط تحصیل با این نوع دختران همکلاس و همدرس هستند نیز از آسیبهای این عشوه  گری ها بی نصیب نخواهند ماند و به تبع آن درگیر نظر بازی، مشغله روحی و فکری شده و به جای تمرکز بر روی دروس، به تصویرسازی و توهمات برخاسته از نگاه به ایشان می پردازند که نتیجه ای جز رکود آموزشی، عدم پویایی علمی، افت تحصیلی و کاهش رشد عقلی نخواهد داشت.

5. گسترش رذايل اخلاقیو فساد

بهره مندی از فضایل اخلاقی، یکی از حقوق آحاد جامعه می باشد. بدحجابی علاوه بر اينکه خود يک ناهنجار اجتماعی به شمار می آيد و جامعه را به بی  بندوباری می کشد، زمينه ساز بسياری از زشتی های اخلاقی است. وقتی به پوشش و متانت بی اعتنايی می شود، مسائل اخلاقی ديگر نیز از جامعه رخت بر می بندد. بدلباسی، بداخلاقی را به دنبال دارد، چنان  که مدپرستی، هواپرستی می آورد. جامعه ای که هر روز مد جديدی را به شکلهای گوناگون بپذيرد، دچار بسياری از بيماری های اخلاقی چون: غرور، تکبر، فخرفروشی، عصيان، قساوت قلب و... خواهد شد.

هرگاه جامعه ای در انجام گناه جسارت پيدا کند، مفاسد و معاصی رواج می یابد و در نتیجه زشتی گناه از بين می رود که  اين خود نیز گناه بزرگی است؛ يعنی جامعه ای که گناه را گناه نداند، به سبب رواج زياد و همگانی شدن آن، سقوط خواهد کرد. بنابراين، بدحجابی قبح و زشتی گناه را از بين می برد و باعث رواج گناهان ديگر می شود.[8]

امام صادق(علیه السلام) می فرمايند: «وَ اَمّا اللِّباسُ يَحْمِلُکَ عَلَی الْعُجْبِ وَ الرِّياء وَ التَّزْييِنِ وَ التَّفاخُرِ وَ الْخُيَلاءِ فَاِنَّها مِن آفاتِ الدِّينِ وَ مُورِثُهُ الْقَسْوَةُ فِی الْقَلْبِ؛[9]لباست، لباسی نباشد که تو را به گناه خودپسندی، ريا، آراسته نشان دادن، مباهات به ديگران، فخرفروشی و تکبر آلوده کند؛ که تمام اينها از آفات دين و موجب سختی دل است.»

آن زمان که در جامعه  حجاب، عفت و حيا ارزش تلقی می شوند، حریمها حفظ و روابط افراد بر همین اساس تنظیم شده، اگر زنان به این ارزشها پایبند باشند، جامعه را از رفتن به سوی بی  بندوباری ها حفظ می کنند و اجتماع بستر مناسبی برای بروز ارزشهای واقعی می شود.

اما اگر زنان این عناصر سازنده فرهنگ و منشهای خود را تغيير دهند و به خودنمايی و خودآرایی بپردازند، ارزشهايی چون حجاب، حيا و غیرت خدشه دار می گردد و در نهایت اجتماع را به تباهی و فساد می کشاند و ضد ارزشها، ارزشها را کنار می زنند.

6. اثرات مخرب نگاه های شیطانی

خداوند متعال به پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمايند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ»[10]؛ «به مؤمنان بگو چشمهای خود را از نگاه نامحرمان فرو گيرند.»

شهوت غريزه ای است که خداوند متعال آن را در آدمی به ودیعه گذاشته است تا باعث بقای نسل و سامان دهی زندگی و حيات شود. این غریزه علاوه بر ارمغان آرامش و آسايش برای جامعه، آثار بسيار مطلوبی دارد؛ اما اگر از مسير اصلی خود منحرف شود و در سمت و سويی ديگر قرار گيرد، آثار بسيار بدی برای فرد و جامعه خواهد داشت.

بدحجابی از جمله مسائلی است که غريزه شهوت را از مسير خود منحرف می سازد. زنان بدحجاب، نگاه های آلوده مردان هوس باز را به خود جلب می کنند و آتش شهوت را در دل آنان شعله ور و اثرات مطلوب آن را خنثی می سازند.

از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) نقل شده است که فرمودند: «مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ هُوَ يُصِيبُ حَظّاً مِنَ الزِّنَا فَزِنَا الْعَيْنَيْنِ النَّظَرُ؛[11]اعضا و جوارح بدن افراد به نوعی از زنا حظّ و بهره ای می برند، پس زنای دو چشم، نگاه (حرام) است.»

در جامعه ای که چشم چرانی بر اثر بدحجابی رواج پيدا کند، بر اثر عرضه زیاد و تقاضای کم، بسياری از گناهان رواج پيدا می کند و سرانجامی جز حسرت طولانی نخواهد داشت. امام صادق(علیه السلام) می فرمايند: «النَّظَرُ سَهْمٌ مِن سِهامِ اِبْليسَ مَسْمُومٌ وَ کَمْ مِنْ نَظْرَةِ اورثَتْ حَسْرَةً طويلةً؛[12]نگاه، تيری از تيرهای زهرآگين شيطان است. چه بسا يک نگاه، حسرت طولانی در پی دارد!»

در چنین شرایطی، زندگی جمعی از دختران معصوم و ساده در امنیت ممکن نیست و چه بسا سبب از بین رفتن سرمايه عفت و پاکدامنی و آبروی خانواده ها گردد.

7. افزایش مشکلات روحی و روانیدر جامعه

تأمین سلامت روحی و روانی افراد، از دیگر حقوق آنها در اجتماع می باشد. بدحجابی سبب می شود برخی از دختران و زنان برای جلب توجه و تحسین دیگران، هر روز بیش تر در باتلاق خودآرایی و خودنمایی فرو روند و همواره فکرشان درگیر بررسی و کشف جدیدترین مدل لباس و آرایش باشد و به زیبایی ظاهری خود به گونه ای افراطی رسیدگی کنند و تمام دغدغه شان لباس و آرایش شان باشد و همیشه در تلاش باشند تا ظاهر و شخصیت خود را با خواسته های هوس آلود مردان هوسباز همگون کنند و از آنجایی که این عطش روحی و خواسته های کاذب محدود نیستند، هیچ گاه اندیشه آرام و آزاد برای لذت بردن از خوشی های حقیقی زندگی ندارند و چنانچه نتوانند با مد و تقاضای روز پیش بروند، دنیا بر سرشان آوار می شود و اعتماد به نفس و ثبات روحی خود را از دست می دهند و امید و آرزوهایشان به ناامیدی می گراید.

در مقابل، برخی از مردان نیز که تسلط بر خویشتن نداشته و از تقوای لازم برخوردار نیستند، در اثر ناز و عشوه این زنان تحریک شده، در صورت عدم دستیابی به حلال، دچار هزاران معضلات روحی و روانی گشته، تا جایی که در کیفیت و کمیت تمام امور زندگی فردی و اجتماعی شان اثر منفی می گذارد.

8. بی علاقگی به ازدواج

خداوند متعال برای هر نیازی که در انسان به ودیعه گذاشته، حقوقی نیز برای انسان برای برطرف کردن مشروع آن قرار داده است. آن زمان که بی  بندوباری در پوشش و به تبع آن هرزگی جنسی در جامعه فراگیر شود، لذت جنسی که یکی از عوامل مهم گرایش به ازدواج و تشکیل خانواده است، به راحتی در دسترس افراد قرار می گیرد و قطعاً این مسئله از میزان علاقه و گرایش به ازدواج در افراد می کاهد؛ چراکه آنان بدون هیچ تعهد و مسئولیتی و با کم ترین هزینه و بیش ترین تنوع و هوسرانی، کامیاب می شوند و با توجه به اینکه تشكيل خانواده و پذيرش مسئوليت آن، نوعي محدوديت و گرفتاري براي آنها به وجود مي آورد، هرگز به تشکیل خانواده تن نمی دهند.

شهید مطهری(ره) می نویسد: «اختصاص یافتن استمتاعات و التذادهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع، پیوند زن و شوهری را محکم می سازد و موجب اتصال بیش تر زوجین به یکدیگر می شود. فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار برود، در حالی که در سیستم آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می رود و در نتیجه، کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می شود.

علت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت به آنان پیشنهاد می شود، جواب می دهند که حالا زود است، ما هنوز بچه ایم و یا به عناوین دیگر از زیر بار آن شانه خالی می کنند، همین است. حال آنکه در قدیم یکی از شیرین ترین آرزوهای  جوانان، ازدواج بود. جوانان پیش از آنکه به برکت دنیای اروپا کالای زن این همه ارزان و فراوان گردد؛ شب زفاف را کم از تخت پادشاهی نمی دانستند. ازدواج در قدیم پس از یک دوران انتظار و آرزومندی انجام می گرفت و به همین دلیل، زوجین یکدیگر را عامل نیک بختی و سعادت خود می دانستند؛ ولی امروز معاشرتهای آزاد و بی  بندوباری پسران و دختران، ازدواج را به صورت یک وظیفه و تکلیف و محدودیت درآورده است که باید آن را با توصیه های اخلاقی و یا احیاناً چنانکه برخی از جراید پیشنهاد می کنند، با اعمال زور بر جوانان تحمیل کرد.

سیستم روابط آزاد اولاً موجب می شود که پسران تا جایی که ممکن است از ازدواج و تشکیل خانواده سر باز زنند و فقط هنگامی که نیروهای جوانی و شور و نشاط آنها به شعف و سستی می نهد، اقدام به ازدواج کنند و در این موقع، زن را فقط برای فرزند زادن و احیاناً برای خدمتکاری و کلفتی بخواهند و ثانیاً پیوند ازدواجهای موجود را سست می کند و سبب می گردد به جای اینکه خانواده بر پایه یک عشق خالص و محبت عمیق استوار باشد و هر یک از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند، برعکس، به چشم رقیب و عامل سلب آزادی و محدودیت ببیند و چنانکه اصطلاح شده است، یکدیگر را زندانبان بنامند.»[13]

9. تیرگی روابط والدین و فرزندان

احترام طرفینی از حقوقی است که خداوند برای فرزندان و والدین قرار داده است. ترویج بی حجابی و الگوهای نامناسب پوشش، زمینه ایجاد شکاف فرهنگی و عاطفی بین والدین و فرزندان را سبب می شود. این ناهمسویی در اکثر موارد منجر به بحث و تنش بین اعضای خانواده شده، سردی و تیرگی جایگزین روابط گرم و دوستانه می شود.

از آنجایی که بدحجابی عاملی جهت تخریب ارزشها و فرهنگ خانواده های متدین می باشد، در این خانواده ها بدحجابی دختر باعث ایجاد تضاد بین وی و والدینش می گردد که اگر تذکرات و نصایح دوستانه والدین بر روی او مؤثر نباشد، غالباً به درگیری لفظی و فیزیکی منجر می گردد، و گاه حتی فرار از خانه را سبب می شود.

همچنین، پسرانی که بر خلاف نظر خانواده خود، دلباخته چنین دخترانی می شوند، والدین خود را در شرایط سختی قرار می دهند و گاه از طرف آنان طرد می شوند که همه این  موارد باعث تیرگی روابط والدین و فرزندان می گردد.

10. سوء هاضمه های جنسی و عاطفی

یکی دیگر از زوایای تضییع حق الناس بودن بد حجابی، سوء هاضمه های جنسی است. پوشش و حجاب، از یک سو ضامن سلامت اخلاقی جامعه و پایبندی به هنجارهای دينی می باشد، و از سویی دیگر بستر تشکيل خانواده، تنظيم روابط جنسی و عاطفی و قاعده مند کردن آن را برای افراد فراهم می کند تا انسانها به تعبیری با ریزه خواری های شهوانی، به سوء هاضمه جنسی و عاطفی مبتلا نشوند.

به تعبیر دیگر، حجاب سبب می شود حریمهای عاطفی و جنسی محفوظ بماند و افراد در جامعه محدوده تعاملات خود با دیگران را دریابند و با ارضای واقعی نیاز جنسی، پاکدامنی در اجتماع گسترش  یابد و زندگی سالم تر و پاک تری برای زنان نیز فراهم شود.  

اميرمؤمنان(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) می فرمايند: «وَ اکْفُفْ عَلَيْهِنَّ مِنْ اَبْصارِهِنَّ بِحِجابِکَ اِيّاهُنَّ فَاِنَّ شِدَّةَ الْحِجابِ اَبْقی عَلَيْهِنَّ؛[14]از راه حجاب و پوشش بانوان، آنها را بپوشان؛ زيرا رعايت حجاب به طور جدی و محکم، زنان را به طور سالم تر و پاک تر حفظ خواهد کرد.»

11. از هم پاشیدگی بنیان خانواده

از آنجا که خانواده مهم ترین نهاد اجتماعی محسوب می شود، ثبات و سلامت آن، ثبات و سلامت جامعه را در پی دارد و چنانچه عشق و محبت بر آن حکمفرما شود، بستر بسیار مناسبی برای شکوفایی استعدادهای فردی می گردد و به تبع آن، جامعه نیز در مسیر پیشرفت و شکوفایی قرار می گیرد. برای رسیدن به این منظور، رعایت حجاب لازم و ضروری است؛ چراکه با رواج خودآرایی و تهییج جنسی در جامعه، بهره برداری های جنسی و دلدادگی های هوس آلود در خارج از محیط خانواده به راحتی میسر می گردد و به دنبال آن، باید شاهد افزایش طلاق و پیامدهای خطرناک آن، مانند افسردگی، سرشکس