شنبه ٠٥ فروردين ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلي > تحقیقات،مقالات > تاریخ > خاندان و اصحاب اهل بيت عليهم السلام 


على اكبر مهدى پور

شناسنامه قم‏

امام هادى عليه ‏السلام در مورد وجه تسميه قم فرمودند: «اِنَّمْا سُمِّيَتْ قُمْ بِهِ، لاَِنَّهُ لَمَّا وَصَلَتِ السَّفينَةُ اِلَيْها فى‏ طُوْفانِ نُوحٍ‏ عليه‏ السلام قامَتْ؛ قم را از اين جهت «قم» ناميدند كه چون كشتى حضرت نوح ‏عليه‏ السلام در طوفان به اين سرزمين رسيد، برخاست.»

ويژگيهاى شخصيّت بزرگوارى كه به شهر قم

هويّت داده به شرح زير است:
نام نامى اش: فاطمه
لقب گرامى اش: معصومه
پدر بزرگوارش: حضرت موسى بن جعفرعليهماالسلام
مادر گرامى اش: نجمه خاتون عليهاالسلام
تاريخ تولدش: غرّه ذيقعدة الحرام 173 ق.
تاريخ ورودش به قم: 23 ربيع المولود 201 ق.
تاريخ ارتحالش: دهم ربيع الثانى 201 ق.

سيماى قم در آيينه روايات
امام هادى عليه السلام در مورد وجه تسميه قم فرمودند: اِنَّمْا سُمِّيَتْ قُمْ بِهِ، لاَِنَّهُ لَمَّا وَصَلَتِ السَّفينَةُ اِلَيْها فى طُوْفانِ نُوحٍ عليه السلام قامَتْ؛(1) قم را از اين جهت قم» ناميدند كه چون كشتى حضرت نوح عليه السلام در طوفان به اين سرزمين رسيد، برخاست.»
امام صادق عليه السلام در مورد علّت نام گذارى قم فرمودند: إِنَّما سُمِّيَتْ قُمْ، لِأَنَّ أَهْلَها يَجْتَمِعُونَ مَعَ قائِمِ آلِ مُحَمَّدٍعليهم السلام وَيَقُومُونَ مَعَهُ، وَيَسْتَقِيمُونَ عَلَيْهِ وَيَنْصُرُونَهُ؛ قم را از اين جهت قم» ناميدند كه اهل آن در اطراف قائم آل محمدعليه السلام گرد مى آيند و در ركاب او قيام مى كنند و در يارى او استقامت مى ورزند.» (2)
همچنين نقل شده است كه: در شب معراج قطعه اى از كره زمين توجّه رسول اكرم صلى الله عليه وآله را جلب كرد، به جبرئيل فرمود: اينجا كجاست؟ عرضه داشت: بُقْعَةُ شِيعَتِكَ وَشِيعَةِ وَصِيِّكَ عَلِىٍّ؛ [اينجا] جايگاه شيعيان تو و شيعيان وصى ات على عليه السلام است.» (3)
و نقل شده كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در شب معراج گنبد بسيار زيبايى را در آسمان چهارم مشاهده فرمود، از جبرئيل پرسيد كه اين گنبد چيست؟ عرضه داشت: اين تصوير شهر قم مى باشد. (4)
در حديث ديگرى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله از پيشى گرفتن قم به پذيرش ولايت امير مؤمنان عليه السلام سخن گفته است. (5)
امير مؤمنان، على عليه السلام بر اهل قم درود فرستاده، دعاى خير نموده، آنها را به عنوان: اهل ركوع، خشوع، سجود، تهجّد و روزه دارى معرّفى كرده، مى فرمايد: هُمُ الْفُقَهاءُ، الْعُلَماءُ، الْفُهَماءُ؛ آنان فقيهان، دانشوران و فرهيختگانند.» (6)
مولاى متقيان در حديث ديگرى مى فرمايند: تِلْكَ الْبَلْدَةُ الَّتِى يَخْرُجُ مِنْها اَنْصارُ خَيْرِ النَّاسِ اَباً وَاُمّاً وَجَدّاً وَجَدَّةً وَعَمّاً وَعَمّةً، تِلْكَ الَّتِى تُسَمَّى الزَّهْراءُ» بِها مَوْضِعُ قَدَمِ جَبْرَئِيلَ؛ آن همان شهرى است كه ياوران بهترين مردمان از جهت پدر، مادر، جدّ، جدّه، عمو و عمّه، از آن بيرون مى آيند، و آن همان شهرى است كه زهرا» ناميده مى شود و در آن جاى پاى جبرئيل است.»
و در پايان فرمود:
وَمِنْ ذلِكَ الْمَوْضِعِ يَخْرُجُ كَبْشُ اِبْراهِيمَ وَعَصا مُوسى وَخاتَمُ سُلَيْمانَ؛ قوچ حضرت ابراهيم، عصاى حضرت موسى و انگشترى حضرت سليمان از همان نقطه بيرون مى آيد.» (7)
و در حديث طولانى خروج سيد حسنى و ورودش به قم را تشريح مى فرمايد. (8) و در حديث طولانى ديگرى، از نصب رايت حضرت مهدى عليه السلام بر كوه سپيد قم در نزديكى دهى كهن كه جمكران» نام دارد و خروج آن حضرت از زير يكى از مناره هاى مسجد جمكران به تفصيل خبر داده است. (9)
رئيس مذهب، امام جعفر صادق عليه السلام دهها حديث پيرامون قم بيان فرموده كه به برخى از آنها فقط اشاره مى كنيم:
1. تُرْبَةُ قُمْ مُقَدَّسَةٌ؛ خاك قم مقدّس است.» (10)
2. أَهْلُ قُمْ اَنْصارُنا؛ اهل قم ياوران ما هستند.» (11)
3. فَاِنَّها مَأْوَى الْفاطِمِيِّينَ؛ قم جايگاه فاطميان است.» (12)
4. اِنَّ لَعَلى قُمْ مَلَكاً يُرَفْرِفُ عَلَيْها بِجَناحَيْهِ؛ فرشته اى به حراست قم موكّل است كه هر دو بالش را بر فراز قم مى گستراند.» (13)
5. قُمْ بَلَدُنا وَبَلَدُ شِيعَتِنا، مُطَهَّرَةٌ مُقَدَّسَةٌ؛ قم شهر ما و شهر شيعيان ماست كه پاك و پاكيزه است.» (14)
6. أَلا اِنَّ حَرَمِى وَحَرَمَ وُلْدِى مِنْ بَعْدِى قُمْ؛ آگاه باشيد كه حرم من و حرم فزندانم پس از من قم مى باشد.» (15)
7. فِى قُمْ شِيعَتُنا وَمَوالِينا وَتَكْثُرُ فِيها الْعِمارَةُ؛ دوستان و شيعيان ما در قم هستند، عمارت [و ساختمان ] در آن فراوان شود.» (16)
8. ثُمَّ يَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ يُقالُ لَها: قُمْ» وَتَصِيرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ... فَيَفِيضُ الْعِلْمُ مِنْها اِلى سائِرِ الْبُلْدانِ؛ آنگاه علم در شهرى به نام قم پديدار گردد كه مركز دانش و فضيلت شود... پس دانش از آنجا به تمام سرزمينها سرازير شود.» (17)
9. وَاحْتَجَّ بِبَلْدَةِ قُمْ عَلى سائِرِ الْبِلادِ؛ [خداوند] به وسيله قم بر همه شهرها احتجاج نمود.» (18)
10. لَوْلا الْقُمِّيُّونَ لَضاعَ الدِّينُ؛ اگر قميها نبودند، دين تباه مى شد.» (19)
حضرت موسى بن جعفر عليه السلام درباره قم فرمود: قُمْ عُشُّ آلِ مُحَمَّدٍ وَمَأْوى شِيعَتِهِمْ؛ قم آشيانه آل محمّد و پناهگاه شيعيان آنهاست.» (20)
و در باره مردم آن فرمود: خَمَّرَ اللَّهُ تَعالَى وِلايَتَنا فِى طِينَتِهِمْ؛ خداوند ولايت ما را با آب و گل آنها آميخته است.» (21)
به هنگام ميلاد مسعود حضرت بقية اللَّه ارواحنا فداه، امام حسن عسكرى عليه السلام به احمد بن اسحاق نامه مى نويسد تا اهالى قم از ولادت آن حضرت مطّلع شوند و خبر تولّد آن حضرت در ميان آنها شهرت پيدا كند. (22)
و در نامه ديگرى مى نويسد: همواره دلهاى ما به نيك انديشى شما مطمئن بود، رشته اتّصالى كه بين ما و شما ريشه دوانيده، مستحكم بود. (23)

پيشينه قم
قدمت شهر قم را برخى از مورّخان بسيار زياد دانسته، بناى آن را به تهمورث» سوّمين پادشاه پيشدادى نسبت داده اند. (24) در مقابل، برخى از مورّخان آن را يك شهر تازه ساز و از آثار قرن اوّل هجرى مى دانند.
قديمى ترين منبعى كه قم را از شهرهاى مستحدث اسلامى دانسته، سفر نامه منسوب به ابى دلف» مى باشد. (25) ياقوت نيز اين نظر را برگزيده و با قاطعيّت قم را يك شهر مستحدث اسلامى معرّفى كرده است. (26) از بررسى اسناد و منابع استفاده مى شود كه در قرن دوم هجرى نام قم» به اين سرزمين اطلاق مى شد و در عصر ساسانى سرزمينى به نام قم» نبوده است.
در دوران باستان اين سرزمين را براوستان» مى گفتند و حوزه رستاقى آن را كميدان» و مركز رستاق را كم» مى خواندند. از آثار به دست آمده ثابت مى شود كه قبل از اسلام شهر معتبرى به نام: كُم» در بيست كيلومترى شهر فعلى قم وجود داشته است. (27)


گستره تشيّع در قم
با ورود اشعريان به قم در سال 94 ق. تشيّع در اين شهر رواج يافت و هنگامى كه قدرت را به دست گرفتند، پايه هاى تشيّع را در آن استحكام بخشيدند، تا جايى كه ياقوت مى نويسد: نخستين كسى كه از اشعريان وارد قم شد عبدالله بن سعد»است، او را پسرى بود كه در كوفه تربيت شده بود، هنگامى كه از كوفه به قم مهاجرت نمود، تشيّع را به اين سرزمين به ارمغان آورد، حتّى يك نفر سنّى در اين شهر يافت نمى شود. (28)
اشعريها از اعراب قحطانى مقيم يمن بودند و بزرگ آنها مالك بن عامر از شيعيان خالص امير مؤمنان عليه السلام بود. مالك دو پسر به نامهاى: سعد و سائب داشت، سائب به همراه مختار ثقفى قيام كرد، از قاتلان كربلا انتقام گرفت و سرانجام به همراه مختار كشته شد.
فرزندان سعد به نامهاى: احوص» و عبدالله» در كنار امير سيستان با حجّاج بن يوسف جنگيدند و چون شكست خوردند به سوى قم عزيمت كردند. ورود ايشان به قم روز اوّل فروردين، مصادف با نوروز باستانى، به سال 94 هجرى اتّفاق افتاد. (29)
به هنگام خروج زيد بن على عليه السلام در كوفه، احوص با وى خروج كرد و زيد بن على او را امير لشكر خود گردانيد. (30)
اشعريان در آبادانى شهر قم تلاش فراوان كردند و مردم قم را مردمانى سلحشور و ظلم ستيز پرورش دادند. از سال 132 ق. از دادن خراج به خلفاى دوران امتناع كردند و از آن تاريخ، شهر قم به صورت يك سرزمين نيمه مختار درآمد.
پس از تشريف فرمايى حضرت معصومه عليهاالسلام، قم رونق به سزايى پيدا كرد و پناهگاه مطمئنّى براى دوستان اهل بيت و شيعيان شد، ولى با كمال تأسّف در حمله مغول به صورت تلّى از خاك درآمد.
پس از حمله مغول، سلطان محمد خدا بنده به باز سازى آن همّت گماشت، ولى اين بار شهر قم در مجاورت حرم مطهّر حضرت معصومه عليهاالسلام ساخته شد و شهر جديد، حرم مطهّر را چون نگينى درخشان در ميان گرفت.
شجاعت، صداقت، اخلاص و هشيارى اشعريان موجب شد كه شهر قم همانند يك كشور مستقل، در دوران خفقان اموى و عباسى اداره شود. اهل قم عقايد خود را بدون تقيّه ابراز مى كردند، اخبار و احاديث اهل بيت را نشر مى دادند، و آواى روح بخش شهادت به ولايت مولاى متّقيان را بر فراز گلدسته ها به طور علنى طنين انداز مى كردند.
اشعريان مكتب اماميّه را در قم پى ريزى كردند، فقه شيعه را به طور رسمى تدريس نمودند، و مشعل نور افشان تشيّع را در ساير بلاد اسلامى پرتو افكن ساختند.
پرورش يافتگان اين مكتب، حكومتهاى مستقل كوچكى در طبرستان، ديلمان، قزوين و زنجان به وجود آوردند كه دامنه نفوذشان تا نيشابور گسترش يافت. (31) با گسترش حوزه علمى شيعه در اين سامان، به سال 189 ق، قم رسماً از اصفهان جدا شد، و نماز جمعه، عيدين و ديگر مراسم مذهبى، دقيقاً بر مبناى آيين تشيّع برگزار مى شد.
تشريف فرمايى حضرت معصومه عليهاالسلام به قم
حدود نيم قرن پيش از تولّد حضرت معصومه عليهاالسلام، رئيس مذهب جعفرى، حضرت امام صادق عليه السلام از خاكسپارى آن حضرت در شهر قم خبر داده، مى فرمايد: تُقْبَضُ فِيها اِمْرَأَةٌ هِىَ مِنْ وُلْدِى، وَاسْمُها فاطِمَةُ بِنْتُ مُوسى ، تَدْخُلُ بِشَفاعِتِها شِيعَتُنا الْجَنَّةَ بِاَجْمَعِهِمْ؛ بانويى از تبار من به نام فاطمه دخت موسى در آن شهر قبض روح مى گردد [و به خاك سپرده مى شود] كه همه شيعيان ما با شفاعت او داخل بهشت مى شوند.» (32)
حضرت على بن موسى الرضاعليهماالسلام پس از استقرار در مرو، نامه اى نوشته، به تنها خواهر تنى اش حضرت معصومه عليهاالسلام ارسال مى دارد كه به مجرّد وصول نامه، رخت سفر بر بسته، به سوى خراسان حركت كند. (33)
حضرت معصومه عليهاالسلام به مجرّد وصول نامه به همراه پنج تن از برادران و شمارى از برادر زادگان و تنى چند از غلامان و كنيزان مهيّاى سفر شده، به سوى خراسان عزيمت نمود.
مأمون به واليان خود دستور داده بود كه با علويان و سادات مهاجر به سوى خراسان به شدّت برخورد كنند. از اين رهگذر والى ساوه با اين مجموعه كه در محضر حضرت معصومه عازم خراسان بودند درگير شده، همه همراهان حضرت را به خاك و خون كشيد.
حضرت معصومه با ديدن پيكرهاى غرقه به خون 23 تن از عزيزان خود به شدّت محزون شد و به بيمارى جانكاهى مبتلا گرديد. (34) شيعيان قم از اين حادثه دلخراش مطلع شده، به سوى ساوه عزيمت نمودند، و حضرت معصومه عليهاالسلام را به شهر قم دعوت كردند.
موسى بن خزرج، بزرگ اشعريها، شخصاً زمام ناقه را به دوش كشيد و حضرت معصومه عليهاالسلام در ميان استقبال پر شور مردم قم وارد اين سرزمين شده، و در محلى كه امروز ميدان مير» ناميده مى شود، اقامت گزيد. اقامت آن حضرت در قم فقط 17 روز طول كشيد و محراب عبادتش در طول تاريخ به عنوان: بيت النّور» شهرت يافت كه تاكنون زيارتگاه خاص و عام مى باشد. حضرت معصومه عليهاالسلام سرانجام پيش از ديدار برادر بزرگوارش، در روز دهم ربيع الثانى 201 ق. در ديار غربت، و در ميان آه و اندوه فراوان رحلت نمود و شيعيان قم را در سوگ خود داغدار ساخت. (35)
جلوه هاى وجودى حضرت معصومه عليهاالسلام
در دوران خفقان هارونى نَفَسها در سينه ها حبس بود، تنها نقطه اى كه كانون مبارزه با زر و زور و تزوير هارون الرشيد به شمار مى رفت، دودمان امامت بود. در ايّام زندانى بودن حضرت موسى بن جعفرعليهماالسلام همگان نگران سلامتى امام رضاعليه السلام بودند و عرضه مى داشتند: از شمشير هارون خون مى چكد و نام شما همواره بر سرِ زبانهاست.
امام رضاعليه السلام مى فرمود: اگر هارون بتواند تار مويى از سر من كم كند، بدانيد كه من امام نيستم. (36) هيچ خطرى از وى متوجّه من نمى شود. (37) نه، هرگز چنين قدرتى ندارند. (38)
در يك چنين مكتبى حضرت معصومه عليهاالسلام با پشتگرمى حضرت رضا عليه السلام به تربيت برادران، خواهران، برادر زادگان، كنيزان و ديگر افراد مرتبط با خاندان امامت پرداخت.
با توجه به اينكه حضرت معصومه 18 برادر و 18 خواهر داشت، شمار ديگر افراد مرتبط با اين خاندان، كه همگى در تحت تربيت حضرت معصومه عليهاالسلام بودند، تا حدّى روشن مى شود.
مهم ترين دغدغه حضرت معصومه عليهاالسلام در تربيت اين افراد دو چيز بود:
1. پايدارى و استقامت آن مجموعه در اعتقاد راستين و عدم لغزش و انحراف آنها و نگهدارى آنان از سقوط در دامهاى دزدان عقيده، كه به ويژه در دوران زندانى بودن امام كاظم عليه السلام از زرق و برق خاصى برخوردار بوند.
2. حفاظت و حراست آنها از تمايل به رژيم حاكم و شكار شدنشان به دست عمّال هارون به شكلهاى مختلف و شگردهاى گوناگون.
اين نقش مهم حضرت معصومه عليهاالسلام در اين دو عرصه، او را از همه برادران و خواهران ممتاز كرده و به جايگاهى رسيد كه حضرت رضاعليه السلام در حق او مى فرمايد: مَنْ زارَ الْمَعْصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زارَنِى؛ هر كس حضرت معصومه را در قم زيارت كند، همانند كسى است كه مرا زيارت كرده باشد.» (39) در اثر اين موضع گيريها و ظلم ستيزيهاست كه همه فرزندان امام كاظم عليه السلام از خانه و كاشانه خود مهاجرت نموده، در اقطار و اكناف جهان به نور افشانى و روشنگرى پرداخته و غالباً با زهر جفا و يا تيغ اعداء به شهادت رسيده اند و اينك گنبد و بارگاه حرم باصفايشان چون مشعلى فروزان فرا راه شيعيان شيفته و ارادتمندان دلباخته شان، راه درست و مؤثّر ظلم ستيزى را مى آموزد.
نقش امامان در شكل گيرى حوزه علميه قم
امامان معصوم عليهم السلام از راههاى مختلف، شيعيان را براى عزيمت به قم، سكونت در قم و تجمّع در اين سرزمين فرا خوانده اند:
1. بيان فضيلت زيارت حضرت معصومه عليهاالسلام
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: مَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ؛(40) هر كس او را زيارت كند؛ بهشت بر او واجب مى شود.»
امام رضاعليه السلام مى فرمايد: مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّةُ؛(41) هر كس او را زيارت كند، بهشت از آنِ اوست.» و مى فرمايد: مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُ الْجَنَّةُ؛(42) هر كس او را زيارت كند در حالى كه به حق اوعارف باشد، بهشت از آنِ اوست.»
امام جوادعليه السلام در اين رابطه فرمود: مَنْ زارَ قَبْرَ عَمِّى بِقُمْ فَلَهُ الْجَنَّةُ؛(43) هر كس قبر عمّه ام را در قم زيارت كند، بهشت از آنِ اوست.»


2. بيان قداست و فضيلت سرزمين قم
در همين گفتار احاديثى به اين مضمون آورديم كه: تربت قم مقدّس است، قم حرم اهل بيت است، قم جايگاه شيعيان است، قم جايگاه فاطميان است، قم آشيانه آل محمد است، فرشته اى بالهايش را بر فراز شهر قم گسترده است و... . (44)
3. بيان فضيلت اهالى قم
و در همين مقال احاديثى به اين مضمون آورديم كه: خوشا به حال اهل قم، كه آنها فقيهان، دانشوران، فرهيختگان، شيعيان اهل بيت، ياوران حضرت مهدى عليه السلام و... مى باشند و محبّت و ولايت اهل بيت با خاك و گل آنها آميخته است. (45)
4. تشويق به اقامت در شهر قم
امام صادق عليه السلام فرمود: اِذا عَمَّتِ الْبُلْدانَ الْفِتَنُ فَعَلَيْكُمْ بِقُمْ وَ حَواليها وَ نَواحيها؛(46) هنگامى كه همه شهرها را فتنه ها فرا گرفت، بر شما باد به قم و اطراف آن.»
در حديث ديگرى فرمود: وَنِعْمَ الْمَوْضِعُ قُمْ لِلْخائِفِ الطَّائِفِ؛ قم چه پناهگاه خوبى است، براى افراد وحشت زده و دور از وطن.» (47)
5. نويد روزگاران خوش
امام صادق عليه السلام در فرازى از يك حديث طولانى مى فرمايد: وَتَكْثُرُ فِيهَا الْعِمارَةُ، وَيَقْصُدُهَا النَّاسُ، وَيَجْتَمِعُونَ فِيها؛ عمارت [و ساختمان ] در قم بسيار شود، مردم [از همه جا] به سوى قم روى آورند و در آنجا تجمّع كنند.» (48)
امام صادق عليه السلام در حديث ديگرى فرمود: به زودى دانش از كوفه برچيده شود... در شهرى به نام قم» آشكار گردد، آنجا مركز دانش و فضيلت گردد، ديگر يك نفر جاهل و مستضعف در دين باقى نمى ماند، حتّى بانوان پرده نشين، و آن در نزديكى ظهور قائم ما مى باشد... در آن ايّام به سرتاسر جهان، دانش از قم سرازير مى شود و حجت بر همگان تمام شود.» (49)
اين حديث شريف امروز جامه عمل پوشيده و قم جايگاه خودش را در مراكز علمى جهان پيدا كرده و معارف اهل بيت به همه نقاط جهان به وسيله رسانه هاى گروهى، شبكه ها، ماهواره ها، كتابها، سى ديها، روزنامه ها، مجله ها و ديگر وسائل ارتباط جمعى از قم سرازير مى شود.
هم اكنون از بيش از يكصد كشور در قم طلبه داريم كه پس از اتمام تحصيلات به كشور خود باز گشته، معارف اهل بيت را به اقصى نقاط عالم مى رسانند و انوار درخشان اهل بيت را در كشورهاى خود منعكس مى كنند.
و اين گوشه اى از جلوه هاى وجودى حضرت معصومه عليهاالسلام است كه شناسنامه قم، راز و رمز قداست اين شهر، پناهگاه مستضعفان جهان، تجليگاه قبر گمشده حضرت فاطمه عليهاالسلام، محور تجمّع ياوران حضرت ولى عصرعليه السلام در آستانه ظهور آن يكتا ذخيره خدا در روى زمين مى باشد.

 


پی نوشت :

1) تاريخ قم، حسن بن محمد بن حسن، ترجمه حسن بن على بن حسن، تحقيق سيّد جلال الدّين تهرانى، تهران، انتشارات توس، 1361 ش. ص 96. كتاب تاريخ قم» تأليف حسن بن محمد بن حسن شيبانى قمى، معاصر شيخ صدوق دقيق ترين، كهن ترين و جامع ترين كتاب در تاريخ قم مى باشد. مؤلّف، آن را به سال 378 ق. به زبان عربى براى صاحب بن عبّاد (385 ق) در بيست باب نوشته است. (تهرانى، نوابغ الرّواة، ص 99). تاج الدّين حسن بن على بن حسن قمى نيز آن را در سالهاى 805 - 806 ق. به فارسى برگردانده است. متن عربى آن در كشاكش روزگار از بين رفته، فقط هشت باب آن به دست ميرزا حسين نورى رسيده است. (نورى، مستدرك الوسائل، ج 19، ص 366) ولى اينك فقط به پنج باب از آن دسترسى داريم. نسخه هاى دستنويس فراوانى از آن در كتابخانه هاى: 1. آستانه حضرت معصومه عليهاالسلام؛ 2. مرعشى قم؛ 3. سپهسالار؛ 4. ملك؛ 5. دانشكده ادبيات؛ 6. مركزى دانشگاه تهران؛ 7. ملى تهران موجود است، كه قديمى ترين آنها در 218 برگ، به تاريخ كتابت 837 ق. به شماره 2472 در كتابخانه ملى ايران نگهدارى مى شود. نخستين چاپ آن با تحقيقات مرحوم سيد جلال الدين تهرانى (1272 - 1364 ش.) به سال 1353 ق. در 347 صفحه وزيرى در تهران به طبع رسيده و آخرين چاپ آن با تحقيقات محمدرضا انصارى قمى در 1069 صفحه وزيرى به سال 1385 ش. از سوى كتابخانه آية اللَّه مرعشى در قم منتشر شده است. ابن طباطبا در كتاب مستقلة الطالبيّة» در قرن پنجم از متن عربى آن بهره جسته و علامه مجلسى بيش از چهل حديث از ترجمه فارسى آن در كتاب بحار الانوار (جلد 60) روايت كرده و در جلد اول بر معتبر بودن آن تأكيد كرده است. افندى در رياض العلما، ج 1، ص 318، محدث نورى در خاتمه مستدرك، ج 19، ص 365، سيدمحسن امين در اعيان، ج 5، ص 246، تهرانى در مصفى المقال، ص 130 و الذريعه، ج 3، ص 278، از اعتبار كتاب و شخصيت مؤلف آن سخن گفته اند. نگارنده مكرّر از آية اللَّه شبيرى زنجانى شنيده است كه از جايگاه رفيع اين كتاب و اعتبار ويژه آن سخن گفته است. شاگرد مرحوم بحرالعلوم و فرزند وحيد بهبهانى از اصل عربى آن، مطالب را نقل كرده و مرحوم شيخ بزرگ فرموده: اگر چه اصل آن به دست علامه مجلسى نرسيده، ولى بودنش در عصر ما بعيد نيست. (تهرانى،الذريعه، ج 3، ص 278).
2) همان، ص 100.
3) علل الشرايع، شيخ صدوق، ابو جعفر محمد بن على بن حسين بن بابويه، تحقيق سيد محمدصادق بحر العلوم، نجف اشرف، مطبعة حيدرية، 1385 ق، ص 572، باب 373.
4) الاختصاص، شيخ مفيد، ابو عبد اللّه محمد بن محمد بن نعمان، تحقيق على اكبر غفّارى، چاپ قم، جامعه مدرّسين، بى تا، ص 101.
5) تاريخ قم، ص 94.
6) مجالس المؤمنين، قاضى نور اللّه شوشترى، تحقيق سيد احمد عبد منافى، تهران، چاپ سوم، 1365 ش، اسلاميه، ج، ص 83.
7) تاريخ قم، ص 90.
8) همان، ص 98.
9) انوار المشعشعين، شيخ محمدعلى كچوئى قمى، تحقيق محمدرضا انصارى، قم، انتشارات كتابخانه آية الله مرعشى، 1381 ش، ج 1، ص 454.
10) تاريخ قم، 93.
11) همان، ص 98.
12) همان.
13) همان.
14) سفينة البحار، شيخ عباس قمى، چاپ قم، انتشارات اسوه، 1414 ق، ج 7، ص 359.
15) بحار الانوار، علامه مجلسى، چاپ تهران، آخوندى، 1386 ق، ج 60، ص 228.
16) تاريخ قم، ص 99.
17) همان، ص 95.
18) همان.
19) بحار الانوار، ج 60، ص 217.
20) تاريخ قم، ص 98.
21) همان، ص 100.
22) كمال الدين، شيخ صدوق، محمد بن على بن بابويه، تحقيق على اكبر غفارى، قم، جامعه مدرّسين، 1405 ق، ج 2، ص 434، باب 42، ح 16.
23) ابن شهرآشوب، مناقب آل ابى طالب، تحقيق دكتر يوسف بقاعى، بيروت، دار الأضواء، چاپ دوم، 1412 ق، ج 4، ص 458.
24) نزهة القلوب، حمد اللّه مستوفى، چاپ اروپا، 1913 م، ص 67.
25) نسخه خطّى آن در كتابخانه آستان قدس رضوى موجود است.
26) معجم البلدان، ياقوت حموى، ابو عبد اللّه شهاب الدين ياقوت بن عبد اللّه رومى بغدادى، تحقيق: وستنفيلد آلمانى، بيروت، دار احياء التراث العربى، 1399 ق، ج 4، ص 397.
27) بارگاه معصومه، بيژن سعادت، چاپ فلورانس - ايتاليا - 1977 قم، ج 1، ص 4.
28) معجم البلدان، ج 4، ص 398.
29) تاريخ قم، ص 242.
30) همان، ص 245.
31) گنجينه آثار قم، عباس فيض، قم، مهر استوار، 1349 ش، ج 1،ص 90.
32) النّقض، عبد الجليل قزوينى رازى، تحقيق محدّث ارموى، تهران، انجمن آثار ملّى 1358 ش، ص 196.
33) من لا يحضره الخطيب، سيد داخل بن سيد حسين، بيروت، 1412 ق، ج 4، ص 461.
34) رياض الانساب، ميرزا محمدخان ملك الكتّاب، تحقيق مظاهر حبيب پور، بمبئى، 1335 ق، ص 201.
35) براى تحقيق بيش تر در تاريخ تولّد و ارتحال آن حضرت مراجعه شود به: زندگانى كريمه اهل بيت، از نگارنده سطور، قم، نشر حاذق، چاپ دوم، 1384 ش، ص 79 - 86.
36) روضه كافى، كلينى، تحقيق على اكبر غفّارى، بيروت، دار الاضواء، چاپ سوم، 1405 ق، ص 214، ح 371.
37) اثبات الوصيّة، مسعودى، نجف اشرف، مرتضويّة، 1374 ق، ص 174.
38) عيون الاخبار، شيخ صدوق، ابو جعفر محمد بن على بن بابويه، تحقيق سيد محمدمهدى خراسانى، نجف اشرف، مطبعة حيدرية، 1390 ق، ج، ص 228، باب 49، ح 3.
39) ناسخ التواريخ، ميرزا محمدتقى خان سپهر، جلد امام كاظم عليه السلام، چاپ سنگى، به اهتمام سيد سعيد طباطبائى، مطبعه علمى، 1366 ق، ج 3، ص 68.
40) تاريخ قم، ص 214.
41) عيون أخبار الرضا، ج 2، ص 271، باب 67، ح 1.
42) بحار الانوار، ج 102، ص 265.
43) كامل الزيارات، ابن قولويه، ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه، تحقيق علّامه امينى، نجف اشرف، مرتضويه، 1356 ق، ص 324، باب 106، ح 2.
44) منابع اين احاديث را در همين مقاله آورديم، علاقمندان جهت تحقيق بيش تر به كتاب: زندگانى كريمه اهل بيت، از نگارنده سطور، ص 167 - 184 مراجعه فرمايند.
45) به منابع احاديث در همين مقال مراجعه فرماييد.
46) تاريخ قم، ص 97.
47) بحار الانوار، ج 60، ص 214.
48) تاريخ قم، ص 99.
49) بحار الانوار، ج 60، ص 213.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 102.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٢٥ اسفند ١٣٨٩ / شماره خبر : ٨٠٩٧٩ / تعداد بازدید : 4166/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج