پنج شنبه ٢٩ شهريور ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین > حضرت زهرا علیها السلام 
ماهنامه مبلغان


عبدالکریم پاک نیا تبریزی

جلوه‌هاي محبت در سيره حضرت فاطمه(سلام الله علیها)

انسان بدون محبت و علاقه هيچ گاه به مقصد دلخواه نخواهد رسيد. به همين جهت، امام باقر(علیه السلام) فرمود: «هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُبُّ؛ آيا دين به غير از محبت است؟»

دلدادگى به خوبان، انسان را در رسيدن به كمال مطلق و سرچشمهٔ رستگارى يارى می كند و امرى پسنديده و لازم است؛ چرا كه انسان بدون محبت و علاقه هيچ گاه به مقصد دلخواه نخواهد رسيد. به همين جهت، امام باقر(علیه السلام) فرمود: «هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُبُّ؛ (1) آيا دين به غير از محبت است؟»

اساساً مهم ترين رمز توفيق رهبران دينى به ويژه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) بهره گيرى از بهترين راهكار تربيتى؛ يعنى ابزار محبت به ديگران بوده است. در حقيقت، مهرورزى در تمام مراتب خود در طول محبت به خداوند قرار دارد؛ يعنى تمام محبتها به عشق الهى ختم می شود. دوست داشتن ديگران و خانواده و به خصوص عشق به اهل‌بيت(علیهم السلام) در همين راستاست. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «اگر دوستيها دشمنيها و بذل و بخششهاى كسى براى خدا باشد، او به بالاترين درجات ايمان رسيده و ايمانش كامل شده است.» (2) ابراز محبت و اظهار مهر آن چنان اهميت دارد كه دلهاى مشتاق را صيد كرده، آتش كينه ها و اختلافات را خاموش نموده، افسردگيها را معالجه می كند و سخت ترين شرايط زندگى را تحمل پذير می سازد.
در اين مقال، برآنيم كه گوشه‌هايى از سيرهٔ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در طول زندگى هجده ساله اش را در عرصهٔ مهرورزى بيان كنيم و زيباترين صحنه هاى ابراز محبت وى براى خدا و در راه او را به نظاره بنشينيم.

در دامن مهر و وفا
اگر با ديدهٔ حق‌بين بنگريم، تمام زواياى زندگى يگانه دخت رسالت می تواند براى تمام انسانهاى سعادت طلب، درس آموز و راهگشا باشد؛ زيرا آن سرور بانوان عالم در مهد وحى و رسالت پرورش يافته و از سينهٔ وفا و نجابت تغذيه كرده است. آن حضرت تمام عوامل و زمينه هاى تربيتى را در راه رسيدن به كمال تجربه كرده و بهترين بهره را در اين زمينه برده است.

امروزه محققان علوم تربيتى می كوشند تا عوامل پيدا و پنهان ساختار شخصيت انسان و شاكلهٔ وجودى وى را بررسى كنند و در تلاش اند كه به تمام زمينه ها، عوامل و موانع تربيت دست يابند و در جهت پيشرفت علوم تربيتى آن را به كار گيرند. اگر از اين زاويه به مراحل تكوين، رشد و بالندگى دوران زندگى حضرت زهرا(سلام الله علیها) نگاهي داشته باشيم، متوجه خواهيم شد كه هر اندازه علوم تربيتى پيشرفت كند و قدم به سوى تعالى بگذارد، شخصيت والاى كوثر ولايت و مادر امامت را بيش‌تر خواهند شناخت و انوار زهراي مرضيه(سلام الله علیها) بهتر جلوه خواهد كرد.

آنان در اين مسير، نمونه اى شاخص تر از وجود آن حضرت نخواهند يافت. آرى، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) افزون بر دارا بودن تمام زمينه ها و عوامل رشد و تربيت، در آغوش موفق ترين مربّى دنياى بشريت؛ حضرت خاتم الانبياء(صلی الله علیه و آله) پرورش يافته است.

حضرت فاطمه(سلام الله علیها) مهربانيها، گذشتها و بردباريهاى مادر فداكار خويش را در سالهاى نخستين عمر خود شاهد بود و رفتارهاى مهرآميز پيامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به همسر و فرزندانش را نيز به نظاره نشسته بود، و اين چنين بود كه خاندان رسالت، بنيان مهر و وفا را در منطقه اى كه به غير خشونت و بربريّت چيز ديگرى حاكم نبود، به روابط عاطفى و احياي آيين مهرورزى تبديل ساخت.

حضرت زهرا(سلام الله علیها) در اوج بى مهريهاى انسانهاى جاهل به دخترانشان، بيش‌ترين محبت را از پدر بزرگوارش احساس كرد و تمام آن را در زندگى به ديگران بخشيد. حضرت(سلام الله علیها) را «حانيه» ناميدند؛ يعنى بانويى كه با شوهر و فرزندانش بسيار مهربان و دلسوز بود. «حبيبه» گفتند؛ يعنى دوستدار و محبوب رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بود. «امّ ابيها» لقب گرفت؛ چراكه براى پدر گرامی اش نيز نه تنها يك دختر؛ بلكه چون مادر بود.
حضرت زهرا(سلام الله علیها) بر اين باور بود كه: «بِشْرٌ فِى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ يُوجِبُ لِصَاحِبِهِ الْجَنَّةَ؛ (3) خوش‌رويى مؤمن موجب می شود كه او به بهشت برود.»


همدم مادر
آن حضرت در مدت 5 سالى كه با مادر فداكار خويش زندگى كرد، همواره به آن بانوى بهشتى از عمق جان عشق می ورزيد. هنگامى كه احساس كرد زمان فراق فرا رسيده و حضرت خديجه(سلام الله علیها) در فراق او و پدر ارجمندش شديداً ناراحت است و نگران تنهايى و بى ياورى حضرت ختمى مرتبت(صلی الله علیه و آله) می باشد، مادرش را دلدارى داد و گفت: «يَا اُمَّاهْ! لَا تَحْزَنِى وَ لَا تَرْهَبِى فَاِنَّ اللَّهَ مَعَ اَبِى؛ (4) مادر جان! اندوهگين و مضطرب نباش؛ زيرا خداوند متعال يار و ياور پدرم می باشد.»
او آن چنان با مادر گرامی اش ارتباط قلبى و عاطفى داشت كه وقتي پس از وفات حضرت خديجه(سلام الله علیها) به پدر بزرگوارش می گفت: «يَا اَبَتِ اَيْنَ اُمِّى؛ پدر جان! مادرم كجاست؟» جبرئيل نازل شد و عرضه داشت: «يا رسول الله! خداوند می فرمايد: سلام ما را به فاطمه(سلام الله علیها) برسان و به او اطلاع بده كه مادرش خديجه(سلام الله علیها) در خانه هاى بهشتى با آسيه و مريم(علیه السلام) زندگى می كند.» (5)
بعد از رحلت حضرت خديجه(سلام الله علیها)، فاطمه(سلام الله علیها) دامان پر مهر مادرى عزيز را از دست داد و دختر 5 ساله اى بود كه از آن به بعد می بايست جاى خالى مادر را در كانون خانواده پيامبر(صلی الله علیه و آله) پر كند. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) خود در مورد مقام مادر فرموده است: «اِلْزَمْ رِجْلَهَا فَاِنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اَقْدَامِهَا؛ (6) همواره در كنار مادر باش! زيرا بهشت زير پاى مادر است.»

غمخوار پدر
دلدادگى حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) از واضح ترين صفحات زندگى آن بزرگوار است. زمانى كه مسلمانان از محاصرهٔ اقتصادى رهايى يافتند، روزي پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) سر به سجده نهاده بود و با پروردگار خويش راز و نياز می كرد كه در همين حال، افرادى از قريش به وى نزديك شدند و شكمبهٔ شتر را بر سر و روى مبارك حضرتش انداختند. فاطمه(سلام الله علیها) كه نظاره گر اين صحنه دردناك بود، پيش آمد و سر و صورت پدر گرامی اش را پاك كرد؛ ولى اندوهى عميق قلب او را فرا گرفت. به همين جهت، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرمود: «فاطمه، انسانى فرشته‌خوست. هر گاه دلم می خواهد عطرهاى بهشتى را ببويم، دخترم فاطمه را می بويم.» (7)

عمق صميميت با پيامبر(صلی الله علیه و آله)
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: «هنگامى كه آيه (( لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً )) (8)؛ «پيامبر را به هنگام خطاب مانند خودتان صدا نكنيد؛ [بلكه او را با عبارت يا رسول الله مخاطب قرار دهيد!].» نازل شد، من نيز سعى كردم به اين آيه عمل كنم و آن حضرت را به جاى اى پدر! «يا رسول الله!» خطاب كنم. رسول گرامى(صلی الله علیه و آله) دو سه بار چيزى نفرمود، تا اينكه يك بار به من فرمود: «يَا فَاطِمَةُ! إِنَّهَا لَمْ تَنْزِلْ فِيكِ وَ لَا فِي أَهْلِكِ وَ لَا فِي نَسْلِكِ أَنْتِ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكِ إِنَّمَا نَزَلَتْ فِي أَهْلِ الْجَفَاءِ وَ الْغِلْظَةِ مِنْ قُرَيْشٍ أَصْحَابَ الْبَذَخِ وَ الْكِبْرِ قُولِي يَا أَبَتِ فَإِنَّهَا أَحْيَا لِلْقَلْبِ وَ أَرْضَى لِلرَّبِّ؛ (9) اى فاطمه! آن آيه در مورد تو و خانواده و نسل تو نازل نشده است؛ زيرا تو از منى و من از توام. آن آيه براى جفاكاران و درشتخويان قريش نازل شده است كه اهل گردنكشى و تكبرند. تو همچنان مرا بابا صدا كن كه اين، دل را زنده تر و خدا را خشنودتر می سازد.»
اين در حالى است كه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) را هر كس با لقب «يا رسول الله!» صدا می كرد، چهره اش می شكفت و با اشتياق تمام پاسخ می داد: «لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ!» به خلاف كسانى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را با نام يا كنيه صدا می كردند كه آن حضرت بى تفاوت بود.
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) آن چنان به پدر بزرگوارش مهر می ورزيد كه حاضر نبود ذرّه اى آثار ناراحتى در سيماى حضرتش مشاهده كند. «احمد بن حنبل» می نويسد: «هر گاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به مسافرت می رفت، آخرين كسى را كه با او وداع می كرد، دخترش فاطمه(سلام الله علیها) بود و چون از سفر برمی گشت، نخستين كسى را كه ملاقات می كرد، فاطمه(سلام الله علیها) بود. روزى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جنگى برگشت و طبق معمول به خانه فاطمه(سلام الله علیها) رفت. ديد كه پرده اى به در خانه آويخته اند و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در وضع ظاهرى منزل تغييراتى داده است. آن حضرت از همان جا بازگشت و قدم به خانه ننهاد. فاطمه(سلام الله علیها) همان لحظه از سيماى پدر، ناراحتى او را فهميد و سريعاً تمام لوازمى را كه تهيه كرده بود، به حضور پدر فرستاد.» (10)

شيفتهٔ رسول خدا(صلی الله علیه و آله)
فاطمه(سلام الله علیها) چنان به پيامبر دل بسته بود كه جدايى از آن حضرت برايش غير قابل تحمل بود. به همين جهت، بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ديگر كسى شادى و لبخند فاطمه(سلام الله علیها) را مشاهده نكرد. آخرين لبخند آن گرامى قبل از وفات پدرش زمانى بود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در حال احتضار افتاده بود و اعضاى خانواده اش دور بسترش را گرفته بودند. از همه بيش‌تر فاطمه(سلام الله علیها) بى تابى می كرد و فراق پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نمی توانست تصور و تحمل كند.
عايشه می گويد: «من كسى را به پيامبر شبيه تر از فاطمه(سلام الله علیها) نديدم؛ سخن گفتن و ساير حركاتش يادآور شخصيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود. هر گاه فاطمه(سلام الله علیها) به حضور رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وارد می شد، حضرت (صلی الله علیه و آله) به احترام او تمام قامت بلند می شد، برايش جا باز می كرد، با كمال خوشحالى به او خوشآمد و مرحبا می گفت، دستش را می بوسيد و در كنار خود می نشاند. در آستانهٔ رحلت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، زهرا(سلام الله علیها) به كنار بسترش آمد، و گريه نمود. پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صورت خصوصى با او صحبت كرد سپس دوباره با دخترش نجوا كرد و چهرهٔ فاطمه(سلام الله علیها) باز و خندان شد.
بعد از وفات رسول الله(صلی الله علیه و آله) از فاطمه(سلام الله علیها) علت گريه و خنده اش را پرسيدم و او گفت: پدرم بار اول فرمود: فاطمه جان! من از ميان شما خواهم رفت. و من گريه كردم. سپس به من فرمود: دخترم! ناراحت نباش! تو اولين كسى از خاندانم هستى كه به من خواهد پيوست؛ لذا خوشحال شدم.» (11)

معلم مهربان
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به عنوان مربى و معلم انسانهاى ظلمت‌زده و غوطه ور در جهل و نادانى، با زيباترين شيوه ها آنان را آموزش می داد. آن بانوى فرهيخته چنان مردم را جذب می كرد كه ساعات تعليم و تعلم براى دانش طلبان لذت بخش ترين لحظات به شمار می آمد. گزارش زير، يكى از جلسات آموزشى حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را نشان می دهد كه به نقل از امام حسن عسكرى(علیه السلام) آمده است:
«روزى زنى نزد حضرت صديقه طاهره(سلام الله علیها) وارد شد و گفت: خانم! من مادرى پير و ناتوان دارم كه برخى از مسائل نماز را به درستى نمي‌دانست. مرا نزد شما فرستاده تا پرسشهاى دينى وى را مطرح كنم و پاسخ صحيح آنها را به نزد او ببرم. حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: بپرس! آن زن يك به يك سؤالات را می پرسيد و پاسخ دريافت می كرد تا اينكه به ده پرسش و پاسخ رسيد. او از كثرت سؤالات خجالت كشيد و ديگر نپرسيد و با كمال شرمندگى گفت: اى دختر رسول خدا! ديگر به شما زحمت نمی دهم. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) با كمال خوش رويى فرمود: هر سؤالى دارى، بپرس و خجالت نكش! اگر شخصى اجير شود كه بار سنگينى را در يك روز از زمين به بالاى پشت بام ببرد و در مقابل صد هزار دينار طلا بگيرد، آيا چنين شخصى از كار خود خسته می شود؟ آن بانوى پرسشگر گفت: نه.
حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: مثل من نيز همانند آن شخص اجير است؛ من در نزد خداوند اجير شده ام كه در مقابل هر سؤالى كه به تو پاسخ می دهم، مزد ارزشمندى را بگيرم. مزد من بيش‌تر از مرواريدهايى است كه فاصله زمين و آسمان را پر می كند. آيا با اين مزد بسيار و ارزشمند، من از پاسخ خسته می شوم؟ پس من شايسته ترم تا در برابر پاسخ به پرسشهاى تو احساس رنج و زحمت نكنم.

از پدرم شنيدم كه فرمود: «إِنَّ عُلَمَاءَ شِيعَتِنَا يُحْشَرُونَ فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَرَامَاتِ عَلَى كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ وَ جِدِّهِمْ فِي إِرْشَادِ عِبَادِ اللَّهِ حَتَّى يُخْلَعَ عَلَى الْوَاحِدِ مِنْهُمْ أَلْفُ أَلْفِ حُلَّةٍ مِنْ نُورٍ؛ دانشمندانى كه پيرو مكتب ما هستند، هنگامى كه در روز قيامت محشور می شوند، نسبت به زيادى علوم و معارفى كه كسب كرده اند و به اندازه كوششها و تلاشهايى كه در راه هدايت و ارشاد بندگان خدا به كار برده اند، بر ايشان لباسهاى كرامت و پوششهاى آسمانى پوشانيده می شود، به طورى كه وجود هر يك از آنان به وسيلهٔ يك ميليون لايه و پوشش نورانى آراسته شود.»
آن گاه از جانب خداى متعال در ميان اهل محشر ندا داده می شود: اى گروهى كه سرپرستى يتيمان آل محمد(صلی الله علیه و آله) را پذيرفته ايد (يتيمانى كه پدران روحانى و رهبران دينى خود را از دست داده اند و سايهٔ پيشوايان معصوم(علیهم السلام) از بالاى سرشان كوتاه شده است)! اينان شاگردان شمايند در دنيا و همان يتيمانى هستند كه شما تكفّل كرده ايد و وجود آنان را با دانش آراسته ايد و آنان نيز به نوبهٔ خود شاگردان ديگرى را پرورش داده و لباس علم به اندامشان پوشانده ايد. آن گاه خداوند دستور می دهد كه بر پاداش چنين دانشمندانى بيفزايند و در حد كمال به آنان تكريم كنند.» (12)


پناه شيعيان
از ويژگيهاى حضرت زهرا(سلام الله علیها) می توان لطف و عنايت آن گرامى به امت اسلام، به ويژه شيعيان اميرالمؤمنين على(علیه السلام) ذكر كرد. در هنگام ازدواج حضرت فاطمه(سلام الله علیها) وقتى مقدار مهريّه معين شد و آن بزرگوار از مبلغ مورد نظر آگاهى يافت، خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) عرض كرد: «يَا رَسُولَ اللَّهِ! اِنَّ بَنَاتَ النَّاسِ يَتَزَوَّجْنَ بِالدَّرَاهِمِ فَمَا الْفَرْقُ بَيْنِى وَ بَيْنَهُنَّ؟ اَسْألُكَ اَنْ تَرُدَّهَا وَ تَدْعُوا اللَّهَ اَنْ يَجْعَلَ مَهْرِى الشَّفَاعَةَ فِى عُصَاةِ اُمَّتِكَ؛ (13) اى رسول خدا! دختران مردم با درهمها ازدواج می كنند، پس چه فرقى بين من و آنها خواهد بود؟ تقاضا دارم مهريهٔ مرا باز گردانى و از خداوند [متعال] بخواهى كه مهريهٔ مرا «شفاعتِ» گناهكاران امت تو قرار دهد.»
در آن لحظه جبرئيل(علیه السلام) نازل شد، در حالى كه در دستش پارچه اى لطيف ابريشمين قرار داشت و روى آن نوشته شده بود: «جَعَلَ اللَّهُ مَهْرَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاء شَفَاعَةَ الْمُذْنِبينَ مِنْ اُمَّةِ اَبِيهَا؛ خداوند متعال مهريه فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را شفاعت از گناهكاران امت پدرش قرار داد.»
هنگامى كه فاطمه(سلام الله علیها) به حال احتضار رسيد، وصيت كرد كه آن پارچه را روى سينه و زير كفنش قرار دهند و فرمود: آن گاه كه در روز قيامت محشور شدم، اين نوشته را با دستم بلند كرده، در مورد گناهكاران امت پدرم شفاعت می كنم. (14)
«اسماء بنت عميس» می گويد: در آخرين لحظات زندگى حضرت فاطمه(سلام الله علیها) حضور داشتم. آن سرور بانوان عالم غسل كرده، لباسهايش را عوض كرد و در گوشهٔ منزل به راز و نياز مشغول شد. پيش رفتم تا از نجواهاى آن بزرگوار با حضرت حق آگاه باشم. فاطمه(سلام الله علیها) را ديدم كه رو به قبله نشسته و دستها را به سوى آسمان برده و با كمال خلوص زمزمه می كند: «إِلَهِى وَ سَيِّدِى! اَسْئَلُكَ بِالَّذينَ اصْطَفَيْتَهُمْ وَ بِبُكاءِ وَلَدَىَّ فى مُفارِقَتى اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شيعَتى وَ شِيعَةِ ذُرِّيَتِى؛ (15) خداوندا! اى آقاى من! تو را قسم می دهم به حق انسانهايى كه برگزيده اى و به ناله هاى دو فرزندم (حسن و حسين) در فراق من! از تو درخواست می كنم كه از گناه شيعيان من و پيروان فرزندانم درگذرى [و آنان را مورد عفو و رحمت خود قرار دهى]!»
آن حضرت نه تنها در لحظات حساس و سرنوشت ساز زندگى خويش همچون هنگام ازدواج و در آستانهٔ رحلت به فكر مردم مسلمان و شيعيان بود؛ بلكه در قيامت نيز به پيروان خود عنايت خاصى خواهد داشت.
«جابر بن عبد الله انصارى» از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل می كند كه: «در روز قيامت، دخترم فاطمه(سلام الله علیها) با تمام جلال و شكوه و عزت و احترام در ميان خيل عظيم فرشتگان آسمان وارد عرصات محشر می شود. در آن لحظه، منادى خداوند با صداى رسايى ندا می دهد كه: اى اهل محشر! چشمان خود را ببنديد كه فاطمه(سلام الله علیها) دختر محمد(صلی الله علیه و آله) می خواهد عبور كند. در آن روز پيامبران، اولياي الهى، صدّيقان، شهيدان و تمام خلايق چشمان خود را می بندند تا اينكه دخترم فاطمه(سلام الله علیها) در ميانهاله اى از نور از صفوف محشر رد می شود و به مقابل عرش الهى می رسد. در آنجا عرضه می دارد: «إِلَهِى وَ سَيِّدِى ذُرِّيَّتِى وَ شِيعَتِى وَ شِيعَةُ ذُرِّيَّتِى وَ مُحِبِّىَّ وَ مُحِبِّى ذُرِّيَّتِى؛ بارالها! اى آقاى من! فرزندانم و شيعيانم و پيروان فرزندانم و دوستانم و دوستان فرزندانم [را نجات بده]!» در آن لحظه، خداوند فرمان می دهد: كجايند فرزندان، شيعيان و دوستان فاطمه(سلام الله علیها) و دوستان فرزندان فاطمه(سلام الله علیها)؟ آنان به پيش می آيند، در حالى كه فرشتگان الهى و ملائكهٔ رحمت گرداگردشان را گرفته اند. فاطمه(سلام الله علیها) تمام آنان را داخل بهشت می برد. (16)



  پی نوشت :

1) الكافي، ج 8، ص 79، ح 35.
2) همان، ج 2، ص 101.
3) فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(س)، ص 26.
4) همان، ص 164.
5) امالي شيخ طوسي، ص 175.
6) صحيفة الزهراء(س)، ص 288.
7) بحارالانوار، ج 43، ص 4 و صحيح مسلم، ج 3، ص 167.
8) نور / 63.
9) المناقب، ج 3، ص 320.
10) مسند احمد، ج 5، ص 275.
11) بشارة المصطفي(ص) لشيعة المرتضي(ع)، ص 253.
12) تفسير امام عسكري(ع)، ص 340.
13) فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(س)، ص 240.
14) صحيفة الزهراء(س)، ص 274.
15) همان، ص 111.
16) بحارالانوار، ج 43، ص 220؛ امالي صدوق، ص 18.

منبع : کتاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) / معاونت تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه علمیه قم/ چاپ اول-1390 .




تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ١٣ ارديبهشت ١٣٩٠ / شماره خبر : ٨٣٠٦٥ / تعداد بازدید : 6356/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج