پنج شنبه ٢٩ شهريور ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین > حضرت زهرا علیها السلام 
ماهنامه مبلغان


جواد خرمی

فاطمه علیهاالسلام در سوگ پیامبر صلی الله و آله

رابطه فاطمه زهراعليها السلام با پدر بزرگوارش، خاتم پيغمبران صلي الله عليه وآله تنها يك رابطه دختر و پدري معمولي آن هم در سطح عاطفي نبود...

ز هجر روي پدر اشك از بصر مي ريخت
نه اشك از بصر او لخته جگر مي ريخت
گهي به خانه گهي در بقيع وگه به احد
گلاب اشك ز داغ غم پدر مي ريخت
گهي ز داغ پدر ناله و فغان مي كرد
گهي ز ديده سرشك از غم پسر مي ريخت(1)

رابطه فاطمه زهراعليها السلام با پدر بزرگوارش، خاتم پيغمبران صلي الله عليه وآله تنها يك رابطه دختر و پدري معمولي آن هم در سطح عاطفي نبود و گرنه قاعدتاً بايد فقط دختر دست پدر را ببوسد و پيش پاي او بلند شود، نه اينكه پدر دست دختر را ببوسد و به احترام او از جا بلند شود. همچنين رابطه زهراعليها السلام با پيغمبرصلي الله عليه وآله فقط يك رابطه معمولي مريدي و مرادي نيست و گرنه "ام ابيها" خوانده نمي شد و بارها پدرش نمي فرمود: "فَدَاهَا اَبُوهَا."
رفتار و برخورد پيامبرصلي الله عليه وآله با فاطمه زهراعليها السلام نشان مي دهد كه هم عاطفه دختر و پدري آن دو در حدي بسيار بالا و فوق العاده بوده و هم پيرو و پيشوايي آن دو برتر از آن بوده كه ديگران تصور مي كنند. آنچنان محبتي بين آن دو حاكم بوده كه نمونه آن را نمي توان يافت. قطعاً هر چه رابطه محبت قوي تر باشد، جدايي، آن هم به صورت رحلت از اين جهان، دردناك تر و سوزناك تر خواهد بود.

الف. رابطه پيامبرصلي الله عليه وآله و فاطمه عليها السلام

1. جلب رضايت پدر
رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله هر گاه به مسافرت مي رفت، با فاطمه عليها السلام خداحافظي مي كرد و وقتي از سفر بر مي گشت، ابتدا به ديدن فاطمه عليها السلام مي شتافت.
همزمان با يكي از مسافرتهاي پيامبرصلي الله عليه وآله، حضرت زهراعليها السلام در غياب پدر دو دستبند نقره و يك جفت گوشواره براي خويش و يك پرده براي درب منزل خريد. پيامبرصلي الله عليه وآله از مسافرت باز گشت و به ديدار دخترش شتافت. پس از مشاهده پرده خانه و زيور آلات فاطمه عليها السلام توقف كوتاهي كرد و به مسجد رفت.
حضرت زهراعليها السلام با خود انديشيد كه چرا پدر گرفته به نظر مي رسيد. فوري دستبند و گوشواره و پرده را در آورد، خدمت پدرش رسول خداصلي الله عليه وآله فرستاد و پيام داد: "تَقْرَأُ عَلَيْكَ ابْنَتُكَ السَّلَامَ وَ تَقُولُ اجْعَلْ هَذَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ؛(2) با سلام و احترام، دخترت مي گويد: اين [زيور آلات اندك ] را در راه خدا انفاق كن!"
پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله پس از مشاهده بخشش و ايثار فاطمه عليها السلام سه بار فرمود: "فَدَاهَا اَبُوهَا؛ پدرش فداي او باد!"

2. تو، پدر صدا بزن
محبت نوعاً طرفيني است و پربارترين محبت اين گونه است كه:
چه خوش بي مهرباني هر دو سر بي
كه يك سر مهرباني درد سر بي
اگر مجنون دل شوريده اي داشت
دل ليلا از او شوريده تر بي

اگر فاطمه زهراعليها السلام آن چنان ارادت و محبت به پدر بزرگوار داشت، پدر نيز نهايت درجه علاقه و محبت را به دختر معصومه، خويش داشت.
فاطمه عليها السلام مي گويد: "وقتي آيه "لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً"؛(3) "رسول خدا را آن گونه كه همديگر را صدا مي زنيد، نخوانيد!" نازل شد، ترسيدم كه رسول خداصلي الله عليه وآله را با لفظ "اي پدر" بخوانم؛ لذا [من هم مانند ديگران پدر را] با لفظ "يا رسول الله" صدا زدم. ولي پيامبرصلي الله عليه وآله يك بار يا دو بار يا سه بار از من روي گردانيد [و پاسخم را نگفت ]. سپس رو كرد به من و فرمود: اي فاطمه اين آيه درباره تو و خانواده تو و نسل تو نازل نشده است. تو از من هستي و من از تو هستم. همانا اين آيه براي [ادب كردن ] جفا كاران درشت خوي قريش... نازل شده است. و اما تو اي فاطمه! "قُولِي يَا أَبَتِ فَإِنَّهَا أَحْيَا لِلْقَلْبِ وَ أَرْضَي لِلرَّب؛ [مرا با جمله ] "اي پدر" خطاب كن كه اين جمله بيشتر قلب [مرا ]حيات مي بخشد و خداوند را بيشتر خشنود مي سازد." (4)

ب. فاطمه عليها السلام در سوگ پدر
روشن است دختري كه آنچنان علاقه و محبتي به پدر خويش دارد، در سوگ از دست دادن او چه خواهد كرد و چگونه عزاداري و سوگواري خواهد نمود؟ مخصوصاً اگر اين مصيبت همراه با مصيبتهاي ديگري شود.

1. ناله در هنگام رحلت
در لحظه هاي غمبار رحلت پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله و واپسين لحظه هاي عمر او در اين دنيا، امير مؤمنان عليه السلام، فاطمه زهراعليها السلام و حسنين عليهما السلام در اطراف بستر رسول خداصلي الله عليه وآله حلقه زده و با چشماني اشكبار نظاره گر غروب خورشيد رسالت بودند. حضرت خواست سخني بفرمايد، اما نتوانست و با چشم اشكبار، بي حال در بستر افتاد. (5) فاطمه عليها السلام با مشاهده اين منظره به فرياد آمد و اظهار داشت:
"يَا رَسُولَ اللَّهِ قَدْ قَطَعْتَ قَلْبِي وَ أَحْرَقْتَ كَبِدِي لِبُكَائِكَ يَا سَيِّدَ النَّبِيِّينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الآْخِرِينَ وَ يَا أَمِينَ رَبِّهِ وَ رَسُولَهُ وَ يَا حَبِيبَهُ وَ نَبِيَّهُ مَنْ لِوُلْدِي بَعْدَكَ وَ لِذُلٍّ يَنْزِلُ بِي بَعْدَكَ مَنْ لِعَلِيٍّ أَخِيكَ وَ نَاصِرِ الدِّينِ مَنْ لِوَحْيِ اللَّهِ وَ أَمْرِهِ؛(6) اي رسول خدا! به حقيقت قلبم را از جا كندي و جگرم را آتش زدي به خاطر گريه و اشكي كه جاري ساختي، اي بزرگ تمامي پيامبران! اي امين پروردگار! و اي فرستاده و محبوب و پيامبر خدا! بعد از تو چه كسي [حامي ]براي فرزندانم خواهد بود؟ و [دفع كننده ] خواريهايي كه بعد از تو بر من باريدن خواهد گرفت؟ و چه كسي [ناصر] براي علي برادرت و ياور دين خواهد بود؟ پس از تو چه بر سر وحي و فرمان الهي خواهد آمد؟"

آن گاه خود را در آغوش پدر افكند، پدر را بوسيد و با اشك فراوان گونه پدر را شست. رسول خداصلي الله عليه وآله با همان حال، دست فاطمه عليها السلام را در دست علي عليه السلام گذاشت و فرمود: "علي جان! فاطمه امانت خدا و امانت من در دست توست؛ از او محافظت فرما!"
نبي در بستر و زهرا كنارش
عزيز قلب او شد بي قرارش
بگويد دخترم كمتر نوا كن
براي رفتن بابا دعا كن

2. ناله از رحلت پدر در جمع زنان مدينه
پس از وفات پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فاطمه عليها السلام در اجتماع زنان با بيان غم آلودي فرمود: "إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ انْقَطَعَ عَنَّا خَبَرُ السَّمَاءِ؛(7) همه از خداييم و به سوي او باز مي گرديم. [آه كه با وفات پيامبرصلي الله عليه وآله ] وحي و خبر آسماني از ما قطع گرديد."

روايت معاذ
از معاذ بن جبل نقل شده است كه فاطمه عليها السلام پس از وفات رسول خداصلي الله عليه وآله فراوان مي گريست و مي فرمود: "يَا أَبَتَاهْ إِلَي جَبْرَئِيلَ نَنْعَاهُ اِنْقَطَعَتْ عَنَّا اَخْبَارُ السَّمَاءِ يَا اَبَتَاهْ لَا يَنْزِلُ الْوَحْيُ اِلَيْنَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ اَبَداً؛(8) آه اي پدر! پس از تو بايد شكوه هاي دل را به جبرئيل گفت. [با وفات تو] خبرهاي آسماني قطع شد. آه اي پدر! ديگر براي هميشه از طرف خدا وحي فرو فرستاده نمي شود."

روايت انس
از انس بن مالك نقل شده است كه حضرت زهراعليها السلام پس از وفات پيامبرصلي الله عليه وآله با غم و اندوه مي گريست و مي فرمود: "يَا أَبَتَاهْ أَجَابَ رَبّاً دَعَاهُ يَا اَبَتَاهْ مَنْ جَنَّةُ الْفِرْدَوسِ مَأْوَاهُ يَا اَبَتَاهْ اِلَي جَبْرَئِيلَ نَنْعَاهُ، آه اي پدر كه دعوت پروردگار را لبيك گفتي! آه اي پدر كه بهشت فردوس جايگاه توست! و آه اي پدر! [پس از تو] با جبرئيل درد دل مي كنيم. "و گاه اين اشعار را مي خواند:
"ِذَا مَاتَ يَوْماً مَيِّتٌ قَلَّ ذِكْرُهُ
وَ ذِكْرُ أَبِي مُذْ مَاتَ وَ اللَّهِ أَزْيَد
تَاَمَّلْ اِذَا الْاَحْزَانُ فِيكَ تَكَاثَرَتْ
اَعَاشَ رَسُولُ اللَّهِ اَمْ ضَمَّهُ الْقَبْرُ؛(9)
هر كس بميرد، يادش كم مي گردد، به جز پدرم رسول الله كه هر روز ياد او فزوني مي گيرد.
بينديش هنگامي كه غم و اندوه در جانت فراوان مي گردد، آيا رسول خدا زنده است يا خاك قبر، او را از يادها برده است."

3. اذان بلال و گريه بر پدر
بعد از وفات رسول خداصلي الله عليه وآله حضرت فاطمه عليها السلام به ياد دوران با شكوه و پر عظمت اسلام و نبوت افتاد و فرمود: "اِنِّي اَشْتَهِي اَنْ اَسْمَعَ صَوْتَ مُؤَذِّنِ اَبِي صلي الله عليه وآله بِالْاذَانِ؛(10) به راستي دوست دارم و مشتاقم كه صداي اذان [بلال ] مؤذن پدرم را - كه درود خدا بر او و اهلبيت او باد! - بشنوم."
وقتي اين خبر به بلال رسيد، با اينكه از اذان گفتن اعتصاب كرده بود، آماده شد و اهل مدينه يك بار ديگر صداي دلنشين اذان بلال را شنيدند.
شهر در شادي و سرور غرق شد تا آنكه گفت: "أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ"؛ ناگاه به بلال خبر رسيد كه اذان را رها كن كه فاطمه زهراعليها السلام بر اثر شنيدن نام پيامبرصلي الله عليه وآله بيهوش و نقش بر زمين شده است. (11)

4. كجاست مهربان ترين پدر؟
حضرت زهراعليها السلام روزي در جمع كودكان خويش با نگاهي به آنها به ياد پدر مهربان خويش و محبتهاي او نسبت به فرزندانش افتاد و اين گونه غم دل خود را اظهار كرد و خطاب به حسنين عليهما السلام فرمود: "أَيْنَ أَبُوكُمَا الَّذِي كَانَ يُكْرِمُكُمَا وَ يَحْمِلُكُمَا مَرَّةً بَعْدَ مَرَّةٍ أَيْنَ أَبُوكُمَا الَّذِي كَانَ أَشَدَّ النَّاسِ شَفَقَةً عَلَيْكُمَا فَلَا يَدَعُكُمَا تَمْشِيَانِ عَلَي الْأَرْضِ وَ لَا أَرَاهُ يَفْتَحُ هَذَا الْبَابَ أَبَداً وَ لَا يَحْمِلُكُمَا عَلَي عَاتِقِهِ كَمَا لَمْ يَزَلْ يَفْعَلُ بِكُمَا؛(12) كجاست پدر [مهربان ]شما دو نفر (حسنين) كه شما را عزيز و گرامي مي داشت و همواره شما را بر دوش خود مي برد، كجاست پدر شما كه مهربان ترين مردم نسبت به شما بود كه شما را رها نمي كرد تا بر روي زمين راه برويد؟ ديگر هرگز او را نمي بينم كه اين درب منزل را باز كند و شما را بر دوش خود گيرد؛ همان رفتاري كه همواره نسبت به شما انجام مي داد."

ج. شكوه هاي زهراعليها السلام همراه با ناله هاي جانسوز

زهراعليها السلام نه تنها در سوگ پدر و از دست دادن پيغمير خويش ناله مي زد، كه از دردها و انحرافات و مصيبتهايي كه بر اسلام و وصي پيامبرصلي الله عليه وآله، علي عليه السلام وارد شده بود و اهانتهايي كه نسبت به او روا داشته بودند، شكوه مي كرد و كنار قبر پيغمبر و يا احد و بيت الاحزان ناله سر مي داد. در اينجا به نمونه هايي اشاره مي شود:

1. شكوه از تنهايي
ورقة بن عبد الله ازدي از فضه خادمه نقل مي كند كه روزي فاطمه عليها السلام با بي تابي از منزل بيرون آمد، در حالي كه از گريه و درد، حال رفتن نداشت. خود را به قبر پدر رساند و آن گاه كه جايگاه اذان و محراب را [كه ديگري غصب كرده بود] مشاهده كرد، فريادي بر آورد و بيهوش نقش بر زمين شد. زنان مدينه كه وضع را چنان ديدند، به سوي او دويدند و آب بر سر و صورت آن حضرت پاشيدند تا به هوش آمد. سپس در حالي كه به قبر پدر خيره شده بود، فرمود: "رُفِعَتْ قُوَّتِي وَ خَانَنِي جِلْدِي وَ شَمَتَ بِي عَدُوِّي وَ الْكَمَدُ قَاتِلِي يَا أَبَتَاهْ بَقِيتُ وَالِهَةً وَحِيدَةً وَ حَيْرَانَةً فَرِيدَةً فَقَدِ انْخَمَدَ صَوْتِي وَ انْقَطَعَ ظَهْرِي وَ تَنَغَّصَ عَيْشِي وَ تَكَدَّرَ دَهْرِي؛ قوتم رفت و خويشتن داري ام را از دست دادم و دشمنم سرزنش كننده ام شد و حزن و اندوه دروني قاتلم گشت. پدر جان! يكه و تنها باقي مانده و در كار خويش حيران و سرگردانم. صدايم خفته و پشتم شكسته و زندگي ام در هم ريخته و روزگارم تيره شده است."
آن گاه ادامه داد: "فَمَا أَجِدُ يَا أَبَتَاهْ بَعْدَكَ أَنِيساً لِوَحْشَتِي وَ لَا رَادّاً لِدَمْعَتِي وَ لَا مُعِيناً لِضَعْفِي؛.. پدر جان! پس از تو براي وحشتم انيسي نمي يابم و مانعي براي گريه ام و ياوري براي ضعفم پيدا نمي كنم."
و سپس فرمود: "اِنْقَلَبَتْ بَعْدَكَ يَا أَبَتَاهْ الْأَسْبَابُ وَ تَغَلَّقَتْ دُونِيَ الْأَبْوَابُ فَأَنَا لِلدُّنْيَا بَعْدَكَ قَالِيَةٌ وَ عَلَيْكَ مَا تَرَدَّدَتْ أَنْفَاسِي بَاكِيَةٌ لَا يَنْفَدُ شَوْقِي إِلَيْكَ وَ لَا حُزْنِي عَلَيْكَ ثُمَّ نَادَتْ يَا أَبَتَاهْ وَا لُبَّاهْ؛ پدر جان! پس از تو اسباب [و روابط انسانها ]دگرگون شد و درها به روي من بسته گرديد. من بعد از تو از دنيا نفرت دارم و تا زماني كه نفسم بر آيد، بر تو گريه خواهم كرد و شوق من نسبت به تو و حزن من بعد از تو انجام و پاياني ندارد. فرياد اي پدر! و فرياد اي پروردگار [جهانيان ]!" (13)

2. شكوه از دردها و خيانتها
پس از فراواني غمها و تهاجم قدرت طلبان بي پروا و سختي تحمل دوري پيامبرصلي الله عليه وآله، خطاب به پدر اظهار داشت: "دنيا به ديدار تو با رونق و بها بود و امروز در سوگواري تو انوار او بريده و گلهاي او پژمرده شده است و خشك وتر آن حكايت از شبهاي تاريك دارد. اي پدر! همواره بر تو دريغ و افسوس مي خورم تا روز ملاقات. اي پدر! از آن لحظه كه جدايي پيش آمد، خواب در چشمم نمي آيد. اي پدر! كيست از اين پس كه بيوگان و مسكينان را رعايت كند و امت را تا قيامت هدايت فرمايد.
اي پدر! بعد از تو مستضعف شديم. اي پدر! مردم از ما رو گردان شدند، در حالي كه در حضور تو عظيم و عزيز بوديم، نه تضعيف شده.
كدام سرشك است كه در فراق تو روان نمي شود و كدام حزن و اندوه است كه بعد از تو پيوسته نمي گردد و كدام چشم است كه پس از تو سرمه خواب مي كشد؟ تو بهار دين خداوند بودي و نور پيغمبران. چرا كوهسارها فرو نمي ريزند و چه پيش آمده كه درياها نمي خشكند و چگونه است كه زلزله ها زمين را فرو نمي برند؟
اي پدر! در بلا و رنجي عظيم و مصيبتي شگرف افتادم و در زير بار گران و هولناك ماندم. اي پدر! فرشتگان بر تو گريستند و افلاك در ايستادند و منبرت بعد از تو وحشتناك شد و محرابت بي مناجات تو معطل ماند و قبر تو بپوشيده داشتن تو خوشحال گشت و بهشت مشتاق نماز و دعاي تو شد." (14)

3. شكوه از تنهايي و مصائب علي عليه السلام
حادثه غمبار رحلت پيامبرصلي الله عليه وآله از يك سو، انزواي اسلام و زنده شدن قدرت طلبيها و ارزشهاي جاهلي از سوي ديگر و تهاجم و تجاوز به حريم ولايت و تنهايي علي عليه السلام از سوي سوّم، كوهي از غمها و دردها را بر دوش زهراعليها السلام قرار داده بود كه گاه مجبور مي شد با ناله هاي جانسوز و دردآلود خطاب به پدر بگويد: "يَا اَبَتَاهُ مَا اَعْظَمَ ظُلْمَةَ مَجَالِسِكَ فَوَا اَسَفَاهْ عَلَيْكَ اِلَي اَنْ اُقْدِمَ عَاجِلاً عَلَيْكَ؛ پدر جان! [دريغ و آه ]چه بسيار بزرگ است تاريكي و ظلمتي كه در مجالسي پس از تو مشاهده مي گردد. پس دريغ و افسوس بر [فقدان ] تو تا زماني كه هر چه زود نزد تو آيم."
"وَ اُثْكِلَ اَبُو الْحَسَنِ الْمُؤْتَمَنُ اَبُو وَ لَدَيْكَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ اَخُوكَ وَ وَلِيُّكَ وَ حَبِيبُكَ وَ مَنْ رَبَّيْتَهُ صَغِيراً وَ واخَيْتَهُ كَبِيراً وَ اَحْلَي اَحْبَابِكَ وَ اَصْحَابِكَ اِلَيْكَ مَنْ كَانَ مِنْهُمْ سَابِقاً وَ مُهَاجِراً وَ نَاصِراً وَ اَوَّلُهُمْ سَابِقاً اِلَي الْاسْلَامِ وَ مُهَاجِرَةً اِلَيْكَ يَا خَيْرَ الْاَنَامِ فَهَا هُوَ يُسَاقُ فِي الْاَسْرِ كَمَا يُسَاقُ الْْبَعِيرُ وَ الثَّكْلُ شَامِلُنَا وَ الْبُكَاءُ قَاتِلُنَا وَ الْاَسَي لَا زِمُنَا؛ و [در عزاي تو] ابا الحسن اميني سوگوار است؛ پدر دو فرزندت حسن و حسين، برادر و امام برگزيده و دوست بي مانند تو؛ همو كه از كودكي تربيتش كردي و سپس برادر خواندي؛ او كه از بزرگ ترين دوستان و محبوب ترين اصحاب در پيشگاه تو بود؛ او كه در پذيرش اسلام از همه پيشي گرفت و ياور دين گشت و هجرت كرد. اي بهترين انسانها! اكنون [بيا و بنگر كه ] او را اسير گونه [به طرف بيعت تحميلي ] مي كشند و مي برند،(15)[ پدر جان!] غم سوگواري [تو] ما را فرا گرفته و گريه [هاي مداوم ] قصد جان ما دارد و بدي روزگار دامنگيرمان شده است."
فاطمه زهراعليها السلام وقتي كه به اين قسمتها مي رسد، تحملش كم مي شود و ناله اش بلند مي شود كه: "فرياد اي محمد! فرياد اي پدر! فرياد اي دوست! فرياد اي ابا القاسم! فرياد اي احمد! فرياد از كمي ياران! فرياد از ناله بسيار! فرياد از مشكلات فراوان! فرياد از مصيبت و اندوه زياد! و فرياد از مصيبت جانكاه!" (16) پس از اين فريادها صيحه اي زد و بيهوش بر زمين افتاد.
و گاه در ضمن اشعاري شكوه ها را بيان مي فرمود، از جمله مي فرمود:
قُلْ لِلْمَغَيَّبِ تَحْتَ اَطْبَاقِ الثَّريَ
اِنْ كُنْتَ تَسْمَعَ صَرْخَتِي وَ نِدَائِيا
قَدْ كُنْتُ ذَاتَ حِميً بِظِلِّ مُحَمَّدٍ
لَا اَخْشَي مِنْ ضَيْمٍ وَ كَانَ حِمَالِيَا
فَالْيَوْمَ اَخْشَعُ لِلذَّلِيلِ وَ اتَّقِي
ضَيْمِي وَ ادْفَعُ ظَالِمِي بِرِدَائِيَا
فَاِذَا بَكَتْ قُمْرِ يَةً فِي لَيْلِهَا
شَجْناً عَلَي غُصْنٍ بَكَيْتُ صَبَاحِيَا
فَلَأَجْعَلَنَّ الْحُزْنَ بَعْدَكَ مُونِسي
وَ لَأَ جْعَلَنَّ الدَّمْعَ فِيكَ وَ شَاحِيَا؛(17)
"بگو به آن كه در زير طبقات زمين پنهان است: آيا صداي ناله و فرياد مرا مي شنوي؟
من در سايه محمدصلي الله عليه وآله در حمايت و حفاظت به سر مي بردم و از هيچ دشمني و كينه اي نمي ترسيدم و او جان من بود.
امروز در برابر فرومايگان خاضعم و باك دارم به من ستم شود كه ظالم را با چادرم دفع مي كنم.
اگر قمري شب هنگام بر شاخه اي بگريد، من صبحگاهان مي گريم.
بعد از تو حزن و اندوه را مونس خود خواهم ساخت و اشك را اسلحه خود قرار خواهم داد."

شدم از بعد تو بي يار، بابا
دچار محنت بسيار، بابا
چه گويم با تو من از تازيانه
چه گويم از در و ديوار بابا
ز جا برخيز و بين با سينه من
چه كرده ضربت مسمار بابا
كنم تا كي مكان در بيت الاحزان
من دل خسته و افكار، بابا(18)

4. شكوه از خيانت منافقان كينه توز
ام سلمه مي گويد: خدمت حضرت زهراعليها السلام رسيدم و پرسيدم: اي دختر رسول خدا! شب را چگونه صبح كردي؟ حالت چگونه است؟ فرمود:
"اَصْبَحْتُ بَيْنَ كَمَدٍ وَ كَرْبٍ فُقِدَ النَّبِيُّ وَ ظُلِمَ الْوَصِيُّ هُتِكَ وَ اللَّهِ حِجَابُهُ مَنْ اَصْبَحَتْ اِمَامَتُهِ مُقْبَضَةً عَلَي غَيْرِ مَا شَرَعَ اللَّهُ فِي التَّنْزيلِ وَ سَنَّهَا النَّبِيُ فِي التَّأْوِيلِ وَ لَكِنَّهَا اَحْقَادٌ بَدْرِيَةٌ وَ تِرَاتٌ اَحُدِيَّةٌ كَانَتْ عَلَيْهَا قُلُوبُ النِّفَاقِ مُكْتَمِنَةً لِاِمْكَانِ الْوُشَاةِ؛(19) صبح كردم در ميان حزن شديد و اندوه عظيم، در حالي كه پيامبرصلي الله عليه وآله از دست رفته و وصي او مظلوم واقع شده است. سوگند به خدا! حشمت و عظمت آن كس دريده و نابود شد كه بر خلاف حكم خدا در قرآن و سنت و سفارش پيامبرصلي الله عليه وآله در تأويل [و تفسير ]قرآن، حق امامت او را غصب كردند و به ديگران سپردند. اين گونه برخوردهاي خصمانه از كينه توزيهاي جنگ بدر و خونخواهي كشتگانشان در جنگ احد است كه در درون قلب نفاق آميز و انديشه فتنه انگيزشان پنهان بوده است و تاكنون جرئت اظهار آن را نداشتند."


"فَلَّمَا اسْتُهْدِفَ الْاَمْرُ اَرْسَلَتْ عَلَيْنَا شآبيبَ آثَارِ مِنْ مَخِيلَةِ الشِقَاقِ فَيَقْطَعُ وَتَرَ الْاِيمَانِ مِنْ قَسِيِّ صُدُورِهَا وَ لَبِئْسَ عَلَي مَا وَعَدَ اللَّهُ مِنْ حِفْظِ الرِّسَالَةِ وَ كَفَالَةِ الْمُؤْمِنِينَ اَحْرَزُوا عَائِدَتَهُمْ غُرُورَ الدُّنْيَا بَعْدَ اسْتِنْصَارٍ مِمَّنْ فَتَكَ بِآبَائِهِمْ فِي مَوَاطِنِ الْكَرْبِ وَ مَنَازِلِ الشَّهَادَاتِ؛(20) تا در آن هنگام كه حكومت الهي بازيچه دست قدرت طلبان گرديد. آتش كينه هاي ديرينه شان زبانه كشيد و باران مصيبتها بر ما فرو ريختند و رشته هاي ايمان را دريدند و نسبت به وعده هاي الهي در حفظ و پاسداري از رسالت [پيامبرعليه السلام ] و سرپرستي مؤمنان چه زشت عمل كردند. افسوس كه فريب دنيا را خوردند و در جهت انتقام گرفتن از پدران [مشرك و منافق ]خود كه در جنگهاي اسلامي كشته شدند، اقدام كردند."

5. شكوه از غصب امامت
در ضمن فقرات حديث پيش گفته، از غصب امامت مطالبي بيان شد. از امام صادق عليه السلام نيز نقل شده است كه فرمود: حضرت فاطمه عليها السلام از امّت ساكت و بي تفاوت و از ابوبكر و عمر، در پيش پروردگار خود، شكوه ها مطرح مي كرد، در حالي كه اشكهاي او جاري بود، از جمله فرمود: "اللَّهُمَّ إِلَيْكَ نَشْكُو فَقْدَ نَبِيِّكَ وَ رَسُولِكَ وَ صَفِيِّكَ وَ ارْتِدَادَ أُمَّتِهِ عَلَيْنَا وَ مَنْعَهُمْ إِيَّانَا حَقَّنَا الَّذِي جَعَلْتَهُ لَنَا فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ عَلَي نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ؛(21) خدايا! به سوي تو شكايت مي كنيم به خاطر اندوه از دست دادن پيامبر و فرستاده و برگزيده ات و [به تو شكايت مي كنيم ] از ارتداد امّت پيامبرصلي الله عليه وآله عليه ما و اينكه ما را از حقمان باز داشتند؛ همان حقي را كه در كتاب نازل شده بر پيامبرت، براي ما قرار دادي."

6. آخرين شكوه ها و آرزوي مرگ
راستي داغهاي جانسوز و مصائب كمر شكني بعد از وفات پدر بر دل و جان زهراعليها السلام فرو ريخت كه هر يك به تنهايي مي توانست يك انسان مقاوم را از پا در آورد؛ اما زهراعليها السلام همه آنها را تحمل كرد تا آنجا كه تحمل و صبر از پا در آمدند و آنچه را كه سالها قبل پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله به اصحاب فرموده بود، پيش آمد.
آن حضرت به اصحاب خبر داد كه: دخترم آن چنان در امواج بلاها و مصيبتها، غمناك و نگران مي شود كه دست به دعا بر داشته، از خدا آرزوي مرگ و شهادت مي كند و مي گويد: "يَا رَبِّ إِنِّي قَدْ سَئِمْتُ الْحَيَاةَ وَ تَبَرَّمْتُ بِأَهْلِ الدُّنْيَا فَأَلْحِقْنِي بِأَبِي... يَا اِلَهِي عَجِّلْ وَفَاتِي سَرِيعاً؛(22) پروردگارا! از زندگي خسته و روي گردان شده ام و از اهل دنيا، بلاها و مصيبتهاي ناگوار ديدم. خدايا! مرا به پدرم [رسول خدا] ملحق كن و مرگ مرا زود برسان!"
گل بر من و جواني من گريه مي كند
بلبل به همزباني من گريه مي كند
من گريه را نهان كنم اما علي مدام
بر گريه نهاني من گريه مي كند
ديگر حسين را نتوانم به بر گرفت
اين گل به باغباني من گريه مي كند
از درد شانه، شانه نشد موي زينبم
زينب به ناتواني من گريه مي كند
من پير در بهار جواني شدم كه چون
پيري بر اين جواني من گريه مي كند(23)


  پی نوشت :

1) اصول مداحي، ناصري نژاد، ج 2، ص 47.
2) بحار الانوار، محمد باقر مجلسي، ج 43، ص 20؛ مسند احمد حنبل، ج 5، ص 275.
3) نور / 63.
4) بحار الانوار، ص 32؛ مناقب، ابن شهر آشوب، ج 2، ص 320؛ حلية الابرار، ج 1، ص 190، ح 9.
5) ر. ك: فرهنگ سخنان فاطمه زهراعليها السلام، ص 42.
6) بحار الانوار، ج 22، ص 484؛ كتاب عوالم، ج 11، ص 399.
7) احقاق الحق، ج 10، ص 435؛ مقتل الحسين عليه السلام، ج 1، ص 80، فصل 5.
8) صحيح بخاري، ج 5، ص 15، به نقل از: فرهنگ سخنان فاطمه عليها السلام، ص 44.
9) بحار الانوار، ج 36، ص 353؛ رياحين الشريعة، ج 1، ص 247.
10) بحار الانوار، ج 43، ص 157، ح 7؛ الوافي، فيض كاشاني، ج 7، ص 571، ح 6613.
11) فرهنگ سخنان فاطمه عليها السلام، ص 50.
12) اعيان الشيعة، ج 1، ص 319؛ مناقب، ابن شهر آشوب، ج 3، ص 362.
13) بحار الانوار، ج 43، ص 176؛ كتاب عوالم، ج 11، ص 487.
14) بحار الانوار، ج 43، ص 176؛ كتاب عوالم، ج 11، ص 486.
15) اين عبارت نقل به مضمون مي باشد.
16) احقاق الحق، ج 10، صص 427 - 430؛ رياحين الشريعة، ج 10، ص 249.
17) كتاب عوالم، ج 11، 454؛ مناقب، ج 1، ص 242.
18) اصول مداحي، ناصري نژاد، ج 2، ص 49.
19) بحار الانوار، ج 43، ص 157؛ مناقب، ابن شهر آشوب، ج 2، ص 205.
20) همان مدارك.
21) بحار الانوار، ج 53، ص 19 و ج 43، ص 156 و 214؛ كتاب عوالم، ج 11، ص 442.
22) بحار الانوار، ج 43، ص 177؛ احقاق الحق، ج 19، ص 160.
23) اصول مداحي، ج 2، ص 90.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره88 .




تاریخ ارسال مطلب : جمعه ٢٠ خرداد ١٣٩٠ / شماره خبر : ٨٧٩٧١ / تعداد بازدید : 2580/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج