جمعه ٠٤ اسفند ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > خاندان و اصحاب اهل بيت عليهم السلام 
ماهنامه مبلغان


درسهایی از حضرت زینب (علیها السلام)

زینب (علیها السلام) در آیینه خاطرات

چنان كه در بخش نخست اين مقاله اشاره شد، علم حضرت زينب عليها السلام از ناحيه خداوند است؛ چرا كه به قول امام سجادعليه السلام او عالم غير معلمه است و مواردي كه در زندگي آن حضرت واقع شده است نيز مسئله را تأييد مي كند. در ذيل برخي از اين موارد را با هم مي خوانيم:
،

ه . علم و فصاحت
چنان كه در بخش نخست اين مقاله اشاره شد، علم حضرت زينب عليها السلام از ناحيه خداوند است؛ چرا كه به قول امام سجادعليه السلام او عالم غير معلمه است و مواردي كه در زندگي آن حضرت واقع شده است نيز مسئله را تأييد مي كند. در ذيل برخي از اين موارد را با هم مي خوانيم:

1. شجره نبوي
روزي حسنين عليهما السلام درباره كلام پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله پيرامون امور حلال، حرام و شبهه ناك بحث مي كردند، حضرت زينب عليها السلام نيز در بحث آنان شركت كرد و درباره سخنان پيامبرصلي الله عليه وآله توضيح مي داد و تجزيه و تحليل مي نمود. امام حسن و امام حسين عليهما السلام از بيانات زينب عليها السلام متعجّب شده بودند. وقتي سخنان زينب عليها السلام به پايان رسيد، امام حسن عليه السلام رو به خواهرش كرد و فرمود: "اِنَّكِ حَقّاً مِنْ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مِنْ مَعْدِنِ الرِّسالَةِ؛(1) به راستي كه تو از درخت نبوت و از معدن رسالت هستي." يعني علم و سخنانت از مركز نبوت و مخزن رسالت پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله ريشه مي گيرد.

2. خطبه هاي زينب عليها السلام
خطبه هاي زينب عليها السلام در كوفه و شام با آنكه در سخت ترين شرايط روحي و نبود زمينه هاي مثبت براي يك سخنراني خوانده شده است، اما واژه واژه آن بيانگر اوج مقام علمي زينب عليها السلام است.
"بشر بن حزيم اسدي" يكي از شخصيّتهاي معروف آن روزگار مي گويد: "سوگند به خدا! هرگز زني را كه سرا پا شرم و حيا باشد، سخنران تر از زينب عليها السلام نديده ام. او گويي از زبان پدرش امير المؤمنين علي عليه السلام حرف مي زد و سخن گفتن را از آن حضرت فرا گرفته بود." (2)
فريشلر، نويسند و محقق غربي، مي گويد: "ايراد آن نطق در كوفه، ثابت مي كند كه آن همه مصايب و سختيها نتوانسته بودند روحيّه آن زن (زينب عليها السلام) را متزلزل كنند؛ در صورتي كه اين خطر وجود داشت كه در حال سخنراني وي را به قتل برسانند." (3)

3. كرسي تدريس
ماجراي جنگ "جمل" و "صفين" كه در سال 36 ه . ق به بعد رخ داد، باعث شد حضرت علي عليه السلام و افراد خانواده اش به عراق آمدند و در كوفه سكونت گزيدند. در نتيجه، زينب عليها السلام نيز حدود چهار سال در كوفه ماندگار شد و اين مدّت فرصتي بود براي زنان كوفه كه از مقام علمي او بهره گيرند؛ لذا به وسيله مردان خود از حضرت علي عليه السلام خواستند كه با زينب عليها السلام سخن گويد و رضايت او را براي تدريس و تشكيل مجلس درس براي بانوان جلب كند.
حضرت زينب عليها السلام از اين درخواست استقبال و اعلام كرد: "در هر روز با مداد، مجلس درس در خانه امير المؤمنين علي عليه السلام براي بانوان برگزار مي شود."
زنان كوفه نيز با شنيدن اين خبر بسيار خوشحال شدند؛ لذا مشتاقانه هر روز در كلاس درس زينب عليها السلام شركت نموده، كسب علم و دانش مي كردند. زينب عليها السلام در اين مجالس، به تفسير قرآن، احكام، مباحث تربيتي و ... مي پرداخت و باعث ارشاد و راهنمايي بانوان مي شد. (4)
آن حضرت شاگردان بسياري را تحت آموزش خود قرار داد و آنان را تربيت كرد.
برخي از آنها به ازدواج كساني در آمدند كه از مقام و موقعيّت نظامي يا سياسي بالايي بر خوردار بودند و توانستند با برخوردهاي صحيح، افكار شوهران خود را اصلاح كنند و آنان را با مكتب اسلام آشنا نمايند و همين طور توانستند در جامعه تأثيرگذار شوند و نسلهاي بعدي را با دستورات اسلام آشنا سازند. (5)

و. معيار انتخاب همسر و احترام به شوهر
زينب عليها السلام فقط در شجاعت و خطبه خواني و پيام رساني الگو نيست؛ بلكه در انتخاب شوهر و معيارهاي صحيح آن و همين طور شوهر داري براي تمام بانوان مي تواند الگوي عالي باشد.
دختر علي عليه السلام وقتي به سن ازدواج رسيد، خواستگاران بسياري داشت كه هر كدام از آنان داراي پست و مقام يا داراي ثروتهاي كلاني بودند و حاضر بودند مهريه هاي سنگيني قرار دهند؛ ولي زينب عليها السلام آنها را ردّ مي كرد و حتّي حاضر نمي شد با برخي از آنان سخن گويد.
روزي از ايشان سؤال شد: اي دختر امير المؤمنين! چرا خواستگارانت را جواب مي كني؟ دختر علي عليه السلام فرمود: دليل دارد. گفتند: علّت چيست؟ فرمود: من هم مانند مادرم فاطمه عليها السلام براي ازدواج ملاك و معياري دارم و نخستين معيار براي ما و پيروانمان (شيعيان) بندگي خداوند است و اخلاق نيك، نه ثروت و مهر بالا. (6)
با آن معيارها، عبداللّه جعفر را كه مرد متدين و داراي اخلاق نيك بود، انتخاب نمود و سعي كرد در زندگي و كارها رضايت او را جلب نمايد كه به نمونه هايي اشاره مي شود:

1. هنگام ازدواج
از آنجا كه زينب عليها السلام علاقه سرشار و وصف ناپذيري به برادرش حسين عليه السلام داشت و از آينده انقلاب او خبردار بود و همين طور نقشي كه بايد در آن انقلاب ايفا كند، وقتي "عبداللّه بن جعفر" به خواستگاري او آمد، بنا شد دو شرط ذيل در ضمن عقد قرار داده شود و علي عليه السلام نيز عقد را مشروط به اين دو شرط نمود:
1. هرگاه زينب عليها السلام خواست براي ديدار برادرش حسين عليه السلام از خانه بيرون رود، مجاز باشد؛
2. اگر زينب عليها السلام خواسته باشد در سفرهاي برادرش حسين عليه السلام همراه او برود، عبداللَّه جعفر جلوگيري نكند. (7)

2. هنگام حركت به سمت كربلا
بر اساس دو شرط پيش گفته، زينب عليها السلام مي توانست بدون اجازه شوهر همراه با برادرش به سفر كربلا برود؛ ولي با اين حال رضايت فعلي شوهر را نيز جلب كرد و هنگام حركت به سوي عراق نزد شوهر آمد و چنين گفت:
"اي عبداللّه! برادرم عازم عراق است. محبّت سرشار مرا به او مي داني. من به گونه اي هستم كه لحظه اي بدون او نمي توانم زندگي كنم. نظر به اينكه سفر براي زنان بدون اجازه شوهر روا نيست، اينك براي طلب اجازه نزد تو آمده ام... ."
اشك از چشمهاي عبد اللّه جاري شد و خطاب به زينب عليها السلام گفت: "زينب جان! اين چه دگرگوني و حالتي است كه در تو مي بينم؟ هر كاري كه دوست داري، انجام بده! از طرف من مانعي نيست."
زينب عليها السلام بسيار خرسند شد و روح و قلبش آرام گرفت و مهيّاي سفر گرديد. (8)


اين حركت زينب عليها السلام نشان مي دهد كه در اوج طوفان عاطفه كه احساس جدايي از برادرش حسين را دارد، باز هم نهايت درجه احترام به شوهر را فراموش نمي كند و جلب رضايت او را كاملاً مد نظر قرار مي دهد.

3. جهاد فرزندان با اجازه شوهر
روز عاشورا زينب عليها السلام پسران خويش "عون" و "محمد" را آماده جنگ و شهادت كرد. آن گاه نزد برادرش حسين عليه السلام رفت و اجازه خواست تا فرزندانش به ميدان بروند.
نخست حضرت اجازه نداد و فرمود: "زينب جان! شايد همسرت عبد الله راضي نباشد."
زينب عليها السلام پاسخ داد: چنين نيست، بلكه شوهرم به من سفارش كرد كه: پسرانم در كارزار جلوتر از پسر برادرت به ميدان بروند."
بنابراين، دو باره اجازه خواست و اصرار كرد. سرانجام امام حسين عليه السلام اجازه داد و آن دو برادر به جنگ پرداختند. محمد به زمين افتاد. عون در كنار بدن غرق به خون او حاضر شد و گفت: "برادر جان! شتاب مكن! من نيز به زودي به تو مي پيوندم." عون نيز به جنگ ادامه داد تا شهيد شد. امام حسين عليه السلام پيكر به خون آغشته آن دو را در آغوش گرفت و به خيمه آورد. زينب عليها السلام كه به استقبال همه شهدا مي آمد، به استقبال جنازه فرزندانش نيامد؛ مبادا بر اثر بي تابي او برادر شرمنده شود. (9)

ز. نظم و استفاده از وقت
يكي از مسائل مهمي كه باعث موفقيت انسان مي شود، نظم و برنامه ريزي و استفاده بهينه از زمان در زندگي است. بدون نظم و برنامه، هر چقدر هم هدف و مقصد ارزشمند باشد، باز راهي به جايي نمي برد. حضرت زينب عليها السلام شاگرد مكتب پدري است كه در آخرين لحظه شهادت به حسنين عليهما السلام فرمود: "أُوصِيكُمَا... بِتَقْوَي اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ؛(10) شما را به تقوا و نظم در كارها سفارش مي كنم."


لذا در تمام امور از جمله: شوهرداري، بچه داري، كار منزل، رسيدگي به آموزش و تعليم و تربيت شاگردان، صله رحم، حل و فصل مشكلات ديگران، رسيدگي به امور فقرا و بينوايان، مسائل عبادي و... داراي نظم بود؛ مخصوصاً در اداره اسرا و برنامه هايي كه در كوفه و شام اجرا كرد، به خوبي از نظم و برنامه ريزي جهت استفاده بهينه از وقت بهره گرفت.
مورخان نقل مي كنند: "زينب عليها السلام براي وقت خويش بسيار اهميت قائل مي شد؛ به گونه اي كه در منزل هم گندم آرد مي كرد و هم ذكر مي گفت و يا اين كه هنگام بازي با كودكانش مطالبي نيز به آنان مي آموخت و يا اينكه هنگام ديد و بازديد از دوستان و آشنايان، نكته هايي آموزنده از پيامبرصلي الله عليه وآله نقل مي كرد تا هم ديد و باز ديد شده باشد و هم مهمانان با سخني از سخنان رسول خداصلي الله عليه وآله بيشتر آشنا شوند. هيچ گاه ديده نشده كه حضرت وقتش را بيهوده به هدر دهد." (11)

ح. تدبير و انديشه
يك عمر آگاهي و كارورزي، زينب عليها السلام را پخته و ورزيده كرده بود؛ به ويژه آنكه تحت لواي برادرش امام حسين عليه السلام قدم بر مي داشت. آنچه فرا گرفتني بود، امام در جريان اين نهضت و در طول مدت مبارزه اش به وي گوشزد كرده بود و او نيكو مي دانست كه چگونه گام بردارد تا به نتيجه مطلوب برسد.

خطبه ها و سخنرانيهاي زينب عليها السلام آن گونه نبود كه بر اثر تحريك عواطف و ناراحتيهاي روحي و فشار مصايب گفته شود؛ بلكه از روي نقشه دقيق و تدبير شده و منظم، هر قسمت در جاي خود و در حد لزوم و فرصت گفته شد و جايگاه سكوت و خاموشي وي نيز حساب شده بود. حضرت مي دانست در كجا حرف بزند و كجا ساكت باشد؛ كجا مردم را به گريه اندازد و در كجا بي اعتنا در برابر حوادث بگذرد. زينب عليها السلام سخنان خود را بيهوده بر زبان جاري نساخت؛ بلكه در جايي كه لازم بود خود و خاندانش را معرفي كرد. (12)

در كوفه آن چنان مردم را گرياند كه انقلابي بر پا ساخت و در مجلس يزيد آن چنان بر سر يزيد فرياد كشيد كه گويي هيچ ترسي ندارد و گاه به علي بن الحسين عليهما السلام سفارش مي كرد: "اي عزيز برادر! با يزيد جز با گفتار نرم و ملايم سخن مگو؛ او ستمگر تيره بخت و سنگدل است." (13)

ط . مديريت زينب عليها السلام
حضرت زينب عليها السلام در انقلاب تاريخي و عظيم كربلا، سه وظيفه مهم بر دوش داشت كه با درايت و موقعيت شناسي و صبر و شكيبايي خود توانست اين سه وظيفه مهم را بعد از شهادت امام حسين عليه السلام به نحو احسن و با مديريت قوي به پايان رساند:

اول، از حجت خدا و امام وقت، حضرت سجادعليه السلام حمايت كند و ايشان را از گزند دشمن حفظ نمايد؛
دوم، پيام شهيدان كربلا را به همه جا برساند و راه آنها را دنبال كند و اين از همه مهم تر بود؛
و سوم، طبق وصيت برادرش امام حسين عليه السلام از خانواده هاي شهيدان و كودكاني كه پدران آنها به شهادت رسيده اند، حمايت و سرپرستي كند و روحيه آنها را در سطحي عالي نگاه دارد. (14)

دكتر عايشه بنت الشاطي، محقق و نويسنده مصري، در باره وظيفه حقيقي زينب عليها السلام بعد از ماجراي كربلا، چنين مي نويسد: "به نظر من، وظيفه حقيقي زينب عليها السلام بعد از فاجعه كربلا شروع شد و آن وقتي بود كه موظف شد از دختران بي سرپرست بني هاشم كه مردان خود را از دست داده بودند، حمايت و نگه داري نمايد و تا پاي جان از جواني مريض (زين العابدين عليه السلام) دفاع كند...، وظيفه ديگر زينب عليها السلام اين بود كه نگذارد بعد از آن ماجراي كربلا، خون شهدا به هدر رود." (15)

و زينب عليها السلام در تمام برنامه هاي فوق با مديريت قوي و محكم پيروز و موفق گشت. روشن است هيچ مديري در برنامه ريزي و رسيدن به آرمانهاي خود نمي تواند موفق باشد، مگر آنكه نخست مدير خود گردد و پيش از مديريت بر ديگران، نخست قادر به اعمال اراده در خود و مالك نفس خويشتن باشد و بداند در هر موضع چگونه بايد حركت كند و زينب عليها السلام مي دانست.

زينب عليها السلام زني بود كه مسلّط بر خويشتن و مالك خشم و غضب خويش بود و مي توانست عواطف خود را مهار كند. وي در شرايطي نبود كه حزن و تأثّر بر او سيطره يابد. او مالك اعمال خود بود؛ اگر چه همدم حزنها و مصيبتها و هم پيمان سختيها بود.
او روحيه اي عظيم داشت و در مواقع مناسب مي توانست خونسردي خود را حفظ كند و در هيچ يك از اين حوادث روحيه خود را از دست نداد و دچار تزلزل رواني نشد و يا دست و پاي خود را گم نكرد؛ زيرا توكّل به خدا داشت و مي دانست صبر در برابر سختيها، پاداشي بس عظيم دارد. (16)

از چمن تا انجمن جوش بهار زينب است
گر شهادت گل كند عطر مزار زينب است
زيور انس و محبت زينب خُلق و وفا
زن، طلا باشد اگر در وي عيار زينب است

 


 


پی نوشت:

1) فروغ تابان كوثر، ص 74؛ السيدة زينب عليها السلام، ص 98.
2) بحار الانوار، محمد باقر مجلسي، ج 45، ص 108.
3) امام حسين عليه السلام و ايران، ص 476؛ حضرت زينب كبري عليها السلام، عماد زاده، نشر محمّد، ص 175.
4) زندگاني حضرت زنيب عليها السلام، صص 40 - 45.
5) همان، ص 125.
6) داستانهايي از حضرت زينب عليها السلام، ص 14؛ حضرت زينب عليها السلام، امير حسين علي قلي، ص 13.
7) رياحين الشريعة، ج 3، به نقل از: سيره عملي حضرت زينب عليها السلام، ص 14.
8) الخصائص الزينبيّة، ص 278.
9) زندگاني حضرت زينب عليها السلام، ص 74؛ تذكرة الشهداء، ص 156.
10) نهج البلاغة، نامه 47.
11) زندگاني حضرت زينب عليها السلام، صص 19 - 20؛ زندگاني چهارده معصوم عليهم السلام، ص 371.
12) زندگاني حضرت زينب عليها السلام، ص 252.
13) الخصائص الزينبية، ص 294.
14) ر. ك: حضرت زينب عليها السلام پيام رسان شهيدان كربلا، صص، 28 - 29؛ فضايل و مصايب زينب عليها السلام، ص 44.
15) زينب عليها السلام بانوي قهرمان كربلا، دكتر بنت الشاطي، ص 9.
16) ر. ك: رسالتي از خون و پيام، ص 180.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره91.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٢٤ ارديبهشت ١٣٩٣ / شماره خبر : ٨٧٠١٣ / تعداد بازدید : 1816/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج