پنج شنبه ٢٤ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین > حضرت زهرا علیها السلام 
ماهنامه مبلغان


سید جواد حسینی

علم و عصمت حضرت فاطمهٔ زهراسلام الله علیها

علم و دانش انسانهاي معمولي و غير معصوم اكتسابي است، كه بر اثر تعلّم و رفتن به مكتب، مدرسه، دانشگاه و يا حوزه به دست مي‌آيد؛ ولي علم انبيا، امامان و اولياي الهي برگرفته از علم الهي و به اصطلاح «علم لدنّي» است...

ناطقهٔ مرا مگر روح قدس مدد كند

تا كه ثناي حضرت سيّدهٔ نسا كند

نفخهٔ قدس بوي او، جذبهٔ انس خوي او
منطق او خبر ز «لا ينطق عن هوي» كند

«مفتقرا» متاب رو از در او به هيچ سو
زان كه مس وجود را فضّه او طلا كند (1)

علم و دانش انسانهاي معمولي و غير معصوم اكتسابي است، كه بر اثر تعلّم و رفتن به مكتب، مدرسه، دانشگاه و يا حوزه به دست مي‌آيد؛ ولي علم انبيا، امامان و اولياي الهي برگرفته از علم الهي و به اصطلاح «علم لدنّي» است.
قرآن دربارهٔ حضرت آدم علیه السلام مي‌فرمايد: «سپس همهٔ علم اسماء (علم اسرار آفرينش و نامگذاري موجودات) را به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مي‌گوييد، اسامي اينها را به من خبر دهيد! عرض كردند: تو منزهي! چيزي جز آنچه به ما تعليم داده‌اي، نمي دانيم. تو دانا و حكيمي.» (2)
آري، علم آدم، علم مكتبي و مدرسه‌اي نبود؛ چرا كه در آن زمان مكتب و مدرسه‌اي وجود نداشت؛ بلكه برگرفته از علم خداوند و تعليم داده شده توسط ذات الهي بود.
قرآن كريم در مورد حضرت خضر علیه السلام مي‌فرمايد: «وَعَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً»؛ (3)«علم فراواني از نزد خود به او آموخته بوديم.» اصطلاح «علم لَدُنّي» نيز برگرفته از همين آيهٔ مباركه است.
آنچه پيش رو داريد، گزارش مختصري است از علم لَدُنّي حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها، تا در پرتو آن، قدري از شأن و مقام علمي آن بانو تبيين گردد. و در صدد بيان اين نكته هستيم كه تمام رفتار و حركات آن بانوي مطهر، از سر آگاهي و برگرفته از علم الهي همراه با عصمت بوده و مقايسهٔ آن بانوي بزرگوار و بي‌همتا با زنان عالم، كاري عبث و ناستودني است.

علم سرشار
علمي كه به ذات الهي وصل باشد، و از ذات لايزال او به كسي افاضه گردد، زمان و مكان نمي‌شناسد و محدود به گذشته و حال نخواهد بود؛ بلكه تا برپايي قيامت پيش مي‌رود. علم حضرت فاطمه سلام الله علیها از اين سنخ بوده است.
سلمان مي‌گويد: «عمار به من گفت: آيا از امر تعجب آوري براي تو خبر دهم! گفتم: بگو. عمار گفت: [روزي] همراه علي علیه السلام نزد فاطمه زهرا سلام الله علیها وارد شديم. هنگامي كه نگاه زهرا سلام الله علیها به علي علیه السلام افتاد، گفت: «اُدْنُ لاُحَدِّثَكَ بِما كانَ وَبِما هُوَ كائِنٌ وَبِما لَمْ يَكُنْ اِلي يَوْمِ الْقِيامَةِ حِيْنَ تَقُومُ السّاعَة؛ [علي جان!] نزديك بيا تا تو را از آنچه كه در گذشته بوده [و اتفاق افتاده] و آنچه در حال به وقوع پيوستن است و آنچه كه به وقوع نپيوسته [و در آينده رخ خواهد داد] تا روز قيامت؛ زماني كه محشر برپا مي‌شود، خبر دهم.»
ديدم امير مؤمنان علیه السلام به عقب برگشت و نزد پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله مشرّف شد. حضرت صلی الله علیه وآله فرمود: اي ابا الحسن! نزديك بيا. علي علیه السلام نزديك پيامبر صلی الله علیه وآله نشست. بعد از اينكه آرام گرفت؛ پيامبر اسلام صلی الله علیه وآله فرمود: من خبر دهم يا خود خبر مي‌دهي؟ عرض كرد: خبر دادن از شما زيباتر است. آنگاه حضرت جرياني را كه بر علي علیه السلام گذشته بود، شرح داد. علي علیه السلام عرض كرد: آيا نور فاطمه سلام الله علیها از نور ما مي‌باشد؟ حضرت فرمود: مگر نمي داني؟ آنگاه علي علیه السلام سجده شكر انجام داد.
سپس حضرت علي علیه السلام نزد فاطمه سلام الله علیها آمد و او خطاب به علي علیه السلام گفت: «كَاَنَّكَ رَجَعْتَ اِلي اَبِي صلی الله علیه وآله فَاَخْبَرْتَهُ بِما قُلْتُهُ لَكَ؛ گويا نزد پدرم رفتي. پس آنچه را گفته بودم، به او خبر دادي؟» علي علیه السلام فرمود: چنين است اي فاطمه! «فَقالَتْ: اِعْلَمْ يا اَبَا الْحَسَنِ اِنَّ اللّهَ خَلَقَ نُورِي... وَاَنَا مِنْ ذلِكَ النُّورِ اَعْلَمُ ما كانَ وَما يَكُونُ وَما لَمْ يَكُنْ يا اَبَا الْحَسَنِ اَلْمُؤْمِنُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللّهِ تَعالي؛ آنگاه فاطمه سلام الله علیها فرمود: بدان اي ابا الحسن! خداوند نور من را آفريد... من از همان نورم، گذشته و آينده و حال را مي‌دانم. اي ابا الحسن! مؤمن با نور خداي تعالي نظر مي‌كند (و از امور پنهاني آگاهي مي‌يابد).» (4)
در حديث ديگرى از امام صادق علیه السلام چنين رسيده است:
«إِنَّ فَاطِمَةَ مَكَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً وَ قَدْ كَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ وَ يُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ علیه السلام يَكْتُبُ ذَلِكَ؛ (5)
فاطمه سلام الله علیها پس از رحلت رسول خدا، هفتاد و پنج روز زندگى كرد و [در اين ايام] بسيار محزون بود. در طول اين مدت جبرئيل به حضورش می رسيد، او را در عزاى پدر تسليت می گفت و دلش را از غصه ها پاك می ساخت و او را از پدرش و جايگاه عظيم او آگاه می كرد، حتى اخبار آينده را در مورد فرزندانش به اطلاع او می رساند و اميرالمؤمنين علیه السلام آنها را می نوشت.»
چنانچه از حديث ص 81 بر می آيد؛ حضرت فاطمه سلام الله علیها با جبرئيل ارتباط مستقيم و مداوم داشت و اخبارى را از دنيا و آينده و عالم برزخ از او دريافت می كرد. بدين وسيله ميزان علم، اطلاع و آگاهيش محدود به زمان و مكان خود نبوده است؛ بلكه علم او بسيار گسترده بود و از علم الهى سرچشمه می گرفت.
حضرت فاطمهٔ زهرا سلام الله علیها بر امورى اشراف داشتند كه نزد ديگران پوشيده و پنهان بود. از جملهٔ اين موارد، علم حضرت به زمان مرگ خويش بود! چنانچه در روايتى «اسماء بنت عميس» چنين می گويد: «حضرت زهرا سلام الله علیها هنگام وفات به من فرمودند: هنگام وفات پيامبر صلی الله علیه وآله، جبرئيل مقدارى كافور بهشتى براى رسول خدا صلی الله علیه وآله آورد. پيامبر آن را سه قسم كرد؛ يك قسم آن را براى خود برداشت؛ قسم ديگر را براى على علیه السلام و قسم آخر را براى من گذاشت. اى اسماء! آن مقدار كافور را بياور و كنار سرم بگذار، اندكى صبر كن و در انتظار من باش، پس مرا صدا بزن، اگر جوابت را ندادم؛ بدان كه به پدرم رسول خدا صلی الله علیه وآله ملحق شده ام.
اسماء می گويد: اندكى صبر كردم و آنگاه فاطمه سلام الله علیها را صدا زدم، جوابى نشنيدم، دانستم كه فاطمه سلام الله علیها به ملكوت اعلى پيوسته است. (6)»
ابن عباس دربارۀ تفسیر آیهٔ شریفهٔ «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْر»؛ «بپرسيد از صاحبان ذكر!» او می گويد: «هُوَ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ: وَ هُمْ أَهْلُ الذِّكْرِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعَقْلِ وَ الْبَيَانِ وَ هُمْ أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ» (7)
همچنين «سلمى امّ بنى‌رافع» نقل می كند: «در واپسين لحظه هاى عمر حضرت زهرا سلام الله علیها كه من در محضر آن بزرگوار بودم، ايشان از من آبى براى غسل و شستشوى بدنش خواست. آب را آماده كردم، سپس فرمود: لباسهاى نو را نيز بياور! چنين كردم. آن بزرگوار پس از غسل، آن لباسها را بر تن كرد و در بستر رو به قبله خوابيد. آنگاه خطاب به من فرمود: اى سلمى! من در همين لحظه قبض روح می شوم و به سوى پروردگارم خواهم رفت، بعد از مرگ من هيچ كس اين لباس مرا از تن برنگيرد.» (8)

هم صحبتی با فرشتگان
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از تنها در آغاز با علم لدُنّي از مسائل آگاه بود؛ بلكه در طول حياتش ملائكه با او حرف مي‌زدند و او را از مسائل آينده آگاه مي‌كردند.
حضرت صادق علیه السلام در اين باره مي‌فرمايند: «فاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللّهِ كانَتْ مُحَدَّثَةً وَلَمْ تَكُنْ نَبِيَّةً اِنَّما سُمِّيَتْ فاطِمَةُ مُحَدَّثَةً لاِنَّ الْمَلائكَةَ كانَتْ تَهْبِطُ مِنَ السَّماءِ فَتُنادِيها كَما تُنادي مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرانَ...؛ (9) فاطمه، دختر رسول خدا، محدّثه بود؛ نه پيامبر. فاطمه را از اين جهت محدّثه ناميده اند كه فرشتگان از آسمان بر او نازل مي‌شدند و با او همانند مريم دختر عمران گفتگو داشتند.»
امام صادق علیه السلام سخن خود را چنين ادامه مي‌دهد كه «شبي حضرت صديقه به فرشتگان هم كلام خويش فرمود: آيا آن زن كه بر جميع زنان عالم برتري دارد، مريم دختر عمران نيست؟ جواب دادند: نه؛ زيرا مريم فقط سيده زنان عالم در زمان خودش بود؛ ولي خداي متعال تو را سيده زنهاي عالم خودت و هم عالم زمان مريم سلام الله علیها و اوّلين و آخرين قرار داده است (يعني تو را بانوي بانوان جهان قرار داد).»
همچنين فرمود كه فاطمه بعد از رحلت پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله 75 روز بيشتر زنده نماند و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبريز كرده بود. به اين جهت، جبرئيل پي درپي به حضورش مي‌رسيد و او را در عزاي پدر تسليت مي‌گفت. آن حضرت در ادامه فرمود: «وَيُخْبِرُها عَنْ اَبِيها وَمَكانَهُ، وَيُخْبِرُها بِما يَكُونُ بَعْدَها في ذُرِّيَتِها وَكانَ عَلِيٌّ يَكْتُبُ ذلِكَ فَهذا مُصْحَفُ فاطِمَةَ سلام الله علیها ؛ (10) و او را از پدرش و مقام و منزلتش [در بهشت] و نيز به حوادثي كه بعد از رحلت او بر ذريه اش وارد خواهد گشت، خبر مي‌داد. علي علیه السلام نيز آنچه را جبرئيل گزارش مي‌داد، مي‌نوشت. پس اين [مجموعه] همان مصحف [معروف [فاطمه زهرا است.»
در زيارتنامه حضرت فاطمه سلام الله علیها مي‌خوانيم: «السَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ؛ سلام بر تو اي محدّثه دانا.»


خطبه‌هاي غرّا و بليغ
علم الهي و وسيع حضرت زهرا سلام الله علیها را از خطبه‌هاي او نيز مي‌توان فهميد. از آن حضرت پنج خطبه در منابع تاريخي و كتب روايي نقل شده است كه هر يك دريايي از علم و دانش و معرفت است. ما در اين بخش فقط عناوين اصلي اين خطبه ها را نام مي‌بريم و بحث تفصيلي آن را به فرصت ديگري واگذار مي‌كنيم.

خطبه اوّل
اوّلين خطبه آن حضرت سلام الله علیها سخنراني ايشان است كه بعد از غصب خلافت امير المؤمنين علیه السلام و غصب فدك (11) حضرت زهرا سلام الله علیها ايراد شد. در اين خطبه، به عناوين ذيل اشاره شده است:
1) ضرورت شكر و سپاس الهي؛
2) لزوم خداشناسي و بيان گوشه‌هايي از اوصاف الهي؛
3) فلسفهٔ بعثت پيامبر خاتم صلی الله علیه وآله؛
4) فوايد و ره‌آورد بعثت پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله؛
5) ويژگيهاي قرآن و اهل‌ بيت علیهم السلام؛
6) بيان فلسفهٔ فروع و امامت؛
7) مردم در عصر جاهليّت؛
8) ويژگيها و نقش امام علي علیه السلام در راه پيشرفت اسلام؛
9) نكوهش بي‌تفاوتيهاي ديروز و تشنگان قدرت امروز؛
10) علل انحراف مردم پس از پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله ؛
11) اثبات ارث خود (فدك) با براهين محكم قرآني؛
12) نكوهش از سستي و بي‌تفاوتي انصار؛
13) دادخواهي از مسلمين؛
14) علل سستي مردم در دين يا حمايت از علي علیه السلام؟؛
15) علل روي گرداني مردم از قرآن؛
16) علل سير ارتجاعي و عقب‌گرد مردم.

خطبه دوم
اين خطبه به سخنراني در جمع زنان مهاجر و انصار اختصاص دارد و شامل نكات مهم و اساسي است. مهم‌ترين عناوين آن از اين قرارند:
1) نكوهش مردم از سير ارتجاعي و عقب‌گردي؛
2) علل مظلوميّت امام علي علیه السلام و غصب خلافت او؛
3) نكوهش از انحراف مهاجران و انصار؛
4) هشدار از آينده‌اي خونين و فتنه‌هاي خطرناك.

خطبه سوم
آنگاه كه كودتاگران تصميم گرفتند به خانه ولايت هجوم برند، حضرت در خطبهٔ مختصري فرمودند: «من ملّتي را مثل شما نمي‌شناسم كه اين گونه عهدشكن و بدبرخورد باشند. جنازهٔ رسول خدا صلی الله علیه وآله را روي دست گذاشته و رها كرديد، و عهد و پيمانهاي ميانتان را بريديد و فراموش نموديد، و ولايت و رهبري امام علي علیه السلام و ما اهل‌بيت را انكار كرديد و حق مسلّم ما را باز نگردانديد. گويا از آنچه رسول خدا صلی الله علیه وآله در روز غدير خم فرمود، آگاهي نداريد؟ سوگند به خدا كه رسول گرامي اسلام صلی الله علیه وآله در آن روز ولايت و رهبري علي علیه السلام را مطرح كرد و از مردم بيعت گرفت تا اميد شما فرصت‌طلبان را قطع نمايد؛ ولي شما رشته‌هاي پيوند معنوي ميان پيامبر صلی الله علیه وآله و خودتان را پاره كرديد. اين را بدانيد كه خداوند در دنيا و آخرت بين ما و شما داوري خواهد كرد.» (12)

خطبه چهارم
اين خطبه در نكوهش پيمان شكنان و مردمان بي‌تفاوت و ساكت ايراد شده است. در بخشي از آن مي‌خوانيم: «... و چه بد رأيي داديد كه حق را از اهلش گرفتيد و به دست نااهلان داديد، و چه بد گناه و ستمي كرديد، گران خواهيد يافت و در آن روز كه پرده از كار شما برداشته شود، سرانجامش را سخت و دشوار خواهيد ديد....» (13)
خطبه پنجم
اين خطبه در مقابل مهاجمان بيت وحي ايراد شده است كه در بخشي از آن آمده است:
«اَيُّهَا الضّالُّونَ الْمُكَذِّبُون! ماذا تَقُولُون؟ وَاَيُّ شَيءٍ تُرِيدُون؟ يا عُمَرُ! اَما تَتَّقِي اللّه؟ تَدْخُلُ عَلي بَيْتي؟...؛ (14) شما اي گمراهان و دروغگويان! چه مي‌گوييد و چه مي‌خواهيد؟ اي عمر! آيا از خدا پروا نداري كه داخل خانهٔ من مي‌شوي؟....»
فصاحت و محتواي اين خطبه ها و همين طور روايات فراواني كه از حضرت نقل شده است، همگي نشان دهندهٔ آگاهي و دانش ژرف آن بانوي بي‌همتا است.

نمونه‌هايي از علم الهی
بر اثر همين علم بي نهايت الهي است كه حضرت حوادث آينده را به خوبي مي‌دانست؛ چنانكه در موارد متعددي از امور غيبي و حوادث تلخ آينده خبر داد كه به نمونه‌هايي چند اشاره مي‌شود:

1. خبر از مصائب آينده
هنگام وفات جانسوز پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله وقتي سخنان پدر را شنيد كه فرمود: «أَبْكي لِذُرِّيَّتي؛ براي فرزندانم گريه مي‌كنم.» حضرت زهرا سلام الله علیها به شدت گريست. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «دخترم گريه مكن، آرام باش!»
حضرت فاطمه سلام الله علیها پاسخ داد: «لَسْتُ اَبْكي لِما يُصْنَعُ بي مِنْ بَعْدِكَ؛ وَلكِنّي لِفِراقِكَ يا رَسُولَ اللّهِ؛ (15) [پدرم!] براي آنچه بعد از تو بر من روا مي‌دارند، گريه نمي‌كنم؛ بلكه از فراق و دوري تو اي رسول خدا صلی الله علیه وآله مي‌گريم.»
در اين جمله حضرت به صورت سربسته به تمام مصائبي كه بعد از رحلت پدرش بر او وارد مي‌شود، اشاره نموده است؛ از آتش زدن در گرفته تا اهانت به شخص آن حضرت و شهادتش.

2. خبر از شهادت امام حسين علیه السلام
سالها قبل از شهادت امام حسين علیه السلام حضرت زهرا سلام الله علیها به اين مسئله در موارد متعددي اشاره نموده است، از جمله در اشعاري چنين فرمود:
اَمْسَوْ اِجباعاً وَهُمْ اَشْبالي
اَصْغَرُ هُمْ يُقْتَلُ فِي الْقِتالِ

بِكَرْبَلا يُقْتَلُ بِاغْتِيالٍ
لِقاتِلِيهِ الْوَيْلُ مَعَ وَبالٍ (16)

«فرزندانم ديشب را گرسنه به روز آوردند. كوچك‌ترين آنان [حسين علیه السلام] در ميدان جنگ كشته مي‌شود. در كربلا فرزندم را با حيله و تزوير شهيد مي‌كنند. نكبت و عذاب بر قاتلانش باد.»
آن حضرت سلام الله علیها در لحظات آخر عمرش خطاب به امام علي علیه السلام عرضه داشت:
اِبْكِني وَابْكِ لِلْيَتامي وَلا تَنْسَيْ
قَتِيلَ الْعِدا بِطَفِّ الْعِراقِ

فارَقُوا اَصْبَحُوا يَتامي حَياري
اَخْلَفُوا اللّهَ فَهُوَ يَوْمُ الْفِراقِ (17)

«بر من و بر يتيمانم گريه كن؛ اما كشتهٔ دشمنيها را در سرزمين عراق فراموش نكن. در حالي جدا مي‌شوند كه يتيمان با حالت سرگرداني صبح مي‌كنند و در حالي كه به خدا سوگند مي‌خورند، پس آن روز روز جدايي است.»

3. خبر از شهادت خويش
حضرت نسبت به شهادت خويش گزارشهاي گوناگون و خبرهاي لحظه به لحظه داد است:
الف) اوّلين ميهمان پيامبر صلی الله علیه وآله
حضرت فرمود: «يا اَبَا الْحَسنَ! اِنَّ رَسُولَ اللّهِ عَهِدَ اِلَيَّ وَحَدَّثَني اَنّي اَوَّلُ اَهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَلابُدَّ مِنْهُ فَاصْبِرْ لاِمْرِ اللّهِ تَعالي وَارْضَ بِقَضائِهِ؛ (18) اي ابا الحسن! به راستي رسول خدا صلی الله علیه وآله با من پيمان بسته و خبر داده است كه من اوّل كسي خواهم بود كه به آن حضرت مي‌پيوندم و گريزي از آن نيست. پس در برابر اوامر و خواست خداوند بزرگ بردبار و به حكم او راضي باش!»
ب) خبر از نزديك شدن شهادت
در ساعات آخر، اين گونه امام علي علیه السلام را از شهادت و مرگ خويش خبر داد: «يا اَبَا الْحَسَنِ! رَقَدْتُ السّاعَةَ فَرَأَيْتُ حَبِيبي رَسُولَ اللّهِ في قَصْرٍ مِنَ الدُّرِّ الاَبْيَضِ فَلَمّا رَاني قالَ : «هَلُمّي اِلَيَّ يا بُنَيَّةَ فَاِنّي اِلَيْكِ مُشْتاقٌ» فَقُلْتُ وَاللّهِ اِنّي لاَشَدُّ شَوْقا مِنْكَ اِلي لِقائِكَ، فَقالَ: «اَنْتِ اللَّيْلَةَ عِنْدي» وَهُوَ الصّادِقُ لِما وَعَدَ وَالْمُوْفي لِما عاهَدَ؛ (19) اي ابا الحسن! قدري به خواب رفتم. حبيبم رسول خدا صلی الله علیه وآله را در قصري از مرواريد سفيد ديدم. پس زماني كه مرا ديد، فرمود: دخترم! به نزد من بشتاب كه سخت مشتاق توام. پس جواب دادم: به خدا قسم اشتياق من براي زيارت و ملاقات شما شديدتر است. در اين هنگام [پدرم] فرمود: «تو امشب در پيش من خواهي بود.» و او هر چه وعده دهد، راست است و به عهد خود وفا مي‌كند.»

ج. لحظهٔ شهادت
ابن عباس نقل مي‌كند: «حضرت زهرا سلام الله علیها در لحظه‌هاي واپسين شهادت، دست حسن و حسين(ع) را گرفت و به طرف قبر رسول خدا صلی الله علیه وآله شتافت. سپس بين قبر و منبر پيامبر صلی الله علیه وآله دو ركعت نماز خواند. پس از نماز، حسنين(ع) را در آغوش خود فشرد و با آنها وداع نمود و فرمود: پدرتان علي علیه السلام در حال نماز خواندن است، پيش پدر بمانيد. آن گاه خود به سوي منزل حركت كرد. «اسماء»، همسر جعفر طيّار را صدا زد و فرمود: «لا تُضاقِدِيْني فَإِنّي في هذَا الْبَيْتِ واضِعَةٌ جَنْبي ساعَةً، فَاِذا مَضَتْ ساعَةٌ وَلَمْ اَخْرُجْ فَناديني فَاِنْ اَجَبْتُكِ فَادْخُلي وَاِلاَّ فَاعْلَمي اَنّي اُلْحِقْتُ بِرَسُولِ اللّهِ؛ (20) [اي اسماء!] از من جدا مشو! به راستي من در اين اتاق ساعتي استراحت مي‌كنم. پس از گذشت ساعتي، اگر [از اتاق] خارج نشدم، مرا صدا بزن. اگر جوابت دادم، وارد شو؛ امّا اگر پاسخي نشنيدي، بدان كه به رسول خدا صلی الله علیه وآله پيوسته ام.»
تمام رفتار و حركات آن بانوي مطهر، از سر آگاهي و برگرفته از علم الهي همراه با عصمت بوده و مقايسه آن بانوي بزرگوار و بي همتا با زنان ديگر، كاري ناروا و ناستودني است.
همچنين سَلْمي، امّ بني رافع، نقل مي‌كند: در لحظه‌هاي واپسين زندگاني حضرت زهرا سلام الله علیها در محضرش بودم. آبي براي غسل و شستشوي بدن خواست. فورا آماده كردم. سپس فرمود: لباسهاي تازه مرا بياوريد. لباسهاي آن حضرت را آوردم. آنها را پوشيد و وارد اتاق خود شد و در بستر استراحت رو به قبله قرار گرفت. آنگاه خطاب به من فرمود: «يا اُمّاهُ اِنّي مَقْبُوضَةٌ اَلاْآنَ اِنّي قَدْ فَرَغتُ مِنْ نَفْسي وَاِنّي قَدِ اغْتَسَلْتُ فَلا يَكْشِفْني اَحَدٌ؛ (21) اي مادر! به راستي من در همين لحظه قبض روح مي‌شوم [و به سوي پروردگارم خواهم رفت.] به درستي كه از جانم فارغ شدم و غسل كرده ام [و بدنم را شستشو داده ام.] پس كسي لباس از تن من برنگيرد.»

عصمت فاطمه سلام الله علیها
در شأن نزول آيه تطهير، روايات متواترى در دست است و حكايت از آن دارد كه آيهٔ تطهير در خانهٔ «ام سلمه» نازل شده است. هنگام نزول آيه، رسول خدا صلی الله علیه وآله، فاطمه زهرا سلام الله علیها، على علیه السلام و حسنين علیهما السلام حضور داشتند. پيامبر صلی الله علیه وآله عباى خويش را بر سر آنان افكند و بدين ترتيب آنان از باقى اهل خانه جدا و مشخص شدند. آن‌گاه حضرت رسول صلی الله علیه وآله، دستها را به سوى آسمان بلند كرد و فرمود: «خدايا! اينان اهل‌بيت من هستند، پس بر اهل‌بيت و آل من درود فرست!» خداوند عزوجل اين آيه را در شأن آنان نازل فرمود (22): «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً»؛ (23) «همانا خداوند اراده فرمود كه زشتيها و پليديها را از شما اهل‌بيت دور سازد و شما را پاك و مطهر گرداند.»


استدلال به آيهٔ تطهير
چون خليفه اول، پس از رحلت پيامبر خدا صلی الله علیه وآله، فدك را غصب كرد و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها با او به محاجّه و مناظره پرداخت. اميرالمؤمنين على علیه السلام نيز پس از خطبهٔ فاطمه زهرا سلام الله علیها در مسجد، به آنجا رفت و در سخنانش خطاب به ابوبكر فرمود: «يا ابابكر! بگو ببينم قرآن خوانده اى؟!» ابوبكر گفت: «بلى، خوانده ام.» على علیه السلام فرمود: «بگو ببينم آيا آيهٔ تطهير «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» در حق ما نازل شده است يا در حق ديگران!؟» ابوبكر گفت: «در حق شما نازل شده.»
على علیه السلام فرمود: «اگر كسى شهادت دهد كه فاطمه سلام الله علیها ـ نعوذ بالله ـ كار بدى انجام داده، چه می كنى؟ آيا شهادت او را می پذيرى يا نه؟» ابوبكر گفت: «بله می پذيرم و براى فاطمه سلام الله علیها مانند ديگران حد جارى می كنم.»
على علیه السلام: «در اين صورت در پيشگاه خداوند كافر می شوى.»
ابوبكر: «چرا؟!»
على علیه السلام: «زيرا در اين فرض تو شهادت خدا را كه به پاكى فاطمه سلام الله علیها گواهى داده، قبول نكرده و گواهى مردم را پذيرفته اى، همان طور كه شهادت خدا و پيامبر صلی الله علیه وآله را در اين مورد ناديده گرفته و فدك را از فاطمه سلام الله علیها به يغما برده اى! اى ابوبكر! مگر فدك در دست فاطمه سلام الله علیها نبود؟ چرا و چگونه چيزى را كه در دست او است براى اثبات مالكيتش از او بينه و شاهد می خواهى!؟»
مردم چون اين مناظره و سخنان على علیه السلام و ابوبكر را شنيدند، به يكديگر نگاه كرده، گفتند: «صَدَقَ وَالله عَلِىُ بن اَبِى طَالِب؛ سوگند به خدا كه على علیه السلام راست می گويد.»
در اينجا على علیه السلام با استفاده از آيه تطهير بر عصمت فاطمه سلام الله علیها استدلال نمود و مهاجر و انصار نيز آنرا پذيرفته و مورد تاييد قرار داده اند.
عايشه می گويد: «بامداد يكى از روزها رسول خدا صلی الله علیه وآله بالاپوش خود را به دوش انداخت و خواست به بيرون از خانه برود. در اين موقع حسن، حسين، فاطمه و سپس على علیه السلام وارد شدند. هر يك كه می آمدند، پيامبر صلی الله علیه وآله عباى خود را بر سر او می گذاشت تا اينكه همه زير عبا جمع شدند. در اين لحظه پيامبر صلی الله علیه وآله آيهٔ تطهير را تلاوت كرد. در اين موقع ام سلمه، يكى از همسران پيامبر صلی الله علیه وآله،‌ نيز خواست به آنها ملحق شود كه پيامبر صلی الله علیه وآله مانع شد.» (24)

گواهى ملائكه بر عصمت فاطمه سلام الله علیها
از روايات متعددى استفاده می شود كه جبرئيل و ساير ملائكه آسمانها، بر حضرت فاطمه سلام الله علیها نازل شده و با وى به مكالمه و مصاحبه پرداخته و در ضمن سخنان خود، در مورد فضايل و مناقب آن بانوى گرامى مطالبى می گفتند كه عصمت آن بزرگوار از آنها ثابت می شود. در حديثى از رسول گرامى اسلام صلی الله علیه وآله آمده است: «... ابْنَتِي فَاطِمَةَ وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَ هِيَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ عَالَمِهَا؟ فَقَالَ: ذَاكَ لِمَرْيَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ فَأَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ فَهِيَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ، وَ إِنَّهَا لَتَقُومُ فِي مِحْرَابِهَا فَيُسَلِّمُ عَلَيْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَ يُنَادُونَهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ الْمَلَائِكَةُ مَرْيَمَ فَيَقُولُونَ يَا فَاطِمَةُ! إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِين؛ (25) ... دخترم فاطمه سلام الله علیها سرور زنان جهان است. گفته شد: يا رسول الله! آيا او سرور زنان زمان خويش است؟ فرمودند: اين [امتياز محدود]، مربوط به مريم سلام الله علیها دختر عمران است، ولى دخترم فاطمه سلام الله علیها برترين زنان عالميان از اولين تا آخرين است. بر او در محراب عبادتش، هفتاد هزار فرشته از مقربين درگاه الهى سلام می دهند و او را با آن جمله اى كه مريم سلام الله علیها را مخاطب قرار داده بودند، مخاطب قرار می دهند و چنين می گويند: اى فاطمه! خداوند تو را برگزيده و پاك ساخته و تو را بر تمام زنان عالميان برترى داده است.»
فرشتگان به وضوح طهارت و عصمت فاطمهٔ زهرا سلام الله علیها را بيان نموده اند.
همچنين از شيعه و سنى نقل شده است كه حضرت رسول صلی الله علیه وآله فرمودند: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اللَّهَ؛ فاطمه سلام الله علیها پارة تن من است، هر كس او را آزار دهد، مرا آزار داده، و هر كس مرا اذيت كند، خدا را اذيت نموده است.» (26)
آنچه كه از اين احاديث در رابطه با عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها می توان استفاده كرد اين است كه اگر فاطمه سلام الله علیها معصومه نبود، چگونه پيامبر خدا صلی الله علیه وآله به طور مطلق خشم او را خشم خدا و رضاى او را رضاى الهى معرفى می كند؟ ! مگر می توان رضا و خشم اشخاص غير معصوم را به طور مطلق، با رضا و خشم خدا مرتبط دانست!؟



 پی نوشت :

1) ديوان محمدحسين غروي اصفهاني، متخلص به مفتقر.
2) بقره/ 31 و 32.
3) کهف / 65.
4) بحارالانوار، ج43، ص8.
5) اصول كافى، محمد بن يعقوب كلينى، ج 1، ص 458.
6) نهج الحياة فرهنگ سخنان فاطمه سلام الله علیها، ص 236.
7) احقاق الحق، ج 3، ص482.
8) همان، ص 228.
9) بحارالانوار، ج43، ص55.
10) الکافی، ج1، ص241.
11) كشف الغمّۀ، ج 2، ص 40
12) بحار الانوار، ج 28، ص205؛ الاحتجاج، ص51، ح 80؛ الامامة والسياسة، ج 1، ص12.
13) احتجاج، ص 106؛ عوالم، ج 11، ص 476
14) اصول كافي، ج 1، ص 460؛ ارشاد ديلمي، ص 176؛ الوافي، ج 2، ص 188
15) صحيح ترمذي، ج 13، ص249؛ صحيح بخاري، ج 5، ص21؛ ج 6، ص10؛ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا سلام الله علیها، محمد دشتي، ص171.
16) امالي صدوق، ص258؛ عوالم، ج11، ص588؛ فرهنگ سخنان فاطمه سلام الله علیها، ص170.
17) بحار الانوار، ج 43، ص 174 – 178.
18) صحيح ترمذي، ج13، ص249؛ صحيح بخاري، ج5، ص21؛ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا سلام الله علیها، ص171.
19) بحار الانوار، ج43، ص179، ح15؛ عوالم، ج11، ص491.
20) وسائل الشيعة، ج2، ص31؛ كشف الغمّۀ، ج2، ص62.
21) بحار الانوار، همان، ج43، ص183؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج3، ص364.
22) فاطمه سلام الله علیها در آينه كتاب، ص 10 - 11، موسسه نشر الهادى قم.
23) احزاب/33.
24) صحيح ترمذى، ج 2 ص308 و 209؛ مستدرك حاكم، ج 3، ص150.
25) عوالم العلوم، ج 11، ص 99.
26) محجة البيضاء، ج 4، ص 210؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 16، ص 273.

منبع : کتاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) / معاونت تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه علمیه قم/ چاپ اول-1390.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ١٩ فروردين ١٣٩٤ / شماره خبر : ٨٣٠٥٦ / تعداد بازدید : 4475/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج