پنج شنبه ٢٤ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین > حضرت زهرا علیها السلام 
ماهنامه مبلغان


عباس کمساری

نگاهی به خطبه فدکیه

با نگرشي به تاريخ در مي يابيم، عمده ترين مشكل مسلمين اين بوده كه نسبت به شخصيت معنوي و ملكوتي پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله شناختي بسيار سطحي داشته اند...

مقدمه:
در شماره گذشته، (مبلّغان 139) اشاراتي به «خطبه فدكيه» بانوي بزرگ اسلام، حضرت صديقه كبرا علیها السلام داشته و مطالبي را متذكر شديم. اين گفتار به جهت دارا بودن معارف ناب، نكته هاي ژرف و آموزه هاي فراواني كه در خود جاي داده است، مي تواند چراغ راهي براي رهپويان راه آن حضرت و شناخت معارف ديني باشد. از اينرو بنا را بر اين گذاشتيم كه فرازهايي از آن را در هفت بخش برشماريم كه در شماره گذشته به يك محور كه مباحثي حول مسئله توحيد، صفات پروردگار، هدف آفرينش و شكر الهي بود، اشاراتي شد. در اين مقاله اختصاراً به بخش ديگري از اين خطبه شريفه اشاره خواهد شد.
اين بخش شامل مباحثي همچون مسئله نبوت، مقام پيامبر صلی الله علیه وآله، اهداف بعثت، سيماي دوران جاهليت و نقش پيامبر صلی الله علیه وآله در تغيير اعتقادات جاهلي است.
حضرت فاطمه علیها السلام در فرازي از خطبه مي فرمايد:
«وَ أَشْهَدُ أَنَّ أَبِي مُحَمَّداً صلی الله علیه وآله عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اخْتَارَهُ وَ انْتَجَبَهُ قَبْلَ أَنْ أَرْسَلَهُ؛ (1) و گواهي مي دهم كه پدرم محمد بنده و رسول خداوند است كه خدا او را انتخاب كرد و برگزيد قبل از اينكه او را رسول قرار دهد.»
در اين قطعه از گفتار، حضرت صديقه اطهر علیها السلام درباره جوانب شخصيت بي بديل و الهي پدر بزرگوارش سخن مي گويد، و او را آن چنانكه شايسته است، در جمع مخاطبان خود مي ستايد. با تأمل در كلام نوراني حضرت در مي يابيم كه ايشان در اين فرازها از اثبات مسئله نبوت سخني مطرح نمي كند و فقط به بيان بعضي از اوصاف شخصيتي خاتم پيامبران صلی الله علیه وآله اكتفا مي نمايد؛ زيرا او در جمع مردماني سخن مي گويد كه آيين اسلام و نبوت حضرت محمد صلی الله علیه وآله را پذيرفته اند و به آن اقرار دارند، اگر چه برخي راه نفاق را پيش گرفته و در صف مسلمانان خزيده اند.
با نگرشي به تاريخ در مي يابيم، عمده ترين مشكل مسلمين ـ خاصه در آن عصر ـ اين بوده كه نسبت به شخصيت معنوي و ملكوتي پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله شناختي بسيار سطحي داشته اند، به همين جهت صديقه كبرا علیها السلام پيش از پرداختن به فلسفه بعثت، به ترسيم شخصيت معنوي پيامبر صلی الله علیه وآله مي پردازد و اوصاف ملكوتي آن حضرت را برمي شمارد، كه در اين مقاله به بعضی از آنها اشاره مي شود.

اوصاف پيامبر صلی الله علیه وآله:
1. عبوديت
تنها راه تقرّب به خدا، اظهار بندگي است، حضرت در اين باب مي فرمايد: «وَاَشْهَدُ اَنَّ اَبِي مُحَمَّداً صلی الله علیه وآله عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ؛ گواهي مي دهم كه پدرم، محمد صلی الله علیه وآله بنده خدا و فرستاده اوست.»
بندگي، تنها رابطه آدمي با خداوند و يگانه راه تقرّب به معبود است. همواره در مقام برشمردن مقامات گوناگون پيامبران و اولياي الهي، پيش از هر چيز، سخن از حقي

قت «عبوديت» و بندگي آنان است.
امام خميني رحمه الله در مقام عبوديت مي فرمايد: «از تقدم مقام «عبوديت» بر «رسالت» متنبّه شود كه قدمِ عبوديت، مقدمه همه مقامات سالكين است و رسالت، شعبه عبوديت است.» (2)
قرآن كريم در ضمن آياتي به مسئله عبوديت اشاره دارد و بندگي را سكوي تعالي بشر مي داند، از جمله آنها مي فرمايد: «سُبْحانَ الَّذي أَسْرى بِعَبْدِهِ »؛ «منزه است آن خدايي كه بنده اش را شبانگاه سير داد.»
در مقام نزول وحي و دريافت پيام الهي مي فرمايد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ »؛ (3) «ستايش خدايي را كه اين كتاب آسماني را بر بنده و عبد خود فرو فرستاد.»
«تَبارَكَ الَّذي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِه »؛ (4) «بزرگ و خجسته است خدايي كه بر بنده خود فرقان ـ جداسازنده حق از باطل ـ را نازل كرد.»
در تشهد نماز، پيش از شهادت به رسالت پيامبر صلی الله علیه وآله بندگي آن حضرت مورد توجه قرار گرفته است. اينكه بندگي رسول خدا صلی الله علیه وآله بر رسالتش مقدم شده، براي اين است كه تمام كمالات در اولياي خداوند ريشه در عبوديت آنان دارد.
امام صادق علیه السلام مي فرمايد:
«اَلْعُبُودِيَّةُ جَوْهَرَۀٌ كُنْهُهَا الرَّبُوبِيَّةُ فَمَا فُقِدَ مِنَ الْعُبُودِيَّةِ وُجِدَ فِي الرُّبُوبِيَّةِ وَ مَا خَفِيَ مِنَ الرُّبُوبِيَّةِ أَصِيبَ فِي الْعُبُودِيَّةِ؛ (5) بندگي گوهري است كه باطن و حقيقت آن، ربوبيت است، پس هرچه از بندگي بدست نيامده باشد، در ربوبيت يافت مي شود، و هرچه از ربوبيت پوشيده و پنهان باشد، در بندگي حاصل مي گردد.»
آنچه از روايت فوق برداشت مي شود، اين است كه بنده در پرتو عبوديت و تسليم محض بودن در پيشگاه پروردگار خويش به عزت ربوبيت راه يافته، رنگ و بوي اوصاف الهي را به خود مي گيرد. امام خميني رحمه الله در اين رابطه مي نويسد: «بايد دانست كه عبوديت مطلقه، از اعلا مراتب كمال و ارفع مقامات انسانيت است كه جز اكمل خلق الله محمد صلی الله علیه وآله بالاصاله، و ديگر اولياي كُمّل بالتَّبعيّه، كسي ديگر را از آن نصيبي نيست و ديگران را پاي عبوديت، لنگ است و عبادت و عبوديت آنها معطّل است و جز با قدم عبوديت، نتوان به معراج حقيقي رسيد؛ لهذا در آيه شريفه (سُبحَانَ الَّذِي...) و در تشهد نماز كه رجوع از فناي مطلق است كه در سجده حاصل شده، باز توجه به عبوديت قبل از توجه به رسالت است، و ممكن است اشاره به آن مقام رسالت نيز در نتيجه جوهره عبوديت باشد.» (6)

2. برگزيده خدا از ميان خلق
حضرت صديقه كبرا علیها السلام در مورد گزينش پيامبر صلی الله علیه وآله مي فرمايد: «اخْتَارَهُ وَ انْتَجَبَهُ قَبْلَ أَنْ أَرْسَلَهُ؛ خداوند پيامبرش را قبل از آنكه به سوي خلق بفرستد، برگزيد.» يكي از صفات نبي معظم صلی الله علیه وآله كه در اين فراز بدان اشاره شده، اين است كه خداوند قبل از آنكه پيامبرش را به سوي مردم بفرستد، او را از بين عموم مردم انتخاب و اختيار كرده است.
از پيامبر صلی الله علیه وآله نقل شده است كه فرمود: «أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اطَّلَعَ إِلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعَةً فَاخْتَارَنِي ؛ (8)خداوند بر زمين توجه ویژه ای كرد و [از بين تمام مردم] مرا اختيار كرد.»

3. برگزيده از ميان انبياي الهي
با تأمل در متون روايات و اين فراز از خطبه شريفه كه مي فرمايد: «وَ انْتَجَبَهُ قَبْلَ أَنْ أَرْسَلَهُ» دانسته مي شود كه پيامبر صلی الله علیه وآله در دو مرحله انتخاب گرديده است: نخست انتخاب از بين عموم مردم، و ديگري انتخاب و برگزيده شدن از بين پيامبران الهي به عنوان پيامبر خاتم.
از امام رضا علیه السلام نقل شده است كه پيامبر صلی الله علیه وآله خطاب به امام علي علیه السلام فرمود: «يَا عَلِيُّ! إِنَّ اللَّهَ فَضَّلَ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ عَلَى مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ فَضَّلَنِي عَلَى جَمِيعِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ؛ (9) همانا خداوند پيامبران مرسلش را بر ملائكه مقربش برتري دارد و مرا بر تمام پيامبران و فرستادگانش تفضيل فرمود.»

4. انتخاب نام پيامبر صلی الله علیه وآله توسط خدا
خداوند متعال قبل از آنكه پيامبر صلی الله علیه وآله را خلق كند، نام او را متذكر گرديده است، حضرت مي فرمايد: «وَ سَمَاهُ قَبْلَ أَنْ اِجْتَبَاهُ؛ خداوند نام او را ذكر كرد، پيش از آنكه او را برگزيند.»
ذكر نام او و ستايش از پيامبر صلی الله علیه وآله پيش از آنكه در اين عالم خاكي پا نهد، به دو شكل انجام گرفته است كه به اختصار بدان مي پردازيم:
1. ستايش و ذكر نام او به عنوان «محمّد» كه در كتب آسماني بدان بشارت و اشارت رفته است و قرآن مجيد نيز در آيه شگفت انگيزي در سوره صف به اين موضوع اشاره مي كند كه: «وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ »؛ (10) «و به ياد آور هنگامي را كه عيسي پسر مريم گفت: اي بني اسرائيل! من فرستاده خدا به سوي شما هستم، تورات را كه پيش از من بود، تصديق مي كنم، و به فرستاده اي كه پس از من مي آيد، و نام او احمد است، بشارتگرم. پس وقتي براي آنان دلايل روشن آورد، گفتند: اين سحري آشكار است.»
2. توصيف، شريعت آن حضرت و اشاره به محتواي آن و چهره اي كه از امت حضرت در كتب آسماني قبل از قرآن ترسيم شده است:
«الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ »؛ (11) «همانا كه از اين فرستاده؛ پيامبر درس نخوانده ای كه نام او را نزد خود، در تورات و انجيل نوشته مي يابند، پيروي مي كنند.»

5. گزينش قبل از بعثت
در ادامه حضرت علیها السلام مي فرمايد: «وَ اصْطَفَاهُ قَبْلَ أَنِ ابْتَعَثَهُ ...؛ او را برگزيد، پيش از آنكه به رسالت مبعوثش كند.»
مراد از گزينش پيامبر صلی الله علیه وآله قبل از بعثت، مربوط به دوراني است كه تمام مخلوقات در كتم عدم بودند و زمينه نبوت حضرت محمد صلی الله علیه وآله در گذشته تاريخ نه تنها قبل از نبوت؛ بلكه در آغاز آفرينش جهان فراهم شده و اين ويژگي منحصر به وجود نازنين پيامبر صلی الله علیه وآله و ائمه طاهرين علیهم السلام است. از روايات متواتر و زيارات معتبر ائمه معصومين علیهم السلام استفاده مي شود كه خلقت پيامبر صلی الله علیه وآله و ائمه اطهار علیهم السلام قبل از خلقت تمام مخلوقات بوده است.
«ابو حمزه ثمالي» مي گويد: در محضر امام باقر علیه السلام بودم، حَبابه والبیه بر حضرت وارد شد و گفت: «أَخْبِرْنِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَيَّ شَيْ ءٍ كُنْتُمْ فی الْأَظِلَّةِ فَقَالَ علیه السلام كُنَّا نُوراً بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ قَبْلَ خَلْقِ خَلْقِهِ فَلَمَّا خَلَقَ الْخَلْقَ سَبَّحْنَا فَسَبَّحُوا وَ هَلَّلْنَا فَهَلَّلُوا وَ كَبَّرْنَا فَكَبَّرُوا؛ (12) يابن رسول الله! بفرماييد كه شما چگونه در «اَظلّه» (13) بوديد؟ فرمود: نوري بوديم در فرا روي ذات اقدس الهي قبل از آفرينش مردم، هنگامي كه مردم را آفريد، ما تسبيح گفتيم، مردم نيز [به پيروي از ما] تسبيح گفتند و چون تهليل گفتيم، تهليل گفتند، و ما تكبير گفتيم: آنان نيز تكبير گفتند.»


«ابا صلت هروي» گويد: امام رضا علیه السلام فرمود: حضرت ختمي مرتبت فرمودند: نخستين چيزي كه خدا آفريد ارواح ما بود كه به توحيد و تمجيد و ستايش وي زبان گشوديم، سپس ملائكه را آفريد، وقتي كه آنان ارواح ما را نور واحدي ديدند، مقام ما را بزرگ يافتند، آن گاه ما تسبيح گفتيم تا ملائكه بدانند ما مخلوق هستيم و خدا از صفات ما منزه است، بدين سان ملائكه پس از تسبيح ما تسبيح گفتند.» (14)
از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود: «نَحْنُ السَّابِقُونَ وَ نَحْنُ الْآخِرُون ؛ (15) ماييم پيشينيان و ماييم پسينيان.»

فلسفه بعثت پيامبر صلی الله علیه وآله
حضرت فاطمه علیها السلام در خطبه فدكيه به اهداف بعثت پيامبر صلی الله علیه وآله اشاره كرده و مي فرمايد: «ابْتَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى إِتْمَاماً لِأَمْرِهِ، وَ عَزِيمَةً عَلَى إِمْضَاءِ حُكْمِهِ، وَ إِنْفَاذاً لِمَقَادِيرِ حَتْمِهِ؛ خداوند پيامبرش را مبعوث كرد؛ زيرا مي خواست امر خود را تمام كند، حكمي را كه از ازل داشته امضا و اجرا كند و مقدّرات حتمي خود را ـ بوسيله بعثت پيامبر ـ تنفيذ نمايد.»
در اين فراز به مواردي از اهداف بعثت پيامبر صلی الله علیه وآله اشاره شده است كه به اجمال آنها را برمي شماريم.

1. اتمام امر الهي
صديقه اطهر علیها السلام مي فرمايد: «ابْتَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى إِتْمَاماً لِأَمْرِهِ؛ خداوند پيامبرش را مبعوث كرد؛ زيرا مي خواست امر خود را تمام كند.»
رسالت پيامبر صلی الله علیه وآله، روح تمام آموزه ها و راهكارهاي محدود و زودگذر رسالتهاي گذشته را كه مبارزه با شكلهاي گوناگون فساد در عقيده، عمل، اخلاق، فرهنگ و اقتصاد بوده است، در بردارد و نگهبان تكميل كننده آن آموزه هاي آسماني است.
حضرت فاطمه علیها السلام در اين قطعه از كلام خويش به بهترين و عالي ترين فلسفه بعثت محمدي صلی الله علیه وآله اشاره مي كند و آن، پايان بخشيدن به رسالتهاي آسماني و نبوت است، كه مقصود از امر در اين فراز همان حكمتي است كه خداوند هستي را براي آن آفريد؛ يعني رساندن آدميان به مقام قرب.
خداوند با فرو فرستادن نبي اكرم صلی الله علیه وآله و نزول قرآن كريم و قرار دادن اين منبع بي پايان در اختيار بشر، اراده تكويني خود را در قلمرو هستي و اراده تشريعي اش را در هدايت بشر، به كمال مطلوب رسانده و برنامه هاي حتمي خود را در زمينه سعادت انسانها براي ساختن جامعه اي متكامل فراهم آورده است.

2. امضاي حكم خداوند
حضرت زهرا علیها السلام فرمود: «وَ عَزِيمَةً عَلَى إِمْضَاءِ حُكْمِهِ؛ خداوند مي خواست تا بوسيله مبعوث كردن پيامبرش، حكمي را كه از ازل داشته امضا و اجرا كند.»
بناي خداوند از ازل بر اين بوده كه در اين عالم انسانهاي كاملي پديد آورد كه به مكارم اخلاقي دست يابند؛ لذا بر همين اساس پيامبر صلی الله علیه وآله را مبعوث نمود تا بوسيله آن حضرت و ديني كه براي بشريت هديه مي آورد، مشيّت خود را محقق كرده، اين حكم ازلي را امضا نمايد.

3. تنفيذ مقدّرات حتمي خداوند
و مي فرمايد: «وَ إِنْفَاذاً لِمَقَادِيرِ حَتْمِهِ؛ و [خدا مي خواسته] مقدّرات حتمي خود را ـ بوسيله بعثت پيامبر ـ تنفيذ نمايد.»
در اين فراز حضرت اشاره دارد كه پيامبري حضرت رسول صلی الله علیه وآله از امور و مقدّرات حتميّه خداوند بوده است و مبعوث شدن آن حضرت، تنفيذي بر اين تقدير حتمي بوده و از اين رو خداوند متعال پيامبرش را فرستاد تا آنچه را از ازل در علمش مقدّر كرده بود، اجرا نموده و با قضاي حتمي خود تنفيذ كند.

سيماي جاهليت قبل از بعثت
اشاره به اعتقادات و باورهاي خرافي دوران جاهليت، از مباحثي است كه حضرت در اين خطبه بدان اشاره كرده و مي فرمايد: «فَرَأَى الْأُمَمَ فِرَقاً فِي أَدْيَانِهَا، عُكَّفاً عَلَى نِيرَانِهَا، عَابِدَةً لِأَوْثَانِهَا، مُنْكِرَةً لِلَّهِ مَعَ عِرْفَانِهَا؛ پس امتها را فرقه فرقه (دسته دسته) در دینشان یافت که به آتشهایشان ملازم شده بودند، بتهایشان را عبادت می کردند، با اینکه به خدا معرفت و شناخت داشتند؛ ولی او را انکار می کردند.»
حضرت فاطمه علیها السلام در اين قسمت از گفتار شريف خود، به ترسيم چهره زشت جاهليت در قبل از بعثت مي پردازد، عصري كه گرفتار خرافات، كج فكريها و كشمكشهاي متوليان و تمدنهاي در حال سقوط بود و قوانين و مقرارت ظالمانه، اختلافات عميق طبقاتي و تعصبهاي ناروا و هزاران بدبختي ديگر در آن وجود داشت.
بايد توجه داشت که این نابسامانيها تنها به سرزمين عربستان اختصاص نداشته؛ بلكه از تعابيري كه در ترسيم چهره جاهليت، چه در قرآن كريم و چه در سخنان حضرات معصومين علیهم السلام بويژه حضرت زهرا علیها السلام آمده است، انحطاط و تباهي مردم جهان در زمينه هاي گوناگون استفاده می شود.
دقت و تأمل در آيات و روايات، بازگوكننده انحطاط جامعه تا عصر بعثت است كه مي تواند دليل بر اين مدعا باشد. از جمله مي فرمايد: بگو: بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم: اينكه چيزي را شريك خدا قرار ندهيد و به پدر و مادر نيكي كنيد و فرزندانتان را از [ترس] فقر نكشيد، ما شما و آنها را روزي مي دهيم. و نزديك كارهاي زشت نرويد، چه آشكار باشد و چه پنهان، و انساني را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد. (16)
در اين مجال، به نمونه اي از رفتارهاي جاهلي كه حضرت فاطمه زهرا علیها السلام به آنها اشاره دارند، مي پردازيم:

الف. تفرقه و آشفتگي ديني
حضرت علیها السلام يكي از اوصاف مردم جاهلي را چنين برمي شمارد: «فَرَأَى الْأُمَمَ فِرَقاً فِي أَدْيَانِهَا». آنچه كه مسلّم است، دين خدا؛ يعني مجموعه معارف منسجمي كه در طول تاريخ انبياي الهي، از آدم تا نوح و ابراهيم و موسي و عيسي علیهم السلام و در نهايت خاتم الانبيا صلی الله علیه وآله وحي شده است يك حقيقت بيش تر نبوده؛ ولي در آستانه بعثت نبيّ مكرّم صلی الله علیه وآله تكثر اديان و پيدايش دينهاي ساختگي به اوج خود رسيده بود، به گونه اي كه بعضي از تاريخ نويسان مانند، كلبي (م. 206. ه‍.) مي نويسد:
«در زمان جاهليت در ميان قبايل جزيرة العرب، قبيله «بني مليح» جن پرست بودند، قبيله «حُمير» آفتاب پرست، قبيله «كنانه» ماه پرست، قبيله «لخم» ستاره مشتري، قبيله «طي» سهيل، قبيله «اسد» عطارد را مي پرستيدند. طبقه منحط، كه اكثريت سكنه عربستان را تشكيل مي دادند، علاوه بر بتهاي قبيله اي و خانگي، به تعداد روزهاي سال (360) بت داشتند و حوادث هر روز را به يكي از آنها وابسته مي دانستند.» (17)
حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام از عصر قبل از بعثت چنين ياد مي كند:
«وَ أَهْلُ الْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَة؛ (18) در این روزگار مردم روي زمين داراي مذاهب پراكنده و خواسته هاي گوناگون [و روشهاي متفاوت] بودند.»

ب. تقديس آتش
حضرت مي فرمايد: «عُكَّفاً عَلَى نِيرَانِهَا؛ بر آتش هايشان ملازم شده بودند.»
«عُكَّفْ» جمع عاكف، به معنا گوشه گيرنده براي عبادت است. از آن تعبير حضرت كه فرمود: «گروهي به آستانه آتش خزيده» برمي آيد كه آنها آتش را نمي پرستيدند؛ بلكه آن را شايسته احترام و تكريم دانسته و مقدس مي پنداشتند.
بعضي از مفسّرين، راجع به این فراز از خطبه شريفه مي گويند: از روايات معتبر در خصوص مجوس و تحقيقات دانشمندان ملل و نحل استفاده مي شود كه آيين زردشتي را آتش پرست دانستن اشتباه تاريخي است؛ بلكه ايرانيان معتكف و ملازم آتش بوده اند. از اينجا عظمت كلام يادگار نبوت كه فرمود: «عكفا‍ً علي نيرانها» ملازم آتش شده بودند، معلوم مي گردد. (19)

ج. بت پرستي
حضرت مي فرمايد: «عَابِدَةً لِأَوْثَانِهَا؛ بتهايشان را عبادت مي كردند.»
اعتقاد به بتها و طلب حوايج از آنها شيوه اي مرسوم و رايج در ميان مردم عرب دوران جاهليت بود، و اين امر به صور گوناگون در ميان آنها شيوع داشت. برخي از مورّخان بر اين باورند كه پايه گذار بت پرستي در حجاز «عمرو بن قصي» بود. وي سفري به شام كرد، جمعي از مردم «عمالقه» را ديد كه بت مي پرستيدند، وقتي درباره خواصّ بت از آنان سؤال كرد، گفتند: اينها ما را ياري مي كنند و براي ما باران فرود مي آورند. او هم شيفته عمل آنها شد و از آنان تقاضاي بتي كرد. «هُبل» را به وي دادند و او آن را به مكه آورد و در كنار كعبه گذاشت و به دنبال آن بتهايي به نام «لات» در طائف، «عزي» و «منات» در مكه و دهها بت كوچك و بزرگ مورد پرستش قرار گرفتند. (20)

د. انكار خداوند
حضرت در مورد انكار خداوند و شرك نسبت به او توسط مردم دوران جاهليت مي فرمايد: «مُنْكِرَةً لِلَّهِ مَعَ عِرْفَانِهَا؛ با اينكه به خدا معرفت و شناخت داشتند؛ ولي او را انكار مي كردند.»
از جمله نابساماني در جامعه قبل از بعثت اين بود كه خداي خالق و دانا و حكيم را مي شناختند و پيوسته از نعماتش بهره مند بودند؛ اما او را انكار مي كردند.
اعتقاد به خداوند خالق جهان در سرشت آدمي نهفته است، و انسانها فطرتاً خود را بنده خدا و آفريده او مي دانند. به تعبير ديگر، گرايش به سوي حقيقتي كه هستي در پيدايش و تدبير بدان متكي است در نهان وجود هر انساني ريشه دارد كه قرآن كريم بر اين باور فطري آدميان، در ضمن آياتي اشاره دارد، از جمله آنها مي فرمايد:
«وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ »؛ (21) «و هرگاه از آنان سؤال كني؛ چه كسي آسمانها و زمين را آفريده است؟ مسلماً گويند «الله». بگو: «الحمد لله» [كه خود شما معترفيد]؛ ولي بيش تر آنان نمي دانند.»
لازم به ذكر است كه با توجه به اين سرشت، مي توان گفت: مهم ترين نقش پيامبران الهي، بيدار نمودن وجدان خفته بشر و شناساندن خداي واقعي و قادر مطلق به اوست.

نقش پيامبر صلی الله علیه وآله در تغيير اعتقادات جاهلي
حضرت فاطمه علیها السلام در فرازهاي گذشته خطبه خود كه آن را متذكر شديم، پاره اي از دردها، خرافات و نابسامانيهاي دوران جاهليت را ترسيم نمودند كه همين عوامل زمينه اجتماعي بعثت پيامبر صلی الله علیه وآله را فراهم آورد؛ اما در اين فراز از يك سو به بعثت و قيام رهايي بخش پيامبر صلی الله علیه وآله اشاره دارد و از سوي ديگر به اقدامات آن حضرت در درمان بيماريهاي اخلاقي و اجتماعي دوران جاهلي مي پردازد و مي فرمايد:
«فَأَنَارَ اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ظُلَمَهَا؛ پس خداي بزرگ، تاريكيها را به بركت وجود محمد صلی الله علیه وآله روشن ساخت.»
اينكه حضرت مي فرمايد: خداوند به وسيله حضرت محمد صلی الله علیه وآله تاريكيها را روشن ساخت؛ يعني تاريكي جهل را كه مردم جاهليت بدان گرفتار بودند، در پرتو روشنايي علم و آگاهي از ميان برداشت و تيرگي كفر را كه بر دلها نشسته بود، از چهره هايشان زدود و راه درست زندگي كردن را فرا روي آنان قرار داد و در سايه دلايل و براهين رسول خدا صلی الله علیه وآله و دين مبينش، اساس تفكر شرك آميز و عبادت بتها و كفر را در هم ريخت و بطلان آنها برای همه روشن شد.
و مقصود از روشنايي و بر هم ريختن تفكرات كفرآميز، روشنايي بوسيله دليل و برهان است، نه از بين رفتن اديان باطل. به يقين يكي از مهم ترين امتيازات انبياي الهي نيز براهين قاطع آنها همراه با دلايل فطري و عقلي است كه خداوند نيز در قرآن بدان اشاره دارد:
«وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهيمَ عَلى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكيمٌ عَليمٌ »؛ (22) «آن استدلال حجت ماست كه به ابراهيم داديم تا با قوم خويش استدلال و احتجاج كند، [اين گونه استدلالي بلند پايگي است،] و ما آنكه را بخواهيم رفعت مي بخشيم؛ به درستی که پروردگارت حکیم و داناست.»
امام علي علیه السلام نيز در توصيف رفتار پيامبر صلی الله علیه وآله كه با روشنگري و ابهام زدايي در فضاي تيره و تار جاهليت عصر بعثت توأم بود مي فرمايد:
«پيامبر را از درخت تنومند پيامبران، از سرچشمه نور هدايت، از جايگاه بلند و بي همانند، از سرزمين بطحا، از چراغهاي برافروخته در تاريكي و از سرچشمه هاي حكمت برگزيد. پيامبر صلی الله علیه وآله طبيبي است كه براي درمان بيماران، سيّار است. مرهمهاي شفابخش او آماده و ابزار داغ كردن زخمها را گداخته، براي شفاي قلبها و گوشهاي ناشنوا و زبانهاي لال آماده و با داروي خود در پي يافتن بيماران فراموش شده و سرگردان است.» (23)
صديقه اطهر علیها السلام مي فرمايد: «وَ كَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَهَا؛ و از دلها، مبهمات و مشكلات [امت] را برطرف كرد.»
حضرت در اين عبارت به يكي ديگر از امتيازات بارز مكتبهاي الهي نسبت به ساير مكاتب اشاره مي فرمايد، و آن اينكه در مكتب وحي هيچ گونه سردرگمي و ابهامي وجود ندارد، و بر اساس نياز انسان به تمام ابعاد وجودي و غرايز او توجه شده است. اگر انسان در زندگي خود از فرامين الهي پيروي نمايد، سعادت ابدي قرين او خواهد بود؛ از اینرو خداوند مي فرمايد: «فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »؛ (24)«كساني كه از هدايت من پيروي كنند، بيم و اندوهي بر آنان نخواهد بود.»
سپس مي فرمايد: «وَ جَلَى عَنِ الْأَبْصَارِ غُمَمَهَا؛ او از چشمها[يشان] پوششها را كنار زد.»
در اين فراز اشاره دارد كه پيامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه وآله با روشن گري و ابهام زدايي و با كمك ايمان و معرفت الهي، مردم را از آن تحيّري كه داشتند بيرون آورد و از چشمهايشان ـ چشم دل ـ سترها و پوششها را كنار زد و بدين وسيله آنها توانستند در سايه سار رحمت او در مسير حق، عدالت و انسانيت قرار گيرند و از توحّش و جاهليت فاصله بگيرند.
سپس فرمود: «وَ قَامَ فِی النَّاسِ بِالْهِدَایَۀِ؛ و در ميان مردم براي هدايت آنان به پا خاست.»
با مراجعه به تاريخ 23 ساله دوران بعثت پيامبر صلی الله علیه وآله درمي يابيم، آن حضرت در راه هدايت انسانها از هيچ چيزي فروگذار ننمود؛ سختيها، شكنجه ها و شدايد را به جان خريد و از خوشيها و زخارف دنيوي چشم پوشي كرد، تا انسانها را از ضلالت و گمراهي كه در آن غوطه ور بودند نجات بخشيد و به صراط مستقيم هدايت كرد.
لذا فرمود: «فَاَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغَوَايَةِ وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعَمَايَةِ؛ مردم را از گمراهي نجات داد و آنها را از كوردلي رهايي بخشيد [و به آ نها بينش داد].»
نتيجه زحمات 23 ساله پيامبر صلی الله علیه وآله اين شد كه توانست مردم را از گمراهي نجات دهد و چشم دل آنها را بصيرت بخشد و آن مردمي كه در فساد مي غلطيدند و دختران خود را زنده به گور مي كردند، بواسطه اين زحمات وتلاشها به درجات والاي انساني برساند.
«ابن خلدون» در مورد اوصاف مردم جاهلي مي گويد: اين قوم بر حسب طبيعت، وحشي و يغماگر بودند و موجبات وحشي گري چنان در ميان آنها استوار بود، كه همچون خوي و سرشت آنان شده بود و از اين خوي لذت مي بردند... خوي آنان غارتگري بود و هر چه را در دست ديگران مي يافتند، مي ربودند و تاراج مي كردند. (25)
قرآن مجيد در مورد اين قوم چنين مي گويد: «وَكُنْتُمْ عَلَي شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ »؛ (26)«[اي جمعيت عرب] قبل از اسلام بر لب پرتگاه آتش بوديد، خدا بوسيله پيامبر صلی الله علیه وآله شما را نجات داد.»
در اين فراز حضرت اشاره مي فرمايد: مردم در سايه رهنمودهاي پيامبر صلی الله علیه وآله به سوي ديني هدايت شدند كه آن مرام و مذهب موجب بقا و قوام آنان شد: «وَهَدَاهُمْ اِلَي الدِّينِ الْقَوِيمِ وَدَعَاهُمْ اِلَي الطَّرِيقِ الْمُسْتَقِيمِ؛ مردم را به دين محكم هدايتشان كرد و آنان را به راه راست دعوت نمود.»
«وَ أَنَّ هذا صِراطي مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ »؛ (27) «و بدانيد اين است راه راست من، پس از آن پيروي كنيد و از راههاي ديگر كه شما را از راه راست پراكنده مي سازد پيروي مكنيد.»


نكته قابل توجه در زمان ما اين است كه اگر ما تعاليم روح بخش اسلام را بشناسيم و حقيقت آن را دريابيم، و با ناسپاسي و رفتارهاي ناپسند و گزينشي و توأم با سلايق شخصي خود، غبار بر چهره نوراني آن ننشانيم و مانع رؤيت اين گوهر ناب نشويم، انسانهايي كه از سرشت پاك برخوردارند، در برابر اين آيين سر تسليم فرود خواهند آورد؛ چرا كه اسلام مراد و مقصود هر پاك طينتي است و تقاضاي فطرت آدمي.

ارتحال پيامبر صلی الله علیه وآله
حضرت زهرا علیها السلام به پيامدهاي رحلت پيامبر صلی الله علیه وآله اشاره كرده، مي فرمايد: «ثُمَّ قَبَضَهُ اللهُ اِلَيْهِ قَبْضَ رَأْفَةٍ وَاخْتِيَار؛ سرانجام خداوند، مهر ورزانه و از روي اختيار او را به ديدار خويش فرا خواند.»
و سپس فرمود: «و او نيز، با رغبت تمام و با از خودگذشتگي، بزرگوارانه در اين راه گام نهاد. پس [محمد صلی الله علیه وآله] با رحلت خود از سختيها و رنجهاي اين دنيا راحت شد. همانا در آن عالم، ملائكه نيك سرشت خدا گردا گرد آن حضرت مي باشند و آن بزگوار مشمول رضايت پروردگار غفار بوده و در مجاورت فرمانرواي مقتدر به سر مي برد. درود خدا بر پدرم، پيامبر و امين او در وحي و برگزيده و منتخبش باد! آن پيامبري كه از ميان خلق خود او را برگزيده و پسنديده است و سلام و رحمت خدا و بركاتش بر او باد!»
انسانها در برخورد با مرگ به چهار گروه تقسيم مي شوند:
1.گروهي كه زندگي پس از مرگ را باور ندارند و از آنجا كه مرگ را پايان تمام ابعاد وجود خود مي دانند، به شدت از آن در هراسند.
2. گروه ديگر، با اينكه به زندگي بعد از مرگ اعتقاد دارند؛ ولي از آن گريزان هستند، و اين گريز ناشي از علاقه اي است كه به زندگي مادي دنيا دارند.
3. گروه سوم، مؤمناني كه همواره در انديشه مرگ هستند و به تعبير اميرالمؤمنين علیه السلام اين گروه نيز از آن در هراسند؛ زيرا كه كردار خود را اندك مي شمارند؛ لذا اميرالمؤمنين علیه السلام مي فرمايند: «موجب آشفتگي شان كاري است بزرگ، از كردار اندك خود خرسندي ندارند و طاعتهاي فراوان را بسيار نشمارند، پس آنان خود را متهم شمرده، و از كرده هاي خويش بيم دارند.» (28)
4. گروه چهارم با گشاده رويي به استقبال مرگ مي شتابند؛ زيرا مرگ براي آنان وعده گاه ديدار با محبوب است و زبان حالشان اين است:
گر بريزد خونِ من آن دوست رو
پاي كوبان جان برافشانم بر او
آزمودم، مرگِ من در زندگي است
چون رَهم زين زندگي، پايندگي است (29)
اولياي خداوند به ويژه سلسله جنبان آنان، حضرت محمد صلی الله علیه وآله از اين گروه هستند و خدا نيز پس از پايان رسالت، اورا به سوي خود برگرفت، نه از راه دل تنگي و سير شدن از اين جهان، بلكه بخاطر اينكه پايان وظيفه بوده و خود با اختيار، نه با اجبار و ترجيح آخرت بر دنيا، به سوي او رفت.
«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلي في عِبادي * وَ ادْخُلي جَنَّتي »؛ (30) «اي [صاحب] نفس استوار، [اينك خشنود و سرافراز از انجام وظايف سنگين پيامبري] به سوي پروردگارت باز آي كه هم تو و هم پروردگارت خشنود هستند، پس در زمره بندگان مقرب من واصل و به بهشت جاويدان وارد شو.»


پی نوشت :

1) الاحتجاج، احمد بن علي بن طالب الطبرسي، مطبعة النعمان، نجف اشرف، 1386 ق، ج 1، ص‏119.
2) آداب الصلوة، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني رحمه الله، چاپ هفتم، خرداد 1378، ص‏365.
3) اسرا/ 1.
4) كهف/ 1.
5) فرقان/ 1.
6) مصباح الشريعة، منسوب به امام صادق علیه السلام، مؤسسة الاعلمي، بيروت، 1400 ق، ص‏7.
7) آداب الصلوة، امام خميني رحمه الله، ص‏10.
8) كفاية الاثر، ابو القاسم علي بن محمد خزاز قمي رازي (از علماي نيمه دوم قرن چهارم)، با تحقيق سيد عبد اللطيف كوه كمري، تشارات بيدار، 1401 ق، ص‏10.
9) عيون اخبار الرضا، شيخ صدوق، ج 1، ص262، انتشارات طوس، چاپ دوم، شهريور 1363.
10) صف/ 5.
11) اعراف/ 156.
12) بحار الانوار، علامه مجلسي، انتشارات مؤسسۀ الوفا، بيروت، 1403 ق، ج 25، ص‏24، ح40.
13) اظله: عالم سايه ها، تشبيه به سايه فقط از جهت نداشتن بدن مادي و هيولا و جرم مادي است، نه از جهات ديگر؛ زيرا سايه ادراك و شعور ندارد، همانطور كه در روايات نيز از آن ذوات مقدسه تصريح به نور شده است.
14) عيون اخبار الرضا، ج 1، ص‏262.
15) بحار الانوار، ج 24، ص‏4.
16) انعام/ 150.
17) فروغ ابديت، جعفر سبحاني، نشر دانش اسلامي، قم، 1363 ش، ج 1، ص‏43.
18) نهج البلاغه، خطبه اول، ص‏39، با ترجمه دشتي.
19) حكمت فاطمي، عز الدين حسيني زنجاني، انتشارات دفتر تبليغات، قم، 1388 ش، ص123.
20) فروغ ابديت، جعفر سبحاني، ج 1، ص‏44.
21) لقمان/ 24.
22) انعام/ 82.
23) نهج البلاغه، ترجمه دشتي، خطبه 108، ص201.
24) بقره/ 37.
25) فروغ هدايت، جعفر سبحاني، ص‏52.
26) آل عمران / 102.
27) انعام / 152.
28) نهج البلاغه، خطبه 193.
29) مثنوي معنوي، مولوي.
30) فجر / 27 ـ 30.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره140 .




تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٢٦ خرداد ١٣٩٠ / شماره خبر : ٨٨٢٩٨ / تعداد بازدید : 4513/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج